|
|
|
|
|
سکون ادامه دارد... وقتی تیم هندبال شهرداری کرمان در دور رفت موفق شد تیم سپاهان را در خانه متوقف کند ، گمان کردیم حکایت هندبال کرمان در این سال متفاوت تر از همیشه خواهد بود و اینبار قرار است فراتر از رتبه های دوم و سوم ، ما قهرمان باشیم. قرار است پس از سال ها بر سلطه اصفهانی ها و زرد پوشان بر هندبال کشور و لیگ برتر خاتمه دهیم ، قرار است نشان دهیم اگر در ایبن چند سال اگر یا سوم بودیم و یا دوم ، اما امسال لیاقت خودمان را برای قهرمانی نشان می دهیم و... گمان می کردیم خیلی از این قرار است ها ، قرار است رخ دهد! اما یک شکست تلخ در اصفهان برابر سپاهان نوین و یک تساوی ملال آور دیگر در کرمان برابر فولاد مبارکه سپاهان پایان تلخی بود بر رویای برآورده شدن این قرار است ها. به هر حال قرار بود بازهم طلسم ناکامی های ما برابر اصفهانی ها ادامه داشته باشد. سوال اینجاست که ما تا چه زمان باید در هندبال یک گام عقب تر از اصفهان باشیم؟! آن ها چه چیز دارند سال گذشته زمانی که این سوال ها از محسن اخگر مربی تیم هندبال شهرداری پرسیده شد دست بر نکته حساسی گذاشت و آن حمایت های بی شائبه ایست که فدراسیون هندبال از تیم های اصفهانی به خصوص سپاهان می کند تا خدشه ای به جایگاه این تیم در جدول به وجود نیاید. مشخص است که باشگاهی همانند سپاهان می تواند چنان هیات هندبال این استان را قدر کند که فدراسیون را تحت سیطره خود بگیرد اما در مقابل هیات هندبال کرمان در چه جایگاهی قرار دارد؟! اگر بگوییم هیات هندبال به واسطه بودجه اندکی که در اختیار دارد و به واسطه عدم برنامه ریزی مدنی که در خود احساس می کند ، متاسفانه هیچ نقشی را نمی تواند در موفقیت تیم های هندبال کرمانی ایفا کند. بودجه این هیات به حدی اندک است که حتی کفاف برگزاری یک تورنمت مناسب را هم نمی دهد چه رسد به پایه گذاری یک تشکیلات منظم که در نهایت بدانجا ختم شود که در مقابل هیات هندبال اصفهان ، هیات کرمان هم بتواند نفوذ چشمگیری را در فدراسیون داشته باشد تا حداقل از این طریق دچار لطمه نگردد. نظرمان را به سمت دیگر معطوف می کنیم و امکانات باشگاهی دو رقیب دیرینه هندبال کشور یعنی شهرداری کرمان و سپاهان اصفهان را با یکدیگر مقایسه می کنیم. سپاهانی را در نظر می گیریم که کوچکترین مشکل مالی ندارد و با وجود یک چارت سازمانی قوی به واقع یک باشگاه مستحکم را تشکیل داده است تا شهرداری کرمان که حتی فاقد یک دفتر مناسب برای خود می باشد و با دست و پنجه نرم کردن با انواع و اقسام مشکلات ریز و درشت حتی شباهت به یک تیم هم ندارد چه رسد به باشگاه... و اینجاست که در می یابیم دو تیم در چه شرایط ناعادلانه ای پا به پای هم در لیگ برتر تلاش می کنند تا در آخر هر سال این تیم اصفهانی باشد که در چند هفته مانده به پایان لیگ برتر گوی سبقت را از حریف کرمانی خود را بگیرد. شاید اگر تیم هندبال شهرداری کرمان امکانات تیم هندبال صنعت مس را داشت ، خیلی پیش تر از این ها اجازه خود نمایی را از اصفهانی ها گرفته بود اما حالا که نه آقای شهردار جناب تیم شهرداری که سال هاست با توجه به وضعیت نا به سامانی باشگاهی خود به دلیل عشق و قدرت فردی بازیکنان و مربیانش در حد خود خوب نتیجه می گیرد اما به نظر می رسد این تیم به کسب عنوان های دوم تا چهارم دلخوش کرده است و حتی اگر در فصلی موفق شود تیم سپاهان را در خانه متوقف کند ( همانند این فصل ) بازهم بنا به ضعف های خود نمی تواند به قهرمانی آن ها خاتمه دهد و در پایان فصل با اختلاف دو ، سه امتیاز رقابت را به آن ها واگذار می کند و این وظیفه تیم هندبال صنعت مس را سخت ترمی کند که با پشتکاری بیشتر تبدیل به تهدید کننده اصلی تیم سپاهان گردد. این تیم به واسطه وضعیت باشگاه خود ، هرگز مشکلات تیم هندبال شهرداری را ندارد و پس از گذشت این فصل مسلما تجربه خوبی را هم در لیگ برتر کسب کرده است و به همین خاطر منتظر می مانیم تا این تیم را از فصول آینده در بالاترین نقطه جدول قرار گیرد. به شرط آنکه مس تیم قوی بسازد همانند شهرداری که با توجه به نبود مشکلات باشگاهی بتواند عنوان قهرمانی لیگ برتر هندبال را به کرمان بیاورد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 12:21 توسط سعید قرایی |
|
|
این کجا و آن کجا !
در سال 1380 زمانیکه او با 17 سال سن از تیم میلاد کرمان به تیم جوانان شهرداری کرمان پیوست آنقدر شایستگی از خود نشان داد که محمد پورسلیمی مربی تیم بزرگسالان شهرداری که تیمش در لیگ یک آن زمان به میدان میرفت سریعا او را از تیم جوانان به تیم بزرگسالان آورد. سال بعد زمانیکه او با 18 سال سن برای گذراندن خدمت سربازی به تیم امید پاس رفت کسی جز همایون شاهرخی مربی آن زمان تیم بزرگسالان پاس ندید که او چه کرد تا آرش برهانی اولین کرمانی باشد که پیراهن یک تیم تهرانی را در رقابتهای لیگ برتر بر تن میکند (علی سامره با شروع لیگ برتر از استقلال جدا شده بود)، او در حالی قصد داشت در تیم پاس تهران خود را ثابت کند که در آن سالها در خط حملهی پاس چهرههایی مثل خداد عزیزی، رسول خطیبی، محسن بیاتی نیا، بهرام اسماعیلی و... بازی میکردند و همگی با توجه به تجربههای ملی خود ادعای پوشیدن پیراهن تیم به صورت ثابت را داشتند. هیچکس گمان نمیکرد در میان این نفرات نوبتی به پسر جوان کرمانی برسد. اما زمانیکه به تمامی مهاجمان پاس به شکل معجزهآوری مصدوم شدند تا آرش به شکل فیلمهای ملودرام به ترکیب ثابت تیم راه یابد، او با همان چهرهی معصومانهی جوانش مقابل پرسپولیس در لیگ 81 ، چنان زیبا بازی کرد که علی انصاریان مدافع پرقدرت آن زمان سرخپوشان برای آنکه از دست او رها شود مجبور شد خطای وحشتناکی را بر روی پای او انجام دهد تا بلافاصله از زمین اخراج شود. آن زمان که گزارشگر تلویزیونی در همان بازی حرکات او را با "جی جی اوکوچو" مقایسه میکرد، همه فهمیدند ستارهای جدید در فوتبال ایران در شرف تولد است.
لیگ 82-83 همان فصلی که پاس با هنرنماییهای بازیکنانی مثل برهانی قهرمانی لیگ برتر شد اوج کار پسر کرمانی بود. در آن فصل هر زمان توپ به شمارهی 10 پاس میرسید همه میدانستند آن توپ موقعیتی خطرناک خواهد شد. عجیب آنکه برهانی در آن فصل همواره در اوج بود و هیچکس بازی ضعیفی از او ندید تا همه به او لقب آرش کمانگیر فوتبال ایران را بدهند. کمتر بازیکنی بود که عادل فردوسیپور بیپرده و در حین گزارش یک دیدار به علاقهمندی به نحوهی بازیاش اذعان کند اما برهانی با بازی خود چنان او را بر سر وجد آورده بود که فردوسی پور این اعتراف را مرتکب شد. اعترافی که خیلیهای دیگر هم در آن زمان معترف شدند.
ستارهی جدید فوتبال ایران در آن فصل در اوج غرور و افتخار بود. آن زمان همه دور نمای فوتبال مهاجم جوان را در اروپا میدانستند و آنچه که بیش از هر چیزی هر کسی را خوشحال میکرد این بود که خود برهانی هم به فوتبال کشورهای عربی بیاعتقاد بود و اذعان میکرد که فوتبال کشورهای خلیج فارس محل پیشرفت نیست و اگر قرار باشد روزی در یکی از کشورهای عربی توپ بزند ترجیح میدهد در لیگ ایران بازی کند. اما خود او هم در آن زمان این را تاکید میکرد که تمام تلاش خود را میکند که مدت زمان زیادی در فوتبال ایران باقی نماند و هرچه سریعتر به اروپا و ترجیحا آرسنال! برسد. آن زمان هم به او گفتیم که اگر همین روند را ادامه دهد این اتفاق هرچه زودتر رخ خواهد داد. اما افسوس....
افسوس که این روند حفظ نشد تا سرنوشت برهانی چیز دیگری باشد. برهانی در فصل بعد یعنی لیگ 83-84 هرگز آن آرش کمانگیر نبود. یک روز کمان او در زه و روز دیگر آن کمان در غلاف بود. افت و خیزهای او نگرانمان میکرد و هر زمان با بیان نگرانی خود در صدد میشدیم تا او را هم نگران کنیم، برهانی سریع جبهه میگرفت:" که هرگز افت نکردم و همچنان در اوجم!" اما ما نمیتوانستیم حرف او را باور کنیم که روز باشد اما خورشید نباشد! هرچه آن فصل به پایان خود نزدیکتر میشد خود را با این بهانه آرام میکردیم که افت برای همه آمدنی است و فصل آینده دوباره همان آرش کمانگیر را خواهیم دید که کمانش همیشه کشیده است اما باز هم افسوس....
افسوس که برهانی فصل بعد یعنی لیگ 84-85 اصلا کمانی نداشت که در چنته باشد یا نباشد! او در آغاز آن فصل با گلهایی که به تیم العین زد جای پای خود را در کشورهای عربی یعنی همان جایی که از رفتن به آنجا نفرت داشت محکم کرد اما به یکباره پس از بازیهای مقابل العین آرش آن برهانی شد که باز هم فقط افسوس نصیبمان میکرد. چه شد که برهانی در دو بازی برابر العین شد آن آرش رویایی شد و چه شد پس از آن بازیها بازهم شد مایهی عذاب نمیدانیم! یا بهتر بگوییم نمیخواهیم بدانیم! اما هرچه بود دیگر آن روندی را که معتقد بودیم آرش را به اروپا و تیم مورد علاقهی او یعنی آرسنال میرساند دیگر در او ندیدیم. گمان میکردیم با آمدن یک مربی بزرگ به نام دنیزلی به پاس آرش از آن سیر قهقرایی که در حال طی کردن است نجات یابد اما ستارهی سابق شمارهی 10 سبز قبایان چنان در پیمودن این مسیر مصمم بود که از دست مرد ترک هم کاری بر نیامد وحتی کار به جایی رسید که او را بر روی نیمکت پاس ببینیم....و این نهایت درد بود و شاید نقطهی خاتمهی مهاجمی که قصد داشت به آرسنال برود.
برهانی که توانایی دریبل زدن هرکسی را داشت در راه رسیدن به موفقیت نتوانست یک مدافع را دریبل زند و آن مدافع کسی جز برهانی نبود که با تمام توان سد راه موفقیت آرش کمانگیر فوتبال ایران شد. سوال مهم در رابطه با او در آن زمان این بود، آخرین بازی خوبی که از آرش دید چه زمانی بود؟ شاید همین سوال بود که ذهن مسوولان باشگاه پاس را تا مدتها به خود مشغول کرد و آنها جوابی برای آن پیدا نکردند تا سرانجام قصد کنند مهاجم خود را راهی آن سوی آبهای خلیجفارس کنند. و این بزرگترین شکست برای آرش برهانی است که قصد داشت روزی پیراهن توپچیهای لندن را برتن کند اما اکنون باید پیراهن النصر امارات را میپوشید. یاد آن روز به خیر که اکبر غمخوار مدیر عامل آن زمان پرسپولیس در توصیف برهانی گفت: قصد خرید آرش برای پرسپولیس را داشتم که آقای آجرلو گفت یک چک به مبلغ یک میلیارد تومان! بکش و رضایت نامهی برهانی را بگیر. چه بر سر آن آرش آمده است که امروز بر سر نخواستن او جنگ و جدل شکل گرفته است. برهانی به امارات یا همان بهتر تنبل خانهی فوتبالیستهای ایرانی رفت تا سیر قهقرایی خود را با سرعت بیشتری طی کند. خداروشکر کسی در امارات زیاد پیگیر فوتبال او نشدند تا بدانند مهاجم چند میلیون دلاری النصر هر هفته مایهی عذاب هواداران را فراهم میکند و آنقدر توپ خراب میکند تا صدای همه را در آورد. اوج تحقیر برای او زمانی بود که باشگاه النصر اعلام کرد که دیگر برهانی را نمیخواهد و حاضر به دیپورت این مهاجم کرمانی است...!!
آخرین باری را که آرش به تیم ملی دعوت شد به خاطر دارید؟! بازیهای ضعیفی که از او در دوحه و به همراه تیم ملی امید دیدیم، ما را متقاعد کرد که چرا برهانی که روزی هیچ مدافعی از بزرگترین آنها در ایران گرفته تا آسیا، قادر به مهار او نبودند، اینطور باید از سوی هواداران یک تیم درجهی چندمی اماراتی، طعم حقارت را بچشد. در هر صورت هرچه بود امروز آرش با 24 سال سن به ایران باز میگردد. شاید روزی از هواداران تیم اماراتی ممنون شویم که برای جوان گریز پای فوتبال ایران یک توفیق اجباری را فراهم کردند و با بازگرداندن او به ایران سبب شوند آرش یک تحول اساسی در خود به وجود آورد و راه نزولی خود را تغییر دهد. آرش برهانی قدر خود را ندانست... او خود خوب میداند که با خود چه کرد که امروز به جای رسیدن به ورزشگاه الامارات آرسنال باید باردیگر راه ورزشگاه دستجردی تهران را در پیش گیرد. او از نظر فنی هیچ چیز نه از آن دو تیموریان کم داشت و نه از نکونام و کریمی... او فقط قدر خود را ندانست و بس، تا امروز این باشد.
امیدواریم آرش زمانیکه با خود خلوت میکند، برخلاف ظاهر که همیشه اشتباهاتش را انکار کرده است بیاندیشد که چه اشتباهاتی را داشته است تا با جبران آنها رسیدن به هدفهایش که برای او که هنوز بسیار جوان هم هست فراهم کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 12:16 توسط سعید قرایی |
|
|
این مس یک چیز کم دارد پس از دیدن چند بازی ناامید کننده از مس در برابر تیمای پاس، پیکان، فولاد و سایپا، بازی در برابر استقلال تهران در ورزشگاه آزادی باردیگر احترامها را به سوی تیم نادر دستنشان جلب کرد. آنجا که صنعت مس در مقابل 15 هزار تماشاگر استقلال، و در برابر شاگردان مرفاوی که قصد اشتند با پیروزی در این هفته خود را از بحران خارج کنند، مردانه جنگید و نگذاشت استقلالیها به هر شکل، حتی به صورت ناعادلانه دور رفت امتیاز کامل بازی را از آن خود کند و آنقدر دوید تا سرانجام در اولین مصاف لیگ برتری خود در ورزشگاه آزادی با دست پر زمین را ترک کند. بازی محکم و جسورانه مس ، تمجید همه را برانگیخت اما همه در کنار مثبت ارزیابی کردن بازی مس در برابر استقلال به یک نقطهی ضعف هم اشاره میکردند و آن نبود خلاقیت در بازی صنعت مس بود. این اشاره فقط منوط به این بازی نمیشود که در اکثر بازیهای مس در این فصل ما آنرا به چشم دیدهایم و آن نبود یک هافبک خلاق و بازیساز در میانهی زمین مس است که در زمان هجوم همچون یک ژنرال تیم را رو به جلو هدایت کند. خلاء این بازیکن در کنار فرزاد حسین خانی در مرکز زمین بدجور در چشم همه میزند. بازیکنی که در کنار حسین خانی و زمانیکه او بیشتر رو به عقب کار میکند تا بازی حریف را خراب کند، بتواند مهاجمان را به خوبی تغذیه کند، به خصوص مهاجمان تند و تیزی مثل میرقربانی و عبدالزهرا. وجود این بازیکن در سیستمی که دستنشان به زمین میفرستد و در آن اعتقاد کمتری به استفاده از کنارههای زمین و استفاده از سانتر از جناحین دارد، به عنوان یک نبض تپنده یک امر حیاتی است. یعنی بازیکنانی مثل لمپارد، دکو، اسکولز در سطح اول جهان و یا بازیکنانی مثل کریم باقری در سالهای دور، علی کریمی، مجتبی جباری، نکونام و... در کشور که وظیفهی میدانداری را برای تیمهای خود دارند. ما در صنعت مس تجربهی استفاده از این دسته بازیکنان را داریم و آنزمانی بود که حمید شرفی در اوج اگر مس اکنون نمیتواند تیم خود را از میانهی زمین به زیبایی بازیهای فصل قبل باز کند تنها به این دلیل بازمیگردد که دو هافبکهای میانی این تیم، که در مرکز زمین قرار میگیرند بیشتر تمایل به عقب گرد و حضور در زمین خود و جلوگیری از بازیسازی تیم حریف دارند تا خود علاقهمند به این باشند که برای بازیکنان نفوذی خود بازیسازی کنند. و شاید همین دلیل است که به همان اندازه که خط دفاع مس خوب کار میکند، خط حملهی این تیم درخشش نداشته باشد و یا همه تیم دستنشان را به ارایهی بازی بسته متهم میکنند. شرفی باید خود را هرچه زودتر به مرز آمادگی نزدیک کند تا هرچه زودتر این منطقه همانند فصل گذشته تبدیل به یکی از نقاط قوت تیم شود. مگر اینکه خود شرفی علاقهمند به این نباشد که خود را همان ستون اصلی تیم کند که در این صورت باید چارهی دیگری اندیشید. در بازی برابر استقلال و یا بیشتر بازیهای مس در این فصل شاهد بودیم یکی از بازیکنان میانی مس در مسلما در بازیهایی که از مس دفاع میخواهیم همانند بازی با استقلال، این تیم میتواند ماموریت خود را به بهترین شکل انجام دهد اما مشکل مس میماند برای بازیهایی که حمله و هجوم میخواهد. آن زمان است که کمبود مس در میانهی زمین احساس میشود تا باردیگر حسرت نبودن یک حمید شرفی آماده را بخوریم. البته بر روی نیمکت مس بازیکن جوانی همچون یاشار خلیلی هم وجود دارد که او میتواند جور غیبت بازیسازان مس را بکشد. او در بازیهای جوانان آسیا در این منطقه خیلی خوب وظیفهی بازیسازی را انجام میداد. اگر دستنشان به او بیشتر بها دهد میتواند در زمانهایی که او به جای دفاع نیاز به هجوم دارد از این جوان کرمانی بیشتر سود ببرد و البته نتیجهی آنرا هم ببیند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 12:18 توسط سعید قرایی |
|
|
فاجعه در کمین تماشاگران سیرجانی هنوز از خاطرمان نرفته است که با سهلانگاری مدیران و برنامهریزان، چگونه جان هشت نفر از تماشاگران بازی تیمهای ایران و ژاپن گرفته شد. هنوز در یادمان هست چگونه در اثر فقر و بیامکاناتی کشور در سال 1381 و در جریان بازی تیمهای پرسپولیس و شموشک در اثر فرو ریختن ورزشگاه شهید متقی نوشهر به چه شکل نزدیک به ده نفر کشته شدند تا پس از همهی این جریانات آوار بر سر ورزش کشور خراب شود. این هفته یکی از حساسترین رقابتهای ورزشی کشور در سیرجان برگزار میشد. رقابت والیبال بین تیمهای پیکان و گلگهر سیرجان آنقدر حساسیت داشت تا نگاه جامعهی ورزش کشور به سمت سیرجان و سالن امام علی این شهر معطوف شود. اما فارغ از نتیجهی شیرینی که در این رقابت به دست آمد و بازی بزرگ به سود سیرجانیها خاتمه یافت تا یک استان از این نتیجه شادمان شود، اتفاقات تلخی در جریان این رقابت به وقوع پیوست که عدم جلوگیری از آنها، میتواند در آیندهی نه چندان دور فجایعی را از آن دسته اتفاقاتی که در ورزشگاه متقی نوشهر و آزادی تهران دیدیم در این نقطه رقم بزند. این هشدار زمانی جدیتر میشود که بدانیم در جریان مسابقهی کشتی هفتهی قبل تیمهای آنچه که ما در سیرجان دیدیم مشخص بود بهدلیل رقابت فشردهای که دو تیم بیشکست لیگ برتر والیبال کشور یعنی تیمهای پیکان و گلگهر در سیرجان داشتند شرایط این بازی متفاوتتر از قبل باشد. از همین رو گمان میرفت برای این بازی برنامههای ویژهتری در نظر گرفته شده باشد تا شرایط این رقابت تا حدود زیادی آرمانی شود که بهدلیل نبود این برنامهریزیها، جو فوقالعاده متشنجی در کنار این سالن برپا گشت. سالن 3 هزار نفری امام علی سیرجان در ساعت 13 بعدازظهر تکمیل شد، در حالیکه بازی میبایست در ساعت 16 آغاز گردد. از این ساعت دو درب ورودی کوچک سالن بسته شد تا جمعیتی در حدود شش هزار نفر پشت درهای بسته باقی بمانند. این جمعیت برای ورود به سالن در چند نوبت با نیروی انتظامی به شدت درگیر شد که نیروی انتظامی مجبور به استفاده از اسپریهای اشکآور و باتوم برقی خود شد و در مقابل تماشاگران نیز با پرتاب سنگ و آجر به سوی نیروی انتظامی واکنش خود را نشان دادند. سرانجام پس از درگیری شدید بین تماشاگران ایستاده پشت در و نیروی انتظامی، عدهای از تماشاگران خود را به پشت یکی از ورودیهای سالن رساندند و این درب آهنی را از درون دیوار از جای در آوردند!!. در این لحظه که هنوز بازی آغاز نشده بود ناظر فدراسیون منتظر ماند تا در صورت هجوم تماشاگران به سالن، بازی را تعطیل کند که نیروی انتظامی با استفاده از شلنگ، تسمه و باتوم و اسپریهای اشکآور به سرعت خود را مقابل آن درب رساند تا از ورود تماشاگران ممانعت کند. که در این لحظه تماشاگران اقدام به شکستن شیشههای ورودی سالن کردند و با نیروی انتظامی درگیر شدند که با دستگیری برخی از این افراد، جمعیت متفرق شد. با اضافه شدن یگان ویژه به نیرویهای داخل ورزشگاه باردیگر کنترل برقرار گردید. با شروع بازی زمانیکه برخی از مقامات تیم پیکان به همراه برخی از خبرنگاران قصد داشتند از درب ویژه به جایگاه راه یابند با جلوگیری برخی از نیروهای لباس شخصی موفق ورود به سالن نشدند تا قبل از موعد سیرجان را ترک کنند! هرچند از آمار رسمی مجروحین این اتفاقات آمار دقیقی مخابره نشده است اما شاهدان عینی از وجود برخی مصدومین در اثر هجوم جمعیت و درگیری با نیروی انتظامی خبر میدادند. همچنین آمار دقیقی از تعداد نفرات بازداشتی این حادثه نیز اعلام نشده. به هرحال برگزاری مسابقه و عدم لغو آن سبب شد این اتفاقات خوشبختانه جنبهی کشوری پیدا نکند. چراکه هفتهی قبل دیدار تیمهای کشتی گلگهر و راه آهن خراسان بهدلیل هجوم تماشاگران سیرجانی به داخل زمین و شکستن دوربین و تلویزیون داوران نیمه کاره باقی ماند تا این تیم سیرجانی با محرومیت تماشاگرانش هم مواجه شود. همهی این رویدادهای انجام گرفته ظرف یک هفته نشان میدهد که فاجعه در کمین تماشاگران سیرجانی قرار دارد. ضعف مدیریتی باشگاه در راه به وجود آمدن این اتفاق میتوان یکی از دلایل آنرا به ضعف مدیریتی باشگاه ارتباط داد. زمانیکه باشگاه گلگهر برای این بازی مهم کارت ویژهای را برای میهمانان و خبرنگاران صادر نکرد، نگرانی را در دل همه ایجاد کرد که در نهایت این نگرانی با ضرب شتم کمال جوانمرد رییس ادارهی کل تربیت بدنی استان برای ورود به ورزشگاه و سایر میهمانان و عدم اجازه ورود به خبرنگاران این ضعف آشکار گردید. البته گمان میرفت مدیریت باشگاه گلگهر با خرید حق پخش مستقیم این بازی از تلویزیون، و با نمایش زنده این بازی مهم از شبکهی استانی از هجوم تماشاگران بکاهد که این امر نیز صورت نگرفت. همچنین در و در نهایت یک ضعف بزرگ برای مدیریت باشگاه و کارخانهی گلگهر و به طور کل مجموعهی ورزش استان... چرا شهری همانند سیرجان که سه تیم در رقابتهای لیگ برتر دارد نباید از یک سالن مناسب برخوردار باشد؟! همهی این اتفاقات و حوادث تلخ تنها یک علت دارد و آن کمبودهایی است که سالن ورزشی امام علی دارد. اکنون که سیرجان از لحاظ فنی تیمهایی دارد که میتواند نزدیک به هفت تا هشت هزار نفر را به سالن بکشاند، از لحاظ سخت افزاری بسیار فقیر است تا در بازیهای بزرگ، به این شکل با مشکل مواجه شود. برای اینکه از این دست اتفاقات و یا حوادثی تلختر از این روی ندهد، دو راه پیش روی مسوولین قرار دارد. یا اینکه تیمهای خود را به قدری ضعیف کنند تا همانند تیم بسکتبال گلگهر تماشاگران را از خود فراری دهد و یا اینکه سالن و ورزشگاهی در خور شان تیمها و مردم سیرجان بسازد. که با توجه به بنیهی مالی خوبی که از کارخانهی گلگهر سراغ داریم ، توصیه میکنیم راه دوم را برگزینند تا خیانتی به مردم سیرجان و استان نشده باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 12:27 توسط سعید قرایی |
|
|
چرا دوست نداری جذاب شوی...؟!! عیسی بلوکات کارگردان باسابقه برنامه های ورزشی کشور در یکی از صحبت های خود از تیتراژیک برنامه ورزشی به عنوان یکی از شناسه های اصلی آن برنامه برای معرفی خود یاد کرده بود و برای ساخت آن به سایر کاگردانان ورزشی توصیه جدی کرده بود. هر برنامه ای با تیتراژخاص خود شروع می شود و برای ساخت آن باید به دنبال این نکته بود که مخاطبان آن برنامه چه کسانی هستند و از آن چه می خواهند. در برنامه های ورزشی مسلما افرادی منتظر شروع برنامه هستند که به دنبال یک برنامه هیجان انگیز و پر از انرژی هستند که دوست دارند آن برنامه از همان ابتدا یعنی از آن زمانی که تیتراژ برنامه بر روی آنتن می رود آن حس را به ورزش دوستان تلقین کند. در برنامه های ورزشی کشور آنچه که مشخص است بی توجهی عوامل ساخت بر روی همین عنوان برنامه و یا تیتراژ است که در برنامه های مختلفی بی توجهی بر روی آن را می توان به وضوح دید. به عنوان مثال تیتراژ برنامه فوتبال برتر که به پخش فوتبال های زنده لیگ برتر ایران اختصاص دارد ، مسلما میلیون ها بیننده را پیش روی خود می بیند که منتظر نود دقیقه هیجان هستند ، اما زمانی که می بینند این برنامه با یک عنوان تکراری که نزدیک به چهار سال از ساخت آن می گذرد شروع می شود مسلما نمی توانند با این برنامه و به تبع آن با مسابقه ای که می خواهد نمایش دهد ، آن ارتباط مطلوب را برقرار کنند. آن ها زمانی که می بینند هنوز در این برنامه باید نیکبخت را پیراهن استقلال مشاهده کنند و یا بهمن طهماسبی با پیراهن پیکان مشغول هد زدن می باشد و یا پژمان جمشیدی با پیراهن شماره ده پرسپولیس مشغول خوشحالی است به یاد سریال های تکراری می افتند که معمولا ظهرهای جمعه از تلویزیون پخش می شود و همه را از جلوی تلویزیون می پراند. باید از دست اندرکاران این برنامه که در تلاش هستند به عنوان یک رقیب جدی برای برنامه نود مطرح شوند ، پرسید بعد از گذشت چهار سال دیگر نمی توانند همانند سال اولی که این تیتراژ ساخته شد یک عنوان مناسب که باعث پرشور تر شدن برنامه و بازی می شوند ، یک تیتراژ مناسب بسازند؟
به تبع این برنامه عنوان های برنامه هایی مثل ورزش و مردم و رخصت هم در پایین ترین کیفیت ممکن به سر می برد. و این در حالیست که هم اکنون استفاده از زیبا ترین آهنگ های "دی جی" و یا اکسیژن در تلویزیون آزاد می باشد ( همان آهنگ هایی که در برخی برنامه های مستند پیرامون قرص های اکستازی انواع و اقسام اهانت ها علیه سازندگان آن ها می شود اما می بینیم در برنامه بعد به عنوان آهنگ اصلی برنامه از آن استفاده می شود!!) و با استفاده از این دست آهنگ ها و قرار دادن تصاویر هیجان انگیز ورزشی همراه با استفاده از تکنیک های کامپیوتری باید راحت ترین کار ممکن برای برنامه سازان ورزشی جهت جذاب تر شدن برنامه و جذب هرچه بیشتر بیننده باشد که متاسفانه بنا به دلایل نا معلوم کاگردانان ما از آن دوری می کنند. در حال حاظر شاید عناوین برنامه های نود و دایره طلایی یک استثنا باشد که به شکل بسیار جذابی ساخته می شوند و در آغاز هر سال با تصاویر جدید خود را به روز می کنند تا برخی از بینندگان به خاطر دیدن این عنوان توجه هرچه بیشتری به این برنامه ها کنند. همچنین عنوان جذاب برنامه "یک جهان یک جام" که ویژه پخش بازی های جام جهانی بود و "وله" ورزشی شبکه خبر که پس از اخبار ورزشی آن پخش می شود به عنوان کارهایی موفق در این زمینه نام برد. این برنامه ها نشان می دهند هستند کسانی که با شناخت سلیقه بینندگان به ساخت موفق این برنامه ها اقدام کنند. ساخت تیتراژهای زیبا در بین شبکه های مختلف ورزشی جهان حتی تبدیل به یک میدان رقابت برای آن ها شده است که هرکدام از آن ها با صرف هزینه های کلان بازیکنان و ورزشکاران بزرگ دنیا را وارد این عرصه می کنند تا گوی سبقت را از رقیبان خود بگیرند. با کمی توجه به برنامه های شبکه دبی اسپرت اهمیت این قسمت از برنامه ها را بیشتر درک می کنیم. در حال حاظر برنامه های ورزشی کشور در این زمینه از ضعف مشهودی رنج می برند که باعث سرخوردگی بیننده می شود. خوشبختانه آنقدر تصاویر و آهنگ های هیجان انگیز در عرصه ورزش وجود دارد که دست کارگردانان ما در این زمینه باز باشد و کمبودی از این حیث نداشته باشد. منتها برای ساخت آن یک کارگردان با سلیقه را می طلبد که برای ساخت آن توجیه باشد. نه آنکه بر روی تصاویر مسابقات فرمول یک از آهنگ های زورخانه ای استفاده کند!! در راستای همین امر ، برنامه ورزشی شبکه پنج استان نیز که بازی های صنعت مس را در لیگ برتر پخش می کند ، نتوانسته است یک تیتراژ جذاب را برای خود تدارک ببیند. عنوان این برنامه آقدر کوتاه و بی محتوا هست که هیچکس متوجه نمی شود این برنامه اختصاص به پخش یک رویداد مهم برای مردم استان که همان بازی مس در لیگ برتر است دارد. البته در این زمینه تقصیری متوجه برنامه سازان کشوری نیست چراکه فرهنگ رقابت در ای زمینه در میان کارگردانان کشوری جا نیفتاده است. البته وقتی می بینیم دکور این برنامه نیز به شکلی کاملا مبتدیانه طرح ریزی شده است بیشتر پی می بریم که سیمای کرمان برای حرفه ای شدن در عرصه ورزش حالا حالاها کار دارد. این را از روی آرم خبرگزاری می گوییم که در پشت سر میهمانان برنامه برروی عکس یکی از بازیکنان مس درج شده است!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:6 توسط سعید قرایی |
|
|
مس محكم مثل آهن استقلال: وحيد طالبلو، محمود فكري، امير حسين صادقي، پيروز قرباني، علي انصاريان (داسيلوا) ميثم بائو، امير طالب نسب (مجتبي جباري)، فرزاد مجيدي (محمد نوازي)، بهشاد ياورزاده، مرتضي هاشمي، علي عليزاده مربي: صمد مرفاوي صنعت مس: عباس محمدي، حسين تلقيني، ابراهيم تقي پور، محسن زاهدي، عليرضا دقاقله، شاهين خيري، محمود پوراسدالله (حميد شرفي)، علي قرباني (علي مولايي)، آدريانو آلوز، علي عبدالزهرا (امير الوندي) رسول ميرطرقي مربي: نادر دستنشان داور: مسعود مرادي، جواد تقي پور، محمد معتمدي فر كارت زرد: انصاريان، مجيدي، ياورزاده، عليزاده (استقلال)، محمدي، زاهدي، قرباني، ميرطرقي (مس) جمعه 13 بهمن 1385، ورزشگاه: آزادي تهران، هفتهی هفدهم ليگ برتر فوتبال كشور، هوا: ابري، تماشاگر: 10 هزار نفر دقيقهی 1 تا 25: محمدي آزموده شد استقلال خيلي دوست داشت در اين بازي برنده باشد، چون سايپا در كرج برابر فولاد پس از مدتها امتياز داده بود و اين فرصت را در اختيار آنها ميگذاشت كه خود را به صدر جدول نزديكتر كنند. آنها ميدانستند با عدم كسب امتياز كامل بازي هفتهی دشواري را سپري خواهند كرد، چراكه رقيب سنتي قرمز آنها در شيراز پيروز شده بود و در صورت عدم انجام اين كار توسط استقلال در تهران، آبيها يك دقيقهی 25 تا 45: غافلگيري از نوع مسي در قسمت دوم بازي مس جسورانهتر بازي كرد. عبدالزهرا به خط حمله اضافه شد و هافبكهاي مياني م دقيقهی 45 تا 70:جباري باطري استقلال با شروع نيمهی دوم بازي استقلال تحت تاثير حضور مجتبي جباري در زمين، نظم بيشتري به خود گرفت. پاسها باعث شد استقلال در زمين مس روانتر كار كند و حملات اين تيم از قلب دفاع مس خطرناكتر دنبال شود. جباري همانند يك باطري براي استقلال سبب شد مجددا اين تيم با شروع نيمهی دوم از سكون نيمهی اول خارج شود و بارديگر توپ را بيشتر در زمين مس بچرخاند. در طرف ديگر مدافعان استقلال يك روز پر اشتباه را سپري ميكردند. آنها در اين دقايق نزديك به شش توپ را در زمين خود به بازيكنان مس تقديم كردند تا اين تيم كامل زير فشار قرار نگيرد و هراز چند گاهي در زمين استقلال آفتابي شود. البته نبايد از بازي فوقالعاده آلوز در اين دقايق گذشت كه با حضور دایمي خود در زمين استقلال و دوندگي بالاي خود و فشار به بازيكنان آبيپوش كه سبب ميشد شاگردان مرفاوي به طور كامل در زمين مس نباشند. دقيقهی 70 تا 90: اين مس خيلي محكم بود و سر انجام 20 دقيقهی پاياني بازي... استقلال كه خود را در معرض كسب يك تساوي خانگي ديگر ميديد، براي آنكه در پايان بازي شعارهاي حيا كن و رها كن و بيغيرت نميخواهيم...!! توسط تماشاگران سر داده نشود يكپارچه حمله شد. اما آنها نميدانستند خط دفاع مس پس از مدتها بارديگر شرايط ايدهآل خود را پيدا كرده است و تقريبا بدون اشتباه مجال گلزني را به بازيكنان استقلال نميدهد. البته فراموش نكنيد كه خط حملهی استقلال هم يكي از ضعيفترين دوران خود را سپري ميكند و مهاجمان اين تيم حتي توان گلزني در مقابل دروازه خالي را نيز ندارند. در دقايقي كه استقلال |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 14:22 توسط سعید قرایی |
|
|
راه دوم سنگلاخی تر از راه اول نصف راه را در جاده اول پشت سر گذاشت و از برخوردهایی که با او شد فهمید که توانسته است در این راه چشم های دوخته شده به خود را تا حدود زیادی راضی کند و او این را از نگاه رضایت بار آن ها درک کرد. او خیلی دوست دارد در پایان نصف راه بعد که به اتمام مسیر اول ختم می شود همین نگاه را مجددا به خود ببیند که اگر او هدفی چنین داشته باشد باید تلاش و انگیزه ای فراتر از آنچه داشته باشد که در نیمه اول راه داشت ، چراکه در مسیر پیش رو راه برای او بس ناجوانمردانه سنگلاخ تر از قبل می باشد. آیا او کفشی را که تا پایان راه پاهای او را از زخم بوته های خار ، سفتی جاده ، سنگ های عذاب دهنده و... حفظ می کند را پیدا خواهد کرد؟! اگر قرار باشد شماره پاهای او نسبت به مسیر اول کوچکتر نشود لاله های نارنجی کویر ، دومین مرحله آزمون خود را در حالی انجام می دهند که باید هشت بازی را در این مقطع دور از خانه و در غربت انجام دهند و برای هفت بار در حضور هوادارنشان در خانه خود به زمین روند. البته اگر بازی با پاس را از این تعداد به علت محرومیت تماشاگران کرمانی کم کنیم و قرار باشد کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بازهم از این دسته تصمیمات برای تیم کرمانی بگیرد این تعداد کمتر هم خواهد شد. همانطور که به صورت ادیبانه هم بیان شد مس در نیم فصل دوم برای برگزاری بازی های خود کاری به مراتب دشوار تر از نیم فصل اول دارد ، چراکه تیم ها از این دور با تمام توان به زمین می آیند تا اگر خطر سقوط را احساس می کنند خود را از پایین جدول بکنند و اگر می بینند که می توانند در پایان فصل خود را به تیم های صدر جدول نزدیک تر ببینند ، تمام امتیازات بازی را کسب کنند تا به این هدف خود برسند. تیم ها اکنون شناخت بیشتری نسبت به هم دارند و این بر سختی بازی هامی افزاید. به طور اجمالی روند بازی های مس در نیم فصل دوم را از بعد از بازی با پاس بررسی می کنیم. استقلال – صنعت مس اولین بازی که یک تیم کرمانی در جریان رقابت های لیگی در ورزشگاه آزادی به مصاف یک تیم تهرانی می رود. این اتفاق قبلا در جریان رقابت های حذفی برای مس رخ داده بود و این تیم در سال 1380 و در یک روز برفی آزادی ، در این ورزشگاه به پیکان 1 بر 0 باخته بود ، اما این برای اولین بار است که در جریان رقابت ذوب آهن- صنعت مس رسول کربکندی که پس از مدت ها آماج تیرهای منتقدان قرار گرفته بود و حتی تیغ اخراج را هم بر گردن خود احساس کرده بود ، قول داده است که در نیم فصل دوم تیم را دگرگون کند و ذوب آهن از آغاز نیم فصل دوم همان تیم سال های اخیر لیگ باشد که در خارج از خانه هم به حریفان باج نمی داد چه رسد به داخل خانه... صنعت مس با این شرایط باید دومین بازی متوالی خارج از خانه خود را برابر حریف بازی کند. در بازی دور رفت هم که با نتیجه مساوی 1 بر1 تمام شد برتری تیم اصفهانی محسوس بود. این تیم در خانه معمولا خوب بازی می کند ، هر چند نتایج خوبی نمی گیرد. با این حال باید دید که مس روند نیم فصل اول خود که همان گرفتن امتیاز از تمام تیم های شهرستانی حتی در خانه بود را تداوم می بخشد؟ صنعت مس – فجرسپاسی دعا می کنیم که بازیکنان مس همانند بازی خانگی نیم فصل اول برابر فولاد در کرمان ، این بازی را دست فولاد – صنعت مس به احتمال فراوان یکی از دشوار ترین بازی های مس در نیم فصل دوم خواهد بود. فولاد که همینک مربی اسپورتینگ لیسبون را جذب کرده است تا در لیگ برتر فصل آینده خود را حفظ کند ، قطعا از نیم امتیاز هم به راحتی نخواهد گذشت ، چه رسد به سه امتیاز بازی های خانگی خود. مسلما در هفته چهارم هم مربی بادانش فولادی ها نسبت به جو لیگ برتر و تیم های حاضر در آن شناخت خوبی را کسب کرده است و با تمام توان برابر مس به میدان خواهد رفت. فولاد یکی از آن تیم هایی بود که مس در نیم فصل اول هرگز خاطره خوشی از بازی برابر آن ها ندارد. صنعت مس – صباباطری و بازهم صباباطری به کرمان می آید... آخرین باری را که آن ها به کرمان آمدند را به خاطر دارید؟ آن زمانی که مشت مدیر عامل آن زمان مس در بازی برابر آن ها تا یک ماه و اندی سوژه رسانه ها بود. امیدواریم ملوان - صنعت مس بازی دور رفت بربر ملوان یکی از شیرین ترین خاطرات کرمانی ها بود. یعنی آن روزی که صنعت مس در کرمان با وجود ده نفره شدن موفق شد با گل میرقربانی کشتی ملوانان را سوراخ کند. مسلما کرمانی ها دوست دارند در پایان بازی برگشت دو تیم هم همین اتفاق رخ دهد اما می توان حداقل به این امر مطمئن بود که این اتفاق به راحتی دور رفت رخ نخواهد داد. علت آن را هم می توان در ورزشگاه ملوانان دانست که معمولا قتلگاه تیم های بزرگ بوده است. ملوانان هم همانند فولادی ها دوست ندارند برای رفتن به لیگ پایین تر چمدان های خود را ببندند از این رو در این بازی خانگی برای رسیدن به امتیاز کامل هر کاری می کنند. درست همانند بازی رفت که مس در کرمان برای رسیدن به پیروزی همه رقم تلاش خود را کرد تا در نهایت با وجود یک یار کمتر به آن برسد. البته در این شکی نیست که توان مس نسبت به قوی سفید انزلی چه در آن بازی و چه در بازی پیش رو بیشتر بوده است. صنعت مس – راه آهن سرانجام قسمت شد که اکبر میثاقیان به کرمان بی آید. البته این اتفاق قبلا رخ داده بود و او به همراه شموشک به کرمان آمده بود اما در آن روز ها قرار نبود که اکبر میثاقیان با مبلغ هنگفت به کرمان بی آید و او در نهایت کرمانی ها را قال بگذارد... هرچند این اتفاق در نهایت با آمدن نادر دست نشان به جای او به کرمان به نفع فوتبال کرمان تمام شد! راه آهن که با تعویض مربی خود نتایج خود را هم عوض شده دید مسلما آن تیم راحت نیم فصل اول که اجازه داد مس تمام امتیازهای بازی خارج از خانه را به حساب خود بریزد نیست. این تیم نحوه بازی خود را پیدا کرده است از این رو بازیکنان مس باید ذهنیت سابق خود را نسبت به این تیم پاک کنند. دیدن عکس العمل های اکبر آقا از نزدیک در این بازی هم می تواند بر جذابیت های آن بی افزاید. هرچند در این هفته تمام حواس لیگ معطوف دربی بزرگ تهران و نبرد پرسپولیس و استقلال است. پرسپولیس – صنعت مس یک بازی بزرگ دیگر از مس در ورزشگاه آزادی... همه چیز این بازی تحت تاثیر بازی هفته قبل پرسپولیس صنعت مس – ابومسلم در این هفته ها جایگاه دو تیم در جدول تا حدود زیادی تثبیت شده است. اگر فرض بگیریم که جایگاه دو تیم همینی است که اکنون هست به احتمال فراوان باید منتظر تکرار نتیجه دور رفت بود. دو تیم کاملا شبیه به هم بازی می کنند یعنی یک بازی کاملا درگیرانه که نمی تواند بازی تماشاگر پسندی را در ورزشگاه رقم بزند. همانطور که در بازی رفت دو تیم هم همین اتفاق رخ داد. البته این ابومسلمی که به کرمان می آید خداد عزیزی را به عنوان سرمربی بر روی نیمکت خود می بیند و این شاید در ساختار فوتبال این تیم تغییر ایجاد کرده باشد. تغییری که سبب شود بازی دو تیم روند متفاوتی پیدا کند. البته فراموش نکنید عزیزی در دور رفت در مشهد چه هوچی گیری هایی را از خود به نمایش گذاشت تا او چهره محبوبی ر این هفته در کرمان نباشد. برق شیراز – صنعت مس دکتر ذوالفقارنسب که از میزبانی کرمانی ها در بازی دور رفت بسیار گلایه مند بود مسلما در این هفته هرگز دوست ندارد میزبان خوبی برای مس باشد. از این رو برای اینکه جبران شکست تلخ دور رفت خود را صنعت مس- سپاهان احتمالا تا زمان فرا رسیدن این بازی ، سپاهان در کوران مسابقات باشگاه های آسیا قرار گرفته است و این تیم مجبور است که در بازی های داخلی از تمام توان خود استفاده نکند تا انرژی خود را برای آن رقابت های سنگین حفظ کند. از این رو شاید زرد پوشان اصفهانی را در کرمان نه بسان همیشه قدرتمند ببینیم. با این حال اگر وضعیت جدول به همین شکل تداوم یابد جدال با این تیم برای صعود به رده های بالایی بسیار نفسگیر خواهد بود چراکه به احتمال فراوان دو تیم با امتیازهای نزدیک به هم برابر یکدیگر صف آرایی خواهند کرد. کسب این سه امتیاز خانگی می تواند مس را در رده های بالایی جدول قرار دهد. استقلال اهواز- صنعت مس توصیه ما به بازیکنان مس این است که در این بازی یکی از کلاغ های کرمانی را با خود به اهواز ببرند تا به عنوان یابود به فیروز کریمی تقدیم کنند تا او مصاحبه به یاد ماندنی خود را در کرمان از خاطر نبرد. مس در این بازی هم یکی دیگر از بازی های سخت خارج از خانه خود را تجربه می کند به خصوص اینکه اهوازی ها در صدد هستند انتقام شکست سنگین خود را در کرمان و شادی های جالب گلزنان مس در آن بازی را بگیرند. به خاطر اتفاقات بازی رفت احتمالا مس روز سختی را از لحاظ مسایل حاشیه ای در اهواز سپری خواهد کرد. صنعت مس- پیکان سوال در یک هفته مانده به پایان رقابت های لیگ برتر این است... آیا مس موفق می شود گربه سیاه خود را در رقابت های این فصل اینبار در کرمان بکشد؟! پیکان که هر چه قدر فصل قبل و در رقابت های لیگ ی
سایپا – صنعت مس اگر سایپا در کورس قهرمانی باشد و اگر تا هفته های قبل همانند دور رفت قهرمانی خود را مسجل نکرده باشد ، مس در این هفته در کانون توجهات قرار دارد ، چراکه به هر حال این تیم با بازی این هفته خود می تواند نقش مهمی را در حل معادله چند مجهولی تعیین قهرمانی لیگ ایفا کند. مس در این هفته اینبار در کرج به مصاف شاگردان دایی می رود تا شاید در هفته آخر لیگ یک شگفتی بزرگ را رقم بزند. به هر حال همه این ها احتمالاتی بود که در بازی های دور برگشت لیگ ممکن است برای مس رقم بخورد. اما تمام هواخواهان لاله های کویر دوست دارند چه این احتمالات برآورده شود و چه نشود ، حاصل آن باشد که همانند پایان دور رفت در پایان این دور هم این کرمانی ها باشند که از حاصل خون دل خوردن های خود ، از اضطراب ها و هیجان های بسایری که به پای تیم خود ریخته اند راضی باشند تا فریاد آن ها برای کشیدن هورا به افتخار مس بیهوده به هوا نرفته باشد.... شما گمان می کنید مس در پایان این دور در چه رتبه ای ایستاده باشد؟ و آیا لشکر نادر خان می تواند باردیگر مردم دیارش را راضی کرده باشد؟ تا پایان فصل...کسی چه می داند؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 0:28 توسط سعید قرایی |
|
|
چون قدم بر خاک خونین داشتی بذر غیرت در زمین می کاشتی زهر عشق حق بهم داویختی در رکوعت می به ساغر ریختی قبله تو عشق و مستی و قتلگاه این مشایخ قبله هاشان بر گناه! سجده بر پست و ریاست می کنیم با خدا هم ما سیاست می کنیم! کو نشانی که شما اهل دلید؟ جملگی تان بر نماز با طلید می چکد شک بر سر سجاده ها وای از روزی که بر افتد پرده ها ما خدایان زیادی ساختیم مال مردم را به خود پرداختیم شیر حق بر خیز وقت کار شد بر سر می رفتنت انکار شد کاخ ها گردیده مسجد سرافراز! صد رکعت تزویر دارد هر نماز سجده در مسجد حسینا مشکل است این بنا از دل نباشد از گل است این خسان با مال مردم زنده اند جملگی اندر نماز و سجده اند! دم ز راه رسم سلمان می زنیم لاف اسلام و مسلمان می زنیم کاشکی از نسل سلمان می شدیم لحضه ای یک دم مسلمان می شدیم...!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 15:59 توسط سعید قرایی |
|
|
مس زير تيغ
صنعت مس: عباس محمدي، حسن تلقيني، ابراهيم تقيپور، رسول ميرطرقي، فرزاد حسينخاني، شاهين خيري (علي قرباني)، نيك، عبدالزهرا (علي مولايي) محسن زاهدي، رضا سهند زاريان (آلوز)، صابر ميرقرباني مربي: نادر دستنشان پاس: حسن رودباريان، حميد هدايتی، خسرو حيدري، اميد خورج، بيژن كوشكي، حنيف عمران زاده، كيانوش رحمتي، حسين پاشايي، عباس آقايي ميثم منيعي ( محمد اسماعيل نظري ) هاملت مختاريان ( نادر احمدي ) مربي: همايون شاهرخي گل:حسين پاشايي (58) داور: عليرضا فغاني، بابك داوري، سعيد علي نژاديان كارت زرد: رودباريان، رحمتي (پاس) حسين خاني، خيري (مس) كارت قرمز: صابر ميرقرباني جمعه ششم بهمن 1385، هفتهی شانزدهم ليگ برتر فوتبال كشور، ورزشگاه: سليميكيا كرمان، تماشاگر: 0 نفر، هوا: آفتابي و سرد
دقيقهی 1تا35 خواب بعد از ظهر جمعه چسبيد! بدون شك تماشاگران كرماني از اينكه كميتهی انضباطي فوتبال آنها را از ديدن بازي مس و پاس محروم كرده بود، از آنها بسيار ممنون خواهند شد. دو تيم در حالي وارد زمين شدند كه پاس بيش از هفت بازيكن خود را در اختيار نداشت و مس هم با تركيب و سيستم عجيب خود از همان ابتدا نشان داد كه
دقيقهی 35تا 45 زير خط فقر در ده دقيقهی پاياني نيمهی اول دو تيم با توجه به شناختي كه از يكديگر كسب كرده بودند كمي به خود تكان دادند. دستنشان خيري را به منطقهی راست زمين برد تا رازيان دفاع چپ تيم شود. نيك هم به ميانهی زمين رفت تا با پاسهاي خود كنارهها را راه بياندازد كه مس با توجهی بيشتر به اين نقاط توانست كمي يخ بازي را بشكند و تحركاتي را در بر روي دروازهی حريف ايجاد كند. ميرقرباني و عبدالزهرا كه در زمان حمله با پاسهاي نيك به كنارهها متمايل ميشدند معمولا با پاسهاي تودر، توپهاي خوبي را در مقابل دروازهی پاس ايجاد ميكردند اما در تيم دستنشان يك مهاجم كاذب نبود كه از پشت مقابل دروازهی پاس اضافه شود و اين توپها را تبديل به گل كند. شاهرخي هم به بازيكنان خود دستور داد تا پشت محوطهی جريمه مس فضاسازي كنند تا موقعيت شوتزني براي بازيكنان مياني پاس فراهم شود كه از اين طريق چند موقعيت خطرناك را بر روي دروازهی مس ايجاد كردند. با اين حال علاقهی عجيبي كه دو تيم به حفظ بازيكنان خود در ميانهی زمين داشتند سبب شد كه همچنان موقعيتهاي گل دو تيم در نيمهی اول زير خط فقر باقي بماند.
دقيقهی 45 تا 70 بهت و ديگر هيچ بازي مس در نيمهی اول ظاهرا بدجور باعث شده بود كه به دستنشان بربخورد، اينرا از روي تعویض جسورانهی او ميشد فهميد، آنجا كه رازيان را از بازي خارج كرد تا به جاي او آلوز را به زمين بياورد تا اين تيم عملا با سه مهاجم كار را دنبال كند و از اين طريق نقيص اين تيم در نيمهی اول كه همان نبود تمام
دقيقهی 70تا 90 مرو اي هوادار…مرو در 20 دقيقهی پاياني بازي آنچه به شدت دل ما را ميرنجاند سكوهاي سنگي خالي سليميكيا بود كه ميتوانستيم تصور كنيم اگر تماشاگران بر روي آن نشسته بودند اجازه نميدادند بازيكنان نارنجي پوش اين همه با تنبلي بازي كنند و براي جبران يك گل عقب ماندگي تا اين اندازه حوصله كنند تا دقايق به راحتي براي اين تيم از دست برود. اينجا بود كه از فغان هواداران، ناله سر داديم: مرو اي هوادار…مرو… دستنشان كه اگر اجازه داشت عباس محمدي را هم به خط حمله ميبرد! بازيكنان خود را به هجوم و حمله دعوت ميكرد، اما مس در زمان هجوم فقير بود و حملات اين تيم كه هيچ، حركات اين تيم هم بوي گل نميداد تا همه خود را آمادهی يك باخت ديگر كنند. باخت بازهم به يك تيم تهراني… به هر حال بازيكنان و مربيان مس براي رسيدن به دروازهی اين تيم حتي از شناختن نقطهی ضعف خط دفاع پاس هم عاجز ماندند تا به لطف تيم كرماني، اين تيم تهراني هم حداقل براي چند هفته از بحران خارج شود تا دستنشان، نشان دهد با مس در اين زمينه در ليگ برتر امسال چه تبحري را كسب كرده است. از آن حيث بيشتر نگران ميشويم كه به ياد بياوريم اين تيم هفتهی آينده نيز بايد برابر يك تيم بحران زدهی تهراني ديگر به نام استقلال آن هم در پايتخت بازي كند…!! اين نكته ترس را در دل شما نمياندازد؟! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 12:31 توسط سعید قرایی |
|
|
امروز در فوتبال ایران هیچ علاقهمندی وجود ندارد که مس را نشناسد و با توجه به نتایج خیره کنندهی این تیم در نیم فصل اول لیگ برتر همه برای این تیم احترام فوق العادهای را قایل هستند. اگر مس امروز در این جایگاه قرار دارد باید آنرا در ساقهای 24 بازیکنانی جست که چه در زمین بازی و چه بر روی نیمکت یک تیم را تشکیل داده بودند و همه با همدلی هم سبب شدند ورزش دوستان کرمانی یکی از بهترین سالهای خود را سپری کنند. از این رو تمامی این 24 بازیکن شایستهی تقدیر هستند و مسلما هواداران تیم هم قدردان زحمات تمامی بازیکنان چه آنها که در زمین بودند و چه آنها که بیشتر در کنار زمین بودند، خواهند بود. اما در این جمع بودند بازیکنانی که بهتر از بقیه بوند و در بررسی عملکرد تک به تک آنها به این نتیجه خواهیم رسید.
بهترینها: THE BEST عباس محمدی: قابل پیشبینی بود که کاپیتان تیم، در این فصل نقش غیرقابل انکاری را در موفقیت تیم ایفا خواهد کرد. محمدی علاوه بر مدیریت خوب خود که باعث میشد سایر بازیکنان مس با تسلط فوق حسین تلقینی: بازیکن شمارهی پنج مس یکی از عناصر اصلی در راه تشکیل خط دفاع قدرتمند مس در نیم فصل اول بود. اگر از معدود بازیهایی مثل بازی برابر پیکان چشمپوشی کنیم، تلقینی با پوششهای خود در خط دفاع سبب میشد مهاجمان حریف در مقابل دروازهی مس کمتر بتوانند با تسلط بالا کار کنند. فراموش نکنیم در بازی برابر صباباطری در تهران که مس چهار گل دریافت کرد، او در خط دفاع مس غایب بود تا نشان دهد بودن و یا نبودن او در زمین تا چه حد میتواند برای مس متفاوت باشد. فرزاد حسین خانی: هافبک میانی مس هرچند آنقدر فانتزی بازی نمیکند تا بازی او خیلی به چشم بیاید، اما شمارهی هشت تیم به خوبی وظایفی را که بر عهدهی او میگذارند انجام میدهد تا همواره به عنوان یکی از بازیکنانی مطرح باشد که همیشه در خدمت تیم است. بازیکن کرمانی مس با وجود اینکه تجربهی بازی در لیگ برتر را نداشت اما در بسیاری از بازیها خیلی بهتر از بازیکنانی که قبلا لیگ برتر را تجربه کرده بودند کار کرد. غیبت او در چند بازی اول فصل مس مثل بازی با صباباطری، در زمین بسیار چشمگیر بود. صابر میرقربانی: بیشک پدیدهی اصلی مس در این فصل مهاجم شمارهی نه تیم بود که موفق شد با بازیهای خوب خود یک عنوان بزرگ را نصیب خود کند. او اولین بازیکن تاریخ تیم فوتبال مس بود که موفق شد در یک بازی رسمی برابر امارات پیراهن تیم ملی را بر تن کند. صابر از بازی چهارم برابر صباباطری موتور گلزنی خود را روشن کرد و تا مرز تصاحب عنوان آقای گلی نیم فصل هم رفت اما در بازیهای پایانی نیم فصل تا حدودی از روند گلزنیهای خود فاصله گرفت اما با این حال او همچنان با پنج گل در ردهی سوم گلزنان لیگ است و این فرصت را دارد که یک رکورد بزرگ دیگر را هم در تیم مس به خود اختصاص دهد. ابراهیم تقیپور: متعصبترین بازیکن مس در زمین بیشک شمارهی 13 این تیم است که همواره یاشار خلیلی: هرچند جوان کرمانی تیم مس در این فصل برای تیم خود خیلی کم به میدان رفت، اما جوانترین بازیکن تیم در سه بازی که برابر فجر، برق و پتروشیمی انجام داد بالاتر از تصورات بازی کرد تا همه متوجه شوند، پسر مس و فوتبال کرمان با پشتکاری که از خود نشان میدهد آیندهی درخشانی را برای خود رقم میزند. بیشک اگر دستنشان به بازیکن شمارهی 24 خود بیشتر اعتماد کند به مراتب نتیجهی آن را بیشتر خواهد دید. خلیلی که پس از گذر از ردههای جوانان و نوجوانان تیم ملی به تیم ملی امید هم دعوت شد با ادامهی همین روند خود میتوان پیراهن تیم ملی بزرگسالان را هم بر تن کند. متوسطها: THE BLEND علی قربانی: انتظارها از بازیکن فصل پیش ملوان آنقدر زیاد بود که اذعان کنیم به بازیهایی که او در دور رفت انجام داد قانع نشدیم. هرچند قربانی برای تیم در بسیار مفید بازی میکرد و بر روی چند گل مس، تاثیر مستقیم داشت و با جابهجاییهای موثر و فراوان خود در زمین هم به مدد مربیان میرسید و هم جریان بازی را به سود مس میکرد، با این حال این علی قربانی نبود که ما انتظارش را داشتیم. هرچند میتوانیم امیدوار باشیم در نیم فصل دوم و در جایی که او با تیم هماهنگتر شده است، او توقعات را برآورده کند.
نیک:خیلیها پس از اینکه بازیهای مس را در رقابتهای فصل قبل لیگ یک کشور میدیدند به خود میگفتند مس چه به لیگ برتر برسد و چه نرسد، بازیکن کوچولوی برزیلی مس با بازیهای فوقالعادهی رضا زعفرانی: بازیکن فوق العادهای نشان نداد اما هر زمان که به زمین آمد خوب بازی کرد. او در چند بازی مس هم از ابتدا به زمین آمد تا نشان دهد مربیان به اندازهی کافی به او اعتماد دارند. هرچند پست این بازیکن در سمت چپ خط دفاعی سبب میشود نام او کمتر برسرزبانها بیافتد. علی مولایی: او پس از تعویضش در بازی استقلال اهواز و به محض ورود به زمین گل زد تا خود را به عنوان یک ذخیرهی طلایی مطرح کند. او در چند بازی دیگر مس هم برای مهاجمان تیم موقعیت گل فراهم کرده بود که همهی اینها نشان میدهد مولایی میتواند بهتر از آنچه باشد که اکنون هست. شاید او در پایان همین فصل در جمع بهترینهای مس قرار گیرد. آدریانو آلوز: بازیکنی بود که شاید اگر کنار میرقربانی نبود، صابر نمیتوانست تا این حد خود را نشان دهد. آلوز هم یکی از بازیکنانی است که تماما در اختیار تیم است. هرچند او در نیم فصل اول نتوانست مهمترین وظیفهی خود که همان گلزنی است را به نحو مطلوب انجام دهد. آدریانو هم از بازیکنانی است که در هر 15 مسابقه دور رفت بازی کرد اما فقط چهار بار دروازهی حریفان را باز کرد تا نتواند در جمع بهترینها باشد. شاید اگر او پنالتی بازی با استقلال را از دست نمیداد در ادامهی فصل بهتر کار میکرد. رسول میرطرقی: او هم در خط دفاع مس بازیهای خوبی را از خود به نمایش گذاشت. اما میرطرقی خلدون ابراهیم: یک بازیکن متوسط همانند اکثر بازیکنان خارجی که پیش از این به فوتبال ما آمده بودند. اوج ضعف او در بازی با صبا باطری بود اما روند او هرچه به پایان نیم فصل اول نزدیک میشدیم بهتر شد تا ما را نسبت به خود در نیم فصل دوم امیدوارتر کند. ضعیفها: THE WORST
سهند رازیان: اگر او را امروز در ارزیابیمان ضعیف قلمداد میکنیم تنها به واسطهی مصدومیتهای پیاپی بود که برای او در نیم فصل اول به وجود آمد و اجازه نداد آن بازیکن تاثیر گذار فصل قبل باشد. هرچند رازیان در معدود بازیهایی که در این فصل برای مس انجام داد نشان داد میتواند با رسیدن به مرز آمادگی همان بازیکن خوب فصل قبل مس باشد. میثم حاجیان: بازیکنی که فصل قبل همواره در ترکیب ثابت مس بازی میکرد، در این فصل تنها دو بازی آن هم به شکل ناقص برای مس انجام داد تا روند رو به افت او در این فصل کاملا مشخص گردد. او از آن دسته بازیکنانی است که مشکل بتواند روند به وجود آمده برای خود را تغییر دهد. شاهین خیری: زمانیکه شاهین خیری در فصل نقل و انتقالات از استقلال به مس آمد، همه او را شاه ماهی صید شدهی مس میدانستند، اما با وجود اینکه شاهین فرصت خوبی را هم برای ارایهی توانش در اختیار داشت، نتوانست بازیکن تاثیر گزار مس باشد. شاید او را هم جزو آن دسته از بازیکنانی بدانیم که مغلوب توقعات زیاد مردم نسبت به خود شد. اما با این حال شاید بتوانیم بهترین نمایش شاهین را در بازی آخر نیم فصل برابر سایپا بدانیم که نشان داد شاید در نیمهی دوم فصل بتواند بهتر از نیمهی اول باشد. حمید شرفی: شرفی را از آن حیث در اینجا گذاشتیم که گمان میکردیم او در این فصل باید یکی از رکنهای اساسی مس در لیگ برتر باشد، اما در واقع این اتفاق هرگز رخ نداد. مربی تیم به غیر از چند بابک حاتمی: اتفاقی که برای حاتمی پیشبینی میکردیم عملا در این فصل برای میرقربانی رخ داد. حاتمی به عنوان یک مهاجم ذاتا گلزن در این فصل اسیر مصدومیت شدیدی شد که او را نزدیک به سه ماه از میدان دور کرد. به هر حال این هم جزی از فوتبال است. بابک اکنون باید تنها به این فکر کند که در نیم فصل دوم جبران مافات کند اگر دیگر تن خود را به تیغ چراحان نسپارد. سیامک عاشوری: ناکامترین بازیکن مس در این فصل بود. بازیکن سابق تیم ملی جوانان که به همراه این تیم در جام جهانی نیز بازی کرده بود ، با سر وصدای فراوان به مس آمد تا فقط به همراه تیم تمرین کند! مصدومیتی که قبل از فصل همراه او به مس آمد اجازه نداد خارج از عکسها و تمرینات رخت نارنجی را بر تن او ببینیم تا سرانجام او بیسر و صدا کرمان را ترک کند. علی عبدالزهرا: بازیکنی که گفته میشد کاندیدای تصاحب بازیکن سال عراق است برای مس خیلی کم به میدان رفت یعنی تنها در پنج مسابقه علت آن هم روشن بود چراکه او بیشتر از آنکه در خدمت مس باشد در خدمت تیمهای ملی کشورش بود تا عملا از یکی بازیکنان سال عراق چیزی نبینیم. هرچند او دو گل را برای مس به ثمر رساند اما این هرگز نمیتواند برای بازیکنی که با این عنوان به مس میآید راضی کننده باشد. البته قطعا او در نیم فصل دوم با بیشتر در خدمت مس بودن میتواند جایگاهش را تغییر دهد. محمود پور اسدالله: شمارهی 18 مس با گلهایی که در بازیهای پلی آف سال گذشته در لیگ دستهی یک برای مس زد عملا حکم خداد عزیزی را برای فوتبال کرمان پیدا کرد یعنی او یک ناجی بود. اما علیرضا دغاغله: او هم یکی از سهیمههای لیگ برتری مس بود که هرگز در سطح یک لیگ برتر تجربه کرده برای مس بازی نکرد. به هر حال باز هم تاکید میکنیم از بازیکنانی که با این عنوان به مس آمدند بیش از این توقع داشتیم. نوری صبری: تنها بازیکن اخراج شدهی نیم فصل مس به واسطهی علل انضباطی دروازهبان عراقی دوم مس در یک بازی برابر راه آهن برای مس به میدان رفت و یک گل بد را هم پذیرفت و در پایان فصل هم کوله بار خود را برای ترک تیم بست تا در میان بدهای مس او بدترین باشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:57 توسط سعید قرایی |
|
|
مفت حذف شديم
تيم فوتبال صنعت مس در دومين بازي خود در رقابتهاي جام حذفي با شكست برابر تيم پيكان تهران از گردونهی رقابتها حذف شد.
در اين بازي كه در ورزشگاه سلیميكيا كرمان برگزار شد، مس با تركيب عباس محمدي، ابراهيم تقيپور، آلوز، ميرطرقي، حسين خاني، خيري، حاجيان، پوراسدالله، ميرقرباني، علي مولايي به ميدان رفت كه در ادامه حاتمي، نيك و افغاني بازيكناني بودند كه براي مس در اين ديدار، بازي كردند. اما تيم پيكان كه در رقابتهاي ليگ برتر نيز موفق شده بود مس را شكست دهد با تركيب محمد محمدي، حسين معمار، مهدي محمدي، حسن اسلامي، محمد رضا طهماسبي، مهدي نوري، رضا عزيزي، امير اصلانيان، ميثم رضا پور، محسن بياتي نيا، علي باقري برابر مس به ميدان رفت.
مس كه ميدانست به واسطهی ميزباني خود در اين بازي كه ميبایست قطعا يك برنده داشته باشد، نسبت به ميهمان از شرايطي بهتري برخوردار است، بازي را بيشتر در اختيار گرفت و نسبت به ميهمان خود بر زمين مسلطتر بود، اما در دقايق پاياني نيمهی اول اين تيم پيكان بود كه با استفاده از اشتباه خط دفاع مس، كه يكي از بدترين روزهاي خود را سپري ميكرد به گل برسد. حركت رضا عزيزي از سمت چپ و پاس عمقي او براي بياتينيا با ضربهی اين بازيكن تبديل به گل اول تيم تهراني شد تا بياتينيا بازهم به مس گل بزند. در نيمهی دوم مس بازهم نسبت به حريف بر زمين تسلط بيشتري داشت و هر زمان توپ را به كنارهها ميبرد تا از منطقه براي حمله بر روي دروازهی پيكان طرحريزي كند، موقعيتهاي خطرناكي براي خود ايجاد ميكرد، كه در دقيقهي 56 بازي نيز يكي از اين حملات براي مس ثمر بخش واقع شد. پاس خوب ميرقرباني از جناح چپ به علي مولايي رسيد تا اين بازيكن در محوطهی حريف با خطاي بازيكنان متوقف شود و نويد مظفري در سوت خود براي اعلام پنالتي به سود مس بدمد. فرزاد حسين خاني در پنالتي كه به دستور داور تكرار نيز شد اين ضربه را تبديل به گل كرد تا بارديگر اميدها براي مس زنده شود.
در بازي كه مس هرگز آن طراوت هميشگي خود را نداشت و حريف نيز بر روي ضدحملات خود حساب باز كرده بود تا در سرماي زمستان، تماشاگران از ديدن بازي دو تيم، سردي هوا را دو چندان احساس كنند، بازهم اين تيم پيكان بود كه با استفاده از غفلت خط دفاع مس به گل پيروزي بخش خود نيز برسد. در دقيقهی 78 بازي محمد غلامي بازيكن تعويضي پيكان، از فضايي كه در سمت چپ خط دفاع مس ايجاد شده بود به راحتي حركت كرد تا با يك ضربهی دقيق توپ را دور از دستان عباس محمدي در اين دقايق رو به پايان تبديل به گل كند. تا سند حذف مس براي امضا آماده شود.
در ادامهی بازي احساسي بازيكنان مس نيز نتوانست دردي را براي اين تيم دوا كند و حملات جسته و گريختهي مس كه خطرناكترين آنها موقعيت فراهم شده براي بابك حاتمي بود، به ثمر ننشست تا در يك بعدازظهر غمانگيز روز جمعه مس خود را از گردونهی رقابتها حذف شده ببيند.
مس در حالي دومين باخت خانگي خود را برابر تيمهاي تهراني تجربه ميكرد كه نبود انگيزهی كافي براي ادامهی رقابتهاي جام حذفي در ساقهاي بازيكنان مس به چشم ميخورد. نادر دستنشان هم كه در مصاحبهی پس از بازي خود، فارغ از همه ناراحتيها از خوشحالي ته قلب خود از اين حذف سخن گفت و اعلام كرد كه اكنون ميتوانيم به طور كامل براي ليك برتر برنامهريزي كنيم و توان خود را فرسودهي بازيهاي سنگين جام حذفي نكنيم تا به هدف اصلي خود كه همان موفقيت در ليگ برتر است برسيم. البته دستنشان مراد از موفقيت در ليگ را حفظ مس در مسابقات سال بعد عنوان كرد.
اين يعني اينكه دستنشان براي بازيهاي دور برگشت ليگ برتر حساب ويژهاي را باز كرده است كه بايد از همان بازي اول اين دور برابر پاس در كرمان شاهد آن بود. به طور حتم اين هدف براي مس و دستنشان آنقدر مهم بوده است كه حاضر شدند براي رسيدن به آن به "مفت" ترين شكل ممكن از ادامه رقابت در جام حذفي چشم بپوشند. به هر حال يكبارديگر به پيكان باختيم تا عملا اين تيم را گربهی سياه صنعت مس بناميم. البته اميدواريم ديگر تيمهاي تهراني نتوانند براي مس اين لقب را كسب كنند. اتفاقات جالب اين بازي تلخ را ميتوان در اهدا كاپ قهرماني رقابتهاي ليگ دستهی اول فصل گذشته را به مس دانست كه به نوعي دهن كجي بود به تيم پيكان كه در فينال اين رقابتها برابر مس به ميدان نرفت. و همچنين برخورد خوب تماشاگران كرماني كه در كمال آرامش اعتراض خود را به نحوي بازي تيم خود اعلام كردند. البته دستنشان پس از بازي همانند شكستهاي قبلي مس اين باخت را به گردن گرفت و خود را سپر انتقادات بازيكنانش كرد و گفت مردم و مطبوعات هر انتقادي را دارند به من مبذول كنند تا بازيكنان با روحيهی خوب نيم فصل دوم را شروع كنند. به اميد اينكه در اين نيم فصل نادرخان خود را ديگر سپر بازيكنان خود نكند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:35 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|