تبليغاتX
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

وقتی نام هایی مثل کاویانپور،سید عباسی،نوری،معدنچی و ...به لیست بازیکنان این فصل پرسپولیس اضافه شد کمتر کسی فکر می کرد در میان این نام ها علی علیزاده که شاید پروین تنها به واسطه پرتاب های اوت منحصر به فردش او را به تهران آورد بهترین خرید پرسپولیس 84 محسوب گردد.

علیزاده که اصلیتی شهر ری دارد اما از سه سالگی در دل کویر و در کنار پسر خاله خود یعنی علیعلیزاده سامره در کرمان بزرگ شد و زمانی که تنها 19 سال سن داشت توسط بیژن ذولفقار نسب به عضویت تیم بزرگسالان مس کرمان درآمد.زمانی کرمانی ها متوجه شدند فوتبال ایران در آینده از علیزاده بیشتر خواهند شنید که او در سال 79 و در بازی مس کرمان برابر پتروشیمی ماهشهر برای اولین بار برای مس از نیمه دوم به بازی گرفته شد تا تیم کرمانی از شکست یک بر صفر نجات پیدا کند.علیزاده دو گل برای مس زد و دو پاس گل با پرتاب های اوت خود مهیا ساخت تا از آن پس نام علیزاده بیش از هر بازیکن دیگری در زمانی که کار تیم او گره می خورد در ورزشگاه به گوش برسد.علیزاده به فجر سپاسی رفت تا غلامحسین پیروانی بار دیگر استعداد خود را در پرورش استعداد ها به رخ همگان بکشد.بحث حضور او در جمع سرخ آبی ها بعد از دعوت شدنش به تیم ملی امید و نمایش هنر گلزنی خود در برابر مالزی به گوش رسید تا نهایتا او در یک انتقال جنجالی بعد از به توافق رسیدن با آبی ها فوتبال خود را در فصل 84-85 در قرمز ها پی بگیرد.زمانی که پروین برای پرسپولیسی کردن علیزاده به آب و آتش می زد به یاد چهار سال قبل افتادیم که علیزاده برای شرکت در تمرینات پرسپولیس به تهران رفت اما پروین که دیگر حوصله استعداد یابی و پرورش آن ها را نداشت به راحتی از نام او گذشت تا باردیگر خدا را به خاطر وجود غلامحسین پیروانی شکر کنیم که اگر او نبود تعداد استعداد های نابود شده در فوتبال این مملکت چند برابر می شد.

علیزاده به پرسپولیس رفت تا سیر صعودی فوتبال خود را ادامه دهد اما افسوس که باید نگران راه رسیدن او به اوج باشیم زمانی که می بینیم او به بدترین پرسپولیس تاریخ رفت.در آشفته بازار پرسپولیس که قابلیت خراب کردن بزرگترین ستاره های فوتبال جهان را هم دارد اگر نمایش تمام توانایی یک بازیکن غیر ممکن نباشد بسیار سخت  است که بازیکنی قابلیت های خود را نشان دهد .ای کاش زمانی او را در رخت سرخ می دیدیم که این تیم هنوز آسانسور بازیکنان برای پیشرفت بود که در آن صورت پتانسیل های علیزاده که بسیار بیشتر از چیزی که موجود هست می باشد زودتر شکوفا می شد.علیزاده را از آن حیث بهترین بازیکن ارتش لرزان سرخ می دانیم که او بر روی 5 گل از مجموع 6 گل!تیم خود در هفت بازی تاثیر مستقیم داشته است.جالب اینکه او به همه ثابت کرد علاوه بر پرتاب های بلندش که بسیاری آن را تنها نقطه قوت علیزاده می دانند با پا و سر هم خوب بازی می کند او  گل های خود را به فجرسپاسی،شموشک و قندی با ضربه سر به ثمر رساند و دروازه ذوب آهن را با پا گشود ونهایتا گل پیروزی بخش پرسپولیس برابر برق شیراز  با حرکت پا به توپ زیبای او حاصل شد.چه بسا اگر مکملی برای اوت های علیزاده در خط حمله پرسپولیس موجود بود اکنون سرخ پوشان در نیمه پائین جدول نبودند و ارزش بازی شماره 16 پرسپولیس بالاتر از این هم می رفت.با علم به سطح دانش مربیان پرسپولیس و نحوه تمرین دادن آنها و اوضاع نا به سامان باشگاه، ترس از افت علیزاده را باید به حق در دل داشته باشیم و از این در هراس باشیم که او هم مانند جباری،خان محمدی،برزگر،باهنر و...شرایط اینکه تمام توان خود را برای فوتبال ایران صرف کند نداشته باشد.هرچند دعوت نصف و نیمه مهاجم کرمانی پرسپولیس  به تیم ملی نشان داد که این بازیکن می تواند در شرایط سخت هم خود را نشان دهد و به جایگاه اصلی خود برسد اما از ته قلب آرزو می کنیم که وضعیت تیم او به شکلی درآید که منجر به بالا رفتن سرعت پیشرفت او شود.اتفاقی که تنها در یک صورت رخ می دهد!!     

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 17:11  توسط سعید قرایی | 

محسن اخگر سرمربی تیم هندبال شهرداری کرمان که به همراه این تیم در مسابقات جام رمضان که در کشور امارات برگزار شد شرکت کرد پس از بازگشت به کرمان به خبرنگار تک به تک گفت: با توجه به حضور تیم های مصر و تونس در این بازی ها سطح مسابقات بسیار بالا بود و این به آماده سازی تیم ما جهت ادامه پر قدرت در لیگ برتر کمک شایانی می کند. اخگر با اشاره به اینکه در این بازی ها با تیم های العین الامارات، الاهلی مصر، الصادقیه لبنان و السد قطر پیکار کردند افزود: در بازی اول مقابل العین کهمحسن اخگر میزبان مسابقات بود بسیار خسته بودیم چرا که ما ساعت 5 بامداد به شهر العین رسیدیم و ساعت 9 شب مسابقه دادیم که این فاصله کم زمانی برای استراحت سبب شد ما با بدن های ناآماده به مصاف این تیم برویم که نهایتا بازی را واگذار کردیم. در بازی دوم مقابل الاهلی مصر که جزو تیم های برتر جهان است، بچه ها تنها از نام حریف ترسیدند که اگر اعتماد به نفس در بازیکنان ما حفظ می شد قدرت غلبه براین تیم را داشتیم. اما در دو بازی بعد مقابل الصادقیه و السد بچه ها خیلی خوب بازی کردند که اگر این بازی ها را در دیدارهای اول و دوم انجام می دادیم قطعا به دور بعد صعود می کردیم. وی در مجموع این اردو را بسیار مفید دانست و گفت: حاصل این اردو را در لیگ امسال خواهید دید.

اخگر در ادامه به وقفه طولانی بازی های لیگ برتر اشاره کرد و گفت: این تعطیلی پنج هفته ای ای تیم ها را از آمادگی خیلی دور می کند و این سبب می شود که کیفیت لیگ ما تا حدود زیادی افت کند هرچند منکر آماده سازی تیم ملی نمی شوم اما اگر تیم ملی ما مداوم بود و بعد از چند سال به یاد نمی آوردیم که می توانیم تیم ملی هم داشته باشیم اکنون با نظم بیشتری در کنار تمرینات تیم ملی می توانستیم مسابقات لیگ را هم برگزار کنیم.

از شهرداری علیمرادی،فرزانه،ظهرابی،آزاد ولطفی در تیم ملی حضور دارند.

عکس:وحید قرایی!!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 17:9  توسط سعید قرایی | 

حکاک سرمربی تیم فوتسال ذغال سنگ پس از سومین باخت پیاپی تیم خود در رقابت های لیگ دسته اول فوتسال کشور مقابل دریانوردان بوشهر به تک به تک  گفت: متاسفانه شباهت های زیادی به پرسپولیس زمان بگویچ پیدا کرده ایم چرا که پس از شروع مقتدرانه در لیگ تا هفته سوم از هفته چهارمعکس تزئینی دچار ضعف شدیم. وی با اشاره به پایان نیم فصل مسابقات گفت: در طول تعطیلات فصل بر روی نقاط ضعف تیم کار می کنیم و با جذب چند بازیکن باز هم به روزهای اوج خود باز خواهیم گشت. من ایمان دارم که با شروع نیم فصل دوم باز هم با اقتدار کار خود را شروع خواهیم کرد و با وجود چهاربازی خانگی می توانیم به رده های بالای جدول صعود کنیم.

وی با بیان اینکه در ذغال سنگ حاشیه ای وجود ندارد گفت: باز هم می گویم فقط بی تجربه ایم و علت باخت ها نیز تا حدود زیادی به این قضیه برمی گردد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 0:2  توسط سعید قرایی | 

تردید!

امروزه ورزش تبدیل به بزرگ ترین پدیده قرن بیستم و بیست و یکم شده است. نگاه اکثر جهانیان به این بخش با آنچه در ایران وجود دارد بسیار متفاوت است، آن ها ورزش را پدیده ای با کارکردهای متفاوت می دانند که از آن می توانند بهره های گوناگون ببرند. اما اینجا ورزش تبدیل شده به یک بازی دم دستی. آن را نوعی تفریح می پنداریم که انگار بود و نبودش اثری ندارد. در صورتی که ورزش می تواند بزرگترین اتفاق برای هر کشوری باشد، می توان از آن بهره جست برای افزایش غرور ملی، برای جلوگیری از بزه های اجتماعی، برای بالا بردن میزان سلامتی جامعه، برای افزودن بر نشاط ملی و ...علی آبادی

و اما مشکلی که همواره ورزش ایران با آن روبه رو بوده، بحث مدیریت در ورزش است.به طوری که همواره تمامی روسای سازمان ورزش افرادی غیرمتخصص بوده اند. مدیران غیرورزشی آمده اند، سال ها در ورزش با سیاست های غلط اقداماتی غیرحرفه ای انجام داده اند و آن روزی که صاحب تخصص اندکی در این عرصه شده اند، بار و بندیل خود را جمع کرده و رفته اند و جای خود را به فرد دیگری با افکاری متفاوت داده اند.

این داستان بار دیگر تکرار شد و زمانی که دوست داشتیم برای یک بار هم که شده، مدیری متخصص از درون جامعه ورزش بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی تکیه زند، مهندسی دیگر به عنوان ریاست سازمان ورزش انتخاب می شود که بنا بر نظر کارشناسان به اصطلاح «ورزشی» نیست و نگرانی هایی را برای ورزش دوست فراهم آورده است.

اگرچه رئیس جدید سازمان تربیت بدنی از همان روزهای کاری خود کوشیده است در مصاحبه های گوناگون به نوعی از برچسب «مدیرغیرمتخصص» رهایی یابد، اما همین صحبت های پیرامون حوزه ورزش این سئوال را در ذهن همه اهالی ورزش به وجود آورده که آیا او با زدن حرف هایی از جنس مردم، قادر است گره کور ورزش  کشور را بگشاید؟  و می تواند پیرامون انتخاب معاونان خود و حلقه تصمیم سازی سازمان تربیت بدنی، تصمیم گیری صحیح داشته باشد؟ در شرایط فعلی که یکی از مهم ترین اقدامات این سازمان اجرای نظام جامع تربیت بدنی و ورزش است و باید با توجه به مشکلات و مسائل اجرایی کشور، عملی شود با اتخاذ راهکارهایی علمی و عملی به این مهم تحقق یابد؟

حرف و حدیث پیرامون این انتخاب بسیار است، منتظر می مانیم به این امید که علی آبادی بتواند کشتی ورزش ایران را به سر منزل مقصود برساند. کشتی که در دریای عظیم مشکلات قرار گرفته و ناخدایی دارد که با این دریا آشنا نیست... کشتی که...

 فرزانه لشکری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:42  توسط سعید قرایی | 

 

سر الکس فرگوسن مربی منچستر ادعای برخی منابع مبنی براینکه وی مربیگری ایرلند را پذیرفته است را بی ارزش خواند.فرگوسن گفت: نمی دانم این مسائل که یک یاوه گویی معمولی است  از کجا منشاء می گیرد.

مربی شیاطین سرخ افزود: هفته قبل این نکته را روشن کرده بودم که بعد از خداحافظی از اولترافوردفرگوسن بازنشسته خواهم شد.ایرلند در حال حاظر مربی دارد و فکر نمی کنم خوشایند باشد شغلی را بپزیرم که متعلق به کس دیگری است.

پیش از این رئیس اتحادیه فوتبال ایرلند اعلام کرده بود:هرچند فرگی با یونایتد قرارداد دارداما این بدان معنا نیست که او مربی تیم ملی ما نخواهد بود.فرگوسن یک انتخاب عالی است او تجربه مربیگری ملی ندارد و ایرلند می تواند یک شروع برای او باشد.

خداحافظی با ژاویر دوپینگی

آبل ژاویر مدافع پرتقالی باشگاه میدلزبرو انگلیس به علت مثبت بودن آزمایش دوپینگ از سوی فیفا از حضور در کلیه رقابت ها محروم شد.

دوپینگ این بازیکن 32 ساله به زمان بازیگری او در لیورپول برمیگردد.  سایت میدلزبرو طی یک بیانیه پیرامون این مسئله گفت:در حال حاظر احساس می کنیم که هیچ نیازی به توضیح برای این مسئله نیست.

این مدافع که 20 جام قهرمانی را برای کشورشبه ارمغان آورده است برای اولین بار در سال 1999 با بازی در تیم اورتون به فوتبال انگلیس پا گذاشت.لورپول ، گالاتاستارای ، رم  و بورو تیم های بعدی ژاویر بودند.

ژاویر به دلیل قیافه منحصر به فرد خود از شهرت خاصی در جهان فوتبال برخوردار است.

ترجمه:سیما کارا آموزیان

منبع:بی بی سی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 22:26  توسط سعید قرایی | 

زمانی که تمام همسالان دنیا هنری در کودکی به بازی های دخترانه می پرداختند و او از میان آن دختر بچه ها با بچه های کوچه محله جهاد فوتبال بازی می کرد هیچ زمان تصور اینکه روزی در لباس تیم ملی روی زمین چمن فوتبال بازی کند را نداشت.دنیا هنری جوان 20 ساله کرمانی که به همراه اولین تیمدنیا هنری فوتبال بانوان ایران پس از انقلاب اسلامی به مسابقات بانوان غرب آسیا اعزام شد و با این تیم جام نایب قهرمانی را به کشور آورد در تک به تک از خود و از این تیم که هنوز خیلی ها در وجود آن شک دارند صحبت می کند.

-خانم هنری فوتبال یا بهتر بگوئیم فوتسال را از کجا شروع کردید؟

همانطور که اشاره کردید قبل از ورود به زمین چمن، فوتسال بازی می کردم و این رشته ورزشی را به صورت رسمی از دوره راهنمایی با بازی در سالن 22 بهمن آغاز کردم و در تیم های آموزش و پرورش ، هلال احمر ، و منتخب کرمان عضویت داشتم که با این تیم ها چند مقام قهرمانی و نایب قهرمانی استانی و کشوری را تصاحب کردیم.ضمن اینکه در این چند سال اخیر به تیم ملی فوتسال نیز دعوت می شدم.

- بسیاری از همبازیان شما در تیم ملی فوتبال عنوان می کردند که در بدو ورود به زمین چمن بدلیل عادت به بازی سالنی دچار مشکل می شدند.شما هم دچار این اشکال شدید؟

بله...بازی در سالن با چمن تفاوت های زیادی دارد و حتی بدلیل تفاوت توپ این دو زمین کار کردن با آن نیز متفاوت است.زمانی که به روی چمن رفتیم مشکلات زیادی داشتیم و حتی توانایی اینکه یکبار طول زمین را به صورت رفت و برگشت بدویم نداشتیم.اما با تلاش مربیان پس از برگزاری یک اردوی یک ماهه به شرایط ایده آل نزدیک شدیم و بازی در چمن را آموختیم.

- اما بازی در سالن مسلما تکنیک شما را زیاد کرده بود؟

بله...تمام بازیکنان ما به لحاظ اینکه در سالن بازی می کردند از تکنیک بالایی سود می بردند و قدرت دریبل زنی بالایی داشتند.اما همانطور که قبلا هم اشاره کردم زمانی طول کشید تا به توپ فوتبال عادت کنیم.

- اصلا چطور شد که تیم فوتبال بانوان راه اندازی شد تا شما دچار این مشکلات شوید؟

در غرب آسیا خوشبختانه به ورزش بانوان اهمیت زیادی می دهند و پیش از این هم مسابقات مختلفی مثل کاراته،جودو،شطرنج و...در سطح زنان این منطقه برگزار می شد.زمانی که مقرر شد مسابقات فوتبال زنان غرب آسیا راه اندازی شود،آقای دادکان طرح پوشش ما را مطرح کرد که مورد موافقت برگزار کننده گان مسابقات قرار گرفت و به این شکل اولین تیم فوتبال ما پس از انقلاب شکل گرفت.پس از این خانم مظفر به عنوان مربی این تیم 25 بازیکن فوتسالیست را به تیم ملی فوتبال دعوت کرد که اولین اردوی ما در مرداد ماه در کمپ تیم های ملی برگزار شد و نهایتا نام 18 نفر برای اعزام به مسابقات اعلام شد که نام من هم در میان آنها بود.و همانطور که آگاهید به مسابقات غرب آسیا که در اردن برگزار  شد رفتیم و با نایب قهرمانی بازگشتیم.

-از مسابقات غرب آسیا که اولین تجربه برون مرزی شما بود برایمان تعریف کنید

تیم های خوبی دراولین دوره این مسابقات شرکت کردند که تیم ما پس از غلبه بر سوریه،فلسطین و بحرین با ناداوری مغلوب اردن شد تا  نایب قهرمان شود.

- زمانی که خبر بردهای پر گل شما مثل 7 بر 0  می رسید واقعا شک می کردیم که تیم ما تا این حد قوی است یا حریفان ضعیف هستند؟

باور کنید ما بسیار قدرتمند بودیم.هرچند بسیاری از تیم ها هم مثل ما تازه تشکیل شده بودند اما شرایط تمرینی و تدارکاتی آنها خیلی بهتر از ما بود وشکست دادن آنها کار ساده ای نبود.

- ما بازی های شما را ندیدیم اما باور می کنیم که شما قدرتمند بودید...تیم بانوان پس از نایب قهرمانی

باور کنید واقعیت هم همین هست.

- پست شما در این تیم چه بود؟

من هافبک راست بودم.

- پس بی جهت نبود که شماره هفت می پوشیدید.فیکس بودید یا ذخیره؟

متاسفانه من در بازی اول دچار مصدومیت شدم به همین خاطر در بازی های بعد از دقایق 40 به بعد به بازی گرفته می شدم (فوتبال بانوان در دو وقت 35 دقیقه ای برگزار می شود)اما هر زمان که به زمین می رفتم تمام تلاش خود را می کردم تا مفید باشم و مربیان هم از بازی من رضایت داشتند.

- شما که در پست مهدویکیا بازی می کردید بیشتر گل می زدید یا پاس گل می دادید؟

من بیشتر گلساز بودم و بیش از 20 پاس و موقعیت گل در این بازی ها فراهم کردم ضمن اینکه یک گل به سوریه زدم که داور آن را آفساید اعلام کرد.

- خانم هنری...فکر می کردید روزی به عنوان یک فوتبالیست در خارج از کشور فوتبال بازی کنید؟

حقیقتا خیر...اما از همان دوران کودکی که به فوتبال علاقه داشتم این جزو یکی از اهداف و آروزهایم بود که اگر تیم فوتبالی از زنان ایران تشکیل شد به آن راه یابم.زمانی  که دیدم به اولین تیم بانوان دعوت شدم واقعا ذوق زده شدم.

- شاید فیفا به خاطر نوع لباس شما مانع شود که در تورنمت های معتبرتر مثل جام ملت ها و یا جام جهانی حاظر شوید.

 امید وارم که این اتفاق رخ ندهد چراکه تیم خوبی داریم که اگر به آن فرصت داده شود حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت.

- بازیکنان ایران با لباسی که بازی می کردند مشکلی نداشتند؟

نه به هیچ عنوان...لباس تیم ما کاملا راحت بود و ما هیچ ناراحتی از این بابت نداشتیم.حتی بازیکنان تیم حریف به نوع لباس های ما حسادت می کردند!ضمن اینکه وجود پرچم و آرم تیم ملی هم بر روی پیراهن های ما عشق ما را نسبت به آن چند برابر می کرد.

- هیچ وقت آرزو نکردی که ای کاش یک پسر بودی تا خیلی راحت تر فوتبال بازی کنی؟

نه...البته دوست داشتم که با فوتبالیست های مرد رقابت کنم اما اینطور نبود که به خاطر جنسیتم ناراحت باشم چراکه اگر پسر بودم شاید به این موفقیت ها نمی رسیدم.

- فکر می کنی فرهنگ فوتبال بازی کردن بانوان در جامعه ما باور شده است؟

هرچند نسبت به چند سال قبل، قبول این مسئله راحت تر شده است که نمونه آن تشکیل تیم های فوتبال و فوتسال بانوان است اما فکر می کنم هنوز جا برای فرهنگ سازی که نیاز اصلی فوتبال زنان ایران است وجود داشته باشد و ما باید بیش از این بر روی قبول این مسئله در جامعه کار کنیم.

- حالا که اذعان دارید فوتبال بازی کردن دختران تا حدودی جا افتاده است فکر می کنی اگر در ورزشگاه آزادی بازی کنید چقدر تماشاگر به استادیوم بیاید؟

از آنجا که این اتفاق جدید است گمان کنم بیش از 70 هزار نفر به ورزشگاه بیاید!

- مسلما از سطح اول فوتبال بانوان جهان آگاه هستید و می دانید تیم های قدر جهان مثل چین در آسیا قرار دارند.فکر می کنید روزی به سطح آنها خواهیم رسید؟

اگر برنامه ریزی مدونی برای ما داشته باشند ما این پتانسیل را داریم که به سطح اول جهان هم نزدیک شویم همانطور که دیدید بدون هیچ برنامه چشمگیری نایب قهرمان غرب آسیا شدیم.ما فیلم بازی تیم های خوب جهان را هم دیده ایم باور کنید هیچ  چیز از آنها کم نداریم.اگر به ما فرصت داده شود تا با تیم های

خوب جهان هم بازی کنیم تا یک سال دیگر هم سطح آنها خواهیم شد

از برنامه ریزی صحبت کردید...برنامه  خاصی را برای شما در نظر گرفته اند؟

اکنون که اکثر بچه ها در شهرستان های خودشان در مسابقات جام رمضان شرکت می کنند اما صحبت هایی شده که لیگ فوتبال بانوان راه اندازی شود که اگر این برنامه عملی شود فوتبال زنان ما چند پله پیشرفت را یکجا طی میکند.

-شما هم در فوتسال جام رمضان شرکت کردید؟

بله

- بازگشت از چمن به سالن دشوار نیست؟

بله...خصوصا که باید خیلی مواظب تکل کشیدن باشم چون به تکل خیلی عادت کردم.ضمن اینکه گاهی به طور کل گم می کنم فوتبال بازی می کنم یا فوتسال!

-خود شما به فوتبال بیشتر علاقه دارید یا فوتسال؟

هر دو را دوست دارم اماجذابیت های فوتبال برایم بیشتر است.

-فوتبال هم زیاد نگاه می کنید؟

بله...هر زمان فرصت کنم فوتبال های شبکه سه را نگاه خواهم کرد.

-مسلما طرفدار قرمز یا آبی هم نیستید...!

(با خنده) نه...من فوتبال زیبا را می پسندم وتنها طرفدار سر سخت تیم ملی هستم.

از باشگاه های اروپایی به تیم خاصی علاقه ندارید؟

منچستر ، آرسنال و چلسی را دوست دارم

- این که جمع ضدین شد...!مثل اینکه هم پرسپولیسی باشی هم استقلالی!

(خنده) گفتم که طرفدار فوتبال زیبا هستم و این سه تیم را به خاطر اینکه واقعا فوتبال بازی می کنند دوست دارم.

-برای خودتان چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ اخلاقی الگویی را در نظر گرفته اید؟

از لحاظ اخلاقی دایی ، گل محمدی و مهدوی کیا را به خاطر رفتار خوبشان در در زمین می پسندم و از لحاظ فنی مهدوی کیارا الگوی فنی خودم قرار داده ام چرکه هم پست خودم است.در اروپا هم بازی نیستلروی ، آنری و زیدان می پسندم و سعی می کنم حرکات آنها را یاد بگیرم.

-وضعیت فوتبال بانوان در کرمان به چه صورت است؟

در کرمان هم مثل سطح کشور اگر برنامه ریزی خوبی داشته باشیم استعداد های زیادی وجود دارد که قابلیت کشف شدن دارند. همکنون از کرمان به غیر از من خانم موئمنی هم در تیم ملی فوتسال عضویت دارند.این جای خوشحالی است که ما در کرمان تیم های فوتسال زیادی داریم.

-خیلی از ورزشکاران دختر بعد از مسائلی مثل ازدواج مجبور به کناره گیری از ورزش هستند همانند اتفاقی که در تیم هندبال بانوان شهرداری رخ داد.نظر شما در این مورد چیست؟

البته این به دیدگاه هرکس در زندگی شخصی خودش بر می گردد اما به نظر من  مسائلی از قبیل ازدواج نباید مانع ورزش کسی شود.همانطور که بسیاری از مردان پس از تاهل به ورزش ادامه می دهند این حق دختران هست که به ورزش خود ادامه دهند.این مایه تاسف است که توانایی کسی به این شکل نابود شود.

- پس از بازگشت به ایران از شما به خوبی استقبال شد؟

بله...واقعا انتظار چنین استقبالی را در فرودگاه نداشتم.

- نهاد ها چی...؟ از شما به خوبی تقدیر کردند؟

تا امروز تنها سفارت ایران در اردن از ما تقدیر کرده است.اما قول هایی داده شده که بعد از ماه رمضان از ما تقدیر کنند.

- از انعکاس رسانه ها پیرامون بازی های شما راضی بودید؟

البته جا داشت که ارزش کار ما را بیشتر بیان می کردند چراکه نایب قهرمانی ما مسئله ساده ای نبود.هنوز اسم برخی از اعضاء تیم ما مطرح نشده است مثلا کوچکترین عضو تیم ما که تنها 16 سال سن داشت و علی کریمی تیم بانوان لقب گرفت.

- پیرامون ورود خانم ها به ورزشگاه به عنوان تماشاگر چه نظری دارید؟

این هم از آن دسته مسائلی است که نیاز به فرهنگ سازی دارد درست همانند راه اندازی تیم فوتبال بانوان.شما دید در بازی با بحرین و لیبی زنان در ورزشگاه بودند و اتفاقی رخ نداد و مطمئن باشید اگر فرهنگ این مسئله را هم جا بی اندازیم ورود خانم ها به عنوان تماشاگر هیچ مشکلی را در استادیوم ها به وجود نخواهد آورد.

- دنیا هنری دعوت به تیم ملی را در سن 20 سالگی مدیون کیست؟

البته همه مربیان در پیشرفت من نقش داشتند اما جا دارد از اولین مربی خودم یعنی خانم قدس ولی تشکر ویژه ای داشته باشم.

- در پایان اگر حرف خاصی داری بیان کن.

از همه کسانی که در تشکیل تیم بانوان نقش داشتند متشکرم و امیدوارم که با باور این تیم همپای مردان فوتبالیست افتخار آفرینی کنیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 21:21  توسط سعید قرایی | 
بعد از تساوی این هفته پرسپولیس  برابر ذوب آهن برای هزارمین بار مشخص شد اشکال پرسپولیس  در کجاست تا هواداران این با آشغال سیب و بطری سلطان را تا رختکن بدرقه کنند.درمورد پرسپولیس نوشتن تا زمانی که پروین بر این تیم حکمرانی می کند آب در هاون کوفتن است صبر می کنیم تا تحولات روزهای آینده تیم سرخ پوش بخت برگشته را ببنیم تا دقیق تر مسائل را بررسی کنیم.البته فکر میکنیم کاریکاتور روبرو وضعیت پرسپولیس را در چند هفته اخیر در تمرینات نشان دهد، چراکه سلطان به قول خودش لخت شد و هدایت پرسپولیس را شخصا به دست گرفت تا تیم او تنها یک مساوی با خوش شانسی در زمین خود بگیرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 0:47  توسط سعید قرایی | 

رایان گیگز هافبک ولزی منچستر یونایتد معتقد است همچنان یکی از بازیکنان مهم شیاطین سرخ است و آماده شکار موفقیت های بعدی است.گیگز که در این فصل تنها در چهار بازی در ترکیب الکس فرگوسن قرار گرفته است ادامه می دهد:احساس می کنم که باز هم اتخاب اول خواهم بود به همین خاطر تاگیگز زمانی که خوب بازی کنم در اولترافورد باقی خواهم ماند.این بازیکن 31 ساله خاطر نشان می کند:سه بازی را تنها به علت بیماری از دست داده ام و بعد از دوران نقاهت آمادگی لازم برای بازی کردن را دارم.هرچند چلسی با شروع خوب خود فشار ها را بر روی ما زیاد کرد اما همه همیشه از منچستر توقع دارند که در لیگ  برتر برنده باشد.گیگز که به همراه ولز از صعود به جام جهانی 2006 آلمان بازماند می گوید:من بهترین بازی هایم را به عنوان کاپیتان برای تیم ملی کشورم انجام دادم اما بازی در میان بزرگان جهان در میدان جام جهانی از افتخاراتی است که از دست داده ام.هرچند من هنوز به جام جهانی 2010 به عنوان یک هدف نگاه خواهم کرد.

در همین زمینه سر الکس فرگوسن متذکر شد که قراردادهای رونی و رونالدینیو تا تابستان تمدید شده است و قرار داد گیگز در دست بررسی است.

منبع:بی بی سی

ترجمه:سیما کاراموزیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 13:46  توسط سعید قرایی | 
دخالت من تیم ملی را نجات داد

نصرت قهروی سرپرست کرمانی تیم ملی هندبال بانوان کشورمان که به همراه این تیم در مسابقات کشورهای اسلامی شرکت کرد پس از بازگشت به کرمان به خبرنگار تک به تک گفت:رقابت های هندبال بانوان کشورهای اسلامی با حضور 8 تیم آذربایجان، عمان نصرت قهرویتاجیکستان ارمنستان، اردن، قطر و عراق برگزار شد که تیم ما پس از غلبه بر تیم های عراق، قطر، عمان و اردن در بازی پایانی مغلوب آذربایجان شد تا نایب قهرمان مسابقات شود. قهروی پیرامون سطح این بازی ها این بازی ها گفت: رقابت ها می توانست با کیفیت تر برگزار شود اما انصراف برخی از تیم ها و از ضعف تیم هایی مثل عمان از کیفیت بازی ها کم کرد. وی پیرامون نقش خود در این تیم گفت: من به عنوان سرپرست این تیم را همراهی می کردم که در بازی مقابل اردن و زمانی که بازی تیم ما گره خورد و از حریف عقب افتادیم با اجازه مربی تیم در مسائل فنی دخالت مستقیم کردم و این دخالت سبب شد تیم ما نظم یابد و در بازی نیمه نهایی اردن را شکست دهد هرچند در آن بازی یک کارت زرد از داور هم گرفتم اما پس از این بازی مربی تیم ملی به خاطر کمک به او از من تشکر کرد. وی  در ادامه افزود: سمیرا شیوایی تنها بازیکن کرمانی این تیم بود.

قهروی که هدایت تیم هندبال بانوان شهرداری را در لیگ برتر بر عهده دارد پیرامون آخرین وضعیت این تیم گفت: در طول دو هفته ای که من بودم تمرینات تیم به طور مرتب ادامه یافت و از هر حیث آماده رقابت با فولاد مبارکه در اصفهان در نهم آبان ماه هستیم.

وی افزود: همچنان در مسئله ایاب و ذهاب تیم با مشکل مواجه هستیم و بچه های ما به سختی بر سر تمرینات حاضر می شوند. ضمن اینکه ازدواج برخی از بازیکنان تیم هم سبب شد که آن ها را به دلیل ممانعت همسرانشان از دست بدهیم! ضمن اینکه بازیکنان مصدوم زیادی را در تیم داریم. قهروی پیرامون اعزام تیم مردان شهرداری به امارات گفت: هرچند به دلیل پوشش اسلامی ما نمی توانیم اردوهای خارج از کشور داشته باشیم اما اینکه مدیران تیم از بی پولی گله مند باشند و در مقابل تیمی را به خارج را از کشور اعزام می کنند جای تعجب دارد. هر چند کار باشگاه را در اعزام تیم مردان بسیار تایید و تشویق می کنم اما بهتر است به تیم ما هم توجه بیشتری شود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 22:54  توسط سعید قرایی | 

 این مصاحبه را در اوایل مهر ماه به همراه یاسر اشراقی سردبیر سایت پارس فوتبال در خبرگزاری ایپنا با آرش برهانی از تک ستاره های فوتبال کرمان که همه فوتبال دوستان من و آرشکرمانی با او آشنا هستند انجام دادیم.ضمن اینکه پس از انتشار این مصاحبه بر روی سایت پارس فوتبال و نشریه فردوس کویر روزنامه های البرز ورزشی،ایران ورزشی،خبر ورزشی،نود و...تمام یا قسمت هایی از آن را به چاپ رساندند. مصاحبه مفصل ما را با آرش کمانگیر بخوانید

از مدت ها قبل قصد داشتیم با آرش برهانی یک مصاحبه، متفاوت تر از همیشه داشته باشیم.با آرش از گذشته ها حرف بزنیم،از محله خواجو کرمان، و از آن کوچه و پس کوچه های خاکی که آرش و بچه محل های او با گذاشتن چهارتا پاره آجر وسط آن برای یک لحظه هم که شده احساس می کردند در یک ورزشگاه پر از تماشاگر توپ می زنند.می خواستیم با برهانی از بازیگوشی های دوران کودکی ، از آن روزهایی که دروازه بان تیم ملی نونهالان بود،از روزهای تنهایی در تهران و از افت و خیزهای فعلی او سخن بگوئیم.گرچه که آرش می توانست با قهرمانی به همراه پاس در لیگ قهرمانان بلیت خود را برای پرواز آلمان به همراه تیم ملی ok کند اما با تمام ناراحتی ها از حذف پاس باز هم می توانیم لبخند بزنیم زمانی که می بینیم شماره 10 پاس بازهم راه اوج را در پیش گرفته است و با به ثمر رساندن گل هایی تماشایی باز هم، همه ایرانیان را به آینده خود و خط حمله تیم ملی امیدوار کرده است.گفتگوی خواندنی ما را با ستاره فعلی ایران و شاید فردای جهان را بخوانید:
- آرش...قصد داشتیم این مصاحبه را متفاوت نسبت به همه گفتگوهای تو  آغاز کنیم اما داغ بازی با العین هنوز سینه ما را می سوزاند.به راستی چه شد که این اتفاق افتاد؟
(
با یک آه حسرت بار و نگاهی سرشار از تاسف)چه بگویم...فقط باید قبول کنم که پیش آمده.فوتبال همین است، متاسفانه یکی از بدترین روزهایش نصیب ما شد.خوب...زندگی بعد از حذف ما هنوز ادامه دارد و ما باید خودمان را جمع و جور کنیم تا با قهرمانی در جام های بعد این حذف را فراموش کنیم.قصد ندارم به این بازی دیگر هیچ زمانی فکر کنم.
- شاید دیگر گفتن نداشته باشد ,اما فکر نمی کنی اگر دنیزلی در تعویض هایش کمی بیشتر تامل می کردالان شما در مرحله نیمه نهایی بودید؟
قصد ندارم برای این اتفاق دنبال مقصر باشم.چون تمام تیم مقصر بود.پیرامون کار مربی هم هیچ زمانی به خودم اجازه نمی دهم صحبت کنم.

- اما اگر رزاقی راد جای تو را در زمین می گرفت شاید اوضاع فرق می کرد؟
نه...فکر نمی کنم محسن بد بازی کرده باشد!

- برای اینکه مصاحبه کبود نشود از بحث بازی با العین خارج می شویم.از اولین تیم آرش برهانی شروع می کنیم یعنی تیم میلاد کرمان.تو در آن تیم دروازه بان بودی اما سر از خط حمله در آوردی علت این تغییر180 درجه ای در پستت چه بود؟
البته من در تیم میلاد و منتخب نونهالان کرمان دروازه بان خیلی بدی هم نبودم و در این تیم ها دروازه بان اول بودم که حتی به تیم ملی نونهالان هم دعوت شدم.اما زمانی که به سن نوجوانی رسیدم کم کم حس کردم از این پست زده شده ام تا جائیکه احساس می کردم در قفس هستم!خلاصه در یک بازی تصمیم گرفتم خودم را برای همیشه از پوشیدن دستکش خلاص کنم و پس از دریافت چند گل تابلو!مربی درد من را فهمید و از من پرسید کدام پست را دوست دارم که اینجوری به خط حمله رسیدم.

-چند گل تابلو؟تعریف کن ماجرا چه طور بود؟
من با مربی ترتیب یک بازی شرطی را گذاشتم و شرط کردم اگر در پنالتی هایی که می زند نتوانم حتی یک ضربه را بگیرم دیگر قید دروازه بانی را بزنم و بعد از آن بود که با دریافت عمدی گلها طبق توافقی که کرده بودیم، سر از خط حمله در آوردم.

- تو یکی از کسانی بودی که با بازی در منطقه ای مثل کرمان آن هم بدون هیچ سابقه ای در سطح اول فوتبال کشور به یکی از بزرگترین تیم های کشور رسیدی.تعریف کن که چطور به اینجا رسیدی؟
من بعد از اینکه از تیم میلاد به تیم جوانان شهرداری کرمان منتقل شدم نظر مساعد مربیان تیم بزرگسال را هم جلب کردم و در هر دو تیم مشغول بازی شدم.در سال 80 من تیم ملی جوانان دعوت شدم اما هیچ گاه در تمرینات به من توجهی نشد و من را درتمرینات هم در پست های غیر تخصصی مثل پیستون می گذاشتند و در آخر هم به جایگاه مناسبی در این تیم نرسیدم .اوضاع طوری بود که حس می کردم انگار مرا دعوت کرده اند که فقط اعلام کنند که ازهر استان حداقل یک نماینده در تیم ملی جوانان وجود دارد!اما این اولین تجربه مفید من از سطح اول فوتبال کشور بود که با آن تیم چهارم آسیا شدیم.پس از بازگشت به کرمان آقای حجازی و مایلی کهن چند بازی من در تیم بزرگسالان شهرداری را در جام حذفی دیدند و پیشنهاداتی از باشگاه سایپا و ذوب آهن برای من رسید.تقریبا به یکی از آرزوهای خودم که بازی در یک تیم لیگ برتری تهرانی بود رسیده بودم و با باشگاه سایپا به توافق هم رسیدم اما از آنجایی که سال بعد سرباز می شدم به توصیه برخی از دوستان به پاس منتقل شدم.

- زمانی که در سال 81 به پاس می رفتی از نام هایی مثل عزیزی ،خطیبی، اسماعیلی و بیاتی نیا هراس نداشتی؟
زمانی که با بزرگتر های پاس تمرین می کردم فقط به این فکر بودم تا فرصتی به دست بیاورم تا خودم را نشان دهم.در اولین بازی که برای تیم پاس در دقیقه 64 به میدان رفتم پاس بازی 1 بر 0 برده را به استقلال 3 بر 1 باخت.اگر قرار بود از این نام ها بترسم همان جا فوتبالم تمام می شد. همان سال با دعوت آقای مایلی کهن به تیم امید رفتم ودر همان اولین بازی که ایشان از من در برابر ازبکستان استفاده کرد با دو گلی که در پیروزی سه بر یک به ثمررساندم  بهترین بازیکن میدان شدم و آقای شاهرخی از روی همین ماجرا من رادر دیدار بعدی پاس پس از بازگشت به تهران در ترکیب تیم بزرگسالان پاس گذاشت.در واقع باید بگویم من مدیون آقای مایلی کهن هستم.در فرصت بعد که بدست آوردم دو پاس گل دادم تا دوباره اعتماد مربیان را جلب کنم و نهایتا از آنجاشروعی بود که اسمم در فوتبال سطح اول ایران  شناخته شد.

- زمانی که در تیم میلاد و یا شهرداری بودی دوست داشتی در تیم خاصی در تهران بازی کنی ؟
یک تیم خاص که نام آن را نمی گویم دوست داشتم اما هدفم این نبود که در آن بازی کنم.من قصد داشتم به تهران بیایم و در یک تیم لیگ برتری بازی کنم که خدا را شکر به آن رسیدم.اما این طور نبود که بخواهم در آن تیم که دوست دارم بازی کنم.(ما که فهمیدیم آن تیم کدام یک از دو قطب بود,خیلی ها هم می دانند اما مثلا خودمان را به کوچه علی چپ زدیم که رسم امانت داری حفظ شود)

- اکنون هم آن تیم را دوست داری؟
من باید حرفه ای فکر کنم، عشق علاقه به آن تیم به زمان کودکی برمی گشت.تا زمانی که در پاس بازی می کنم فقط همین تیم را دوست دارم.

- در اروپا چی؟به تیم خاصی فکر می کنی؟
رسیدن به یکی از پنج لیگ برتر اروپا آرزوی هر فوتبالیستی است.من هم دوست دارم به یکی از تیم های خوب اروپایی بروم البته فکر می کنم سبک بازی من بیشتر به فوتبال اسپانیا بخورد به همین خاطرخب طبیعی است که آرزو داشته باشم که از تیمی مثل رئال پیشنهاد داشته باشم!

- یکبار هم قول دادی که هیچ زمان به کشور های عربی نروی.هنوز قولت پا برجاست؟
صددرصد...من همیشه گفته ام فوتبال کشور های عربی جای پیشرفت نیست.اگر قرار بر پیشرفت باشد در لیگ برتر خودمان بیشتر پیشرفت می کنم.

-پس این پیشنهاد جدیدی که از القادسیه برایت آمده بود ماجرایش چه شد؟

اول بار  خبری روی سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا رفت که اشاره کرده بود  به توافق یک میلیون دلاری پاس و القادسیه کویت که  با توجه به تاثیر نامناسبی که اینگونه لیگها بر روی بازی بازیکنان قبلی ایرانی گذاشته  با صحبتهایی که انجام دادیم مساله منتفی شد.بارها گفته ام که لیگ های عربی جای پیشرفت نیست و به همین خاطر نظرم بیشتر با نرفتن به القادسیه بود.

- قبل از شروع فصل هم چند پیشنهاد از تیم های آلمانی داشتی.
من همین 20 شهریور 23 سالم تمام شد وفکر می کنم هنوز جا برای پیشرفت زیاد داشته باشم اگر قرار بر رفتن به اروپا باشد بهتراست صبر کنم تا آنقدر خودم رادر فوتبال جهان بشناسانم که زمانی که به اروپا رفتم فیکس بازی کنم.خصوصا که جام جهانی هم نزدیک است و بازی مناسب در این مسابقات می تواند روی انتخاب من از سوی باشگاههای معتبر تاثیر مناسبی بگذارد و از آنطرف انتخاب نادرست در این زمان و افت و نیمکت نشینی احنمالی در آن تیم می تواند من را از جام جهان دورکند.

- یعنی خودت  هم امسال برای رفتن رضایت نداشتی؟
البته رضایت باشگاه هم شرط است در شرایط فعلی آن ها هم راضی به رفتن من نبودند.

- فرض کن الان به تیمی مثل بایرن مونیخ رفتی...در بازی های اول چه حس و حالی داری؟تحت تاثیر جو قرار می گیری و با چند تا توپ خراب کردن خودت را می بازی؟
من یک بار شرایط سخت را تجربه کردم.همانطور که اشاره شد زمانی که من از کرمان به پاس آمدم در این تیم 5 مهاجم ملی پوش بازی می کردند.حتی من بازی اول مقابل استقلال را هم همانطور که گفتم اصلا خوب نبودم اما خودم را نباختم.مطمئن باشید آنجا هم وضع همین طور خواهد بود و از کوچکترین فرصت نهایت استفاده را خواهم برد.

- به دوران کودکی آرش برمی گردیم.در خانه چند تا بچه بودید؟

(می خندد) تعدادش را نپرسید.فقط بدانید یک تیم فوتبال بودیم!!

-در این بین مطمئنیم که تو یکی  بچه آرامی نبودی!
اطمینانتان درست است...(خنده)

- همسایه ها هم از دست تو عاصی بودند؟
زمانی که ظهر ها ساعت 2 توی کوچه فوتبال بازی می کردیم و توپ را به در و دیوار می کوبیدیم خیلی شاکی می شدند.

- خانواده هم حتما با فوتبال تو مخالف بود؟
خیلی شدید...خصوصا که آنها فرهنگی بودند و این فوتبال روی تحصیلم اثر بدی گذاشته بود.البته پدرم در ظاهر خیلی مخالفت می کرد اما زمانی که برای من کفش و لباس ورزشی می خرید به نوعی مرا تشویق می کرد. اما بعد از اولین جامی که گرفتم مادرم هم نرم شد.

- روزهای اولی که به تهران آمدی احساس غربت نمی کردی؟
روزهای اول خیلی زیاد...واقعا تنها بودم اما دو تن از برادرانم به تهران آمدند والان با من زندگی می کنند.ضمن اینکه دوستان زیادی را هم در تهران دارم و این ها باعث می شود که دیگر مثل گذشته احساس غربت نکنم.

- اوقات بیکاری را خصوصا در روزهای اول چگونه سر می کردی؟
بعضی روزها بعد از دو نوبت تمرین آنقدر خسته بودم که فقط ترجیح می دادم استراحت کنم اما اگر وقت فراغتی هم باقی می ماند از همان روزها تا به امروز رابطه خوبی با تلویزیون داشته و دارم و فیلم نگاه می کنم.

- با کامپیوتر چه رابطه ای داری؟یادمان می آید که یکجا از قول تو تیتر زده بودند که چت هم می کنی اما بعد از آن شنیدیم که آرش برهانی گفته چت کار آدمهای بیکار است؟!
(خنده)نه...من از اول هم نگفته بودم که چت می کنم امااین طور برداشت شد.با کامپیوتر رابطه خوبی دارم. سایت های ورزشی را زیاد نگاه می کنم و عاشق گالری عکس های آنها هستم اما به چت چندان علاقه ای ندارم...البته الان که با توجه به فشردگی تمرینات کمتر فرصت می کنم.

- این سوال را از آن جهت پرسیدیم که بدانیم هیچ زمانی شده که آرش برهانی برای پیشرفت در بازی اش به دنبال تحقیق و مطالعه روی بازی بازیکنان برتر خارجی باشد؟
شده که مثلا یک مطلب در سایت رئال ببینمم و آن مطلب خیلی نظرم را جلب کرده باشد .قبل از این هم یکبار فیلمی از بازی و تکنیکهای رونالدو را گرفته ام که روی ان کار کرده ام.

-در جای دیگر گفته بودی که پلیس دریکی از خیابان های تهران قصد داشت تو را جریمه کند اما زمانی که تو را شناخت از این کار منصرف شد!؟
(
خنده)نه...تکذیب می کنم...چون اصلا اهل خلاف نیستم.

- یعنی تا حالا اصلا جریمه نشده ای؟
حضورا نه....

- خلافی ماشینت را آخرین بار که گرفتی چقدر بود؟
126
هزار تومان!!

- پس خلاف هم می کنی...؟!
(
خنده)نه...ماشین هم دست من و هم دست داداشم هست شاید آن زمان بیشتر جریمه می شویم.من اهل خلاف رانندگی نیستم.

- الان از لحاظ رفت و آمد در مکان های عمومی مشکلی نداری؟
نه...البته بعضی ها ممکن است مرا بشناسند اما مشکلی ندارم و خیلی عادی رفت و آمد می کنم.

- آرش قضیه ازدواج تو به کجا رسید؟ قبل از رفتن به امارات برای بازی با العین شایع شده بود که عقد کرده ای؟
نه اصلا...هنوز برنامه ای در این زمینه برای خودم ندارم و تا زمانی که فوتبالم تمام نشود دست به کاری نمی زنم.

-اما خبرنگاران پارس فوتبال در  کرمان خبر داده اند یکی از روزنامه های کرمانی از قول تو تیتر زده بوده  که اگر دختر خوبی باشد در خدمتم؟!
واقعا این را تیتر کردند؟(خنده)....نه قضیه چیز دیگری بود آنجا در مورد ازدواج من سوال کردند و گفتنند دخترهای خوبی آماده ازدواج سراغ دارند که من به شوخی گفتم اگر دختر خوبی دیدید من در خدمتم!اما این کاملا شوخی بود.

- در حال حاضر مطالعه هم داری؟
مطالعه درسی دارم .قصد دارم دیپلم بگیرم و به دانشگاه برسم !

-فقط مطالعه درسی؟

خب قطعا مطالعه غیر درسی هم دارم!

-خب آقای مطالعه!بگو ببینیم آخرین کتابی که خواندی چه بود ؟
شاهنامه!

-یعنی همه اش را خوانده ای؟(خنده)
(
خنده)نه همه اش که..

-خب یک رمان که اخیرا خوانده ای را بگو.. 
آخرین کتابی که خواندم 20 کتاب در 1 کتاب بود که واقعا داستان های جالبی داشت.

-خب چند تا سوال درگوشی  و خصوصی!آرش برهانی ادوکلن خاصی استفاده می کند؟
بله!من همیشه Polo را ترجیح می دهم!

-لباس چطور؟دنبال مارک خاصی هستی؟
نه !در مورد پوشاک زیبایی اش و هماهنگ بودن با سلیقه ام اهمیت بیشتری تا نوع مارک و نام تولیدی اش دارد.

-اولین هدیه که گرفتی چه بود؟

یک دوچرخه بود که خب خیلی خوشحالم کرد.

- ...و آن آرش برهانی که آن روز با یک دوچرخه گل از گلش شکفت امروز چه وسیله نقلیه ای دارد؟

تویوتا کمری!

- اولین قراردادت را که با پاس بستی ماشین داشتی؟

اوائل نه!به همین جهت برای رفت و آمد به تمرین مشکل داشتم.اما بعد با پول قراردادم یک ۲۰۶ خریدم که ظرف چند روز برادرم چپش کرد!بعد از آن هم تا این اواخر یک زانتیا داشتم.

-اولین مبلغ پیش پرداخت قراردادت اصلا چقدر بود؟

۸ میلیون تومان بود که علاوه بر آن ماشین خدا بیامرز  یک خانه هم رهن کردم.

- الگوی خودت را در ایران وجهان چه کسانی قرار دادی؟
در جهان تیری آنری و در ایران همه را!

- دقیقا گلهایت که کپیه گلهای آنری به نظر می رسد!اما بین داخلی ها خب یکی را بگو!
همه را قبول دارم!

-یعنی همه مهاجمان ایرانی را به یک اندازه  دوست داری و همه الگوی تو هستند؟
بله همه را دوست دارم و همه الگو هستند!

-همه فهمیدند که داری تعارف می کنی!
(
خنده)

-از لحاظ اخلاقی چطور؟کسی الگوی تو هست؟فقط لطفا یکی را بگو..
باز هم همه(خنده)اما به عنوان مثال آقایان گلمحمدی و ترابیان...

- یک گریز به استان خودت کرمان می زنیم و این استان را به عنوان مشت نمونه خروار به میان می آوریم.در استان کرمان هم مثل خیلی از استان های به جوانان بومی دیگر اعتماد ندارند , مثلا در همین تیم مس یا شهرداری اکثرا از غیر بومیهای نا آماده استفاده می کنند.
بله...من هم شنیدم که به بهانه حرفه ای شدن و اینکه دیگر در فوتبال مرز مطرح نیست 70 درصد تیمی مثل مس کرمان را غیر بومی کرده اند.اما به نظر من حرفه ای گری این نیست و اگر مسئولان تا این اندازه کوتاهی نمی کردند و همان جوانان بومی را پرورش می دادند نتیجه بهتری می گرفتند.اما حالا با توجه به این جذب گسترده بازیکنان مناطق دیگر خداکند تیم ها لااقل نتیجه بگیرند تا حداقل اقبال مردم شهرستان ها به فوتبال زیاد شودو تجربه بازیکنان بومی هم بالا برود.

- رسیدیم به سوالی که فقط خود آرش میتواند به آن جواب دهد.برهانی چه زمانی می خواهد ثبات بگیرد و این افت و خیز ها را تمام کند؟
من افت و خیز های خودم را قبول دارم اما این اتفاقی است که برای هر فوتبالیستی آن هم با سن و سال من رخ می دهد و من آن را طبیعی می دانم.

- بعد از بازی های العین هم نشان دادی باز هم راه صعود را در پیش گرفتی .اما نمی توانیم مطمئن باشیم برهانی همین روند را ادامه دهد!
مطمئن باشید دیگر دیگر قصد افت ندارم.

- همینجا می توانی قول هم بدهی؟
قول می دهم...

- به سراغ باشگاه پاس می رویم،تیم خیلی خوبی را داشتید که قهرمان آسیا نشد.
بله...تمام امکانات را برای قهرمانی داشتیم و بچه ها هم انگیزه کافی را برای فتح جام داشتند که متاسفانه آن اتفاقات بازی با العین پیش آمد و دست ما را از جام آسیا کوتاه کرد.اما سعی می کنیم در دو جام حذفی و لیگ برتر دیگر این اشتباهات را تکرار نکنیم تا با فتح آن ها قدرت واقعی خودمان را نشان دهیم.

- اما از کجا معلوم که ماجرای پارسال پاس تکرار نشود؟پاس سال پیش خیلی حاشیه داشت،از اخراج مربی و بازیکن گرفته تا نهایتا ششم شدن تیم قهرمان.
اتفاقات سال پیش برای هر تیمی ممکن بود رخ دهد و من آن ها را حاشیه نمی دانم

 -یعنی تا به حال نشده که در این تیم به قول تو بی حاشیه بازیکنی علیه مربی حرفی بزند؟
البته ممکن است چند بازیکن علیه مربی حرف بزنند اما من به شخصه ندیدم که بازیکن خاصی علیه مربی حرفی بزند!اگر هم صحبتی می شود از طرف ذخیره هاست که خب در تمام دنیا اینجور گلایه ها طبیعی است.

-اما پارسال خداداد حرفهایی علیه جلالی زد که جلالی بعد ها آنها را باعث اخراجش دانست!
راجع به این مساله نظری ندارم که این قضیه(اخراج جلالی به واسطه انتقادات خداداد)تا چه حد مستند است ،اما همانطور که گفتم به شخصه تا به امروز با چشمان خود در تمرینات ندیدم که کسی علیه مربی حرفی بزند !آقای خداداد هم این حرفها را در مطبوعات عنوان کرد و در تمرینات چیزی نمی گفت.

- در کنار کدام مهاجم راحت تر بازی می کنی؟
با همه راحتم و سعی می کنم با هرکس که کنارم بازی می کند هماهنگ شوم.

- باز هم که تعارف کردی!خب حالا بگو از بین سه مربی که با تو بیشتر کار کرده اند یعنی برانکو،دینزلی و جلالی با کدام مربی راحت تر بودی؟کدامیک در کلاس بالاتری قرار داشتند؟لابد باز همه!
دقیقا...هر مربی سبک خودش را دارد.با هر سه مربی راحت بودم و همه آن ها در پیشرفت من نقش داشته اند.

- فکر نمی کنی خیلی محافظه کارانه حرف می زنی؟این مصاحبه را که بخوانند همه می فهمند که چقدر تعارف می کنی!
قصد حاشیه سازی ندارم.

- انتقادات اخیر از برانکو را وارد می دانی؟
نه.فکر می کنم تیم در حال حاضر به حمایت بیشتر احتیاج داشته باشد.بعضی از انتقادات واقعااز روی بی منطقی است.

- چقدر احتمال می دهی دینزلی جای برانکو را بر روی نیمکت تیم ملی بگیرد؟
هیچ اندازه.برانکو تا به امروز با تیم عالی نتیجه گرفته است و دلیلی برای تغییرات وجود ندارد.جدای از آن هرگونه تغییر مربی در این فاصله با توجه به اینکه برای بازیکنان ایجاد استرس می کند و مربی جدید زمان زیادی می برد که مثل برانکو با تیم هماهنگ شود فقط به ضرر تیم ما تمام می شود.

- پس مطمئنی برانکو در جام جهانی با ما است؟
بله...مطمئنم.

- تو از اینکه به نوعی لژیونر ها سوگلی برانکو هستند ناراحت نیستی؟
نه...اول اینکه من سوگلی بودن لژیونر ها را قبول ندارم.این یک روند طبیعی در تمام جهان فوتبال است که مربی به بازیکنانی که در باشگاه های بهتر بازی می کنند علاقه بیشتری داشته باشد و کسی نباید از این قضیه دلگیر باشد.

-نگاه کن!الان می خواهیم سوالی بپرسیم که امیدواریم در آن تعارف نکنی!خاطرمان هست یکبار همکارانمان در پارس فوتبال مصاحبه ای با مبعلی  انجام دادند  که ایمان در آن هرگونه خط دادن دایی به مربیان تیم ملی را تکذیب کرده بود اما بعد از قضایای بازی صباباتری و فولاد و آن اخراج ایمان که به جهت خطا روی دایی صورت گرفت به طور غیر مستقیم ازطرف ایمان اعلام شد دایی در تیم ملی به برانکو خط می دهد و بعد از عدم دعوت مبعلی باز این شایعه دهان به دهان پیچید.نظر تو چیست؟باز تاکید می کنیم می خواهیم عین واقعیت را بگویی!اصلا اگر دلت می خواهد مثل آن  قضایایی که گفتی ننویسیم این ضبط صوت را خاموش می کنیم تا تو حد اقل واقعیت را برای ما روشن کنی!
ببینید!اصلا لازم نیست ضبط را خاموش کنید!من عین واقعیت را می گویم!به نظر من برانکو حق دارد از دایی به عنوان کاپیتان تیم مشورت بخواهد.همانطور که مثلا دنیزلی با نکونام یا قطعا ماگات با بالاک مشورت می کند.اصلا کاپیتان در حکم مربی در درون زمین است.خب برانکو هم ممکن است با دایی مشورت کند اما در این چند سال که در تیم ملی بودم ندیدم دایی به کسی خط بدهد که مثلا فلان بازیکن باید باشد یا نباشد!

-یعنی نشده که مثلا فلان بازیکن در تمرین با دایی سفت و سخت بازی کند و احیانا بدجور به پروپایش بپیچد و بعد از آن دیگر اثری از آثارش در تیم نباشد؟
نه به هیچ وجه!

-بازی با کره در پیش است و قرار است تا چند روز دیگر به مصاف کره ای برویم که قطبی را روی نیمکت دارد!نظرت راجع به این بازی چیست؟
فکر می کنم بازی خوبی از کار در بیاید.خصوصا اینکه بازیکنانی که پیش از این شانس زیادی برای حضور ثابت در تیم ملی را نداشتند در این بازی می توانند بادرخششان خود را به برانکو تحمیل کنند.

-الان انتقادی که می شود این است که بازی با یک تیم آسیایی برای آمادگی تیم ملی جهت حضور درجام جهانی نمی تواند مفید باشد!
ببینید!الان 9 ماه تا جام جهانی باقی مانده است و مربی حق دارد با ترتیب دادن چنین مسابقاتی ترکیب های مختلف را بیازماید.کره هم تیم خوبی است که آلمان را هم مغلوب کرده است و به نظر من می تواند بازی خوبی از کار در باید.

-نبود دایی و مهدوی کیا را چطور ارزیابی می کنی؟
هر دو از بازیکنان تاثیرگذار تیم ملی هستتند اما این یک دیدار تدارکاتی است و نبود این دو بازیکن می تواند انگیزه ای مضاعف برای بازیکنان جانشین و جوانتر باشد که بخواهند قابلیتهای خود را به برانکو ثابت کنند.

-فکر می کنی خودت فیکس باشی؟
بسته به نظر برانکوست اما فکر می کنم همین طور باشد و امیدوارم که بتوانم از این فرصت استفاده کنم.
- ...و در نهایت از آرش برهانی می پرسیم در جام جهانی بازی می کند؟
تمام تلاش خود را خواهم کرد. من اکنون پخته تر و با تجربه تر از قبل هستم و تا جام جهانی با تجربه تر هم خواهم شد.آلمان فرصت خوبی برای درخشش است که نمی خواهم آن را به راحتی از دست بدهم.

-ما هم امیدواریم که شاهد استمرار موفقیت هایت از همین بازی با کره تا خود جام جهانی و بعد از آن با حضور در یکی از تیمهای اسپانیا که دوست داری باشیم!
از شما ممنونم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 23:22  توسط سعید قرایی | 

باخت برانکو به منتقدینش

تحولات دیگر قابل پیش بینی است و برای همه مثل روز روشن است که پس از  بازی های ایران قرار است چه اتفاقی رخ دهد.ایران به کره جنوبی در سئول باخت تا باردیگر اتفاقات بعد از بازی ایران با ژاپن در ایران-کرهیوکوهاما تکرار شود.زمانی که برانکو مصرانه بر برگزاری بازی با کره جنوبی تاکید می کرد در این اندیشه بود که در این بازی انتقام انتقاد های خرد کننده منتقدین از او پس از بازی با ژاپن را بگیرد اما هیچگاه تصور نمی کرد  درست به همان دلایلی که تیم او  در یوکوهاما شکست خورد این بار در سئول ببازد تا در این میان این نکته ثابت شود که عیب های تیم برانکو رفع شدنی نیست! شاید برانکو دوست ندارد فیلم شکست های تیم خود را یکبار دیگر تماشا کند تا علت آن ها را دریابد.اما اگر کسان دیگری هم این کار را انجام می دهند و اشتباهات تیم او را نمایان می کنند حتما باید در تحلیل خود عنوان کنند که < برانکو باید برکنار شود تا ایرادات رفع شود> تا افکار مرد کروات را به سمت و سویی دیگر رهسپار کنند.برانکو یکبار دیگر به منتقدانش باخت چراکه پس از موج حملات به او بعد از صعود ایران به جام جهانی تعقل و تفکر در اندیشه های او جای خود را به لجبازی داد. و تا زمانی که این لجبازی بر او حاکم باشد باز هم شکست خواهد خورد.زمانی که در دقایق پایانی تلویزیون کره چهره ایوانکویچ را به تصویر کشید مشخص بود او حالات خود را در جواب دادن به منتقدین تمرین می کند. شاید این تمرین قبل از بازی هم ساعت ها وقت او را گرفته باشد.

برانکو نمی تواند ایرادات تیم خود را رفع کند چراکه دست بردن در نقاط ضعف تیم خود را شکست در مقابل دشمنانش می داند. دشمنانی که همواره طی نقد تیم ملی از برکناری او سخن می گویند. تا مادامی که برانکو در تحلیل منتقدین الفاظی مبنی بر برکناری او از تیم ملی می خواند باید هم بی علاقه  به خواندن این تحلیل ها و برسی آن ها نزد خود باشد.باور کنیم اگر کمی ملایم تر با او برخورد می کردیم و عیب های تیم او را ملایم تر می گفتیم شاید امروز برانکو در بن بست نبود.مربی تیم ملی ایران این تصور را دارد  با قبول عیب هایی که از سوی منتقدین مطرح می شود اصلی ترین حرف آن ها یعنی اخراج برانکو را هم باید بپذیرد.و مجموع این ها دلایلی می شود که گوش او بر روی نقد ها بسته باشد.بعد از بازی دوستانه سئول بار دیگر نقد های توام با درخواست برکناری برانکو با ردیگر نوشته می شود و در مقابل باز هم جانب گیری برانکو همراه است.و این همان تکرار رویه بعد از بازی با ژاپن خواهد بود.

ای کاش پس از بازی تدارکاتی با کره منتقدین و برانکو شیوه ای نو را از سر می گرفتند به نحوی که زبان نقد ها نرم تر وگوش برانکو شنواتر می شد شاید از این طریق به اصلی ترین هدف دو طرف که همان رفع ضعف ها و قدرتمند شدن تیم ماست برسند.شیوه ای که خیلی سخت طرفین در پیش گیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 22:15  توسط سعید قرایی | 

یک دیدار تدارکاتی حساس

تا چند ساعت دیگر یک دیدار تدارکاتی حساس میان رقبای سنتی آسیا یعنی ایران و کره جنوبی در شهر سئول برگزار می شود.پیروزی در این بازی مزایای زیادی را برای ما خواهد داشت.تحلیل این مسابقه را بعد از پایان بازی بر روی سایت خواهد رفت که امیدواریم تلویزیون حق پخش این بازی را داشته باشد تا کامل تر بتوانیم پیرامون بازی بحث کنیم.به امید پیروزی پسران آریایی بر چشم بادامی ها.ایران4-کره3

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 0:6  توسط سعید قرایی | 
فلیکس ماگات سرمربی تیم فوتبال بایرن مونیخ آلمان پیرامون مصدومیت الیورکان کاپیتان و دروازه بان تیمماگات خود گفت:با وجود آمادگی، دروازه بان دوم تیم خوشحالم که می توانم از مصدومیت کان  نگران نباشم چراکه او در آمادگی خوبی به سر می برد و می تواند جانشین شایسته ای برای کاپیتان ما باشد.ماگات در ادامه گفت :در حال حاضر تعداد زیادی بازیکن آسیب دیده داریم و همین امر سبب می شود نتوانیم در حد و اندازه خود حاظر شویم اما فکر میکنم که باید از عملکرد خود خوشحال باشیم.

منبع:یوفا

ترجمه: سیما کاراموزیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 0:2  توسط سعید قرایی | 

اریکسون و تعداد زیادی سوال بی پاسخ

سایت بی بی سی در تحلیلی پس از صعود انگلیس به جام جهانی نوشت اریکسون مربی تیم ملی انگلیس ساده ترین بخش ماموریت خود را با راه یابی انگلستان به جام جهانی با موفقیت انجام داد.اما او باید از این پس به مسائلی که برای تیم فوتبال کشورش مطرح می شود پاسخ دهد.اریکسون

این سایت در ادامه می نویسد انگلستان سزاوار آن همه ستایش در رسیدن به آلمان از ساده ترین گروه ممکن نبود چراکه این قسمت از کار با آشفتگی و نه با اقتدار انجام شد.حال اریکسون و شاگردانش باید ثابت کنند که توانایی رسیدن به پیروزی های مقتدرانه را دارند.زمان برای اریکسون تمام شده است چراکه او قول داده بود با بهترین تیم انگلیس از دهه 90 تاکنون درخشش این تیم را در سال 2006 کامل کند.مردان جزیره با بازی برابر اطریش و ایرلند شمالی نشان دادند که هنوز این توانایی را دارند که در جام جهانی تیم مطرحی باشند.و این نشان می دهد انگلیس با همان خوش بینی که چهار سال پیش به ژاپن رفت به آلمان می رود.اما در تیم مرد سوئیسی همچنان تردیدهای قدیمی به چشم می خورد،اگرچه یکی از پرسش ها با تعویض دروازه بان این تیم یعنی دیوید جیمز با پل رابینسون پاسخ داده شد اما آیا اریکسون قادر خواهد بود از اعضاء جدید تیم به نحوی استفاده کند که تیم را نسبت به قبل متفاوت کنند؟

میانه زمین منطقه ای کلیدی است که با وجود بازیکنان با استعدادی مثل دیوید بکهام و استیون جرارد و فرانک لمپارد نقطه قوت انگلیس را تشکیل می دهد و قطعا اریکسون چشمان خود را هم برای به خدمت گرفتن استوارد دونینگ بعد از مصدومیتش تیز خواهد کرد.

این تیم با تیم 8 سال قبل تفاوت های زیادی دارد و این کار مرد یخی نیمکت انگلیس را سخت تر خواهد کرد.

اریکسون قبل از  رفتن به آلمان در تابستان سال آینده به سوالات زیادی باید بیاندیشد.

ترجمه:سیما کاراموزیان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 23:55  توسط سعید قرایی | 

حالا توقع بیشتر از آن ها حق ماست

تیم هندبال شهرداری که پس از دو تساوی نگران کننده در آغاز رقابت های لیگ برتر مقابلتیم هندبال شهرداری کرمان شهرداری تبریز و شهید قندی به یکباره موتور خود را روشن کرد و با سه پیروزی پیاپی برابر آزاد اصفهان، تربت بهبهان و نماینده شهر کرد بار دیگر به کورس قهرمانی رسید و اکنون در مکان دوم جدول در همسایگی فولاد سپاهان به سر می برد، در فاصله تعطیلات لیگ برتر به خاطر آغاز تمرینات تیم ملی بهترین کار ممکن را انجام داد و با برپایی اردوی تدارکاتی چند روزه در کشور امارات و شرکت در تورنمنت این کشور خود را از هر حیث آماده تر کرد. فارغ از هر نتیجه ای که شهرداری در مسابقات امارات مقابل حریفان به دست می آورد این اردوی تدارکاتی خارج از کشور سبب می شود، امسال این حق را به خود بدهیم که در پایان این فصل از شهرداری فقط قهرمان بخواهیم تا نوار قهرمانی های مکرر اصفهانی ها امسال قطع شود. هندبالیست های شهرداری از تجربه ای که از این اردو کسب می کنند باید در طول بازی های لیگ نهایت استفاده را ببرند تا دیگر این تیم از صدر جدول پایین نیاید. حضور بازیکنان یک تیم در کنار یکدیگر در اردویی با مدت زمانی مناسب در خارج از کشور ضمن اینکه هماهنگی و شناخت بازیکنان از یکدیگر را تا حد زیادی بالا می برد سبب می شود تیم برای بازی های بزرگ هم آماده شود. اردوی امارات برای شهرداری بسیار مفید خواهد بود این را از آن لحاظ مطمئنیم که تیم هایی که با نماینده ایران در این تورنمنت پیکار کردند بسیار خوب بودند.

فقط امیدواریم شرایط طبیعی این تیم حفظ شود تا حاصل این سرمایه گذاری و تشکیل این اعزام خارج از کشور همین امسال به استان کرمان بازگردد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 14:2  توسط سعید قرایی | 

در فوتبال ایران که تعطیلی جزء جدایی ناپذیر آن است وقفه ای بی موقع و طولانی سبب شد پس از گذشت تنها سه هفته از آغاز لیگ آزادگان تیم ها یک ماه از میادین به دور باشند تا پس از گذشت 30 روز، زمانی که مسابقات را از سر می گیرند چند بازی کسالت بار را از آن ها به بهانه ناآمادگی بازیکنان و تیم ها تحمل کنیم. زمانی که تیم فوتبال مس کرمان در هفته اول نمایش کاملا ناامید کننده مقابل پگاه خوزستان به اجرا گذاشت، دست نشان ناهماهنگی بازیکنان را به علت قرار نداشتن در شرایط مسابقه دلیل اصلی ضعف مس دانست و گفت: هرچه بیشتر رو به جلو رویم تیم را از این سنگینی خارج خواهم کرد. نیمه دوم بازی هفته دوم مس مقابل مرصاد شیراز نشان داد که می توان به حرف های دست نشان اطمینان کرد و هر چند بازی تیم کرمانی همچنان خمیازه را به دنبال داشت اما نسبت به دیدار قبلی چند پله پیشرفت را از خود نشان می داد. موقعیت ها و حرکت های تیمی مس بیشتر شده بود تا این تیم نهایتا با یک ضربه پنالتی اولین سه امتیاز فصل را از مرصاد شیراز بگیرد. اما بازی سوم نارنجی پوشان کرمان مقابل استقلال کیش ثابت کرد این تیم سیر صعودی خود را خیلی خوب ادامه داده است، زمانی که از کیش خبر رسید تیم دست نشان یک امتیاز را بدون کارت سبز از این جزیره به کرمان آورده است منتظر ماندیم ببینیم این روند در مقابل تیم صدر جدولی شاهین بوشهر ادامه پیدا می کند که حریفی دیگر به نام تعطیلات مس را متوقف کرد.

اکنون از آن ترس داریم که پس از ماه رمضان اگر به مدد الهی لیگ یک آغاز شود باز هم مجبور باشیم حداقل تا سه هفته بازی های مس را از نوع بد شاهد باشیم تا باز هم عیار مس افت کند. نماینده کرمان در لیگ یک که هم اینک با کسب 5 امتیاز در مکان پنجم جدول قرار دارد، در سه بازی اول خود نشان داد به همان میزان که توانایی ثبات گرفتن و ادامه نوار پیروزی و نهایتا قرار گرفتن در کورس صعود را دارد، مهارت اینکه بسان مس های سالیان پیش با برد و باخت های یکی در میان اشک ها و لبخندها را برای هوادارانش رقم بزند و در میانه های جدول جا خوش کند را دارد که متاسفانه با برنامه ریزی محیر العقول فدراسیون که دست هر مربی را از پشت قفل و زنجیر می کند وقوع احتمال دوم را به دلایل مختلف باید بیشتر بدانیم و ترس از وقوع آن را در دل هایمان زیادتر احساس کنیم. مس که پس از گذشت 270 دقیقه تنها یک گل آن هم از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند مشکلات زیادی را برای فتح خاکریزهای بعد دارد. هرچند مس دست نشان توانایی های زیادی را در ارائه بازی بسته و تدافعی دارد و به همین جهت بود که خیلی راحت استقلال را در کیش با همه بزرگانش متوقف کرد، اما باید به مربی مس تاکید کرد که با این روند بازی مشکل بتواند از خجالت هوادارانش در بازی های خانگی درآید. ضمن اینکه مس برای صعود باید در بسیاری از بازی های خارج از خانه مقابل تیم هایی مثل برق، تهران، شهرداری لنگرود و ... برنده باشد چرا که هیچ فردی از مس به خاطر تساوی خارج از خانه برابر این دسته از تیم ها تقدیر نخواهد کرد. دست نشان پیش از این قول داده بود که از هفته سوم مس قدرتمند را خواهیم دید، باید دید تا چه میزان او هنر این کار را در تمرینات دارد؟ و تا چه حد دانش او اجازه می دهد که پس از این دوری طولانی از میدان مس سر حال، جنگنده و البته گلزن به زمین مسابقه برمی گردد. به یاد داریم تیم مس فصل پیش تحت هدایت رضا وطنخواه همواره پس از تعطیلی ها به حدی ضعیف ظاهر می شد که شک می کردیم هیچ تمرینی در زمان نبود مسابقات انجام داده باشند باید دید تفاوت دست نشان و وطنخواه در این زمینه تا چه حد است. به هر حال مس پس از سه هفته حداقل از لحاظ امتیازی و رتبه در جدول با نمره قبولی به تعطیلات رفت، تعطیلاتی که امیدواریم از فشار تمرینات به بازیکنان خوش نگذشته باشد.

تیم

بازی

برد

مساوی

باخت

امتیاز

شاهین بوشهر

3

3

0

0

9

پیکان تهران

3

2

1

0

7

مرصاد شیراز

3

2

0

1

6

نفت آبادان

3

2

0

1

6

پیام خراسان

3

2

0

1

6

مس کرمان

3

1

2

0

5

در این گروه 12 تیم حضور دارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 13:58  توسط سعید قرایی | 

باخت در هفته چهارم

رو سیاهی برای ذغال  سنگ با قی ماند

از سری مسابقات لیگ دسته اول فوتسال کشور تیم ذغال سنگ کرمان در هفته پنجم و در زمین خود مغلوب   مقاومت فارس شد.

به گزارش وبلاگ تک به تک در این بازی که جمعه شب د ر سالن شهیدتجلی کرمان برگزار شدشیرازی ها پنج  باردروازه ذغال سنگ را باز کردندتا در مقابل دو گل کرمانی ها به برتری دست یابند. ذغال سنگ پس  از شروع خوب در  دسته اول پس از کسب  7امتیاز در سه هفته اول از هفته چهارم مغلوب تیم های پیام نوید ومرصاد شیرازشد  تا به رتبه ششم جدول سقوط کند .ذغال سنگ هفته اینده در بوشهر میهمان تیم دریا نوردان است.

 

جوب بی تجربگی را می خوریم

حکاک سر مربی تیم فوتسال ذغال سنگ کرمان که این تیم را برای صعود به لیگ برتر هدایت می کند پس از باخت خانگی این تیم مقابل مقاومت شیراز  به خبرنگار تک به تک گفت:متاسفانه فقط چوب بی تجربگی خود را می خوریم. وی افزود:ما پس از شروع خیره کننده در سه هفته اول، بدلیل بی تجربگی ورق برای ما برگشت و همه توپ هایی که در این بازیهای اول گل کردیم در دو بازی اخیر از دست دادیم که در صورت داشتن تمرکز به راحتی در این دوبازی هم به پیروزی می رسیدم .

حکاک با توجه به بازیهای خانگی تیم خود، شانس ذغال سنگ را برای صعود به لیگ برتر را بیش از 50 در صد می داند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 13:23  توسط سعید قرایی | 

یک تیم گردن کلفت کرمانی تمام تیم های دنیارا دنبال خود می کشاند.

 

(این مصاحبه در پی انتشار مصاحبه کاملا اختصاصی!!!! یکی از روزنامه های ورزشی استان با علی پروین انجام گرفت)عکس از مهندس غفاربیگی

 

از آنجا که برخی از روزنامه های همشهری در گوی رقابت با دیگر نشریه های استان پیش دستی می کنند و گفتگوی کاملا اختصاصی با سلاطین داخلی انجام می دهند، ما هم دیدیم برای اینکه از این کورس رقابت عقب نیفتیم پا را فراتر گذاشته و با سلاطین خارجی مصاحبه ترتیب دادیم. از همین رو گفتگویی را با الکس فرگوسن که چندی پیش برای شناسایی ستارگان فوتبال کرمان و جذب آن ها (شما بخوانید دلالی) به فوتبال انگلیس با لباس مبدل به کرمان آمد انجام دادیم. او هیچگاه خبر نداشت که تیم ورزشی تک به تک قوی تر از این حرف هاست و او را در هر لباسی خواهد شناخت به همین جهت او را در هتل جام جهانی! کرمان پیدا کردیم و در محیطی کاملا صمیمی و در حالیکه فقط چهار استکان چای دیشلمه پیش رو داشتیم (باور کنید فقط چای بود) و گوشه ای از دیوار اتاق ریخته و پریز برق از جا کنده شده بود و در حالی که چشمان فرگی کاملا خمار بود (باور کنید نفهمیدیم علت چه بود) روی زمین کنارمان نشست تا یک گفتگوی خودمانی اختصاصی انجام دهیم (ای بابا شما چرا گیر دادید چیزهای دیگه ای هم بوده ؟! آقا به خدا هیچی نبود.) خلاصه کلام اینکه به صورت کاملا اتفاقی 6 سئوال اول ما با مصاحبه چاپ شده فرگوسن در روزنامه ورلد ساکر کاملا شبیه به هم درآمد (از کجا معلوم این روزنامه معلوم الحال مصاحبه ما را ندزدیده باشد؟) به همین خاطر برای اینکه بیش از این سرتان را درد نیاوریم شما را به همین روزنامه ارجاع می دهیم. اما سئوالات کاملا اختصاصی ما که از دست سارقان ورلد ساکر در امان ماند بدین شرح است:

 

-خوب... الکس نظرت در مورد فوتبال کرمان چیست؟

 

من یکی از طرفداران تیفوسی فوتبال کرمان هستم! در واقع همیشه نتایج تیم های شما را از روی سایت های اینترنتی دنبال می کنم هر زمان هم تیم های شما بازی داشته باشند در به در دنبال یک کانال تلویزیونی می گردم تا بازی را مستقیم ببینم. مواقعی که خبر شکست تیم های شما به گوشم می رسد کاملا از خود بی خود می شوم. مثلا همان روزی که زدم و ابروی دیوید بکام را شکستم خبر شکست مس از تشتک سازی بندر گناوه به گوشم رسید اصلا بگذارید یک اعتراف بکنم، چند روز پیش با مورینیو و ونگر داشتیم گپ می زدیم، به این نتیجه رسیدیم که اگر کرمان یک تیم گردن کلفت را به لیگ جزیره بفرستد چه فاجعه ای برای ما رخ می دهد. اگر همین تیم مس را کلفت کنید و به لیگ برتر ما بفرستید منچستر و چلسی که هیچ تمام تیم های دنیا را به دنبال خود می کشد.

 

- فرگی، تو که این قدر علاقه مند به فوتبال کرمان هستی آیا وبلاگ ما را می خوانی؟

 

من اگر یک روز وبلاگ شما را نخوانم به بیماری افسردگی دچار می شوم. اصلا برای خواندن وبلاگ شما بود که زبان فارسی خودم را تقویت کردم. به نظر من شما باید به سه زبان دنیا وبلاگتان  را منتشر کنید. فقط مواظب باشید که برای ما جنجال درست نکنید چرا که دیگر توان جمع کردن خود را نداریم.

 

- اگر حرف خاصی داری بیان کن

 

آرزو می کنم که روزی یک تیم کرمانی به لیگ قهرمانان اروپا راه پیدا کند تا ما به همراه بروبچه های منچستر به کرمان بیاییم(احتمالا آقای سرالکس فراموش کرده بود کرمان در قاره آسیا قرار دارد.) از اینکه با من مصاحبه کردید بسیار متشکرم. اگر به انگلیس اومدین حتما به ما سر بزنید مستر گیل حتما با شما صحبت هایی خواهد داشت!

(اگر واقعا کنجکاو شدین بفهمین علت این سوال و جواب ها چیه روزنامه ای را که گفتگوی اختصاصی!!!با علی سلطان کرده بود را پیدا کنید و بخوانید:هفته نامه کرمان ورزشی شماره 50)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 12:55  توسط سعید قرایی | 

 

اولگونار سولشایر بازیکن 32 ساله تیم ملی نروژ شاید امسال برای همیشه کفش هایش را آویزان کند. سولشایر که با گلزنی در دیدار تاریخی منچستر و بایرن مونیخ در فینال لیگ قهرمانان سال 99 نام خود را در بین شیاطین سرخ جاودانه کرد به علت پارگی غضروف زانو از می سال پیش  دور از میدان بسر می برد.دکتر پترسون که عمل جراحی پای سولشایر را انجام داده بود امیدوار بود وی بتواند از ماه اکتبر برای یونایتد به میدان برود اما اکنون نمی تواند برای بازگشت او تاریخی تعین کند.پترسون می گوید:نمی تواند مطمئن باشد که ذخیره طلایی اولترافورد قادر خواهد بود  مجددا برای باشگاه یا کشورش بازی کند یا خیر؟

ترجمه:سیما کارآموزیان

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 21:4  توسط سعید قرایی | 

 برای اولین بار او را در مهر ماه سال 76 در لباس سبز تیم کوپتداق ترکمنستان دیدیم.در روزی که این تیم او اسیر حاشیه ها شدترکمنستانی به آزادی آمده بود تا در مقابل 70 هزار تماشاگر کیسه گل پرسپولیس شود، پسر سبزه بلند قامت لاغری در صف مدافعان کوپتداق قرار گرفت که اسمی بسیار آشنا داشت.در تیمی که عمدتا نام ها با اف ختم می شد،مهدی هاشمی نسب با 21 سال سن مامور مهار علی دایی مهاجم آماده آن زمان پرسپولیس شد و چنان او را از کار انداخت(کاری که از دست بهترین مدافعان آن زمان آسیا بر نمی آمد)که تمام توجهات را به خود جلب کرد. پس از آن بازی که نهایتا بدون گل تمام شد منتظر تولد ستاره ای جدید در فوتبال این کشور بودیم و این اتفاق با آمدن او به پرسپولیس رخ داد.آن پسر جنوبی بلند قد در همان آغاز ورود به جمع سرخ پوشان چنان با صلابت در دژ دفاعی این تیم قرار گرفت که مطمئن شدیم با وجود این جوان سال ها خط دفاعی تیم ملی ما بیمه خواهد بود.به خاطر داریم زمانی را که پرسپولیس با این مدافع همواره بهترین خط دفاع لیگ را در اختیار داشت، هاشمی نسب حتی بیش از مهاجمان گل می زد و پاس گل می داد.و چنان در زمین حاظر می شد که به یکی از الگوهای بچه های زمین خاکی و آسفالت تبدیل شده بود و همه دوست داشتند هاشمی نسب باشند تا نه توپ از آنها رد شود و نه ضربه سر آن ها از دست برود.اما افسوس که با یک تصمیم اشتباه ،هاشمی نسب هم مثل خیلی از ستاره های فوتبال این مرز و بوم به شهابی تبدیل شد که پس از یک جرقه خاموش شد.در سال 79 و پس از مشاجره لفظی او با علی پروین که باعث شد مهدی قصد ترک پرسپولیس را کند، ای کاش فتح الله زاده هوای ورود به تیم رقیب را با آن مبلغ نجومی در دلش نمی انداخت تا فوتبال هاشمی نسب در 24 سالگی فدای حاشیه ها نشود.زمانی که او را با رخت آبی استقلال دیدیم فارغ از دو رنگی ها دعا کردیم مدافع با هیبت خود را از دست رفته نبینیم اتفاقی که می شد با رفتن او به تیمی غیر از استقلال رخ ندهد اما چه حیف که فقط یک نیم فصل دعای ما مستجاب شد و هاشمی نسب استقلال در نیم فصل دوم لیگ 79 و پس از غش کردن در بازی با پرسپولیس!چنان توسط حاشیه ها بر زمین خورد که هرگز توان جمع کردن خود را نیافت.پسر سرطلایی که با بازی های ضعیف خود درهای تیم ملی را هم بر روی خود بست چنان بی انگیزه به فوتبال خود ادامه داد تا از جمع آبی پوشان اخراج شود و در تیم پاس یک نیمکت نشین باشد و با رفتن به سایپا و تشکیل یکی از بدترین خط های دفاعی لیگ سیر حرکتی خود،از عرش تا فرش را به خوبی نمایش دهد. سهم مردم ایران از فوتبال هاشمی نسب خیلی بیش از این ها بود و شاید اگر مهدی، سر طلایی خود را با یک تصمیم غلط به سنگ نمی زد اکنون او را در جمع لژیونرها می دیدیم (اتفاقی که انتظار مهدی را می کشید)تا خط دفاع آشفته تیم ملی ما تبدیل به یکی از نقاط قوت ما شود.در این پروژه ستاره کشی دست خیلی ها آلوده است اما از همه مقصرتر خود هاشمی نسب بود که با یک انتخاب احساسی و نا بخردانه فوتبال ایران را از بازی هاشمی نسب محروم کرد. او اکنون به عقاب رفت تا در دسته اول ایران بدون حاشیه از یاد برود! اتفاقی که فقط امیدواریم برای ستاره های دیگر رخ ندهد.خیلی زمان می برد تا هاشمی نسب دیگری در فوتبال ایران متولد شود.هیچ بعید نیست سر او هم به سنگ بخورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 19:59  توسط سعید قرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی
( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
واي گويه ها
پارس فوتبال
کتیبه زخم
ضربه آزاد
كرمان خبر
چلیک
ياد نوشت
توپ
پادلمه
هواداران باشگاه مس
شخصي
انحراف
صنعت مس زلزله
فوژان
آرشیو مطالب من در پارس فوتبال
نقد داوری
سایت رسمی باشگاه مس
علیرضا اس اس
فوتبال احساسی
ناخدای تنها
خانه ای روی آب
یاداشت
هرچی و همه چی
سيب و حوا
سانای
یاداشت های من
سينا و فوتبال
حرف هاي من و تو
قوي سپيد
نونا
علي دايي نگين ورزش آسيا
عکس های یاسر خدیشی
ته مانده هاي يك مرد
ابوکورش
مازيار ناظمي
وقت اضافه
وقت کشی
دولخ
مفشو
فریاد بی صدا
رازهای قلم کویری
خورشید حق
باشگاه مس رفسنجان
دايره
صحنه یکتا
مسیر جادویی
ایران رشد
ناگفته ها
سکوت سنگ
دانلود جدیدترین نرم افزار ها
کرمان رایانه
ملیکا
خبرنگار ساده
دل نوشته های احسان
دختر بابا
محمود قاضی
اویان
آئین مهر
کرماندخت
قلم طلایی
مورنا نيوز
عكس هاي امين جعفري
خبرهاي جنجالي كرمان
برد و باخت
مهندسي فناوري اطلاعات كرمان
سه پند
وبلاگ رسمي پاس همدان
كرمونيا
چشم به راه
كافه فوتبال
هنرمند كوچك
كرمان ورزش
سین سین
رودرو
طنز ورزشي
 

 RSS

LOGO BY
Ghaffarbaigy