|
|
|
|
|
حسین خانی: نه به زور بازوبند را نگه می دارم و نه به راحتی به کسی می دهم! فرزاد حسین خانی بازیکنی است که در تمام رده های سنی مس توپ زده است و 12 سال توپ زدن برای مس سبب شده است که هواداران این تیم کرمانی او را پویول تیم خود لقب دهند. حسین خانی فصل قبل کاپیتان مسی بود که موفق شد به لیگ قهرمانان آسیا صعود کند تا محبوبیت او در کرمان چند برابر شود. او در روزهای آماده سازی مس از وضعیت خوب این تیم و البته حواشی احتمالی که در این فصل برای بازوبند کاپیتانی مس اتفاق می افتد صحبت می کند. _ با توجه به اینکه مس عنوان سومی لیگ فصل قبل را کسب کرد در این فصل همه نگاهی متفاوت به این تیم دارند. فکر می کنی این تیم بتواند موفقیت های فصل قبل را ادامه دهد؟ خوشبختانه وضعیت ما تا امروز بسیار خوب بوده است. 90 درصد تیم بسته شده است و بازیکنان با دو نوبت تمرین با یکدیگر کاملا آشنا می شوند. روند بسته شدن تیم هم خیلی خوب در حال انجام است و من فکر می کنم در این فصل هم یک مس پر قدرت باشیم. _ فکر می کنی نهایت موفقیت مس در لیگ قهرمانان تا چه اندازه باشد؟ بازیکنانی که در این فصل جذب کرده ایم و به انضمام بازیکنانی که از فصل قبل در مس مانده اند همگی توانایی بازی در مسابقه های سنگین بین المللی را دارند. مطمئن باشید در لیگ قهرمانان به هیچ عنوان زنگ تفریح نیستم و با صعود از گروهمان ناکامی تیم های ایرانی در لیگ آسیا را جبران می کنیم. _ اما شما نسبت به فصل قبل بازیکنان زیادی از دست دادید. به خصوص در خط دفاع. این برای شما مشکل ایجاد نمی کند؟ البته باشگاه خیلی تلاش کرد که این بازیکنان را در تیم نگه دارد. هرچند بازیکنان فصل قبل با یکدیگر هماهنگی خوبی داشتند اما همین بازیکنان در ابتدای فصل قبل هم همگی تازه به مس آمده بودند و هماهنگی چندانی نداشتند. همانند فصل قبل هم تیم امسال در تمرینات و بازی های دوستانه با یکدیگر کاملا هماهنگ می شود و تا شروع بازی ها مشکلی پیش نمی آید. _ با این همه زوج تو و آشوبی در میانه زمین مس باقی ماند... از این اتفاق خیلی خوشحال هستم. البته ما چند بازیکن خوب هم در این پست جذب کرده ایم که باعث می شود رقابت بالا بگیرد و در نهایت قدرت تیم افزایش پیدا کند. با این همه خوشحالم که باز در کنار فرزاد بازی می کنم چراکه با یکدیگر کاملا هماهنگ هستیم. _ نکته ای که الان حواس هواداران مس را به خود معطوف کرده است بحث بازوبند کاپیتانی مس برای فصل آینده است. با بازگشت عباس محمدی تو حاضری که آن را در اختیار او قرار دهی؟! ببینید... در این باره من اصلا تصمیم گیر نیستم. این مسئله ایست که باشگاه باید در رابطه با آن تصمیم بگیرد. من نه بازوبند را به زور نگه می دارم و نه آن را در اختیار کسی قرار می دهم! در این زمینه هر تصمیمی که باشگاه و کادر فنی بگیرد من تابع آن هستم. _حتی ممکن است که پیروز قربانی به عنوان کاپیتان استقلال مدعی شود که بازوبند مس هم باید در اختیار او قرار بگیرد...! ( با خنده )... هنوز خیلی زود است که در این باره حاشیه سازی کنید...! باور کنید این بازوبند هیچ جیز خاصی ندارد که برای آن این همه جار و جنجال راه بی اندازیم. ما باید یک مجموعه هماهنگ در کنار هم باشیم. من به شخصه اجازه نمی دهم که بازوبند باعث ایجاد حاشیه در تیم شود. چه من و چه بازیکن دیگر باید تابع نظر کادر فنی و باشگاه در رابطه با بازوبند باشیم. _ به حاشیه اشاره کردی... گفته می شد فصل قبل هم در تیم مس باندهایی وجود داشت که گاهی مشکلاتی هم ایجاد می کرد. شاید با توجه به جدایی برخی بازیکنان بشود در رابطه با آن ها راحت تر صحبت کرد... به عنوان کاپیتان فصل قبل هرگونه باند بازی در تیم لیگ گذشته را تکذیب می کنم و اعلام می کنم اگر در تیم ما حاشیه ای وجود داشت مس هرگز سوم نمی شد. موفقیت فصل قبل ما دلیل محکمی است که هیچ حاشیه ای نداشتیم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:18 توسط سعید قرایی |
|
|
باشگاه مس آماده براي مدرك سازي! هرچند خبر حذف تيم مس از ليگ قهرمانان آسيا توسط كنفدراسيون فوتبال اين قاره به خاطر اداره همزمان سه تيم در ليگ ايران توسط باشگاه كرماني، آنقدرها جدي گرفته نشده است و همه منتظر هستند تا اين مشكل خيلي آسان حل شود تا مس همچنان نماينده ايران بماند، اما همين خبر نه چندان جدي مي تواند در آينده تبعات خاص خود را داشته باشد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 13:5 توسط سعید قرایی |
|
|
از جايي كه هيچ جا نبود برگشتم... به كجا؟!...هنوز نمي دانم! شايد اصلا جايي نرفته بودم كه
برگردم! شايد يك عمر خيال مي كردم كه مي روم و يا در حال رفتنم... اما وقتي يك
سيلي جانانه تو را به خود بياورد تازه متوجه شوي خيلي وقت بوده است كه زير بي
باراني درست در يك نقطه ايستاده اي و اين تصاوير بودند كه از كنارت رد مي شدند!
درست مثل ماشيني كه فكر كند با آخرين سرعت در حال حركت است اما وقتي به خودش مي يايد
ببينه هيچ مقصدي وجود نداشته است! بي مقصدي... بي مقصدي...بي مقصدي...!!! هميشه از
اون تنفر داشتم اما خب... هيچ وقت چيزهايي كه تو از اونها تنفر داري محكوم نيستن
كه به سراغت نيان. و حالا من فكر مي كنم شرايطي فراهم شد كه اين بي مقصدي نه فقط
سراغ من كه سراغ خيلي از اين ماشين هاي ايستاده كنارم بياد! جالب بود كه همه دوست
داشتيم براي رسيدن به يك مقصد مشترك باهم كورس بذاريم! نهايت مقصد همه ما كسب ذره
اي احترام بود... همين! اما وقتي همه به مقصد رسيديم كه شايد نرسيديم! احتراممان با
پس گردني، فحش، لگد و البته نابود كردن ادا شد... حتما حق مي دي كه از اين مقصد
لعنتي متنفر باشم... آره داداش!! ما هيچكدوم به مقصد نرسيديم و براي همينه كه به همه
ما مي گن نسل سوخته...! خيلي احساس حقارت مي كنم كه وقتي بچه هاي ما و يا حتي بچه
هاي بچه هاي ما و يا حتي بچه تر هاي اون ها! با حس زبوني از ما ياد كنن و بگن خدارو
شكر كه بين ما نسل سوخته ها نبودن... احساس سوختگي شديد قابل تحمل تره وقتي دود
آتيشي كه روحت رو مي سوزونه رو نبيني. اما وقتي آتيش شعله بكشه....وا اسفا....! من
برگشتم... دوباره از فردا از مس مي نويسم از باخت هاي ورزش كشور مي نويسم و دوباره
مي گم به فردا اميدوار باشيد...! به من پوزخند نزنيد از اينكه اين همه، اين نقش
مسخره اي كه مي خواهم بازي كنم زشت و آماتورگونه است... خودم از صورتكي كه مي
خواهم از همين فردا و فرداها به صورت بزنم حالم بهم مي خورد. به هر حال اين طبيعت
مان نسلي است كه سوخته لقب گرفته است و هيچ باراني هم نيست كه برسرو رويش ببارد...
ببخشيد! يادم رفته بود كه آسمان اينجا خيلي وقت است باران ندارد. داروگ هم ديگه
آواز خوندن يادش رفته تا نه ديگه گوشمان دنبال باران باشه و نه دستمان براي گرفتنش
باز باشه. به هر حال... من برگشتم بدون اينكه توي همه اين سال ها جايي رفته باشم و
مقصد ما اينطور چقدر كوتاه شد... انگار عمري در بي مقصدي بوديم و خودمان بي خبر
بوديم و يا شايد عمري در مقصد بوديم و خبر نداشتيم... "ما" برگشتيم از
جايي كه نبرده بودنمان و اين برگشتن چقدر خستگي بر تنمان كاشت... خستگي كه فقط زير
باران در مي رفت اما باران هم بي وفا شده بود وقتي رسم "صداقت" و البته
عاشقي فراموش كرده بود. حالا اين منم و يك دل سوخته و تن خسته... اگر تحمل من را
داري باز هم به اينجا سر بزن و اگر هوس سوختن در همان آتشي كه دودش جلوي چشممان را
گرفته و سيل اشك را از آن جاري كرده به واي گويه ها سربزن.... من برگشتم و منتظر نسيم
مي مانم تا سلامم را به خيلي جاها برساند.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 23:56 توسط سعید قرایی |
|
|
صداي "خش خش" توي گوشم ناله مي كرد... نه كارشناس مسائل اجتماعي هستم و نه يك ياغي. نه از بابت شخصي حرف مي زنم و نه از شخصي مي خواهم كه با من همدردي كند و يا با من هم صدا شود. فقط از بابت خودم به عنوان يك انسان حرف مي زنم كه احساس مي كند در اين شرايط بايد سرخورده باشد...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:29 توسط سعید قرایی |
|
|
بازيكناني كه دستبند سبز داشتند براي اداي توضيحات فراخوانده شدند خبرهايي كه هيچ يك از رسانه هاي ورزشي و رسمي ايران مجاز به انتشار آن نيستند حكايت از آن دارد كه بازيكنان تيم ملي فوتبال ايران كه در بازي برابر كره جنوبي از دستبند سبز استفاده كرده بودند در بازگشت به ايران اقدام به ضبط پاسپورت هاي آن ها شده است. هفت تن از بازيكنان تيم فوتبال ايران پس از اعتراض هاي مردم ايران به نتايج انتخابات رياست جمهوري كه با رنگ سبز صورت مي گرفت، در بازي با كره جنوبي اقدام به بستن دستبندهاي سبز كرده بودند و هرچند منصور پورحيدري سرپرست تيم ملي اداي نظر اين بازيكنان را دليل آن مي دانست اما مشخص بود كه اين بازيكنان به نشانه حمايت از حركت مردم ايران دست به اين اقدام زده اند. دستبندهايي كه البته در نيمه دوم به دلايل نامشخص از دست بازيكنان ايران باز شده بود. اما خبرها حكايت از آن دارد كه بازيكناني كه دست به اين اقدام زده بودند در بازگشت به ايران با مشكلاتي مواجه شده اند و پاسپورت آن ها در فرودگاه جمع آوري شده است . در بين اين بازيكنان نفراتي چون حسين كعبي، علي كريمي، مهدي مهدوي كيا، محمد نصرتي، جواد نكونام حضور داشتند كه به آن ها اعلام مي شود در ساعات مشخصي براي دريافت پاسپورت خود رجوع كنند. هرچند به كار بردن لفظ بازداشت براي اين بازيكنان هنوز تاييد نشده است اما پس از مراجعه اين بازيكنان براي دريافت پاسپروت خود با سوالاتي روبرو شده اند اما با نامشخص بودن مكان آن ها پس از اين اتفاقات هنوز اطلاع دقيقي از جلسه پرسش و پاسخ آن ها مخابره نشده است. به نظر مي رسد تصميم گيري هاي سختي در انتظار اين بازيكنان باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 14:7 توسط سعید قرایی |
|
|
چشممان به خاطر خس و خاشاك خيس است نه حذف تيم ملي! مسير سبز ما به جام جهاني خيلي وقت پيش آتش گرفت تيم ملي فوتبال ما شب پيش حذف نشد بلكه درست از همان زماني همه فهميدند كه اين تيم به جايي نمي رسد كه دستور رسيد " آقاي علي آبادي خودت فوتبال را در دست بگير و آن را درست كن...!" و فوتبال ما درست از همين روز حذف كه نه، نابود شد!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:25 توسط سعید قرایی |
|
|
ايران در زمين پيروز شد اما فيفا عربستان را به جام جهاني فرستاد! بازي ايران و كره جنوبي شروع مي شود. ايراني ها حالا ديگر كاملا درك كرده اند كه اين آخرين فرصت براي نجات آن هاست. براي همين است كه يك توصيه فضاي اردوي ايران را پر مي كند... با تمام توان بازي كنيد و حتي يك درصد هم كم فروشي نكنيد حتي اگر در گذشته تشخيص مي داديد اين گونه راه پيروزي نزديك تر است...! ايراني ها وارد زمين مي شوند. از همان تونل ورزشگاه كه بالا مي روند نوع گام هاي آن ها مشخص مي كند كه امروز متفاوت هستند. يك تيم كه نه يك ملت در زمين بازي مي كند و حماسه همبستگي ايراني سبب مي شود كه ايراني ها در اوج شگفتي 5 گل به كره جنوبي بزنند و به خاطر تساوي عربستان قانونا به جام جهاني صعود كنند. ايراني ها خود را آماده جشن و پايكوبي مي كنند و مي خواهند بازي حماسي خود را در خاطره ها حفظ كنند. ناگهان خبر مي رسد كه فيفا طي دستورالعملي جديد اعلام كرده است كه همه نتايج بايد در يكجا جمع شود وآن ها پس از بررسي دقيق تيم هاي برنده را اعلام مي كنند! فيفا در پشت درهاي بسته ظاهرا همه كاغذهايي كه نتايج بازي را در خود ثبت كرده است به آشغالي مي ريزد و با حساب و كتابي دقيق و منحصر به فرد! با تجميع نتايج اعلام مي كند كه ايران از عربستان 10 امتياز كمتر دارد و با اين حساب اين عربستان "صعودي"! است كه به جام جهاني صعود كرده است!!!!! حتي اگر در جدول و در زمين مسابقه ايران چند امتياز هم از عرب ها بيشتر كسب كرده باشد! عرب ها كه هيچ تماشاگري هم برروي سكو ندارند وسط زمين مي ريزند و اين بار براي اينكه تحقير ما را بيشتر كنند با پرچم خود ايران در برابر ما رژه مي روند! ايراني ها با هواداران ميليوني خود به اين تصميم عجيب و غير منطقي اعتراض مي كنند اما فيفا آن ها را مشتي اغتشاش گر مي داند كه درصدد زير پا گذاشتن قواعد دنياي فوتبال هستند! فيفا صعود قانوني عربستان را تبريك مي گويد و دستور مي دهد ايران به واسطه اعتراض در پايمالي حقش فعلا محروم باشد! نتيجه گيري فوتبالي: هميشه همه نتايج در زمين بازي ثبت نمي شود. نتيجه گيري غير فوتبالي: هميشه برنده ها پيروز نيستند. نتيجه گيري غير اخلاقي: حق هيچ وقت مال تو نيست حتي اگر آن را گرفته باشي. نتيجه گيري اخلاقي: در قيامت مظلوم به همان چاهي مي افتد كه ظالم افتاده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:19 توسط سعید قرایی |
|
|
پدر خوانده تيشه در دست! محمد علي آبادي كه گفته مي شود باجناق رييس جمهور ايران مي باشد پس از انتخاب محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري انتظار داست با توجه به حمايت هايش از او، وزير يكي از وزارت خانه ها شود. اما برخلاف ميل باطني به سمت رياست سازمان تربيت بدني برگزيده شد. او بي ميلي خود را براي اين پست با گفته اش مبني بر اداره سازمان ورزش تنها با 25 درصد از وقت خود نشان داده بود! 1_ حذف از جام جهاني به بدترين شكل ممكن در حالي كه در مديريت سابق ورزش كشور تيم ملي كشورمان با كمترين حاشيه ممكن به جام جهاني رفته بود، با شروع كار علي آبادي و اختلافات او با دادكان دچار چنان حواشي شد كه به تلخ ترين شكل ممكن از جام جهاني آلمان حذف شد. 2_ حمله به مديريت سابق ورزش بعد از بازي هاي دوحه علي آبادي پس از بهبود رتبه ايران در جدول مدال هاي بازي هاي آسيايي دوحه آن را تماما به خود نسبت داد و از عملكرد مديريت ورزش سابق انتقاد كرد! اين در حالي بود كه كارشناسان گفته بودند نتايج بازي هاي دوحه بازگو كننده عملكرد علي آبادي نيست. 3_ تعليق فوتبال ايران دخالت هاي مكرر علي آبادي در فدراسيون فوتبال سرانجام كار دست ورزش ايران داد و فيفا فوتبال ايران را به خاطر دخالت هاي دولت در اين رشته به خصوص پس از جام جهاني آلمان تعليق كرد. 4_ حذف استقلال از باشگاه هاي آسيا بدون برگزاري بازي اتفاق بد بعدي حذف استقلال از باشگاه هاي آسيا به دليل مديريت ضعيف اين باشگاه در عدم ارسال اسامي بود. تربيت بدني به عنوان متصدي اصلي اين تيم، نقش متهم رديف اول در اين تحقير تاريخي فوتبال ايران بازي كرد. 5_ كسر شش امتياز از پرسپوليس تيم پرسپوليس هم به خاطر ضعف مديريت خود دچار لطمه شد و با كسر شش امتياز به حكم فيفا تحقير ديگري بر ورزش ما وارد كرد. متصدي اين تيم هم تربيت بدني ايران بود! 6_ ماجراي عجيب انتخاب رييس فدراسيون فوتبال علي آبادي در حالي با تاييد رييس جمهور قصد فتح صندلي رياست فدراسيون فوتبال را داشت كه بنا به آيين نامه فيفا اين اقدام خلاف محسوب مي شد. با ممانعت از انتخاب او، علي آبادي اين انتخابات را نزديك به سه ماه به تاخير انداخت تا حوادث عجيبي در فوتبال ايران رقم بخورد. 7_ بدترين المپيك ايرانيان بازي هاي المپيك چين به خوبي عملكرد فني علي آبادي را نشان مي داد. كسب تنها دو مدال سبب شد ايران در اين بازي ها يكي از بدترين كاروان هاي تاريخ خود را داشته باشد! 8_ خرابي ورزشگاه هاي تازه افتتاح شده علي آبادي كه به عملكرد عمراني خود افتخار مي كرد مجبور شد بسياري از پروژه هايي كه افتتاح كرده بود را به سرعت تعمير كند. نظير ورزشگاه كاشان كه تنها دو ماه بعد از افتتاح و بدون هيچ استفاده اي بازسازي شد! 9_ سرشاخ شدن با برنامه نود عملكرد سازمان علي آبادي آنقدر فجيع بود كه كاملا رسانه اي شود. برنامه پربيننده نود كه بخشي از اقدامات او را افشا كرده بود مجبور شد فشار زيادي براي عدم تعطيلي خود تحمل كند. 10_ رانت خواري فرزند علي آبادي و در آخرين روزهاي كار علي آبادي مشخص شد كه فرزند او در طول اين چهار سال با استفاده از موقعيت پدر خود رانت زيادي را به جيب ريخته است. پرونده او در قوه قضائيه در جريان است.
بخشي از جملات قصار باباي ورزش ايران! 1- فکر مي کنم آخرين باري که يک تيم ايراني موفق به کسب مقام قهرماني در رقابت هاي باشگاهي آسيا شد به اوايل انقلاب برگردد يا نهايتاً دو سال بعد از انقلاب اين قهرماني به دست آمده است.
توضيح؛ پاس در سال 1370 با مربيگري فيروز کريمي قهرمان آسيا شد.
2- مي خواهيم راه جديدي را آغاز کنيم و نگاهي به اندازه بزرگي فوتبال و بزرگي 40 ميليون جوان ايراني داشته باشيم.
توضيح؛ براساس آماري که سازمان ملي جوانان پس از آمارگيري سال 1385 اعلام کرد در ايران 24 ميليون و 400 هزار جوان 15 تا 29ساله زندگي مي کنند.
3- متاسفانه در تيم ملي مي بينيم بازيکني توپ را روي سينه اش کنترل مي کند اما توپ هفت متر جلوتر پرت مي شود. در بازي ايران مقابل امارات چند بار ديدم که نامجومطلق توپ را در اختيار داشت اما از پشت اسماعيل مطر توپ را از او مي گرفت.
توضيح؛ مجيد نامجومطلق سال 1376 از تيم ملي خداحافظي کرده و در زمان خداحافظي نامجومطلق احتمالاً اسماعيل مطر نوجواني 10ساله بوده است.
4- شما برويد بازي اسپانيا و پرتغال را نگاه کنيد که چگونه بازيکن اسپانيايي که يک متر و 60 سانتي متر قد دارد موفق مي شود.
توضيح؛کوتاه قدترين بازيکن هاي اسپانيا هم ژابي هرناندز، داويد سيلوا و بويان کرکيچ يک متر و هفتاد سانتيمتر قد دارند.
5- مردمي که بازي هاي تيم ملي را مي بينند برايشان مهم نيست که با ديدن اين بازي لذت ببرند. آنها تنها براي موفقيت تيم ملي شان دعا مي کنند، حتي شايد خيلي از آنها ندانند که کدام تيم ايران است و کدام تيم عربستان.
توضيح؛ به ما حق بدهيد که با اشتباه هاي رئيس سازمان تربيت بدني اين بند آخر را هم به عنوان اشتباه او ذکر کنيم.
علي آبادي ماه قبل هم دليل تاکيد بر استفاده از نام پيروزي به جاي پرسپوليس را اين گونه عنوان کرده بود؛ «مردم ما از شعار استقلال، پيروزي، جمهوري اسلامي خاطره خوشي دارند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 13:21 توسط سعید قرایی |
|
|
ملي پوش بازنده و ورزش شرمنده از آن ما! ورزش خصوصي آرزوي كارشناسان اين رشته شده است. آرزويي كه به خاطر منافع اين بخش براي دولت و تبديل آن به حيات خلوت سياست مداران براي انجام خيلي از اقدامات، تبديل به رويا شده است. اما برروي اين حيات خلوت كم كم آفتابي طلوع كرده است كه ديگر همانند گذشته تاريكي پشت پرده آن به قدري نيست كه خيلي از اقدامات گذشته در آن انجام گيرد و همين سبب شد كه ورزش ايران در طول چهار سال گذشته تبديل به يكي از چالش برانگيز ترين دستگاه هاي دولت نهم قلمداد شود. ورزش ايران به عنوان يكي از دولتي ترين ورزش هاي دنيا كه براي اثبات خصوصي بودن خود به مجامع بين الملل از جمله اي اف سي مجبور به سند سازي شد مي تواند خيلي خوب بازگوي عملكرد دولت در اين بخش باشد. همچنین ورزش کشور ما به عنوان یکی از پرمخاطب ترین موضوعات، همواره یکی از نقطه های مورد هدف گروه ها و جناح های سیاسی مختلف کشور بوده است و شاید همین عامل باشد که پای بسیاری از مدال آوران المپیکی کشور در لیست های انتخاباتی جناح های سیاسی کشور را باز کرده باشد. نمونه تاثیر واضح انتخابات رياست جمهوري بر رشته مهمی چون فوتبال ایران، شاید بعد از انتخابات دوره ششم رياست جمهوري با انتخاب محمد خاتمي رقم خورد. درست زمانی که رییس فدراسیون فوتبال وقت ایران یعنی محسن صفایی فراهانی توانست با با يك انتخاب كارشناسي شده جاي داريوش مصطفوي را در فدراسيون فوتبال بگيرد. شاید جالب باشد بدانید پیش از حضور فراهانی در فدراسیون فوتبال، این نهاد مهم ورزش کشور به یک کیف محتوی چند مهر و کاغذ با سربرگ فدراسیون فوتبال خلاصه می شد! و همین عامل باعث می شد که فرضا لیگ فوتبال ایران در سال 75 در اواخر سال 76 به اتمام برسد و یا تیم ملی فوتبال ایران برای تمرینات خودش مجبور به کرایه زمین های گلف تهران شود! اما با حضور صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال شاید فرخنده ترین اتفاق ممکن برای فوتبال کشور رقم خورد. در همان ایام فوتبال ایران موفق شد بودجه مناسبی را از مجلس و دولت اصلاحات نصیب خود کند و با یک برنامه ریزی اصولی و بدور از هرگونه ریخت و پاش های اضافی از این بودجه نهایت استفاده را ببرد تا با تشکیل یک فدراسیون کاملا حساب شده و با برنامه، موفق شود دست آوردهای بزرگی همانند لیگ منظم حرفه ای، کمپ تیم های ملی و بازسازي تاريخي ورزشگاه آزادي و بسیاری دیگر از رویدادهای مثبت آن زمان فوتبال ايران كه همچنان اثرات آن ها به چشم مي خورد را رقم بزند. بدون شک اگر حضور افراد کاردان در دولت آن زمان و در راس آن ها محسن صفایی فراهانی حضور نداشت هرگز فوتبال ایران نمی توانست به این موفقیت ها حداقل طی زمانی کوتاه دست یابد. عکس این اتفاق دقیقا پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 در ورزش کشور رخ داد. حضور محمد علی آبادی به عنوان یک مهندس عمران از بدنه شهرداری بر ورزش کشور و تصمیم گیری های بعضا شتاب زده و بدور از منطق او بارها فوتبال و بسیاری از رشته های ورزشی کشور را در معرض نابودی قرار داد. فجایع تیم ملی در جام جهانی آلمان كه با حاشيه سازي هاي محمد علي آبادي براي حذف دادكان انجام شد و او در يك مصاحبه تاريخي پيش از جام جهاني اعلام كرد قصد زدن ريشه دادكان را دارد، سبب شد كه يكي از بهترين تيم هاي ملي ما كه به راحت ترين شكل ممكن و با كمترين حاشيه به جام جهاني صعود كرده بود با اقدامات علي آبادي آن چنان درگير حاشيه شود كه يك جام جهاني تلخ را براي ايران رقم بزند. تعليق فوتبال ايران، حذف استقلال از باشگاه های آسیا، کسر شش امتیاز از پرسپولیس، داستان های هزار و یک شب انتخابات فدراسیون فوتبال و در نهايت تشكيل فاسد ترين فوتبال ايران در طول عمر خود كه اتفاقات نادر باند بازي، دلالي و دوپينگ در آن كاملا رسانه اي شد و... همگی در زمانی رخ داد که محمد علی آبادی به عنوان متولی اصلی جلوگیری از این اتفاقات، نتوانسته بود با برنامه ريزي صحيح جلوي اين اتفاقات را بگيرد. در کنار این، نبود یک نهاد قدرتمند چه در مجلس و چه در هيات دولت که بتواند در بخش ورزش به خوبی مقصران اصلی این حوادث را شناسایی و توبیخ کند، سبب شد که حوادث تلخ ورزش كاملا دولتي ما و به خصوص در دو تيم بزرگ تربيت بدني يعني استقلال و پرسپوليس به صورت سلسله مراتب و مکرر رخ دهد. اتفاقاتی که حتی نظیر کوچک آن در دو دوره دولت سابق به چشم هم نمی خورد. مقايسه عملكرد صفايي فرهاني و محمد علي آبادي در بخش ورزش شايد بتواند الگوي كوچكي از مقايسه دو دولت آينده باشد. صفايي كه در آن برنامه نود تاريخي آشفتگي دستگاه مديريتي علي آبادي را براي انتخاب مربي تيم ملي در معرض قضاوت عموم قرار داد، به خوبي در همان شب نشان داد كه در پشت پرده ورزش كشور دقيقا چه مي گذرد. پشت پرده اي كه البته در المپيك پكن نيز خود را كاملا نشان داده بود...: آذر ماه 1385 است. محمد علي آبادي به عنوان رييس سازمان ورزش ايران با افتخار پشت ميكروفن هاي پرتعدادي كه روبرويش قرار دارد مي ايستد. او ابتدا سعي مي كند به شدت به دستگاه ورزش دولت قبل حمله كند و تمامي برنامه هاي آن ها را ناكارآمد بخواند و سپس از بيشتر شدن تعداد مدال هاي كاروان ايران در بازي هاي آسيايي دوحه با افتخار تمام ياد مي كند و ارتقاء رتبه ايران را نسبت به دوره قبل حاصل برنامه ريزي فشرده و كوتاه مدت خود و همكارانش مي داند و با قاطعيت ياد مي كند كه در دوره رياست او ايران از نظر ورزش قطعا بالاتر از كشورهاي نظير ازبكستان، تاجيكستان و... قرار خواهد گرفت. علي آبادي درحالي اين حرف ها را مي زد كه خيلي از كارشناسان ورزش كشور اعتقاد داشتند از آنجا كه اكثر ورزشكاران و مربيان و حتي بسياري از روساي فدراسيون هايي كه رشته هاي آن ها در بازي هاي آسيايي دوحه 2007 به مقام رسيده اند، فعاليت خود را قبل از آغاز دوره مديريت علي آبادي شروع كرده بودند و ثبات حاكم برآن ها بوده كه باعث شده بود رتبه ايران در اين بازي هاي آسيايي صعود داشته باشد و رييس جديد ورزش ايران نمي تواند خيلي اين افتخار را به نام خود ثبت كند و بايد صبر كرد و عملكرد او را در پايان بازي هاي المپيك چين ديد كه اوج كار او را براي ورزش كشور نشان مي دهد. اين پيش بيني زماني علمي تر شد كه علي آبادي در همان روزها با وارد كردن فشار برروي روساي بسياري از فدراسيون ها، آنها را مجاب به استعفا كرد تا روساي مورد علاقه خود را به فدراسيون ها برساند. علي آبادي مهندس عمراني كه در زمان هدايت شهرداري تهران به دست محمود احمدي نژاد از نيروهاي اصلي او قلمداد مي شد و در زمان انتخابات نيز فعاليت هاي زيادي را براي احمدي نژاد انجام داد در حالي به رياست سازمان تربيت بدني ايران گمارده شد كه تكليف بسياري از وزارت خانه ها روشن شده بود و نفرات پست هاي كليدي نيز تعيين شده بود و در اين شرايط محمد علي آبادي برخلاف ميل باطني خود براي سازمان ورزش در نظر گرفته شد. علي آبادي با نشان دادن نهايت تلاش خود براي رسيدن به پست شهرداري تهران ثابت كرده بود كه اصلا علاقه اي براي ادامه فعاليت در بخش ورزش ندارد. او در يكي از مصاحبه هاي معروفش نيز گفته بود كه مي تواند با 25 درصد از وقت خود ورزش ايران را اداره كند كه اين دليل واضحي بود از بي انگيزگي اين مهندس به بحث ورزش. اما كارهاي او در اين بخش آنقدر گره خورده بود كه ظاهرا هيچكس ديگري حاضر نباشد جاي او را در اين سمت بگيرد. پول بي نظيري كه به واسطه بالا رفتن قيمت نفت به بدنه ورزش ايران وارد شده بود سبب شد كه دست سازمان تربيت بدني براي انجام بسياري از كارها باز باشد. برگزاري بسياري از همايش ها و المپيادها كه در راس آن مسابقات ايرانيان بود بدون هيچ برنامه ريزي مشخصي فقط علي آبادي را بود كه پشت ويترين قرار مي داد. تا جايي كه جواد خياباني گزارشگر محبوب مقامات! به واسطه اين اقدامات، لقب پدر ورزش ايران را براي او برگزيد! همچنين او در دوره مديريت خود موفق شد طرح هاي عمراني ورزشي زيادي افتتاح كند اما بسياري از اين طرح ها تنها با گذشت يك ماه و بدون اينكه كوچكترين استفاده اي از آن ها شده باشد با مشكلات مهندسي وحشتناكي روبرو مي شدند كه ورزشگاه 15 هزار نفري كاشان اوج اين اتفاق بود. تصاويري كه هر دوشنبه هم از برنامه نود و در قسمت دوربين اين برنامه پخش مي شد، به خوبي نشان مي داد كه افتتاح بسياري از طرح هاي ورزشي بيشتر در جهت بالا بردن آمار ساخت و سازها در بوده است! با اين همه اقدامات دستگاه ورزش كشور به سركردگي علي آبادي بيشتر از كارهاي عمراني با كسب نتايج تيم هاي ملي ايران مشخص مي شد و بازي هاي المپيك چين مي توانست امتحان ثلث سومي براي آقاي پدر خوانده باشد!المپيك پكن نزديك بود اما آنچه كه بيشتر از اميد به كسب مدال براي ايرانيان واضح مي نمود حواشي بود كه همچنان به خاطر ضعف مديريت ورزش كشور در رشته هاي مختلف به چشم مي آمد. نحوه انتخاب ورزشكاران با بدترين شكل ممكن صورت مي گرفت و انتخاب يك ورزشكار مصدوم به جاي رقيبي كه از او در مسابقات انتخابي شكست هم خورده بود خود حديث مفصلي بود از نحوه انتخاب نفرات اعزامي به المپيك كه هيچ گاه بر اساس توانايي هاي فني انتخاب نمي شوند! در كنار روزهاي پرحاشيه ورزش قبل از آغاز بازي هاي المپيك، بدترين اتفاق ممكن رخ داد و حسين رضا زاده نيز به بهانه مصدوميت و به علت حاشيه هاي پشت پرده فراوان مجبور به كناره گيري از مسابقات المپيك شد تا اميد به كسب مدال براي ايرانيان كمرنگ و كمرنگ تر شود. هرچند كه بعدها مشخص شد مصدوميت رضازاده كاملا مصلحتي بوده است و اگر دستگاه ورزش ايران مراقبت بيشتري از اين ستاره ورزش كشور مي كرد، شايد او نه تنها براي المپيك چين آماده مي شد، حتي مي توانست براي بازي هاي المپيك لندن هم براي ايران افتخار آفريني كند. آنچه كه چشمگير بود ضعف مديريتي ورزش ايران و وجود حواشي فراوان پيرامون رشته هاي مختلف ورزشي بود كه اصلا اجازه اين را نمي داد تا تيم هاي ايراني به نحوي شايسته خود را آماده اين مسابقات بزرگ كنند. اما رييس ورزش ايران با چهره عبوس خود همچنان در برابر رسانه ها به لقب پدر ورزش خود افتخار مي كرد و در اين شرايط خود را متوقع به كسب مدال هاي زياد از سوي ورزشكاران و مديران فدراسيون ها مي دانست. او به همراه كاروان ايران به پكن مي رود تا احتمالا با افتخار آفريني يك ورزشكار ايراني، او باشد كه مدال ها را به گردن آن ها بي اندازد. المپيك باشكوه چين آغاز مي شود اما با گذشت هر روز، شكوه آن براي ايرانيان كمتر و كمتر مي شود چراكه فقط خبر باخت و حذف ورزشكاران ايراني است كه از پكن به گوش مي رسد. اتفاقي كه پس از رخ دادن حواشي تشكيل اردوهاي تيم ملي و برنامه ريزي بد براي آماده سازي آن ها توسط كارشناسان كاملا به پيش بيني شده بود. رشته هايي كه هيچ زمان در آن ها مدال نداشته ايم باز هم بدون مدال براي ما تمام مي شود تا مشخص شود حداقل برنامه هاي آقاي پدر براي پيشرفت فوق العاده ورزش ايران در زمان او با شكست مواجه شده است. نوبت به رشته هايي مي رسد كه اميد كسب مدال در آن ها، المپيك را براي ايرانيان جذاب مي كرد. اما خبرهاي بد همچنان از پكن مخابره مي شود و در حالي كه چين تايپه، بحرين، فليپين، تاجيكستان و ازبكستان و... به جدول دارندگان مدال وارد مي شوند خبرنگاران ايراني با چهره گرفته فقط خبر شكست ورزشكارانمان را مخابره مي كنند تا آهنگ هاي حماسي تلويزيون در آرشيو باقي بماند! تنها مراد محمدي و هادي ساعي هستند كه در رشته هاي پرافتخار سال هاي گذشته! آن هم برروي استعداد ذاتي ما را به دو مدال مي رسانند تا از افغانستان عقب تر نباشيم!!
مرداد ماه 1387 است. محمد علي آباي به شدت از دوربين و
ميكروفن فراري است. او در يك مراسم تنها به ذكر اين نكته بسنده مي كند: "كدام
ناكامي!!!؟؟ ما در المپيك اصلا ناكام نبوديم و شما نتيجه اين بازي ها را بايد در
بازي هاي آسيايي گوانجو چين دنبال كنيد!" اوج استيصال علي آبادي به چشم مي
آيد. هموكه مديريت قبلي ورزش ايران را بارها و بارها زير سوال برده بود. جواد
خياباني هم عصباني تر از هميشه برابر دوربين مديريت ورزش را زير سوال مي برد. او
ديگر براي ورزش به دنبال "بابا" نمي گردد و حتما در اين لحظات آخرين حرف
صفايي فراهاني در فدراسيون فوتبال را در ذهنش مرور مي كند كه گفت:" اين كودك
را نزد نامادري اش سپردم!" يزداني خرم كه روزهاي بسيار خوبي را در فدراسيون
واليبال پشت سر گذاشته بود و در يك تصميم عجيب علي آبادي به فدراسيون كشتي آمد پشت
ميكروفن مي گويد:" ما فقط در سطح آسيا مي توانيم ادعاي قهرماني داشته باشيم!
المپيك جاي مقام آوري براي ما نيست!!" تا به ما يادآوري كند كه ملت بايد به
جاي دولت شرمنده باشد كه توقع خود را تا اين حد بالا برده است و ملي پوش بازنده كاملا
حق ماست كه از آن ما باشد! احتمالا چندي ديگر يزداني خرم مي گويد كشتي ايران در
سطح مرزهاي ايران قدرتمند است و كشتي گيران ما مي توانند در المپياد ايرانيان به
مقام برسند نه در آسيا!!! علي آبادي در مصاحبه هاي خود به تعداد مدال هايي اشاره
مي كند كه در زمان او در رشته هاي رزمي به دست آمد كه مسابقات آن اكثرا خارج از
ديد فدراسيون جهاني قرار داشت و حتي كشورهاي صاحب ورزش آسيا هم برروي اين مسابقات
سرمايه گذاري نكرده بودند! جالب اينكه علي
آبادي در آخرين مصاحبه خود همچنان از المپيك پكن به عنوان يك رويا ياد مي كند و
همچنان به دستگاه هاي ورزش دولت قبل حمله مي كند! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:10 توسط سعید قرایی |
|
|
سخنرانان جشن را با ميتينگ انتخاباتي اشتباه گرفتند! باشگاه صنعت مس كرمان درصدد بود براي صعود تيم فوتبال خود به ليگ قهرمانان آسيا جشن شكيلي را در اين شهر برگزار كند.
روز دوشنبه و در سالن تجلي كرمان حضور هواداران و دكور
زيباي مراسم به انضمام اجراي مزدك ميرزايي همگي نشان از برگزاري يك مراسم جشن در
خور شان اين تيم خبر مي داد. هواداران مس با تشويق هاي خود جو جالبي را ايجاد كرده
بودند و برنامه ها نيز به خوبي پيش مي رفت تا نوبت به سخنراني مقامات سياسي استان
رسيد. برهاني نژاد مدير عامل باشگاه مس كه خيلي تلاش كرده بود اين جشن آبروي تيم
كرماني را حفظ كند نمي دانست مقامات سياسي با اشتباه گرفتن اين جلسه با ميتينگ
انتخاباتي يكي از كانديدها تمام برنامه هاي او را برهم مي زنند! غلامرضا كرمي
نماينده كرمان در مجلس و مجيد دوستعلي دبير اجرايي هيات دولت سخنراناني بودند كه
با صحبت هاي طولاني خود در حمايت از يكي از كانديدهاي رياست جمهوري در ذوق
هواداران مس زدند و باعث شدند در پايان سخنراني اين افراد سالن مملو از تماشاگر
تبديل به سالني پر از صندلي هاي خالي شود! حتي بسياري از ميهمانان و خبرنگاران نيز
جلسه را ترك كردند تا عملا جشن باشگاه نيمه كاره رها شود. بسياري از برنامه هاي
باشگاه در اين جشن اجرا نشد تا شايد اين بار در رابطه با سخنرانان اين گونه مجالس
بيشتر دقت شود! اين مراسم كه در پايان خود با حواشي سياسي زيادي هم روبرو شد با
اتفاق تلخ ديگري نيز روبرو بود و آن درگيري تعدادي از هواداران مس با يكي از
خبرنگاران نشريات محلي كرمان بود كه باعث شد جشن مس كلا حال و هواي ناراحت كننده
اي داشته باشد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:40 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|