تبليغاتX
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

لبخند امیر در برابر دوستانش دوام نداشت

 

 

بعد از اینکه امیر قلعه نویی از مربیگری تیم ملی به طور کلی ناامید شده بود، به یاد آورد که با مس قرداد امضا کرده است و رسما به عنوان مربی این تیم معرفی شده است. او به محضی که به کرمان می آید از طرف نیک نفس مدیر عامل باشگاه به او گفته می شود که خود را باید آماده یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران کرمانی کند اما یک نفر پیشنهاد جالبی به باشگاه می دهد که قبلا کمتر نمونه آن در فوتبال کشور دیده شده بود. او می گوید که برای اولین بار خبرنگاران پایتخت نشین نشریات را نه برای گزارش از یک مسابقه که برای پوشش این کنفرانس مطبوعاتی به کرمان دعوت کنیم. نیک نفس هم که معولا دور هم جمع بدون را رد نمی کند بلافاصله قبول می کند و مقرر می شود برای بیش از 30 خبرنگار تهرانی بلیط تهیه شود و در بهترین هتل شهر شرایط اسکان آن ها فراهم شود. اما کسی نفهمید این بلیط ها توسط چه کسی و طبق چه معیارهایی تهیه شد که تمامی دوستداران قلعه نویی در روزنامه های ورزشی و حتی اقتصادی به یکباره به کرمان آمدند! مثل اینکه اصلا قرار نبود هدف پوشش این کنفرانس باشد که از یک نشریه 5 خبرنگار در جلسه حاضر می شوند و از نشریه دیگر حتی دعوت هم به عمل نمی آید! به هر حال دوستان قلعه نویی به کرمان آمدند تا به قول خودشان ضمن بدرقه امیر خان! یک گردش تفریحی چند روزه هم در کرمان داشته باشند و عمده فعالیتشان در کرمان برگرداندن جو کنفرانس به سود قلعه نویی در زمانی که او بیش از حد سوال پیچ می شود باشد!

 

اما در کرمان و میان خبرنگارن اوضاع به گونه دیگری است. آن ها که هنوز زخم های بسیاری از تصمیمات فرهاد کاظمی را بر تن داشتند، وقتی متوجه می شوند خبرنگاران این گونه به کرمان دعوت شده اند تصمیم می گیرند که اجازه ندهند جلسه منفعل و کاملا یک طرفه به سود قلعه نویی برگزار شود و حداقل ترس و تردیدهای خود را نسبت به آینده مس با سوالات خود به گوش قلعه نویی برسانند. حتی گفته می شود که برای این کار کمیته ویژه ای هم در بین خبرنگاران کرمانی شکل گرفته است! حتی نحوه نشستن خبرنگاران کرمانی و تهرانی که کاملا جدا از یک دیگر نشسته بودند دقیقا حس ورزشگاه هایی را تداعی می کرد که هواداران تیم میهمان یک گوشه از استادیوم را به خود اختصاص داده بودند! دوستان قلعه نویی پیش از جلسه یک به یک در آغوش او قرار می گیرند و مربی جدید مس از اینکه خود را در میان دوستانش می بیند بسیار شادمان است. اما سوالات را خبرنگاران کرمانی آغاز می کنند. اولین سوال از او که در رابطه با نوع ارتباطش با رسانه ها و اینکه همیشه فقط عده ای خاص از او حمایت کرده اند مطرح می شود. قلعه نویی از اینکه سوالات سخت آغاز می شود لبخند تلخی می زند و از نیازش به رسانه های کرمانی می گوید. او از همان ابتدا بر نماندنش در کرمان تاکید می کند و می گوید: من میهمان شما هستم و می روم اما این تیم شماست که با شما باقی می ماند برای همین از من حمایت کنید!

 

مربی جدید مس در جواب این سوال که چرا در زمان بی مهاجمی اش شاهین خیری را به خدمت می گیرد از آن دست جواب هایی می دهد که با هر سوال آن را تکرار می کند و آن اینکه به من گفته شد که دو جای خالی داریم. ضمن اینکه مولایی هم محروم نشده بود. من می خواستم با یک راه حل، دو مشکل را برطرف کنم و شاهین خیری را آوردم که هم میانه زمین محکم شود و هم در خط حمله قوی باشیم! او از ادامه پاسخ خود مبنی بر اینکه شاهین خیری چگونه می تواند بارهجومی تیم را تقویت کند خودداری می کند و می گوید: این را الان نمی گویم چون حریفان از آن به ضرر ما استفاده می کنند. او همچنان تاکید می کند که شرایط استفاده از نفرات تیم حتی از اول فصل هم سخت تر شده است. تاکیدهای پردامنه او بر سختی کار در مس سرانجام همه را به نتیجه دلخواه قلعه نویی می رساند که او کار در شرایط سخت را دوست دارد. او سپس آمارهای خود از تیم برق تهران تا تیم ملی را برای چندمین بار در برابر رسانه ها تکرار می کند و آن هارا بسیار موفق می داند.

 

 

صحبت دیگر قلعه نویی که با سوالات اعتراض آمیز مواجه می شود این است که می گوید می خواهد ساختار مس را تغییر دهد. وقتی به او یادآوری می شود که قرارداد او شش ماهه است و او بارها اعلام کرده که خرداد به ازبکستان می رود، کمی از ساختار سازی کوتاه می آید و می گوید: انشاالله فصل بعد هم در خدمت شما باشم! اما وقتی سفر اول بی نتیجه قلعه نویی به کرمان برای او یادآوری می شود لبخندهای او به طور کامل محو می شود! او بعد از این سوال اعتراف می کند که برخلاف گفته های قبلی اش در همان زمان مس هیچ گاه گزینه اول او نبوده است و وقتی راه تیم ملی و هشت باشگاهی که به زعم او به قلعه نویی پیشنهاد داده اند بسته می شود به کرمان می آید. او همچنین می گوید که از سه ماه قبل قرار بود به ازبکستان رود. اما نقطه اوج جلسه وقتی بود که به قلعه نویی گفته می شود پس چرا با وجود این همه پیشنهاد، او از بسیاری از مطالبات خود گذشته است تا به کرمان بیاید؟! در این زمان عده ای از خبرنگاران مسافر شروع به اعتراض کردند و حتی یکی از این خبرنگاران که مجری برنامه های تلویزیون نیز بود به کنار قلعه نویی رفت و نزدیک به 30 دقیقه در وصف او سخن راند!

 

جو کنفرانس به شکل عجیب و غریبی در آمده بود. قلعه نویی سعی می کند هرچه سریعتر این برنامه تمام شود تا جبهه گیری ها علیه او بیشتر نشود شاید اگر دعوت از خبرنگاران تهرانی نبود کرمانی ها کمتر از دست سوالاتی که لبخند را از قلعه نویی بگیرد می پرسیدند. او در حالی که هیچ صحبتی در رابطه با جایگاه تیم در پایان فصل هم نمی کند جلسه را ترک می کند. او قطعا پس از این جلسه متوجه شد که در روزهای شکست فرهاد کاظمی چه وضعیت دردناکی را داشته است. کرمان بیش از 25 نشریه محلی دارد که سه تای آن  اختصاصی ورزشی است. قلعه نویی هیچ دلش نمی خواهد در مدت کوتاه حضورش در کرمان برخلاف آنچه که تصور می کرد روزهای پردردسری را سپری کند. جلسه که تمام می شود قلعه نویی اصلا لبخند نمی زند. او دوستانش را می بیند که یکایک او را می بوسند و به سمت فرودگاه می روند تا کرمان را ترک کنند. او خود را در محاصره افراد جدید می بیند. همان هایی که سه شنبه شاهد مستقیم کار او خواهند بود.

 

 

 

(عکس ها:حمید صادقی)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 16:56  توسط سعید قرایی | 

باشگاه مس برای خود بلا دعوت کرد!

 

مربی جدید مس صبح فردا اولین کنفرانس مطبوعاتی خود را در کرمان برگزار خواهد کرد.

این کنفرانس ابتدا قرار بود در تالار اجتماعات سازمان هلال احمر کرمان برگزار شود. این همان سالنی است که نادر دست نشان پس از صعود مس به لیگ برتر کنفرانس مطبوعاتی سرشار از شادی و خاطره انگیز خود را در آنجا برگزار کرد. اما در حالی که بین باشگاه مس و متصدیان این سالن قرارداد هم امضا شده بود، اما به ناگاه مکان این کنفرانس عوض شد تا جلسه مطبوعاتی امیر قلعه نویی ساعت ده و سی دقیقه صبح یکشنبه در سالن اجتماعات مهمان سرای جهانگردی کرمان برگزار خواهد شد.

 

نکته جالب این کنفرانس دعوت از بیش از 30 خبرنگار از تهران می باشد که این خود بعدها حاشیه های زیادی را برای باشگاه مس ایجاد خواهد کرد! حاشیه از این بابت که ظاهرا انتخاب و دعوت از خبرنگاران کاملا گزینشی بوده است و گفته می شود از یک نشریه خاص که ارتباط حسنه ای با قلعه نویی دارد 5 خبرنگار با هزینه باشگاه به کرمان آمده اند! و از یک نشریه معتبر دیگر  خبرنگاری دعوت نشده است! که این ماجرا می تواند کار باشگاه را برای جمع کردن آن در آینده نه چندان دور سخت خواهد کرد. ظاهرا مدیریت باشگاه نیز دقت زیادی برای دعوت از خبرنگاران تهرانی نکرده است و مراحل تهیه بلیط و اسکان خبرنگاران را برعهده یکی از نزدیکان قلعه نویی گذاشته است. همچنین این اتفاق با اعتراض حبرنگاران کرمانی نیز مواجه شده است. خبرنگاران کرمانی که حمایت آنچنانی از باشگاه مس نمی شوند نسبت به این تصمیم باشگاه در دعوت از خبرنگاران تهرانی معترض بودند و اعتقاد داشته اند این حرکت عجیب باشگاه نشان از آن دارد که خبرهای کرمان به خوبی منتشر نمی شود و این درحالی است که باشگاه مس یکی از پرخبرترین تیم های لیگ برتر در روزنامه های ورزشی کشور محسوب می شود و این اقدام باشگاه نمی تواند توجیه قابل قبولی داشته باشد. به هر حال باشگاه مس با دعوت از این تعداد خبرنگار از تهران که باید هزینه رفت و آمد آن ها و همچنین اسکان آن ها را که در هتل بزرگ کرمان اردو زده اند! نیز تامین کند در آینده منشا مشکلات جدیدی برای مدیریت باشگاه مس خواهد شد و می توان گفت که باشگاه مس برای خود بلا دعوت کرد!

 

به هر شکل قلعه نویی یکی از خبرسازترین چهره های فوتبالی کشور است و قطعا بعد از آنکه خبرنگاران کرمانی سوالتشان در رابطه با فوتبال کرمان از او تمام شود اظهارنظرهای قلعه نویی در رابطه با تیم ملی و بحث انتخاب نشدن او و همچنین ماجراهای او با باشگاه پاختاکور می تواند صحبت های جذابی را به میان بیاورد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:9  توسط سعید قرایی | 

سجده در مسجد حسینا مشکل است....!

 

 

چون قدم بر خاک خونین داشتی         بذر غیرت در زمین می کاشتی

 

زهر عشق حق بهم داویختی             در رکوعت می به ساغر ریختی

 

قبله تو عشق و مستی و قتلگاه           این مشایخ قبله هاشان بر گناه!

 

گویمت از هفت رنگان مو به مو         خرقه پوشان دغل کار دو رو

 

سجده بر پست و ریاست می کنیم         با خدا هم ما سیاست می کنیم!

 

کو نشانی که شما اهل دلید؟                جملگی تان بر نماز با طلید

 

می چکد شک بر سر سجاده ها           وای از روزی که بر افتد پرده ها

 

ما خدایان زیادی ساختیم                    مال مردم را به خود پرداختیم

 

شیر حق بر خیز وقت کار شد            بر سر می رفتنت انکار شد

 

کاخ ها گردیده مسجد سرافراز!         صد رکعت تزویر دارد هر نماز

 

سجده در مسجد حسینا مشکل است     این بنا از دل نباشد از گل است

 

این خسان با مال مردم زنده اند          جملگی اندر نماز و سجده اند!

 

دم ز راه رسم سلمان می زنیم            لاف اسلام و مسلمان می زنیم

 

کاشکی از نسل سلمان می شدیم         لحضه ای یک دم مسلمان می شدیم...!

 

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی گریه می کنند

 

که آزادانه زندگی کرد آزادانه جنگید و آزادانه شهید شد. ( دکتر علی شریعتی) 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 12:6  توسط سعید قرایی | 

یک کرمانی در خیابان سئول

 

                                    

 

همه خستگی های فکری مان از بابت خنده های زیاد به تعویق متعدد انتخابات فدارسیون فوتبال و درگیرهای کمیته انتقالی فوتبال و سازمان تربیت بدنی با برگزاری انتخابات روز چهارشنبه از تن بیرون رفت وقتی که دیدیم یک کرمانی با چهره خندان خودش یکی از کرسی های هیات ریسه فدراسیون فوتبال را تصاحب کرده است. این یکی از باشکوه ترین صحنه های ممکن برای فوتبال کرمان بود که قرار است در آینده نه چندان دور اثر شیرین آن مشخص شود! یعنی در روزهایی که دیگر قرار نباشد حق فوتبال کرمان حداقل داخل همین فدراسیون فوتبال خورده شود.

 

نصرالله گنجعلی خانی رییس هیات فوتبال کرمان و رییس کمیته امداد این استان، یکی از ورزشی ترین مدیرانی بوده است که در این استان فعالیت کرده است. او بعد از اینکه فوتبال را کنار گذاشت خیلی از چمن سبز دور نبود و تقریبا از سال 70 ریاست هیات فوتبال کرمان را برعهده گرفت. مدیریت 17 ساله او در این عرصه که با کمترین تهدیدی روبرو بود سبب شد که این هیات یکی از منظم ترین هیات های ورزشی کرمان بوده باشد که به گفته خود گنجعلی خانی در این سال های اخیر هم نتایج آن آرامش بی سابقه بر این هیات را هم بهره برداری می کردند. او وقتی احساس کرد فوتبال کرمان را تا آن حد منظم کرده است که به خیلی از اهدافش دست یافته است تصمیم می گیرد که برای فوتبال کشور هم آستین بالا بزند و با زیاد کردن رفت و آمدش به خیابان سئول تهران یعنی جایی که فدراسیون فوتبال ایران قرار دارد تجریبات طولانی اش را در اختیار فوتبال ایران هم قراردهد. او بعد از انتخابات روز چهارشنبه فدراسیون فوتبال رقیبان بسیار قدرت مندی را نظیر رحیمی رییس فدراسیون هندبال، احمدی رییس انجمن ورزشی نویسان، قمر مدیر باشگاه پارس جنوبی و... را با 41 رای کنار زد تا به همراه شفق مدیر باشگاه ابومسلم و آیت الهی به هیات رییسه فدراسیون در بخش خود راه پیدا کنند.

آن زمان که گنجعلی خانی گفت: "از طرف روسای هیات ها به من تکلیف شده است که در انتخابات شرکت کنم" با توجه به خصلت های گنجعلی خانی کمی پیروزی او را در این انتخابات بعید می دانستیم چراکه یکی از راه های اصلی موفقیت در این گونه انتخابات ها لابی بازی هایی است که روز قبل از این انتخابات با اعضای مجمع عمومی انجام می شود و نصرالله گنجعلی خانی به اعتراف خودش اصلا از این دست کارها بلد نیست. حتی روز انتخابات برخی از روسای هیات های فوتبال شهرستان های دیگر از او گلایه می کنند که حتی یک تماس هم از جانب او با آن ها گرفته نشده است اما گنجعلی خانی که به دلیل مدرک تحصیلی و سابقه مدیریتی اش  بهترین گزینه از سوی روسای هیات ها بود خیلی راحت تر از آنچه که فکرش را کند انتخاب می شود. به هر حال او نماینده بخش عظیمی از اعضای مجمع عمومی فدراسیون فوتبال بود و رای روسای هیات فوتبال شهرستان ها را که قبلا او را انتخاب کرده بودند در جیب داشت. جالب این که در روز انتخابات حتی فرصت سخنرانی برای او و سایر کاندیدها فراهم نشد.

 

گنجعلی خانی که در آن انتخابات لغو شده فدراسیون فوتبال هم ثبت نام کرده بود از دسته آن کاندیداهای مستعفی بود که در جبهه محمد علی آبادی قرار داشتند. او در آن انتخابات یک رقیب قدرتمند دیگر به نام سعید لو معاون رییس جمهور و رییس هیات مدیره پرسپولیس را هم در کنار خود می دید که در دور جدید انتخابات با غیبت او فرصت انتخاب برای او بیشتر فراهم شد. 

 

به هر شکل انتخاب گنجعلی خانی بهترین اتفاق  انتخاباتی برای فوتبال کرمان محسوب می شد. غیبت یک کرمانی سال ها در سطح اول فدراسیون فوتبال کشور احساس می شد که با انتخاب گنجعلی خانی این طلسم نیز شکتسه شد و قطعا تبعات بسیار مثبتی نیز برای فوتبال کشور به دنبال خواهد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:47  توسط سعید قرایی | 

مس فقط یک جای خالی دارد

 

همه در کرمان فکر می کردند که فدراسیون پزشکی کشور مجوز خورج دو بازیکن تیم مس را به دلیل مصدومیت صادر کند و علی ممبینی و میثم حاجیان به دلیل پارگی رباط صلیبی و دوری شش ماهه، از تیم رسما از مس کنار گذاشته شوند و باشگاه بتواند به جای این دو بازیکن دو یار جدید را به خدمت بگیرد.

اما روز گذشته و طی استعلام جدید باشگاه مس مشخص شد که دست این باشگاه برای جذب یار بسته تر از قبل شده است چراکه تنها مجوز خروج نام میثم حاجیان از مس صادر شده است و ممبینی همچنان بازیکن مس محسوب می شود. علت این امر هم عمل جراحی است که ممبینی برروی پای خود انجام داده است و از آنجا که او در هفته چهارم لیگ مصدوم شده بود به تشخیص فدراسیون پزشکی قبل از گذشت شش ماه می تواند برای مس بازی کند. اما میثم حاجیان که در هفته دهم رباط صلیبی خود را پاره شده دید از لیست مس کنار گذشته شد تا باشگاه مس تنها بتواند به جای او بازیکن جذب کند. همین مسئله، وسواس باشگاه کرمانی را برای انتقال یک بازیکن که حتما مهاجم نیز هست بسیار زیاد کرده است. روز گذشته به هیات فوتبال کرمان گفته شد که شاهین خیری برای ثبت قرارداد به آنجا رجوع خواهد کرد اما بعد از این اتفاقات به خیری گفته می شود که فعلا دست نگه دارد تا بررسی بیشتری صورت گیرد. روز گذشته یک مهاجم بسیار ضعیف آلمانی نیز به تمرینات مس آمد که در غیاب قلعه نویی توسط مهدی محمدی در همان اولین تمرین دیپورت شد. امروز نیز یک مهاجم از کشور صربستان در تمرینات مس حاضر می شود تا تست دهد. امید باشگاه مس البته به لیست زیر 23 ساله های خود می باشد که دو جای خالی دارد و قصد دارد این دو جای خالی را با دو بازیکن جوان خارجی خوب که قابلیت بازی در تیم بزرگسالان را دارند پر کند. از همین رو چند بازیکن زیر 23 سال کامرونی و غنایی ظرف امروز و فردا در تمرینات مس حاضر خواهند شد. از آنجا که تمدید زمان فدراسیون فوتبال برای جذب بازیکن در نیم فصل برای مس به دلیل تنها یک جای خالی تاثیری نداشته است، این باشگاه تا روز پنج شنبه بازیکن اضافه شده به خود را اعلام خواهد کرد.

 

                      

 

ترس مسی ها از زندان!

مردم کرمان بعد از اخراج فرهاد کاظمی از مس ، بابت آزادی تمرینات این تیم از  زندان که با تاکید ویژه کاظمی برگزار می شد، بسیار خوشحال بودند چراکه آن ها می توانستند به تمرینات تیم خود در دانشگاه شهید چمران روند و از نزدیک مراحل آماده سازی این تیم را ببینند.

بازیکنان نیز از تصمیم کادر فنی جدید تیم که مکان تمرینات را تغییر داده بود بسیار خوشحال بودند چراکه ضمن کمتر شدن مسیر رفت و آمد آن ها و برطرف شدن مشکلات سوختشان! در طول تمرینات با تشویق هواداران انگیزه زیادی می گرفتند و ارتباط بهتری را با آن ها در طول برگزاری مسابقه برقرار می کردند. اما طی روزهای گذشته اخباری منتشر شده است که بازهم همه را نسبت به انتقال تمرینات تیم به زندان نگران کرده است. در حال حاضر که تمامی چمن های ورزشگاه های کرمان خیس و برفی است و از این رو بازیکنان مس تمرینات خود را در سالن و برروی چمن مصنوعی انجام می دهند اما مقرر شده است که بعد از خشک شدن چمن ها امیر قلعه نویی به شخصه چمن های ورزشگاه های دانشگاه شهید چمران و زندان کانون اصلاح تربیت که در 20 کیلومتری کرمان قراردارد را بررسی کند تا تصمیم نهایی را بابت انتخاب زمین تمرین مس بگیرد. البته در باشگاه مس گفته می شود که با قلعه نویی بابت مزایای انتخاب زمین چمران و علاقه هواداران نسبت به این تصمیم صحبت خواهد شد و او را بابت مشکلات تمرین در زندان توجیه خواهند کرد و امیدوار هستند که قلعه نویی نیز تصمیم منطقی در این زمینه بگیرد. به گفته هواداران یکی از دلایل مهم جدایی تیم از تماشاگران مس در زمان هدایت فرهاد کاظمی که باعث می شد هواداران آنچنان که انتظار می رفت این تیم را تشویق کنند، دوری مس از تماشاگرانش در زمان تمرینات بود و این باعث می شد که تماشاگران نتوانند در طول بازی ارتباط خوبی را با بازیکنان برقرار کنند.       

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:21  توسط سعید قرایی | 

قلعه نویی سربازهای مسی را به خط کرد

 

                  

 

کمتر کسی فکر می کرد که قلعه نویی روز یکشنبه و طبق برنامه ریزی قبلی در تمرینات مس حاضر شود. خیلی ها به واسطه جدی تر شدن مذاکرات او با فدراسیون برای هدایت تیم ملی عقیده داشتند قلعه نویی در این روز به کرمان نخواهد آمد و حتی حمید نیک نفس نیز نمی توانست دقیقا مشخص کند که او به کرمان خواهد آمد یا خیر.

اما زمین چمن مصنوعی سلیمی کیا کرمان در یک عصر برفی به همه چیز خاتمه داد وقتی امیر قلعه نویی با گرم کن منقش به آرم باشگاه مس داخل زمین شد تا امیر قلعه نویی در شهر کرمان نیز رسما تیم را تمرین داده باشد. به دلیل سردی بیش از اندازه هوا و مصنوعی بودن چمن قرار نبود تمرین خیلی پرفشار باشد تا بازیکنان مس مصدوم شوند. قلعه نویی علت برگزاری این تمرین در سلیمی کیا را این می دانست که برای همه روشن شود فعلا او مربی مس است و با این تیم قرارداد دارد و تا زمانی که فدراسیون فوتبال با او رسما قرارداد امضا نکند به تعهداتش به باشگاه مس پایبند است.  حضور چند بازیکن خارجی در تمرینات مس یکی دیگر از جلوه های این تمرینات بود. حمید نیک نفس باردیگر به هوادارانی که در هوای سرد به سلیمی کیا آمده بودند تا مس جدید را ببینند قول می دهد که تا پایان هفته تکلیف بازیکنان خارجی جذب شده به تیم را مشخص کند تا آن ها قبل از بازی اول دور برگشت با تیم به هماهنگی برسند.

 

                  

 

قلعه نویی سعی می کند زیاد خود را وارد جریان تمرین نکند و بیشتر کنار زمین با اطرافیان تیم صحبت می کند و فقط هراز چند گاهی با سوت های خود تمرینات را قطع می کند و به بازیکنان نکاتی را می گوید. لبخندهای او در این تمرین تمامی ندارد و آنقدر سرکیف هست که خود به گوشه زمین برود و شروع به زدن روپایی و هد کند تا آمادگی بالای بدنی خود را به رخ بازیکنان مس بکشد. او بعد از تمرین همان حرف های تکراری جلسه معارفه خود را می زند و از تیم متحول شده مس در نیم فصل دوم می گوید. او از مهدی محمدی تشکر می کند که مراحل آماده سازی تیم را در بین نیم فصل به خوبی انجام داده است تا تیم شرایط بدنی عالی داشته باشد. او به چند خبرنگاری که در تمرین بودند می گوید:" اجازه دهید خیلی از حرف ها را در جلسه مطبوعاتی هفته آینده می زنم تا همکاران شما هم ناراحت نشوند" و این نشان می دهد که قلعه نویی می خواهد در مدت حضورش در کرمان حتی کوتاه مدت با همه ارتباط خوبی داشته باشد. او بلافاصله هم به سمت هواداران مس می رود که بی صبرانه موبایل های خود را آماده کرده اند که با امیر عکس یادگاری بگیرند. اولین جلسه تمرینی مس در کرمان است و قلعه نویی برای همه کار وقت دارد. او آنقدر کنار هواداران می ماند تا هوا کاملا تاریک شود. دانه های کوچک برف که بارششان آغاز می شود، قلعه نویی  به عنوان آخرین نفر ورزشگاه را ترک می کند! هرچند گفته می شود که شاید قلعه نویی مجددا کرمان را ترک کند تا در تهران به خیابان سئول و فدراسیون فوتبال برود و در رابطه با تیم ملی صحبت کند اما اولین جلسه تمرینی مس با قلعه نویی نشان داد که او به خوبی حرفه ای گری را بلد است و در همین جلسه اول تمرینی در کرمان خیلی خوب تثبیت پایگاه خود را در کرمان شروع کرده است. باید دید حالا که سرنوشت مس با سرنوشت انتخاب سرمربی تیم ملی گره خورده است وضعیت این تیم را به کجا خواهد کشاند. البته در گوش و کنار به گوش مهدی محمدی زده اند که هر لحضه آمادگی داشته باشد نام خود را به عنوان سرمربی مجدد مس بشنود! اتفاقی که سرگیجه را در کرمان به آخرین حد خود خواهد رساند.      

 

به عیسی ترائوره اطالاعات غلط دادند!

حمید نیک نفس با مدیر برنامه های عیسی ترائوره تماس می گیرد تا از وضعیت این بازیکن اطلاع کسب کند. آقای مدیر برنامه به او می گوید که ترائوره چند پیشنهاد خوب از تیم های تهرانی دارد اما خودش پیشنهاد باشگاه مس را بهتر از بقیه دانسته است و ابراز علاقه کرده است که به این تیم منتقل شود به خصوص اینکه او متوجه شده است که امیر قلعه نویی مربی مس است و او دوست دارد که در ایران یک بار برای تیم های او بازی کند.

 

 

 

این صحبت ها سبب می شود که نیک نفس با هیات فوتبال کرمان تماس بگیرد و بگوید که این آمادگی را داشته باشند تا قرارداد ترائوره با مس را ثبت کنند. او حتی در برخی از رسانه های کرمانی از قطعی شدن حضور این بازیکن در مس خبر می دهد و می گوید که او را از فردا در تمرینات تیم ما خواهید دید. با توجه به پروژه شکست خورده انتقال عنایتی به کرمان خیال هواداران مس تا حدودی از بابت مهاجم تیم راحت می شود. اما ناگهان شنبه شب اعلام می شود که ترائوره با سایپا قرارداد امضا کرده است. این خبر عصبانیت نیم نفس را به دنبال دارد و او که در جذب یکی دیگر از مهره های وعده داده شده توسط خودش شکست خورده است به سرعت باردیگر به مدیر برنامه های او تماس می گیرد و از اینکه تمامی شرایط برای امضای قرارداد ترائوره در کرمان فراهم بوده است خبر می دهد و این گونه پاسخ می شنود که: ترائوره وقتی خبر مذاکره قلعه نویی با فدراسیون فوتبال را برای تیم ملی می شنود توسط اطرافیانش مطمئن می شود که قلعه نویی به کرمان نمی آید و همین باعث می شود که او ترجیح دهد به کرمان نیاید و در تهران به فوتبال خود ادامه دهد. ضمن اینکه حضور در جام باشگاه های آسیا که سبب می شود ترائوره بتواند خود را به فوتبال دیگر کشورهای آسیایی معرفی کند سبب انتخاب سایپا بر مس توسط ترائوره بود. نیک نفس پس از انتشار این خبر اعلام می کند که تمامی مقدمات جذب ترائوره فراهم بود اما از آنجا که به او اطلاعات غلط دادند و وضعیت مربیگری مس را برای او مبهم تشریح کردند سبب شد که نتوانیم این بازیکن را جذب کنیم. اما ما هنوز تمام تلاش های خودمان را برای جذب یک مهاجم که یا صربستانی و یا آرژانتینی است انجام خواهیم داد و تا روز دو شنبه او را معرفی خواهیم کرد.

 

عنایتی و مس منتفی شد

در حالی که عنایتی خود را آماده می کرد تا به تیم جدید قلعه نویی بپیوندد و در این بین موفق شده بود رضایت باشگاه خود در امارات را هم کسب کند اما ظاهرا با مخالفت باشگاه اماراتی انتقال عنایتی به مس به طور کلی منتفی شده است.

 

   

 

تیم الامارات که خطر سقوط به لیگ دسته پایین تر ار هم احساس می کند با پگاه گیلان بازی دوستانه انجام می دهد و باخت در این بازی مسوولان تیم اماراتی را متقاعد می کند که عنایتی را که هنوز یک سال با آن ها قرارداد داشت را پیش خود نگه دارند تا شاید در نیم فصل دوم این مهاجم ایرانی فرشته نجات آن ها شود. با این حساب عنایتی به کرمان نخواهد آمد. از سوی دیگر با محرومیت علی مولایی، مهاجم خوب مس، امیر قلعه نویی که حساب زیادی برروی جذب عنایتی کرده بود حالا به دنبال یک مهاجم خوب می گردد تا مس در نیم فصل دوم دچار مشکل نشود. یک مهاجم آرژانتینی و صربستانی در تمرینات مس آفتابی شده اند و قرار شده است که قلعه نویی یک نفر را از میان آن ها انتخاب کند. همچنین عیسی ترائوره که به عنوان یک مهاجم وارد فوتبال ایران شد اما در تیم پاس تهران در پست های دیگری نیز بازی کرده است قرار شد که با نظر قلعه نویی به عنوان مهاجم به مس بیاید. او در تمرینات کیش ظاهرا رضایت قلعه نویی را هم کسب کرده است و اگر اتفاق ناخواسته ای نیافتد شاید طی روزهای آینده با مس قرارداد امضا کند. همچنین باشگاه مس که به شدت با مشکل مهاجم مواجه است همچنان تلاش های خود را برای بخشش علی مولایی انجام می دهد و مدارک پزشکی جدیدی را به به فدراسیون فوتبال ارسال کرده است که مولایی در زمان مصرف این داروها از مریضی رنج می برده است و این داروها را برای رفع سرما خوردگی خود مصرف کرده است. باشگاه مس همچنین خبر اخراج محسن رسولی و حمید رجبی دو بازیکن این تیم توسط قلعه نویی را تکذیب کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 11:39  توسط سعید قرایی | 

                                               کرمان؛ خانه‌ی بین راهی

 

چه جریان‌سازی عجیبی رخ داده است! چه جلوه‌های ویژه‌ی قشنگی دارد! مرحبا به هنر پیشه‌هایش!

این جهانگیرخان کوثری، مرد نازنینی است؛ آدم را شیفته می‌کند؛ مثل «موی عاقل» می‌ماند! میشکا و موشکا یادتان هست؟

 

                         

 

خیلی وقت نیست که «ورزش از نگاه دو» فرهاد کاظمی را آورد و بعد برایش نوشتند:«تقصیر تو نیست فرهاد خان، آسمان کرمان بی‌ستاره شده» حالا هم حکایت امیرخان قلعه‌نویی، همان حکایت است! او هم رفیق راه‌های عاطفیِ کرمانی‌ها نیست! امیرخان جمعه‌ شب نشست کنار بابای باران و گفت: به پاختاکور برنامه داده‌ام، اگر به توافق برسیم از خرداد ماه می‌روم! ژنرال البته به سوال کوثری که از قراردادش با مس کرمان می پرسد پاسخی نمی‌دهد! حتی اسم «مس» و «کرمان» را هم در این دو ساعته تلفظ نمی‌کند! ببینید ما کرمانی‌ها چقدر بیچاره شده‌ایم! کسی نیست بگوید امیرخان کجای ذهن زیبای تو جا داریم؟ تو مثلا مربی تیم ما شده‌ای و با ما قرارداد چندصدمیلیونی داری! چند روز قبل افشین قطبی در پاسخ خبرنگاری که پرسیده بود نظر شما راجع به نیمکت تیم ملی چیست، گفته بود: من با پرسپولیس قرارداد دارم و بهتر است روی تیم خودم تمرکز کنم! نگاه کنید تفاوت فرهنگ و اخلاق را! ژنرال نیامده نشان می‌دهد که به کرمان به تیمش به چشم یک کافه‌ی بین راهی نگاه می‌کند؛ دو ساعت تمام می‌نشیند و از تیم ملی، استقلال و پاختاکور و هزار دغدغه‌ی دیگری می‌گوید اما از کرمان: صم‌ٌوبکمٌ! شاید او تصور می‌کند چون در تهران و استودیوی شبکه‌ی دو نشسته پس دیگر در دیدرس کرمانی‌ها نیست! جالب این‌جاست که باشگاه پاختاکور چند روز قبل رسما اعلام می‌کند که سرمربی سابق تیم ملی ایران فقط برای دیدن یکی از دوستانش که سمتی در باشگاه دارد آمده و هیچ مذاکره‌ای با ایشان انجام نگرفته است. خیلی‌ها می‌گویند او در دامن پدر ورزش ایران سیاست‌بازی را آموخته است و نیمکت مس هم به سفارش ایشان، مهیای حضور ژنرال شده! به هر حال دُردانه‌ی آدمی که خودش را درحد «بلاتر» می‌داند نباید بیکار بماند!

 

اما حالا که رویای مدیریت یک مربی بزرگ بر سه تیم تحت‌الحمایه‌ی کارخانه‌ی مس (مس‌‌سرچشمه، مس رفسنجان و مس کرمان) رنگ باخته، ما هم مثل نیک‌نفس باید با شرایط جدید کنار بیاییم!

 

اما شما فکر می‌کنید این قرارداد از سر شعور و انتخاب آزاد بود یا به جبر یک اراده‌ی بیرونی و یا پخمگی؟ شاید هم همان مانیفست جهان سومی: شما آزادید همان را که ما می‌خواهیم انتخاب کنید... هر چه باشد حالا دیگر عزیزمان را به او سپرده‌اند؛ ما هم لابد آن‌قدر احساس عاطفی نسبت به عزیزمان داریم که جلوی چشم قاضی ـ بخوانید «مردم» ـ آن‌قدر دست و پایش را نکشیم که کنده شود!

ما از دست این بازی‌های کثیف خسته جان شده‌ایم، اما اگر فرداروزی صدای این طبل درآمد و خیلی‌ها را رسوا کرد، آن‌و‌قت برای خفه خون گرفتن‌های خودی دستاویزهای قشنگی داریم؟

(افشین اسدی/بام کویر)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:44  توسط سعید قرایی | 

قلعه نویی بیشتر به مس نیاز داشت

 

وقتی قلعه نویی به بازیکنان مس معرفی می شود در نگاه سطحی اول این طور به نظر می رسد که یک لشکر شکست خورده را ژنرالی جدید پیدا شده است برای تجدید روحیه جهت نبرذی تازه. ژنرالی که به واسطه نام جذاب رسانه ای خود پروژه انتقالش به مس یکی از پرسرصداترین اتفاقات بین فصل لقب گرفت. اما وقتی به موضوع خوب نگاه کنیم متوجه می شویم هرچه قدر نیاز تیم کرمانی به مربی قهرمان لیگ برتر پنجم زیاد بوده است احتیاج قلعه نویی به کرمانی ها در این مقطع بیشتر است!

این احساس نیاز بیشتر امیر قلعه نویی به مس را حتی برسر جریان دوگانه مربی شدنش در مس بتوان فهمید وقتی که او بعد از اینکه در نوبت اول مذاکراتش با باشگاه مس ناگهان پیشنهاد و بلیط ازبکستان یه یکباره به دست او می رسد تا او گمان اینکه مربیگری اش در پاختاکور تثبیت شده است پیشنهادهای غیرطبیعی به کرمانی ها بدهد تا همکاری دو طرف درست در روزهای آخری که منتهی به عقد قرارداد بود به هم بخورد اما وقتی قلعه نویی به این کشور می رود می بیند اصلا بحث مربیگری او مطرح نبوده است و قصه دعوت او چیز دیگری است تا سریعا اینبار خود به شکل غیر مستقیم به باشگاه مس پیشنهاد مربیگری اش را مطرح کند! و تا حد چشمیگیری از آن خواسته هایی که در نوبت اول حکم به جدایی دو طرف داد کوتاه بیاید تا قلعه نویی در راند دوم مذاکرات مربی مس شود. این کنش و واکنش ها نیز نشان از آن داشت که قلعه نویی در شرایطی که با رییس فدراسیون فوتبال نشدن علی آبادی تیم ملی را برای خود از دست رفته می دید و همچنین تیم های باشگاهی داخلی برای شناخت مربییان خود مطمئن شده بودند جریانی را می دید که حکم به نبودن او در صحنه برای مدت بیشتری می داد. او به مس آمد تا از مهجوریت فوتبال ایران خارج شود. مهجوریتی که کم کم داشت حکم به فراموشی او در میان رسانه ها می داد.

 

                    

 

اما جدا از این مسئله، تقابلات نیاز مس و قلعه نویی از ابعاد دیگری نیز قابل طرح است. مس به اعتقاد خیلی ها می توانست با مهدی محمدی هم کار کند و اتفاقا خوب هم نتیجه بگیرد که این را از روی نتیجه خوبی که تیم ناقص مس دربرابر سپاهان گرفت می توانستیم درک کنیم. اما بعد از اینکه تعداد زیادی از نفرات مس نظیر ممبینی، حاجیان، مولایی، ادینهو، رسولی و... شاید برای همیشه دیگر در مس استفاده نشوند نیمکت مس نیاز به یک جذابیت رسانه ای ویژه در کشور داشت تا مهره های بزرگی همچون عنایتی و بائو و... به این تیم جذب شوند. شاید این مهمترین وظیفه قلعه نویی در بدو ورودش به کرمان باشد تا زمینه ای شود برای نیم فصل دوم چند مهره بزرگ به تیم کرمانی بیایند و تمام قابلیت های خود را برای این تیم به نمایش بگذارند. در مقابل قلعه نویی که متهم است بهترین تیم تاریخ فوتبال ایران را در جام ملت های آسیا نابود کرد و هنوز این انگ را بعد از گذشت نزدیک 9 ماه با خود حمل می کند به دنبال جایی برای اثبات خود می گردد. تعداد منتقدان شخص قلعه نویی اکنون چندین برابر زمانی است که او هدایت استقلال را برعهده داشت. اتفاقاتی که در جریان حذف استقلال از جام باشگاه های آسیا رخ داد و انگشت اتهام آن قضیه شوم را نیز به نوعی به سمت امیر قلعه نویی دراز کرد حتی طرفداران رنگی او را هم کم کرد تا همه منتظر یک اشتباه دیگر از ژنرال باشند تا به طور کامل او را خلع ستاره از روی سینه کنند! از این رو قلعه نویی نه تنها در مس برای حفظ نام خود فرصت اشتباه ندارد که به جهت جایگاه متزلزل و خطرناک مس دیگر به هیچ عنوان جای خطر و ریسک برای هر دو طرف باقی نمی گذارد.

 

قلعه نویی اگر خودش بخواهد می تواند در مس موفق باشد. خوشبختانه در مس شرایط هم برای موفقیت او فراهم است. او می تواند لیست های خالی مس را با بازیکنان مورد نظرش پر کند و قطعا در شرایط مناسب باشگاه این کار را خواهد کرد. در این تیم مدیر عاملی وجود دارد که همه جوره از مربی تیم خود حمایت می کند و این برگ برنده دیگر قلعه نویی است و سایر زمینه هایی که برای موفقیت قلعه نویی باید وجود دارد در باشگاه مس وجود دارد و اینکه او چگونه از آن ها استفاده کند به خود او مربوط است اما از آنجایی که قلعه نویی می داند که مس طناب بسیار محکمی است که می تواند به اعتبار سابق خود بازگردد و از آنجایی که قلعه نویی شرایط خود و وضعیت رتبه بد تیم را می داند هرگز خود را دچار اشتباه خود خواسته نمی کند.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 2:9  توسط سعید قرایی | 

به محمدی حتی فرصت اشتباه هم ندادند

تلفن مهدی محمدی زنگ می خورد و او گوشی خود را برمی دارد. آن طرف خط یک نفر با شادی تمام شکسته شدن طلسم مربیگری کرمانی ها را در لیگ برتر به او تبریک می گوید. چشمان محمدی گرد می شود و تازه می فهمد که چه اتفاق بزرگی افتاده است! یک ترس ناخواسته ته دل او را فرا می گیرد تا محمدی را مردد سازد برای طلسم شکنی. و سرانجام بازی برابر فجر سپاسی در هفته هفدهم شاید بیشتر از تمام پیروزی های مس در این دو فصل لیگ برتر کرمانی ها را شاد می کرد وقتی پیش خود حساب می کردند غلام پیروانی فوتبال آن ها پیدا شده است! یعنی کسی که در عرصه مربیگری تبدیل به نماد فوتبال این استان شود و بعد از هر بازی لهجه شیرین او در کنفرانس مطبوعاتی همشهریانش را وا دارد که هر زمان صحبت از فوتبال می شود با همان لهجه شیرین خودشان با سایر هموطنانشان صحبت کنند تا به یاد طرف خود بیاورند که جایگاه آن ها در فوتبال کشور مشخص و تثبیت شده است. وقتی محمدی به عنوان سرمربی روی نیمکت مس نشست شاید این آروزی کرمانی ها شد و به همین خاطر محمدی به اندازه تمام فوتبال کرمان برروی دوش خود وظیفه احساس می کرد. شاید باخت در همان بازی اول و در برابر دیدگان امیر قلعه نویی می توانست پایانی باشد بر این رویایی خوش تا همه این خیال های شیرین کرمانی با یک باخت شاید تا چند ده سال دیگر عقب بی افتد. اما وقتی محمدی با یک فوتبال ساده و کرمانی مس بحران زده را برابر تیم شاغلام صاحب امتیاز کرد همه را در کرمان امیدوارتر کرد به آن اتفاق. قلعه نویی هم خیلی زود از کرمان رفت تا یک فرصت ناخواسته! دیگر از آن فوتبال کرمان شود.

ب

ازی بعد در برابر سپاهان همان بازی بود که می توانست فوتبال کرمانی را بیشتر هم معرفی کند. بازی عقب افتاده ای که به واسطه جایگاه سپاهان نگاه تمام فوتبال کشور را هم به خود جلب کرده بود. دست محمدی خالی از مهره بود. آنقدر مهره مصدوم،محروم و غایب در مس زیاد بود که او مجبور می شود برای بازی تمرینی قبل از این بازی بزرگ خودش به چند تن از بازیکنان امید زنگ بزند تا به تمرین بیایند تا جمع تفرات مس بشود بیست و دو! مس ناقص با آن شرایط همچنان بحرانی در برابر سپاهان می استد. کسی انتظار گرفتن امتیاز از مس ندارد و وقتی زیر نویس تلویزیون حک می کند سپاهان یک مس صفر کسی تعجب نمی کند چراکه از فوتبال کرمانی کسی انتظار ندارد! اما کسانی که بازی را مستقیم نگاه می کردند می دیدند که مس با جسارت بازی می کند. همان جسارتی که محمدی را ناخواسته! مجبور کرد طلسم مربیان کرمانی لیگ برتر را بشکند. جسارت مس تا آنجا پیش می رود که بعد از گل نایب قهرمان آسیا عقب نمی کشد و همچنان با نظم و ساده فوتبالش را ادامه می دهد. حمله می کند تا سرانجام کرمان مزد فوتبالش را بگیرد. مس از سپاهان هم امتیاز می گیرد تا همه بفهمند اعتماد به فوتبال کرمانی یعنی این...! یعنی با جسارت باش تا پیشرفت کنی.

 

مس مسیر پیشرفت خود را با محمدی پیدا کرده بود. برای همه مشخص بود این تیم دیگر نیاز به تعویض مربی ندارد و اگر دست محمدی آنقدر باز باشد که برای بازی تمرینی دست به دامن بازیکنان امیدش نشود حتما می تواند کارهای بزرگ دیگری هم انجام دهد. وقتی ویرا در تهران با مس مذاکره می کند تا به عنوان رییس سازمان فوتبال مس نه به عنوان سرمربی مس به کرمان بیاید یک چارت زیبا را در ذهن خودمان می کشیم بدین شکل که سه تیم مس در سه لیگ داریم. مس کرمان، مس رفسنجان و مس سرچشمه که این دوتای آخر فوق العاده نتیجه گرفته اند. سه مربی کرمانی یعنی مهدی محمدی، اکبر زبردست و یعقوب وطنی هدایت این سه تیم را برعهده دارند. این سه سرمربی زیر نظر مربی هفتم دنیا یعنی بوژان ویرا تیم های خود را هدایت می کنند و حساب کنید در این میان چه خوشبختی نصیب فوتبال کرمان و مربیان آن می شد! دانش آن ها روز به روز بالاتر می رفت و درصد موفقت تیم های کرمانی هم هر لحضه بیشتر می شد. این شاید تفکر آرمانی حمید نیک نفس مدیر عامل کرمانی مس هم بود که برای آمدن ویرا خود را به آب و آتش می زد. اما به دلایلی نمی بایست قسمت شود که این اتفاق بی افتد!

 

تلفن مهدی محمدی زنگ می زند و یک نفر آن طرف خط به او می گوید که از حالا او دستیار امیر قلعه نویی است. شاید اگر فکر هم نکنیم به این نتیجه برسیم که عدم دادن فرصت به او حتی برای ثبت ناکامی و بهانه! همان جرم کرمانی بودن است که بر پیشانی محمدی حک شده است. نه فقط بر پیشانی او که بر خیل عظیمی از این جماعت که نه به واسطه عدم توانایی هایشان که به علل نامشخص دیگر هیچ زمان نباید به جایگاه خود برسند. این جاست که به یاد حرف آن پیر فرزانه می افتیم که با خود می گفت "آخر نفهمیدیم مس را باید برای کرمان بدانیم یا کرمان را برای مس"!!       

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:8  توسط سعید قرایی | 

قلعه امیر رسما مسی شد

 

برخلاف تمام کشور آفتاب گرم جزیره کیش بازیکنان مس را وامی دارد که با لباس آستین کوتاه خود را از زمین تمرین به هتل محل اقامت برسانند. آن ها وقتی به هتل می رسند به سرعت به اتاق هایشان می روند تا دوش بگیرند و لباس های شیک خودشان را بپوشند چراکه امروز پر سروصدا ترین اتفاق فوتبال باشگاهی کشور در تعطیلات بین قصل لیگ برتر در حضور آن ها اتفاق می افتد و امیر قلعه نویی رسما به عنوان مربی آن ها معرفی خواهد شد.

 

                        

 

بازیکنان که به لابی می آیند و متوجه می شوند حمید نیک نفس مدیر عامل باشگاه تنها برروی مبل نشسته است و از طریق موبایلش با قلعه نویی صحبت می کند. مربی جدید مس ها از شرایط بد آب و هوایی تهران برای او می گوید و اینکه تمامی پروازهای روز یکشنبه فرودگاه تهران لغو شده است و او تا سه شنبه نمی تواند خود را به کیش برساند تا کار مربی گری او برای نارنجی های کرمان از این روز رسما شروع شود. همین باعث می شود که مهدی محمدی دو روز دیگر تمام امور تیم را در دست داشته باشد.

 

صبح سه شنبه هوای کیش گرم تر از همیشه است. گرمای تمرینات مس نیز دوچندان است و هیجان به اوج خود رسیده است. بازیکنان می دانند که تمرینات عصر را باید در برابر دیدگان مربی جدید انجام دهند و همین آن ها را وا می دارد که کمتر به خود فشار بیاورند تا برای اولین تمرین با مربی جدید انرژی کافی را داشته باشند. امیر قلعه نویی با پرواز ساعت یک بعدازظهر راهی کیش می شود تا جلسه معرفه راس ساعت سه آغاز شود. او که به جزیره می رسد خیال حمید نیک نفس هم راحت می شود که می تواند بدون دردسر و با حضور خود، جلسه معارفه او را برگزار کند و شب برای انتخابات فدراسیون فوتبال راهی تهران شود و غیبت احتمالی او در جلسه معارفه بعدا شبهه ایجاد نخواهد کرد. بازیکنان مس بعد از صرف نهار به اطاق کنفرانس هتل شایان می روند. چشم های آن ها برقی می زند وقتی قلعه نویی در کنار حمید نیک نفس وارد اتاق می شود و با تک تک آن ها روبوسی و خوش و بش می کند. نکته تعجب برانگیز برای بازیکنان این است در حالی که همه منتظر بودند مارکار آقاجانیان نفر اولی باشد که پشت سر قلعه نویی وارد می شود اما ناگهان مجید صالح برای آن ها لبخند می زند. در کنار آن ها طیری و بابازاده هم وارد می شوند تا کادر فنی مس با وجود محمدی و نخعی و همچنین ساسان موسوی مربی بدنساز تیم کاملا مشخص شود.

 

نیک نفس در ابتدا میکروفن را در دست می گیرد و مشخص است که باید منتظر یک سخنرانی پراحساس از او بود که همین اتفاق هم می افتدو آقای مدیر عامل به بازیکنان یک حرف را چندین بار تکرار می کند و آن اینکه در نیم فصل دوم دل مردم کرمان را نشکنید. پس از آن قلعه نویی روی صندلی تکانی می خورد و در چشم تمامی بازیکنانش نگاهی می اندازد. او سعی می کند لبخند را اصلا فراموش نکند و دائما به بازیکنانش روحیه دهد. صحبت های او همه را به یاد ژنرال هایی می اندازد که تازه به فرماندهی یک ارتش ناکام رسیده اند و در اولین مرحله سعی می کنند از لحاظ روانی تصویری خوب از خود برای سربازانش بسازد. او هم بر یک جمله خیلی تاکید می کند و آن اتحاد است. پس از خوش و بش های معمول مراسم های افتتاحیه قلعه نویی سر در گوش محمدی می کند و به او می گوید بعد از تمرین ساعت 8 سه شنبه شب که در زمین 2 تختی کیش برگزار می شود به اتاق قلعه نویی برود تا طی یک جلسه مفصل وضعیت تک به تک بازیکنان تیم را برای او شرح دهد.

 

                       

 

اوضاع برای تمرین بعدازظهر کاملا فراهم است. ظاهرا قلعه نویی در تهران به نیک نفس می گوید که نیازی به بائو ندارد تا روند مذاکرات او و باشگاه مس متوقف شود. مس دو جای خالی در لیست خود دارد که برای این دو جا سه گزینه حیثم کاظم، شاهین خیری و رضا عنایتی در نظر گرفته شده اند. دو نفر اول در تمرینات مس هستند و اگر انتقال عنایتی به مس درست شود یکی از آن ها با نظر قلعه نویی خط خواهد خورد. نیک نفس تلاش می کند که نام مولایی و ادینهو را هم از لیست مس خارج کند تا مجوز فدراسیون را برای جذب دو بازیکن دیگر کسب کند. ظاهرا ادینهو رسما از باشگاه مس اخراج شده است و این باشگاه کرمانی قصد دارد از او به فیفا شکایت کند.

 

قلعه نویی در حالی به مس می آید که این تیم در خط حمله خود بعد از محرومیت مولایی به شدت مشکل دارد و اگر ژنرال نتواند یار غار همیشگی خود یعنی عنایتی را به مس بیاور شاید کار او خیلی زود به مشکل بخورد. قرار است قلعه نویی روز یکشنبه 28 دی ماه در کرمان کنفرانس مطبوعاتی داشته باشد و در آنجا از برنامه های خود برای مس آن هم در مدت شش ماه قراردادش صحبت کند. خیلی ها در کرمان می گویند او شاید فقط شش ماه وقت نیاز داشته باشد تا برای این شش ماه برنامه بریزد!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:16  توسط سعید قرایی | 

ستاره متولد نشده سوخت

 

"تو پدیده این فصل مس خواهی شد." این آشنا ترین جمله برای مهاجم شماره ده نارنجی های کرمانی بود که از اول این فصل آنقدر تکنیکی و زیبا بازی کرده بود که علی رغم عدم گلزنی زیاد، نام خود را در فوتبال کشور مطرح کند. او وقتی فهمید که واقعا پدیده مس شده است که خیلی از روزنامه های ورزشی کشور جای نام او را در لیست 50 نفره تیم ملی خالی می دیدند. و علی مولایی این گونه در حال تبدیل شدن به ستاره مس بود و این را از روی پیراهن بزرگی که تماشاگران کرمانی با شماره او در جریان هربازی مس بر بالای سر خود می گرفتند می شد فهمید. اما یک خبر یک خطی که از تلویزیون پخش شد شاید حکمی بود برای خاموشی آن ستاره تا اطلاع ثانوی.

 

خبر خیلی تلخ و دردناک بود و آن اینکه علی مولایی به دلیل مصرف داروهای نیروزا برای دو سال از فوتبال محروم است. وقتی مولایی این خبر را در جمع اردونشینان مس در بندرعباس می شنود بهت تمام وجود او را می گیرد و وقتی به یاد می آورد که پزشک تیم هم به او گفته است که تا چند روز دیگر می تواند تمرینات گروهی خود را پس از رفع کامل آسیب دیدگی اش انجام دهد بیشتر هم سرخورده می شود. او به سرعت موبایل خود را از کار می اندازد تا برای این مسئله به خبرنگاران جواب ندهد.

 

حتی با هم تیمی های خود نیز ارتباطش را قطع می کند تا سرانجام اولین کسانی که می توانند با او ارتباط برقرار کنند از حال و هوایش این گونه تعریف کنند که او باچشمان اشک بار خود دائما بر بی اطلاع از مصرف این داروها حرف می زد و تاکید کرده است که قبل از بازی با صباباطری در تهران یک فرد مطمئن داروهایی به او می دهد که برای رفع درد سرماخوردگی اش آن ها را مصرف کند. داروهایی که نام آن ها را به خاطر نمی آورد. بازی با صبا باطری همان بازی بود که بعد از شکست سنگین مس در کرمان برابر برق شیراز انجام شد و فرهاد کاظمی در آستانه اخراج از مس قرار داشت اما آن بازی سنگین را مس با تک گل علی مولایی در صباشهر به سود خود خاتمه می دهد تا پس از آن بازی از او و دو بازیکن دیگر مس تست دوپینگ گرفته شود. محرومیت دو ساله برای مولایی نشان از آن داشت که به احتمال زیاد باید مواد هورمونی در نمونه آزمایش او پیدا شده باشد که سنگین ترین محرومیت دوپینگ که همان دو سال است را برای او درنظر گرفته بودند. نتیجه آزمایش او که به کرمان می رسد مشخص می شود که در نمونه آزمایش او مقادیر زیادی تستستورون و آدرلون پیدا شده است. بعد از اعلام پیدا شدن این مواد در نمونه آزمایش او دیگر کسی علی مولایی را در کرمان ندید تا از او بپرسد که چگونه و از چه طریق این مواد را مصرف می کرده است و از دوپینگی بودن آن ها مطلع بوده است یا خیر. چراکه او در تهران با مقامات فدراسیون فوتبال در حال گفتگو و توضیح برای مشکل خود بود و حتی جلسه مهمی را نیز با شاه حسینی رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال برگزار می کند و اطلاعات خوبی را به او برای پرونده خود می دهد. البته قبل از این هم گفته می شد که مولایی با دکتر یکی از تیم های سابق خود در ارتباط بوده است و او تجویزاتی به او می کرده است اما اینکه این داروها چه بوده اند بازهم اطلاع دقیقی از آن ها نیست. سکوت طولانی علی مولایی برای این قضیه نیز شبهات را بیشتر کرده است و موبایل از دست رس خارج شده او نتوانسته است در مطبوعات حداقل دفاع مناسبی از او بکند. بعد از آنکه افشین کمایی دیگر بازیکنی که همزمان با مولایی به اتهام دوپینگ محروم شد در مطبوعات از خود دفاع کرد، سکوت مولایی شبهات را به ضرر او بیشتر هم کرده است.

 

گفته می شود که در حال حاظر او در تهران به دنبال کم کردن میزان محرومیت خود می باشد اما از آنجا که نمونه آزمایش او در آزمایشگاه های سویس مورد بررسی قرار گرفته است و این آزمایشگاه ها یک نسخه از نتایج خود را به فیفا ارسال می کنند کار بخشش علی مولایی به شدت مشکل باشد و به گفته برخی آگاهان اگر اعمال نفوذ برروی پرونده او آن حد قدرت داشته باشد شاید تنها بتوان سه تا شش ماه از محرومیت او کم کرد. به هر شکل آنچه که مشخص به نظر می رسد این است که پدیده مس که در حال تبدیل شدن به ستاره بود حالا حالاها خاموش است و این تیم باید برای معرفی یک چهره به فوتبال ایران رو به دیگر بازیکنان خود بیاورد. به شرط آنکه از این دست خبرهای کوتاه و تلخ دیگر برای آن ها پخش نشود!  

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 0:36  توسط سعید قرایی | 

                                        روزگار بی تختی

                 

هر سال می‌آییم پای مزارت، به طعم حلوایت عادت کرده‌ایم لابد... می‌دانی برادر، بعد از تو دیگر کسی جرات نمی‌کند ادعای پهلوانی داشته باشد. تو حق مروت را چنان برای مردم تمام کرده‌ای که بعد از چهل سال هنوز هم چله‌نشینی‌ات فرصتی یگانه است.

 

غلامرضا جان! کف‌گیر به ته دیگ خورده است. حالا دیگر قهرمان سوخته‌ی مُفنگی را از ینگه‌ی دنیا دعوت می‌کنند که بیاید کنارسفره‌ی نفت و نفسی تازه کند؛ ما هم لابد باید هورا بکشیم و به خیابان‌ها برویم مثل آن وقتی که تو از تولیدو بی‌مدال برگشتی و فرودگاه مهرآباد جمعیتی را شاهد بود که تا آن موقع ندیده بود؛ تو برایشان دست تکان می‌دادی و جلال بعدها برایت گفت که «در بودنِ او، همه‌ی نبودن‌هایمان را از یاد می‌بردیم»

 

راستش تو عوضِ همه‌ی نداشتن‌ها، بودی! تو بیشتر شبیه ما بودی، از جنس ما بودی، میان ما بودی، انگار خودِ ما...

حالا ژنرال خانی‌آباد، برای مربی‌گری فوتبال مس مهریه‌‌اش را بالا و پایین مي‌کند، انگار دعوای خواستگاری از عروس فقط بر سر این‌ها بوده است؛ حرف دیگری هم مگر هست؟

 

چشم کرمانی‌ها روشن که مهریه‌‌ی قلعه‌دار نویشان، معادل یک سال سهام عدالت ده هزار نفر است! آن هم نقد، نه عندالمطالبه! وقتی پدر ورزش ایران از بابای مس کشور می‌خواهد مربی دُردانه‌اش را نیمکتی مسی ببخشد، «رجوع» فردای «طلاق» هم برای آن‌ها امر واجب و آسانی می‌شود ... روزگار عجیبی است  غلامرضای غریب! مگرنه؟

مملکتی که تختی‌هایش تمام شده باشد، باید هم دنبال «مارادونا» بفرستد...

 

غلامرضا جان، این سال‌ها قهرمانان شایسته‌ای داشته‌ایم، بچه‌هایی که روی تشک‌ دلمان را می‌لرزاندند و وقتی چهار گوشه‌ی تشک را می‌بوسند هم... ولی نمی‌شود! می‌دانی آن‌ها سیاست‌مدارند! قهرمان شده‌اند، تحصیل کرده‌اند، و حالا مقامی در مجلس، منصبی در شورا، یا دست کم یک قرارداد نان و آب‌دار دارند! آن‌ها همه‌چیزشان تمام است؛ خانه و زندگی، عشق و سیاست، سخن‌وری و باند بازی... این آخری خیلی‌هایشان را دستِ آخر لو می‌دهد! می‌دانی این‌جا نمی‌شود هنگامه‌ی انتخابات بی‌نظر ماند؛ دلت را دو دستی می‌ریزی روی تابه، تا از آن خوراک خوش برای کاندیداها بپزند...

 

از آبرویی که به جماعت گوش‌شکسته دادی، خیلی‌ها مدیرکل شدند اما حیف که بعد پهن کردن تشک‌کشتی یادشان می‌رود، شاید هم المپیاد و آجرچینی مجالشان نمی‌دهد. مدیرانی که فقط گوش‌هایشان شبیه تختی است ...

 

پهلوان خانی‌آباد! پانزده سال پیش رفتیم دیدنِ عمه نرگس‌ات؛ تازه آب مروارید عمل کرده بود. دعا گرفته بود تا خوابت را ببیند. و دیده بود! «داداش توی یک باجه بود، خیلی‌ها دور و برش بودند. پیراهن سفید خال خالی آستین کوتاه تنش بود. اصلا معلوم نبود مرده باشد. گفتم: داداش چه کار می‌کنی؟ گفت: هر کس سراغ مرا گرفت بگو بعد از ظهرها بیاید سرم خلوت‌تر است. قسم‌اش دادم: خودکشی کردی؟ گفت: نامردا کشتنم، پشتم آمپول زدند، سه دفعه گفت: نامردا، نامردا، نامردا.» خاطرات عزیز خانوم ـ مادر تختی ـ را تعریف می‌کرد؛ «روز تولد امام رضا (روز تولد تختی هم هست) های می‌زد؛ دست آخر سه روز بعد از فوتِ آقای طالقانی تمام کرد»

یادت به خیر جهان پهلوان ما ...

(افشین اسدی/بام کویر)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 0:34  توسط سعید قرایی | 

رفسنجان هم می‌خواهد از مس طلا بگیرد

 

وقتی مس از نوع رفسنجانی آن آماده می‌شد که خود را به تهران برساند تا در ورزشگاه اختصاصی هما به میدان برود ناخودآگاه به یاد خرداد 85 افتادیم زمانی‌که مس از نوع کرمانی آن داشت به همین ورزشگاه می‌رفت تا صعود خود را به لیگ برتر قطعی کند.

 

گویا قرار است همیشه در ورزشگاه هما به سعادت برسیم و این نقطه را بهشت کرمانی‌ها بدانیم. همان‌طور که مس کرمان با هما به بهشت رسید مس رفسنجانی هم هما را پرنده‌ای ساخت برای نشان دادن جایگاه واقعی‌اش در لیگ دسته‌ اول وقتی این تیم را یک بر صفر در همان ورزشگاه دوست داشتنی شکست داد. هرچند که نظر همه غیر از این باشد و وقتی این تیم را در بالاترین نقطه‌ی جدول گروه می‌بینند همگی با تعجب از آن یاد کنند. آن روزی که اکبر زبردست می‌گفت به تیمم آن‌قدر امیدوار هستم که با آن برای همه رجز بخوانم شاید ما را آماده‌ی این تعجب می‌کرد.

 

این مس به چه زیبایی خاطرات آن مس طلایی را در لیگ دسته اول 84-85 برای ما تکرار می‌کند. همان مس که با واژه‌ی شکست هم بیگانه شده بود و آن‌قدر برد تا که از سقف آسمان لیگ دسته یک گذر کند. سقفی که نزدیک به ده سال بر سر آن‌ها سایه افکنده بود و شکستن آن چیزی در حد محال می‌نمود. اما شکست و چه زیبا و به یادماندنی آن حد کوتاه فرو ریخت. رفسنجانی‌ها که تازه اولین سال است این سقف را بر سر خود دارند گویا اصلا حوصله‌ی صبر کردن حتی برای یک‌سال  را هم ندارند و خود را خیلی زود بالاتر از آن‌چه که برایشان تصور می‌کردند می‌بینند.

 

آن‌ها امروز به صدر جدول گروه خود صعود می‌کنند و اگر این باور به آن‌ها تزریق نشود که رتبه‌ی آن‌ها قلابی کذایی است! می‌توانند تا پایان هم در آن‌جا بمانند و در نهایت همه‌ی مس‌های کرمان را طلا کنند. همان کاری که مس سرچشمه هم در لیگ دسته دوم در حال انجام آن است. به این فکر می‌کنیم اگر روزی صدای سوت آخرین بازی لیگ دسته اول کشیده شد و یک طرف آن بازیکنان مس رفسنجان بودند که خوشحالی سال قبلشان برای صعود به لیگ دسته اول را این‌بار جهت صعود به لیگ برتر تکرار می‌کردند، با خود فکر می‌کنند که سال آینده در کدام زمین و ورزشگاه باید میزبان لبگ برتر باشند؟! احتمال طرح گسترش  سکوهای تماشاگران با داربست در ورزشگاه نوش آباد انجام خواهد گرفت!! و یا یک بداهه‌ی جدید در فوتبال ایران شکل خواهد گرفت و مس رفسنجان بازی‌های خود را در شهر کرمان برگزار خواهد کرد! تا تمام نصیب مردم رفسنجان از این صعود فقط وجود صرف نام شهر آن‌ها در لیگ برتر باشد.  به نظر می‌رسد فوتبال این استان سرعت حرکت خود را آن‌قدر زیاد کرده است که سایر بخش‌ها گرد پای آن‌را هم نمی‌بینند که حتی یک کلنگ خشک و خالی هم برای ساخت یک ورزشگاه مجهز نمی‌زنند و هنوز فکر نمی‌کنند با ادامه‌ی این نتایج مس رفسنجان شاید سال آینده پای غول‌ها را به رفسنجان باز کردند. شاید هیچ کس در رفسنجان در صورت صعود مس به لیگ برتر به اندازه‌ی آن‌هایی که باید شرایط میزبانی بازی‌های این تیم را به نحو مطلوب آماده کنند ناراحت نشود!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:7  توسط سعید قرایی | 

مسی‌ها پشت در تیم ملی

 

باید صبر کنیم تا ببینیم فیروز کریمی از چه شیوه‌ای برای دل‌داری بازیکنان تیمش برای عدم دعوت به تیم ملی استفاده می‌کند تا ما همان شیوه را در کرمان برای بازیکنان مس انجام دهیم.

سال گذشته و هر زمان لیست تیم ملی برای بازی‌های جام ملت‌های آسیا اعلام می‌شد همیشه دو بازیکن مس را در لیست تیم ملی داشتیم و با این‌که می‌دانستیم عباس محمدی و صابر میرقربانی هیچ‌گاه آن‌قدر پشتوانه‌ی حمایتی ندارند که در لیست نهایی باشند اما از این خوشحال بودیم که حداقل سهمیه‌ی مس در لیست تیم ملی محفوظ می‌ماند. اما وقتی لیست 50 نفره‌ی تیم ملی برای بازی‌های مقدماتی جام‌جهانی اعلام می‌شود تا هواداران مس هرچه دنبال نام تیم خود در آن بگردند بیشتر ناامید شوند به این نتیجه می‌رسیم که متاسفانه در این بخش هم نسبت به سال گذشته عجب پشتک به عقب زیبایی زده‌ایم! از ظاهر کار چنین برمی‌آید که هیچ یک از نفرات مس ظاهرا جزو 50 بازیکن برتر کشور هم نبوده‌اند که شایستگی حضور در این جمع را داشته باشند. که هرچه فکر می‌کنیم در باطن نیز این اتفاق افتادنی می‌نمود. در این بین فقط عملکرد یک بازیکن مس برای دعوت به تیم ملی قابل دفاع می‌ماند و آن سید مهدی رحمتی دروازه‌بان تیم مس بود( کا ظاهرا اعلام شد عدم وجود نام او در لیست 50 نفره اشتباه بوده است). به واقع رحمتی در این فصل بهترین خرید مس محسوب می‌شد که اگر درون دروازه‌ی این تیم نبود بدون شک رتبه‌ی مس به مراتب فاجعه‌بارتر از این هم می‌شد. اما عدم دعوت او نیز قابل پیش‌بینی بود از این حیث که عملکرد خط دفاع این تیم جزو ضعف‌ترین‌ها در لیگ برتر محسوب می‌شد و معمولا برای دعوت از دروازه‌بان‌هایی که بازی‌های آن‌ها پخش مستقیم کمتری دارد از آمار گل خورده‌ی آن‌ها استفاده می‌شود که از این حیث مهدی رحمتی نمی‌توانست گزینه‌ی خوبی برای دعوت باشد. اما همه‌ی کسانی که بازی‌های رحمتی با مس را از نزدیک دیده بودند می‌دانستند شایسته‌ترین نفر مس برای تیم ملی او بوده است. متاسفانه از مس فرد دیگری که عملکرد چشم‌گیر برای دعوت به تیم ملی داشته باشد وجود نداشت و نتایج این تیم در نیم فصل اول هم حق را به کسانی می‌داد که نامی از بازیکنان این تیم در لیست 50 نفره نگذاشته بودند.

 

            

 

این اتفاق دقیقا برای سایر بازیکنان کرمانی لیگ برتر نیز صادق بود. به غیر از عباس محمدی که با درخشش فوق‌العاده خود در جام باشگاه‌های آسیا حضور خود را در تیم ملی قطعی کرد سایر بازیکنان کرمانی هرگز درخشش لازم را نداشتند. محمدی حتی می‌توانست شماره‌ی یکی خود را در تیم ملی تثبیت هم بکند اما مصدومیت و محرومیت بلندمدت او فعلا او را از رسیدن به این مهم دور کرده است. سایر بازیکنان کرمانی نظیر آرش برهانی و علی علیزاده آن‌قدر بد بوده‌اند که در صورت دعوت آن‌ها به تیم ملی می‌بایست تعجب کرد نه در حالت عکس آن. و سرانجام شادی کرمانی‌ها از لیست اخیر به دعوت علی سامره به تیم ملی بر می‌گشت که سبب شد سرانجام چشم آن‌ها به تنها لژیونر فوتبال کرمان روشن شود. این اتفاق خجسته که از زمان شروع به کار قلعه‌نویی در تیم ملی سابقه نداشته است موجب شد که فوتبال دوستان کرمانی تا حدودی غم نبود نارنجی‌های مس را در تیم ملی فراموش کنند. این‌که آیا کرمانی‌ها در نیم فصل دوم آن‌قدر متفاوت شوند که جای خود را در لیست تیم ملی پر کنند فقط به خود آن‌ها بستگی دارد.

 

البته دعوت از رحمتی در لیست دوم تیم ملی کمی بر این زخم کرمانی ها مرحم گذاشت که حالا آن ها هم در تیم ملی نماینده دارند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 12:8  توسط سعید قرایی | 

همه‌ی آمارها علیه مس

 

مس کرمان در حالی دومین حضور لیگ برتری خود را آغاز می‌کرد که به واسطه‌ی تغییر کلی این تیم هیچ پیش‌بینی راجع به آن امکان نداشت و فقط شروع بازی‌ها می‌توانست اظهار نظرها را راجع به آن قطعی کند. اما آن‌چه که برای کارشناسان مشخص می‌نمود این بود که مس تیم خود را ضعیف‌تر از سال قبل بسته است و تغییر همه جانبه‌ی این تیم و خداحافظی با ستاره‌های تیم فصل قبل نظیر صابر میرقربانی، عباس محمدی، ابراهیم تقی‌پور، آلوز و... قطعا به ضرر این تیم تمام خواهد شد. به هر شکل بعد از گذشت یک نیم فصل مشخص شد کارشناسان پر بیراه نمی‌گفتند چرا که مسی که در فصل قبل در نیم فصل اول هیچ‌گاه در نیمه‌ی پایین جدول حضور نداشت در این فصل حتی یک هفته‌ هم نتوانست به نیمه‌ی بالای جدول برسد تا تضاد دو تیم مشخص شود.

 

                            

 

_ مس از 17 بازی خود 4 پیروزی، 8 شکست، پنج تساوی را کسب کرد تا با 17 امتیاز در رده‌ی پانزدهم جدول قرار بگیرد.

 

_ میانگین پیروزی مس از هر 4.25 بازی بوده است و میانگین شکست این تیم در هر 2.12 بازی بوده است و 3.4 میانگین تساوی‌های این تیم را در نیم فصل اول تشکسل می‌دهد.

 

_ مس از 51 امتیاز کل بازی‌های دور رفت تنها 17 امتیاز را کسب کرد تا 34 امتیاز را کسب نکرده باشد تا میانگین کسب امتیاز این تیم از هر بازی آمار ناامید کننده 0.33 را تشکیل دهد!

 

_ مس در دور رفت موفق شد فقط 16 بار دروازه‌ی حریفان خود را باز کند که این میانگین 0.9 را برای این تیم در هر بازی ثبت می‌کند. هم‌چنین این تیم 22 دوبار دروازه‌ی خود را فرو ریخته دید که میانگین 1.3 را در هر بازی ثبت خواهد کرد.

 

_ مس در بازی‌های داخل خانه‌ی خود از مجموع هشت بازی 2 پیروزی، 3 تساوی و 3 شکست را در پرونده‌ی خود ثبت کرده است تا این تیم از مجموع 24 امتیاز بازی‌های خانگی خود فقط 9 امتیاز را کسب کرده باشد.

 

_ مس در خانه‌ برابر استقلال اهواز و پگاه به پیروزی دست یافت و در برابر تیم‌های ذوب‌آهن، سپاهان و سپاسی به تساوی رسید و از تیم‌های شیرین‌فراز، برق شیراز و پیکان شکست خورد.

 

_ مس در بازی‌های خارج از خانه‌ی خود از مجموع نه بازی خود 2 پیروزی، 2 تساوی و 5 شکست را ثبت کرد تا از مجموع 27 امتیاز بازی خارج از خانه 8 امتیاز را به دست آورده باشد.

 

_ پیروزی‌های خارج از خانه‌ی مس برابر نفت آبادان و صباباطری تهران بوده است تساوی‌های آن برابر استقلال تهران و سایپا و شکست‌های آن برابر تیم‌های پاس همدان، ملوان انزلی، پرسپولیس، ابومسلم خراسان و راه‌آهن تهران رقم خورده است.

 

_ مس در خانه‌ 10 گل را به ثمر رسانده بود و 11  را پذیرفته بود که این آمار در خارج از خانه زدن 6 گل و در یافت 11 گل بوده است.

 

_ سنگین‌ترین شکست‌های مس در نیم فصل اول دو باخت 3 بر 1 برابر برق شیراز و راه‌آهن بوده است و بهترین پیروزی این تیم نیز پیروزی 2 بر 0 برابر پگاه گیلان بوده است.

 

_ پر گل‌ترین بازی مس در برابر پیکان تهران بود که با نتیجه‌ی 3 بر 2 به سود تهرانی‌ها خاتمه یافت و دو بازی بدون گل در برابر سایپا و سپاسی در پرونده‌ی نیم فصل اول مس وجود دارد.

 

_ اولین گل مس را در این فصل ممبینی در بازی برابر ذوب‌آهن از روی نقطه‌ی پنالتی به ثمر رساند و آخرین گل این تیم را مجید خدا بنده‌لو در بازی با سپاهان به ثمر رساند تا اصفهانی‌ها هم در اول و هم در آخر کام کرمانی‌ها را شیرین کرده باشند.

 

_ اولین بازی مس با شکست برابر پاس در همدان شروع شد و آخرین بازی مس با تساوی برابر سپاهان به اتمام رسید.

 

_ مس در نیم فصل تنها دو موقعیت پنالتی به دست آورد که توسط ممبینی و مورالس آن‌ها را تبدیل به گل کرد. جالب این‌که علیه این تیم در نیم فصل اول هیچ پنالتی اعلام نشد.

 

_ برای مس سید مهدی رحمتی با 1440 دقیقه‌ بیشترین بازی را انجام داد.

 

_ پر تماشاگرترین بازی این تیم برابر پرسپولیس در ورزشگاه آزادی بود با 70 هزار نفر تماشاگر و کم تماشاگرترین بازی مس برابر راه‌آهن در تهران بود با 200 تماشاگر.

 

_ مردان گل مس در این فصل به این شرح هستند: زالدرون 4 گل، علی مولایی و جراردو مورالس و مهدی کیانی 3 گل، علی ممبینی و محسن رسولی و مجید خدابنده لو یک گل. ضمن این‌که مورالس یک گل هم در جام حذفی برابر ابومسلم به ثمر رسانده بود.

 

_ ضمن این‌که سید مهدی رحمتی نیز در چهار بازی توانست دروازه‌ی خود را بسته نگه دارد و هیچ گلی را دریافت نکند.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:33  توسط سعید قرایی | 

علی مولایی افسردگی گرفته است

 

مولایی از اینکه دکتر مس به او می گوید که تا چندی دیگر می تواند تمرینات خود را همراه با سایر اعضای تیم شروع کند سراز پا نمی شناسد. او از اینکه خیلی از روزنامه های ورزشی کشور نام او را در لیست تیم ملی خالی می بینند دچار شادی مضاعف می شود اما ناگهان خبرهای ورزشی تلویزیون آب را در دهان او خشک می کند. خبر برای او خیلی کوتاه است و آن اینکه علی مولایی به دلیل دوپینگ دو سال از فوتبال محروم است.

 

اطرفیان او با چشمانی گرد او را نگاه می کنند تا دنیا پیش پای مولایی سیاه شود. او که به همراه مس در اردوی بندرعباس به سر می برد به سرعت به اطاقش می رود و در را قفل می کند حتی سیم کارت تلفن همراه خود را برمی دارد تا ارتباطش با همه قطع شود. هنوز باور نمی کند داروهایی که به تشخیص یک آدم خیلی خاص! قبل از بازی با صباباطری مصرف کرد داروی دوپینگ بوده باشد. همان بازی که مس با تک گل او در تهران صبا را شکست داد تا حکم برکناری فرهاد کاظمی به تاخییر بی افتد. مولایی با تنها کسی که صحبت می کند حمید نیک نفس مدیر باشگاه است تا راهی جلوی پای او بگذارد و نیک نفس به او قول می دهد که محرومیت او را کاهش می دهد. مولایی صبح چهارشنبه اردوی تیم را در بندرعباس ترک می کند تا خود را به تهران برساند و درمورد مثبت بودن آزمایش دوپینگش توضیح دهد. توضیحاتی که به نظر نمی رسد فعلا در حکم او تاثیری داشته باشد.

 

موبایل مولایی همچنان غیر قابل دست رس است و صحبت با او امکان ندارد اما این بازیکن به نیک نفس می گوید که داروهای مصرفی را قبل از بازی با صباباطری یکی از عوامل اصلی تیم به او می دهد تا برای رفع سرماخوردگی اش مصرف کند. داروهایی که او تا به حال حتی نام آن ها را نیز نشنیده بود و به اعتبار آن شخص آن ها را مصرف کرده بود. علی مولایی مهاجم مس که در این فصل یکی از بهترین بازیکنان این تیم نیز محسوب می شد در سه هفته مانده به پایان نیم فصل به علت مصدومیت نتوانسته بود تیم خود را همراهی کند و غیبت او تیم را در خط حمله دچار مشکل کرده بود. به نظر می رسد با این وضعیت مولایی باید فعلا دچار مشکل عدیده باشد. در حال حاضر او از لحاظ روحی ضربه بسیار سنگینی خورده است.

 

البته اتفاقات بسیار جالبی در رابطه با دوپینگ این بازیکن وجود دارد که به لحاظ ارزش های خبری فعلا از بازگو کردن آن ها خودداری می کنم اما خیلی زود آن ها را بازگو می کنم تا همه از این جریانات مطلع شویم. اطلاعاتی که شنیدن آن ها تمامی پشت پرده ها از دوپینگ او را مشخص خواهد مرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 13:16  توسط سعید قرایی | 

جو کرمان علیه قلعه نویی

 

وقتی امیر قلعه نویی وارد ورزشگاه امام علی کرمان شد تا بازی تیم های مس و فجر سپاسی را از نزدیک ببیند همه از قطعی شدن قرارداد مربی سابق تیم ملی با باشگاه مس خبر می دادند. اما ظرف یک روز همه چیز بهم خورد و قلعه نویی بدون آنکه با مس قراردادی را امضا کرده باشد کرمان را ترک کرد.

در آن زمان باشگاه مس در بیان علت این عدم توافق اعلام میکرد که قلعه نویی به یکباه خواسته های خود را زیاد کرده بود و شرایطی را که در ابتدا از سوی باشگاه مطرح شد و او پذیرفته بود را زیر پا گذاشته است و شرایط جدیدی را مطرح ساخته است که ما با آن مخالفت می کردیم. در آن زمان همه علت این کار را از سوی قلعه نویی آمدن پیشنهاد بهتر از ازبکستان می دانستند و اینکه قلعه نویی چنین شرایطی را فراهم ساخته است تا راحت تر از کرمان خارج شود. همچنین در آن زمان احتمال انتخاب علی آبادی به عنوان رییس فدراسیون فوتبال بسیار محتمل به نظر می رسید و گفته می شد در روزهایی که قلعه نویی در کرمان به سر می برده است به او اعلام می کنند که باردیگر خود را برای تیم ملی آماده کند و این نیز یکی دیگر از علل خروج ناگهانی قلعه نویی از کرمان بوده است. در آن زمان در کرمان به دلیل این سرکار رفتن از سوی امیر قلعه نویی جو بدی علیه او در کرمان برپا شد و این گونه تعبیر شد که او کرمانی ها را دور زده است. اما طی وقتی اعلام شد که پس از عدم موفقت مذاکرات قلعه نویی در ازبکستان و عدم انتخاب علی آبادی در فدراسیون فوتبال او ناگهان به کرمان می آید تا گمانه زنی های منفی برای او در شهر بیشتر شود. آمدن و رفتن قلعه نویی به کرمان سبب شد که هرگز آمدن قطعی او به کرمان با موج خوشحالی در کرمان مواجه نشود و به نظر می رسد ژنرال در ابتدا باید توجیه مناسبی را برای آن اتفاقت پیدا کند تا افکار عمومی کرمان را با خود همراه کند. این اولین کار سخت قلعه نویی در کرمان محسوب می شود.

 

       

 

قلعه نویی تقطه شکاف هیات مدیره باشگاه مس

قلعه نویی در دو مرحله مربی مس شد. مرحله اول آن به سه هفته قبل بر می گشت که قلعه نویی به کرمان می آید و بازی مس و سپاسی را هم از نزدیک می بیند و گفته می شود که او قطعا مربی مس خواهد شد. در آن زمان همه از حضور او در کرمان خشنود بودند و احساس موفقیت می کردند که تنها آلترناتیو مربیان ایرانی را به کرمان آورده اند. اما ناگهان همه چیز به هم می خورد تا قلعه نویی مربی مس نشود و کرمان را ترک کند.

پس از این اتفاق در کرمان تمامی تقصیرها برای عدم امضای این قرارداد به گردن قلعه نویی می افتد و همه زیاده خواهی های او را عامل ناکامی مذاکراتش با مس می دانستند. این خبرها که مستقیما از باشگاه مس نیز مخابره می شد سبب شد جو بدبینی در کرمان علیه قلعه نویی به راه بی افتد و کرمانی ها که سابقه همزیستی بدی را با فرهاد کاظمی تجربه کرده بودند از اینکه این اتفاق قرار نبود تکرار شود شادمان شدند! اما پس از اینکه طی اتفاقاتی مجددا قرار شد قلعه نویی گزینه اصلی مس شود در هیات مدیره این باشگاه شکاف عمیقی به وجود آمد به نحوی که کار را به جاهای باریک نیز نزدیک می کرد. چند تن از اعضای هیات مدیره اعلام می کنند که جو برای آمدن قلعه نویی به کرمان پس از اتفاقات قبلی مناسب نیست و کرمانی ها همچنان به او بدبینانه نگاه می کنند ضمن اینکه اگر قرار باشد که مربی سابق تیم ملی همچنان خواسته های قبلی خود را تکرار کند آن ها زیر بار نخواهند رفت و اگر سایر اعضای هیات مدیره همچنان بر آمدن او تاکید داشته باشند آن ها استعفای دسته جمعی خواهند داد. اما در ادامه قلعه نویی مستقیم با افراد معترض خود وارد مذاکره می شود و اعلام می کند از آن خواسته های خود که زیاده خواهانه تعبیر می شد کوتاه آمده است و حاضر است شرایطی را که هیات مدیره باشگاه مس برای او در نظر بگیرند قبول کند. بدین ترتیب قلعه نویی در جلسه طولانی یکشنبه که در تهران برگزار شد این اطمینان را به اعضای مخالف خود در هیات مدیره می دهد و رضایت آن ها را نیز جلب می کند. سابقه نشان داده است که اتفاقات از این دست در بدو استخدام یک مربی حواشی زیادی را با خود به دنبال خواهد داشت و کرمانی ها که یک فصل پرحاشیه را با فرهاد کاظمی تجربه کردند طاقت تحمل تجربه تلخ دیگری را ندارند! 

( البته ما در این وبلاگ از اینکه پیش بینی هامون در جریان انتخاب مربی مس به هدف خورد تا شما عزیزان در جریان کار باشید واقعا خوشحالیم)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 12:7  توسط سعید قرایی | 

شاید فردا قلعه نویی مربی مس شود

 

علی رغم اینکه گفته می شود امیر قلعه نویی مذاکرات بسیار خوبی را در ازبکستان با باشگاه پاختاکور داشته است اما ممکن است که ناگهان تا عصر فردا خبر مربیگری امیر قلعه نویی در باشگاه مس مخابره شود!

 

بعد از آنکه در آخرین مراحل مذاکره باشگاه مس با ویرا عقد قرارداد با این مربی به بن بست رسید برخی از افراد به هیات مدیره باشگاه اعلام کردند که امیر قلعه نویی با پیشنهاد اولیه باشگاه مس موافقت خود را اعلام کرده است و اگر مذاکره با او مجددا سر گرفته شود شاید نتایج به مراتب بهتری نسبت به مذاکرات قبلی حاصل شود. در جلسه طولانی یکشنبه شب هیات مدیره باشگاه مس که در تهران برگزار شد ظاهرا این خبر تایید می شود تا بازهم بحث حضور قلعه نویی در کرمان مطرح شود. البته این مسئله با استقبال تمامی اعضای هیات مدیره روبرو نمی شود و برخی از اعضا جو کرمان را پس از اتفاقات دو هفته قبل و حضور قلعه نویی در کرمان برای مربیگیری او چندان مناسب نمی دانند اما برخی دیگر از اعضا که ظاهرا قدرت بیشتری هم داشته اند اعلام می کنند که برای استخدام مربی خارجی فقط تا سه شنبه صبر می کنیم و اگر کوئیلیو و یا بیلاچی خود را تا این روز به ایران برسانند و مذاکره با آن ها به صورت رودرو انجام شود می توان برروی جذب آن ها حساب باز کرد در غیر این صورت فقط به گزینه داخلی فکر کنید. علت این تصمیم گیری آن ها نیز به این جا برمی گشت که باشگاه زمان زیادی را برای جذب مربی از دست داده است و این مسئله تیم را از نظر روانی دچار مشکل می کند. از آنجا که کار صدور روادید این مربیان نیز به احتمال زیاد در زمان تعیین شده نیز بعید به نظر ی رسد می توان این گونه نتیجه گرفت که این اعضا از حضور قلعه نویی در باشگاه مس مطمئن بوده اند که این روز را آخرین فرصت تعیین کرده بودند! از این حیث اگر روز سه شنبه اخبار جالبی از باشگاه مس شنیدید اصلا تعجب نکنید. البته این اتفاقات می تواند به سود مهدی محمدی مربی فعلی این تیم نیز تمام شود چراکه اگر کار قلعه نویی بازهم به بن بسیت بخورد او به عنوان مربی قطعی مس انتخاب خواهد شد.

 

 مهدی محمدی شاکی است

 آرامش از تیم ما گرفته شده است

 مهدی محمدی مربی فعلی مس که همراه با این تیم برای تعطیلات میان فصل در بندر عباس به سر می برد نسبت به اتفاقات اخیر باشگاه برای تعیین مربی این تیم شاکی است و معتقد است که این جریانات آرامش را از تیم او سلب کرده است.

 

محمدی می گوید: ما برنامه زیادی داشتیم که در مدت تعطیلات نیم فصل تیم را از لحاظ روانی به شرایط مطلوب نزدیک کنیم اما متاسفانه تمامی حواس بازیکنان ما به کرمان جلب شده است و منتظر هستند تا ببینند کدام مربی به کرمان می آید. هر روز نیز اسم های جدیدی مطرح می شود و در حالی که بازیکنان ویرا را مربی قطعی خود می بینند ناگهان از آمدن نام های دیگری مثل کوئیلو و بیلاچی خبر می رسد و در نهایت مربی تیم امیر قلعه نویی می شود! متاسفانه این اخبار متقناقض باعث می شود که برروی کار ما اثر منفی بگذارد و آرامش از تیم گرفته شود. من امیدوارم که باشگاه هرچه سریعتر مربی تیم را تعیین کند تا از بلاتکلیفی خارج شویم.

 

البته محمدی از حق خودش نیز دفاع می کند و می گوید: بعد از بازی با سپاهان به من گفته شد که شما مربی قطعی تیم هستی و حتی از من لیست بازیکن گرفتند و حالا اینکه چرا نظر باشگاه عوض شد باید از مقامات پرسید و من نمی توانم در این زمینه چیزی بگوییم اما هنوز می گویم به عنوان یک کرمانی می توان با تمام قوا تیم شهرم را در نیم فصل دوم هدایت کنم.

 

محمدی از تمرینات سنگین بدنسازی مس در بندرعباس آن هم در سه نوبت خبر می دهد و می گوید: اردوی خوب و منظمی از حیث زمین تمرین و سایر امکانات برگزار می کنیم و از آنجا که تمرینات ما فوق العتده سنگین است بازی دوستانه نخواهیم داشت تا بازیکنان با خطر مصدومیت مواجه نشوند. محمدی از اینکه نفراتی مثل ادینهو، جراردو،  و مولایی نیز به سایر نفرات اضافه شده اند خوشحال است و می گوید با جذب چند بازیکن دیگر مطمئن باشید در نیم فصل دوم متفاوت نتیجه می گیریم.

 

قیمت بائو خیلی بالاست

نام میثم بائو پس از بازگشت از فوتبال امارات تقریبا در تمامی لیست های تیم ها برای نقل و انتقالات نیم فصل نوشته شده است که یکی از این تیم ها مس کرمان بوده است. ظاهرا دو طرف مذاکرات خوبی هم داشته اند و در صورتی که قلعه نویی به مس رود انتقال بائو نیز به این تیم جدی تر خواهد شد. البته قیمت بائو به زعم باشگاه مس بسیار بالا می باشد و او مبلغ 200 میلیون تومان را برای نیم فصل از مس خواسته است که باشگاه کرمانی به او اعلام کرده است این مبلغ را تعدیل کند. طی روزهای آینده مذاکره با این بازکن نهایی می شود. بائو در لیست محمدی مربی فعلی این تیم نیز وجود داشته است.

 

برادر چاه جویی با مس مذاکره کرده بود

وقتی خبر مذاکره چاه جویی با مس مخابره شد مسوولین باشگاه ابومسلم به سرعت پیگیر قضیه شدند چراکه این بازیکن با این تیم قرارداد داشته است و مذاکره با تیم دیگر خلاف قانون بوده است. حتی خبر رسید که این بازیکن در تمرینات مس هم شرکت کرده است که این باعث عصبانیت بیشتر ابومسلمی ها در تعطیلات نیم فصل شد.

طی مکاتباتی که با باشگاه مس صورت می گیرد مشخص می شود این چاه جویی با نام سعید و برادر کوچکتر چا جویی ابومسلم است که در بندرعباس در تمرینات مس تست می دهد و مردود نیز می شود تا به طور کلی قضیه آمدن چاه جویی ها به مس منتفی شود.

 

حسام کاظم به جای علا عبدالزهرا

مس یک جای خالی برای جذب بازیکن خارجی دارد و قرار بود که این جای خالی با نام عبدالزهرا پر شود.

اما ظاهرا عبدالزهرا نیز که اصلا خاطرات خوشی از بازی فوتبال در کرمان ندارد رقم بسیار بالایی را برای جذب خود به مس اعلام کرده است تا باشگاه را از جذب او منصرف کند. قرار است یک عراقی دیگر جای او را در این لیست بگیرد. حسام کاظم که با تیم عراق قهرمان آسیا شد و در پست هافبک وسط بازی می کند با مسی ها وارد مذاکره شده است و با این تیم به توافق نیز رسیده است. اگر کار انتقال این بازیکن نیز به مشکل بر بخورد در نهایت مسی ها با عیسی ترائوره که کاملا با جو فوتبال ایران نیز آشناست قرارداد امضا خواهند کرد.

   

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:56  توسط سعید قرایی | 

                                         آن‌چه خود داشت...

 

۱- حالا همه متقاعد شده‌اند که تیم صنعت مس با یک سرمربی بومی، بهتر نتیجه می‌گیرد. شاید اگر امیرخان شناخت بیشتری از گردوهای خانه‌ی قاضی داشت! ما امروز به این جمع‌بندی جبری نمي‌رسیدیم. همان‌قدر که فرهاد خان و امیرخان توی اندازه‌ی قامت خود متر را زیادی کشیده‌اند. ما نیز توی درگاه خانه‌ی این خوانین سرخود را زیادی خم کرده‌ایم، نتیجه‌ این می‌شود که خیلی‌ها فکر می‌کنند، همه جای مس همین قدر سخاوت به خرج می‌دهند.

مهدی محمدی در بدترین شرایط ممکن شانه زیربار مسوولیت سرمربی‌گری تیمی داد که این آخری‌ها همه را نومید کرده بود. و هم با همین تیم و با تمام مشکلات روحی آن دو نتیجه‌ی قابل قبول گرفت. محمدی این نتایج را در شرایطی می‌گیرد که صرفنظر از تمام شایستگی‌هایش، هنوز اراده‌ای برای باور او به عنوان یک سرمربی وجود ندارد.

ذخایر سرمربیان طلایی کشور ته کشیده است و حالا باید روی اسم‌های دیگری کار شود، این جوری لااقل آدم دلش نمی‌سوزد که حالا به چه حساب؟!

تمام مدیران صنعت مس، توی سی‌سال جان کندن در سرچشمه به چیزی نمی‌رسند که امیرخان برای سه ماه می‌خواست! وقتی معیارها به هم می‌ریزد. پای خیلی چیزها نمی‌توان ایستاد. تا این‌جا، انگیزه‌ی محمدی فقط باید چیزی باشد که این روزها خیلی گفته می‌شود، اما حساب نمی‌‌شود!... یعنی که شاید درست هم تعریف نشده باشد، غیرت را می‌گویم، تعصب را می‌گویم، کرمانی‌گری را می‌گویم و معلوم هم نیست که این انگیزه‌ی آخری تا چه اندازه مورد نظر مدیران کلان مس باشد؟! واقعیت این است که هزینه‌های باشگاه داری را آن‌ها می‌دهند و صدالبته که حق دارند روی چیزی که هزینه می‌کنند، انگیزه هم تعریف کنند. خیلی وقت‌ها و خیلی جاها، تغییرات ارزش سهام مس با نتایج تیم فوتبال صنعت مس گره می‌خورد.

 

2-   محمد‌ی‌ها، نظری‌ها، کهندل‌ها و... سال‌هاست که در حاشیه‌ی فوتبال صنعت مس حضور داشته‌اند، به میزان اهمیت و اندازه‌ی تاثیر آن‌ها بر تیم کاری ندارم، این اندازه‌ها چندان آسان محاسبه نمی‌شود. این‌که توی این همه مدت و با حضور بیش از 10 نفر سرمربی غیربومی ـ و از انواع مختلف ـ این‌ها چه اندازه از آن‌ها تاثیر گرفته باشند. مورد بحث است، یعنی می‌خواهم بدانم آیا این مربیان توانسته‌اند فاصله‌ی خود با آن سرمربیان را به خوبی شناخته و پر کرده باشند. لااقل توی رزومه‌ی آن‌ها و همه‌ی آن‌چه که با مدرک و کاغذ معنی پیدا می‌کند، این‌ها نباید چیزی کمتر از آن‌ها داشته باشند، آن‌چه که نداشته‌اند احتمالا فرصت بوده است و این چیزی است که به آن‌ها داده نشده است. و مگر برای یک مربی پنجاه ساله دیگر چقدر فرصت برای بالا کشیدن خود وجود دارد؟

و مگر اساسا چقدر از این فرصت‌ها برای یک مربی شهرستانی به وجود می‌آید. این‌را به محمدی می‌گویم که حالا تا باشگاه بیاید و فکر یک سرمربی دیگری بکند، آن قدر وقت دارد که نشان دهد، چیزی از آن‌هایی که تا حالا آمده‌اند و رفته‌اند کمتر ندارد. یعنی که خودش را باور کند، اسم‌ها را خبرنگاران و گزارشگران بزرگ می‌کنند. همین محمدی دو بار توی برنامه‌ی نود بنشیند و سه بار عکس اول چند روزنامه‌ی ورزشی بشود. طلایی می‌شود، مثل همه‌ی آن‌هایی که شدند! داستان حقیقتا به همین سادگی است. تازه این‌جا یک سرمربی بومی همیشه حمایت سکوها و ژورنالیزم محلی را به همراه دارد، لااقل می‌تواند به عنوان یک سرمایه‌ی اولیه روی آن‌ها حساب کند.

و بعد باشگاه هم باید که محمدی را باور کند که اگر نکند ناچار است بالاخره تن به سرمربی‌گری کسانی بدهند که سرمایه‌شان چیزی جز روابط و یا اعتماد به نفس‌های نفس‌گیر آن‌چنانی نیست، نفسی که اتفاقا جز روداری‌، شاید چیزی دیگری از آن، مال خود آدم نباشد.

 

3- یک بار در بحث عیب‌های خودمان از ضعف عمومی اهالی کرمان در ناباوری نسبت به خود گفته بودم و یک‌بار هم به مناسبتی در مقاله‌ی «کوچ بزرگ» از توانایی‌های همین مردم و آثار بزرگی که در جاهای دیگری غیر از شهر و دیار خودشان داشته‌اند سخن گفته‌ام. و این ویژگی فرهنگی چیزی نیست که کس دیگری نگفته باشد و یا همه نشنیده باشیم. تمام پیرمردانی که عصرهای کسالت‌بار بازنشستگی خود را روی یک پیت حلبی در کنار دکان هم محله‌ای‌های قدیمی خود به مرور خاطرات می‌گذرانند، این حرف تقریبا تکیه‌ی کلامشان شده است. که؛ ما کرمانی‌ها خود بدیم، یعنی که ما خودمان را باور نداریم، یعنی که توی دست و پای هم می‌دویم، یعنی که به یکدیگر پشت پا می‌زنیم، ما در کار جمعی ضعیف هستیم. ما با نهایت فروتنی انگار به نوعی خود را محور و مرکز عالم می‌دانیم، ما در برخورد با یکدیگر بیش از آن‌چه که به تقویت همبستگی جمعی خود همت کنیم، بیرق تفرقه بر می‌داریم...

و ما قادر به خلق توانایي‌های فردی و هدایت آن در مسیر یک توان جمعی نیستیم. و یعنی که خلاصه ما یک مشکلات اساسی در ارتباط با کار جمعی داریم که باید بتوانیم آن‌ها را بازشناسی کرده و رفع کنیم.

چه کرمان، استان محرومی باشد، چه نباشد، چه توسعه یافته باشیم، چه نباشیم، چه شاخص‌های کمی درشتی داشته باشیم چه ریزی، در هر حال همه‌ی ما به لحاظ یک همبستگی عمیق فرهنگی و تاریخی، در یک جغرافیای خاص هزاران سال ریشه دوانده و حالا شاخ و برگ‌هایمان در هم آمیخته است. و حالا دیگر فرقی نمي‌کند که در شمال توسعه یافته باشیم یا در جنوب محرومیت، در غرب غنا باشیم، یا در شرق فقر، مشکل ما این است که باید به یک باور جدید از توانایی‌های خود برسیم و باید که بتوانیم کمر اقتدار خود را راست کنیم، لااقل که این ظرفیت را در امکانات خود داریم. و بیش از همه باید که بتوانیم بر این روحیه‌ی ناباوری خود پیروز شویم.

بسیاری از مدیران استانی، آن‌قدر داستان که از جفاهای آشنایان خود دارند که از غریبه ندارند و آن‌قدر تلخی از طعم و طعن هم شهریان خود چشید‌ه‌اند که از دیگران نکشیده‌اند. ما به سابقه‌ی فرهنگ خود باور کرده‌ایم که ناجی همیشه از راه دور می‌آید، درست مثل دختران دم بختی که به انتظار شاهزاده‌ای با اسب سفید بالدار نشسته‌اند. شاهزاده‌ای که از چین می‌آید و ما چین، از ترکستان و روم و درست مثل پسرانی که در رویاهای خود خواب دختر پادشاه ختن را می‌بینند و راه درازی که باید تا به ختن طی کنند. ما داریم با رویا زندگی می‌کنیم، واقعیت این است که ما باید نگاهی به درون خود داشته باشیم و نداریم.

 

۴-   و خسته شدم آن‌قدر که از ویژگی‌های جهان سومی این استان گفتم و خسته شدید آن‌قدر که شما این مکرر را شنیده‌اید و نه از من که از بسیاری. فرصت‌سازی و بهره‌گیری از فرصت‌ها همیشه اما تکرار نمی‌شود، واقعیت فوتبال استان و ورزش آن، مثل واقعیت فوتبال کشور و ورزش آن. یک واقعیت دولتی است، درست مثل خیلی چیزهای دیگرمان. یعنی که اگر دولت بیاید و سرمایه‌گذاری خوبی در ورزش بکند، ورزش رونقی دارد، آن‌چنان که فوتبال در این سال‌های اخیر داشت، ببینید پشت سر تیم‌های فوتبال کشور کجا مردم ایستاده‌اند؟ کجا بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کرده است؟ اگر شرکتی از شرکت‌های دولتی پشت تیمی ایستادند، تیم به جایی رسید وگرنه مردم و ]بخوانید بخش خصوصی[ حداکثر آمده‌اند، پشت پیراهن یک داور یا بازیکن ظاهر شده‌اند و نه بیشتر، حداکثر آمده‌اند بیرون از مستطیل جادویی سبز اعلام حضوری کرده‌اند، دور استادیوم‌ها ، با رنگ و لگوها و روی سکوها با بیرق‌های سرخ و آبی و نارنجی.

تجربه‌ی گل‌گهر و همه‌ی بهانه‌هایی که به صرف یک تفسیر عوام فریبانه که از خصوصی‌سازی آن کرده‌اند، باید که برای فوتبال صنعت مس هم درسی باشد، اگر امروز مس این‌گونه سخاوتمند پای باشگاه صنعتت مس ایستاده است، تضمینی نداده است که فردا هم با همین سخاوت تیم را حمایت کند.

کافی است که یک روز همین استدلال نامهربانانه‌ی مدیران گل‌گهر روی صنعت مس هم صورت بگیرد، بهانه‌گیری که کاری ندارد! همان‌طور که گل‌گهر سهامداران خصوصی‌اش را بهانه کرد

ـ و کاش که می‌آمدند و می‌گفتند که این سهامداران خصوصی چند درصد سهام گل‌گهر را دارند، دولتی‌ها و نیمه دولتی‌ها را هم صادقانه سوا می‌کردند! ـ آن وقت تمام رویاهای نارنجی‌مان به یکباره فرو خواهد پاشید، آن‌وقت دیگر حتی به تیم‌های لیگ (1) و (2) خود هم نمي‌توانیم دل ببندیم، سرِتمام این تیم‌ها به خزانه‌ای بند است که اگر خالی شود، رگ حیات آن بریده می‌شود.

و آن روز اگر غیرت و تعصب و کرمانی‌گری نباشد، مطمئن باشید که دیگر هیچ چیز دیگری برای پایدار نگه داشتن نام مس و کرمان هم نخواهد ماند.

آیین باشگاه‌داری، لااقل در جاهایی که فوتبال ریشه دارد، چیزی جز این است، باشگاه‌ها خود سرمایه دارند، باشگاه‌ها خود تولید کننده‌اند، سهام می‌فروشند، آرم و بَرنَد می‌فروشند، بازیکن می‌فروشند، بلیط‌های تمام فصل خود را یک‌جا به مشترکان خود می‌فروشند، به شبکه‌های تلویزیونی بازی می‌فروشند، اسپانسر می‌شوند، اسپانسر می‌گیرند، کلیب می‌فروشند و...

یعنی که کار اقتصادی می‌کنند. یعنی که دست‌شان توی جیب خودشان است.

شنیده‌ام که اقتصاد فوتبال، بعد از اقتصاد اسلحه و نفت، اقتصاد سوم جهان است و نمی‌دانم که واقعا هست یا نه؟

می‌خواهم بگویم که هم مدیران مس، هم مدیران باشگاه،هم مدیران سیاسی و ورزشی استان ... و مهم‌تر از همه مردم، باید که از فرصت حاضر برای پی‌ریزی یک بنیان مقتدر جهت ساختن فوتبال استان استفاده کنند، یعنی که با تقویت همه‌ی مبانی همبستگی جمعی بین خود و مس موجبات پایداری تیم خود را فراهم کنند، یعنی که با تربیت سرمربیان بومی، مربیان بومی، بازیکنان بومی بتوانند غیرت و تعصب بومی را پشت سر تیم خود بسیج کنند، آن‌قدر که اگر روزی و به هر دلیلی نتوانند از ذخایر مس تغذیه شوند، لااقل بتوانند که با حمایت مردمی برپا بمانند. و این شدنی نیست، مگر که به عنصر کرمانی‌گری در تیم قدرت به بخشیم و این سوای همه‌ی تعصبات کورکورانه‌ی شو و نیستی است، این یک ضرورت است و باید که باور کنیم.

فوتبال می‌تواند که عامل همبستگی ما باشد، فرصت‌های طلایی خود را از دست ندهیم.

 

۵-   فوتبال در جهان امروز، همانند بسیاری از عرصه‌های اجتماعی/ اقتصادی و فرهنگی به شدت به سمت دانش‌محوری پیش می‌رود. دانش فوتبال، حرف اول بسیاری از میادین ورزشی است و این دانش روزبه روز پیشرفته‌تر، گسترده‌تر و مهم‌تر از همه در ارتباط با سایر علوم پیچیده‌تر می‌گردد. شک نیست که هرگونه سرمایه‌گذاری در این عرصه به مثابه‌ی یک سرمایه‌ی ملی می‌تواند نهادینه و مستمراً تکثیر گردد، مشروط بر این‌که قابلیت‌های لازم جهت جذب و حفظ آن در کشور فراهم آید. اقدام باشگاه صنعت مس در جذب سرمربی خارجی می‌تواند به عنوان اقدامی ریشه‌دار و سودمند تقدیر گردد، اگر که فقط هدف از آن معطوف به نتیجه‌گری فوری و ناظر به شرایط روز نباشد. در واقع این اقدام فرصت خوبی برای هماهنگی فوتبال استان با فوتبال روز جهان است. و بهره‌گیری از این فرصت برای ساختن زیرساخت‌های فوتبال استان هنری است که از نیک‌نفس انتظار می‌رود. و نیک‌نفس مهارت‌های هوشمندانه‌ی خود را در بهره‌گیری از این فرصت‌ها به خوبی نشان داده است بهره‌گیری از این فرصت هنری است که باید از تمام مربیان تیم‌های پایه، ـ جایی که سرمایه‌های آینده‌ی فوتبال استان را در خود جای داده است، ـ بر آید و بهره‌گیری از این فرصت باید که از تمام جوانان ورزشی‌نویس روزنامه‌های محلی برآید، برای تعمیق نگاه خود در فوتبال، برای کشاندن فوتبال به متن، برای بالا بردن آگاهی‌های فنی مردم، و برای ایجاد انگیزه‌های بیشتر در همه‌ی آن‌هایی که انگیزه‌هایشان دارد در مناسبات حقیر بده و بستان‌های معمول تنزل می‌کند. این فرصت باید که به خوبی مورد بهره‌برداری قرار گیرد. برای دلارهایی که از خزانه‌ی مس صرف فوتبال استان می‌شود باید به خوبی برنامه‌‌ریزی کرد. به خوبیِ کاشتن بذرهایی برای درو کردن محصول فردای آن، و نه برای خرید گندمی که امروز سیرمان بکند. یک سرمربی خارجی که بتواند ماهی‌گیری یادمان بدهد و نکند برای ناهار ظهرمان یک ماهی بیاورد.

( استاد محبی/بام کویر)

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 16:32  توسط سعید قرایی | 

                          

                                        بیلاچی ویرا یا قلعه نویی؟!

 

 

همه چیز مرتب بود و قرار بود ظهر دیروز قرارداد مربیگیری یوسف ویرا در باشگاه مس ثبت شود و 18 ماه برنامه ریزی برای تمامی تیم های فوتبال مس در اختیار او قرار بگیرد. نیک مفس و ویرا از شخصیت یکدیگر نیز به شدت راضی بودند و رفاقت آن ها در عرض چند ساعت گفتگو ریشه عمیقی پیدا کرد و به نظر کار تمام شده می رسید اما یک اختلاف 50 درصدی همه چیز را تا آستانه نابودی همه مذاکرات و رفاقت ها پیش برده است.

 

این 50 درصد اختلاف به این جا می رسد که ویرا از باشگاه مس درخواست کرده است که این درصد از مبلغ فصل آینده خود را حالا بگیرد که این حرفه ای گری او با مخالفت هیات مدیره باشگاه مس مواجه شده است. علت مخالفت هیات مدیره این است که آن ها معتقدند بودجه سال آینده باشگاه هنوز مشخص و تدوین نشده است به همین لحاظ نمی توانند برای پرداخت از بودجه ای که هنوز حتی تعیین نشده است قولی را بدهند به همین دلیل حتی به ویرا پیشنهاد داده اند که قرار داد خود را برای نیم فصل دوم لیگ امسال با مس به امضا برساند که ویرا نیز در مقابل اعلام کرده است در این صورت رقم خود را افزایش خواهد داد که همه این اتفاقات دست به دست هم داده است که ویرا از آمدن به کرمان دور شود.

باشگاه مس که علاقه خاصی به همکاری با ویرا پیدا کرده است از مدیر برنامه های او در ایران خواسته است که مذاکرات خود را با مربی سابق تیم ملی عراق ادامه دهد تا او از دریافت این 50 درصد رقم فصل آینده خود کوتاه بیاید که مدیر برنامه های او نیز  چندان امیدواری را به باشگاه مس بابت کوتاه آمدن ویرا نداده است و همین باعث شده است که باشگاه مس خود را برای اعلام شکست مذاکرات با ویرا آماده کند. تز سوی دیگر تماس هافبک تیم ملی عراق که ظهر دیروز با باشگاه مس انجام گرفت و اعلام کرده بود که از سوی ویرا مذاکراتی با او برای آمدن به مس انجام گرفته است سبب شد که در باشگاه مس این امیدواری به وجود آید که تا ظهر فردا ویرا موافقت خود را با شرایط مس اعلام کند چراکه او مذاکره با نفرات مورد نظر خود را جهت پیوستن به مس ادامه داده است.

 

به هر شکل باشگاه مس که پس از دو مذاکره ناموفق با دو مربی سرشناس یعنی ویرا و قلعه نویی خود را بیشتر زیر فشار می بیند سعی می کند که تا فردا تکلیف نیمکت خود را مشخص کند و جال اینکه امیر قلعه نویی در تماس با باشگاه مس اعلام کرده است که حاضر است از شرایط اولیه ای که موجب عدم ادامه مذاکره طرفین شد کوتاه بیاید و مجدد شرایط باشگاه را بررسی کند. اینکه اعلام شد باشگاه مس مذاکرات خود با رضا عنایتی را نیز آغاز کرده است نشان از آن دارد که قلعه نویی به مس خیلی نزدیک شده است و حتی به آن ها لیست نیز داده است. قلعه نویی با کوتاه آمدن از شرایط های اولیه خود قبول کرده است در چیدمان دستیاران خود تجدید نظر کند و رقم اعلامی باشگاه را نیز بپذیرد. به همین خاطر

اگر مجدد قلعه نویی را در کرمان دیدید اصلا تعجب نکنید.

 

از سوی دیگر باشگاه مس که از مذاکره با قلعه نویی اصلا خاطره خوبی ندارد در صورت قطعی شدن عدم توافق با ویرا به سرعت پرونده بیلاچی مربی سرشناس پرتغالی را نیز به جریان خواهد انداخت چراکه در بین گزینه های مختلف شرایط او با خواسته های مس بسیار نزدیک بود و حتی به مدیر برنامه های او اعلام شده است که هر لحضه آمادگی تهیه مقدمات سفر او به ایران را داشته باشد. ظاهرا شرایط بیلاچی برای باشگاه مس کاملا مطلوب بوده است و امکان دارد که کار مذاکره مستقیم باشگاه مس با سومین مربی خبر ساز د کمتر از دو هفته آغاز شود.

 

در حال حاضر تیم نیز متاثر از خبرهای نیمکت خود در بندر عباس مشغول تمرینات آماده سازی خود می باشد و پرونده پیچیده مربی بازیکنان را نیز سرگردان کرده است. گفته می شود به همین خاطر باشگاه مس کرمان تمام تلاش خود را خواهد کرد تا عصر فردا تکلیف مربیگیری این تیم کاملا مشخص شود. به احتمال کم ویرا شاید بیلاچی و چشم انتظار قلعه نویی!   

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 15:48  توسط سعید قرایی | 

                                  نجابت زیاد برای غریبه‌پرستی بی‌نهایت

 

«وقتی به زمین می‌رفتم با خودم می‌گفتم که اکنون نماد تمام فوتبالیست‌های جوان کرمانی هستم و بهترین زمان است برای عوض کردن تمام دیدگاه‌های بد نسبت به بازیکنان کرمانی و خوشحالم که می‌شنوم از پس آن بر آمدم» این‌ها را یاشا خلیلی می‌گوید. جوان 22 ساله‌ی کرمانی که توانست در بازی برابر فجر 40 دقیقه‌ بازی کند. از زمانی‌که به زمین آمد و در میانه‌ی زمین قرار گرفت، روند بازی را به سود مس یک تنه تغییر داد تا نشان دهد فرهادکاظمی در بازی ندادن به او چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده است.

 

خلیلی از آن دسته بازیکنانی می‌شود که اگر همین روند خود را ادامه دهد در آینده‌ی نه چندان دور تبدیل به نماد تیم کرمانی خواهد شد. او فوتبال خود را در تمام رده‌های سنی این باشگاه طی کرده است و پس از آن‌که با تیم دانش‌آموزان ایران قهرمانی جهان را به ارمغان آورد در تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان هم بازی کرد و کاپیتان این تیم‌ها نیز بود. اما دردسرها برای خلیلی از وقتی شروع شد که سن او از رده‌ی جوانان خارج شد تا مطابق انتظار بازهم پشت خط بزرگسالان قرار بگیرد.

کرمانی‌ها اصولا خیلی نجیب هستند، به آن حد که همیشه خودشان را یک قدم عقب‌تر از  هرکسی می‌دانند که لهجه‌ی کرمانی نداشته باشد! و شاید همین باشد که آن‌ها را وا می‌دارد در خیلی جاها برای آن‌که ثابت کنند عقب نیستند سعی در عوض کردن لهجه‌ی خود می‌کنند! تا سایر همشهریان‌شان و به تبع آن سایرین، آن‌ها را بیش از آن‌چه که می‌پندارند قبول‌شان داشته باشند. درست همانند اتفاقی که سال‌هاست در زمین‌‌های چمن کرمان هم رخ می‌دهد.

ت

یم‌های فوتبال نوجوانان و جوانان مس با مشتی بازیکن بومی در سطح کشور می‌درخشند آن‌قدر که به‌راحتی از پس سپاهان، فولاد، مقاومت و... بر می‌آیند اما اگر از آن مشت بپرسی چقدر برای رسیدن به رده‌های سنی بالاتر مس و در نهایت لیگ برتر امید دارند یک جواب به تو خواهند داد و آن این‌که «چه کسی می‌خواهد حق ما را بدهد؟!» نیک‌نفس و هم‌چنین مدیران قبل از او برروی تیم‌های پایه‌ی باشگاه مس آن‌قدر خرج کردند که این تیم‌ها یک خط جلوتر از سایر باشگاه‌های لیگ برتری در همین رده‌ها باشند. اما به‌راستی که آن‌ها فلسفه‌ی تشکیل این تیم‌ها را متوجه نشدند. به‌طوری که در 5 ساله‌ی اخیر فقط نام چند بازیکن از رده‌ی امید به لیست بزرگسالان مس اضافه شده است که در حد همین نام‌نویسی هم باقی مانده است و حتی اجازه‌ی نیمکت‌نشینی به آن‌ها هم داده نشده است تا در نهایت یا مسیر زندگی آن‌ها از فوتبال به‌طور کلی منحرف شود و یا در نهایت افتخار به تیم‌های لیگ برتری استان کرمان اضافه شوند!

 

سوال بزرگ این است مس چه آن زمان که در لیگ یک بود و چه حالاکه به لیگ برتر رسیده است چند چهره‌ی کرمانی را به فوتبال ایران معرفی کرده است؟ آرش برهانی، علی علیزاده، علی سامره همگی در زمانی‌که سرباز بودند در پاس و سپاسی چهره می‌شوند. عباس محمدی باید به تالش رود تا در چوکا فرصت بازی پیدا کند و چهره شود. وقتی خلیلی به زمین می‌آید آن هم در روزهایی که برای اولین‌بار در چند سال اخیر هدایت مس آن هم به‌طور موقت به یک کرمانی رسیده است و می‌بینیم که چگونه در این مدت او را به هرز داده بودیم کم‌کم از نجابت‌مان حالمان به هم می‌خورد! نجابتی که ما را ناخواسته غریبه‌پرست کرده است. و همیشه این اجازه را داده‌ایم که «حق کرمانی‌خوران» در همین بیخ گوش خودمان اتفاق بی‌افتد و دم نزنیم. قبل از فصل فرهادکاظمی اعلام می‌کند که همه‌ی جوانان کرمانی برای دادن تست به باشگاه بروند. عملی که در نهایت تحقیر فوتبال کرمان را به دنبال داشت چرا که یک نفر از آن همه، آن‌قدر توانایی نداشتند که در برگه‌ی کاظمی نامشان نوشته شود. البته مشخص بود که کاظمی با این کار هرگز به دنبال شناسایی استعدادهای کرمانی نبوده است و فقط قصد داشت رنجی که کرمانی‌ها را می‌برند  بیش کند.

 

از سر خلیلی در کرمان کم نیست. برروی همین نیمکت مس نعمت بخشی‌زاده حضور دارد از شهرستان جیرفت کرمان. کسی که بیشترین تشویق‌ها در زمان تمرینات فرهادکاظمی از آن خود می‌کرد اما دریغ از یک دقیقه‌ی فرصت عرضه‌ی اندام. مگر این که دستی از غیب برون آید تا فرصتی به بازیکنان کرمانی دهد درست همانند اتفاقی که برای خلیلی افتاد و شاید فعلا دیگر نیافتد حداقل تا زمان وجود این نجابت لعنتی!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 19:8  توسط سعید قرایی | 

 

                 

 

ویرا از هفته آینده در کرمان

سرانجام وعده های نیک نفس مدیر عامل باشگاه مس در استخدام بوژان ویرا مربی سابق تیم ملی عراق که با این تیم به قهرمانی آسیا رسید محقق شد و این مربی به احتمال زیاد از هفته آینده کار خود را در کرمان آغاز خواهد کرد.

مذاکرات رودرو طرفین از صبح سه شنبه در تهران آغاز شد و ویرا عصر دیروز ایران را ترک کرد اما حمید نیک نفس از قطعیت 99 درصدی امضای قرارداد باشگاه مس با او خبر داد و گفت: خوشبختانه خواسته های این مربی حتی بعد از اینکه در بین هفت مربی برتر جهان قرار گرفت تغییری نکرد و ما با رضایت بسیار خوبی که مابین ما بود این قرارداد را امضا می کنیم و به احتمال زیاد ویرا از هفته آینده کار خود را به عنوان رییس سازمان فوتبال مس شروع خواهد کرد. نیک نفس در رابطه با وظایف این مربی در باشگاه مس گفت: شرح وظایف ویرا فقط منوط به تیم بزرگسالان مس نیست و او یک برنامه ریزی دقیق برای تمامی تیم های فوتبال مس در تمامی رده ها خواهد کرد که شامل تیم بزرگسالان نیز خواهد شد. مهدی محمدی به عنوان سرمربی کار خود را در مس ادامه خواهد داد و ویرا بر کارهای او نظارت خواهد داشت.

این مربی مسلمان که به تازگی اسم خود را به یوسف نیز تغییر داده است به باشگاه مس قول داده است که در پایان کارش چندین بازیکن درجه یک کرمانی را معرفی خواهد کرد و اعتقادی به جذب نام های خیلی بزرگ ندارد. اما نکته جالب در قرارداد او که نیک نفس به آن اشاره می کند این است که قیمت او کمتر از آن چیزی است که واسطه های او مطرح کرده بودند. در حالی که گفته می شد ویرا با مبلغ 600 میلیون تومان به کرمان خواهد آمد اما مدیر عامل باشگاه مس رقم توافقی طرفین را کمتر از این اعلام کرد و گفت: خوشبختانه قرارگرفتن ویرا در جمع ده مربی بزرگ جهان سبب بازار گرمی او نشده است و رفتارهایی که از او مشاهده کردیم ما را متقاعد کرد که این مربی می تواند تیم مس را در کوتاه مدت به موفقیت های بزرگ برساند.

 

مذاکرات مس با میثم بائو

در حالی که گفته می شود میثم بائو پس از تسویه حساب با باشگاه اماراتی خود راهی استقلال خواهد شد اما خبرهایی از مذاکرات او و باشگاه مس کرمان به گوش می رسد.

باشگاه کرمانی در حالی که چند جای خالی را در لیست خود می بیند مذاکره با بائو را آغاز کرده است و در گفتگوهای اولیه توافقات خوبی نیز بین آن ها حاصل شده است و اگر بائو به استقلال تهران نرود مقصد او کرمان خواهد بود. تیم مس که با مصدومیت چند بازیکن خود نظیر ممبینی و حاجیان خود مواجه شده است تا به اجبار آن ها را از لیست خود خارج کند، از کمبود نفر رنج می برد و در تلاش است که چند بازیکن را در نیم فصل به خدمت بگیرد. از دیگر نفراتی که باشگاه مس با آن ها وارد مذاکره شده است چاه جویی بازیکن تیم فولاد خوزستان می باشد که توافقات اولیه نیز بین باشگاه مس و این بازیکن حاصل شده است و او نیز به زودی راهی کرمان خواهد شد. ضمن اینکه با قطعی شدن کار ویرا در باشگاه مس علا عبدالزهرا نیز به تیم سابق خود یعنی مس کرمان خواهد آمد. تیم کرمانی از روز شنبه هفته آینده به مدت ده روز در بندر عباس اردوی بین فصل خود را برپا خواهد کرد که نفرات مورد نظر تیم در این اردو تست های پزشکی و فنی را خواهند داد. عیسی ترائوره بازیکن سابق پرسپولیس و پاس نیز از دیگر بازیکنانی است که در تست های پزشکی مس حاضر خواهد شد و در صورت تایید کادر فنی به مس خواهد آمد.     

 

مسیر اردوی مسی ها به بندرعباس تغییر کرد

تیم فوتبال مس که برای تعطیلات نیم فصل خود را آماده سفر به جزیره کیش می کرد شاید در یک تغییر جهت به بندر عباس برود.

از آنجا که تیم مس درگیر مشکلات مربیگری تیم خود بود به موقع اقدام به هماهنگی جهت اردوی تیم به کیش نکرده بود و همین مسئله باعث شد که آن ها نتوانند بلیط خود رزو کنند به همین جهت برنامه ریزی آن ها برای سفر به بندر عباس آغاز شد. علت کنسل شدن اردوی کیش شلوغی بیش از اندازه این جزیره در این ایام سال و مشکلات هتل های آن و همچنین اعزام اکثر تیم های لیگ برتری به کیش در تعطیلات نیم فصل و کمبود زمین چمن برای تمرینات اعلام شده است. بازیکنان مس در حال حاظر در تعطیلات و در شهرهای خود به سر می برند و از اوایل هفته آینده به کرمان خواهند آمد تا برای اردوی آماده سازی بین فصل آماده شوند. البته باشگاه مس سفر به کیش را به طور کلی منتفی نمی داند و به بازیکنان خود این امیدواری را داده است که اگر برخی هماهنگی ها از برخی نهادهای استان صورت بگیرد احتمال سفر به کیش همچنان وجود دارد.

 

 

فوتبال را بی تکلف بازی می کنیم

مربی تیم مس معتقد است تیم او فوتبال را بی تکلف بازی می کند و به راحتی نتیجه می گیرد.

احمد نخعی که سال ها کاپیتان تیم مس نیز محسوب می شد عمده ترین هدف کادر فنی جدید مس را بعد از تغییرات نیمکت، علاقه مند کردن مجدد بازیکنان مس به فوتبال و کار برروی مسائل روحی دانست و افزود: خوشبختانه در بازی با سپاهان دیدیم که بچه ها از نظر روحی تا چه حد متفاوت بودند تا در حالی که نصف تیم ما غایب بود اما وقتی تیم گل را دریافت کرد روحیه خود را نباخت و موفق شد دروازه سپاهان که خط دفاع فوق العاده ای داشت را باز کند. ما خوشحالیم که روند رفع مشکلات روانی تیم ما به خوبی طی شد و قطعا تاثیرات آن در نیم فصل دوم بیشتر نیز نمود خواهد کرد. در حال حاظر هدف تیم ما صعود تیم از رده دهم به بالا می باشد که اگر بتوانیم در سه بازی اول نیم فصل دوم نتایج مورد نظر را بگیریم می توانیم حتی به رتبه های بالاتر هم فکر کنیم.

نخعی شاید تلنگری به سیستم های کاظمی می زند و می گوید: فوتبالی را که مس در دو بازی فجر و سپاهان به نمایش گذاشت یک بازی بی تکلف و ساده عنوان کرد و افزود: ما به بازیکنانمان آنقدر فشار وارد نمی کنیم که نفهمد برای چه کاری به زمین می رود. ما سعی می کنیم بازیکنان در مناطق خود بیشتر ثابت باشند و از رفت و برگشت بیش از حد آن ها جلوگیری کرده ایم و دیدیدیم که نفرات ما هرگز در نبردهای رودرو کم نیاوردند.

نخعی امیدوارر است که اردوی نیم فصل مس به جزیره کیش قطعی شود چراکه معتقد است: بازیکنان در این اردو از لحاظ روانی شرایط مطلوب تری خواهند داشت با این حال اگر تیم به بندرعباس هم برود بازهم تیم برنامه های آماده سازی خود را برای نیم فصل دوم به خوبی اجرا خواهد کرد چراکه در بازی های برگشت دیگر تیم ها حق ارتکاب هیچ اشتباهی را ندارند و اگر مشکلات نیم فصل اول خود را حل نکنند قطعا با مشکل مواجه می شوند که ما نمی خواهیم این شرایط برای ما ایجاد شود.

 

 

اعتراف نيك نفس

هم تيم را بد بستيم،هم جايگاه را اشتباه پيش بيني كرديم

حميد نيك نفس مدير عامل باشگاه مس ناراحت و پشيمان است. از اين بابت كه در فصل نقل و انتقالات با باز گذاشتن دست خيلي ها يك كلاه گشاد را بر سر كرماني ها گذاشتند. او مي گويد آنقدر شهامت دارم كه بگويم تيمي كه ابتداي فصل بستيم تيم ناقصي بود و اصلا مطابق انتظاراتمان و آنچه كه در برنامه هايمان بود نفرات جذب نشد و اين اشتباه بزرگ ما در اين فصل بود. و همين باعث مي شود كه من به اشتباه دوم خودم كه پيش بيني جايگاه  بود اعتراف كنم و بگويم ما با اين تيم نمي توانستيم جزو شش تيم برتر ليگ باشيم. اين اشكال از كجا آغاز شد بررسي آن زياد در شرايط فعلي چندان به صلاح نيست اما اكنون زمان آن است كه ما اين اشكالات را در حد توان برطرف كنيم و تلاش كنيم كه جايگاه تيم بهتر از آني باشد كه اكنون هست. قطعا بازيكنان فعلي اگر به شرايط مطلوب برسند و چند مهره جديد و خوب نيز به آن ها اضافه شود مي توانيم به اين مهم دست پيدا كنيم.

البته آن زمان كه تيم بسته مي شد رسانه هاي كرماني بابت اين اعتراف به نيك نفس هشدار داده بودد و يك صدا به او مي گفتند كه باز گذاشتن دست افراد اطراف تيم براي نقل و انتقال بازيكنان آن هم در حالي كه عدم حسن نيت خود را نشانداده اند كار را به جاهاي خوبي نخواهد كشيد. اما از قديم هم گفته اند گرفتند جلوي ضرر از هر جا منفعت است. و نيك نفس مي خواهد اين منفعت هرچه زودتر به كرماني ها برسد.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 15:5  توسط سعید قرایی | 

احترام به فوتبال کرمانی

 

آن روزی که مس حتی برای انجام بازی تمرینی خود آنقدر نفر کم داشت که مجبور بود به بازیکنان امید خود بگوید به تمرینات بزرگسالان بیایند تا نفرات اصلی برای بازی برابر سپاهان محک بخورند، کمتر کسی به گرفتن امتیاز از تیم اصفهانی امید داشت اما از فوتبال کرمانی این روزهای مس ظاهرا خیلی کارها برآمدنی است.

 

روزهای نخستی که امیر قلعه نویی مربی تیم ملی فوتبال ما شد جمله جالبی را بر زبان آورد و گفت که می خواهد فوتبال ایرانی را با تیم ملی به نمایش بگذارد. او هیچگاه تعریفی از فوتبال ایرانی ارایه نداد و هیچ زمانی هم نتوانست یک نمایش ویژه که به توان به آن ایرانی اطلاق کرد نشان دهد. اما مهدی محمدی بدون آنکه چیزی از فوتبال کرمانی بر زبان بیاورد شاید توانست آن را به بهترین شکل در دو بازی آخر مس برابر سپاسی و سپاهان نشان داد. یک فوتبال ساده و بی تکلف که جای هرکسی در آن به خوبی مشخص است و در آن هیچ گاه از مدافعان خواسته نمی شود که جلوتر از مهاجمان باشند! و یا آن قدر برروی تخته خط کشیده شود که بازیکن در نهایت نفهمد چه وظیفه ای در زمین دارد.

 

فوتبالی که از بازیکنان مس در برابر سپاهان دیدم یک بازی منظم بود به طوری که حتی پس از دریافت گل هم نظم خود را از دست داد. اگر دست محمدی در چند نقطه زمین برای انتخاب بازیکن بازتر بود به طور قطع این فوتبال منظم می توانست کارهای بزرگ دیگری هم انجام دهد. خیلی ها گمان می کردند که با آمدن محمدی و نخعی برروی نیمکت مس عملا چیز جدیدی را نخواهیم دید و سیستم تیم نمی تواند خیلی تغییر کند و به خاطر همین بود که همه منتظر بودند مربی بعدی مس را بشناسند. اما وقتی مربیان کرمانی مس با تفکر خودشان می توانند امتیاز حساسی را از سپاهان بگیرند یعنی این که اعتماد به آن ها می بایست خیلی زودتر انجام پذیرد. اگر محمدی در آن روزهایی که قرار بر اخراج دست نشان بود تیم را در دست می گرفت، یعنی همان روزهایی که جایگاه تیم نیز تا حدود زیادی مشخص شده بود، شاید امروز هم وضعیت محمدی و نخعی  متفاوت بود و هم جایگاه مس.

 

به هر شکل مس به تعطیلات می رود و امیدواریم که این تعطیلات به ما حسابی خوش بگذرد. این اتفاق خوب در صورتی رخ می دهد که تیم به یک اردوی خوب رود، بازیکنان مورد نیازش را جذب کند و یک تیم آماده از بعد روحی نیم فصل دوم را شروع کند. ایمان داریم که نیک نفس هم با مدیریت کرمانی خود این همه را برای ما رقم بزند.

( در ضمن دوست عزیزم صالح رزم حسینی وبلاگ جدیدی با نام وقت اضافه را درست کرده که کار من رو خیلی راحت می کنه)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 10:55  توسط سعید قرایی | 

نفرین نامه ای بر ال کلاسیکو

 

شاید اگر عدد این بازی 666 بود هرگز بر روی اون شرط نمی بستم اما 153 اونقدر بی محتوا بود که حتی نشه درموردش فکر کرد تا چیزی از اون دستگیرت بشه. بی محتوا درست مثل بازی که بارسلونایی ها کردن. هروقت که بخوام مروری از بازی های ال کلاسیکو داشته باشم سعی می کنم به سرعت از بازی امشب گذر کنم چون فکر می کنم شخصیت این بازی بزرگ رو زیر سوال ببره.

نه... این بارسای دوست داشتنی من نبود. این حتی جنازه اون بارسایی که من می شناختم نبود اما چه کنم که باور اون چیزی که به چشمم ندیدم غیر از خدا همیشه سخت ترین کار عمرم بوده که مجبور بودم فقط به خاطر اینکه شما می گید بپذیرم درست مثل اینکه به من بگید تیمی که امشب به رئال باخت اسمش بارسلونا بود. تلخ بود... درست مثل اون دو کیلو تخمه و آجیلی که پای این مسابقه شکستم و غمی که با هر یکدونش توی گلوم احساس می کردم. بد بود... درست مثل گزارشی که پیمان یوسفی از این بازی می کرد که دقیقا حکم یک اعمال شاقه رو داشت برای یک مجازات سنگین. کاش پیمان جان بعد از گل رئال هیچ وقت با خرس قاتل! نمی گفت که نتیجه این بازی عوض می شه تا برای یک بار هم که شده کارشناسی نگفته اش به واقعیت برسه. ای کاش قبل از اینکه "ریکارد تو دلش به خودش لعنت بفرسته"! که بوژان رو زودتر به زمین بفرسته این کار رو یوسفی علنا می کرد تا یکم درجه محبوبت خودش رو زیاد کنه. کاش می شد بعد از بازی بلافاصله برق ها می رفتند تا سوال و جواب های احمقانه مجری و کارشناس رو نمی دیدیم که بعد از بازی به یاد دشمنی قدیمی این دو تیم و ریشه یابی اون می پرداختن تا روح ژنرال فرانکو رو به خنده بندازن. وحشتناک بود... درست مثل اینکه به این فکر کنی حاشیه هایی که بارسای فیل مانند رو این جوری به زمین زد چه موقع اثرش رو تو پرسپولیس نشون می ده!!!!! حاشیه هایی که کم بی شباهت به درگیری های درونی بارسا نیست. هرچند رونالدنیو تو این بازی نشون داد از نظر فنی نمی تونه خیلی بالاتر از شیث رضایی باشه و این اوضاع رو  بدتر هم می کنه از حیث شباهت. دردناک بود... که حداقل رنگ پیراهن ها تو رو به سه سال قبل ببره وقتی اون شبی رو به یاد بیاری که همین بارسا تو سانتیاگو هر وقت اراده می کرد به رئال گل می زد. سه تا زد و سی تا نزد تا فردای اون روز با لباس شیک بارسا بری خیابون! راستی... چند هزار تومان، دلار، یورو یا... بدم که اون شب برام تکرار بشه؟!!! سرد بود... درست مثل پرسه زدن تو خیابون توی یک شب سرد تا داغی سوختگی یک قسمت از بدنتو فراموش کنی و به قول اون غریبه کوچک رو به آسمان کنی و بپرسی چرا من باید الان اینجا باشم. و در آخر با شنیدن آهنگ گوش نواز "هفت" غمت رو تقسیم کنی که... خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهاییام فقط به "باخت" فکر می کنم اما برای تو می مونم واسه همیشه....  

 

      

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:40  توسط سعید قرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی
( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
واي گويه ها
پارس فوتبال
کتیبه زخم
ضربه آزاد
كرمان خبر
چلیک
ياد نوشت
توپ
پادلمه
هواداران باشگاه مس
شخصي
انحراف
صنعت مس زلزله
فوژان
آرشیو مطالب من در پارس فوتبال
نقد داوری
سایت رسمی باشگاه مس
علیرضا اس اس
فوتبال احساسی
ناخدای تنها
خانه ای روی آب
یاداشت
هرچی و همه چی
سيب و حوا
سانای
یاداشت های من
سينا و فوتبال
حرف هاي من و تو
قوي سپيد
نونا
علي دايي نگين ورزش آسيا
عکس های یاسر خدیشی
ته مانده هاي يك مرد
ابوکورش
مازيار ناظمي
وقت اضافه
وقت کشی
دولخ
مفشو
فریاد بی صدا
رازهای قلم کویری
خورشید حق
باشگاه مس رفسنجان
دايره
صحنه یکتا
مسیر جادویی
ایران رشد
ناگفته ها
سکوت سنگ
دانلود جدیدترین نرم افزار ها
کرمان رایانه
ملیکا
خبرنگار ساده
دل نوشته های احسان
دختر بابا
محمود قاضی
اویان
آئین مهر
کرماندخت
قلم طلایی
مورنا نيوز
عكس هاي امين جعفري
خبرهاي جنجالي كرمان
برد و باخت
مهندسي فناوري اطلاعات كرمان
سه پند
وبلاگ رسمي پاس همدان
كرمونيا
چشم به راه
كافه فوتبال
هنرمند كوچك
كرمان ورزش
سین سین
رودرو
طنز ورزشي
 

 RSS

LOGO BY
Ghaffarbaigy