تبليغاتX
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

                                 هرسه امتیاز بازی با ذوب‌آهن را می‌خواهیم

 

حمید نیک‌نفس پس از شکست تیمش برابر پاس همدان تعبیر جالبی را به کار برد و گفت: سال گذشته درست در همین هفته، پاس ما را دست کم گرفت و شکست خورد و امسال عکس این قضیه اتفاق افتاد و ما با دست کم گرفتن پاسی‌ها شکست خوردیم.

 

شاید او امروز و پس از این شکست دوست داشته باشد که هنوز همان تیمی باشد که همه برای سقوط کردن بر روی آن‌ها حساب باز کنند تا با دست کم گرفتن آن‌ها، همانی شود که سال گذشته برای این تیم شد. اما در این لیگ 18 تیمی که هفته‌ی اول آن هم نتیجه‌ عجیب کم نداشت دیگر مجالی برای دست کم یا دست زیاد گرفتن هیچ تیمی نیست. مس اگر می‌خواهد این فصل با مشکلاتی از دست آن‌چه که فولاد سال گذشته به آن دچار شد، روبه‌رو نشود، به یک فاکتور خیلی مهم نیاز دارد و آن ثبات در خوب بودن است. و این ثبات حاصل نمی‌شود مگر با تنبلی نکردن و توجیه آن با بهانه‌هایی مثل دست کم گرفتن تیم‌ها.

 

به گمان بسیاری از هواداران مس، تیم تازه لیگ برتری شده همدانی از آن دسته تیم‌هایی بود که پتانسیل دادن امتیاز به مس را داشت اما وقتی همین تیم موفق می‌شود یقه‌ی مس را بگیرد، یعنی به صدا در آمدن زنگ خطر خیلی زودتر از آن‌چه که کرمانی‌ها گمان می‌کردند. هرچند پس از بسته شدن مس با خیل عظیم بازیکنانی که پیش از این نامی از آن‌ها نبود، این انتظار می‌رفت که در زمین چیزی فراتر از دست کم گرفتن حریف توسط این بازیکنان ببینیم

ب

ه هر شکل مس بازی اول خود را واگذار کرد و چشم‌ها را برای خود نگران کرد اما برای این‌که این نگرانی تبدیل به ناامیدی شود خیلی زود است. زودتر از آن‌که حتی حرفی از آن به میدان آید. می‌توان امیدوار بود این شکست با سیلی محکم خود مجموعه‌ی فوتبال مس را بیدار کرده باشد و به آن‌ها فهمانده باشد که واقعا لیگ برتر شروع شده است و این مسابقات دیگر بازی‌های دوستانه پیش از فصل نیست که در آن ضریب اشتباهات خود را بالا ببرند و یا به خود اجازه دهد حریف را دست کم بگیرند چون حاصلی ندارد جز آن‌چه که در همدان بر تیم کرمانی رفت.  

 

ذوب آهنی که روز جمعه در سلیمی‌کیا به مصاف مس می‌رود، شباهت‌های زیادی به میزبان کرمانی خود دارد. این تیم هم تغییرات زیادی را در خود به وجود آورد که به اذعان کارشناسان کار این تیم را در این فصل با مشکلات زیادی مواجه خواهد کرد. آن‌ها در بازی اول خود هم در اصفهان برابر ملوان نتیجه‌ی خوبی را کسب نکرده‌اند تا بازی این هفته برای آن‌ها، همانند مس اهمیت دو چندان پیدا کند برای جلوگیری از شروع یک فصل تلخ.

 

در ذوب‌آهن صلصالی، اشجاری، خلعتبری و به خصوص امرایی چهره‌های شاخصی هستند. وحید امرایی در خط حمله‌ی ذوب‌آهن مهره‌ی خطرناکی محسوب می‌شود و غفلت از او می‌تواند مدافعان مس را حسابی پشیمان کند.

 

دو تیم روز جمعه به زمین می‌آیند تا خود را ثابت کنند و نگرانی‌های پیرامون خود را رد کنند. این انگیزه‌ی مشترک شاید سبب شود از یک سو بازی زیبایی را از آن‌ها ببینیم و از سوی دیگر دو تیم را از ابتدای بازی به صلح برای کسب مساوی وادارد که در این صورت باید نود دقیقه‌ خمیازه بکشیم! اما این مس اگر به هواداران خود در این روز نگاه کند در چشمان آن‌ها فقط یک مساله را می‌بیند و آن این‌که برای شیرین شدن لیگ برتر در کرمان فقط سه امتیاز این بازی را می‌خواهیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 12:55  توسط سعید قرایی | 

 پنج‌شنبه شب در کرمان اتفاقی افتاد که در نه شهر دیگر کشور نیز رخ داد و آن افتتاح رسمی بازی‌های المپیاد ایرانیان بود که قرار است از سی و دو بازی آن سه رشته‌ی دوچرخه سواری، موای‌تای و تیراندازی با کمان در کرمان برگزار شود.

 

برخلاف شهرهای دیگر و تلویزیون، این بازی‌ها خیلی در کرمان جدی گرفته نشده است و این در حالی اتفاق می‌افتد که اداره‌ی تربیت‌بدنی بسیاری از شهرهایی که موفق به کسب میزبانی این بازی‌ها نشده‌اند زیر سوال کارشناسان ورزش خود قرار گرفته‌اند. اما مراسم شروع این بازی‌ها شاید تا حدودی نشان داد که چرا مسوولین ورزش کرمان خیلی درصدد علاقه‌مند ساختن مردم به این مسابقات نیستند.

 

یک مراسم سرد و بی‌روح که در سالن تجلی برگزار شد و تا بدان‌جا کسل کننده بود که حتی مجری را هم برای اجرای مراسم با مشکل مواجه کرد. باید دست به دعا برداشت و آرزو کرد که برنامه‌ریزی مسابقات به این شکل ضعیف و بی‌سلیقه‌وار نباشد تا کرمان علی‌رغم این سه رشته کم اهمیت‌تر نسبت به بازی‌های دیگر لقب ضعیف‌ترین میزبان را به خود اختصاص ندهد. شاید مشعل کم فروغ این بازی‌ها که در کرمان روشن شد در سرد شدن این مراسم تاثیر اصلی را داشت و سبب شد که خیلی از تماشاگران خیلی زود سالن را ترک کنند و شیوه‌ی سازمان ورزش کرمان را در عدم تعریف درست این بازی‌ها را در پیش بگیرند! چراکه با این روند قطعا آن‌ها نیز با سرخوردگی مواجه می‌شوند.

 

به هر شکل در این مراسم آن‌چه که بیش از همه نمود داشت حرف‌های مسوولین حاظر در مراسم بود. جوانمرد رییس تربیت‌بدنی، رئوفی استاندار، کرمی نماینده‌ی مجلس و حسام از معاونین علی‌آبادی سخنرانان این مراسم بودند که همگی در مدح این بازی‌ها سخن گفتند.

 

اوج بی‌سلیقگی با مراسم افتتاحیه‌ی این بازی‌ها به چشم آمد تا در ادامه‌ی برنامه‌، مسوولین برای برگزاری این سه رشته در کرمان به چه صورت باشد باید قدری تامل کرد.     

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:9  توسط سعید قرایی | 

                                           امتحان اول كاظمي پاس نشد

جمعه ۲۶/۵/۸۶ هفته اول
ورزشگاه: قدس همدان ساعت ۱۵:۱۷
پاس همدان: يك
گل: محمد غلامى (۶۷)
پاس گل: لفته حميدى
مس كرمان: صفر
داور: عليرضا فغانى
كمك ها: حسين خانبان و صادق نورى
اخطار: جراردو (مس كرمان) و اصغر طالب نسب (پاس همدان)
اخراج: -
تماشاگر: ۹۰۰۰ نفر
ستاره ميدان: سيد محمد علوى (پاس همدان)
مس كرمان: مهدى رحمتى، مرتضى ابراهيمى، رضا غنى زاده، جلال اميديان، على ممبينى (روح الله رضايى ۷۰)، حميدرضا رجبى، رسول نويدكيا، مجيد خدابنده لو (مهدى كيانى ۴۸)، على مولا، جراردو، ميثم حاجيان
سرمربى: فرهاد كاظمى
پاس همدان: سامان صفا، حنيف عمران زاده، سيدمحمد علوى، خسرو حيدرى، يدالله اكبرى، اصغر طالب نسب (لفته حميدى ۴۶)، طارق اختيارويچ، اويس كرد، وريا غفارى (محمد غلامى ۶۶)، مصطفى چترآبگون و امير اگوچا
سرمربى:وينكو بگوويچ

در حالي‌كه خيلي‌ها در كرمان براي شروع فصل جديد ليگ برتر و ديدن مس جديد لحظه شماري مي‌كردند، صدا وسيماي كرمان در نشان ندادن بازي، توپ را به زمين همداني‌ها انداخت تا طرفداران مس در بعدازظهر جمعه حسابي سرخورده شوند. اين سرخوردگي وقتي بيشتر شد كه خبرهاي بدي هم از همدان به گوش كرماني‌ها رسيد.

از قبل هم قابل تصور بود كه شاگردان فرهاد كاظمي در برابر پاس همدان كار بسيار سختي را خواهند داشت. اولين حضور ميهمانان ناخوانده ليگ برتر از هر حيث براي آن‌ها بسيار مهم بود. اين تيم تحت هدايت وينگو بگويچ به شدت به دنبال اثبات خود در ليگ برتر بود، فوتبال‌دوستان اين شهر هم كه هرگز گمان نمي‌كردند به اين زودي ليگ برتر به شهر آن‌ها بيايد، جهنم سختي را عليه اولين ميهمان خود به راه خواهند انداخت و همه‌ي اين عوامل دست به دست هم داد تا تيم جوان مس كرمان با مشكلات زيادي برابر ميهمان ناشناخته‌ي خود قرار گيرد.

دو تيم در نيمه‌ي اول با تساوي بدون گل به رختكن رفته بودند اما در نيمه‌ي دوم شاگردان بگوويچ كروات به فشار خود افزودند تا در دقيقه‌ي 60 بازي دروازه مس را بازكنند و اولين سه امتياز خود را در اين فصل دشت كنند. از آن‌جا كه اين بازي براي كرماني‌ها پخش نشد تحليل فني براي اين تيم امكان پذير نبود اما كاظمي قطعا از حالا به فكر بازي دوم برابر ذوب آهن در كرمان خواهد بود تا اجازه ندهد كه مس از همين هفته‌هاي نخستين وارد بحران شود.

فراموش نكنيد كه مس در فصل قبل ليگ برتر در اولين بازي خود اين پاس را در تهران با يك گل شكست داده بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 13:34  توسط سعید قرایی | 

ناشناخته ها به بهشت می روند؟

 

اگر قرار باشد لیگ برتر ایران را به چیزی شبیه کنیم می توانیم آن را کودک ناقص الخلقه ای بدانیم که قرار است امسال هفت سالگی خود را جشن بگیرد. در نگاه اول این کودک آن قدر زشت و چندش آور است که از نگاه کردن به آن واهمه داریم اما وقتی قرار شد با آن اجبارا زندگی کنیم وضعیت متفاوت می شود.

 

کم کم با آن کودک زشت آن قدر خو می گیریم که دیگر نمی توانیم دوری اش را تحمل کنیم و دلمان برای آن در نبودش آن قدر تنگ می شود که برای بازگشتش لحضه شماری می کنیم. این کودک از سال گذشته که صنعت مس هم به آن رسید برای کرمانی ها عزیزتر شد.

سال گذشته در همین ایام و وقتی قرار بود مس به مصاف پاس اما در تهران و در دستجردی رود همه از قندی شدن این تیم سخن می گفتند اما تیم مس آنقدر مهره داشت که در صدور سند سقوط آن به دسته یک قبل از شروع مسابقات تردیدهایی هم باشد که هرچه بود لیگ ششم برای مس ختم به خیر شد و این تیم توانست خود را به خوبی معرفی کند.

 

 

مس امسال لیگ برتر را آغاز می کند در حالی که تب و تاب ها برای این تیم کمتر است. دیگر کسی در مقام قیاس برای مس برنمی آید چراکه مهمترین عامل آن ناشناختگی تیم کرمانی است. به طور قطع پس از سه هفته عیار مس 86-87 بیشتر برای فوتبال ایران مشخص خواهد شد و درست یا غلط بودن عمل فرهاد کاظمی در بستن تیم روشن می شود. تنها نکته مشابهی که این تیم با تیم سال گذشته دارد ثابت کردن اشتباه نظرات اهالی فوتبال برای  مس است. فرهاد کاظمی در حالی به تغییر گسترده تیم خود دست زده که پس از سیل انتقادات،  آن ترانه معروف " دارن اشتباه می کنن؛ همه می گن!" را به ذهن متبادر کرد. درست همانند سال قبل که هرجا از مس می گفتی، جواب می شنیدی "همان بدل قندی؟!" اما وقتی سال گذشته و در هفته اول از تهران خبر رسید صنعت مس در دستجردی پاس را شکست داده است، زمانی بود برای نشان دادن تفاوت مس با قندی. زمانی که این مطلب خوانده می شود نتیجه بازی مس و پاس اما این بار در همدان مشخص شده است، اما سبز قباها می توانند بار دیگر مسیر سبزی باشند برای آغاز مس در لیگ برتر و ثابت کردن اشتباه تحلیل گران. درست همانند آنچه که سال پیش رخ داد و این گونه پاس حریف دوست داشتنی می شود برای ما در هفته های اول.

 

مس با ناشناخته های خود فعلا پشت درهای بهشت هستند. صدور مجوز ورود برای آن ها در دست خودشان است به شرط آنکه در سه بازی سخت نخست همان کاری را کنند که مس فصل قبل انجام داد. یعنی با بازی و نتایجی مقبول راه خود را تا پایان فصل پیدا کنند. فراموش نکنید که اگر مس فصل قبل راه خود را در لیگ برتر به خوبی پیدا کرد ، کسب موفقیت نسبی در سه بازی نخست بود. اتفاقی که باید برای این مس ناشناخته هم رخ دهد.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:20  توسط سعید قرایی | 

وعده‌ی حضور در نیمه‌ي بالای جدول

 

و سرانجام تیم فرهاد کاظمی از هر حیث کامل شد تا انتظارمان برای چشیدن دست پخت او به آخر برسد. و حالا ما هستیم و فرهاد کاظمی و یک دنیا آروز با یک تیم جدید که می خواهد در لیگ برتر عرضه‌ی اندام کند و باردیگر معادلات را برهم بزند.

کاظمی نیک می دانست وقتی برای اولین بار رودروی خبرنگاران کرمانی قرار گیرد همه از یک امر ابراز نگرانی خواهند کرد و آن جوانی بیش از اندازه این مس است که قراراست اولین بازی خود را برابر پاس همدان برگزار کند. به همین جهت بود که او با لبخندهای منحصر به فرد، خود را آماده می کرد تا همه را دلگرم کند. در کنار او نیک نفس مطمئن به اعتماد خود به کاظمی از عدم تکرار اشتباهات در فصل قبل گفت و گذشتن خود را از مرحله کارآموزی رسما اعلام کرد تا مشخص شود همه چیز آماده‌ی شروع یک فصل خوب برای لاله‌های نارنجی کویر است.

 

وقتی من به مس آمدم ده باند در تیم بود

طبیعی بود که اولین سوال از کاظمی در رابطه با تغییر گسترده‌ی صنعت مس این فصل باشد. فرهاد کاظمی نیز این‌گونه شروع کرد که: در هیچ کجای دنیا این اتفاق رخ نمی‌دهد ، و کمتر پیش می‌آید که تیمی تا به این اندازه تغییر داشته باشد اما این‌که چرا در مس این‌گونه شد ،دلایل خاص خود را داشت. زمانی که من به مس آمدم نزدیک به ده باند در بین بازیکنان این تیم شکل گرفته بود! که این می‌تواند برای به زمین زدن هر تیمی کافی باشد. همچنین نیمی از بازیکنان قرارداد‌شان با ما تمام شده بود و آن‌هایی که ما برای ادامه‌ی کار با آن‌ها نظر داشتیم مبلغی بسیار بالاتر از آن‌چه که در نظر گرفته بودیم می‌خواستند و نیمی دیگر هم در شرایطی نبودند که رضایت ما را جلب کنند. از این حیث ما برای این‌که در این فصل حقیقتا تیم داشته باشیم ،مجبور به تغییرات گسترده در آن شدیم. اما من به تیمی که بسته‌ام ایمان دارم و می‌دانم این جوانان همانند تیم ملی عراق با یک هدف وارد زمین خواهند شد و این می‌شود عامل موفقیت ما.

 

    

 

فقط سه کرمانی برای دادن تست آمدند

وقتی با تبلیغات زیاد اعلام شد که مس درصدد گرفتن تست از جوانان فوتبالیست کرمانی است یعنی این‌که این باشگاه ،فوتبال جوانان این خطه را باور کرده است اما زمانی که این تیم بسته شد آن‌چه مشخص بود ، نبودن کرمانی‌ها در این تیم بود! این یعنی یا مردم سرکار بوده‌اند و یا کرمان در فوتبال بی‌بنیه بوده است! اما کاظمی و نیک‌نفس دلایل دیگری داشتند. کاظمی با لبخندی نه از سر رضایت گفت: فقط سه کرمانی برای دادن تست به ما رجوع کردند! و این یک اهانت بزرگ به فوتبال کرمان بود. او گفت من به استعداد فوتبال کرمان ایمان دارم و به همین خاطر همین چند جوان کرمانی را سلسله مراتب وارد بازی خواهم کرد و شما مطمئن باشید همان‌گونه که در اصفهان چهره‌های ماندگاری به فوتبال ایران معرفی شد در کرمان هم این اتفاق رخ خواهد داد.

نیک نفس هم با بیان این‌که تیم‌های امید و مس نوین را برای بازیکنان بومی در نظر گرفته‌ایم گفت: با راه‌اندازی مدرسه دروازه‌بانی و برنامه‌های بلند مدت برای نوجوانان در آینده قطعا تعداد این سه نفر بیشتر خواهند شد.

 

به خاطر فرهنگ سازی از اعتبارم می گذرم!

فرهاد کاظمی در میان حرف‌های خود دست بر روی نکته‌ی مهمی گذاشت و آن این‌که به خاطر فرهنگ‌سازی و احترام به عقاید خودم و جامعه حاضرم از اعتبار خودم نیز بگذرم. از همین رو بود که بسیاری از بازیکنان فصل قبل را از تیم خط زدم. به همین خاطر به بازیکنان این فصل هشدار می دهیم در اردوهای تیم و حتی انداختن عکس کمال دقت را به خرج دهند تا مشکلاتی از نوع آن‌چه برای شاهین خیری پیش آمد مواجه نشوند!

 

برهانی دلش با ما نبود ، محمدی زیادی دل سوزی می کرد

اما وقتی صحبت از عباس محمدی و آرش برهانی شد نیک‌نفس خود وارد گود شد و صراحتا جواب آن‌ها را داد. مدیر عامل گفت: عباس محمدی به خاطر دل سوزی زیادی که نسبت به تیم داشت بیشترین درگیری‌ها را با مربی قبلی به وجود آورد. او طاقت دیدن خیلی از مسایل را نداشت و همین عاملی شد که نتواند خود را از لحاظ حاشیه‌ای کنترل کند! ما بسیار خوشحالیم که او به تیم با سابقه‌تری رفت و همیشه برای او به عنوان کسی که در صعود ما به لیگ برتر بیشترین نقش را داشت احترام قائلیم. و در رابطه با آرش برهانی نیز باید تصریح شود که او از ابتدا هم دلش با مس نبود و به خاطر حضور بیشترش در رسانه‌ها ،استقلال و پرسپولیس را بیشتر ترجیح داد و این‌گونه بود که ما از جذب او خودداری کردیم.

 

برنامه های جدیدی برای کانون هواداران داریم

نیک نفس همانند همیشه در یک محفل عمومی از عملکرد کانون هواداران ابراز رضایت کرد و  گفت در فصل جدید و با راه‌اندازی یک هیات مدیره هفت نفره برنامه‌های جدید و کامل‌تری را برای این کانون داریم که اهدای کارت هوشمند هواداری از جمله آن‌هاست که برای اولین بار در ایران توسط باشگاه صنعت مس در حال اجرا می باشد. مطمئن هستیم با درایت بیشتر هیات فوتبال در این فصل هواداران برای حمایت از تیم ما رفاه بیشتری خواهند داشت.

 

   

 

اگر در نیمه‌ی بالای جدول نباشیم من شکست خورده‌ام

و سرانجام کاظمی دست بر روی نقطه‌ی حساس گذاشت. او سنجیده حرف زد و قول قهرمانی را به خاطر نبودن شخصیت در مس نداد اما او با جمله‌ای همه را دل‌گرم کرد. او گفت با این تیم در نیمه‌ی بالای جدول یعنی در جمع هشت تیم نخست هستیم. اگر در این رتبه بودیم که به طور کلی مجموعه‌ی ما به موفقیت دست یافته است. اما اگر در این رتبه‌ها قرار نگیریم من شکست خودم را قبول دارم. اما به طور کلی بحث جایگاه برای ما مهم نیست و ما بازهم در پی اثبات شخصیت خود در لیگ برتر هستیم ( درست همانند آن‌چه که مس در فصل قبل هم به دنبال آن بود)

 

درمورد بازیکنان جدید بعد از دیدن بازی آن ها نظر دهید

کاظمی معترف است که تیم او یکی از ناشناخته‌ترین تیم‌های لیگ برتر این فصل است. به همین خاطر او اظهار نظر در رابطه با عملکرد بازیکنانش برای کارشناسان و خبرنگاران را به بعد از دیدن بازی‌های آن‌ها موکول می کند و می‌گوید: من از یک امر شما را مطمئن می‌کنم و آن این‌که ما در این فصل فوتبال دیمی و هوایی را در مس نخواهیم دید و با جذب نفراتی که مورد نظر ما بود قطعا تماشاگران از دیدن بازی‌های تاکتیکی ما لذت خواهند برد.

 

دو ورزشگاه تا پایان سال 88 برای مس

و در پایان نیک‌نفس همانند همیشه با اطمینان از ساخت استادیوم 30 هزار نفری شهدای مس در پایان سال 88 خبر داد و گفت: ما بازی‌های این فصل را در سلیمی‌کیا آغاز خواهیم کرد اما با قول جوانمرد رییس تربیت‌بدنی که اعلام کرده بود چمن ورزشگاه امام علی در شهر دیگری کشت می‌شود و به نظر می رسد این استادیوم برای نیم فصل دوم این لیگ آماده شود تا به این شکل ما دو استادیوم در حد استاندارد‌های بین‌المللی برای مس داشته باشیم.

( عکس: حمید خان صادقی و مس اسپورت )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 12:34  توسط سعید قرایی | 

تيم فوتسال صنايع زغال كرمان در حالي بازي اين هفته خود را برابر منصوري قرچگ واگذار كرد كه هنوز به درستي سرمربي خود را نمي‌شناسد!

سيد مهدي ابطحي مربي نام آشناي اين تيم كه هدايت صنايع زغال را در اولين بازي اين تيم در ليگ برتر را هم بر عهده داشت پس از اين‌كه اعلام كرد باشگاه به تعهدات مالي خود عمل نمي‌كند، بيماري را بهانه‌اي ساخت تا به يك مرخصي بلند مدت برود، مرخصي‌اي كه تا هفته‌ی پنجم ليگ برتر ادامه پيدا كرده است! اين در حالي است كه بازيكن سابق تيم ملي فوتبال و فوتسال كشورمان 40 در صد مبلغ قرارداد خود را هم دريافت كرده است و اين عاملي شده است كه محمدي مدير عامل باشگاه صنايع زغال او را به كميته‌ی انضباطي باشگاه وشايد در نهايت به كميته‌ی انضباطي فدراسيون فوتبال و شخص قاضي شاه حسيني بكشاند! تا در نهايت شاهد خداحافظي تلخي با ابطحي از كرمان باشيم.

سيد مهدي ابطحي چندين بار اعلام كرده بود كه به كرمان نمي‌آيد اما او به برخي از نزديكان باشگاه اعلام كرده بود از آن‌جا كه اين تيم را من بسته‌ام علاقه بسياري دارم كه هدايت آن را هم‌چنان بر عهده داشته باشم و اين تشتت آراي او سبب شده است كه كرماني‌ها به نوعي هم‌چنان سركار باشند!

هدايت زغال كه همينك با يك پيروزي و يك تساوي و سه شكست اصلا وضعيت خوبي ندارد با رضا ادهمي كمك مربي ابطحي است. به نظر مي‌رسد كه اگر بازگشت ابطحي به كرمان صورت نگيرد حداقل تا پايان نيم فصل ادهمي را بر روي نيمكت زغال ببينيم. ادهمي معتقد است سيستمي كه ابطحي بر روي آن فكر مي‌كرد نياز به يك دروازه‌بان فوق‌العاده و دو بازيكن سطح بالا دارد. متاسفانه تيمي كه ما در ليگ يك داشتيم بسيار قدرتمند تر از تيمي است كه ما در ليگ برتر داريم و اين يك بازگشت به عقب وحشتانك است.

ادهمي ادامه مي‌دهد: با مديريت جديد باشگاه صحبت كرده‌ايم و مقرر شده است دو بازيكن خوب ليگ برتري و يك دروازه‌بان خارجي به صورت قرضي به تيم ما منتقل شود كه در اين انتقال حسين شمس مربي تيم ملي نقش زيادي را ايفا خواهد كرد!! مربي فعلي زغال در رابطه با شكست نزديك تيم خود برابر منصوري قرچك با نتيجه‌ی 6بر5 نيز مي‌گويد: حداقل قرارداد بازيكنان قرچك 24 ميليون تومان است و اين يعني ده برابر ما! و با اين حساب ما مي‌بايست با ده گل اختلاف مغلوب اين تيم شويم. اما بچه‌ها تمام تلاش خود را كردند و اگر كمي بيشتر دقت مي‌كرديم و كمي خوش شانس‌تر بوديم مي‌توانستيم حتي از اين تيم امتياز بگيريم. زغال‌سنگ بازي بعد خود را در شيراز برابر صدرا انجام خواهد داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:38  توسط سعید قرایی | 

هر كه دلش با شهرداري نباشد اخراج مي‌شود

مشغول آماده كردن تيمش براي دو جام بسيار سخت و دشوار است، يعني جام باشگاه‌هاي آسيا و ليگ برتر. اخراج شش بازيكن از تيم كه برخي از سرشناس‌ها را هم در بر مي‌گرفت نشان از آن داشت كه در اين فصل محسن اخگر مربي تيم هندبال شهرداري قصد دادن باج به هيچ فردي را ندارد. حتي اگر آن‌ها اسم‌هاي بزرگي چون رباني و فرزانه باشند.

اخگر در رابطه با آماده‌سازي تيم خود به بام‌كوير مي‌گويد: مرحله‌ی مقدماتي آماده‌سازي تيم را پشت سر گذاشته‌ايم و وضعيت بدني بچه‌ها بسيار خوب شده است. و اميدوارم تا 9 شهريور كه ليگ برتر آغاز مي‌شود به مرحله‌ي كامل آماده‌سازي رسيده باشيم.

او در رابطه با وضعيت بازيكنان خود و اخراج تعدادي از آن‌ها مي‌گويد: برخي فقط نام شهرداري را مي‌خواستند و دل‌شان با اين تيم نبود. بازيكني كه به شهرداري مي‌آيد بايد باور كند كه اين تيم برخي مشكلات مالي را دارد و توان مقابله از حيث خرج كردن را، با تيم‌هايي مثل صنعت مس در همين كرمان و يا برخي ديگر از تيم‌هاي ليگ برتري را ندارد. به همين دليل ما بازيكني را كه بخواهد به اين بهانه‌ها در تيم حاشيه ايجاد كند نمي‌خواهيم. خوشبختانه با رفتن آن تعداد از بازيكنان، تيم ما يك‌دست شده است و همه‌ي بازيكنان به خاطر عشقي كه به نام شهرداري داشتند قرارداد خود را امضا و تمديد كرده‌اند و ما براي حفظ اين يك‌دستي هيچ بازيكن بزرگ ليگ برتري را در اين فصل به غير از دروازه‌بان تيم دانشگاه آزاد جذب نخواهيم كرد.

اخگر البته اعتقاد دارد با اين كار دو نشان را مي‌زند: ما با اين شيوه‌ ضمن اين‌كه تيم را متحدتر از قبل مي‌كنيم، باعث مي‌شويم كه جوانان كرماني‌هم از پشت خط خارج شوند و فرصت بازي به آن‌ها بيشتر برسد. ما با تلفيقي از بازيكنان باتجربه و بي‌حاشيه و جوانان با انگيزه تيمي قوي‌تر از هميشه در ليگ برتر و جام باشگاه‌هاي آسيا خواهيم داشت.

حضور در يك تورنمنت خارج از كشور كه به‌عنوان يك هديه از طرف فدراسيون هندبال به شهرداري به عنوان نماينده‌ي ايران در باشگاه‌هاي آسيا شركت مي‌كند و هم‌چنين حضور در المپيك ايرانيان و بازي‌هاي ابتداي فصل ليگ برتر همه در برنامه‌هاي اخگر به‌عنوان عواملي در جهت آماده‌سازي تيم، جهت رويارويي با حريفان آسيايي در جام باشگاه‌هاي آسياست. شهرداري دومين حضور متوالي خود را در اين پيكارهاي بسيار مهم تجربه مي‌كند. اين تيم در دوره‌ي قبل هم خوب ظاهر شد و به نظر مي‌رسد در اين پيكارها انتظارها از اين تيم بالاتر از هميشه است.

جام قهرماني باشگاه‌هاي هندبال آسيا از آذرماه در لبنان آغاز مي‌شود و شهرداري به همراه سپاهان، نمايندگان ايران در اين بازي‌ها هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 23:21  توسط سعید قرایی | 

عزیزی می‌گفت قدیم‌ترها وقتی روزنامه‌ای چاپ می‌شد و وقتی قرار بود کسی، هرچه قدر هم که در گرفتن قلم به دست بی‌استعداد بود، در آن روزنامه مشغول به کار می‌شد، به او می‌گفتند که ورزشی‌نویسی را در پیش بگیر که حرفه‌ایست بس سهل...! و این‌گونه بود که ناگاه می‌دیدی هر از مادر قهر کرده‌ای، قلم به دست می‌گرفت و لاف ورزشی نویسی می‌زد و چنان نقد می‌نوشت که هر چه بیشتر خواندی کمتر می‌فهمیدی...! و این‌گونه بساط ورزشی‌نویسی در جریده‌های کشور باب شد تا بدان‌جا که امروز آن‌قدر روزنامه ورزشی بر سردر دکه‌ها بینی که گمان کنی در این مملکت هفتاد میلیون ورزشی‌نویس و ورزشی خوان حیات می‌کنند.

 

گاهی به این می‌اندیشم... وقتی از کوچک‌ترین عضو خانواده که تازه زبان باز کرده است تا بزرگ خاندان خود را در قامت یک کارشناس ورزشی می‌دانند و تصمیم‌گیری به جای قلعه‌نویی را از حقوق مسلم خود می‌پندارد، قلم ورزشی به دست گرفتن نه فقط سهل نیست که بسیار ممتنع و پیچیده شده است که با کوچک‌ترین لغزشی یقه قلم به دست توسط میلیون‌ها کارشناس گرفته می‌شود و به قول آن پیر فرزانه شرم باد آن پیر را سر خواهند داد...! ورزشی نویسی آن‌قدر پیچیده شده است که اگر حاشیه‌ها و پشت پرده‌های این عرصه پر التهاب را چه بدانی و چه ندانی باید خرده شکسته‌های شیشه ماشینت را از جلوی درب خانه جارو کنی! بسیار پیچیده آن‌قدر که با کوچک‌ترین سلام به فلان ورزش کار یا مربی و حتی مدیر باید کیلو کیلو مقاله در وصف لبخندها و هنرهای نداشته‌ی  او بنویسی.

گاهی به این می‌اندیشم... وقتی خاطرات روزنامه‌نگاران سیاس را می‌خوانم و تمام بدنم از ترس و غم، یخ و کرخ می‌شود می‌توانم خاطرات یک ورزشی‌نویس را بخوانم تا با خنده‌های بی‌پایان از بابت تمام اتفاقاتی که در پشت پرده‌های تاریک آن افتاده است دلی از عزای خنده در بیاورم... که چگونه فلان بازیکن به روی جلد رفت و یا فلان مبلغ کلان با واسطه‌های بی‌واسطه، جا به جا شد و یا فلان اتفاقی که نمی‌بایست رخ دهد با هنرمندی تمامی هنرمندان ورزشی‌نویس آن هم به خنده‌دارترین شکل ممکن رخ داد تا ثابت شود یک ورزش نویس خوب حتی قادر است سرنوشت تغییر دهد!! کاری که از دست هیچ فرد عامی برآمدنی نیست و این طور است که گمان می‌کنم این ورزشی‌نویسان موجوداتی هستند از عالم دیگر...!

 

گاهی به این می‌اندیشم.... روزی تمامی این ورزشی‌نویسان برای پیروزی تیم محبوب خود، حالا چه آبی بود یا قرمز هورا می‌کشیدند، گریه می‌کردند و از ته دل احساساتشان را لمس می‌کردند. اما امروز و از وقتی او ورزشی‌نویس شده است و در دایره بزرگان قدم گذاشته است دیگر دلش نمی‌خواهد تیم محبوب او همیشه پیروز باشد... خیلی وقت است احساسات خود را از ته دل درک نکرده است و حتی گاهی از پیروزی تیم ملی با گلزنی علی دایی آن قدر برآشفته می‌شود که خبرنگار خود را به دلیل خوشحالی بیش از اندازه با پس گردنی از دفتر بیرون می‌کند...داشتم به این می‌اندیشیدم او دلش برای آن همه احساس پاک تنگ نشده است؟!

 

شرق هم که دوباره توقیف شد... و این هم هدیه دولت و دولتیان به تمامی این جامعه بخت برگشته

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 10:2  توسط سعید قرایی | 

در تيم ملي ما كه در جام ملت‌هاي چهاردهم يك افتضاح تاريخي را به يادگار گذاشت، خوشبختانه بازيكني از مس كرمان غير از مهدي رحمتي هميشه ذخيره ، در اين تيم نبود تا بعدها مدعي شود كه با وضعيت روحي ضعيف ليگ برتر را شروع كرده است. ادعايي كه بعدها توسط بازيكنان اين تيم ملي ما زياد خواهيد شنيد.

اما از سوي ديگر در تيم ملي عراق كه در عين ناباوري و شايستگي نام خود را به عنوان قهرمان چهاردهم بر روي جام زيباي ملت‌ها آسيا ثبت كرد، دروازه‌باني از دروازه‌‌ی اين تيم محافظت كرد كه براي كرماني‌ها اصلا بيگانه نبود. نوري صبري كه يك فصل بر روي نيمكت مس حضور داشت و هيچ‌گاه به‌عنوان دروازه‌باني مطمئن حساب نمي‌شد.

اولين باري كه براي مس به ميدان رفت به هفته ششم ليگ و بازي برابر راه‌آهن در تهران باز مي‌گشت كه عباس محمدي دچار مصدوميت شده بود. قبل از آن بازي از هركه مشكل مس را جويا مي‌شديم آن‌را از ناحيه‌ی دروازه مي‌دانست كه يك دروازه‌بان كوتاه قامت عراقي به احتمال فراوان سند شكست مس را امضا خواهد كرد. اما صبري درون دروازه ايستاد و با واكنش‌هاي زيبا ، خود را به همه ثابت كرد هرچند او هميشه زير سايه‌ی عباس محمدي محو بود. او حتي در بين نيم فصل حكم اخراج خود را هم از سران باشگاه مس در يافت كرد اما با دل رحمي زياد آن ها مجددا به اين تيم بازگشت تا بدون تيم نماند.

هرچه بود صبري شايد بدليل فقدان دروازه بان مناسب در عراق ،براي تيم ملي كشور خود جهت حضور در جام ملت‌هاي آسيا برگزيده شد و زماني كرماني‌ها ديدند كه او فيكس تيم ملي خود هم هست تا حدودي شگفت زده بودند، چراكه حداقل آن‌ها در كرمان مي‌دانستند او يك بازيكن هميشه ذخيره براي تيم باشگاهي خود بوده است و اعتماد به او، آن هم در پست حساسي چون دروازه ، تنها عاملي است براي ناكامي تيم  ويراي برزيلي.

او با جسارت درون دروازه ايستاد و پس از درخشش و واكنش‌هاي ديدني همه را در شبكه‌هاي تلويزيوني آسيا ترغيب كرد كه به دنبال نام باشگاه او بگردند و بينند دروازه كدام تيم بوده است كه او را چنين آماده كرده است و اين‌گونه بود كه نام تيم مس كرمان در هر بازي عراق چند بار اعلام شود تا مس هم بخشي از جام شود و نام اين تيم حداقل به گوش آسيايي‌ها برسد. اوج هنر نوري در بازي با كره بود كه با شيرجه‌هاي استثنايي خود علي‌رغم قامت كوتاه خود كه بي‌شبهات به خورخه كامپوز دروازه‌بان افسانه‌اي مكزيك هم نبود، عراق را يك تنه به فينال برساند. دفع پنالتي بازيكن كره اي او را بهترين بازيكن زمين در اين بازي بسيار حساس هم كرد تا كرماني ها و شايد خيلي از افراد در باشگاه مس بفهمند چه اشتباه بزرگي در حق او مي كردند.

و او جام را بر بالاي سر برد تا ما حسرت يك فصل داشتن و در عين حال نداشتن او را بخوريم. و حسرتمان زماني بي‌اندازه شد وقتي فهميديم به خاطر راحتي خيال دروازه‌بانان جديد! تيم قرار است او را از كرمان ديپورت كنيم علي رغم قرارداد يك ساله‌اي كه با تيم دارد. شايد هم وقتي مشت‌هاي زيباي نوري را در بازي‌هاي عراق ديدند گمان كردند كه زدن مشت بر او همانند برخي ديگر از عرقي هاي تيم كه با چشماني باد كرده به دست مربي تيم! مجبور به ترك كرمان شدند ،به سادگي نيست كه امروز بايد با تنها عامل معرفي مس در آسيا اين گونه خداحافظي كنيم!

فكر مي كنيد پس از اين بازي ها قيمت نوري چند برابر مي شد؟ يا او با اين شرايط روحي خود تا چه اندازه مي توانست در موفقيت تيم خود دخيل باشد؟ و يا اكنون تا چه اندازه تيم ها براي جذب او تلاش مي كنند؟ و تا چه اندازه مس كرمان علي رغم قراردادي كه با او دارد ، صبري را راحت از دست مي دهد تا يك مغبون به تمام معنا لقب بگيرد...؟!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:45  توسط سعید قرایی | 

        می‌دانم حاشیه‌ زیاد دارم که باید با آن‌ها کنار بیایم

 

با شکلی که آرش سرانجام راهی تیم‌های پرطرف‌دار پایتخت شد باید پیش‌بینی کنیم که حاشیه‌های بزرگ و کوچک از هم‌اکنون انتظار او را در لیگ برتر هفتم می‌کشد. و این یعنی فصلی سخت برای آرش برهانی که کم مشکل ندارد. به هر شکل او با تداوم دوران افت خود از بین مهاجمان درجه یک ایران خارج شده است تا جایی که پس از اخراج برانکو به تیم ملی هم دعوت نشد. با این شرایط او به استقلال می‌آید تا آب رفته را برای خود به جوی بازگرداند.

 

_ آرش دو هفته پیش همه از آمدنت به تیم زادگاهت یعنی صنعت مس حرف می‌زدند

درسته... قضیه خیلی هم جدی بود و من به طور مستقیم با نیک‌نفس مدیر عامل باشگاه هم صحبت کردم اما آن‌ها شرایط و مبلغ درخواستی من رو قبول نکردند.

 

_ بحث بر سر این بود که قرارداد داخلی هم با مس امضا کرده بودی؟

نه... به قرارداد داخلی نرسید. بحث من و مس به همان یک جلسه کفایت کرد. قرار بود خبر نهایی را از باشگاه مس به من بدهند که این‌طور نشد.

 

_ خودت هم تمایل داشتی که به مس بیایی؟

من همیشه یکی از آرزوهایم بازی در لیگ برتر با پیراهن تیم استان خودم هست. اما شرایط من به گونه‌ای بود که می‌خواستم بیشتر در دید باشم به همین جهت گزینه‌ی اول من پرسپولیس و استقلال بودند. اما قول می‌دهم در روزی که خیلی هم آماده هستم به فوتبال کرمان بازگردم.

 

_ اما قضیه‌ی رفتن تو به استقلال به گونه‌ای رقم خورد که می‌تواند یک فصل پرحاشیه را برای تو رقم بزند...

قبول دارم. این اتفاق ناخواسته پیش آمد. من اصلا دوست نداشتم زمانی به یکی از این دو تیم می‌روم از این دست اتفاقات بی‌افتد که موجبات سلب آسایش من را در طول فصل فراهم کند... اما متاسفانه این‌گونه شد. سعی می‌کنم بر سر این موضوع و این‌که چرا این اتفاق افتاد کمتر صحبت کنم تا حداقل از بار حاشیه‌ها کاسته شود.

 

_اما مطمئنا در این فصل حاشیه زیادخواهی داشت

سعی می‌کنم به نوعی با آن‌ها کنار بیایم... شاید هم این حاشیه‌ها موجب افزایش انگیزه‌ام شدند و در تسریع آن‌چه که به خاطرش به استقلال آمدم کمکم کند!

 

_روزی که با پیراهن استقلال هم عکس می‌انداختی لبخندی از سر رضایت نداشتی...؟!

نه... مشکل خاصی نبود. من با میل خودم این تیم را انتخاب کردم و از آن راضی هستم.

 

_ زمانی قاطعانه می‌گفتی که اگر در ایران بازی کنی هیچ‌گاه به پرسپولیس و استقلال نمی‌روی و فقط در پاس بازی می‌کنی...؟

متاسفانه شرایط بازی در پاس دیگر فراهم نبود. با انتقال تیم به همدان می‌توانم بگوییم کشور شاید یکی از حرفه‌ای‌ترین تیم‌های فوتبال خود را از دست بدهد. پاس به عقیده‌ی من دیگر نمی‌توانست آن وضعیت گذشته‌ی خود را داشته باشد به همین خاطر راهی این تیم شدم تا مسیر فوتبالم به طور صحیح پیموده شده باشد.

 

_ و ما آرش برهانی را در این فصل بازهم می‌توانیم همان آرش سه سال پیش ببینیم که بلای جان مدافعان بود؟

تمام تلاشم را می‌کنم که حتی بهتر از سه سال پیش باشم. خداروشکر در استقلال اوضاع کاملا مرتب و خوب است و ناصر حجازی به‌عنوان یکی از بهترین مربیان کشور هم بر تمامی امور مسلط است و گمان می‌کنم با کمک‌های او بتوانم بازهم به تیم ملی و شرایط خوبم بازگردم.

 

_ و آخرین سوال در رابطه با صنعت مس... انتظار خودت به‌عنوان یک کرمانی از این تیم در دومین حضورش در لیگ برتر چیست؟

من دقیقا در جریان نحوه‌ی یارگیری این تیم در فصل نقل و انتقالات نیستم، اما با توجه به این‌که مس در اولین فصل حضورش نتایج قابل قبولی گرفت و عنوان خوبی را هم کسب کرد، در این فصل توقعات از این تیم زیاد است و من امیدوارم که بازیکنان این تیم بتوانند فوتبال کرمان را در کشور سربلند کنند. مس شخصیت خوبی در لیگ برتر پیدا کرده است و تیمی کاملا مورد احترام سایر تیم‌های لیگ برتری شده است.

 

ـ شایعات عجیب و غریبی هم در مورد تو وجود دارد... اتهاماتی که در برخی از وبلاگ ها به تو نسبت داده می شود...

... فعلا اظهار نظری در رابطه به این مسائل نمی کنم و در بازگشت از ترکیه اگر لازم بود صحبت خواهم کرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 20:24  توسط سعید قرایی | 
اگر احساس را براي لحظه‌اي هم كه شده كنار بگذاريم و بخواهيم منطقي به شكست ديگر خودمان در جام ملت‌هاي آسيا نگاه كنيم در مي‌يابيم همان اتفاقي رخ داد كه بايد روي مي‌داد و از اين رو نبايد خيلي هم دست به خود زني بزنيم !

شايد فوتبال ما از آن روزي شكست خورد كه سازمان تربيت‌بدني ما جديد شد! يعني درست از همان روزي كه تيم ملي خود را براي جام‌جهاني آماده مي‌كرد اما اتفاقات جالب و تاريخي در آن مقطع رخ داد كه همه را تقريبا به پيروزي در جام جهاني نااميد كرد. از آن جشن كذايي پرواز قبل از جام‌جهاني گرفته تا دوئل‌هاي تماشايي فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت‌بدني بر سر جزيي‌ترين مسايل كه در نهايت به جاي زدن ريشه‌ي، شخص رييس فدراسيون ما ريشه‌ی فوتبال ما در جام‌‌جهاني قطع كرد!

 

مشخص بود كه در اين نبرد خون‌ريز! سازمان تربيت‌بدني فاتحانه پس از جام‌جهاني وارد عرصه خواهد شد اما از همان روز هم براي خيلي‌ها روشن بود كه اين شكست مقدمه‌اي است براي شكست بعدي كه ظاهرا قرار بود در جام ملت‌ها رقم بخورد. تشكيل يك فدراسيون موقت با بي‌نظم‌ترين شكل ممكن به نحوي كه خود سازمان تربيت‌بدني هم نتوانست آن را علي‌رغم تلاش‌هاي زياد حفظ كند و سپس انتخاب سرمربي تيم ملي با فيلم كمدي به نام خرد جمعي همه نشان داد راه شكست را خيلي خوب در حال طي كردن هستيم. زماني مي‌شد حدس زد كه اين فيلم كمدي خنده‌دارتر از هميشه است كه قرار بود از بين گزينه‌هايي به نام محمد مايلي كهن كه يد طولايي را در حذف بهترين تيم‌هاي ما دارد و امير قلعه‌نويي يكي را به عنوان جانشين برانكو انتخاب كنند. كه در نهايت مايلي كهن با يك مشدي گري مثال زدني از اين ارث پدري خود گذشت! تا امير قلعه‌نويي سرمربي تيم ملي شود كه قرار بود بعد از ۳۱ سال ما را به آروزي ديرين خود در قاره كهن برساند. و خنده‌دارتر اين‌كه اين دو رفيق كه فيلم‌هاي فارسي را براي ما تداعي كردند در كمتر از سه ماه تبديل به دشمنان قسم خورده‌ی يكديگر شدند.

در زماني‌كه امير قلعه‌نويي در ابتدا به عنوان مربي موقت و سپس دایم هدايت تيم ملي را بر عهده گرفت يك امر كاملا نمود داشت و آن اين‌كه براي انتخاب او هيچ كار كارشناسي دقيقي صورت نگرفته بود و تنها صرف قهرماني استقلال در ليگ برتر آن هم پس از سه سال حضور مداوم او بر اين تيم و هم‌چنين گسترش استفاده از مربيان جوان هم‌چون كليزمن در آلمان، دونادني در ايتاليا و دونگا در برزيل مي‌توانست توجيه‌هات داريوش مصطفوي براي انتخاب او باشد. حالا اين‌كه ژنرال از لحاظ شخصيتي و علم مربي‌گري براي اين انتخاب محك خورده بود؟! بماند...

در حالي‌كه ما يكي از بهترين تيم‌هاي تاريخ خود را از هر لحاظ همانند نام‌ها و تعداد لژيونرها آن هم نه فقط از يك ليگ اروپايي كه از سه ليگ معتبر دنيا داشتيم، همه منتظر بودند كه در آسيا سرانجام طعم فينال را بچشيم. اما مشخص نبود و شايد هم مشخص بود و كسي به روي خودش نمي‌آورد كه چرا اين تيم ملي نچسب است؟! و كمتر طرفدار تيم ملي بود كه با اين تيم قدرتمند، همانند قبل خود را آماده‌ی ديدن موفقيت و شادكامي كند. حتي اگر تيم‌هاي محلات غنا و جامائيكا را با 12 گل بدرقه كنيم. حتي اگر قرار نباشد سازمان تربيت‌بدني با رييس بسيار قدرتمند خود ريشه‌ی فوتبال ما را اين‌بار در مالزي بزند. حتي اگر قرار نباشد علي كريمي پس از تعويض لگد بر زير بطري آب بزند حتي اگر قرار نباشد رسول خطيبي به خاطر قلعه‌نويي موقعيت‌هايش را بر باد دهد و جنازه‌ی عنايتي كه نه، اين‌بار زنده او براي ما گل بزند. حتي اگر...

تيم ما به مالزي رفت و هرچند از گروه خود به عنوان سرگروه هم صعود كند اما بارديگر ثابت كند كه ملت ايران تا چه اندازه فرق دوغ و دوشاب را در فوتبال مي‌فهمند و پس از بازي‌هاي نازيبا هيچ كس از ته دل بابت اين صعود دل‌شاد نباشد و سرانجام در روزي كه علي كريمي را نيم ساعت مانده به بازي از خواب بيدار مي‌كنند و به او بگويند امروز بازي حذفي برابر كره داريم تا جادوگر پيش از سوت شروع داور با خميازه‌اي بي‌انتها كه البته خنده‌ي تمام آسيا را هم به دنبال داشت، از آمادگي بالاي خود براي اين بازي خبر دهد! تيم ما برابر كره در عين بي‌لياقتي! شكست خورد تا همه دلايل نه چسب بودن اين تيم را به همين راحتي بفهميم.

دلايل فني و غير فني اين شكست كه شايد اصلي‌ترين آن نبود جناب علي‌آبادي براي تكان دادن پرچم در ورزشگاه مالزي بود! بارها از رسانه‌ی ملي و غير ملي به نقد كشيده شد اما كمتر به اين مساله توجه شد كه بايد منتظر بود تا اين شكست را پلي كنيم براي باخت‌هاي بعد... همانند هميشه. كمي به گذشته برگرديم و ببينيم تيم ملي ما چه روندي را در چهار سال مربي‌گري برانكو طي كرد تا به جام‌جهاني رسيد يعني همان هدفي كه قرار است انگيزه‌ی اصلي بعدي تيم ملي و تمام هوادارانش باشد.

تيم ملي كه به جام‌جهاني آلمان صعود كرد هسته‌ي  آن از بازي‌هاي آسيايي بوسان بسته شد كه در آن به مقام قهرماني نيز دست يافت. همان تيم در جام ملت‌ها نيز توانست يكي از شيرين‌ترين دوره‌هاي ما را حداقل در نحوه‌ی نمايش بازي و گرفتن نتيجه در برابر كره جنوبي، ژاپن و بحرين و در نهايت عنوان سومي آن بازي‌ها آن هم به دليل تنها يك اشتباه (و البته ناداوری) در بازي نيمه نهايي برابر چين كسب كرد و در نهايت صعود تيم ملي به جام‌جهاني كه شايد يكي از راحت‌ترين صعودهاي ما محسوب مي‌شد، همه‌ی ما را به اين فكر انداخت كه شايد فوتبال ما قرار است راه خود را به درستي پيدا كند. يعني با بستن يك جدول زماني مناسب و تشكيل تيم ملي كه قرار است به جام‌جهاني برود از زمان شروع بازي‌هاي آسيايي و ادامه دادن آن تيم تا زمان جام‌جهاني و همين روند در چهار سال بعد. اما در واقع مشاهده كرديم اگر همان يك‌بار هم اين اتفاق افتاد تنها از روي خوش شانسي ما بوده است!

بازي‌هاي آسيايي دوحه را با بي‌هدف‌ترين شكل ممكن تمام كرديم! جام ملت‌ها را هم واگذار كرديم و اكنون ما مانده‌ايم و جا‌م‌جهاني 2010 آفريقا... با بازي‌هايي كه در مالزي ديديم خيلي دشوار است اگر بگوييم كه اين تيم همانند دوره‌ی قبل به راحتي خواهد توانست به آفريقا برسد. ضمن اين‌كه فراموش نكنيد به قول صفايي فراهاني دوره‌ی صعودها و قهرماني‌هاي اتفاقي هم سرآمده است. وقتي ما خودمان به اين امر اعتراف مي‌كنيم و اتفاقا قرار است بازهم برنامه‌ريزي نداشته باشيم پس حداقل به اين ملت بگوييم كه اگر شكست‌هاي بعد را هم ديدند حداقل دست به خودزني نزنند و بدانند اين شكست‌ها در فوتبال ما امري كاملا عادي است مگر آن‌كه خلاف آن ثابت شود! 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 22:20  توسط سعید قرایی | 

موج شادی در کرمان

 

در روزهایی که هر زمان در محافل ورزشی کشور صحبت از لیگ برتر والیبال، بسکتبال و کشتی می‌شود و داغ دل ما را نسبت به انحلال تیم‌های سیرجانی گل‌گهر از این بازی‌ها تازه می‌کند خبری آمد که موج شادی را در میان ورزش دوستان استان کرمان به راه انداخت.

 

خبر از این قرار بود که استاندار کرمان در جمع مدیران باشگاه‌های ورزشی استان گفته است که یک تنه جلوی انحلال تیم‌های لیگ برتری استان کرمان را خواهد گرفت و اجازه نمی‌دهد با این شکل یک ضرر بزرگ گریبان استان را بگیرد. زمانی‌که استاندار این حرف را می‌زند امیدهای‌مان چند برابر می‌شود که سال آینده هم این سه لیگ را با شور و شوق تعقیب کنیم. این امیدواری وقتی بیشتر می‌شود که بیاد بیاوریم چندی پیش امام جمعه و نماینده‌های مجلس سیرجان و کرمان هم به این روند اعتراض کرده بودند و قول داده بودند تمام همت خود را بکار بندند تا سال سیاه ورزش استان به دست خودمان و در خانه‌ی خودمان رقم نخورد.

 

مدیرانی که بنا به دلایلی نامعلوم چنان برای نابود کردن این تیم‌ها و سرخورده کردن هزاران جوان دندان تیز کرده بودند شاید حالا متوجه شوند که به هیچ عنوان زمان مناسبی را برای عمل شنیع خود انتخاب نکرده بودند! این زمان اصلا مناسب نبود چراکه تیم والیبال گل‌گهر آن‌قدر بزرگ شده بودند که افتخارات داخلی را برای خود کوچک می‌دید که در بازی‌های آسیایی عنوان نایب قهرمانی را کسب کرد. مناسب نبود چرا که تیم کشتی این باشگاه که اولین فصل حضور خود را تجربه می‌کند با نایب قهرمانی در گروه خود به جمع چهار تیم برتر کشور راه پیدا می‌کند تا عنوان شگفتی‌ساز مطلق بازی‌های معتبری چون لیگ برتر شود و هم‌چنین تیم بسکتبال هم هرچند سخت اما خود را در لیگ برتر نگه می‌دارد تا ثابت کند بسکتبال گل‌گهر به برتر بودن در کشور عادت کرده است.

 

از همه مهم‌تر این زمان اصلا مناسب نبود چراکه یک دگردیسی کامل در توجه رسانه‌های کرمانی به امر ورزش رخ داده است و این کار را برای تصمیم‌گیری باری به هر جهت مدیران غیرورزشی که عمدتا تصمیم ورزشی می‌گیرند سخت می‌کند! اگر این اتفاق 5 سال قبل رخ می‌داد، یعنی مدیران مثلا یک تیم لیگ برتری کرمانی تصمیم می‌گرفتند تیم خود را منحل کنند، آب از آب تکان نمی‌خورد! چراکه عمدتا هیچ نشریه و یا رسانه‌ی دیگری اصلا مطلع نمی‌شد تا زمان شروع بازی‌ها و وقتی لیگ آغاز می‌شد و جای خالی تیم کرمانی احساس می‌شد، رسانه‌ها که در یک قهر بی‌علت با ورزش به سر می‌بردند در نهایت با پنج خط خبر انحلال آن را اعلام می‌کردند تا مدیران در اندیشه‌ی حذف تیم‌های بعد خود برآیند. همان اتفاقی که به همین راحتی در زمان‌های نه چندان دور در این استان رخ می‌داد.

اما اکنون اوضاع فرق کرده بود. زمانی‌که شایعه به راه افتاد مدیران گل‌گهر در صدد گرفتن چنین تصمیمی هستند رسانه‌های ورزشی و غیر ورزشی بزرگی و تاثیرگذاری خود را نشان دادند تا امروز ببینیم تمامی شخصیت‌های سیاسی استان در مقابل با این تصمیم مدیران کارخانه‌ی سنگ و آهن گل‌گهر که اتفاقا بسیار مصرانه بر آن پافشاری هم می‌کنند، بایستند. و این اتفاق در همین حد هم یک پیروزی برای رسانه‌های استان است که تاثیرگزاری خود را مشخص کرده‌اند آن هم با یک اتحاد همگانی در اعتراض به این تصمیم خانه خراب کن!

 

امروز استاندار با قاطعیت هرچه بیشتر از جلوگیری انحلال این سه تیم خبر می‌دهد و مسلما رئوفی می‌داند که امروز مردم با شنیدن این دستور او هرروز منتظر شنیدن آن خبر خوش از زبان او و یا مقامات باشگاه گل‌گهر هستند که بازگشت قطعی و نهایی این سه تیم را به لیگ برتر اعلام کند تا بلاتکلیفی و نگرانی جامعه‌ی ورزش استان را که به اندازه‌ی یک عمر آن‌ها را پیر کرد خاتمه یابد. اتفاقی که در هفته‌های اخیر بارها افتاد و بسیاری از خبرگزاری‌ها و افرادی خارج از باشگاه گل‌گهر آن را اعلام کردند اما تا زمانی‌که  مقامات گل‌گهر خود خبر عدول از تصمیم مصرانه‌ی خود را اعلام نکنند نمی‌توان شادی نهایی را سر داد.

 

اگر این روند ادامه پیدا کند بازهم نگرانی ورزش دوستان به قوت خود باقی می‌ماند. نگرانی از این حیث که این سه تیم به ناآمادگی کامل به مسابقات روند! وبا شکست فقط حسرت را با بازگشت خود نصیب هواداران کنند. اگر قرار بر بازگشت این تیم‌هاست باید هرچه سریع‌تر این تصمیم گرفته شود و کار بستن تیم‌ها به صورت حرفه‌ای آغاز شود نه این‌که پس از گذشت زمان اعلام آمادگی تیم‌ها به فدراسیون‌ها برای شرکت در لیگ برتر، مدیران گل‌گهر به یاد بیاورند که قصد شرکت در لیگ را داشته‌اند تا این بار فدراسیون‌های مربوطه به دلیل عدم اعلام آمادگی آن‌ها در زمان معین از حضور آن‌ها جلوگیری کند!

 

فراموش نکنید که این تیم‌ها قصد شرکت در لیگ‌های سنگین حرفه‌ای کشور را دارند و این می‌طلبد که کادر و بازیکنان خود را هرچه سریع‌تر بشناسند. هرچند می‌دانیم که مدیان فعلی گل‌گهر اصلا علاقه‌ای به قدرتمند شدن تیم‌های ورزشی خود در لیگ برتر و موفقیت آن‌ها ندارند اما به خاطر دل هواداران و مردم استان هم که شده است، اگر قصد بازگشت را دارند باید هرچه سریع‌تر تصمیم خود را بگیرند و تمرینات تیم‌های خود را آغاز کنند تا حداقل در این فصل گذشته خود را سیاه نکنند.

 

به حرف رئوفی سخت امید بسته‌ایم و دوست داریم ببینیم همان قدر که او کلمات را باجسارت بر زبان می‌آورد این قدرت را هم دارد که آب رفته را به جوی بازگرداند و باردیگر بتوانیم سه تیم قدرتمند و دوست داشتنی سیرجانی که طاقت دوری آن‌ها را نداشته باشیم  در لیگ برتر ببینیم. نه آن‌که تیم‌هایی را روانه‌ی این لیگ‌ها کنیم که انحلال آن‌ها در فصل بعد تبدیل به ساده‌‌ترین کار ممکن شود!     

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط سعید قرایی | 

                                       روزهاي ناآرام يك رييس

 

از نشستن كمال جوانمرد بر روي صندلي رياست ساختمان شيشه‌اي تربيت بدني كرمان هنوز بيشتر از هفت ماه نگذشته است كه او براي ادامه‌ي كار خود در اين سمت با حاشيه‌هاي زيادي مواجه شده است. حواشي كه مي‌تواند ادامه‌ی فعاليت او را سخت‌تر از هميشه كند.

جوانمرد كه از معدود كشتي‌گيران مطرح استان بود، در دانشگاه آزاد و در رشته‌ی علوم اجتماعي تحصيل كرده است و نزديك به ده سال دور از كرمان به سر برده بود كه در اين مدت سمت هايي را نيز در دانشگاه آزاد ديگر شهرهاي ايران همانند آشتيان و اراك داشته است كه اين سبب مي‌شد شناخت او از اين شهرها به مراتب بهتر از كرمان باشد.

 

جوانمرد در جلسه‌ی معارفه‌ي خود نيز به اين نكته اذعان كرد، كه در اولين برنامه‌ي خود، در جهت شناخت مجدد از مسايل ورزش استان برخواهد آمد و به اين شكل تلويحا به اين مساله اشاره كرد كه شناخت او از كرمان پس از دوري چند ساله از آن كافي نيست. او حتي در اولين كنفرانس مطبوعاتي خود نيز به اين امر اشاره كرد و بر عدم شناخت خود از جو ورزش كرمان تاكيد كرد. اما ورزش كرمان در اواخر دوره‌ی رياست فتح الله نژاد زماني نيز دست‌خوش حاشيه‌هاي بزرگ و پيچيده‌اي شده بود. به نحوي كه همواره تعداد زيادي از ورزشكاران و غير ورزشكاران! با ارسال نامه به استاندار خواهان بركناري او مي‌شدند. سر دادن صلوات‌ها و دست زدن‌هاي مشكوك در مراسم توديع نژاد زماني نيز از اين امر حكايت داشت. عده‌اي در آن زمان اين افراد را خواهان پست در اين اداره و ورزش استان مي‌دانستند و عده‌اي ديگر آن‌ها را دلسوز ورزش كرمان قلمداد مي‌كردند!

 

       

 

به هر شكل اين جريانات در نهايت منجر به تغيير پست نژاد‌زماني شد و جوانمرد در اين شرايط و در حالي‌كه به گفته‌ی خودش بزرگ‌ترين مشكل او عدم شناخت از اوضاع حاشيه‌اي ورزش كرمان بود جاي او را گرفت. رييس جديد هنوز مشغول كسب آشنايي بيشتر با اين شرايط بود كه زمزمه‌هاي مخالفت‌ها با او به گوش رسيد. اين درگيري‌ها زماني بيشتر شد كه جوانمرد دست به تغييرات گسترده در سطح هيا‌ت‌هاي ورزشي زد و با برخي از روساي هيات‌ها نيز مستقيما رودرو شد تا امروز جو آرامي براي كار او فراهم نشود. اين جو پس از انحلال برخي از تيم‌هاي ورزشي و ساير مشكلاتي كه در ورزش استان وجود دارد خراب‌تر هم شد.

 

برخي از نشريات استان نيز با نوشتن مطالب و مصاحبه با برخي افراد شرايط را براي جوانمرد دشوار‌تر كردند تا جايي‌كه تربيت‌بدني خود مستقيما وارد مساله شد تا ناآرامی‌ها وارد فاز جديدي شود. نشريه‌ی تناوران كه يكي از اپوزسييون‌هاي ضد جوانمرد در ورزش استان محسوب مي‌شد، پس از اين‌كه مدير مسوول نشريه در تربيت‌بدني استان صاحب سمت شد! به يك‌باره تعطيل گرديد تا اداره‌ی تربيت‌بدني نيز در مقابل سيل انتقادهاي متوجه خود حركتي را داشته باشد. اين برخوردها نيز كم و بيش با برخي از مخالفان ديگر نيز صورت گرفت كه نمونه ديگر آن اتفاقات رخ داده بر روي سكوي تماشاگران در بازي تيم‌هاي صنعت مس و پيكان تهران بود كه برخي از تماشاگران قصد سر دادن شعار عليه‌ی جوانمرد را داشتند كه با حضور برخي از افراد كه منتصب به يكي از باشگاه‌هاي بدنسازي شهر بودند، با تهديد تماشاچيان ضد جوانمرد، مانع سر دادن شعارهاي آنان مي‌شوند!

 

در هر صورت همه‌ی اين قضايا و اتفاقات ريز و درشت ديگري كه فقط حواشي ورزش استان را داغ كرد سبب شد كه تقريبا در هر هفته‌ خبر بركناري جوانمرد مخابره شود و حتي كار به جايي برسد كه برخي روز مراسم، توديع و معرفي جانشين جوانمرد را هم تعيين كنند! به گفته‌ی همين منابع غير رسمي جانشين جوانمرد از سطح دانشگاه تعيين خواهد شد. اتفاقي كه در صورت رخ دادن آن مي‌تواند ورزش كرمان را تا مدت‌ها دست‌خوش مسايل پشت پرده كند!

 

اما از آن سو ساير نهادهاي استان حمايت قاطعانه خود را از رييس اداره‌ی كل تربيت‌بدني استان اعلام كرده‌اند. رئوفي استادار كرمان كه يكي از معرفان اصلي جوانمرد براي اين سمت بوده است هم‌چنان رابطه‌ي حسنه‌اي با او دارد و تصور بركناري جوانمرد در زمان رئوفي كمي دور از ذهن است. هم‌چنين محمد كرمي نماينده‌ی مردم كرمان در مجلس نيز در زمان بازديد خود از مجموعه امام علي حمايت خود را از جوانمرد اعلام كرد و اين امر در بسياري ديگر از بخش‌هاي استان نيز ديده مي‌شود. از همه مهم‌تر علي آبادي رييس سازمان تربيت‌بدني كشور نيز تاكنون طرحي را براي جايگزيني جوانمرد ارايه نكرده است كه اين همه سبب مي‌شود فعلا نبايد منتظر تغيير در اين سمت بود مگر آن‌كه اتفاق خارق‌العاده‌اي رخ دهد!

 

كمال جوانمرد در يكي از اظهار نظرهاي خود نيز اعلام كرده بود كه: "هستم و مي مانم!" پافشاري جوانمرد مسلما به اين امر ختم مي‌شود كه او براي بقا در اين سمت انرژي زيادي را صرف خواهد كرد. و او با اين جمله اعلام جنگ خود را به مخالفانش به صريح‌ترين شكل ممكن اعلام كرده است.

 به طور قطع اين جريان هرگز به سود ورزش كرمان نخواهد بود و اين امر در صورت تداوم مي‌تواند لطمات جبران‌ناپذيري را به ورزش استان بزند. هرچند مطمئن هستيم تعامل دو طرف امري بسيار مشكل و محال است اما اين اميد مي‌رود كه دو طرف با كوتاه آمدن در برخي مواضع، موجبات سرخوردگي ورزشكاران و ورزش دوستان كرماني را فراهم نياورند. جوانمرد كه خود را يكي از مخالفان سرسخت ورزش بارها مي‌ديده است، بايد روندي را در پيش گيرد كه موجب افزايش تعداد اين افراد در استان نشود. چراكه متاسفانه اين افراد به صورت تصاعدي در حال تولد در ورزش كرمان هستند!      

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 1:28  توسط سعید قرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی
( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
واي گويه ها
پارس فوتبال
کتیبه زخم
ضربه آزاد
كرمان خبر
چلیک
ياد نوشت
توپ
پادلمه
هواداران باشگاه مس
شخصي
انحراف
صنعت مس زلزله
فوژان
آرشیو مطالب من در پارس فوتبال
نقد داوری
سایت رسمی باشگاه مس
علیرضا اس اس
فوتبال احساسی
ناخدای تنها
خانه ای روی آب
یاداشت
هرچی و همه چی
سيب و حوا
سانای
یاداشت های من
سينا و فوتبال
حرف هاي من و تو
قوي سپيد
نونا
علي دايي نگين ورزش آسيا
عکس های یاسر خدیشی
ته مانده هاي يك مرد
ابوکورش
مازيار ناظمي
وقت اضافه
وقت کشی
دولخ
مفشو
فریاد بی صدا
رازهای قلم کویری
خورشید حق
باشگاه مس رفسنجان
دايره
صحنه یکتا
مسیر جادویی
ایران رشد
ناگفته ها
سکوت سنگ
دانلود جدیدترین نرم افزار ها
کرمان رایانه
ملیکا
خبرنگار ساده
دل نوشته های احسان
دختر بابا
محمود قاضی
اویان
آئین مهر
کرماندخت
قلم طلایی
مورنا نيوز
عكس هاي امين جعفري
خبرهاي جنجالي كرمان
برد و باخت
مهندسي فناوري اطلاعات كرمان
سه پند
وبلاگ رسمي پاس همدان
كرمونيا
چشم به راه
كافه فوتبال
هنرمند كوچك
كرمان ورزش
سین سین
رودرو
طنز ورزشي
 

 RSS

LOGO BY
Ghaffarbaigy