تبليغاتX
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

آنها با ارفاق هم قبول نمی شوند!

 

برگزاری هشتمین المپیاد دانشجویی مراکز آموزش عالی کشور در کرمان که بزرگترین رویداد ورزشی در سطح دانشجویان محسوب می شود فرصت مناسبی را به میزبان بازی ها می دهد که تمام نگاه های دانشگاه های دیگر ایران را به سمت خود جلب کند تا توانایی های خود را به معرض نمایش بگذارد که این فرصت در سال 1385 به دانشگاه شهید باهنر کرمان رسید. با گذشت چند روز از آغاز رسمی بازی ها شاید بتوان عملکرد مجموعه میزبان را تا حدودی نقد کرد.

 

در رویداد های بزرگ مثل همین المپیاد ، یک میزبان تلاش می کند پیش از آنکه بازی ها آغاز گردد باید عکس: حمید صادقینظم و انضباطی را که یک میزبان باید داشته باشد را نشان دهد. راه اندازی سایت خبری ویژه بازی ها هرچند از کیفیت مطلوبی برخوردار نبود اما نقطه عطفی برای میزبان قبل از شروع بازی ها بود . آماده کردن تالار افضلی پور در مدت زمان کوتاه به علت برگزاری امتحانات دانشجویان در این سالن نیز از نقاط مثبت میزبان بود. اما زمانی که خبرنگاران و یا افراد دیگر قبل از آغاز بازی ها مشاهده کردند که برای کسب یک خبر و یا یک شماره تلفن مجبور به تماس های مکرر هستند آگاه شدند روابط عمومی این مسابقات در سطح ضعیف می باشد. این امید می رفت که با شروع بازی ها این مشکل نیز رفع شود که جایگاه خالی خبرنگاران در شب افتتاحیه نشان داد مشکل روابط عمومی همچنان به قوت خود باقیست چراکه خبرنگاران نشریات مختلف علت عدم حضور خود را در سالن ناهماهنگی مسئولین روابط عمومی بازی ها جهت آماده کردن آی دی کارت آنها و عدم پاسخ گویی صحیح این نهاد می دانستند.

 

ستاد برگزاری بازی ها که در سالن افضلی پور دانشگاه شهید باهنر برقرار است نیز مشکلات عدیده ای را در بر دارد. در این سالن تخته ای فراهم شده است که می بایست نتایج بازی ها  به محض پایان بر رویش نصب گردد اما جالب بود که در پایان بازی های روز اول نتایج بازی های صبح در حدود ساعت 19 بر روی آن نصب شد! عدم اطلاع مسئولین حتی از نتایج برگزاری بازی ها  از نقاط ضعف این المپیاد محسوب می شود. در مقابل این نقاط ضعف قرار دادن چد دستگاه فاکس و کامپیوتر شاید مهمترین امکانات قرار گرفته در اختیار خبرنگاران باشد.

 

جدا از مسائل اطلاع رسانی و روابط عمومی مراسم افتتاحیه بازی ها را باید مهمترین رکن این المپیاد دانست فاقد کیفیت لازم بود. مسئله ای که در آغاز مراسم افتتاحیه تعجب همگان را بر می انگیخت این بود که چرا با توجه به آمادگی استادیوم فوتبال دانشگاه باهنر مراسم افتتاحیه باید در سالن چند منظوره برگزار شود؟! برگزاری مراسم در سالن امکان اجرای بسیاری از برنامه های متنوع مخصوص مراسم افتتاحیه مثل آتش بازی و ... را گرفت. همچنین برگزاری این مراسم در سالن سبب شد مراسم روشن عکس: حمید صادقیکردن مشعل بازی ها در خاموشی محض برگزار شود. هرچند مراسم روشن کردن این مشعل به صورت زنده در سالن پخش می شد اما قطع و وصل های مکرر تصاویر آن و کیفیت پائین آن ،  شور روشن کردن مشعل را از حاظرین گرفت و حتی برای پخش تصاویر تلویزیونی نیز مشکل ایجاد کرد. از آنجا بر روی مسئله روشن کردن مشعل تاکید می کنیم ، که میزبانان یک جام می دانند  اصلی ترین بخش مراسم افتتاحیه المپیاد و المپیک ها ، روشن کردن مشعل بازی هاست که متاسفانه در کرمان کوچکترین توجهی بر این مسئله نشد.

 

گویا مسئولین برگزاری بازی ها فراموش کرده بودند بازی ها را در چه سطحی برگزار می کنند چراکه برنامه های اجرایی آنها را شاید بتوان در سطح افتتاحیه بازی های دانش آموزی دانست. عدم اجرای هیچ برنامه نوینی در این مراسم ، اعتراض تیم های شرکت کننده را نیز در بر داشت. باید بسیار خوشحال بود که گروه دف نوازی توحیدی در کرمان حاظر می باشد تا در تمامی مراسم های افتتاحیه  شاهد حضور آنها باشیم. براستی در کرمان توانایی اجرای هیچ برنامه جدیدی وجود ندارد؟ که در این صورت باید قید میزبانی رقابت های مهم دیگر را در کرمان بزنیم . البته وقتی به یاد می آوریم مراسم افتتاحیه مسابقات سنگ نوردی قهرمانی آسیا در کرمان نیز در پائین ترین سطح ممکن برگزار شد ، به مسئولین برگزاری المپیاد حق می دهیم که نتوانند مراسمی در خورشان برگزار کنند! جدا از گروه دف نوازی که شاید بتوان تنها برنامه جالب این مراسم دانست ، وجود اشکالات عمده در سیستم نورپردازی ، صدا و اجرای برنامه های دیگر سبب شود میزبان را در راه اجرای مراسم افتتاحیه ناموفق بدانیم. البته زمانی که دکتر زاهدی در مراسم افتتاحیه قبل از شروع هیچ گونه برنامه ای از کرمان به عنوان یک میزبان موفق یاد می کند و از مسئولین تقدیر می نماید با خود می گوئیم شاید باید قبول کنیم که بازی ها در سطح بسیار بالایی برگزار می شود هرچند اگر خلاف آن را ییینیم. البته مسئولان موفق شدند در این مراسم به خوبی سالن تازه تاسیس چند منظوره دانشگاه باهنر را تبلیغ کنند که این امکان وجود داشت تبلیغ سالن در حین برگزاری مراسم اختتامیه انجام شود.  شاید مسئولین این فکر را کردند که مدت زمان اجاره صندلی های جایگاه تماشاگران سالن تا آن زمان به اتمام برسد و سالن ، صندلی های زیبای تماشاگران خود را از دست بدهد!!

 

اگر گمان می کنید مشکلات هشتمین المپیاد در همین جا ختم می شود ، باز هم اشتباه می کنید! پس از بازی های روز اول اکثر مربیان تیم ها از نحوه سرویس دهی و غذای میزبان ناراضی بودند همچنین بسیاری از مامورین نیروی انتظامی که وظیفه برقراری امنیت بازی ها را بر عهده دارند کوچکترین توجهی را به خود نمی بینند. بسیاری از آنها ساعت های متمادی در مقابل سالن بدون تغذیه به امر محافظت می پردازند. برنامه های جنبی فرهنگی و هنری در نظر گرفته برای پر کردن اوقات فراغت ورزشکاران نیز با کمترین کیفیت ممکن برگزار می شود.

 

بی انصافی است اگر تماما نیمه خالی لیوان را ببینیم و از برخی نقاط قوت میزبان بگذریم اما متاسفانه نقاط ضعف به حدی زیاد است که حتی با ارفاق بسیار هم نمی توانیم تا بدین جا نمره قبولی به میزبان هشتمین دوره المپیاد دختران بدهیم. اما فراموش نکنیم که هنوز چند روز تا پایان المپیاد دختران و همچنین المپیاد پسران باقی مانده است و کرمانی ها می توانند با جبران در این بخش ها خود را از مردودی نجات دهند. هرچند خبری هایی به گوش می رسد که المپیاد پسران به خصوص در بخش مراسم افتتاحیه نیز راه المپیاد دختران را طی می کند که در این صورت از همکنون باید مهر قرمز تجدیدی را برای درج در کارنامه میزبان هشتم مهیا ساخت!

 

( عکس آخر سقوط یکی از تماشاگران را در مراسم افتتاحیه نشان می دهد ظاهرا او پس از دو روز بستری بودن در بیمارستان مرخص شده است) 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 22:56  توسط سعید قرایی | 

شب گذشته با برگزاری مراسم افتتاحیه ، هشتمین المیپاد ورزشی دختران دانشجو مراکز آموزش عالی سراسر کشور رسما آغاز به کار کرد.

 

 

در این مراسم که در سالن چند منظوره دانشگاه شهید باهنر کرمان و در حضور نزدیک به دو هزار نفر برگزار شد ، در ابتدا و پس از نواخته شدن سرود جمهوری اسلامی ایران ، امیری خراسانی رئیس دانشگاه باهنر کرمان به عنوان میزبان این المپیاد ضمن خیر مقدم به تمام میهمانان و تیم های شرکت کننده به بیان تاریخچه ای از داشنگاه باهنر کرمان پرداخت. وی افزود: برگزاری هشتمین المپیاد داشجویی در کرمان فرصت عزیزی است که می تواند باب آشنایی دانشجویان سراسر کشور را با محیط علمی و اجتماعی این استان باز کند. وی با بیان اینکه فعالیت دانشجویان کرمانی برای برگزاری هرچه بهتر مسابقات از بهمن ماه گذشته آغاز شده است گفت: امیدواریم بتوانیم میزبان شایسته برای این مسابقات باشیم تا در پایان رقابت ها که رفاقت ها در بین تیم ها موج می زند ، دانشجویان با خاطره ای خوش کرمان را ترک کنند.

 

در ادامه مراسم افتتاح این المپیاد که با شعار نور ، نشاط و حرکت برگزار می شود کلیپی از مراحل مختلف ساخت سالن چند منظوره دانشگاه باهنر که گفته می شود از بی نظیر ترین سالن های چند منظوره ایران می باشد ، پخش شد. پس از این برنامه زاهدی وزیر علوم نامه محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران خطاب به این مسابقات  قرائت کرد. احمدی نژاد در نامه خود ضمن تقدیر از همه دست اندرکاران برگزاری این المپیاد گفت: ورزش در دنیای امروز تنها برای سلامت جسم نیست که دارای اثرات بسیاری در پر کردن اوقات فراغت و پرورش مسائل اجتماعی و ایجاد روحیه پر شور و نشاط  و کاهش کژی ها و ناپاکی ها در سطح جامعه می باشد. وی با بیان اینکه ورزش مصونیت از پلیدی ها را به دنبال دارد ، افزود: درخشش جوانان ایرانی در میدان های مختلف ورزشی نشان از سرزندگی و توانمندی این قشر از ملت بلند آوازه ایران دارد و با توجه به نقش زیر بنایی ورزش ، مسئولین باید رویکرد ویژه ای به ورزش خصوصا در سطح آموزشگاه ها داشته باشند. احمدی نژاد در نامه خود با بیان اینکه ورزشکاران باید اسوه جوانان باشند گفت: مردم ما همیشه پشتیبان ورزشکاران خود بوده اند چراکه آنها عصاره ایمان ، توان و خلاقیت هستند. وی با تاکید بر حفظ روحیه جوانمردی از سوی ورزشکاران دانشجو برای همه آنها آرزوی موفقیت کرد.

 

 

پس از قرائت نامه احمدی نژاد توسط وزیر علوم گروه 75 نفری دف نوازی کرمان به اجرای برنامه پرداخت و پس از آن زاهدی وزیر علوم  که شهر او میزبان این دوره از المپیاد می باشد پشت تریبون قرار گرفت تا به حاظرین خیر مقدم بگوید. وزیر علوم با تاکید بر این نکته که ورزشکاران باید در دیانت و کرامت نیز با یکدیگر رقابت کنند گفت: باید تلاش کنیم تا روح انسانیت را در ورزش گسترش دهیم. من به گسترش ورزش و فرهنگ سالم آن در بین دانشجویان خصوصا دختران تاکید دارم چراکه آنها جامعه سازان فردا ما هستند و نیاز دارند که بیاموزند جامعه ای محکم پرورش دهند. وی با آرزوی پیروزی ملت های لبنان و فلسطین از تمام مسئولین دانشگاه باهنر کرمان به خاطر میزبانی شایسته تقدیر کرد.

 

روشن کردن مشعل المپیاد برنامه بعدی مراسم افتتاحیه بود که در زمین چمن دانشگاه باهنر برگزار شد. در این مراسم که به صورت زنده در سالن پخش می شد ، دختران دونده کرمانی مسیر موزه شهدا کرمان تا دانشگاه باهنر را دویدند تا سرانجام با شعله ور شدن مشعل بازی ها ، هشتمین دوره المپیاد ورزشی دختران دانشجو مراکز آموزش عالی رسما در کرمان آغاز به کار کند. پس از روشن شدن مشعل گروهی از دختران نوجوان کرمانی به اجرای برنامه پرداختند تا پس از سخنرانی دکتر طالب لو مدیر تربیت بدنی وزارت علوم ورزشکاران سوگند نامه بازی ها را قرائت کنند. در این سوگند نامه آمده است: ما ورزشکاران با اقتدا به حضرت فاطمه به عنوان اسوه عفاف و پاکدامنی در رقابتی شرافتمندانه و احترام به قوانین مسابقات را وسیله ای برای سازندگی ایران اسلامی قرار می دهیم.

 

 

سپس تیم ها از زیر قرآن و جلوی جایگاه رژه رفتند تا از امروز 174 تیم  در قالب 54 دانشگاه رقابت های خود را در هفت رشته والیبال ، بسکتبال ، فوتسال ، شنا ، دومیدانی ، کاراته و تنیس روی میز آغاز کنند. با توجه به اینکه ملاک حضور تیم ها در این رقابت ها حضور در رقابت های لیگ دسته یک دانشجویان و یا کسب رکورد های ورودی بوده است به نظر می رسد مسابقات در سطح بالایی برگزار شود. در این بین تنها  دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است که به عنوان میزبان و بدون در نظر گرفتن رکورد های ورودی در تمامی رشته ها دارای تیم می باشد. همچنین بیش از 90 داور برتر کشور کار قضاوت بازی ها را بر عهده دارند. رقابت های المپاد دختران از ساعت هشت صبح امروز و با رقابت های تنیس روی میز آغاز شده است.

 

گفتنی است مراسم افتتاحیه المپیاد به صورت زنده از شبکه پنج کرمان و همچنین با تاخیری چند ساعته از شبکه سوم سیما پخش شد. این رقابت ها در بخش دختران تا دوم مرداد ماه در جریان خواهد بود و پس از آن المپیاد پسران آغاز خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 8:17  توسط سعید قرایی | 

سقوط...

 

اگر کتاب های تاریخی را ورق بزنیم و اگر به فصولی رجوع کنیم که انقراض پادشاهان را تشریح کرده است ، به یک نکته مشترک در میان همه آنها بر می خوریم و آن خودکامگی پادشاهان بوده است که با در پیش گرفتن آن پیش بینی و شرایط سقوط خود را فراهم کرده اند. چه دردیست درد خودکامگی که می تواند هر چه بزرگ باشی چنان بر زمینت زند که در یک فرصت طولانی حتی به اندازه تمام تاریخ نتوانی از جای برخیزی... این داستان در تمام تاریخ بوده است و نه فقط در عرصه حکومت و پادشاهان که در تمام گوشه های زندگی انسان ها می توان آن را یافت و چه دقیق این داستان برای سلاطین و شهریاران فوتبال کشور ما رقم خورد تا باز هم تاریخ به ما بگوید راه خودکامگی همان است که در تمامی گذشته بوده است.

 

علی پروین و علی دایی شاید در بسیاری جهات با یکدیگر متفاوت بوده اند و همین تفاوت ها بود که آنها را دو سال پیش چنان در مقابل هم قرار داد که یکی از بزرگترین چالش های فوتبال کشور رقم خورد اما آنها حداقل در یک چیز با یکدیگر شباهت بسیار داشتند و آن نحوه سقوطشان بود. در اینکه این دو علی از اسطوره های فوتبال ایران بوده اند جای هیچ شک و شبهه ای نیست و شاید همین طعم شیرین اسطورگی بود که سبب می شد آنها هیچ گاه قبول نکنند به نهایت اسطورگی خود رسیده اند و ادامه وجود آنها در عرصه ای که توانایی ماندن در آن را ندارند بیشتر اسباب انقراض شهریاری و سلطنت آنها را فراهم می کند. و همین بود که در نهایت سبب شد علی پروین با فجیع ترین شکل ممکن سلطنت خود را بر نیمکت پرسپولیس منقرض شده ببیند و علی دایی نیز با تاسف بار ترین نحو با شهریاری فوتبال ملی خداحفظی کند.

 

زمانی که در فصل 81-82 همه فهمیدند پرسپولیس با پروین دیگر موفق نخواهد شد ، پروین مقابل همه ایستاد حتی مقابل تمام افتخارات سابق خود. او آنقدر بر این خودبینی پافشاری کرد تا در نهایت آنچنان سقوط کرد که مجبور شد در مقابل دوربین های تلویزیونی گریه کند و با فوتبال خداحافظی کند. در آن زمان همه سلطان را به سلامت بدرقه کردند تا در نهایت او نه بسان یک سلطان مقتدر که بسان یک شکست خورده از جایگاه خود پائین بیاید.

 

مو هایش جو گندمی شده بود و تنش از همیشه سنگین تر...دیگر از آن شوت ها و ضربه های سر دیدنی خبری نبود و او فقط می توانست به لائوس و چین تایپه گل بزند و نه به ژاپن ، کرواسی ، کره جنوبی و...کسانی که او را دوست داشتند می دانستند در جام جهانی چه سرنوشت شومی در انتظار شهریار علی دایی است به همین خاطر با ترسیم کردن آن قصد داشتند او را از آن سقوط رهایی دهند که باز هم خودکامگی نمود پیدا کرد تا بازهم شاهد پایانی فاجعه بار برای یک اسطوره دیگر باشیم. دایی مصرانه قصد بازی در آلمان را داشت اما پس از پایان بازی اول برابر مکزیک شهریار یک تنبیه جهانی شد تا او هم همانند سلطان با چشمانی اشک بار مقابل دوربین ها بی ایستد و از خود دفاع کند. اما چه دفاعی زمانی که هیچ مدافعی برای او نمانده بود و در اینجا بود که دیدیم پایان سلاطین به واسطه خود کامگی آنها تا چه اندازه می تواند به یکدیگر شبیه باشد. دایی در بازی آخر برابر آنگولا قصد داشت خود را ثابت کند اما چه بگوئیم زمانی که دیدم او با شقیقه ها و ریشی سفید پیر تر از آن شده است که بتواند یک جهان را قانع کند. شهریار در عرصه بازیگری تمام شده است و باید خود را در عرصه های دیگر بجوید مثل دشامب و ریکارد. همانطور که سلطان در بعد مربی گری کارایی نداشت و باید در ابعاد دیگر مثل مدیریت توانایی های خود را نشان دهد همانطور که پلاتینی و بکن بائر آن را نشان دادند.

 

سلطان به واسطه افتخاراتش همیشه سلطان باقی خواهد بود و شهریار نیز همچنین اما ای کاش آنها اسیر تنها رقیبی که می توانست از پای دربیاردشان نمی شدند تا تابوی آنها در تمام تاریخ حفظ می شد و هیچکس جرات نیشتر زدن به این سلطان و شهریار را نداشته باشد. هرچند کارایی آنها در بعضی موارد تمام شده است اما آنها هنوز برای فوتبال ما تمام نشده اند و باید با هوشیاری از تمام ظرفیت های باقی مانده شان برای پیشرفت فوتبال مملکت استفاده کرد. خوشحالیم که پروین هرچند دیر اما سر انجام به این نتیجه رسید که باید موفقیت های آینده را در موقعیت های دیگر جستجو کند و مطمئنیم علی دایی نیز پس از آرام شدن و خارج شدن فکرش از زیر فشار ها او هم واقعیت را قبول می کند تا باز هم دو علی تبدیل شوند به سلاطین و شهریاران دوست داشتنی همیشگی....   

 

         

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 19:2  توسط سعید قرایی | 

زمانی که مهدی هاشمی نسب در سال 79 یکی از بزرگترین هنجار های فوتبال ایران را شکست و در اوج محبوبیت خود در پرسپولیس لباس آبی تیم رقیب را بر تن کرد همه سرنوشت تاریکی را برای او در نظر گرفتند و معتقد بودند این مدافع که می توانست تا سال ها مشکل خط دفاع تیم ملی ایران را با صلابت خود حل کند ، با این هنجار شکنی شاید برای همیشه فراموش شود. هاشمی نسب در اولین نیم فصلی که برای استقلال بازی کرد باز هم همان مدافع قدرتمند بود ،  اما بنا به فشار های بی پایان روحی که به او تحمیل می شد پس از گلی که به پرسپولیس به ثمر رساند و او را تا مرز سکته پیش برد ، به همان سرنوشت شومی که برای او ترسیم کردند دچار شد و او سال بعد جایگاه خود را در تیم ملی و  استقلال  از دست داد تا از آن مدافع قدرتمند فقط نامی باقی بماند.

 

بی شک اگر هاشمی نسب مجبور نبود تمام انرژی خود را صرف مبارزه با مسائل حاشیه ای کند شاید امروز  او را به جای بازی در لیگ یک ، هنوز در خط دفاع تیم ملی می دیدیم. وقتی همه سرنوشت هاشمی نسب را دیدند دیگر علاقه ای به شکستن این هنجار از خود نشان ندادند ، هرچند در آغاز فصل از گزینه هایی مثل رهبری فرد ، علیرضا اکبرپور ، قربانی و...برای امتداد کار هاشمی نسب نام برده می شد اما آنها از انجام این ریسک بزرگ صرف نظر  کردند تا آغاز این فصل که باز هم اتفاق بزرگ در فصل نقل و انتقالات رخ داد و بازیکنان سرخابی به تیم های رقیب یکدیگر کوچ کردند. صرف پوشدن پیراهن قرمز از سوی نیکبخت و یا آبی پوش شدن انصاریان در دنیای حرفه ای فوتبال امروز هرگز یک کار مذموم شمرده نمی شود اما چرا این انتقال باید تا این حد حاشیه ساز باشد که آینده موفق این دو بازیکن را در هاله ای از ابهام دید؟

 

پاسخ به این سوال آسان می شود زمانی که به یاد بیاوریم ، در حالیکه در تمام دنیا رسم بر این است که تیم ها با امضاء توافق نامه با یکدیگر برادر خوانده می شوند تا کار انتقال بازیکن را با یکدیگر تسهیل کنند ، در فوتبال ایران رسم بر این است که دو باشگاه با یکدیگر موافقت کنند که از یکدیگر بازیکن نگیرند!! قردادی که هر کسی را به یاد کشور های در حال جنگ می اندازد. رسم غلطی که تیم های سرخابی محبوب کشور بنا نهاده بودند می بایست  در یک مقطع فرو بریزد و چه بهتر که زمان را کمتر از دست بدهیم و در آغاز ششمین فصل لیگ برتر این کار مهم انجام شود. همین توافق نامه عجیب است که سبب می شود به این بازیکنان الفاظی مثل بی تعصب و یا یاغی نسبت داده شود تا با فشاری که به آنها وارد می شود پس از زدن گل به مرز سکته برسند و پس از آن سیر قهقرایی فوتبال را طی کنند. و این یعنی محروم شدن فوتبال یک مملکت از تمام داشته هایش.

 

تقریبا عادت کرده ایم که قبل از دربی های تهران یک جمله تکراری را از زبان مسئولین بشنویم و آن "عادی" بودن این مسابقه و اینکه" این بازی تنها سه امتیاز دارد" می باشد. جمله ای که از فرط تکرار دست مایه برنامه های طنز نیز شده است. اما همین مقامات با رفتار خود عملا این مسابقه را غیر عادی جلوه می دهند. زمانی که به یاد می آوریم در حالیکه پرسپولیس و استقلال هردو در جام صلح و دوستی فصل قبل حاظر بودند اما فدراسیون بنا به دلایل نا معلوم بازی بین این دو تیم را برگزار نکرد مشخص می شود مسئولین نیز بی علاقه به ایجاد حساسیت های کاذب برای این بازی نیستند. همین که این دو تیم  محکوم هستند تنها دو بازی را در طول فصل با یکدیگر انجام دهند سبب می شود پرسپولیس و استقلال به مناسبت این دوری بیش از اندازه ،  یکدیگر را  به چشم دشمن ببینند و بازیکنانی را که لباس تیم رقیب را برتن می کنند به چشم یاغی و بی تعصب نظاره کنند. شک نکنید بازی رفت این فصل دو تیم به مناسبت این انتقالات حاشیه ای همانند بازی سال 79 دو تیم به راحتی به پایان نخواهد رسید. در صورتی که اگر این دو تیم  پیش از شروع قصل یک بازی تدارکاتی با یکدیگر داشتند می توانستند ضمن اینکه کار هواداران را برای قبول این تغییر رنگ لباس های بازیکنان دو تیم راحت تر کنند ، از حجم گسترده فشار روانی که بر دوش بازیکنان یاغی نام گرفته ، قرار دارد بکاهند.

 

ملحق شدن علی انصاریان به استقلال در حالیکه نیکبخت با پرسپولیس قرداد امضاء کرده است می تواند یک نقطه عطف برای فوتبال ما باشد به شرط آنکه دیگر شرایط برای منسوخ کردن این بدعت غلط در فوتبال ما فراهم شود. شرایطی که درصد زیادی از فراهم کردن آن به مقامات دو باشگاه و تماشاگران دو تیم بر می گردد که نشان دهند برخلاف تصورات ، هرگز با یکدیگر دشمن نیستند و پیوستن بازیکنان سرخابی به یکدیگر یک کار انتحاری نمی تواند باشد. باز هم تاکید می کنیم که نیکبخت بسیار خوش شانس بود که انصاریان به استقلال پیوست تا قشار های موجود بر روی او به حداقل کاهش یابد. فوتبال ما نیز باید از این فرصت طلایی سود ببرد و شرایط را برای برچیده شدن القابی مثل یاغی و بی تعصب را فراهم کند. القابی که در فوتبال حرفه ای امروز جایگاهی ندارند.

 

تماشاگران پرسپولیس باید قبول کنند  انصاریان که روزی نماد غیرت این تیم بود به استقلال پیوسته است و هواداران استقلال نیز باید عادت کنند که یکی از محبوب ترین بازیکنان تیم خود را با رخت قرمز ببینند. و آنها باید به واسطه تلاش هایی که این بازیکنان برای تیم های سابق خود کشیده اند همچنان آنها را دوست داشته باشند و فراموش نکنند روزی آنها مایه شادیشان را فراهم می کردند. به همین جهت آنها باید حداقل کار ممکن را انجام دهند و آن دوری از به وجود آوردن جوی است که می تواند شرایط سقوط ستاره های سابق تیم هایشان را موجب گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 18:15  توسط سعید قرایی | 

آمار های جالب از جامی که تمام شد

(ارائه ای از تک به تک)

 

سرانجام جام بی شگفتی هم با شگفتی تمام شد و تیمی که هرچند همیشه مدعی است اما بختش در این جام برای قهرمانی نسبت به بسیاری از تیم ها کمتر بود موفق شود جام را به خانه ببرد. ایتالیا قهرمان شد آن هم با غلبه بر حریفان قدری همچون اوضاع نا به سامان فوتبال داخلی این کشور! تا تیم های چک ، استرالیا ، آلمان و فرانسه. درسی که از تیم لیپی می توان گرفت همان درس قدیمی و همیشگی فوتبال است که این بازی 90  و گاهی 120 دقیقه دارد و شما تا پایان ثانیه آخر آن فرصت گلزنی و پیروز شدن را دارید. درسی که یادگیری آن برای برخی از تیم ها بسیار مشکل است اما لیپی بسیار خوب آن را به شاگردانش آموزش داده بود. اگر می خواهید این درس را بار دیگر مرور کنید بازی این تیم را با استرالیا و آلمان باردیگر ببینید.  با قهرمانی لاجوردی ها جام هجدهم هم به پایان خود رسید  تا زین پس خاطرات یک جام دیگر هم برای همیشه در تاریخ دنیای توپ گرد ثبت شود. شصد و دو مسابقه برگزار شد تا تمام دنیا قهرمان فعلی فوتبال جهان را بشناسند اما شاید بد نباشد که رتبه سی و یک تیم دیگر جام را هم بررسی کنیم:

 

1- ایتالیا 2- فرانسه 3- آلمان 4- پرتغال 5- آرژانتین 6- انگلستان 7- برزیل 8- اکراین 9- سوئیس 10- مکزیک 11- هلند 14- اسپانیا 15- سوئد 16- غنا 17- کره جنوبی 18- پاراگوئه 19- ساحل عاج 20- جمهوری چک 21- لهستان 22- کرواسی 23- آنگولا 24- تونس 25- ایران 26- آمریکا 27- ترینیداد و توباگو 28- ژاپن 29- عربستان سعودی 30- توگو 31- کاستاریکا 32- صربستان و مونتگرو

 

با توجه به جدول بالا می توان عنوان شگفتی ساز ترین تیم را به تیم ملی اکراین داد که در اولین حضور خود در جام جهانی توانست در جمع هشت تیم نخست قرار گیرد. بدترین رتبه را هم می توان از آن تیم جمهوری چک دانست که با توجه به ستارگان بی شمارش در رتبه نازل بیستم قرار گرفت.

 

پر گل ترین گروه دور اول مسابقات مربوط به گروه های اول ، سوم و هشتم مسابقات می باشد که تیم های حاظر در آنها موفق شدند در هر گروه 18 گل را درون دروازه یکدیگر قرار دادند. کم گل ترین گروه را نیز تیم های انگلیستان ، سوئد ، پاراگوئه و ترینیداد تشکیل داده بودند که تنها ده بار موفق شدند دروازه یکدیگر را باز کنند. بهترین خط حمله جام متعلق به آلمان بود که عقاب ها موفق شدند 14 بار دروازه حریفان خود را باز کنند و پس از آنها تیم های ایتالیا با 12 گل و آرژانتین با 11 گل در رتبه های بعد قرار بگیرند. تیم ترینیداد و توباگو نیز تنها تیمی بود که در این جام موفق نشد طعم شیرین گلزنی را بچشد.

 

بازی تیم های کاستاریکا و آلمان و همچنین آرژانتین و صربستان که هرکدام شش گل را در برداشت عنوان پر گل ترین بازی های جام را به خود اختصاص دادند. در جامی که به لحاظ آمار گلزنی چندان رضایت بخش نبود هفت بازی بدون گل داشت که از جمع آنها دو بازی به مراحل حذفی مربوط می شود. در این جام همچنین شاهد چهار گل به خودی از سوی بازیکنان تیم ها بودیم که کامارا از پاراگوئه ، سانچو از ترینیداد، زاکاردو از ایتالیا و پتیت از پرتغال به اشتباه دروازه خود را باز کردند.

 

در این جام هیچ بازیکنی موفق به هتریک نشد اما 15 بازیکن در این جام با به ثمر رساندن دو گل در یک بازی در آستانه هتریک قرار گرفتن که هیچ کدام موفق نشد گل سوم خود را به ثمر برساند. همچنین از 15 بازی مرحله حذفی جام هجدهم چهار بازی به ضربات کشنده پنالتی رسید.  اولین گل این بازی ها را هم لام از تیم ملی آلمان و آخرین آن را ماتراتزی ایتالیایی در بازی فینال به ثمر رساند تا پرونده یک جام جهانی دیگر هم با تمام خاطرات تلخ و شیرینش بسته شود.

 

        

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 21:48  توسط سعید قرایی | 

شصد و دو بازی برگزار شد تا در نهایت دو تیم احترام همه جهان را به خود جلب کنند و در فینال جام جهانی طعم حضور در حساس ترین مسابقه فوتبال روی زمین را بچشند. مثل همه جام ها و تورنمنت های نه چندان دور، باز هم تیم هایی به فینال می رسند که اگر قبل از جام از آنها به عنوان فینالیست یاد می کردید با پوزخند اطرافیان خود مواجه می شدید. فرانسه و ایتالیا در حالی فینال جام هجدهم را برگزار می کنند که خیلی ها انتظار داشتند پرچم برزیل ، انگلیس ، آرژانتین و حتی آلمان بر روی دستان بچه هایی که در جلوی بازیکنان وارد زمین می شوند بلند شود ، اما همانطور که پرچم آلمان در  دوره قبل و یا پرچم یونان در یورو 2004 در شب فینال برافراشته شد یکشنبه شب نیز باید دو پرچمی را ببینیم که انتظار دیدنشان  را خیلی کم می داشتیم. اما باید باور کنیم در جامی که حداقل در دور اول و دوم آن تا حد بی سابقه ای شگفتی ندیدیم در دور یک چهارم نهایی و نیمه نهایی به اندازه همه جام شگفتی دیدیم. مسیری که دو تیم طی کردند تا در نهایت فینال را برگزار کنند مشقت های آنها را برای رسیدن به یک قدمی جام بازگو می کند:

 

اینبار مانکن ها به بهشت رفتند

 

زمانی که پیش از شروع جام آن رسوایی بی نظیر در کالچو افشا شد و از لحاظ روحی تیم ایتالیا را به شدت متاثر کرد همه کمترین شانس را برای موفقیت ایتالیا در این جام متصور شدند. اما زمانی که مانکن های ایتالیایی در بازی نخست خود برابر غنا با چهره ها و آرایش های جدید به میدان وارد شدند و با پیروزی قانع کننده 2 بر 0 جام را شروع کردند خیلی از کارشناسان مثل قیافه های بازیکنان آبی پوش به بازی آنها و موفقیت شان پس از پشت سر گذاشتن آن فشار های خرد کننده روحی امیدوار شدند. پیرلو و یاکینتا با گل های خود تا حدودی ذهن پریشان مردم سرزمین چکمه را آرام کردند. لاجوردی پوشان در بازی دوم برابر آمریکا نیز بازی را بسیار خوب شروع کردند و گل جیلاردینو سبب شد همه ایتالیا را در مرحله بعد ببینند. اما گل به خودی زاکاردو و پس از آن اخراج بازیکنان آبی پوش از زمین باز هم همه را به یاد آن فجایع ایتالیایی انداخت. تساوی نا امید کننده در بازی دوم برابر آمریکا باز هم همه را به فکر خداحافظی با ایتالیایی ها انداخت. چراکه آنها در بازی پایانی خود که حکم مرگ و زندگی را برای آنها داشت ، می بایست با تیم بحران زده خود برابر جمهوری چکی بازی می کردند که نیاز حیاتی به پیروزی برابر ایتالیایی ها داشت. در نیمه اول بازی حساس ایتالیا و چک اخراج یکی از بازیکنان چکی ، جریان را به سود آبی ها تغییر داد تا آنها با گل ماتراتزی سند صعود خود را تنظیم کنند. گل اینزاگی امضایی بود بر این سند تا لیپی ثابت کند تیم او شخصیتی فراتر از حذف در مرحله اول داشته است. ایتالیا دو بر صفر چک را شکست داد تا خود را در مرحله بعد ببیند.

 

ایتالیا که به حکم قرعه یکی از آسان ترین مسیر ها را در ادامه جام برای رسیدن به مراحل بالاتر در پیش رو داشت ، در مرحله یک هشتم نهایی این تیم مقابل استرالیایی به میدان رفت که موفق به حذف کرواسی شده بود. همه انتظار داشتند پس از 10 نفره شدن پسران آبی در این بازی آنها دچار مشکل و یا حتی دچار مصیبت شوند ، اما شاگردان لیپی به خوبی به همه یک درس را دادند و آن 90 دقیقه ای بودن فوتبال و یا حتی 93 دقیقه ای بودن آن بود و اینکه شما می توانید در این دقیقه هم پیروز شوید حتی با استفاده از اشتباه داور! توتی به زیبایی پنالتی اهدایی داور را گل کرد تا مانکن های ایتالیایی در آخرین دقیقه بازی جشن صعود خود را به مرحله بعد برگزار کنند. مرحله ای به نام یک چهارم نهایی و حریفی به نام اکراین. شاید همه تیم ها به خاطر مسیر ایتالیا و حریفان پیش رو آن به آبی ها به علت سادگی بیش از اندازه بازی هایش حسادت می ورزیدند اما شاید حق آنها باشد پس از حذف چند باره در جام های گذشته در ضربات سرشار از شانس پنالتی اینبار آنها به خوش شانسی ملبس شوند. یک بازی ساده برابر اکراین و پیروزی قاطعا با سه گل ایتالیا را پس از دوازده سال به جمع چهار تیم نهایی جام جهانی رساند. جایی که می توانست قتل گاه لاجوردی ها برای رسیدن به فینال باشد چراکه حریف آنها یک آلمان بود با شصد هزار بازیکن! آلمانی ها که آرژانتین را در مرحله قبل در ضربات پنالتی حذف کرده بودند خیلی دوست داشتند در این بازی نیز ایتالیا را به همان سرنوشت دچار کنند. چراکه می دانستند با کشیده شدن بازی به پنالتی و با توجه به سابقه وحشتناک آبی های اروپا در این قسمت ، بی شک پیروزی ژرمن ها قطعی است. شاید ترس شاگردان لیپی هم از همین امر بود که آنقدر تلاش کردند تا در دقیقه 118 از ضربات کشنده پنالتی فرار کردند. گل گروسو که با یک ضربه تماشایی حاصل شد سبب شد اینبار مانکن ها اجازه ورود به بهشت را پیدا کنند. در میان اشک های بی پایان آلمانی ها دلپیرو گل دوم را به ثمر رساند تا فریاد "ای تا لی ا" آسمان تمام دنیا را فرا بگیرد.

 

دیگر کسی از رسوایی های کالچو صحبت نمی کند و کسی احساس سرخوردگی نمی کند. شاید آن زمان که جام بر دستان لاجوردی ها بالا برود دیگر همه این خاطره تلخ را فراموش کرده باشند. اما این دمل چرکی می تواند سر باز کن زمانی که باز هم مثل چندین سال گذشته سیل اشک مانکن ها در یک مسابقه فوتبال جاری شود.

 

کبک خروس ها چه زیبا آواز می سراید!

 

همه آنها را تحقیر می کردند و به یاد جام جهانی 2004 باز هم آنها را بدون گل زده از جام کنار رفته می دیدند زمانی که آنها در یک بازی ناامید کننده در اولین پیکار خود با سوئیس به تساوی بدون گل رسیدند. حذف آنها قطعی به نظر می رسید زمانی که خروس ها با چشم بادامی ها باز هم به تساوی رسیدند ، اما اینبار آنها می توانستند به خود ببالند که پس از 450 دقیقه در جام جهانی توسط آنری به گل رسیدند! هرچند گل آنها خیلی زود پاسخ گفته شد تا فرانسه در حسرت پیروزی همچنان بسوزد. بین دو نیمه بازی فرانسه و توگو  که با تساوی صفر بر صفر همراه بود همه از حذف شرم آور پیرمردهای فرانسوی حرف می زدند و فوتبال این کشور را در آستانه یک فاجعه عظیم می دیدند. در حالیکه تنها 35 دقیقه به شکل گیری این فاجعه زمان باقی مانده بود ویرا ، خروس ها را از ذبح نجات داد و با گل خود آنها را در آستانه صعود قرار داد. گل آنری در ادامه همین بازی اکسیژن بیشتری برای تنفس به فرانسوی ها تزریق کرد تا در نهایت شاگردان دومنش در سایه سوئیس به مرحله بعد صعود کنند. در مرحله ای که آنها می بایست مقابل تیم احیا شده اسپانیا قرار می گرفتند.

 

هیچ کس تصور نمی کرد تیمی که زیدان و ترام پیر را با آن بازی های ضعیف مرحله اول به عنوان ستاره  در ترکیب خود می بیند بتواند مقابل اسپانیایی که با بازی های بسیار زیبای خود توجه همه را جلب کرده بود دوامی بیاورد. اما فرانسوی ها که از فشار حذف در مرحله اول و تحقیرات پس از آن رهایی پیدا کرده بودند در این مرحله تیم کاملا متفاوتی بودند. آنها موفق شدند با گل ریبری از حریف خود پیش بی افتند و حتی پس از دریافت گل مساوی باز هم بر زمین مسلط شوند و با گل های ویرا و زیدان یکی از دیدنی ترین شگفتی های جام هجدهم را رقم بزنند. آنها موفق شدند گاو باز های مغرور را شکست دهند تا در مرحله بعد در یک دیدار کاملا حیثیتی برای انتقام گیری برزیلی ها ، به مصاف طلایی پوشان بروند. با توجه به حس انتقامی که در برزیل موج می زد همه کار فرانسه را در این مرحله خاتمه یافته می دیند هرچند بسیار دیر ، اما زمانی که شیطان احساس جای فرشته تفکر را در تیم برزیل گرفت یک زیدان کافی بود تا تمام برزیل را به هم بریزد. فرانسه باز هم خالق شگفتی شد و با تک گل آنری ، برزیلی ها را به آنچه که لایق بازیشان بود رساند و آن حذف دوباره و گذاشتن غم سنگین مجددی بر دل زرد پوشان بود. فرانسه با تیم پیر اما بسیار پر تجربه خود به جمع چهار تیم رسید تا همه فراموش کنند که این تیم با حذف در مرحله گروهی تنها 35 دقیقه فاصله داشت. شاید تجربه فرانسوی می توانست ترمز تیم پر سر و صدای اسکولاری را در مرحله نیمه نهایی بکشد. پرتغال که  صعود خود را به این مرحله مرهون جو سازی های بی پایان خود در حین بازی می دید ، اینبار اسیر تجربه بالای فرانسوی ها شد تا کبک خروس ها با گل زیدان زیباترین آواز خود را سر دهد. فرانسه با پیروزی بر پرتغال به فینال رسید تا فوتبال این کشور بهترین خداحافظی را با نسلی که شاید فرانسه هیچگاه همچون آن را تا سالهای سال نیابد داشته باشد. فرانسه  نشان داد بازیکنان خوب حتی با میانگین سنی بالا می توانند کارایی  بیش از استفاده به عنوان مفسر و کارشناس داشته باشند. اگر درست از آنها استفاده شود.     
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 21:20  توسط سعید قرایی | 

کسانی که فیلم تیک تاک محمد علی طالبی که من به همراه پدربزرگم در آن بازی می کردیم ، را دیده بودند ، پیرمردی را می دیدند که بدون هیچ سابقه هنری با بازی زیبا همه را مجذوب خود می کرد. او روزگار را هم با زندگی سراسر نور خود شیفته خودش کرده بود و امروز که او به خدا پیوسته است بی شک دل روزگار هم برای او تنگ خواهد شد.

 

با چشمانی پر اشک و دلی پر از افسوس باید خبر درگذشت حاج عباس صادقی نژاد را به همه دوستان و آشنایان اعلام کنم..... سخت خبری که فقط سکوت یارای تنظیم آن را دارد.

 

برای من هم مثل همیشه یک دل شکسته می ماند یک آرزوی دیرین که او را به همراه همه عزیزانم در جایی ببینم بهتر از اینجا....جایی که آدمک نداشته باشه و خدا برای ما لالایی می گه......

 

خیره بماند بر درت ، دیده انتظار من                 ره ندهی اگر مرا ، وای به روزگار من

 

من به خدا به هیچکس دردلی نکرده ام               بند به آب می دهد  ، چهره زرد و زار من

 

خداحافظ بزرگ مردی که باشنیدن صدایت روحی تازه می یافتم....خداحافظ.....

درصحنه از فیلم تیک تاک به همراه آقاجونم

گرمای دست تو را تا ابد به همراه خواهم داشت

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 11:59  توسط سعید قرایی | 

از زمان آغاز جام جهانی و پخش مستقیم بازی های آن ، آنچه که همیشه همراه بینندگان تلویزیونی بوده است ، سوتی های بی پایانی است که گزارشگران شبکه سه به خورد بینندگان می دهند. گویی با هر سوت داور آنها موظف شده اند یک سوتی بدهند!! البته این هنر فقط منوط به گزارشگر ها در حین گزارش بازی نمی شود که مجریان و کارشناسان برنامه یک جهان و یک جام نیز از این حیث بینندگان را بی نصیب نمی گذارند. هرچند این امر تناوب دارد اما شما هر زمان اراده کنید و یک کاغذ و قلم دست بگیرید می توانید آنها را در دفتر خاطراتتان ثبت کنید تا یک عمر به آنها بخندید. هرچند من هم به دلیل ذوب شدن در بازی های زیبا جام جهانی نتوانستم بر روی گزارش گزارشگران تمرکز کنم و نتوانستم به دلایل مختلف  سوتی های میکروفن به دستان را بگیرم  اما در چند بازی که این سعادت نصیبم شد را با همه دوستان در میان می گذارم تا باهم بخندیم.

 

بازی تیم های آنگولا و مکزیک ، استاد گرانقدر جناب علیفر که از کسب نتیجه مساوی دو تیم سر از پا نمی شناسد به صورت مکرر آنگولا را اوگاندا!!!! خطاب می کند. یکی هم نبود به این بنده خدا یاد آوری کنه حالا درسته دوتا کشور سیاه هستند اما هر سیاهی که آنگولایی نمی شه......

بحث کارشناسی پس از پایان بازی ایران و پرتغال ، جناب آقای نظری به عنوان کارشناس داوری در صحنه خطا بر روی کرسیتیان رونالدو زمانی که می گوید : خطا بر روی رونالدو قطعی است دچار شک و توهم می شود که مگر ایران با برزیل بازی کرده است که خطا بر روی رونالدو صورت گرفته است...؟!! به همین خاطر در صحنه بعد که بازهم رونالدو به زمین خورده می گوید: اینجا خطا بر روی رونالدنیو!!!! صورت گرفته. هرچند گمان نکنیم او تا آخر جام تفاوت رونالدو با کریس رونالدو و رونالدنیو و روبنیو و روماریو و دیگر اسامی اسپانیولی  را نفهمد. ای بابا شما هم چقدر سخت گیرید....مگه تفاوتی هم می کنن اینا همه با هم!!

عادل فردوسی پور در ابتدای بازی سوئد و آلمان: این سه داور کار هدایت!!! بازی را برعهده دارند.

پیمان یوسفی در بازی انگلیس و اکوادور: کارش به نیمه فوقش بکشه!!!

در ادامه همین بازی: صادرات دلاکروز می تونه برای اونها مفید باشه!!

و باز هم در ادمه همین بازی و زمانی که یوسفی قصد دادن اطلاعات داره: شهر اشتوتگارت برای انگلیس ها خوش یمن است چراکه آنها در سال 1988 در این ورزشگاه بازی کردند!!!!! ( احتمالا هر تیمی در این سال در این ورزشگاه بازی می کرده است به خوش یمنی دچار می شده)

 

مزدک میرزایی در بازی آرژانتین و مکزیک در حالیکه پیراهن تمام بازیکنان آرژانتینی بیرون از شرتشان است به رودریگز بیچاره گیر داده بود و دو بار از راه دور به او تذکر اخلاقی داد و او را به بی ادبی متهم کرد!! همچنین او از ابتدای شروع جام و پس از گذشت سه هفته سرانجام در این بازی توانست کشف کند که تماشاگران دو تیم مختلف در کنار یکدیگر می نشینند او تا آخر بازی در کف این کشف خود بود!

در حالیکه کارشناس عالی مقام تمام رشته های ورزشی از تیله بازی و لی لی گرفته تا کشتی فوتبال یعنی جناب آقای جاودانی برای طرح سوال از مجید جلالی دچار هجو  گویی شده بود جلالی به داد او رسید و او را از مخمصه نجات داد. در حالیکه رضا خان جاودانی خودش متوجه نشد سوالش دقیقا چه می تواند باشد ، مجید جلالی گفت: فکر می کنم سوال شما این باشد که بازی بار فنی نداشت؟!! جناب مجری هم چشمان از خوشحالی برقی زد و گفت: دقیقا....دقیقا...!! شاید جاودانی فکر می کرد برنامه دایره طلایی را اجرا می کند که لحظه ای تفکرات او برای پرسش سوال مشوش شد.

 

و اینکه زمانی شما تصاویر آهسته صحنه های بی ربط بازی را می بینید و فردوسی پور نزیک به دو دقیقه پیرامون تماشاگران یک تیم صحبت می کند حتم بدانید عادل خان قطعا دچار خطای بینایی شده است و آنچه که شما می بینید اصل است!!

و در پایان یکی دیگر از جملات قصار پیمان یوسفی را به عنوان حسن ختام تقدیم به همه گزارشگران بازی های جام جهانی می کنیم: هرچند کار برای آنها تمام نشده است اما آنها با امید زیادی بازی را شروع کردند!!   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 14:23  توسط سعید قرایی | 

پس از نتایجی که تیم ملی کشورمان در جام جهانی کسب کرد که به اعتقاد برخی یک فاجعه برای کشور ما تلقی می شود! کسانی که از قبل شروع جام جهانی خواستار برکناری برانکو ایوانکویچ بودند خود را یک فاتح می بینند که انتظار دارند تمام حامیان برانکو ضمن معذرت خواهی از آنها به اشتباه خود در حمایت از مربی کروات اعتراف کنند. اما آیا کسانی که به کار برانکو اعتقاد داشتند واقعا دچار یک اشتباه تاریخی شدند ، و باید به واسطه این اشتباه هیچ زمانی خود را نبخشند؟

 

مسلما کسانی که از برانکو حمایت می کردند برای این کار خود آن هم در فضای سنگین علیه او دلایلی داشته اند که ضمن حمایت خود آنها را بیان می کردند و مخالفان او نیز بی دلیل خواستار برکناری او نمی شدند ، اما همانطور که حامیان تیم برانکو به واسطه نتایج تیم در آلمان به هدف خود نرسیدند مخالفان او نیز نمی توانند مطمئن باشند که تیم ما با هرکسی غیر از برانکو نتایجی بهتر ازاین کسب می کرد چراکه متاسفانه شرایط برای موفقیت تیم ملی ما فراهم نبود. مجید جلالی هر زمان در مقام کارشناس حاظر می شود به نکته درستی اشاره می کند و آن اینکه" یک تیم برای رسیدن به موفقیت نیاز به عوامل متعدد دارد و هرگز نمی توان یک عامل را در موفقیت به تنهایی بالا برد". این نکته در شکست ها نیز دقیقا مصداق دارد و مانند پیروزی ها ما در شکست ها نیز اگر واقع قصد داریم از آنها درس بگریم و پلی برای رسیدن به موفقیت از باخت ها بسیازیم هرگز نباید یک عامل را سیبل کنیم بلکه باید به دنبال تمام عوامل منجر به شکست باشیم.

 

برانکو با تیم خود پیش از این ثابت کرده بود که بلد است چگونه بازی زیبا را ارائه دهد.اکثر بازی های تیم او به اعتقاد مخالفان او ، همان بازی های زیبایی بود که ما در زمان بلازویچ می دیدیم. اما پس از بازی با بحرین و قطعی شدن صعود ما به جام جهانی خواسته و یا ناخواسته شرایطی فراهم شد که امکان ارائه آن بازی های زیبا به تناوب از تیم برانکو گرفته شد. مصاحبه ها و مطالبی که هر روز در برخی از روزنامه ها چاپ می شد و خواستار برکناری برانکو می شدند و آن هم تنها به علت ارائه چند بازی ضعیف که همراه با کسب پیروزی برای ما بود ، منتقدین و برانکو را به صورت بی سابقه ای در مقابل هم قرار داد. در این جو پر تشنج که در آن منتقدین تنها به برکناری مرد کروات قناعت می کردند و در مقابل ، برانکو نیز حاظر نبود به انتقاد های پر نیش و کنایه آنها گوش دهد ، هواداران برانکو که هنوز خاطره بازی های زیبای تیم او را در ذهن داشتند در صدد تلطیف جو بر آمدند و معتقد بودند اگر جو آرام شود ، همانطور که در چین و بوسان و یا حتی بازی های دیگر ، تامل منتقدین و برانکو باعث می شد اشکالات تیم برطرف شود و تیم منسجمی شکل گیرد این بار نیز این اتفاق رخ خواهد داد که به دلایل خاصی قرار نبود این اتفاق اینبار رخ دهد.

 

 بی انصافی محض است که بازی های خوب تیم کشورمان را برابر کرواسی و یا در نیمه اول برابر مکزیک و پرتغال و تا حدودی برابر آنگولا نادیده بگیریم. این نه تنها اعتقاد ما که اعتقاد اکثر کارشناسانی بود که تیم های حاظر در جام جهانی را آنالیز می کردند و با توجه به توان تیم ایران ، بازی های آن را مورد قبول ارزیابی می کردند. همین کافی است تا به این نتیجه برسیم ما پتانسیل کسب نتیجه به همراه ارائه بازی هایی به مراتب زیباتر از این را هم داشتیم که متاسفانه خودمان نخواستیم. و اینجاست که فریاد هواداران برانکو را به یاد می آوریم که می گفتند این تیم می تواند در آلمان ضمن ارائه بازی خوب نتیجه های خوبی را هم کسب کند به شرط عوض کردن این اتمسفر اما افسوس که قرار بود این اتفاق رخ ندهد. آنروز که برانکو گفت:" دریغ از یک مطلب در حمایت از تیم در روزنامه های ورزشی "، متوجه شدیم با رویه ی مطبوعات ما ، مربی تیم ملی  دیگر با روزنامه ها ارتباطی برقرار نخواهد کرد و این عاملی خواهد شد که ایرادات تیم بر او پوشیده بماند. در صورتی که اگر مطبوعات کمی مهربان تر بودند و انتقادات را با زبانی ملایم تر بیان می کردن شاید بسان قبل ایرادات ما رفع می شد.

 

ساده اندیشی است که بگوئیم برانکو به دلیل صرف حضور در جام به همراه ایران دیگر انگیزه ای برای موفقیت نداشت که در این صورت باید بگوئیم او بسیار احمق بوده است که بخواهد فرصت بدین طلایی را از دست بدهد. قطعا هر مربی به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود در سطح جهان می گردد و برانکو نیز از این قاعده مستثنا نبود. و این نشان می دهد نمی توان تنها او را در راه کسب آن نتایج به قولی فاجعه انگیز متهم کرد. هرچند قدرت تیم های پرتغال و مکزیک در دور بعد نشان داد نتایج تیم ما چندان هم فاجعه آمیز نبوده است. اگر تیم ما موفق می شود در بوسان فارغ از سطح رقابت ها آن بازی هایی  به آن زیبایی  را ارائه دهد به پیش از جام بر می گردد که تیم ما در بیش از چهار تورنمت تدارکاتی که با شرکت تیم های قوی همراه بود حاظر می شود و یا به اکراین می رود و با تیم اصلی این کشور بازی می کند. مسلما فراهانی در آن زمان می دانست چگونه باید راه موفقیت تیم را هموار کند. در آن زمان خبری از درگیری های بی پایان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال نبود که تیم ملی را به گرزی تبدیل کند که منتظر موفقیت یا عدم موفقیت آن باشند تا آن را بر سر یکدیگر بکوبند و این اوج همدلی ما را قبل از جام نشان می دهد!! آن زمان مهره های کلیدی ما مثل امروز آسیب دیده نبودند تا مثل کریمی ، هاشمیان ، مهدویکیا ، زندی و...که قرار بود ارکان اصلی موفقیت تیم ما باشند به روی نیمکت ذخیره ها منتقل شوند. و یا آن زمان مردم کشورمان را نسبت به تیم ملی بی انگیزه نکرده بودند که قرار باشد در مراسم بدرقه آنها به جای 100 هزار نفر سی هزار نفر برای آنها دست تکان دهند.

 

نمی خواهیم بگوئیم که در راه شکست تیم ما در آلمان برانکو ذره ای تقصیر نداشت که او هم در مجموعه شکست خورده ایران نقش عمده ای داشت اما قطعا او تنها مقصر نبود و با شرایطی که به وجود آمده بود قطعا بزرگترین مربیان دنیا نیز نمی توانستند با این شرایط موفقیتی را برای تیم ملی کسب کنند. با اخراج برانکو ایراداتی که به او مربوط می شد برطرف خواهد شد هرچند محاسنات او را هم از دست خواهیم داد. دوره برانکو به واسطه قهرمانی بازی ها آسیایی ، سومی جام ملت های آسیا و حضور در جام جهانی یکی از بهترین دوران های فوتبال ملی ما قلمداد خواهد شد. هر چند که تشکر از او بماند جزو وظایف نسل آینده! همانطور که نسل های بعد از اویچ و بلازویچ  از کارکرد های آنها برای فوتبال ما تشکر کردند!

 

به شخصه به عنوان کسی که در دسته حامیان برانکو قرار داشت از این حمایت پشیمان نیستم و همچنان معتقدم اگر شرایط برای تیم ما فراهم می شد تیم ما باز هم می توانست از آن چیزی که در آلمان بود موفقتر باشد. اما افسوس که شاید دست هایی پشت پرده بود تا این شرایط فراهم نگردد!! شرایط بد ما تا پایان بازی با آنگولا باقی ماند تا شاید پس از این درس بگیریم برای موفقیت باید همه عوامل رسیدن به آن را در خدمت بگیریم. تنها چیزی که می ماند تجربه ناکامی ما در راه فراهم کردن شرایط موفقیت است که امیدواریم بعد ها به کارمان بیاید.....   

 

                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 2:12  توسط سعید قرایی | 

انگلستان 1 – اکوادور 0

یک گل و دیگر هیچ

 

شاید اگر شما هم به جای اریکسون بودید و می دانستید بعد از تمام شدن مسابقات شما دیگر قطعا مربی تیم تان نخواهید بود ، همانند اریکسون فقط و فقط به نتیجه و پیروزی فکر می کردید و هیچ اهمیتی به بازی زیبا نمی دادید. اگر انگلیس در جام جهانی 2002 و یا یورو 2004 نتوانست عنوان در خور توجهی را کسب کند ، اما همه به تیم اریکسون به واسطه بازی های زیبایی که ارائه می کرد احترام می گذاشتند. تاکنون انگلیس در چهار مسابقه به میدان رفته است که فقط نتیجه کسب کرده  است و هرگز بازی زیبا را ستارگان این تیم ارائه نکرده اند. البته تیم جزیره بسیار خوش شانس بوده است که با این سبک بازی تاکنون به یک تیم پرقدرت برخورد نکرده است. بازی با اکوادور ، ترینیداد و توباگو ، پاراگوئه و حتی با سوئد این اجازه را به انگلیس داده است که با ارائه بازی ضعیف به پیروزی برسد ، امری که با دشوار شدن بازی های این تیم در مراحل بعدی شاید برای این تیم حاصل نشود مگر آنکه این تیم در سبک بازی خود دگرگوتی اساسی ایجاد کند.

 

ستاره های انگلیسی که البته بسیار بی انگیزه در بازی های جام جهانی حاظر شده اند اگر قصد رسیدن به فینال بازی ها را دارند ، باید چند بار فیلم جشن قهرمانی تیم های قهرمان شده در دوره های گذشته جام جهانی را ببینند تا شاید انگیزه های آنها در زمین بیش از این شود. اگر انگلیس در نیمه اول توپی که به تیر دروازه اش برخورد کرد را داخل قفس توری خود می دید شاید اکنون فاجعه برای فوتبال انگلیس به ثبت رسیده بود. سفید پوشان در این بازی هم همانند بازی های گذشته خود در این جام نه از روی تاکتیک تیمی ، که از روی خلاقیت های فردی بازیکنان خود به گل رسیدند تا به مرحله یک چهارم صعود کنند.

 

در مقابل اکوادور که می دانست در این بازی چه بر روی کاغذ و چه داخل زمین از شانس زیادی برخوردار نیست با ارائه یک بازی جسورانه با بازی ها وداع کرد. آنها می توانستند درس خوبی را به ستارگان انگلیسی بدهند که کم تجربگی آنها مانع از آن شد. آنچه که از فوتبال اکوادور در این جام دیدیم یک فوتبال محکم بود که قطعا در آینده از آنها بیشتر خواهیم شنید.

 

پرتغال 1 – هلند 0

گلایدیاتور بازی تماشایی!

 

از همان زمانی که دو تیم پرتغال و هلند حریف یکدیگر شدند قابل تصور بود که یکی از بازی های زیبا و به یاد ماندنی جام را خواهیم دید. هلندی ها که در یورو 2004 توسط همین حریف حذف شده بودند برای انتقام آمده بودند و در مقابل پرتغالی ها که پس از سی سال خود را در این مرحله می دیدند دوست نداشتند به همین اندازه اکتفا کنند. جنگ هافبک ها در این بازی بیش از هرچیزی می توانست تماشایی باشد. چراکه هر تیمی موفق می شد میانه زمین را از آن خود کند ، کقه ترازو را به سود خود سنگین می کرد که در 25 دقیقه نخست این شاگردان اسکولاری بودند که موفق به در اختیار گرفتن میانه زمین شدند و حاصل آن گل مانیش برای آنها بود.

 

نیمه دوم این بازی به واسطه رکوردی که از لحاظ دادن کارت های داور به بازیکنان ثبت شد ، همیشه در ذهن فوتبال دوستان باقی خواهد ماند ، اما این تنها دلیل ماندگاری این نیمه نخواهد بود چراکه در این نیمه یک بازی بسیار زیبا و سرشار از صحنه ها و موقعیت های گل دیدیم که سبب شد این بازی لقب بهترین بازی جام از ابتدا تاکنون را به خود اختصاص دهد.

 

از همان نیمه اول و در صحنه هایی که ایوانف روس می بایست بازیکن هلندی را به واسطه خطا بر روی رونالدو اخراج کند و از این کا ممانعت کرد و یا در صحنه ای که می بایست کاشتینیا را خیلی زودتر اخراج کند و بازهم اقدام نکرد متوجه شدیم با جریان بازی و نیتجه آن ، کنترل بازی در نیمه دوم برای این داور روس بسیار مشکل خواهد شد. که همین اتفاق نیز رخ داد و او بسیار خوش شانس بود که موفق شد این بازی را به اتمام برساند. خشونت بالای این بازی حداقل در چهار دوره اخیر جام جهانی بی سابقه بوده است که همین امر می تواند هلند و پرتغال را تبدیل به دو دشمن در سطح فوتبال اروپا کند.

 

لاله های نرنجی باز هم در عرصه یک تورنمت مهم ناکام ماندند تا آگاه شوند مشکلات فوتبال آنها همچنان به قوت خود باقیست. اینکه چرا هلند که یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال را به عنوان مربی در خدمت داشت نمی تواند راهی به دروازه حریف بیابد جای سوال فراوان دارد. هرچند فان باسن با عدم دعوت ماکای و بازی ندادن به نیستلروی نشان داد نمی تواند و یا به نوعی بلد نیست با عناصر هجومی خود کار کند. در مقابل  شاید پرتغالی ها گمان می کردند که این آخرین بازی آنها در جام جهانی می باشد که به راحتی آب خوردن از داور کارت زرد و قرمز دریافت می کردند. مسلما آنها بدون چهار بازیکن اصلی خود برابر انگلیس به مشکل بر می خوردند. ضمن اینکه ترس از دو اخطاره آرامش را از تمام بازیکنان پرتغالی در بازی برابر انگلیس خواهد گرفت. با این وجود شرایط برای انتقام انگلیس از پرتغال کاملا فراهم به نظر می رسد.

 

فارغ از صحنه های سوپر اکشن بازی دیشب ، یک دیدار ماندگار در جام های جهانی برگزار شد که می تواند تا سال ها در ذهن فوتبالدوستان باقی بماند.    

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:16  توسط سعید قرایی | 

آلمان 2 – سوئد 0

عقاب ها برازنده جشنی به این بزرگی

 

اگر آلمان ها میزبان جام هجدهم نبودند ،  شاید خیلی ها با وضعیتی که آنها پیش از شروع جام داشتند تصور حضور آنها را در مرحله بعد نمی کردند ، اما زمانی که آنها موفق شدند در بازی اول نشان دهند که یک تیم چگونه می تواند متحول شود اکنون تصور حضور آنها در فینال نیز نمی تواند دور از ذهن باشد. ژرمن ها موفق شدند سوئد را شکست دهند تا جشن برگزاری جام جهانی برای مردم آلمان کامل تر شود. زمانی این جشن ارزش چند برابری برای آلمانی ها پیدا می کند که شاهد هستند تیم ملی فعلی آنها بهترین فوتبال خود را در ده ساله اخیر بازی می کند. بازی که شاید نوجوانان آلمان هرگز از تیم ملی خود ندیده بودند.

 

کلیزمن برای بازی با سوئد به ترکیب تیم خود در مرحله گروهی دست نزد. فشار خرد کننده ورزشگاه مونیخ قادر بود هر تیمی را له کند و سفیدپوشان از این امر به بهترین نحو به سود خود استفاده کردند. وایکینگ ها که هرگز تصور نمی کردند با این فشار روبرو شوند به شکل خطرناکی به لاک دفاعی فرو رفتند تا بازی در 20 دقیقه نخست یک گله شود. گل پودولسکی حاصل همین فشار بود. سوئدی ها که کاملا غافلگیر شده بودند هیچ طرح و برنامه ای برای خروج از این وضعیت نداشتند تا به راحتی گل دوم را هم بپذیرند. آنها بسیار خوش شانس بودند که یک دروازه بان آماده به نام ایساکسون درون دروازه داشتند تا با حقارت بیشتری نیمه اول را ترک نکنند. اخراج یکی از بازیکنان سوئد تقریبا کار را برای این تیم تمام کرد هرچند با عدم آمادگی ذهنی لارسن ، ابراهیموویچ و لیونبرگ برای این بازی کار سوئد پیش از این تمام شده بود.

 

شاگردان کلیزمن در نیمه اول بازی برابر سوئد نمایش بسیار زیبایی ارائه دادند. میدانداری بالاک که اجازه بازیسازی به سوئدی ها نمی داد و هجوم همه جانبه هافبک ها و مهاجمان آلمانی به دروازه سوئد تقریبا سبب شد در نیمه اول تنها تلاش لمن این باشد که بدن خود را گرم نگه دارد. اما سوئدی ها در نیمه دوم نشان دادند که اگر فشار وحشتناک استادیوم در نیمه اول نبود و یا اگر آنها به آن زودتر عادت کرده بودند می توانستند زودتر خود را به محوطه جریمه آلمان برسانند. هرچند میزبان جام جهانی نیز با دو گلی که در کیسه داشت و 10 نفره بودن سوئد احساس امنیت می کرد و شاید انرژی خود را نگه داشته بود برای بازی های آینده. همه این عوامل سبب شد در نیمه دوم لشکره تار و مار شده سوئد در نیمه دوم بیشتر به سمت دروازه لمن هجوم ببرد. آنها اگر پنالتی که توسط لارسن از دست رفت را به گل می نشاندند می توانستند تا پایان آلمانی ها را بسیار آزار دهند اما استرس بیش از اندازه بازیکن باتجربه ای مثل لارسن که توپ ضربه پنالتی خود را تقدیم تماشاگران کرد سند حذف تیم سوئد را امضا کرد. سوئد مثل همیشه در این مرحله حذف شد تا نشان دهد هنوز فاصله آنها با تیم های درجه یک جهان به قوت خود باقیست.

 

هرچند آلمان با این پیروزی قسمت شیرینی از تاریخ فوتبال خود را رقم زده است اما درواقع می توان گفت جام برای آلمان ها اکنون شروع شده است. چراکه آنها باید از بازی های آینده به مصاف تیم هایی بروند که روی کاغذ قدرتی چند برابر آنها دارند. بازی بربابر کاستاریکا ، لهستان ، اکوادور  و سوئد و تیم هایی از این دست برای آلمان تمام شده است و آنها باید از این پس برابر آرژانتین ، انگلیس ، هلند و...به میدان بروند. حالا می توانیم به امتحانات کلیزمن دقیقتر نمره بدهیم.

 

آرژانتین 2- مکزیک 1

دو صورت متفاوت از دو تیم

 

پس از شروع بسیار قدرتمند آرژانتین و شروع ضعیف مکزیک در مرحله اول ،همه انتظار داشتند بازی دوم مرحله یک هشتم ، با اختلاف گل بالا به سود آبی و سفید پوشان رقم بخورد. اما شروع بازی نشان داد مرحله اول حداقل برای ارزیابی مکزیک نمی تواند ملاک خوبی باشد. همانطور که بازی ضعیف و دور از ذهن آرژانتین نیز همین امر را برای تیم آنها به اثبات رساند. گل مارکز خیلی ها را در بهت فرو برد که آیا باید جام را بدون آرژانتین تصور کرد؟ گلی که کرسپو سه دقیقه بعد روی یک ضربه کرنر به ثمر رساند فوتبالدوستانی که دوست نداشتند جام برای آرژانتین تمام شود را تا حدودی آسوده کرد. بازی ضعیف شاگردان پکرمن در ادامه نشان داد که اگر آنها از روی خلاقیت کرسپو به گل نمی رسیدند شاید با دفاع منظمی که مکزیکی ها تشکیل داده بودند هرگز راهی به دروازه سانچز پیدا نمی کردند. البته ضعف آشکار خط حمله آرژانتین در تشکیل لایه دفاعی قوی مکزیک بی تاثیر نبود.

 

برخلاف تصور چندان بازی زیبایی از دو تیم ارائه نشد. با توجه به سابقه دو تیم ارائه یک بازی همراه با ترس را از سوی سبز پوشان انتظار داشتیم اما علت ترس بخت اول قهرمانی را نفهمیدیم. در بازی که شاید تعداد موقعیت خطرناک آن بیش از انگشتان یک دست نشد ، آنچه مشخص بود به مشکل خوردن کار برای آرژانتین در مراحل بالاتر با ارائه بازی بدین شکل است. هرچند آرژانتینی ها موفق شدند باز هم برروی خلاقیت فردی بازیکنان خود و اینبار بوسیله شوت غیر قابل مهار رودریگز جواز حضور در مرحله یک چهارم را کسب کنند اما اگر آنها تنها دلبسته این خلاقیت های فردی باشند نمی توانند آرزوی خود را در بالا بردن جام محقق ببینند. خصوصا اینکه شاید فشار تماشاگران در بازی برابر آلمان اجازه هنر نمایی های فردی را از بازیکنان آرژانتینی بگیرد.

 

البته باید به بازی تحسین برانگیز مکزیک نیز اشاره کرد که در این بازی آمده بودند پس از آن انتقادات خرد کننده پس از بازی های مرحله گروهی ، خود را اثبات کنند که به بهترین شکل ممکن هم اینکار را انجام دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 13:7  توسط سعید قرایی | 

(سلام دوستان عزیز...سرانجام امتحانات من تمام شد و تونستم بعد از مدت ها در خدمت شما باشم. هرچند مرحله اول جام تمام شد اما از امروز حداقل یک مطلب را در این وبلاگ آپ می کنم تا در پایان جام جهانی جبران تمام غیبت ها بشود. حضور و نظرات شما مثل همیشه مایه دلگرمی ماست)

 

اگر جام جهانی 2006 آلمان بی شگفتی ترین ادوار 18 گانه جام های جهانی فوتبال نباشد بی شک یکی از کم شگفتی ترین دورهای این مسابقات حداقل پس از پایان دور اول بازی ها بود. سی و دو تیم راه یافته به آلمان در حالی 48 بازی مرحله گروهی مسابقات را به پایان بردند که انتظارات کارشاناسان و فوتبالدوستان را به بهترین شکل ممکن برآورده کردند و تقریبا همان نتایجی را رقم زدند که از قبل قابل تصور بود.

 

بسیاری از علاقه مندان به فوتبال پس از خلق شگفتی های بسیار در تورنمنت های اخیر مثل جام جهانی دوره قبل و یا جام ملت های اروپا انتظار داشتند که ناباوری های بسیاری در آلمان شکل گیرد که تیم های قدرتمند نشان دادند که از حذف بوسیله تیم های کوچکتر و ضعیف سخت متنبه شده اند و آمادگی کامل برای مقابله با آنچه که همگان را متعجب می کند را دارند. از بین سی و دو تیم مرحله گروهی 16 تیم به مرحله حذفی رسیدند که همه انتظار صعود آنها را از آبان ماه سال گذشته و پس از قرعه کشی جام جهانی در شهر لایپزیک آلمان ، می کشیدند. تحلیل گروه های هشت گانه جام جهانی آلمان بهتر می تواند نشان دهد آنچه که در این جام کمتر به چشم آمد همان شگفتی بود.

 

گروه A

از همان ابتدا مشخص بود باید بازی های این گروه را به نحوی تحمل کرد و لقب خواب را به این گروه اطلاق کرد. به غیر از آلمان که بر همه روشن بود به عنوان سر گروه از بین سه تیم دیگر به مرحله دوم می رسد ، همه بر این اعتقاد بودند که تیم دوم این گروه را باید  در مرحله یک هشتم به نحوی تحمل کرد. شاید یکی از معدود شگفتی های جام بازی های غیر قابل پیش بینی آلمان در این گروه بود. پس از بازی های ضعیف تیم کلیزمن در دیدارهای تدارکاتی هیچکس انتظار نداشت ژرمن ها بازی ها را تا این اندازه خوب شروع کنند و با سه پیروزی بعضا پر گل درصد شانس قهرمانی خود را تا حد زیادی بالا ببرند. هرچند آلمان پیروزی های خوبی را کسب کرد اما باید منتظر ماند و دید این تیم در بازی های بزرگ تا چه میزان توانایی دارد. مراحل حذفی به خوبی می تواند عیار آلمان را مشخص کند. گرفتن جشن برای آلمان بسیار زود است چراکه مسیر این تیم برای نگه داشتن جام در خاک خود و حتی رسیدن به جمع چهار تیم پایانی بسیار ناهموار است.

اکوادور که باید از قرار گرفتن در این گروه بسیار خوشحال باشد ، شاید به نهایت آرزوی خود رسیده باشد. آنها در بازی مقابل لهستان و اکوادور نمایش بسیار خوبی را ارائه دادند. هرچند بازی برابر آلمان نشان داد که آنها تیم بازی های بزرگ نیستند. شاید بازی برابر انگلیس این حقیقت را بیشتر نمود دهد. تیم های کاستاریکا و لهستان نیز شانس صعود به مرحله بعد را با توجه به سادگی بیش از اندازه این گروه داشتند که آنها با بازی های ضعیف خود نشان دادند بسیار خوش شانس بودند که در گروه دشوارتری قرار نداشتند تا جام را با حقارت بیشتری ترک کنند.

 

گروه B

   همه می دانستند در گروهی که انگلستان و سوئد قرار دارد باقی تیم ها نمی توانند شانس چندانی برای صعود داشته باشند. انگلیس بازی های خود را بد شروع کرد و شاید اگر گل به خودی کامارا در بازی اول انگلیس برابر پاراگوئه به سود شاگردان اریکسون رقم نمی خورد ، چه بسا این تیم هرگز به گل نمی رسید و در ادامه انگلیس با یک چالش بزرگ در جام هجدهم روبرو می شد. اما زمانی که آنها با خوش شانسی بازی اول را با پیروزی پشت سر گذاشتند کمی به خود آمده و در بازی دوم برابر ترینیداد بازی بهتری را به نمایش گذاشتند اما نه بازی در شان نام انگلیس. بازی سوم آنها برابر سوئد نشان داد مشکل همیشگی انگلیس برابر تیم های با سابقه همچنان به قوت خود باقی است و استرس از شکست برابر این تیم ها می تواند آنها را در پایان بازی دچار مشکل کند. مشکلی که گریبان آنها را در بازی های مهم گذشه گرفته است و در پیکار های بسیار سخت آینده نیز بازهم خواهد گرفت. سوئد که جام را بسیار ناامید کننده شروع کرد هرچند موفق شد جواز حضور در 16تیم مرحله بعد را کسب کند ، اما آنها نشان دادند همچنان در حد یک تیم متوسط باقی مانده اند و نمی توانند حرف زیادی را در مراحل بعد برای گفتن داشته باشند. خصوصا وقتی بیاد بیاوریم تیمی که با ترینیداد مساوی کرده است و پاراگوئه را با زحمت فراوان شکست داده است باید مقابل میزبان حاظر شود. هرچند اگر آنها همان تیم مقابل انگلیس باشند می توانند لشکر آلمان ها را با مشکل مواجه کنند. ترینیداد به واسطه کسب یک امتیاز از اولین حضور خود در جام جهانی نمی تواند خود را شکست خورده محض ببیند. آنها موفق شدند احترام جهان فوتبال را نسبت به خود جلب کنند. پاراگوئه نیز که در دو دوره گذشته موفق شده بود از گروه خود صعود کند ، هرچند یک پیروزی خوب برابر ترینیداد را کسب کرد اما با حذف خود نشان داد آنها در این چهار سال در رشته فوتبال مشغول زدن پشتک به عقب بودند! امری که می تواند برای آنها در آینده مشکل ایجاد کند.

 

گروه   C

حیف از ساحل عاج که باید در اولین حضور خود در جام جهانی در گروه مرگ مسابقات قرار گیرد. بازی هایی که ساحل عاج در این گروه ارائه داد سبب شد همه به احترام آنها از جا برخیزند و به آنها توجهی حتی فراتراز هلند و آرژانتین داشته باشند. همه می دانستند از این گروه هلند و آرژانتین به مرحله بعد می رسند اما ساحل عاجی ها با بازی های خوب خود ثابت کردند که اگر در هر گروه غیر از این گروه قرار داشتند می توانستند کامرون جام 90 و یا سنگال دوره پیش باشند اما افسوس که آنها می بایست در بدترین گروه بازی کنند. آرژانتین همکنون بخت نخست قهرمانی است. آنها در گروه خود هم خوب بازی کردند و هم خوب نتیجه گرفتند به همین خاطر از همکنون تصور حضور آنها در فینال برای همه آسان ترین کار ممکن است. آرژانتین یک تیم کامل است که با توجه به پیروزی 6 بر0 برابر صربستان نشان داد که هر زمان اراده کند می تواند بوسیله خط آتش خود به گل برسد. این تیم یکی از کامل ترین تیم های آرژانتین است که می تواند 12 سال دوری آنها را از فینال خاتمه دهد. هلند نیز که بسیار اقبالش بلند بود که در بازی ابتدایی به مصاف ضعیف ترین تیم گروه رفت تا با ارائه یک بازی نه چندان مطلوب اما همراه با کسب پیروزی ، خود را در این جام بیابد. صعود آنها از گروه مرگ توقعات را از لاله های نارنجی بالاتر برده است هرچند آنها در مرحله اول تا آن حد خوب بازی نکردند تا بتوانند شخصیت حضور در فینال را از سوی کارشناسان کسب کنند. پیرامون صربستان پس از اینکه عنوان کنیم تیمی که زمانی لقب برزیل اروپا را یدک می کشید با شش گل در جام جهانی تحقیر شد و تبدیل به یکی از بدترین ها شد ، شاید سکوت بهتر باشد. با این وجود آنها در سال های آینده تبدیل به یکی از تیم های درجه سوم اروپا تبدیل خواهند شد.

 

گروه D

پرتغال با کسب سه پیروزی نشان داد برای صعود از این گروه کار چندان مشکلی نداشت. آنها در یک گروه مطلوب قرار گرفته بودند تا موفق شوند خاطرات تلخ دوره پیش را فراموش کنند. اینکه پرتغال در طول این سه بازی تنها یک گل خورد نمی تواند ملاک خوبی برای ارزیابی خط دفاعی این تیم باشد چراکه تیم های برابر آنها هرگز هجومی نبودند. ضمن اینکه آنها در برابر حریفی همچون آنگولا نیز موفق می شوند تنها یک گل به ثمر برسانند تا نشان دهند خط حمله آنها نیز در وضعیت چندان مناسبی قرار ندارد. قاعدتا پرتغال در مراحل بعد با مشکلات بسیاری روبرو خواهد شد که سبب می شود اسکولاری نتواند دومین فینال پیاپی خود را تجربه کند. مکزیک با نامی بزرگ به جام وارد شد اما در طول سه بازی نخست جام کوچک و کوچکتر شد. پس از بازی های بسیار خوب آنها در جام کنفدراسیون ها همه انتظار ویژه ای از تیم لاولپه داشتند اما پیروزی نه چندان مطلوب آنها برابر ایران که از روی اشتباهات بازیکنان ایران به دست آمد نه خلاقیت آنها و تساوی نا امید کننده آنها برابر آنگولا و شکست برابر پرتغال سبب شد همه صعود سبز ها را به مرحله بعد را نیز برای آنها زیاد تر از توانایی هایشان تصور کنند. شاید اگر مکزیک آن سابقه را در جام کنفدراسیون ها  نداشت و شاید اگر در گروهی مشکل تر قرار می گرفت اکنون به جای مرحله دوم به سمت کشورشان حرکت می کردند. عملکرد تیم ملی کشورمان را در جای دیگر به طور مفصل تر نقد می کنیم اما آنگولایی ها نیز هرچند اولین حضور خود را تجربه می کردند اما چه در بازی و چه در نتیجه گیری بسیار فراتر از حد انتظار ظاهر شدند تا حاصل جام جهانی برای آنها کسب شخصیت در جهان فوتبال باشد. آنها با سری بلند به کشور خود بازخواهند گشت. به هر حال همه از این گروه انتظار صعود پرتغال و مکزیک را داشتند که محقق شد.

 

گروه E

شاید بزرگترین و تنها شگفتی جام در این گروه رقم خورد ، جایی که جمهوری چک با سابقه با بازیکنان بزرگ خود باید در مقابل غنا که هرگز حضور در جام جهانی را تجربه نکرده است زانو بزند و برای آنها در مرجله بعد آرزوی موفقیت کند! زمانی که چک با سه گل بازی اول خود را طوفانی به سود خود خاتمه داد همه آنها را یک مدعی جدید در جام می دانستند اما شکست برابر غنا آرزوی آنها را پایان داد. اتکا بیش از اندازه آنها به برخی مهره های خود سبب شد که پس از مصدومیت آنها ، چکی ها خیلی زود دست ها را به نشانه تسلیم بالا ببرند. غنا موفق شد چک را شکست دهد تا در این جام دلتنگ شگفتی نشویم. ایتالیا بسان همیشه بود. تیمی که هرچند خوب نتیجه گرفت اما هنوز به آن تیم جنگنده سال های دور تبدیل نشده است حتی با لیپی. ایتالیایی ها  نسبت به سایر بزرگان راه بسیار آسان تری را در مراحل بعد برای رسیدن به جمع چهار تیم پایانی را دارند و اینکه آنها تا چه اندازه می توانند از این فرصت طلایی استفاده کنند به خود آنها باز می گردد که تحول اساسی در بازی خود ایجاد کنند. تساوی برابر یک تیم نه نفره می تواند همه را نسبت به آنها ناامید کند. سال 2006 می تواند زمان خوبی برای تعویض در کادر مربیگری تیم ملی آمریکا باشد. بروس آره نا نشان داد هرچند هفت سال بر روی نیمکت آمریکا نشسته است اما هرگز نتوانسته است  در بازی این تیم در این مدت طولانی تحول اساسی ایجاد کند. آمریکا همانی بود که همیشه دیده بود. حتی ضعیفتر از همیشه.

 

گروه F

زمانی که برزیلی ها با شعار " هیچ چیز جای پیروزی را نمی گیرد" بازی های خود را در جام جهانی شروع کرد همه فهمیدند برزیل در این جام برخلاف همیشه به بازی زیبا نمی اندیشد و یا حداقل به اندازه پیروزی به آن فکر نمی کند. بازی اول آنها برابر کرواسی مهر تائیدی بود بر این ادعا. آنها با همین شیوه استرلیا را هم شکست دادند اما با سیل انتقادات مواجه شدند تا آگاه شوند هیچ فوتبالدوستی این شیوه فوتبال و کسب پیروزی آنها را دوست ندارد. آنها باید ممنون ژاپن باشند که در بازی آخر برابر آنها به نحوی در نیمه دوم بازی کرد تا بتوانند کمی از انتقادات رهایی پیدا کنند. کرواسی که با نتیجه های فوق العاده خود پیش از جام یکی از بخت های اصلی قهرمانی محسوب می شد ، همه را ناامید کرد. آنها برخلاف پیش از جام جهانی نه بازی های خوبی را ارئه دادند و نه نتیجه های خوبی را کسب کردند تا یکی از بهترین نسل های فوتبال این کشور سرافکندگی را برای کرواسی به دنبال داشته باشد ، برعکس استرلیا. انتظار صعود از آنها به واسطه غیبت 30 ساله آنها در جام شاید کمی غیر منطقی بود اما آنها نشان دادند تیم های هیدینگ اتفاقی موفقیت کسب نمی کند. بی شک آسیایی ها از حضور آنها در جمع خود در حین اینکه دلهره را تا حد زیادی احساس می کنند ، اما بسیار خوشحال خواهند بود که با حضور آنها کیفیت بازی های آسیایی بسیار بالا تر از پیش خواهد شد. مسلما آسیایی ها برای آنها در مراحل بعد آرزوی موفقیت خواهند کرد تا حداقل پس از افتضاح تیم های آسیایی از سهمیه قاره کهن برای جام جهانی دوره بعد کاسته نشود! ژاپن که با توجه به بازی های بسیار خوب دوره قبل خود موفق شده بود توجهات زیادی را به خود جلب کند ، با دو شکست سنگین نشان داد درصد زیادی از موفقیت آنها در دوره قبل به میزبانی آنها باز می گردد. هرچند فراموش نکنیم گروه آنها بسیار مشکل تر از چهار سال پیش بود.

 

گروه G

یکی دیگر از معدود شگفتی ها اینجا بود. فرانسه بازهم در آستانه حذف قرار گرفت. آنها تا 35 دقیقه به پایان بازی های مرحله اول همانند دوره پیش می بایست خود را برای بازگشت به کشورشان آماده کنند که گل پاتریک ویرا آنها را از جهنم نجات داد. چه بر سر فرانسه آماده است که آنها برای بقا در جام باید چنین تقلا کنند؟ فرانسه که گمان می رفت با تنبیه شدن در دوره پیش در این جام چهره ای متفاوت باشد تقریبا همانی بود که در جام جهانی 2002 دیده بودیم. همان تیم بی فروغ و طلسم شده در راه گلزنی. آنها موفق شدند به مرحله بعد برسند اما آنها با این شیوه هیچ شانسی برای رسیدن به مراحل بالا ندارند. خصوصا در بازی های حذفی که شانس می تواند یکی از عوامل پیروزی تیم ها باشد که فرانسه از آن کاملا بی بهره است. مگر اینکه ترس فرانسه از حذف در دور اول ریخته باشد و آنها فشار روانی را از روی دوش خود برداشته باشند. زمانی که سوئیسی ها در آن بازی های به یاد ماندنی ترکیه را از رسیدن به مرحله نهایی جام جهانی ناکام گذاشتند همه شانس زیادی را برای این تیم در نظر گرفتند. سوئیس بی شک یکی از بهترین دوران فوتبال خود را سپری می کند. خصوصا اینکه آنها با بازی برابر اکراین در مرحله یک هشتم این شانس را دارند که حتی به مراحل بالاتر نیز برسند. فراموش نکنید سوئیس یک خط دفاع بسیار قدرتمند دارد که باز کردن آن برای هر تیمی مقدر نیست. زمانی که کره ای ها پس از گل دوم سوئیس به داور و کمک آن اعتراض می کردند همه به یاد چهار سال پیش می افتادند که اکثر تیم های در برابر آن ها به این وضعیت دچار می شدند. کره که با عنوان چهارمی دوره قبل خود قصد زدن حرف های زیادی را داشت ، با حذف در مرحله اول نشان داد که آنها تنها در خانه خود رویایی بودند. پس از رخ دادن آن اتفاقات عجیب و غریب در تیم توگو قبل از شروع جام که حتی منجر به تهدید کناره گیری این تیم شد ، هیچکس از شاگردان فیستر انتظار زیادی نداشت. صرف حضور آنها در جمع بزرگان فوتبال می تواند تبعات بسیار گرانبهایی را برای فوتبال آنها داشته باشد.

 

گروه H

در اینکه اسپانیا فراتر از حد انتظار ظاهر شد جای هیچگونه شک و تردیدی نیست. شاگردان آراگونس که به نظر می رسید مسائل حاشیه ای آنها را با مشکل مواجه کند با بازی های خوب خود حتی با تیم ذخیره های خود ، نشان داد برای جبران تمام ناکامی های گذشته آمده اند. بازی های این تیم اسپانیا به وضوح بسیار زیباتر از آنچه بود که در جام دوره قبل و در بازی های یورو 2004 دیده بودیم.  و این می تواند تا حدودی شخصیت در حال غرق شدن اسپانیا را نجات دهد. آنها در مقابل فرانسه در مرحله بعد محک جدی می خورند. اکراین اقبال بسیار بلندی داشت که در اولین حضور خود در جام در گروهی قرار گرفت که همه انتظار صعود را ازآنها داشتند. پس از شکست حقارت بار اول آنها به خوبی خود را در بازی برابر عربستان پیدا کردند تا بتوانند به مرحله بعد برسند. هرچند شاید با پایان یافتن نسل طلایی فوتبال اکراین آنها دیگر شاهد این موفقیت شرین نباشند. تونس با هدایت روژه لمه در این بازی ها هرچند نتایج خوبی نگرفت اما بازی های بسیار خوبی به نمایش گذاشت. آنها حتی می توانستند اسپانیا را شکست دهند که حرفه ای گری محض ماتادورها آنها را اسیر کرد. عربستان این بار بهتر از همیشه بود. هرچند شکست 4 بر 0 برابر باعث تحقیر آنها در این جام شد ، اما بازی های خوب برابر تونس و اسپانیا سبب شد با دیده احترام بیشتری نسبت به آنها نگریسته شود. البته آنها برخلاف همیشه این بار مربی خود را حفظ کردند تا شاید از تجربه این جام سود ببرند. چیزی که در چهار دوره پیش در عرب ها به چشم نیامد.

 

در هر صورت وضعیت گرو های هشت گانه نشان می دهد همان تیم هایی صعود کردند که انتظار حضور آنها در این مرحله می رفت. شاید در این مرحله تنها اکوادور ، غنا و استرلیا میهمان ناخوانده باشند که باید دید این میهمانان تا کی می توانند در جشن بزرگان دوام بیاورند. آن هم در جشنی که نشان داده است اینبار اصلا علاقه به شگفتی ندارد.

 

                  

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 17:4  توسط سعید قرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی
( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است)

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
واي گويه ها
پارس فوتبال
کتیبه زخم
ضربه آزاد
كرمان خبر
چلیک
ياد نوشت
توپ
پادلمه
هواداران باشگاه مس
شخصي
انحراف
صنعت مس زلزله
فوژان
آرشیو مطالب من در پارس فوتبال
نقد داوری
سایت رسمی باشگاه مس
علیرضا اس اس
فوتبال احساسی
ناخدای تنها
خانه ای روی آب
یاداشت
هرچی و همه چی
سيب و حوا
سانای
یاداشت های من
سينا و فوتبال
حرف هاي من و تو
قوي سپيد
نونا
علي دايي نگين ورزش آسيا
عکس های یاسر خدیشی
ته مانده هاي يك مرد
ابوکورش
مازيار ناظمي
وقت اضافه
وقت کشی
دولخ
مفشو
فریاد بی صدا
رازهای قلم کویری
خورشید حق
باشگاه مس رفسنجان
دايره
صحنه یکتا
مسیر جادویی
ایران رشد
ناگفته ها
سکوت سنگ
دانلود جدیدترین نرم افزار ها
کرمان رایانه
ملیکا
خبرنگار ساده
دل نوشته های احسان
دختر بابا
محمود قاضی
اویان
آئین مهر
کرماندخت
قلم طلایی
مورنا نيوز
عكس هاي امين جعفري
خبرهاي جنجالي كرمان
برد و باخت
مهندسي فناوري اطلاعات كرمان
سه پند
وبلاگ رسمي پاس همدان
كرمونيا
چشم به راه
كافه فوتبال
هنرمند كوچك
كرمان ورزش
سین سین
 

 RSS

LOGO BY
Ghaffarbaigy