|
|
|
|
|
سال 1374 بود که فدراسیون فوتبال ایران تصمیم گرفت پس از اتفاقات رخ داده در بازی نیمهنهایی و فینال مسابقات آزادگان سال قبل، بالاترین سطح رقابتهای فوتبال کشور را در قالب لیگ دسته اول آزادگان و همانند نقاط دیگر دنیا به شکل دورهای و در یک گروه برگزار کند. از آن زمان بود که قهرمان فوتبال ایران نه در بازی فینال که در جریان مسابقات لیگ تعیین میشد.
اما با یک گروهی شدن مسابقات لیگ آزادگان، قهرمان آن همیشه چند هفته قبل از پایان مسابقات تعیین میشد تا دیگر فوتبال دوستان ایرانی نتوانند لذت یک فینال واقعی را بچشند و همیشه شاهد باشند که تیم قهرمان شاید حتی شش هفته! قبل از پایان مسابقات شناخته میشد و این امر باعث میشد لذت رقابتهای هفتههای پایانی در لیگ دسته اول مزه نشود. در سال 74 پرسپولیس چهار هفته قبل از اتمام مسابقات در تبریز ماشینسازی را با گل شافعی شکست میدهد تا با توجه به باخت بهمن در اصفهان برابر ذوب آهن قهرمان شود. در سال 75 نیز به همین ترتیب تیم پرسپولیس که با استانکو یکی از بهترین تیمهای تاریخ خود را تشکیل داده بود خیلی زود و تقریبا شش هفته قبل از پایان مسابقات با پیروزی بر پلی اکریل در اصفهان قهرمانی خود را مسجل میکند. در سال 76 و در حالیکه پرسپولیس از لیگ آزادگان کنار کشیده بود، استقلال تهران با پیروزی بر تراکتورسازی در تهران چهار هفته به پایان مسابقات پاس را در رها رسیدن به قهرمانی ناکام میگذارد. در سال 77 و 78 باردیگر پرسپولیس با علی پروین بود که در پایان سه، چهار هفته مانده به پایان لیگ جشن قهرمانی خود را برپا میکرد و در نهایت در آخرین دوره لیگ آزاگان سابق، استقلال با پورحیدری با پیروزی در تبریز و برابر ماشینسازی در چهار هفته به پایان مسابقات قهرمانی خود را تثبیت کرد تا در نهایت نوبت به لیگ برتر برسد. اما داستان در لیگ برتر متفاوت بود... در اولین دوره این مسابقات در اولین سال دههی 80 که یکی از بیکیفیتترین رقابتهای فوتبال کشور هم بود، قهرمان درست در آخرین هفته از مسابقات تعیین شد تا باردیگر هیجان برای فوتبال دوستان ایرانی تا آخرین هفته تداوم داشته باشد. درست همانند سال 73 که میبایست منتظر بود تا در روز آخر و بازی فینال فاتح جام را تعیین کند. در اولین دوره لیگ برتر در حالی بازیها به هفتهی آخر کشید که استقلال با اختلاف امتیاز زیادی از نزدیکترین رقیب خود یعنی پرسپولیس پیش بود، اما چند نتیجهی بد باعث شد در هفتهی آخر قهرمانی این تیم متزلزل شود اما با این حال شرایط این تیم برای کسب قهرمانی در هفتهی آخر خیلی بهتر از پرسپولیس بود. استقلال در حالی در انزلی به مصاف ملوان میرفت که با یک تساوی هم میتوانست قهرمان شود و پرسپولیسی که در تهران میزبان فجر سپاسی بود تنها در صورتی قهرمان میشد که استقلال نتواند از ملوان امتیاز بگیرد و پرسپولیس هم حتما برنده باشد! همهی این اما و اگرها حکم به قهرمانی استقلال میداد اما باخت یک بر صفر این تیم در انزلی و پیروزی پرسپولیس در تهران یک قهرمانی رویایی را برای هواداران سرخ رقم زد تا از این بس همه به یاد بیاورند در رقابتهای دورهای هم میتوان هیجان بازیهای فینال و حذفی را هم چشید. مزهای که خیلی وقت بود در فوتبال ایران چشیده نشده بود. به هر شکل شاید این حسن اسم لیگ برتر بود که باعث شد بود این مسابقات در عین بیکیفیتی خود هیجان مضاعفی را به همراه داشته باشد.
در دومین دورهی لیگ برتر بازهم همان حوادث لیگ یکی رخ داد و سپاهان با استفاده از ضعف مشهود رقیبان خود توانست قهرمانی را چهار هفته قبل از پایان مسابقات و با تساوی در تهران برابر پرسپولیس جشن بگیرد. اما در دورهی سوم حرفهای بازهم هیجان در هفتهی پایانی به نقطهی اوج خود رسید. جاییکه استقلال تهران و پاس قهرمان را در این هفته تعیین میکردند. با توجه به وضعیت جدول همه برای پاس شانس بیشتری برای قهرمانی قایل بودند مگر از آن دسته اتفاقاتی که در لیگ برتر اول رخ داد و قهرمانی به شکل شگفتآوری دست به دست بچرخد! اما اینبار نوبت رخ دادن معجزه نبود و پاس با یک پیروزی شیرین و پر گل در دستجردی جشن قهرمانی خود را برپا کرد تا بازهم استقلال در هفتهی پایانی علیرغم پیروزی خود بر پگاه ناکام باشد. لیگ برتر چهارم بازهم قهرمان خود را قبل از هفتهی پایانی شناخت و فولاد اجازه نداد هفتهی آخر لیگ جذابیتهای خاص خود را داشته باشد. تا در لیگ پنجم بازهم همه چیز در هفتهی پایانی مشخص شود. اینبار بازهم استقلال تهران و پاس برای تعیین قهرمانی کار خود را به هفتهی پایانی کشاندند با این تفاوت که اینبار شرایط قهرمانی در دست استقلال بود و این تیم با تجربه گرفتن از تمام تلخیهای هفتهی آخر با یک پیروزی چشمگیر برابر برق شیراز در تهران حتی با وجود پیروزی پاس در این هفته خود جام را بالای سر برد تا کابوس هفتهی آخر برای هواداران این تیم تمام شود! ...و بالاخره لیگ برتر ششم هم برای تعیین قهرمان خود خیلی حوصله به خرج داد و به احتمال فراوان باید همچنان هم تا پایان صبر خود را تداوم دهد. لیگ برتر امسال به جهت تعیین قهرمان خود جذابتر از همیشه هم دنبال شد از این حیث که در مسابقات سال قبل معمولا دو تیم اول نقش تعیین کننده برای معرفی قهرمان را داشتند اما اکنون و در دو هفته مانده به پایان بازیها سه و حتی خیلی خوشبینانه چهار تیم! این شانس را دارند که جام را بالای سر خود ببرند. مسلما شناخت قهرمانی در هفتهی پایانی میتواند به رقم خوردن یک فصل به یاد ماندنی ختم شود. همانطور که هواداران اینتر مسلما فصل 2001 کالچو را بیشتر از فصل 2007 آن به خاطر خواهند سپرد. یعنی آن فصلی را که قهرمانی مسلم خود را در هفتهی پایانی تقدیم یوونتوس کردند تا قهرمانی این فصل خود را که بدون یوونتوس شش هفته قبل از پایان مسابقات جشن گرفتند!! به هر شکل شاید نام لیگ برتر سبب شده است ما در این زمینه صاحب تحول اساسی شویم و جذابیتهای این لیگ را بیشتر از همیشه درک کنیم. و شاید حرفهای شدن تیمها در کسب نتیجه و شانه به شانه شدن آنها و خروج فوتبال از دو قطب به این مهم کمک کرده باشد. هرچه بوده فعلا که فوتبال دوستان ما میتوانند از اینکه یک لیگ جذاب را تا هفتهی آخر میبییند حسابی کیف کنند! هرچند اگر به قسمتهای دیگر این لیگ مثل همان برنامهریزی و یا موارد دیگر آن نگاه کنند شاید به طور کلی از دیدن آن شرمسار شوند!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:53 توسط سعید قرایی |
|
|
خداحافظ كرمان تا ليگ بعد... سرانجام بازيهاي ليگ برتر براي كرمانيها تمام شد و بايد منتظر ماند تا فصل بعد ليگ برتر شروع شود تا بارديگر سليميكيا و يا شايد به طور معجزه آسايي ورزشگاه امام علي روزهاي باشكوه خود را بارديگر ببينند. روزهايي كه قطعا همانند امسال خاطرات تلخ و شيريني را براي آنها رقم خواهد زد. آخرين بازي مس در كرمان در اولين تجربه ليگ برتري خود برابر يك حريف دوست نداشتني بود! كه مي توانست پيروزي بر آن باعث رقم خوردن يك خاطرهي شيرين و دل انگيز براي تمام هوادارن مس شود. پيكان به كرمان ميآمد تا اين بازي كاملا تشريفاتي بهانهاي شود براي انتقام شكست دور رفت و انتقام حذف تلخ از جام حذفي كه بوسيلهي همين تيم صورت گرفت. اما گويا قرار نبود اينبارهم گربه سياهي به نام پيكان زير گرفته شود! بازي دو تيم در حالي آغاز شد كه شايد تنها انگيزهي اين بازي مي توانست همان حس انتقام جويي مس باشد اما اين احساس هم نتوانست مانع بازي بي انگيزه دو تيم در 25 دقيقه نخست شود. آنچه كه در اين دقايق به چشم مي خورد ، خارج از بازي بيهدف و سرگردان دو تيم ، نمايش چشمگير يك بازيكن جديد كرماني در مس به نام نعمتالله بخشيزاده بود كه از تيم اميدها قرار بود در اين بازي خود را معرفي كند كه الحق مراسم معارفهي بسيار با شكوهي را هم براي خود تدارك ديد. اكثر حركات مس از سمت او پس از اين گل بود كه بازي متحول شد و سرعت بيشتري به خود گرفت. پيكان يكي از بازيكنان مياني خود را به زمين مس اضافه كرد تا خيمهي سنگين خود را در زمين مس آغاز كند. اين تيم حتي مي توانست در دقيقه 39 نيمهي اول كار را هم به تساوي بكشاند كه ضربهي سر غلامين را عباس محمدي با جهشي فوق العاده دفع كرد تا نيمهي اول با برتري مس به پايان برسد. با شروع نيمهي دوم دو تعويض كاظمي شايد كار پيكان را بيشتر تسهيل كرد! او ابتدا خليلي را به جاي پور اسدالله وارد زمين كرد كه تا قبل از اين تعويض بهترين بازي فصل خود را انجام مي داد و سپس آلوز را به جاي بخشي زاده به ميدان فرستاد تا سيستم مس آن هم در زمان اوج حملات پيكان به 4-3-3 تغيير پيدا كند تا اين تيم فضاهاي خالي بيشتري در زمين مس براي هجوم پيدا كند. هرچند مس نيمهي دوم را با دو هجوم خطرناك آغاز كرد و بابك حاتمي در دو موقعيت پياپي كه توسط حسين خاني فراهم شده بود مي توانست گل دوم مس را هم به ثمر برساند ، اما پيكان در نيمه دوم با برنامهتر در زمين مس حاضر ميشد. در دقيقه 53 شوت زيباي غلامين تيرك افقي مس را به لرزه در آورد و 5 دقيقه بعد همين بازيكن در زمين مس آنقدر راحت پيشرفت تا به داخل محوطه جريمه مس برسد و با يك پاس عرضي موقعيت دروازه خالي را براي يار تعويضي پيكان يعني حيدري فراهم كند تا او به راحتي گل تساوي را به ثمر برساند و شيريني يك انتقام را برهم زند! پس از اين گل بازهم بازي آرام شد و تيم مس نتوانست بازي منظم خود در 25 دقيقه پاياني نيمه اول و همچنين دو بازي قبل خود را تكرار كند. در اين دقايق بازهم بازي فوق العاده ياشا خليلي ديگر بازيكن اميد و كرماني مس بود كه چشمها را معطوف به خود مي كرد. حركات خليلي در جناح راست بارها پايه گذار حملات خطرناكي براي مس شد اما نبود يك تمام كننده در نوك حمله اين تيم ، باعث شد كرمانيها در به هر شكل اين بازي كه بيشتر آرام دنبال شد تا با سرعت مناسب ، با تساوي خاتمه يافت تا كرمانيها نه چندان راضي براي آخرين بار در اين فصل از ليگ برتر ورزشگاه سليمي كيا را ترك كنند. هرچند كه اميد را ميشد در چشمان همهي اين تماشاگران ديد. اميد به فصلي جديد و تيمي جديد كه ديگر هدفش تنها بقا در ليگ برتر نباشد و تيمي به نام پيكان نتواند سه بار پياپي آنها را ناكام بگذارد. اينكه اين اميد آنها در فصل بعد يقين مي شود و آنها همواره شاد استاديومهاي كرمان را ترك ميكنند محقق مي شود يا خير براي پاسخ دادن به آن كمي زود است! حاشيههاي بازي: _ گويا در كرمان قرار است غافلگيري از نوع مثبت باشد! درحاليكه در همه جاي كشور از دير برگزار شدن بازيها گلايه ميشود در كرمان بازيها نيم ساعت زودتر از موعد آغاز مي شوند تا همه به اين شكل غافلگير شوند. _ بينظمي در ورود به ورزشگاه حتي در آخرين بازي مس در كرمان هم حل نشد! خبرنگاراني كه در طول فصل در تمامي بازيهاي مس به ورزشگاه وارد مي شدند به علت آنچه كه نيروي انتظامي جعلي بودن كارت آنها مي دانست!! دقايقي دم درب ورودي معطل مي شدند! حتي نيروي انتظامي از ورود حميد شرفي به ورزشگاه هم ممانعت ميكرد تا متوجه شويم بي نظمي در اين بخش حالا حالاها ادامه دارد. _ مشخص نبودن ساعت شروع اين بازي سبب شد در ابتدا استقبال خوبي از اين بازي نشود. _ عدهاي از افراد خاص در ورزشگاه حاظر بودند تا مانع شعار برخي از هواداران بر عليه يك فرد خاص ديگر _ در اين بازي يك ركورد شكسته شد و آن تعداد بازي كرمانيهاي حاظر در مس بود. در اين بازي محمدي ، حسين خاني ، بخشي زاده و خليلي چهار بازيكن كرماني بودند كه اين ركورد را ثبت كردند. همچنين بازي بسيار زيباي خليلي و بخشيزاده بر همه ثابت كرد كه اگر به جوانان كرماني بيشتر اعتماد شود تيم هم بيشتر نتيجه مي گيرد. _كنفرانس مطبوعاتي بعد از بازي تشكيل نشد تا مربيان مس نتوانند وداع خود را با خبرنگاران كرماني در سليميكيا تكميل كنند. البته شايد اين به دليل علاقهي زياد مربيان مس به خبرنگاران كرماني باشد كه نتوانستند از آنها دل بكنند! _پس از بازي عده اي از هواداران مس به حدي از بازي برخي از بازيكنان عصباني بودند كه قصد داشتند به داخل زمين بيايند و به ضرب و شتم با آن ها بپردازند كه با ممانعت برخي از مسوولين مس به بيرون از ورزشگاه منتقل شدند. _ فرهاد كاظمي پس از بازي از نيروي انتظامي به دليل عدم كنترل درست تماشاگران گلهمند بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 15:24 توسط سعید قرایی |
|
|
قیافهام شبیه یاغیهاست! صابر میرقربانی متولد سال 1362 در بابلسر خودش نمیداند که در چه روز و چه ماهی به دنیا آمده است! او در حالی با صنعت مس کرمان در لیگ برتر و در نیم فصل اول عنوان پدیده را کسب کرد که فوتبال خود را از نوجوانان مازندران و بعد در جوانان راه آهن و امیدهای پاس گذرانده است. او خیلی اتفاقی در کرمان و در تمرینات مس تست داد و بازی او مورد قبول نادر دستنشان هم قرار گرفت تا امروز تجربهی تیم ملی را هم پیدا کرده باشد. حرفهای او همانند دیدن بازیهایش جذاب است. او که عاشق فیلمهای هندی است از ما میخواهد که مصاحبه را از تیم مس شروع کنیم تا این گفتوگو با تلخی تمام نشود. - صابر میرقربانی از هفتهی چهارم لیگ برتر خودش را به عنوان یک پدیده معرفی کرد. پدیدهای که به تیم ملی هم دعوت شد. اما بعد از شروع نیم فصل دوم که در بازی با پاس یک محرومیت سه جلسهای مواجه شدی، دیگه کمتر اسمت مطرح شد تا بازی برابر پرسپولیس در آزادی که بازهم گلزنی رو شروع کردی. خودت روند این فصلت رو چطور ارزیابی میکنی؟! من از هفتهی چهارم یعنی از بازی برابر صباباطری گلزنیهایم رو در لیگ شروع کردم و تا هفتهی یازدهم - برای همین که تو را در موقعیت گل قرار نمیدادن مجبور میشدی در بازیهای نیم فصل دوم تا میانهی زمین عقب بیای تا خودت برای خودت فضا سازی کنی؟! دقیقا... این خواستهای بود که دستنشان از من داشت و به من گفت هر زمان که دیدی از میانه خوب تغذیه نمیشوی عقب بیا. دستنشان معتقد بود بازیکنی که موفق بشه از خط میانی برای من در خط حمله موقعیت بسازه در بعضی مواقع وجود نداره!! یعنی بازیکنی که به قول معروف بتواند من رو پشت مدافعان راه بندازه. - خودت هم با این کار موافق بودی که تا میانهی زمین عقب بیای؟ نه... هر مهاجمی دوست داره گل بزنه. مسلما زمانی که قرار میشد من از میانهی زمین حرکت خودم را شروع کنم، وقتی به محوطهی جریمه حریف میرسیدم نصف انرژیم تمام شده بود و قدرت لازم برای گلزنی نداشتم. - منظور دستنشان از بازیکنی که تو نیاز داشته باشی و بتونه تو را راه بندازه یعنی نبود یک هافبک طراح در تیم بود که با تو هماهنگ باشه... ما حمید شرفی را به عنوان یک بازیساز در تیم داشتیم اما منظور دستنشان درمورد اینکه مکمل من در تیم وجود نداره به کدام بازیکن بر می گشت رو نمیفهمیدم. - فرهاد کاظمی هم از تو میخواد که تا میانه زمین عقب برگردی؟ نه... کاظمی به من گفته که اصلا نیاز نیست که عقب برگردم و عقیده دارد که اطراف 18 قدم حریف بازی کنم تا درهمین نقاط خطا بگیرم و یا گل بزنم. - حتی اگر به قول خودت مکملت بازهم پیدا نشه؟! خوب حتما اون بازیکن مکمل من رو بعد از اخراج دستنشان پیدا کرده. همین که در بازی با پرسپولیس دو بار تک به تک شدم نوید خوبی رو میده. - اصلا یک فلاش بک بزنیم به زمانیکه تو به تیم ملی دعوت شدی و در برنامهی نود هم مصاحبه کردی... فکر نمیکنی مصائب تو از اونجا شروع شد و صابر میرقبانی بعد از این دو مساله بود که دیگر نتوانست در موقعیت گل قرار بگیرد...؟!!
- الان با زوج خط حمله مس یعنی آدریانو آلوز هماهنگ هستی؟ هماهنگ بودیم حتی خیلی زیاد...اما به یکباره ورق برگشت...آدریانو یک بازیکن تخریبی بود که باید درگیر بشه تا من بتونم آزاد حرکت کنم...اما در بعضی بازیها مثل همون بازی با صبا باطری خیلی چیزهای دیگه روشن شد...!به هر حال من امیدوارم که بتونم باز با آدریانو هماهنگ بشم. - حالا ما هم خود صابر را به خاطر افت کردنش متهم میکنیم. خودت چقدر صابر را مقصر میدانی؟ من اصلا افتم را قبول ندارم...! چرا که در تمرینات نزدیک به 20 تا گل در بازیهای دست گرمی میزنم...فقط در داخل زمین مسابقه است که برای من موقعیت گل فراهم نمیشه. - اما ما میگوییم که خود صابر هم مقصر هست... نمونهی بارز آن کارت زرد و قرمزها و محرومیتهای پیاپی بود که خودت برای خودت درست کردی... چیزی نزدیک به هشت مورد کارت زرد و قرمز... بله... این را قبول دارم خصوصا بعد از بازی با پاس. الان هم خیلی خودم تلاش میکنم که آرامشم را در زمین حفظ کنم. چرا که خودم هم از کارتهایی که میگیرم ناراحت میشوم یا پیراهنم را بعد از گل در میآورم! یا توپ را به زمین میزنم! یا به داور میگم"این کرنر شد.نمیبینی؟!" کارت میگیرم...فقط یک بار فکر میکنم که میبایست واقعا کارت بگیرم و چند ماه هم محروم شوم که در بازیهای لیگ سال قبل بود و زمانیکه پای خسرو حیدری را به شکل وحشتناکی زدم...! - و سرانجام نقطهی پایان ناکامیهای صابر؟! من در هر بازی و در هر لحظه به دنبال این نقطه میگردم و امیدوارم که همین الان این نقطه گذاشته شده باشد. - خیلی از مطبوعات ورزشی سبک بازی تو را با رسول خطیبی مقایسه میکنند. خودت هم از اون الگو میگیری؟ نه... گمان نمیکنم شبیه رسول بازی کنم. با تمام احترامی که به خطیبی دارم باید بگم که من دو پا هستم. از شش گلی هم که به ثمر رساندم چهارتا را با پای چپ زدم و دو تا را با راست. با اینکه رسول در حال حاضر به نظر من بهترین مهاجم ایران حساب میشه اما من با اون خیلی فرق دارم. - الگوی خودت رو بین مهاجمان ایرانی که با دوپا گل میزنن چه کسی قرار دادی؟ ..... مهاجمی که با دوپا گل بزند را در ایران ندیدم! اما در بین بازیکنان ایرانی گلزنیهای علی دایی را خیلی دوست دارم و همیشه فیلم گلهای او را نگاه میکنم. - و در اروپا؟ کرستین رونالدو - و اما نادر دستنشان... تو فکر میکنی چطور یک تیم تحت هدایت او تا ردهی چهارم جدول گمان میکنم اکنون همه فهمیده باشند که مشکل مس مربی نبود چراکه وقتی یک مربی تیم خود را تا ردهی چهارم جدول بالا میبرد نشان از این دارد که مربی مشکلی نداشته است. - پس مشکل در کجا بود؟! بازیکنان...!! چطور؟! یعنی برای تیم بازی نمیکردند؟! نه اینکه بازی کنند. احساس من این طوریه که در ایران خیلی از بازیکنان نمیفهمند که مربی چی میخواد تا دستورات او را در زمین اجرا کنند. ممکنه یک بازیکن بهترین باشه در تیم، اما در تاکتیک مربی جایی نداشته باشد. - وضعیت قراردادت با مس به چه شکله؟ من فقط یک ماه و نیم دیگه با مس قرار داد دارم. - حتما از مس جدا میشوی دیگه؟! قصدم بر همین بود...یعنی منتظر بودم تا صد در صد از مس جدا بشم چون از 12 تیم لیگ برتر پیشنهادهای خوبی داشتم به خصوص استقلال اهواز. اما با آمدن فرهاد کاظمی حالا مردد هستم و اگر با باشگاه به توافق برسیم گزینهی اول من همین مس برای فصل آینده است. گفته شده شب اولی که در اردوی تیم ملی بودی، امیر قلعه نویی قضیه رفتن تو را به استقلال برای سال بعد قطعی کرده...! یعنی اگر به استقلال بروی حتما در تیم ملی میمونی... حتی بعضیها به صورت تایید شده از این ماجرا صحبت کردهاند...خودت اون رو تایید میکنی؟ چی بگم والله...!! من الان هم از پرسپولیس پیشنهاد دارم هم از استقلال اما خودم دوست ندارم که به این تیمها به این زودی اما بعید نیست که یک دفعه در لیگ همین امسال تعداد گلهام خیلی بالا رفت و سر از این تیمها در آوردم! - خب... صابر از بحث فنی عبور میکنیم میرسیم به خودت... این درسته که تاریخ دقیق تولدت رو نمیدونی؟ بله... اگر الان از من سوال شه چه روزی به دنیا اومدی نمیتونم جواب بدم!! - مگر برای تو تولد نمیگیرن؟! نه بابا...!! تولد برای بچه کوچولوهاست....! هرچند در همون دوران طفولیت هم در خانوادهی ما تولد گرفتن هیچ جایگاهی نداشت! - برادر تو فوتبالیست نشد و امروز به گفتهی خودت مهندس کامپیوتر شد... تو اگر فوتبالیست نمیشدی دنبال چه کاری میرفتی؟! من... دزد میشدم!!!!!!!!!!! چون واقعا به این کار علاقه دارم....( بمب خنده در دفتر ما منفجر شد!) و فکر میکنم بتونم تمام پلیسها رو دریبل بزنم و واسه همین فقط به دزدی از بانک فکر میکردم!!
- برای من که الان مثل روز روشنه که در دوران کودکی از آن دسته بچههایی بودی که از دیوار صاف بالا میرفتن... خودت از اون دوران بگو... نه... اتفاقا زیاد شر نبودم... مثلا بدترین کاری که کردم این بود که وقتی یازده تا تجدیدی آوردم، کارنامهی خودم را دستکاری کردم تا به یه دونه تجدیدی برسه...!! همین. - به این معتقد هستی که برای فوتبالیست حرفهای شدن در این مملکت علاوه بر توانایی به خیلی چیزهای دیگه نیاز هست؟ بله... مثلا پارتی... اگر در فوتبال ایران پارتی نداشته باشی باید خیلی تواناییهایت بالا باشد که بتوانی موفق باشی. البته من همیشه گفتم که برای رسیدن به مدارج بالا در هر کاری مثل فوتبال یک پارتی نیاز هست...! - قرارداد مالیات چقدر بود؟ نمیدانم...!! فقط میدانم که از خیلیها کمتر گرفتم... یعنی اگر وضعیت قراردادها را ردهبندی کنند من در دسته "خ" قرار میگیرم!! - میگن فوتبال از پر درآمدترین شغلهای امروزه... وضع مالی تو هم مسلما توپه دیگه...؟! بله... وضعیت فوتبالیستها از توپ گذشته...تانکه...!! اما نه برای من که تازه یک ساله که چهره شدم. - اما حالا که همه تو را شناختند منتظر هستی که از تو هم تانک شه..؟! نه... من چون فعلا مجرد هستم دغدغهی پول ندارم... دوست دارم در هر تیمی که هستم فقط بازی کنم... اگر نیمکتنشین بشم شاید اصلا فوتبال رو کنار بگذارم... برای همین فعلا پول برای من اهمیت نداره..بازی کردنه که برای من مهمه... - یاغی چی...؟! میتونی یاغیگری کنی و یه دفعه از قرمز بری آبی یا برعکس...؟! میگن به قیافم میخوره که این کار رو انجام بدم...اما خودم اصلا دوست ندارم که این کاره بشم. - چه زمانی ازدواج میکنی؟! ای بابا... کی به فوتبالیست جماعت دختر میده!!! - اما شایعه عجیبی در کرمان راه افتاده بود که تو داماد نادر دستنشان بودی...؟! باور کن وقتی من و نادر خان هم این شایعه رو شنیدیم از تعجب شاخ در آوردیم... من اصلا دختر دستنشان را حتی یکبار هم ندیده بودم که دامادش باشم یا نباشم... نمیدونم چرا اون زمان برای - اصلا قصد ازدواج داری...؟! نه... اما به این هم معتقد نیستم که ازدواج عاملی باشه برای جلوگیری از موفقیتهای بعدی و یا رسیدن به موفقیتهای بعدی...! پیشرفت در فوتبال کاری به زندگی زناشویی ندارد. حالا شما برای من زن پیدا کردین که این همه سوال میکنین ( با خنده ) - نه... اما میخواستیم به این برسیم که خیلی از فوتبالیستهای جوان ما که به شهرت هم میرسند دچار فساد اخلاقی میشن... مثل همون "م.خ" مردم هم عقیده دارند فوتبالیستها دیر ازدواج میکنند چون اکثرا همین مشکل را دارند...!! نمیدونم والله... هرکسی اخلاق و رفتار خودش رو داره... متاسفانه بودند افرادی که حیثیت جامعهی فوتبال و فوتبالیستها را لکهدار کردن... اما مطمئن باشید اگر فوتبالیستی به این دام بیافته راه پیشرفتش قطع میشه همانطور که از خیلیها قطع شد... من در این مورد نمیتونم نظر بدم... - بزرگترین دغدغهی غیر ورزشی صابر چیه...؟! همانطوری که گفتم من مجردم و خیلی از دغدغهها رو ندارم... اما فعلا بزرگترین مشکلم دوری از خانواده است که خیلی اذیتم میکند. - اما فوتبال یک شغلی است که شاید با یک مصدومیت و یا یک غفلت سبب بشه که بیکار بشی... به اون موقع فکر کردی... آره... دزد میشم.....!!!!!! خلاصه گفتوگو 1- اگر بازیکنان دیگر موقعیت گل برای من فراهم میکردند اکنون 20 گل به ثمر رسانده بودم 2- بعد از دعوت تیم ملی و مصاحبه در برنامهی 90 آنقدر مشکلات داشتم که تصمیم گرفتم فوتبال را کنار بگذارم 3- مشکل مس دستنشان نبود بلکه مشکل از بازیکنان بود 4- من را داماد دستنشان میدانستند اما حتی دختر او را هم ندیده بودم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 22:18 توسط سعید قرایی |
|
|
کرمانی ها دروازه آسیا را برای خود باز می کنند در زمانی نه چندان دور یعنی تا همین پنج سال قبل ، وقتی برنامه های ورزشی مختلف تلویزیون به بررسی رقابت های مختلف کشور در سطح بالای خود می پرداختند ، از قیافه ورزش دوستان کرمانی می شد فهمید که آن ها نسبت به عدم حضور یک تیم کرمانی تا چه حد ناراحت و سرخورده هستند. این امر به خصوص در رشته های گروهی بیشتر به چشم می خورد و اگر تیم هندبال شهرداری نبود تا برای کرمانی ها آبرو داری کند شاید کرمانی ها ورزش دوست اصلا نسبت به کرمانی بودن خود ناامید شوند!! به هر حال هرچه بود آن سال های سیاه تمام شد و زمانی که توجه مدیران کارخانجات بزرگ استان نسبت به ورزش متحول شد اکنون شاهد آن هسیم که نتایج آن خیلی زود برای ما روشن می شود تا امروز نام استان کرمان برای ورزشی ها حداقل غریب نباشد. تیم های گروهی کرمانی ابتدا جای خود را در بین بزرگان کشور باز کردند و شاید با جهشی فو تصور حتی توانستند از آن ها پیشی بگیرند تا امروز دروازه های ورود به مسابقات آسیایی را برای خود و تمام کرمانی ها باز کنند. در سال گذشته تیم هندبال شهرداری تنها کرمانی حاظر در مسابقات معتبری چون جام باشگاه های آسیا بود. این تیم در این رقابت ها هرچند به عنوانی بهتر از ششمی دست نیافت اما چند پیروزی بسیار با ارزش به خصوص در برابر نماینده گان کویت و قطر سبب شد کارشناسان هندبال عملکرد این تیم را مثبت ارزیابی کنند و این نوید را دهند که در سال های آینده با تجربه بیشتری که این تیم کسب می کند ، می تواند به راحتی به جمع چهار تیم پایانی مسابقات نیز راه یابد. این تیم کرمانی با نایب قهرمانی امسال خود در لیگ برتر بازهم بار خود را برای رقابت های آسیایی بست تا پیش بینی کارشناسان را امسال جامه عمل بپوشاند.
اما اتفاق خوشایند دیگری که برای ورزش کرمان در هفته گذشته رخ داد و به نوعی یک هنجار شکنی بزرگ در این امر شناخته می شد ، صعود دومین تیم گروهی کرمانی به رقابت های آسیایی بود. پیش از این تیم های انفرادی کرمانی همانند دوچرخه سواری و تکواندو و... در پیکارهای باشگاه های آسیا شرکت کرده بودند و حتی برخی تیم های گروهی کرمانی نیز در برخی از تورنمنت های نه چندان مطرح با دیگر آسیایی ها به پیکار پرداخته بودند اما برای رقابت های بزرگی چون جام باشگاه های آسیا در سال های اخیرعادت کرمانی ها بر این بود که تیم هندبال شهرداری را در این پیکارها ببینند که تیم والیبال گل گهر سیرجان این هنجار و عادت را سرانجام شکست تا متوجه شویم سیر صعودی تیم های ورزشی مختلف کرمانی همچنان ادامه دارد. ت یم والیبال گل گهر سیرجان بدون شک یکی از بهترین و قدرترین تیم های تاریخ ورزش کرمان حساب می شد که موفق شد در لیگ جذاب و پر حادثه برتر والیبال به عنوان شگفتی ساز خود را معرفی کند و عنوان نایب قهرمانی مسابقات را از آن خود کند. در رقابت های لیگ برتر والیبال فصل گذشته که به نوعی اولین حضور گل گهر در این مسابقات هم محسوب می شد ، این تیم در اواخر فصل با پیروزی برابر تیم های کورس قهرمانی تمام معادلات بالای جدول را به هم ریخت تا توجه تمام کارشناسان را به خود جلب کند. در آن ایام همه از گل گهر به عنوان یک تیم مقتر برای سال های آینده نام می بردند. با اتمام آن فصل ، خلیل آزمون مربی این تیم و شاگردان او که به خود باوری کامل رسیده بودند ، با جذب چند بازیکن خوب ملی پوش ، فصل جدید را به بهترین شکل ممکن آغاز کردند. پیروزی های پیاپی این تیم ، گل گهر را به صدر جدول رساند. شاید در شش هفته نخست همه از این تیم سیرجانی به عنوان یک جرقه نام می بردند که شاید خیلی زود خاموش شود اما این جرقه در ادامه به آتشی هولناک تبدیل شد که تمام تیم های بزرگ و کوچک را در دور رفت در کام خود سوزاند! پیروزی های بزرگ و زنجیره ای گل گهر شاید تعریف و تمجید های بی پایانی که از این تیم شد باعث بروز یک آفت در گل گهری شد که هنوز تعداد حضور خود را در لیگ برتر به اندازه انگشتان یک دست هم نمی دید. باخت در اولین بازی دور برگشت تابوی شکست ناپذیری این تیم را هم برای بازیکنان گل گهر و هم برای حریفان این تیم شکست تا اقتدار تیم سیرجانی در دور رفت ، در بازی های دور برگشت از دست رود. گل گهر در بازی های دور برگشت با چند باخت پیاپی این فرصت را در اختیار تیم حرفه ای چون پیکان داد تا جای این تیم را در صدر جدول بگیرد. چه شد که گل گهر نتوانست تیم دور رفت باشد را شاید بتوان در تحلیل قدرت بدنی بازیکنان این تیم و شناخت بیشتر حریفان نسبت به این تیم و همچنین بروز حواشی کوچک و بزرگی جست که سبب شد این تیم نتواند روند نیم فصل اول خود را در دور برگشت هم حفظ کند. فارغ از همه این دلایل می توان کم تجربگی گل گهر را عامل اصلی ناتوانی این تیم در دور برگشت دانست که سبب شد از صدر جدول و قهرمانی دور تر و دورتر شد تا جاییکه تیم پیکان بتواند چهار هفته مانده به پایان مسابقات عنوان قهرمانی لیگ برتر را از آن خود کند. گل گهر که قهرمانی را از دست رفته می دید با شکست برابر سایپا در سیرجان در شرف تحمل دومین شکست بزرگ خود هم قرار گرفت. و آن از دست دادن عنوان نایب قهرمانی لیگ برتر و خداحافظی با جام باشگاه های آسیا بود. اما به لطف بازی جوانمردانه پیکان برابر سایپا در هفته آخر رقابت ها که این تیم را با یک بازی زیبا با شکست مواجه کرد این فرصت را به گل گهر داد که با پیروزی برابر بانک کشاورزی بتواند موفقیت بزرگی را از لیگ امسال از آن خود کند و آن رسیدن به پیکارهای باشگاه های آسیا بود. هرچند با تیمی که در نیم فصل اول از گل گهر دیدیم می توانیم ادعا کنیم که نایب قهرمانی تمام موفقیت این تیم سیرجانی نبود اما رسیدن به آسیا آن هم با تیمی که به زعم آزمون برای کسب مقام پنجمی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:55 توسط سعید قرایی |
|
|
بدل مس زیباتر از اصل آن
بازی صنعت مس برابر برق شیراز یکی از پر برکتترین بازیهای مس در اولین حضورش در لیگ برتر بود. هرچند قبل از آن بازی مرتبا اعلام میشد که هشت بازیکن مس غایب هستند و این غیبتها کمتر مس را مشکل خواهد کرد کمتر کسی فکر میکرد که با این تغییرات ناخواسته شاید آن تحولی که همه منتظر آن بودند سرانجام در تیم رخ دهد و این شوک، رگهای بستهی تیم را مجددا به جریان بیاندازد که تغییرات بازی با برق به همین جا هم ختم شد! قبل از آن بازی و حتی در بحث کارشناسی آن بازی، زمانیکه مجری خیلی تلاش میکرد تا غیبت هشت بازیکن مس را عامل اصلی شکست احتمالی تیم کرمانی قلمداد کند، منصور نظریه کارشناس برنامه و مربی سابق تیم مس از حالت دومی خبر داد که این تغییرات میتواند با توجه به انگیزهی بازیکنان ذخیره و نبودن آن فشار روانی بر روی آنها که بر روی بازیکنان ثابت تیم بود، سبب شود تیم بتواند هدفمندتر در زمین حاضر شود. حضور میثم حاجیان، محمود پور اسدالله، بابک حاتمی، رضا سهند رازیان، محسن زاهدی و دیگر بازیکنان در زمین از ابتدا، تیم مس را نیز متفاوت نشان داد. جالب اینجا بود که این بازیکنان همگی از آن دسته بازیکنانی حساب میشدند که در صعود سال قبل مس به لیگ برتر نقش کلیدی را ایفا میکردند که هر یک به دلایل مختلف و از جمله مصدومیت در لیگ برتر نتوانسته بودند کارایی خود را نشان دهند. اما حضور این بازیکنان در زمین سبب شد سیستم مس هم از 4-4-2 به 3-5-2 تغییر کند تا بنا به ذات نمیتوان خیلی زود در فوتبال یک مملکت تغییر داد! به هر شکل مس در بازی برابر برق دچار یک توفیق اجباری شد و این تیم با فرستادن تیمی جدید به زمین بنا به غیبتهای اجباری بازیکنان خود، موفق شد به واسطهی بازیکنان روی نیمکت خود ترکیب ایدهآل خود را بشناسد. از آمادگی فوقالعاده بابک حاتمی نیز نباید به راحتی چشمپوشی کرد که خیلی به موقع در خدمت تیم قرار گرفت تا فرهاد کاظمی بتواند با مس جایگاه خود را تثبیت کند. در بازی برابر سپاهان این بیم میرفت که با توجه به آماده شدن بازیکنان غایب مس، این تیم هماهنگ دستخوش تغییرات شود که این اتفاق کمتر رخ داد تا بازهم تیم جدید و تغییر کردهی مس نشان دهد این تیم هنوز میتواند همان مس دوست داشتنی باشد. خیلی وقت بود که بازیهای جذاب مس در نیم فصل اول را فراموش کرده بودیم که در بازی برابر سپاهان نشان دادیم مس اگر خود بخواهد میتواند همچنان جذاب و تماشاگر پسند بماند. نادر دستنشان که اکنون تمام تمرکز خود را به رقابتهای پلیآف معطوف کرده است قطعا بعدها با دیدن این دو بازی مس به یکی از اشتباهات خود در این تیم پی میبرد و آن محروم کردن خود از یک تیم آماده بر روی نیمکت بود. مسلما اگر در آن روزهایی که کار تیم دستنشان گره خورده بود او به جای پافشاری بر روی استفاده از مهرههایی که نه در خدمت تیم او، که با بازیهای ضعیف خود بیشتر در خدمت تیم حریف بودند و با پاس ندادنهای خود مایهی عذاب هواداران و عاملی برای خراب کردن بازی سایر بازیکنان تیم بودند، میتوانست از بازیکنانی که از ابتدای فصل خیلی کم به آنها اعتماد کرده بود استفاده کند تا اگر اتفاقات قبل از بازی با برق رخ نداده بود و اگر ترکیب مس به یکباره و بالاجبار عوض نشده بود شاید امروز هنوز هم نمیتوانسیتم مس زیبای خود را ببینیم. فرهاد کاظمی که پس از بازی با سپاهان هم پیدا کردن ترکیب ایدهآل خود را به همین تغییرات اجباری مربوط دانسته بود حتما امروز متوجه شده است که بازیکنان مس تاکتیکناپذیر نبودهاند بلکه این تیم به رویدادی نیاز داشت که امروز در تیم رخ داده است یعنی جدا کردن بازیکنانی که تقریبا به نیمکت دوخته شده بودند مثل حاجیان و پوراسدااله و عدم استفاه از بازیکنانی که از سر سیری برای مس بازی نمیکردند! پیروزی بر سپاهان که میتوانست حتی امروز در کورس قهرمانی هم باشد کار کوچکی نبود که مس پس از بحران گذشته به آن نایل شد. این تیم با دو پیروزی شیرین خود در دو هفتهی اخیر نشان داد که با آرامش بیشتر میتواند برای فصل بعد قول حمید نیک نفس را اجابت کند و حتی در جمع چهار تیم برتر باشد به شرط آنکه تمام کسانی که در راه منحرف کردن مس از مسیر موفقیتش کمر همت بستند و سرانجام به خواستهی خود هم رسیدند برای فصل بعد برنامهای نداشته باشند و اجازه دهند تا این تیم با خیالی آسوده برای کسب پیروزیهای غرور آمیز بعدی خود هم برنامهریزی کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:12 توسط سعید قرایی |
|
|
مرثیهای بر این فوتبال دولت زده! اگر فکر میکنید که فوتبال ما در مسیر رو به جلو خود منفعل حرکت میکند و اگر این رشته پس از گذشت نزدیک به سه، چهار دهه از قهرمانیها مختلف خود، هنوز نتوانسته است چه در عرصهی ملی و چه در عرصهی باشگاهی به افتخار آنچنانی دست یابد، در عوض در برخی از عرصهها چنان عمل کرده است که در هیچ گوشهی دنیا نظیری برای آن سراغ ندارید. برنامههایی که چند سالی هست قوت بیشتری هم برای اجرا به خود گرفته است ما را در برخی از عرصهها به پیشرفت رسانده است که دعا میکنیم در هیچ زمانی خدا مردان دولتی را از فوتبال ما نگیرد. چند اتفاق ساده که در عرض همین دو سال گذشته رخ داده است نشان از آن دارد که فوتبال دولت زده ما به بهترین شکل ممکن مسير درجا زدن خود و بیبرنامگی را در حال طی کرده است. نخستین مورد آن پس از صعود تیم ملی فوتبال ما به جام جهانی بود. وقتی علی آبادی ریاست سازمان ورزش را برعهده گرفت تا در تقابل با دادکان باشد آنقدر اتفاقات عجیب و غریب در فوتبال ملی ما رخ داد که بعد از آن آرزو میکردیم که ای کاش هیچ زمان به جام جهانی نمیرفتیم! وقتی به آلمان رفتیم و چوب تمام درگیریها و نزاعهای مردان ورزشی دولت را در زمینهای چمن آنجا بخوریم، کلاغهای ناشناخته!! از دخالتهای مستقیم مردان دولتی در فوتبال ایران به فیفا شکایت بردند تا فوتبال ما با تمام ابهتی که از گذشته و با سختی فراوان در جهان کسب کرده بود، برای چند روز طعم تحقیر واقعی را در سرتاسر جهان بچشد و برای چند روز حکم تعلیق آن و بحث درمورد آن تبدیل به سوژهی برای تمام رسانهای جهان شود. بماند که پس از این موضوع با کجاها دیدار شد و چه خسارتا!! پرداخت گردید تا تیم امید ما پس از این حکم از بازیای آسیایی دوحه جا نماند اما این اتفاق یک هشدار برای ما بود که دخالت دولت در فوتبال ملی سایه یک "لولو" به نام فیفا را بر سر فوتبال ما خواهد انداخت.
از همین رو بود که آقایان در سازمان تربیتدنی وقتی فوتبال ملی را عرصهی برای تاختن خود ندیدند رو به دو باشگاه بزرگ کشور یعنی پرسپولیس و استقلال آوردند تا قدرت و توانمندیها خود را در به بحران کشیدن آنها به منصهی ظهور بگذارند! وقتی استقلال با هنر هیات مدیرهی خود از باشگاههای آسیا حذف شد باردیگر به ضعف دخالت افراد غیر ورزشی در این عرصه پی بردیم. افرادی که در هیات مدیرهی استقلال این افتخار تاریخی را رقم زدند، همگی از صحن مجلس و یا وزارتخانهها بودند تا مشخص شود اگر دولت از طریق سازمان تربیتبدنی این حق را به خود میدهد که در این عرصه کاملا تخصصی خود را دخالت دهد حداقل به شکلی برخورد کند که فقط سوژههای داغ را برای نشریات داخلی و خارجی و تحقیرهایی از دست حکم تعلیق فیفا و یا نامهی حذف کنفدراسیون فوتبال آسیا خطاب به باشگاه استقلال، رقم نخورد. به هر شکل این پایان کارهای قشنگ سازمان تربیتبدنی برای باشگاه پرطرفدار استقلال نبود. پس از این اتفاق نادر که منجر به استعفای تمام اعضای هیات مدیره شد، جناب علی آبادی برای انتخاب هیات مدیرهی جدید بازی جدیدی را در بین نشریات به راه انداخت و آن حدس اعضای این هیات از راه دور بود! البته این بازی آنقدر طول کشید که دیگر نشریات هم از آن خسته شدند اما خود جناب مهندس هنوز جوابی برای آن نیافته بود تا سرانجام پایان ناخوش این اقدام سازمان تربیتبدنی هم در روزی دیده شود
اگر گمان میکنید کارهای منحصر به فرد سازمان تربیتبدنی در این چند مورد خلاصه میشود، سخت در اشتباهید...! چراکه هنوز یک گزینهی دیگر به نام پرسپولیس وجود داشت که از شر این حوادث مصون مانده بود اما سرانجام آنها نیز میبایست این اتفاقات را تجربه کنند تا در این زمینه از رقیب خود عقب نماند. گزارش مبسوط مجلهی شهروند امروز در شمارهی دوم خود همه چیز را در مورد دلایل استعفاء محمد حسن انصاریفرد به خوبی روشن میکند. همان دلایلی که او هرگز در مورد آنها سخن نگفته بود. در بخشی از گزارش این مجله میخوانیم "اواخر اسفندماه گذشته بود که محمد علی آبادی به یکباره حبیب کاشانی را به هیات مدیرهی پرسپولیس اضافه کرد. علی آبادی در تمام یک سال و نیم گذشته هیچگاه تمایلی به انتخاب جایگزینی برای محمد مایلی کهن نشان نمیداد، درست در زمانیکه همه منتظر انتخاب اعضای هیات مدیرهی استقلال بودند، کاشانی را به هیات مدیرهی پرسپولیس اضافه کرد. کمتر از یک هفته بعد بود که رییس سازمان ورزش فدا حسین مالکی را هم از هیات مدیرهی پرسپولیس کنار گذاشت و حسن بیادی، نایب رییس شورای شهر تهران را به جای او برگزید. انتصابی جنجالی که شایعات فراوانی را به همراه داشت، چنانکه بلافاصله پس از انتصاب این دو در شهر پیچید "علی آبادی به این دو حکم داده است تا آنها در انتخابات شهرداری به قالیباف رای ندهند"!!!! و خود حدیثی مفصل بخوانید از این مجمل که وقتی اعضای هیات مدیره یک باشگاه با این هدف انتخاب میشوند، در درون باشگاه چه میگذرد تا انصاریفرد مجبور به استعفا شود و تا آن حد از این پست زده شده باشد که تحت هیچ شرایطی حاضر به بازگشت به پست خود نباشد. مدیر عامل ورزشی که حداقل به زعم طرفداران پرسپولیس عملکرد بسیار موفقی را داشته است و خواست مردم حفظ او در سمت خود است که البته باید در این زمینه دید که خواست دولت چیست...! این است حکایت فوتبال دولت زدهی ما که پستهای حساس در آن در جهت انتخابات فلان شهرداری و یا شورای شهر و... به هر عنوان به یکدیگر پیشکش میشد تا در هيات آن یا شاهد حکم تعلیق فیفا بود یا سرانجام نامهی حذف تیمهای ما از مسابقات بینالمللی برسد و یا خلاف نظر مردم یک مدیر مجبور به استعفا شود و یا در این عرصه شاهد اتفاقاتی مثل همان چاقو کشی بر علیه سرپرست موقت استقلال بود. نمیدانیم اصل 44 که بر روی اجرای آن از بالاترین مقام کشور هم تاکیدات فراوان شده است، سرانجام در بخش ورزش هم اجرا خواهد شد یا خیر و بالاخره شاهد خواهیم بود که تیمهای فوتبال ما و یا رشتههای دیگر را مدیران بخش خصوصی که دلشان از بابت پولهایی که خرج کردهاند واقعا برای تیمهای خود میسوزد، مدیریت میکنند. که اگر چنین شود دیگر اجازه نخواهند داد برای اخراج فلان مدیر انواع و اقسام حاشیهها قبل از رویدادی مثل جام جهانی رخ دهد و یا با عدم ارسال لیست اسامی غم چند میلیون آدم را موجب شد و یا در نهایت برای شهردار شدن و یا نشدن یک تیم را ور بحران کرد تا سرانجام به جای چاقو از وسایل گرم دیگری در این عرصه استفاده شود. برای ندیدن دوباره این صحنههای زشت است که دعا میکنیم استقلال اهواز به عنوان یک تیم بخش خصوصی لیگ برتر امسال را فتح کند تا یک تحول اساسی در فوتبال کشور وارد شود و یا علی پروین در تیم جدید و شخصی خود هرچه سریعتر به قول خودش عمل کند و تیمداری واقعی را به تمام مدیران ما نشان دهد.
وقتی این جریانات را در عرصهی فوتبال دولت زده خود میبینیم این حق را میدهیم که در سایر تیمهای دولتی کشور مثل همین صنعت مس منتظر رخ دادن هر اتفاقی باشیم...!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:35 توسط سعید قرایی |
|
|
یکی از افتخاراتی که همیشه مورد اذعان هیات فوتبال کرمان در سالهای اخیر بوده است، وجود چند ملیپوش کرمانی در ردههای مختلف سنی بوده است. افتخاری که در چند سال گذشته با وجود تنی چند از فوتبالیستهای کرمانی نصیب فوتبال کرمان میشد. یاشا خلیلی، آرش برهانی و دنیا هنری فوتبالیستهایی بودند که با بازی در تیمهای ملی نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و بانوان باعث روسفیدی فوتبال کرمان در عرصهی ملی میشدند. اما اکنون نزدیک به سه، چهار سالی هست که این روسفیدی کمكم رخ خود را به رنگ بد رنگ سیاهی همهی این عوامل نشانی از آن دارد که کرمانیها برای باز کردن درهای تیم ملی به روی خود به مشکل برخوردهاند و با عقب گردی طولانی راه خود را از رسیدن به این تیمها دورتر از همیشه میبینند. اینکه چرا ما در ردههای نوجوانان و جوانان نتوانستهایم بازیکن داشته باشیم قطعا به عدم برنامهریزی درست ما برمیگردد. برنامهریزی که نه فقط در تمرین دادن و قهرمان شدن در زمین خلاصه شود که از این حیث با تلاش باشگاهها و هیات فوتبال شاید خیلی هم جلوتر از آنچه که تصور میکنیم باشیم، که برنامهریزی ما باید تا آنجا ادامه داشته باشد که مطمئن شویم در فلان ردهی سنی تیم ملی از کرمان بازیکنی لباس سفید تیم ملی را بر تن خواهد کرد.
متاسفانه امروز شاهد هستیم که تنها تواناییهای یک بازیکن نمیتواند او را به حق خود در تیم ملی برساند و همین امر وظایف مربیان و مسوولین فوتبال یک استان را برای حمایت هرچه بیشتر از بازیکنان خود میطلبد. کرمانیها در زمینهی استعداد و توانایی نه فقط چیزی از شهرها و استانهای دیگر کم ندارند که با مقامهای مختلف تیمهای خود در رقابتهای کشوری نشان دادهاند حتی از خیلی از بازیکنانی که بنا به هر دلیلی به تیمهای ملی میرسند جلوتر هستند. حالا چگونه ممکن است از تیمهای قهرمان کرمانی حتی یک بازیکن هم نتواند پیراهن سفید تیم ملی را بر تن کند، مسوولین و مربیان حتما جواب قانع کنندهتری را به ما خواهند داد. با ادامهی این روند شاید اصلا فراموش کنیم که کرمان هم بهعنوان بخشی از خاک ایران میتواند در تیمهای ملی آن صاحب بازیکن باشد. اگر خواهان رفع این نقیصه از فوتبال استان هستیم هرگز نباید به این دلخوش کنیم که در لیست 40 نفرهی تیم ملی 3 بازیکن کرمانی حاضر بودهاند که در نهایت همگی هم قبل از شروع مسابقات خط خوردند! تکمله: آن زمانیکه به دنبال این امر بودیم که چرا تعداد کرمانیهای تیم ملی فوتبال تا این اندازه اندک و گاهی زیر صفر است همه در برطرف شدن این مشکل حضور یک تیم کرمانی را در لیگ برتر به عنوان راه حل میدانستند...، اما اکنون که این تیم کرمانی هم سرانجام به لیگ برتر رسید بازهم متعجبیم که چرا هنوز از کرمان نتوانسته است جای خود را در ترکیب تیم ملی ثابت کند؟! چهار سال قبل یک کرمانی به نام برهانی تیم ملی را در جام ملتهای آسیا چین همراهی کرد، آیا در جام ملتهای امسال شاهد حضور همان یک بازیکن هم هستیم...؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 12:52 توسط سعید قرایی |
|
|
فراتر از میزبانی یک رقابت ساده در روزهایی که تیمهای ورزشی از کشورهای مختلف دنیا به دلیل بهانههای ریز و درشت از آمدن به ایران واهمه دارند برگزاری یک مسابقهی بینالمللی در کشور تبدیل به سختترین کار ممکن شده است. اوضاع منطقه و کشور از ابعاد مختلف به شکلی است که چند سال پیش حتی کشور مالدیو هم از فرستادن تیم فوتبال امید خود برای شرکت در یک بازی دوستانه به ایران جلوگیری کرد و هفتهی گذشته نیز تیم ملی فوتسال اسپانیا نیز به دلایلیکه گفته میشد به همین علل برمیگشت از آمدن به کشورمان جهت شرکت در تورنمنن اردبیل خودداری کرد. همهی این اتفاق درحالی رخ میدهد که بارها شاهد بودیم در تورنمنتهای مختلف کشور در رشتههای گوناگون نظیر دومیدانی، جودو، بسکتبال و... که عمدتا در قالب رقابتهای جام فجر برگزار میشود بهدلیل عدم استقبال تیمهای خوب خارجی از این مسابقات در پایینترین کیفیت ممکن برگزار میشود. یکی از معدود رقابتهای بینالمللی که هر ساله و به طور منظم در کرمان برگزار میشود تور دوچرخهسواری کرمان است که معمولا در این ایام سبب میشود که توجه خبرهای ورزشی در روزنامه و تور کرمان را اگر نتوانیم با اغماض هم یکی از بهترین تورهای آسیا به نامیم حداقل میتوانیم آنرا در سطح کشور یکی از بهترینهای خود بدانیم و کیفیت این تور را بالاتر از آنچه که در تور تبریز میبینیم ارزیابی کنیم. اگر چهار دورهی گذشته این تور را در نظر بگیریم بنا به همان مسالهای که تیمهای خارجی را از آمدن به ایران منع میکند سبب شد سال گذشته تنها دو تیم ضعیف خارجی به این مسابقات بیایند تا در سال 85 این تور ضعیفترین دورهی خود در بین چهار دورهی گذشته خود برگزار شود. ضمن اینکه مصدومیت چند دوچرخه سوار نیز در حین برگزاری مرحلهی سیرجان به کرمان، سبب شد به طور کلی تور دهم خاطرهی چندان خوبی را برای تیمهای شرکت کنندگان و برگزار کنندگان رقم نزند. در آن زمان هم مسوولین برگزاری مسابقات در توجیه عدم حضور تیمهای بیشتر خارجی در این مسابقات فدراسیون دوچرخهسواری را متهم کردند که هرگز برای دعوت تیمهای خارجی ارتباطات خوبی را برقرار نکرده است و این قول را دادند که در مسابقات سال آینده، خود کار دعوت تیمهای خارجی را برعهده خواهند گرفت تا شاهد حضور تیم های بیشتر و قوی تری در این مسابقات باشیم تا کیفیت تور هم افزایش داشته باشد. این وعده محقق هم شد و شاهد بودیم که در این پیکارها تعداد این تیمها به شش افزایش داشته است. هرچند تیمهای ملی ازبکستان، آذربایجان، سوریه، بحرین هرگز نمیتوانند تیمهای قدری برای افزایش آنچنانی اعتبار مسابقات در عرصهی بینالمللی محسوب شوند و شاید تنها حضور دو تیم ملی مالزی و باشگاه بورسیا اسپور ترکیه سبب شود که دو تیم خوب دوچرخهسواری دنیا را در کرمان ببینیم. در سالهای گذشته با حضور تیمهای قدرتمندتری نظیر تیم ملی ژاپن و باشگاه جایانت تایوان کیفیت این تور بسیار بالاتر از این بود و از این شکل میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که در جذب تیمهای خوب دنیا به این تور نه تنها پس از برگزاری یازده دوره رشد نداشتهیم، که شاید حتی افت محسوسی را هم در دو دورهی اخیر داشتهایم.
آخرین باری که یک رقابت ورزشی بینالمللی به شکلی شایسته در کرمان برگزار شد به رقابتهای سنگنوردی قهرمانی آسیا باز میگشت که با صرف هزینههای زیاد هرگز نتوانست در محیطی متمرکز به خوبی برگزار شود از این رو برگزاری مسابقات دوچرخهسواری که در جادههای مختلف استان نیز برگزار میشود مصائب خاص خود را میطلبد که سبب میشود ما به برگزار کنندهگان این مسابقات خسته نباشید حسابی بگوییم که با توجه به امکانات محدود، سعی خود را برای برگزاری هرچه بهتر این مسابقات انجام میدهند. مسلما مسابقات این چنینی که جنبهی فرامرزی دارند امری مهمتر از میزبانی یک رقابت ساده هستند و باید در آنها به شکلی عمل کرد که باعث شناخته شدند نام کرمان حداقل در بین مردم کشورهای تیمهای شرکت کننده در آن شود. و اصولا یکی از مهمترین اهدافی که تمام کشورهایی که برای به دست آوردن میزبانی یک رقابت بینالمللی تلاش میکنند و هزینه پرداخت میکنند، همان معرفی خود یازدهمین دورهی تور دوچرخهسواری کرمان با حضور تیمهای قدرتمند داخلی و شش تیم خارجی بازهم میتواند همچنان بهترین تور ایران لقب بگیرد.هرچند با پخش تلویزیونی این مسابقات که همه ساله در حد یک ادعا باقی مانده است، میتوان بر جنبههای کیفی آن هم افزود. اما در این مسابقات این پتانسیل هست که روزی با جذب رکابزنان برتر دنیا مسابقات خود را در سطح آسیا معتبرتر سازد. هرچند اعتبار این تور نیز با وضعیت کنونیاش کم نیست که بسیاری از تیمهای حاضر در این مسابقات ترجیح میدهند به جای شرکت در تور جیرو ایتالیا در مسابقات تور کرمان شرکت کنند. بازهم باید به تمام برگزارکنندگان این مسابقات دست مریزاد گفت که یک تورنمت بینالمللی را به صورت منظم در کرمان برگزار میکنند. مسابقاتی که انتظار آنرا داریم سال دیگر سیر تکاملی خود را به رخ همگان بکشد و آنرا ثابت کند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:11 توسط سعید قرایی |
|
|
ورزشگاه امام علی را تمام کنید یکی از وعده هایی که در پنج سال اخیر همواره با شروع سال نو در کرمان و توسط مسوولین مختلف اعلام می شود وعده افتتاح ورزشگاه 15 هزار نفری امام علی شهر کرمان است. استادیومی که اکنون 5 سالی هست که باید در روز 22 بهمن قیچی افتتاح آن زده شود اما هر سال دریغ از پار سال. کلنگ این استادیوم در سال 1377 در این مکان و به دست حبیبی معاون رییس جمهور به زمین خورد اما در آن سال این اقدام تنها در حد خوردن یک کلنگ به زمین باقی ماند و پرونده ساخت این استادیوم تقریبا بسته شد تا سال 1381 که مجددا تربیت بدنی کار ساخت آن را مجددا شروع کرد. ساخت این استادیوم خیلی طوفانی شروع شد و در عرض تقریبا دو سال 50 درصد فیزیکی پیشرفت داشت. این امر سبب شده بود مسوولین ورزشی و غیر ورزشی از خلق یک رکورد عمرانی ورزشی درکرمان سخن برانند و فاتحانه از ساخته شدن یک ورزشگاه بزرگ در ایران آن هم در زمانی کمتر از سه سال صحبت کنند. اما از سال 1383 به ناگاه روند ساخت این ورزشگاه متوقف شد و هر روز خبرهای جدید و نگران کننده ای از روند تکمیل این ورزشگاه بزرگ به گوش می رسید که در آن زمان این امکان را به همه می داد تا حدس زد رکورد پرافتخار "عمرانی ، ورزشی" استان حالا حالاها زده نخواهد شد. در سال 83 در حالی نژاد زمانی حرف از افتتاح این مجموعه می زد که با یک نظر هم مشخص بود روند رویایی ساخت این ورزشگاه هرگز ادامه پیدا نکرده است و اگر در 22 بهمن آن سال ورزشگاه افتتاح می شد قطعا می بایست مسابقات در حضور سکوهای ساخته نشده و زمین خاکی!! برگزار گردد. که 22 بهمن آن سال آمد و رفت و امام علی مطابق تصورات افتتاح نشد. از آن زمان بود که بازی جذاب وهمیشگی "کی بود؟! کی بود؟! من نبودم" در میان مسوولین کرمانی و تهرانی شروع شد. مسوولین تربیت بدنی کرمان همواره شرکت "تجهیز و اماکن ورزشی کشور" را که زیر نظر اداره کل تربیت بدنی مامور ساخت این پروژه بود را متهم به کم کاری می کردند و از آن سو مسوولین این شرکت از عدم همکاری تربیت بدنی کرمان و سایر نهادهای استان برای ساخت این مجموعه حرف می زدند. هرچه بود ، مشخص بود با این همه نزاع نباید روی قول رییس ورزش کرمان برای افتتاح این پروژه در سال 84 هم حساب باز کرد.
همه این اتفاقات در حالی رخ می داد که شهر کرمان فاقد یک زمین چمن مناسب برای برگزاری بازی های صنعت مس در لیگ یک آن زمان بود و این تیم پس از اینکه بازی های خود را از زرند به کرمان آورده بود ابتدا در ورزشگاه شهرداری که اصلا شکل یک ورزشگاه را نداشت به زمین رفت و سپس بازی های خود را به استادیوم پیر کیانی منتقل کرد که مصائب خاص خود را داشت. شکل خاص ان استادیوم باعث می شد که از نظر امنیتی هیچ کنترل درستی بر روی آن صورت نگیرد تا هر هفته از این استادیوم خبرهای دردناکی به کل کشور مخابره شود که نمونه های درشت آن بازی برابر برق و پیکان تهران بود. به هر شکل زمانی که صنعت مس آنقدر خوب نتیجه گرفت که برخلاف انتظار مسوولین!! در راه صعود به لیگ برتر قرار گرفت ، بلوایی در بین آقایان در جهت تعیین مکان برگزاری بازی های مس در لیگ برتر برپا گردید. به هر حال کار تکمیل استادیوم سلیمی کیا خیلی راحت تر از امام علی بود و همین امر سبب شد تا بودجه ای که قرار بود در امام علی صرف شود به طرف سلیمی کیا برود تا این ورزشگاه برای بازی های مس در لیگ برتر آماده گردد. در همان زمان هم خود متولیان ورزش و غیر ورزشی اعتقاد داشتند کم ظرفیت بودن این ورزشگاه و قرار داشتن آن در مرکز شهر امکان برگزاری یک میزبانی خوب را از کرمان می گیرد به همین دلیل آن ها اعلام کردند که بازی های مس در لیگ 85 تنها در نیم فصل اول در سلیمی کیا برگزار خواهد شد و مجددا 22 بهمن این سال را زمانی برای افتتاح ورزشگاه امام علی اعلام کردند. جالب بود که هر زمان کارشناسان عمرانی تربیت بدنی کشور از این مجموعه بازدید می کردند ، به آن اندازه ایراد فنی از این ورزشگاه می گرفتند که همه را نسبت به این استادیوم در ظاهر شکیل نا امید می کرد!! هرچه بیشتر به 22 بهمن سال 85 نزدیک تر می شدیم در پوچ بودن وعده جدید تربیت بدنی و روسای آن بیشتر پی می بردیم که سرانجام کمال جوانمرد نیز با ریختن آب پاکی بر روی دست همه قبل از رسیدن این تاریخ اعلام کرد که فعلا منتظر نشستن بر روی سکوهای این ورزشگاه نباشید.شاید تمام ایراد از مسوولین ساخت این ورزشگاه نباشد و بتوان در این بین استادیوم پیر سلیمی کیا را هم مقصر دانست که آنقدر خوب از بازی های مس در لیگ برتر میزبانی کرد که تمام مسوولین عزیز را برای ساخت ورزشگاه جدید به نوعی "تنبل" کرد. که در این زمینه نجابت زیاد از حد مردم کرمان هم مزید بر علت بود! که سرانجام بازی با صباباطری نشان داد این ورزشگاه با همه حسن هایش سرانجام در جاییی نقاط ضعف خود را به رخ می کشد.
با آغاز سال جدید شاید مسوولین تربیت بدنی کرمان همچنان این توان و یا به عبارتی بهتر این " رو" را در خود ببینند که 22 بهمن امسال را زمان قطعی افتتاح این ورزشگاه بدانند و همانند سال های قبل قبل از رسیدن این زمان مجددا آن را به 22 بهمن سال بعد حواله کنند!! اتفاق جالب تری که برای این ورزشگاه در سال گذشته رخ داد این بود که باشگاه مس قرار شد مالکیت این ورزشگاه را تصاحب کند تا هرچه سریعتر آن را تبدیل به خانه مس کند که با مخالفت شدید اداره تربیت بدنی کرمان مواجه شد تا برای دو هفته جنجال در ورزش کرمان پدید آید که در نهایت هم اداره تربیت بدنی با چنگ و دندان این پروژه را حفظ کرد تا همچنان به صوررت تلی از خاک باقی بماند! جالب تر اینکه ما در استانی که توانایی تکمیل یک ورزشگاه 15 هزار نفری را نداریم سخن از ساخت ورزشگاه 30 هزار نفری و 50 هزار نفری می کنیم! حرف از افتتاح دهکده المپیک با عظمت آنچنانی می زنیم و پروژه های دیگر که در حرف بسیار زیبا و شکیل ساخته می شوند اما در عمل فقط یاد آن ها در ذهن ها ماندگار می ماند!! این درست که مشکل تکمیل این مجموعه ها همگی در بودجه ختم می شود اما هنر مدیران ما در متوجه ساختن جریان تخصیص بودجه به این پروژها ها به کجا می رسد؟! به هر شکل امسال را می توان آخرین فرصت تمام دستگاه های ورزشی و غیر ورزشی استان در ساخت این ورزشگاه دانست که در غیر اینصورت باید منتظر دادن نمره مردودی به تمام دست اندرکاران ساخت ورزشگاه 15 هزار نفری امام علی بود!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:32 توسط سعید قرایی |
|
|
روزهای دشوار تمام می شود؟!
آمدن فرهاد کاظمی به کرمان برای قبول هدایت تیم فوتبال صنعت مس در هشت بازی آخر این تیم به لیگ برتر همانقدر تعجب برانگیز بود که خبر برکناری نادر دست نشان مربی موفق مس در نیم فصل اول جامعه فوتبال کشور را شوکه کرده بود. درست در آخرین روزهای سال گذشته و زمانی که در برنامه نود ، عادل فردوسی پور رسما خبر برکناری نادر دست نشان را اعلام کرد ، کرمانی ها از طریق اس.ام.اس بازی جالبی را برای انتخاب مربی آینده مس به راه انداخته بودند. در آن ایام سه گزینه بیشتر از همه برای نشستن بر روی نیمکت مس مطرح بودند ، مجید جلالی ، فرهاد کاظمی و فیروز کریمی. سه مربی بیکار آن مقطع که این توانایی را داشتند که نام خود را از قوطی مدیران مس خارج کنند. در آن ایام همه دست بر روی فیروز کریمی می گذاشتند چراکه او درست چند ساعت بعد از اخراج دست نشان ، استعفای خود را تقدیم مسوولان باشگاه استقلال اهواز کرده بود و همه این اقدام او را در جهت تغییر مسیرش از اهواز به کرمان می دیدند که پس از چند ساعت بازهم مشخص شد این اقدام فیروز کریمی بازهم تنها در جهت بازارگرمی صورت گرفته است و یا اینکه او بر سر توافق نهایی با مسوولین مس به مشکل برخورده است که استعفای خود را پس از 48 ساعت باز پس گرفت.
شایعه ی دیگری که در آن مقطع دهان به دهان کرمانی ها می گشت این بود که به احتمال فراوان در چند بازی باقی مانده ی پیش رو در لیگ برتر ، مهدی محمدی کمک مربی کرمانی صنعت مس هدایت این تیم را برعهده خواهد گرفت. چراکه بر همه روشن بود هر مربی دیگری در این مقطع توان مقابل با حاشیه های ریز و درشت موجود در مس را ندارد به همین دلیل محمدی که رابطه بسیار خوبی هم با بازیکنان دارد بهترین گزینه برای جمع کردن تیم تا پایان فصل محسوب می شود و یا حداقل در سه بازی فرصت به او داده خواهد شد تا عیار او برای مسوولین مس مشخص گردد. اما از جلسه هیات مدیره باشگاه خبرهای دیگری به گوش می رسید و آن اینکه آخرین توافقات با مجید جلالی صورت گرفته است و به برخی از واسطه ها نیز سپرده شده است که با او برای آمدن به کرمان تماس نهایی گرفته شود تا جلسه معارفه او هرچه زودتر برگزار شود. مجید جلالی گزینه ای بود که تقریبا تمام اعضای هیات مدیره بر روی او نظر داشتند اما در آخرین لحظات و طی مشورتی که میان مهندس پورمند رییس کارخانجات مس و اسلامیان از اعضای با نفوذ هیات مدیره انجام می گیرد ، پورمند رای همه اعضا را وتو می کند و دستور ترتیبات استخدام فرهاد کاظمی برای هدایت تیم مس را می دهد. لازم به ذکر است که در زمانی که اسلامیان عضو هیات مدیره باشگاه سپاهان بود ، فرهاد کاظمی هدایت این تیم اصفهانی را بر عهده داشت.
بازی برابر راه آهن در آخرین روزهای تعطیلات انجام شد و پس از این بازی و با اتمام تعطیلات سال نو واکنش ها نسبت به انتخاب کاظمی آغاز شد. به هر شکل نادر دست نشان در کرمان به واسطه نتایجی که به دست آورده بود و از روابط عمومی خوبی هم که سود می برد ، از محبوبیت فوق العاده ای در کرمان بهره مند بود و مردم در کرمان هنوز نارضایتی خود را از رفتن سرزده او از کرمان اعلام می کردند و از این طریق بود که امکان زدن این حدس بود که کار برای جانشین او بسیار سخت است. اوضاع در بین مطبوعات استان هم بهتر از این نبود... به غیر از یک مورد تقریبا تمام مطبوعات استان به جای پرداختن به آمدن فرهاد کاظمی بیشتر خروج نادر دست نشان را از کرمان مورد توجه قرار داده بودند. این جو نیز در بین مطبوعات ورزشی کشور نیز به چشم می خورد و برخی از نشریات بعضا با زدن اتهام! به باشگاه مس با تیترها و مطالب خود انتخاب فرهاد کاظمی را انتخابی اشتباه می دانستند. اوضاع بعد از بازی پرسپولیس و مس بدتر هم شد. زمانی که صنعت مس با نتیجه سنگین از پرسپولیسی شکست را پذیرفت که مدت ها بود رنگ برد را به خود ندیده بود ، انتقادات از فرهاد کاظمی از آنجا که کاظمی سابقه انجام این درگیری ها را نیز در تیم های سابق خود همانند صباباطری و سعید دقیقی داشت ، تکذیب او برای این درگیری کارساز نشد و این درگیری نیز عاملی شد تا مطبوعات استانی و کشوری بیشتر تیغ تیز انتقادات خود را به سوی کاظمی نشانه روند. و به این شکل مطبوعات انتخاب کاظمی را حداقل در این مقطع از فصل برای هدایت صنعت مس اشتباه تصور کنند. و سرانجام بازی صنعت مس برابر ابومسلم می توانست فرصتی برای کاظمی باشد که تماشاگران را با خود همراه سازد. پیروزی در این بازی خانگی و برابر چشم هواداران مس می توانست اوضاع را برای کاظمی تا حدود زیادی متفاوت کند اما بازی ضعیف و سرد مس در این بازی ، تماشاگران را هم ناامید کرد تا حتی یک بارهم مربی جدید مس در ورزشگاه سلیمی کیا کرمان تشویق نشود. هرچند سکوت تماشاگران کرمانی در این بازی نسبت به تغییر مربی صنعت مس علاوه بر سردی بازی که آن ها را به سکوت وا می داشت ، نشان از فهیم بودن آن ها و دادن فرصت به مربی جدید مس داشت. مسلما آن ها نیز منتظر تحولات و نتایج بعدی تیم مس هستند تا قضاوت بهتری را نسبت به این انتخاب باشگاه داشته باشند. به هر شکل آنچه که روشن می نماید تاکنون استقبال خوبی از انتخاب باشگاه به عمل نیامده است و فرهاد کاظمی نیز با کسب دو امتیاز از سه بازی نخست خود بیشتر به این امر دامن زده است. سخن یکی از مقامات باشگاه در رابطه با توجیه نتایج تیم با فرهاد کاظمی در بیان اینکه "هیچ تیمی نتوانسته است پس از تغییر مربی خود نحوه نتایجش را عوض کند" در همین فصل و توسط تیم هامبورگ در آلمان رد شد که پس از اخراج توماس دال و به کارگماردن یک مربی خوب با یک انتخاب درست ، نتایج کابوس آور تیم خود را برای هوادارانش تغییر 180 درجه ای داد. کاظمی به گفته ی خودش تا سه سال آینده در کرمان خواهد بود تا فوتبال کرمان را به ثمر بنشاند ، از این رو اضهار نظر برای کار او پس از این سه بازی خیلی زود می نماید. اما تنها نکته ای که باید به آن اشاره کرد روزهای سخت برای کاظمی در کرمان خیلی زود شروع شد ، همانطوری که در صباباطری این اتفاق افتاده بود!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:0 توسط سعید قرایی |
|
|
ناصر شجاعی از شرکت کنندگان سابق در مردان آهنین و مربی تیم ملی پاورلیفتینگ: پشت پرده مسابقات مردان آهنین را افشا می کنم! دستگاه های مورد استفاده در این مسابقات توسط یکی از شرکت کننده گان ساخته می شود! شکل برگزاری مسابقات استاندارد نیست ناصر سجاعی مربی فعلی تیم ملی پاورلیفتینگ ایران که سابقه شرکت در اولین دوره مسابقات قوی ترین مردان ایران را نیز در پرونده دارد و پیش از این مدعی شده بود که نظارت بر روی مسابقات مردان آهنین بسیار ضعیف است و این سبب می شود ورزشکاران برای شرکت در این رقابت ها رو به مواد نیروزا رو بیاورند در تازه ترین اظهار نظر خود پیرامون این مسابقات به تک به تک گفت: هرچند ما در طول سال چندین مسابقه قوی ترین مردان ایران را در شهرهای مختلف برگزار می کنیم ، اما از آنجا که مسابقات مردان آهنین تحت پوشش تلویزیونی قرار می گیرد و اوایل سال از سیما پخش می شود ، از اهمیت ویژه شجاعی پیرامون سابقه برگزاری این مسابقات می گوید: اولین دوره این رقابت ها که در سال 1377 برگزار شد حرکت بسیار شایسته ای بود که توسط امید امیری کارگردان آن مجموعه انجام گرفت و حقیقتا یکی از بزرگترین قدم ها در راه مبارزه با ترویج مواد مخدر در بین جوانان بود چراکه ما پس از پخش آن شاهد بودیم که در دور ترین نقاط ایران هم جوانان به پرورش اندام روی آوردند و با ابتدایی ترین وسایل با یکدیگر مسابقاتی از این دست برگزار کردند. اما در دوره های بعد افرادی که شخص امیری عامل معروفیت و راه یابی آنها به این مسابقات بود با جو سازی های فراوان این مسابقات را از دست او خارج کردند و ما از دوره های بعد شاهد اتفاقات عجیب در این پیکار ها بودیم. شجاعی با بیان اینکه استاندارد مسابقات قوی ترین مردان جهان بدین شکل است که تا روز برگزاری بازی ها هیچ یک از شرکت کننده گان از چگونگی و نوع وسایل آگاهی ندارند تا نتوانند به قوی سازی عضلات خاص بپردازند گفت: ما در مسابقات مردان آهنین شاهد هستیم که وسایل مسابقات را یکی از شرکت کنندگان می سازد و به الطبع فرد مذکور با اطلاع از نوع مسابقات و قوی سازی عضلات کلیدی به راحتی می تواند عنوان قهرمانی را از آن خود کند! وی به نحوه قضاوت این مسابقات نیز اشاره می کند و می گوید: برای من بسیار جای سوال دارد ، در حالی که ما پیشکسوتان و داوران زیادی برای قضاوت این مسابقات داریم چرا تنها یک داور باید این مسابقات را قضاوت کند؟ ضمن اینکه در همین دوره اخیر نیز شاهد بودیم که داوران بدون دلیل امتیازات برخی رشته ها را افزایش می دادند! ناصر شجاعی همچنین شکل برگزاری مسابقات را قابل ایراد می داند و می گوید: هرچند رکورد های شرکت کننده گان ، تا سطح اول جهان فاصله زیادی دارد اما وزن ، وزنه ها را در این مسابقات نزدیک به رقابت های جهانی گرفته می شود که این سبب می شود شرکت کننده گان که قدرت زدن آنها را ندارند رو به غیرت خود بیاورند! و همین برای آنها مشکلات زیادی را ایجاد کند که حتی متاسفانه شاهد مشکلات بزرگی مثل پارگی عضلات و حتی مرگ برخی از شرکت کننده گان باشیم. مانند اتفاقی که در مسابقات کرمانشاه برای عزیزی رخ داد. ضمن اینکه رقابت ها معمولا در یک روز و به طور فشرده برگزارمی شود که این لطمات جبران ناپذیری را به ورزشکاران می زند در حالیکه در بازی های جهانی فاصله زمانی به خوبی بین هر مرحله رعایت می شود. شجاعی پائین بودن سطح نظارت فدراسیون پرورش اندام را بر این مسابقات ، به دلیل تازه تاسیس بودن این فدراسیون می داند و اظهار امید واری می کند که در آینده نزدیک شاهد نظارت بیشتر بر این مسابقات باشیم. وی همچنین دلیل سخنان افشاگرانه خود را تنها در راه سالم سازی این رقابت ها عنوان می کند. شجاعی همچنین با توجه به نوع تمرینات و بدنسازی رضا قرایی قهرمان سابق مردان آهنین اعتقاد دارد که وی می تواند تا دو سال آینده در بین چهار نفر اول مسابقات قوی ترین مردان جهان قرار گیرد. (این مطلب به سفارش یکی از دوستان وبلاگ نویس "رها" از درون آرشیو انتخاب شده) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:26 توسط سعید قرایی |
|
|
ضربان مس تند تند زد!
دقيقه 1-25: مس دوباره مس شد برق شيراز بعد از شكست سنگين هفته قبل خود برابر استقلال تهران مي پنداشت در اين هفته و برابر تيم هميشه مهربان صنعت مس مقابل بحران زده ها! به راحتي مي تواند خود را از شرايط پيش آمده از هفته قبل رهايي بخشد و با كسب اين پيروزي خود را حداقل از بابت بالاتر بودن نسبت به تيم كرماني ، در جدول مطمئن سازد. اما اين بازي حكايت ديگري داشت. شايد بتوان دوري اجباري و غير اجباري هشت بازيكن نارنجي پوش را از اين بازي بتوانيم يك توفيق اجباري براي اين تيم بدانيم كه باعث شده بود مس دقيقه 25-45: برق شيراز رفته بود! گمان مي رفت پس از اين گل بازيكنان برق كمي بيشتر به خود بيايند و به بازي خود نظم بيشتري دهند اما شاگردان دكتر ذوالفقارنسب بعد از اين گل نشان دادند كه به طور كلي تمركز خود را از دست داده اند و هرگز نمي توانند برنامه خاصي را در زمين به اجرا بگذارند. در مقابل زمس متحول شده تا مي توانست در زمين دويد و بازهم اين تيم كرماني بود كه بيشتر توپ و زمين را در اختيار گرفته بود و نكته مهمتر اينكه با "برنامه" توپ هايش را در زمين حريف مي چرخاند تا همچنان موقعيت هاي بيسياري را براي گلزني فراهم كند. ضربه سر زيباي حاتمي در دقيقه 33 بر روي سانتر رازيان نشانه اي از آن بود. در دقيقه 38 بازي پاس زيباي آلوز به حاتمي رسيد كه او در موقعيت تك به تك توسط دروازه بان برق در محوطه جريمه سرنگون شد تا داور تمام شرايط را براي گل دوم مس فراهم كند. ضربه ديدني حاتمي توپ را به طاق دروازه برق رساند تا پيروزي مس در نيمه اول تثبيت شود. حتي گل مردود برقي ها و ضربه آزاد تگرسيان هم در پايان نيمه اول نتوانست تماشاگران برق را متقاعد نكند كه برق شيراز رفته است!! دقيقه 45- 75: زماني براي تحقير بيشتر كاكوها با شروع نيمه دوم اتفاق جديدي رخ نداد... همچنان مس حمله مي كرد و برق دفاع نامنظم تا شعار استاديوم عليه دكتر و تيم او شروع شود. در دقيقه 48 شوت آلوز كه حاج اسبويي را بازهم به واكنش واداشت سبب شد همه بيشتر منتظر گل مس باشند تا گل برق. با ادامه فشارهاي مس بر روي تيم از دقيقه 75-90: ماه عسل يك جشن بعد از گل چهارم مس ديگر همه چيز عادي شد. مس ديگر نيازي به خرج كردن توان خود نمي ديد و برقي ها هم فقط به اين فكر بودند تا از ميزان حقارت خود كم كنند. حملات جسته و گريخته آن ها سرانجام در دقيقه 75 با اشتباه مدافعان مس به ثمر نشست و ماركوسي با شوتي محكم دروازه مس را باز كرد تا همه به ياد بياورند درون دروازه مس امروز نوري صبري به جاي محمدي قرار گرفته بود. چراكه تا قبل از اين گل تيم شيرازي هرگز به دروازه مس نرسيده بود. سرانجام با اين پيروزي فرهاد كاظمي راحت تر از قبل كار خود را در كرمان پيش خواهد گرفت و با توجه به جايگاه اين تيم اكنون مي تواند با قاطعيت از فصل بعد و رتبه هاي بالايي جدول سخن بگويد. حاشيه هاي بازي: _ نحوه گزارش بازي در ابتدا به شكلي بود كه به ياد گزارش بازي هاي تيم هاي كشورمان در خارج از كشور مي افتاديم! گزارش تلفني بازي در ادامه شكل بهتري به خود گرفت. _ شيرازي ها خيلي تيم كرماني را دست كم گرفته بودند كه از دقيقه هشت از تيم خود گل مي خواستند! _ طرفداران صنعت مس در ورزشگاه حافظيه هم پرچم هاي نارنجي داشتند تا تشخيص آن ها با هواداران تيم برق دشوار شود!هرچند صداي آن ها هم هميشه بلند تر از شيرازي ها بود. _بعد از زدن گل سوم فرهاد كاظمي براي اولين بار به طور رسمي از سوي هواداران تيم مس تشويق شد تا او حسابي به آرامش برسد. _ در اين بازي سرانجام پنالتي زن تيم فرهاد كاظمي هم مشخص شد. _پخش تلويزيوني اين بازي به دليل تشكيل جلسه هيات دولت در شيراز قطع شد. _ برق شيراز تنها تيم ليگ برتري بوده است كه تا اين هفته در هر دو ديدار رفت و برگشت مقابل مس شكست خورده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:2 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|