|
|
|
|
|
انتظار زلزله از روزهای بعد از عید کشم!
در روزهایی که تیم فوتبال مس فارغ از هر مسابقه ای در کمال آرامش آخرین تمرینات خود را قبل از سال نو برگزار می کند، پس از پایان انتخابات مجلس شایعات در کرمان این بار به شدت یقه مدیریت باشگاه مس را می گیرد تا در همه جا صحبت از تغییرات گسترده برروی صندلی های باشگاه کرمانی شود.
این شایعات از وقتی شروع شد که عکس حمید نیک نفس در پوستر یکی از کاندیدها به چشم خورد. هرچند نیک نفس اعلام کرده بود که بدون اجازه او از عکس هایش استفاده شده است اما مشخص بود که با عدم راه یابی این کاندید به مجلس کار برای نیک نفس سخت خواهد شد. اما اوضاع وقتی بدتر شد که کاندید مذکور ده ساعت مانده به شروع انتخابات ناگهان رد صلاحیت شد تا او دست به افشاگری های زیادی نسبت به بسیاری از مسائل بزند تا با جناح خود که اکثریت کرسی های کرمان را در مجلس هفتم نیز در اختیار داشتند، به شدت دچار مشکل شود. کش مکش های بین این کاندیدها و جناح خود که او رد صلاحیتش را آن هم پس از تبلیغات گسترده خود متوجه کارشکنی آن ها می دانست، ناخودآگاه برروی نیروهایی که برروی سرمایه گزاری کرده بودند تاثیر گذاشته است. یکی از این نیروها حمید نیک نفس بود که هرچند به گفته خود او اقدامش در حمایت از این کاندید آگاهانه نبوده است اما باید منتظر تبعات همین حمایت ناآگاهانه نیز باشد. نیک نفس هر زمان صحبت از شایعات کنار گذاشتن او از باشگاه مس می شود یک جمله را تکرار می کند و آن اینکه: برای باشگاه کیسه ندوخته ام و هر زمان به من حکم کنند جای خود را خالی می کنم. نیک نفس اما این بار کمی با خشم بیشتری به قضیه نگاه می کند و می گوید: در تمام مدتی که به خدمت مشغول بوده ام هیچ زمان فعالیت سیاسی نکرده بودم و به طور کلی از سیاست زده بودم. من همیشه از اموری که یک سر رشته آن به مسائل پشت پرده سیاسی برسد اجتناب کرده ام و اصلا دوست ندارم در جریان آن ها قرار بگیرم. الان هم پیگیری نمی کنم تا ببینم به خاطر همین امور درصدد برکناری من هستند یا خیر. چراکه بارها گفته ام مهم شخص نیک نفس در باشگاه نیست، مهم موفقیت این باشگاه است چه با من و چه بدون من. نیک نفس وقتی این بار از جدایی حرف می زند غم بیشتری را در صدای خود دارد چراکه او به احتمال زیاد بعد از سال نو بزرگترین حامی خود در هیات مدیره باشگاه را نیز از دست می دهد. پورمند رئیس هیات مدیره باشگاه مس که بسیاری صعود تیم مس به لیگ برتر را به خاطر حضور او در باشگاه مس می دانستند، به احتمال زیاد بعد از سال نو بازنشسته خواهد شد تا ثبات مدیریتی باشگاه مس با آغاز سال جدید دستخوش تحولات اساسی شود. نیک نفس به آن حد پورمند را دوست داشته است که هیچ گاه جرات نکرده باشد حتی نظر او را راجع به پیشنهاد بازنشستگی اش بپرسد! با این حساب باید منتظر خداحافظی شاید اجباری بسیاری از اعضای هیات مدیره مس و در راس آن ها حمید نیک نفس بود که اتفاقات انتخابات مجلس و پشت بند آن بازنشستگی پورمند هیچ گاه نمی تواند حوادث خوبی برای ادامه مدیریت او رقم بزند. در حال حاضر اما در کرمان جوی وجود دارد که شاید پشتوانه اصلی نیک نفس برای تمدید مدیریتش در مس باشد. مدیر عامل مسی ها به عنوان یک چهره فرهنگی در کنار همه موفقیت هایش با مس در کرمان آنقدر محبوبیت کسب کرده است که عبور از او به این راحتی امکان پذیر نباشد. مسلما کنار گذاشتن او برای کسانی که این تصمیم را اتخاذ می کنند تبعات بسیار سختی را از سوی هواداران مس خواهد داشت. آن هم در روزهایی که تیم فوتبال مس پس از جذب امیر قلعه نویی بهترین نتایج خود را در لیگ برتر کسب می کند. حتی نام های جدید مدیران مس هم بعضا از داخل قوطی بیرون آمده اند و با این حساب باید منتظر بسیاری از اتفاقات پر سروصدا در هیات مدیره باشگاه مس بود مگر آنکه بازنشستگی پورمند به تعویق بی افتد تا رئیس هیات مدیره مس با نفوذ خود در بسیاری از نهادهای حساس جلوی بسیاری از اتفاقات را قبل از روی دادن آن ها بگیرد. تیم فوتبال مس در هفت بازی اخیر خود در کسب امتیاز به ثبات فوق العاده ای رسیده بود. دیگر تیم های این باشگاه نیز همانند هندبال، تکواندو، دوچرخه سواری و حتی تیم های فوتبال مس رفسنجان و مس سرچشمه نیز با مدیریت فعلی در بهترین وضعیت خود قراردارند. در کرمان با تغییرات احتمالی و تغییر این روند به احتمال زیاد جو بدی علیه مدیریت آینده به وجود خواهد آمد. شاید تعطیلی بلند مدت کشور باردیگر ثبات را به مدیریت باشگاه مس بازگرداند و باعث فراموشی بسیاری از اتفاقات شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 17:4 توسط سعید قرایی |
|
|
اعتراض دارم اما سعی می کنم بهتر باشم
مس در آن روزهایی که یکی از بدترین تیم های لیگ برتر بود یک نماینده در تیم ملی به اسم سید مهدی رحمتی داشت و حالا هم که بهترین تیم لیگ برتر در دور برگشت لقب گرفته است بازهم همان یک نمانیده را در لیست تیم ملی دارد.
یکی از بازیکنانی که با بازی های خود در دور رفت کسی حتی اجازه فکر کردن تیم ملی برای او نمی داد رسول نویدکیا بود. اما هافبک بازیساز مس در دور برگشت چنان با بازی های خود در دور برگشت چشم ها را گرد کرد که حالا باید از قرار نگرفتن اسم او در لیست تیم ملی گله کرد. رد پای نویدکیا را می توان در تمامی گل هایی که مس در دور برگشت به ثمر رسانده است پیدا کرد و همین شاید خیلی ها را منتظر می گذاشت تا نام او در لیست جدید تیم ملی قرار گیرد که این گونه نشد. برادر کوچک محرم که پسر بسیار آرام و بی حاشیه ای است تا جایی که فرهاد کاظمی برای اینکه فراموش نکند او صحبت کردن هم بلد است به او لقب رسول ناطق داده بود! خیلی از عدم حضور نامش در لیست جنجالی نمی شود و خیلی آرام اعتراض خود را از نبودن نامش اعلام می کند اما این اطمینان را می دهد که سرانجام حقش را از تیم ملی خواهد گرفت. _ آقا رسول... خیلی ها شما را نماینده مس در لیست جدید تیم ملی می دانستند. خودم هم همین فکر را می کردم. به هر حال همه بازیکن هایی که در تیم های لیگ برتری بازی می کنند انتظار دارند به تیم ملی دعوت شوند اما جا برای همه آن ها که نیست. تحت هر شرایطی نظر سرمربی شرط است و باید به سلیقه او احترام گذاشت. حتما من آن چیزی که دایی می خواسته است نبودم. _ یعنی هیچ اعتراضی به عدم دعوتت نداری؟ اعتراض که دارم. به هر حال من در نیم فصل دوم در بهترین وضعیت بدنی خودم بودم و تا جایی که می توانستم برای تیم هم تلاش کردم. شاید تاکتیک های علی دایی با سبک بازی من همخوانی نداشته است. _ با این حساب یعنی قید تیم ملی را زده ای؟! نه اصلا این طور نیست. دعوت به تیم ملی حق هر بازیکنی است که در لیگ برتر بهتر بوده است. اگر من بهتر بوده ام پس باید حقم را در تیم ملی هم بگیرم. بازهم می گویم حتما به آن حد خوب نبوده ام که دایی من را دعوت کند برای همین سعی می کنم خیلی بهتر از این باشم که دیگر نتوانند از نام من عبور کنند. _ قطعا خودت را که پایین تر از بازیکنان هم پستی ات در این لیست که نمی بینی؟ به هیچ عنوان... فکر نمی کنم پایین تر از اون ها باشم. به هر حال کارشناسان بازی های ما را دیده اند و آن ها می توانند بهتر نظر بدهند.
_ در کل لیست تیم ملی را مثبت می بینی؟ بله...به نظر من خیلی لیست خوبی اعلام شد. تلفیقی از باتجربه ها و با انگیزه ها. این می تواند کار ما را برای بازی در کویت راه بی اندازد. با این لیست امیدهای همه ایرانیان برای بازی با کویت بیشتر شد. _ اما از مس خیلی کم در این لیست نفر بود. درست است... ما حقمان بیشتر از این بود. به هر حال در نیم فصل دوم تیم ما بهترین تیم لیگ برتر بوده است. جهش فوق العاده ما در جدول می بایست کمی بیشتر توجه مربیان تیم ملی را به خود جلب می کرد. فکر می کنم به غیر از رحمتی جای حداقل چهار بازیکن ما در این لیست خالی بود. امیدوارم در لیست های بعدی حق ما را بیشتر بدهند. _ دور جدید تمرینات مس هم که شروع شد؟ بله ما قبل از تعطیلات عید تا 28 اسفند در دو نوبت تمرین می کنیم تا از فرم بدنی خارج نشیم و برا بازی برابر سایپا آمادگی کامل داشته باشیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 8:36 توسط سعید قرایی |
|
|
پیروزی کیمیاگران در دنیای فوتبال عصر کیمیاگری با شکست کامل کیمیاگران تمام شد. یعنی همان دورانی که تمامی شیمی دان ها با فرمول های عجیب و غریب خود به دنبال ماده ای بودند که با زدن آن به مس، این فلز را تبدیل به طلا کنند. هرچند در این بین شیمی دان ها به اکتشافات بزرگی هم رسیدند اما هیچ گاه نتوانستند مس را طلا کنند تا آروزی آن ها هیچ گاه برآورده نشود.
اما در جهان فوتبال که همانند دنیای قصه ها هر اتفاقی در آن ممکن می شود برای یکبار هم که شده یک مس که نه، یک حلب در کوتاه ترین زمانی که فکرش را کنید تبدیل به طلا شد تا آروزی کیمیاگران برای همیشه ی تاریخ به گور نرود. آن هم طلا شدن با همان عناصری که مس را تبدیل به حلب کرده بودند! حکایت تیم فوتبال مس کرمان در این فصل از لیگ برتر دقیقا شبیه داستان های فیلم هایی بود که شخصیت اصلی آن در اوج ناامیدی هوادارانش، به ناگاه تبدیل به یک قهرمان می شود. آن هم درست در لحظاتی که همه را از خود ناامید کرده است. فرهاد کاظمی به مس آمد. او 80 درصد تیم را تغییر داد و گفت با این جوانان شگفتی ساز لیگ می شویم. اما کسب هشت باخت از پانزده بازی و حذف از جام حذفی آن هم در دور اول فقط کابوسی بود برای کرمانی ها تا قهر آن ها را با ورزش محبوبشان به دنبال بیاورد. دیگر کسی در کرمان عکس مس را بر دیوار خانه اش نداشت و اگر کسی هنوز نشانه ای از این تیم را در برابر چشمانش حفظ کرده بود، به تیم فصل قبل که تا رده چهارم جدول هم صعود کرد مربوط می شد. آن ها هنوز در رویای آن تیم مقتدر که معادلات لیگ برتر فصل قبل را برهم زد بودند و هنوز با خود به توافق نرسیده بودند که آیا آن تیم هم واقعا نام مس را برخود داشت؟! کرمانی ها که هیچ راه نجاتی پیش روی خود نمی دیدیند، پس از هر باخت تیم خود آروز می کردند که ای کاش این فصل هرچه زودتر برای آن ها تمام شود و این تیم در نهایت افتخار بتواند خود را با هزار دعا و التماس در لیگ حفظ کند تا شاهکار فرهاد کاظمی در بستن تیم شاید در فصل بعد جبران شود. دیدن بازی های بازیکنان مس در سیستمی که کاظمی به زمین می فرستاد فقط شرمندگی بیشتر را از آن کرمانی ها می کرد. اما زندگی خیلی زود برای کرمانی ها شیرین شد. فرهاد کاظمی از مس اخراج شد. بوژان ویرا تا آستانه قرارداد با مس پیش آمد اما در نهایت منصرفش کردند! تا آن اتفاق رویایی برای فوتبال دوستان کرمانی رخ دهد. امیر قلعه نویی به کرمان آمد. در زمان ورود او به کرمان با توجه به بازی هایی که بازیکنان مس از خود نشان داده بودند تا یکی از بدترین خطوط حمله و دفاع لیگ را در نیم فصل اول از آن خود کنند، همه بر این عقیده بودند که قلعه نویی نیز نمی تواند برا این تیم کاری کند و برای همین است که او جرات یک روز بیشتر ماندن در کرمان پس از پایان لیگ را به خود نداده است و قراردادش را به نحوی امضا کرده است که به سرعت از کرمان دور شود. اما قلعه نویی به کرمان آمد و گفت: بازیکنان را در تمرینات دیده ام. آن ها بسیار باهوش و زیبا تمرین می کردند. اشکال آن ها را پیدا می کنم و خیلی زود آن را رفع می کنم. کسی فکر نمی کرد قلعه نویی با تغییر سیستم مس از 4.2.3.1 به 3.5.2 در واقع همان ماده ای که قرن ها کیمیاگران برای طلا کردن مس به دنبال آن می گشتند را کشف کند تا مس دور برگشت انگشت ها را به نزدیکی دهان ببرد. هنوز هم کسی باور نمی کند بازیکنان این مس همان بازیکنان دور رفت باشند. کافی است فیلم بازی جلال امیدیان، مرتضی ابراهیمی، فرزاد حسین خانی، مجید خدابنده لو، رسول نویدکیا و... را با یکدیگر مقایسه کنید تا بفهمید فرق حلب تا طلا چه اندازه است. مسی که در نیم فصل اول کاندید سقوط بود با کسب چهارده امتیاز از هفت بازی در دور برگشت حالا اختلاف خود را با صدر جدول کمتر از ده امتیاز می بیند. آن ها در دور برگشت تنها یک بار باخت را تجربه می کنند. آن هم در روزی که پس از باخت بازهم به شدت از سوی هوادارانشان به خاطر بازی هجومی و زیبا مورد تشویق قرار می گیرند. تیم های بالای جدول با یک افت محسوس مواجه شده اند. آن هم در حالی که خیز مسی ها تمامی ندارد. فصل قبل آن ها به چهار امتیازی صدر جدول هم رسیدند اما در آن فصل فاقد آن عاملی بودند که در این مقطع از آن بهره می برند و آن ثباتی است که قلعه نویی برای این تیم به ارمغان آورده است.
مس با صبا باطری و پرسپولیس در خانه بازی دارد. ضمن اینکه در مدت حضورشان در لیگ برتر همیشه گربه سیاه سپاهانی ها بوده اند. مسی ها که در کرمان به لاله های نارنجی شهرت دارند حالا که به شدت خود را از پایین جدول جدا کرده اند و این شدت آنقدر زیاد بوده است که آن ها را به بالای جدول نزدیک کرده است، این اجازه را دارند که حتی از طلا شدن به طور کامل صحبت کنند؟! قلعه نویی شاید راه کیمیاگری خود را به طور کامل آموخته باشد. از این رو بازهم به شما می گوییم در دنیای فوتبال که قصه ها حقیقت می شوند از قبل آمادگی دیدن هر اتفاقی را برای خود فراهم کنید! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:49 توسط سعید قرایی |
|
|
برق لیگ برتر را می گیرد!
دیگر لازم والیبال دوستان کرمانی لازم نیست برای دیدن بازیهای ستارگان لیگ برتر ایران راه سیرجان را طی کنند و از فصل آینده این رقابتها میتوانند بازیهای لیگ برتر را در خود شهر کرمان به نظاره بنشینند.
در سالیکه بیشتر تیمهای گروهی کرمان دوران رکود خود را طی میکردند یک تیم به تنهایی جور همهی آنرا کشید و اجازه نداد سال تلخ ورزش دوستان کرمانی تکمیل شود. تیم والیبال برق کرمان با قهرمانی در لیگ دسته اول کشور و صعود به لیگ برتر موجی از شادمانی را برای کرمانیها به همراه آورد. با تضعیف تیم والیبال گلگهر سیرجان به همت مدیران خود که عنوان دومی آسیا را نیز به ارمغان آورده بود، مسوولین تیم برق کرمان به سرعت دست به کار شدند و پس از سالها یک تیم قدرتمند ورزشی را با این نام روانهی میادین کشوری کرد و الحق که چه زیبا نتیجه گرفت. خلیل آزمون که سالها با تیم گلگهر سیرجان افتخار کسب کرده بود کاملا با جو والیبال کرمان آشنا بود. او هدایت تیم برق را برعهده گرفت تا اینبار افتخاراتش را در شهر کرمان تکرار کند. موفقیت بیچون و چرا در مرحلهی اول این تیم را به مرحلهی نیمه نهایی رساند. جاییکه شهيد ربيعي سمنان، پايانهی حمل ونقل اروميه، تراكتورسازي تبريز، دانشگاه آزاد مازندران و گاز سرخس مانعی بلند برای قهرمانی تیم کرمانی ساخته بودند. اما انگیزهی تیم کرمانی بیشتر از آن بود که در راه قهرمانی خود اجازه مشکل تراشی به این تیمها دهد و در پایان این دور نیز موفق شد با پشت سرگذاشتن تمامی این تیمها در نهایت جام قهرمانی و جواز حضور در لیگ برتر را از آن خود کند. برق در روز آخر مسابقات 3 بر 1 تراکتورسازی تبریز را گرفت تا با جشن و شادمانی به لیگ برتر رود. تنها خردهای که بر تیم آزمون میتوان گرفت تعداد بسیار کم کرمانیها این تیم است. قطعا حالا که آزمون یکسال را در کرمان پشتسر گذاشته است میداند که این شهر دست او را برای بستن یک تیم قدرتمند در اولین حضور لیگ برتری خود بازتر هم میکند. آزمون اگر جوانان کرمانی را بیشتر بیازماید راحتتر میتواند با برق یک آزمون لیگ برتری دیگر را با موفقیت پشت سربگذارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 0:14 توسط سعید قرایی |
|
|
با رای ندادن هیچ حکومتی عوض نشده است!
ورزش ایران همگام با بسیاری از کشورهای جهان سوم هنوز بدنه اصلی خود را برگرفته از دولت و حکومت خود می بیند و حضور بخش خصوصی در ورزش به خصوص در رشته های مهم و اصلی همانند فوتبال در حد بسیار کمی به چشم می خورد.
عکس این اتفاق دقیقا پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 در ورزش کشور رخ داد. حضور محمد علی آبادی به عنوان یک مهندس عمران از بدنه شهرداری بر ورزش کشور و تصمیم گیری های بعضا شتاب زده و بدور از منطق او بارها فوتبال و بسیاری از رشته های ورزشی کشور را در معرض نابودی قرار داد. فجایع تیم ملی در جام جهانی آلمان، حذف استقلال از باشگاه های آسیا، کسر شش امتیاز از پرسپولیس، داستان های هزار و یک شب انتخابات فدراسیون فوتبال و... همگی در زمانی رخ داد که محمد علی آبادی به عنوان متولی اصلی جلوگیری از این اتفاقات، نتوانست واکنش مناسبی را از خود بروز دهد. در کنار این، نبود یک مجلس قدرتمند که بتواند در بخش ورزش به خوبی مقصران اصلی این حوادث را شناسایی و توبیخ کند، سبب شد که حوادث تلخ ورزش ما متاسفانه به صورت سلسله مراتب و مکرر رخ دهد. اتفاقاتی که حتی نظیر کوچک آن در مجلس ششم و ریاست تربیت بدنی سابق به چشم هم نمی خورد. در مجلس فعلی نمایندگان بعضا با اظهار نظرهای غیر کارشناسانه خود نه تنها کمکی به پیشرفت به هر شکل که قصد داشته باشیم عملکرد ورزشی دو مجلس ششم و هفتم را مورد ارزیابی قرار دهیم به نظر می رسد مجلس هفتمی ها شکست سنگینی را در طرح های ورزشی خود خورده باشند و با ادامه ایده های این مجلس بر ورزش کشور باید منتظر اتفاقاتی به مراتب بدتر از این هم بود. جامعه ورزش کشور بسیار خوشحال است که در میان کاندیدها دکتر فدایی را می بیند که سال ها در پست ریاست هیات هندبال کرمان به طور مستقیم دست بر آتش مدیریت ورزش داشت. در روزهایی که فدایی بر کرسی ریاست هندبال کرمان می نشست نه خبر از انحلال تیم های هندبال کرمان نظیر شهرداری بود و نه از عدم اعزام تیم های کرمانی به مسابقات باشگاه های آسیا به دلیل کمبود بودجه جلوگیری می شد. در زمان او حتی یکبار تیم هندبال شهرداری کرمان در قالب تیم ملی ایران به مسابقات مقدماتی المپیک آتن اعزام شد تا قدرت هیات هندبال کرمان در زمان او به رخ کشور کشیده شود. محمد کریمی نیز در زمانی که در استانداری مشغول به کار بود همواره یکی از پشتوانه های ورزش کرمان محسوب می شد. بسیاری از امکانات ورزشی که در حال حاضر در کرمان مورد استفاده قرار می گیرند همگی برخواسته از طرح هایی بودند که در زمان ریاست کریمی در استانداری کرمان به خوبی طرح ریزی و اجرا شدند تا با سرعت فوق العاده ای نیز به اتمام برسند. به هر شکل باید امیدوار بود که اتفاقات سیاسی کشور بعد از انتخابات مجلس هشتم به گونه ای رقم بخورد که بخش هایی همانند ورزش تا سال های سال مجبور به جبران هزینه خسارت های آن نباشد. همانند داستان های متفاوتی که در دو مجلس قبل به عینه دیده بودیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 23:59 توسط سعید قرایی |
|
|
رو سیاهی اینبار برای زغال نبود
فوتسالیست دوستان کرمانی که برای اولین بار لیگ برتر کشور را تجربه میکردند سال بسیار سختی را پشتسر گذاشتند اما در نهایت با بقای تیم فوتسال صنعت زغال کرمان در لیگ برتر اشک شادی از چشمهای آنها جاری شد!
بعد از صعود مقتدرانهی تیم فوتسال صنعت زغال به لیگ برتر که در آن زمان با نام زغالسنگ و بهصورت دولتی اداره میشد، منصور حکاک مربی کرمانی و موفق این تیم در لیگ یک به شکلی ناجوانمردانه از تیم کنار گذاشته شد! تا در راستای اقتدار تیم سید مهدی ابطحی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال و فوتسال کشورمان به کرمان بیاید تا گمان بر این رود که امسال از فوتسال کرمان بیشتر باید شنید. اما کسی نمیدانست گناه مردم کرمان چیست که سیدمهدی ابطحی دوشادوش فرهاد کاظمی در تغییر گستردهی تیم و به تبع آن ساختن یک تیم به مراتب ضعیفتر از سال قبل برای فوتبال و فوتسال کرمان رقابت گذاشته بودند! پیش از فصل نیز بسیاری از کارشناسان فوتسال کرمان نسبت به نحوهی بستن تیم زغال هشدار داده بودند اما ابطحی از اختیارات خود نهایت استفاده را برد و با تیمی نه به قدرتمندی فصل قبل لیگ را آغاز کرد. گویا کار ابطحی در کرمان خیلی زود تمام شده بود و او پس از به هم ریختن این تیم دیگر کاری در کرمان نداشت که در هفتهی دوم مسابقات عطای کرمان را به لقایش بخشید و با یک دهنکجی بزرگ کرمان را ترک کرد تا بحران برای تیم تازه لیگ برتری شدهی فوتسال کرمان خیلی زود آغاز شود. این تیم روند باختهای خود را آغاز کرد تا به ته جدول بچسبد و در ادامهی خصوصی شدن این تیم و انتقال آن به شرکت صنایع زغال شاید تردیدها را برای بقای این تیم در لیگ برتر آغاز کرد. ابطحی تیم را تنها گذاشت تا رضا ادهمی جوان که کمک مربی این تیم بود هدایت زغالیها را برعهده بگیرد. اما مشکلاتی که بین او و شخص مدیرعامل باشگاه به وجود آمد سبب شد که مدت حضور او برروی نیمکت دوام زیادی نداشته باشد تا مجددا منصور حکاک به نیمکت خود برگردد. این رفتن و برگشتن حکاک برای جامعهی ورزش و بهخصوص مربیان کرمانی خیلی حرفها میتواند داشته باشد! و اینکه ما هرگز خودمان را قبول نداریم مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به هر شکل حکاک خیلی دیر به آنچه که لیاقتش را داشت رسید و بهعنوان یک مربی لیگ برتری امیدها را برای کرمانیها زنده کرد. کسب اولین امتیاز با ارزش در قم نشان داد که کرمانیها میتوانند با سری بلندتر نتایج این تیم را از حالا دنبال کنند. درخشش حسین صبوری در این تیم نیز باردیگر شروع شد تا اختلاف امتیازهای این تیم با رقیبان بالای دستش کمتر هم شود. مشکلات تیم پرسولیس خوزستان که بعدها مجددا راهآهن تهران شد و همچنین سقوط شنسای ساوه با حکم کمیتهی انضباطی به لیگ یک چند هفته پیش از پایان رقابتها لبخند را با هر نتیجهی خوب صنعت زغال بیشتر به کرمان میآورد تا در نهایت با پیروزی خوب هفتهی آخر این تیم بقای صنعت زغال در لیگ برتر مسجل شود تا رو سیاهی اینبار برای زغالیها نباشد. با باقی ماندن این تیم در لیگ و با توجه به تجربیات خوبی که حالا مدیران این تیم از کار در لیگ برتر کسب میتوان امید داشت که از سالهای آینده لیگ برتر فوتسال کشور با همهی ستارگان خود جذابتر از همیشه در کرمان برگزار شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 13:47 توسط سعید قرایی |
|
|
اپیدمی داورزنی در فوتبال کرمان برنامه نود با به تصویر کشیدن اشتباهات گاهی بچه گانه داوران فوتبال ایران، هراندازه ضرر برای آن ها داشت حداقل در یک زمینه خدمتی بزرگ به آن ها کرد و آن کاهش چشمگیر خشونت های گاهی شدید علیه داوران بود.
پس از آنکه در چند نوبت اعتراض های شدید علیه داوران در این برنامه به تصویر کشیده شد و با آماده شدن اذهان عمومی، کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هم واکنش های شدیدی را از خود نشان داد تا این رفتارها علیه داوران تا حدود زیادی کاهش یابد. داوران قدیمی تر فوتبال ما حداقل به یاد دارند که در هفته چند مورد از این اعتراض های شدید که گاهی آن ها را تا مرز سکته پیش می برد را می بایست تحمل کنند. سطح بازی هم فرق نمی کرد اما از آنجا که چشم های بیداری وجود نداشت تا خیلی از این رفتارها دیده شود، سیاه پوشان می بایست خود را برای دیدن هر رفتاری پس از زدن یک سوت آماده کنند. اتفاقی که در دسته های پایین تر و لیگ های استانی به دلیل عدم وجود همان چشم های بیدار و دوربین های تلویزیونی به راحتی هرچه تمام تر همچنان در حال رخ دادن است. در کرمان و در عرض یک هفته دو داور در مسابقه فوتبال استانی به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند تا این شهر مشتی باشد، نمونه برای یک خروار! اپیدمی داورزنی در کرمان البته سابقه و ابعاد وسیع تری هم دارد. هنوز خیلی از فوتبال دوستان ایرانی هستند که اتفاقات بازی تیم های مس و صباباطری در لیگ دسته اول سال 1382 را برای طنز هم که شده برای خود تعریف می کنند و از خنده ریسه می روند. آنجا که مدیر عامل باشگاه مس پس از آنکه یک پنالتی مسلم به نفع تیم او اعلام نشد به داخل زمین رفت و با مشت چنان بر سر آن داور کوفت که صدای آن تا چند هفته فوتبال کشور را تحت تاثیر خود قرار داده بود. این اتفاق البته همانقدر که در فوتبال کشور تکرار نشد در کرمان هم مجددا روی نداد! تا بازهم داوران به هر دلیلی گاهی خود را از زیر مشت و لگدها نجات دهند. اما دو "دوارزنی" آن هم در عرض کمتر از دو هفته در فوتبال یک استان نمی تواند اتفاقی باشد که به راحتی از آن گذر کرد. اتفاق اول برمی گردد به یکی از بازی های تیم علوم پزشکی کرمان. زمانی که کمک داور توپی را که دروازه بان از روی خط دروازه برگشت داده است را گل اعلام می کند، دروازه بان را می بیند که به سرعت به سوی او می دود. داور از همه جا بی خبر سرجای خود می ایستد تا جواب اعتراض دروازه بان را بدهد اما ناگهان مشتی از سوی دروازه بان روانه صورت کمک داور می شود تا او فرصت هیچ پاسخی را نداشته باشد! کمک داور که نقش زمین است همچنان فرصت پاسخ را از خود دریغ می بیند تا در یک صحنه کمدی بسیار تلخ! کمک داور با همان لباس داوری مجبور شود در جلوی بسیاری از افرادی که همچنان قصد صحبت با او داشتند، بدود و به مردم خیابان کنار ورزشگاه پناه ببرد تا در نهایت با آمدن پلیس جان سالم بدر ببرد!!
شاید اگر یک دوربین تلویزیونی این صحنه را ضبط می کرد و به موازات آن از تلویزیون پخش می شد حداقل این اتفاق هفته بعد مجددا در بازی تیم های الماس کویر رفسنجان و شهرداری جیرفت رخ نمی داد. در آن بازی هم اتفاقات بسیار تلخی می افتد. یکی از تیم ها به گل می رسد و در این بین اتفاقاتی رخ می دهد تا داور را مجاب کند که به یکی از بازیکنان کارت قرمز دهد. اما بازیکن که بسیار عصبانی است قبل از خروج زود هنگامش از زمین با یک مشت به داور خسته نباشید می گوید تا امنیت جانی داوران واقعا در معرض تهدید قرار بگیرد. بزن بزن در زمین فوتبال چندی قبل تر هم در یکی از بازی های تیم های پایه تیم فوتبال مس کرمان نیز رخ داده بود. شاید بهتر باشد فدراسیون فوتبال همانند بازی های کشتی تیم های فوتبال را مجاب کند که در برابر یک دوربین تلویزیونی بازی خود را انجام دهند تا با پخش این صحنه ها حداقل بازیکنانی را که بعدها قصد انجام چنین کارهایی را دارند از قبل شرمنده کند! و یا گذراندن یک دوره دفاع شخصی را برای داورانی که در دسته های پایین تر قضاوت می کنند واجب اعلام کند و قبل از تست کوپر از آن ها یک امتحان دفاع شخصی نیز بگیرد تا جان آن ها کمتر مورد تهدید قرار گیرد!! و یا در نهایت در کنار داور چهارم یک محافظ ویژه نیز استفاده شود! هرگز نمی شود ابراز امیدواری کرد که این دسته اتفاقات به خودی خود دیگر تکرار نشود مگر آنکه برنامه جدی برای حل این گونه مشکلات در نظر گرفته شود. قاضی شاه حسینی که تلاش مجدانه برای ریشه کن کردن هرگونه کج روی در فوتبال کشور را دارد بهتر است کمی سر خود را به پایین بچرخاند و به این اتفاقات در سطوح پایین تر فوتبال کشور نیز نگاهی کند. شاید قرار باشد برای ریشه کن کردن خیلی از این موارد در فوتبال کشور از همین مکان ها فعالیت آغاز شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:7 توسط سعید قرایی |
|
|
شیرینی فراز با شیرین فراز گل ها: اوچه(63) جلال امیدیان( 76) کمال کامیابی (90) یکشنبه 19 اسفند 86،هفته بیست چهارم رقابت های لیگ برتر، ورزشگاه آزادی کرمانشاه، ساعت14 ، تماشاگر: شش هزار نفر داوران: شاهین حاجی بابایی، محمد نخعی، سخاوت سلیمان نژاد اخطار: بدرو آلو جاکیته، سجاد امیری، محمد آقا محمدی، داوود احمد پور(شیرین فراز) یاشا خلیلی، فرزاد حسین خانی، مهدی کیانی، اوچه(مس) شیرین فراز: ارشاد یوسفی، مجتبی انصافی، بدرو آلوجاکیته، سجاد امیری، محمد آقا محمدی، داوود احمد پور، داریوش مکائیلی، اختیاروویچ، روح الله عطایی، مربی: اکتاویو مس کرمان: سید مهدی رحمتی، سکو فوفانا، مرتضی ابراهیمی، رسول میرطرقی، جلال امیدیان، شاهین خیری، فرزاد حسین خانی، رسول میرطرقی، یاشا خلیلی( مهدی کیانی 46)، پائولو زالدرون، اوچه ( کمال کامیابی 83) مربی: امیر قلعه نویی
مسی ها تمام تلاش خود را در تمرینات هفته گذشته قبل از هر چیز معطوف به این کرده بودند که بازی برابر شیرین فراز قطعا انجام خواهد شد و خبرهای کنار کشیدن تیم کرمانشاهی نباید آن ها را برای این بازی بی انگیزه کند.
آن ها می دانستند که با برد در این بازی می توانند شیرین فراز را تبدیل به عاملی برای فراز خود در جدول کنند و بیشترین صعود را در لیگ برتر امسال در یک هفته طی کنند و برای اولین بار یک رتبه تک رقمی را تجربه کنند. در آن سو آن ها همچنین می دانستند که اگر این بازی را واگذار کنند با توجه به باخت ناباورانه هفته قبل خود برابر نفت آبادان در کرمان بازهم به نزدیکی تیم های فانوس به دست خواهند رسید و هواداران خود را در کرمان با دلهره بسیار به استقبال سال جدید می فرستند. این عوامل بود که بازی این هفته را برای مسی ها به یک نقطه تعیین کننده تبدیل می کرد. وضعیت کرمانشاهی ها نیز که از قبل مشخص بود. تعطیلی تمرینات هفته اخیر این تیم نقطه اوج بحران در کرمانشاه بود و باخت در این بازی می توانست تیر خلاص را به این تیم خیلی زودتر از موعد شلیک کند. همین باعث شد که بازیکنان این تیم در نیمه اول با حمایت تماشاگران خود به مراتب بیشتر از مس بازی را در اختیار داشته باشند و حتی در دقیقه 34 تا آستانه باز کردن دروازه رحمتی پیش روند که تیر دروازه مانع از به ساحل امن رسیدن شاگردان آکتویو شد. مسی ها که بدون هیچ محرومی تیم کامل خود را در اختیار داشتند در نیمه اول هرگز نتوانستند بازی منظم هفته های اخیر را به نمایش بگذارند و خوش شانس بودند که بازنده به رختکن نرفتند. اما نیمه دوم حکایت دیگری داشت.
در نیمه مربیان قلعه نویی می دانست که تیم حریف به واسطه تمرینات نامنظم هفته گذشته خود به شدت با تحلیل بدنی بازیکنانش مواجه خواهد شد و با ورود کیانی مهاجم به جای خلیلی هافبک، بازی حریف را تحت تاثیر حملات تیم خود قرار داد. کرمانشاهی ها که به غیر از برد به نتیجه دیگری فکر نمی کردند علی رغم بازی برتر مسی ها همچنان به حضور بازیکنان خود در زمین مس اصرار ورزیدند تا در نهیات در پشت مدافعان این تیم فضای مورد نظر مسی ها ایجاد شود تا کار میزبان یکسره شود. گل اوچه ورق بازی را کاملا به سود مسی ها برگرداند. هواداران کرمانشاهی که طاقت خود را طاق دیدند با هو کردن بازیکنان خود تیم میهمان را به حمله بیشتر وا داشتند و مسی ها با انجام یک بازی نمایشی یک روز کاملا شاداب را پشت سر گذاشتند. گل دوم مسی ها بازیکنان شیرین فراز را بی انگیزه تر هم کرد تا با ادامه بازی احتمال به ثمر رسیدن گل بعد تیم مس بیشتر هم بشود.
بازیکنان شیرین فراز زمانی که گل سوم را هم دریافت کردند خیلی خوشحال بودند که بازی تمام شده است چراکه با ادامه روند بازی احتمال رقم خوردن یک نتیجه عجیب در ورزشگاه کرمانشاه می رفت. کرمانی ها که انتقام باخت تلخ دور رفت را از میزبان خود گرفته بودند هنوز باور نمی کنند همان تیم دور رفت باشند. آن ها که به صدر جدول بازی های دور برگشت بازگشتند با توجه به اتفاقات عجیب و غریب فوتبال ایران حتی پس از بازی به خود این اجازه را دادند که صحبت از صدر جدول هم بکنند!! اگر آن ها همین روند را ادامه دهند چه بسا شگفتی را در لیگ برتر ایران به اوج خود برسانند. مسی ها فصل قبل هم تا رده سوم لیگ برتر صعود کرده بودند که ظاهرا نشان دادند دلتنگ آن رتبه رویایی شده اند.
گل ها: دقیقه 63:رسول از آن پاس های نویدکیایی انداخت تا تمامی مدافعان شیرین فراز از جریان بازی حذف شوند. اوچه تک به تک شد و با بغل پایی نرم کرمانشاهی ها را ناامید کرد. دقیقه 76: جلال امیدیان ستاره بودنش را در دور برگشت بازی های لیگ برتر باردیگر به رخ کشید. بهترین بازیکن این روزهای مس با یک ضربه آزا دیدنی از پشت محوطه جریمه یوسفی دروازه او را برای بار دوم فرو ریخت. دقیقه 90: کمال کامیابی مهاجم جوان مسی ها تنها 5 دقیقه از تعویضش نمی گذشت که با یک حرکت انفرادی زیبا تمامی مدافعان پیش روی خود را جا گذاشت تا با گل تکنیکی خود هواداران مس را به آسمان ببرد. اتفاق ویژه: اکتاویو کجا بود؟! در حالی که مربی برزیلی تیم شیرین فراز هیچ مشکلی برای نشستن بر روی نیمکت نداشت، خود را به روی سکوها تبعید کرده بود تا به چیزی اعتراض کند. احتمالا تعطیلی تمرینات هفته های اخیر این تیم دلیل اصلی اعتراض او بوده است. او فقط بین دو نیمه به رختکن تیم خود رفت و مجددا به روی سکو بازگشت. این اقدام او البته با اعتراض هواداران این تیم هم مواجه شد.
بازیکن برتر: جلال امیدیان انتخاب بازیکن برتر از بین بازیکنان مس مشکل ترین کار ممکن است. در نیمه دوم تمامی بازیکنان مس از ضعف شیرین فراز نهایت استفاده را کردند و خود را تا حد یک ستاره در زمین درخشان نشان دادند. اما جلال امیدیان در این تیم همچنان چیز دیگری است. بازیکن اصفهانی مس از زمانی که پست خود را عوض کرد تبدیل به محبوب ترین چهره کرمان شده است. او در این بازی با یک گل زیبا هرکار که دوست داشت انجام داد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:56 توسط سعید قرایی |
|
|
فریادهای بلند برای ترس از انگیزه شیرین فراز
صحبت از بازی مس برابر نفت دل بازیکنان تیم کرمانی را همچنان می لرزاند. آن ها که یک روند فوق العاده را در نیم فصل دوم آغاز کرده بودند، در روزی که اصلا شایستگی باخت را نداشتند بازی را واگذار کردند تا از نظر روحی دچار مشکل شوند. آن ها وقتی موقعیت هایی که از دست دادند را نیز مرور می کنند بیشتر هم دچار مشکل می شوند. امیر قلعه نویی خیلی تلاش می کند به بازیکنانش روحیه دهد اما در این شرایط یک نفر نیاز است که به خود او آرامش دهد! شرایط به گونه ای پیش می رفت که قلعه نویی حتی جمع کردن وسایل خود را برای بازگشت به تهران و گرفتن سکان هدایت تیم ملی آغاز کرده بود. اما وقتی او هم همزمان با تمامی ملت ایران از شنیدن نام علی دایی برای تیم ملی شوکه شد، بهم ریخته تر هم به نظر می رسد. هرچند او لبخند می زند و سعی می کند برای تیم ملی آروزی موفقیت کند، اما تشخیص لبخندهای تلخ و ظاهری قلعه نویی در این شرایط روحی او اصلا کار سختی نیست. شاید اگر افشین قطبی امروز پسوند مربی تیم ملی داشت، امیر قلعه نویی راحت تر با این قضیه کنار می آمد اما رسیدن علی دایی به نیمکت تیم ملی و جانشینی قلعه نویی در این پست کمی برای مربی مس سنگین می نماید.
این شرایط تاثیر خود را در تمرینات مس به خوبی نشان می دهد. برخلاف تمرینات قبل از بازی با نفت که بازیکنان مس در یک شرایط بسیار شاداب و پر سر و صدا تمرینات خود را انجام می دادند در روزهای اخیر کسی حوصله حرف زدن و خندیدن نداشت و سکوت تمرینات گاهی فقط با فریادهای خشمگینانه قلعه نویی پاره می شد! در این شرایط اظهارات مدیر عامل باشگاه شیرین فراز در برخی از سایت ها و روزنامه ها نیز کافی بود تا انگیزه تمرین برای بازیکنان مس کمتر هم شود. بعد از آن که فرمان کریمی اعلام کرد شیرین فراز دیگر در لیگ برتر بازی نخواهد کرد و تمرینات این تیم هم تعطیل شده است، بازیکنان مس که حریف این هفته کرمانشاهی ها در لیگ برتر هستند با این خیال که بازی نکرده، سه امتیاز دیگر خواهند گرفت در تمرینات شرکت می کنند و این کاهش مضاعف انگیزه های بازیکنان مس، به شدت کادر فنی تیم را نگران کرده است. امیر قلعه نویی که دوست ندارد با دومین باخت پیاپی هرچه در دور برگشت رشته است، پنبه شود بازیکنان را در ابتدای تمرینات دیروز دور هم جمع کرد و بیشتر از حد معمول برای آن ها سخن راند تا انگیزه را به چمع بازیکنانش برگرداند. حرف های قلعه نویی در ابتدا بر فراموشی شکست برابر نفت تاکید داشت و سپس به نکته اصلی خود که همان بازی برابر شیرین فراز بود رسید. مربی مسی ها معتقد بود این تیم برای سقوط نکردن، در دور برگشت دست به هر جنگ روانی خواهد زد تا حریفانش را همانند شما بی انگیزه کند. اگر به همین طریق تمرین کنید قطعا باب میل آن ها رفتار کرده اید و چوب آن را در کرمانشاه خواهید خورد! قلعه نویی حتی برای بازیکنانش مثال سال گذشته استقلال اهواز را می زند و می گوید: سال قبل هم استقلال اهواز برای اینکه بتواند پرسپولیس را بی انگیزه کند از همین حربه استفاده کرد و گفت از لیگ کنار می کشد. اما همه دیدند که اهوازی ها برابر پرسپولیس پرانگیزه تر از همیشه بازی کردند و این تیم را شکست دادند. مطمئن باشید آن ها در شهر خودشان حداقل از لیگ کنار نمی کشند و این هفته برابر شما بازی خواهند کرد. اختلاف امتیاز ما آنقدر زیاد نیست که از پایین جدول خیالمان راحت باشد و اگر این بازی را جدی نگیرید حتم بدانید تا آخر فصل دچار مشکل خواهید بود.
قلعه نویی خیلی نگران است. حق هم دارد او دوست ندارد با از دست دادن نیمکت تیم ملی، با تیم خود دومین شکست متوالی را نیز از تیم های پایین جدول بپذیرد تا روزهای آخر سال برای او به تلخی هرچه بیشتر تمام شود. در کنار او حمید نیک نفس هم مضطرب این قضیه است. او بعد از این قضیا سعی می کند در کنار قلعه نویی بازیکنانش را به جدی بودن هرچه بیشتر در تمرینات راغب کند. او می گوید: برای اینکه بازیکنان ما باور کنند که بازی برابر شیرین فراز حتما برگزار می شود، شاید پیش از موعد به این شهر سفر کردیم! این بازی برای ما خیلی حیاتی است و باخت در آن فاصله ما را با تیم های سقوط کننده به 5 امتیاز می رساند. شیرین فراز هم تیمی نیست که ما به خودمان اجازه دهیم آن ها را ضعیف قلمداد کنیم. آن ها در دور رفت ما را در کرمان شکست دادند و فکر می کنم همه این دلایل بازیکنان ما را قانع کرده باشد که در این بازی با انگیزه مضاعف به زمین بروند. من به بازیکنان تیم خودمان گفته ام که از این بازی نکردن کرمانشاهی ها بیشتر بترسند تا با آن ها بازی نشده باشد! به خاطر همین اگر در تمرینات کم کاری صورت بگیرد به شدت برخورد می کنیم.
بعید به نظر می رسد که کرمانی ها در کرمانشاه به زمنی بروند و بدون بازی با سه امتیاز به کرمان بازگردند. حداقل مردم این شهر این اجازه را به کرمانی ها نخواهند داد. بازیکنان مس هم به طور حتم می دانند شکست در این بازی می تواند وضعیت آن ها را با اوج گیری پگاه و نفت حتی اسف بار تر از دور رفت کند. و در نهایت همان اتفاقی هم رخ داد که انتظار می رفت....فرمان کریمی رسما اعلام کرد که بازی مس و شیرین فراز برگزار می شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:39 توسط سعید قرایی |
|
|
شما دعوا کنید؛کتکش را مردم می خورند! خیلی سخت است که یک بعداز ظهر جمعه در خانه بمانی پیچ تلویزیون را بچرخانی تا فوتبال تیم محبوبت را تماشا کنی اما در روز روشن صدا و سیما حق طبیعی تو را در به تصویر کشیدن آن بازی بخورد و روز جمعه را کاملا برای تو تلخ کند!
این اتفاق خیلی راحت جمعه گذشته در کرمان رخ داد و هزاران کرمانی در حالی که بارها کانال های تلویزیونی خود را جابجا کردند، نتوانستند بازی تیم های مس و نفت را مستقیم تماشا کنند. آن هم در حالی که کرمانی ها سال هاست به خود می بالند که دارای شبکه استانی شده اند (البته اگر چای بالیدنی بگذارد!) و این شبکه توجه خاصی مثلا به ورزش و به خصوص تیم فوتبال مس نیز دارد. مردم کرمان وقتی این توجهات را بیشتر هم دیدند که بازی های مس رفسنجان نیز به طور مستقیم پخش می شد و بازی های مس کرمان در شهرهای دیگر اگر از شبکه استانی آن ها پخش می شد، در شبکه استانی کرمان نیز برروی آنتن می رفت. اما کرمانی ها هرگز باور نمی کردند که روز قرار است بازی تیم آن ها در شهر خودشان برگزار شود و تلویزیون کرمان برخلاف رسم معمول این بازی را پخش نکند. شایعاتی در شهر بود مبنی بر اینکه باشگاه مس باید برای پخش بازی های خود از تلویزیون مبلغ هنگفتی را به صدا و سیما بپردازد. با توجه به استقبال مردم از بازی های مس، کسی گمان نمی کرد تلویزیون به خاطر مردم و علاقه آن ها حاضر باشد که به خاطر پول بازی های مس را پخش کند و جلب رضایت مخاطب، برای این شبکه از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما با اتفاقاتی که در روز جمعه افتاد کمی نظرها نسبت به صدا و سیمای کرمان بدبینانه شد! در ابتدا مسوولین صدا و سیما که در ورزشگاه حاضر بودند بیان کردند که به خاطر اربعین این بازی پخش نشده است! اما وقتی متوجه شدند که شبکه سه در شب اربعین بازی بارسلونا و والنسیا را مستقیم پخش کرده است به دنبال علت دیگری گشتند و آماده نبودن دستگاه " اس ان جی" که ماهواره های مخصوص پخش زنده این بازی را فراهم می کند عنوان کردند. اما در شهر شایعات به گونه ای دیگر مطرح می شود و مردم اعتقاد دارند دعوای مدیران صدا وسیما و باشگاه مس سبب شده است که مشکلات فنی بهانه ای شود برای کتک خوردن مردم پای تلویزیون! یوسف آبادی سرپرست تیم مس هرگونه مشکل را بین صدا و سیما و باشگاه مس را رد می کند و در عین حال حرف های جالبی می زند. او می گوید: بعد از بازی با ملوان چند تن از افراد دست اندرکار پخش تلویزیونی بازی های ما به من رجوع کردند و گفتند برای ما چند بلیط هواپیما به مقصد تهران تهیه کنید! اینکه آیا ما مسوول بلیط صدا و سیمایی ها نیز هستیم یا نه خودش جای بحث دارد! با این حال من به آن ها گفتم که شما به فرودگاه نزد نماینده ما بروید و بلیط تهیه کنید اما آن ها با حالتی طلبکارانه گفتند که باید پول بلیط ها را به ما بدهید! که ما هرگز پولی در اختیار آن ها قرار نگذاشتیم و این باعث شد که آن ها از دست ما دلخور شوند! تنها اختلاف ما در هفته گذشته همین مسئله بوده است که من امیدوارم به خاطر این جریان هزاران کرمانی چوبش را نخورده باشند. ما برخلاف رسم معمول همه گونه امکاناتی را در اختیار بچه های صدا و سیما گذاشته بودیم و امیدوارم چند بلیط هواپیما باعث این مشکل نشده باشد. در عین حال مسوولین صدا و سیما نیز همچنان مشکلات فنی را علت عدم پخش مستقیم این بازی عنوان کرده بوند. مشکلاتی که امیدواریم در بازی های بعدی مس حداقل در کرمان دیگر وجود نداشته باشد تا کرمانی ها همین که به کوچکترین حق خود می رسند بسیار شادمانی کنند!
در این زمینه صدا و سیمای کرمان طی بهانه ای جدید اعلام کرده است که موقعیت ورزشگاه جدید کرمان امکان پخش مستقیم بازی ها را می گیرد و شاید بازی های کرمان دیگر هیچ زمان پخش مستقیم نشود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:34 توسط سعید قرایی |
|
|
معامله با شیطان؟!
ماجراهای عجیب و غریب بازی مس و نفت و آن بقچه مجهول حسن هوری را که قبلا برایتان تعریف کرده بودم...امروز قصد کردم جزییات بیشتری از این قضیه در اختیار شما قرار بدهم...هرچند طبیعی و معقول آن است که به این قضایا اصلا توجهی نشود اما خب... بررسی بیشتر موضوع خالی از لطف نیست.
قضیه بازی مس و نفت واقعا جالب بود. شاید در همان دید اول این قضیه یک خرافات محض جلوه کند اما اگر بدانیم که پای دعا نویسان از چند صباح کمی بیشتر است! که به فوتبال ما باز شده است کمی خشممان بیشتر می شود. تسبیح آبی علی دایی را که فراموش نکرده اید؟ همان که گفتند طلسم شکن بدشانسی های سایپا بود. نمونه واضح تر برای دعا نویسی می خواهید؟ ذهن شما را متبادر می کنیم به لیگ 83-84 که یکی از همین مربیان فعلی نفت، برروی نیمکت سایپا می نشست و در آن فصل نتایج به واقع فوق العاده ای می گرفت. در بازی سایپا و پگاه گیلان در رشت، در یک صحنه ممبینی داور آن بازی به سود رشتی ها اعلام پنالتی می کند.
او روی نقطه می ایستد و در حالی که رشتی ها شادمانی می کنند ناگهان جهت دست ممبینی تغییر می کند و خطای پگاهی ها را اعلام می کند!! ممبینی در توضیح آن صحنه می گوید هنوز نمی دانم چرا این اتفاق افتاد. پنالتی سایپایی ها صد در صد درست بود و من آن را اعلام کرده بودم و هنوز نمی دانم چرا به یکباره نظرم عوض شد انگار هیپنوتیزم شده باشم! این عجیب ترین رویداد ماورالطبیعه فوتبال ایران بود که خیلی هم سر و صدا کرد و باعث محرومیت چندین ماهه ممبینی شد. این قضیه حتی در تاریخ 28 بهمن 1385 در روزنامه گل از طریق م.ت که کرمانی ها حتما او را از این پس بیشتر هم خواهند شناخت تایید هم شده بود! پیگیری ها و تعقیب، جستجوگران را به خانه شخصی به نام الف-الف کشاند و شایعات به حدی قوت گرفت که گفته می شد م.ت برای این شخص با باشگاه خودش قرارداد مالی خوبی هم بسته است. باشگاه انکار کرد و مربی وقتی دید بازیکنان تیمش از وجود اتفاقات غیر طبیعی در تیمشان با روزنامه نگاران صحبت می کنند ناچار شد در آن روزنامه اعتراف کند دوستی دارد به نام الف.الف که به اصطلاح نفسش حق است و برای موفقیت تیم دعا می نویسد ولی نه قراردادی بسته است و نه جادوگر است. اما کسانی که از نزدیک رابطه این دو را می دیدند بعید می دانستند که قضیه فقط به دعا نویسی ختم شود و به الف.الف فقط حق نفس داده شود! جالب است بدانید یک جوان ریاضت کشیده دیگر هم در تهران وجود ارد که دعاهایش برای تیم ها کارگر می افتد. این جوان، طلسم و جادو نمی کند فقط تیم ها را به نذر کردن وا می دارد. اما در رابطه با الف.الف گفته می شود که او به علم سحر و جادو تسلط کافی دارد و اتفاقات بازی را می تواند با تخصص خاص خود پیش بینی کند. پیروان مکتب بودا که اصول ریاضت و ذن و مکاشفه را در معابد آموخته اند و به مراحل تمرکز آگاهی کافی دارند وجود چنین افرادی را نفی نمی کنندولی می گویند چنین کاری مداخله در نظام طبیعت است و معامله با شیطان تلقی می شود و به نوعی کفر محسوب می شود. و کسی که جادو می کند و از آن نفع می برد گناه کبیره مرتکب شده است. در قرآن و در سوره بقره هم به وجود جادوگران اشاره شده است. ظاهرا کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هم باید دست به کار شود و برای استفاده از جادو و جنبل جریمه سنگین در نظر بگیرد! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:50 توسط سعید قرایی |
|
|
حرف آخر استاد آخرین باری که او را سرپا دیدم کنار استخر دانشکده تربیت بدنی کرمان بود. تیم شنای نونهالان کرمان زیر نظر جواد پذیرفته خود را آماده می کرد که به مسابقات کشوری برود. بزرگتر ها وقتی دیدند که او از در وارد شد به احترامش از جا بلند شدند اما کوچکترها نمی دانستند که این مو سپید کرده کیست که ظهر جمعه برای دیدن تمرین آن ها به این استخر آمده است.
او را می شناختم وقتی نزدیکش شدم به من گفت: اگر می خواهی حرف آخر را بزنم هنوز زود آمده ای! لبخندی زدم و او را در آغوش کشیدم و در گوشش گفتم: هیچ وقت، هیچ کس دوست ندارد شما حرف آخر را بزنید. این پیرمرد با لبخندهای جادویی اش کسی نبود جز محمود مستقیمی. همان کس که کوچکترها بدون آنکه هنوز بدانند او کسیت دورش حلقه زدند و او از خاطرات کودکی جواد پذیرفته برای آن ها گفت. همان زمانی که مربی فعلی این بچه ها با حدود شش سال سن زیر دست او آموزش شنا می دید تا او هم جزو بسیار کسانی باشد که از طریق همین آموزش ها درهای تیم ملی را برروی خود، در رشته خود باز ببیند. مستقیمی با بچه ها گفت و خندید. وقتی به او گفتم که شما را به خانه برسانم در آن ظهر گرم گفت: نه... می خواهم به زمین چمن استانداری بروم...تیم فوتبال نونهالان کرمان در آنجا تمرین دارد. گفتم: هوا گرم است بگذارید بعدا. گفت: وقت تنگ است شاید حرف آخر را همین امروز زدم! جای خالی او در این مکان ها دقیقا از وقتی حس شد که او دیگر پای آمدن نداشت. بچه هایی که دیگر او را ندیدند، چشمانشان به کنار زمین، به جای خالی او خشک ماند، او در بستر بود، اما روحش هنوز در میان بچه ها برای آن ها خاطره می گفت تا قدر امکاناتشان را بدانند که برای ورزش ذره ای از سختی های دوران او را نمی کشند. و چه لذتی داشت شنیدن آن همه قهرمانی ها از زبان او که به دست او بعد از آن همه مصیبت برای یک شیرجه زدن در آب یا پیدا کردن و یا ساختن یک توپ فوتبال و یا یک میز پینگ و پنگ در کرمان، به دست می آمد. اگر غیر از قهرمان اصلی داستان کسی راوی این ماجرا می شد حتما با خودت می گفتی چه بزرگ نمایی ملموسی. اما او که درد آن همه سختی را کشیده بود چنان آن را بیان می کرد که تا مغز استخوان سختی کار او را می چشیدی. اما او دیگر نیست... و ما هرچه قدر آن ها را بیان کنیم دقیقا نقش همان نقال روایت های او را بازی می کنیم که تو در نهایت می گویی عجب بزرگ نمایی ملموسی.... او از آخرین افراد باقی مانده از نسل طلایی دانش سرای تربیت بدنی تهران بود. نسلی که در آن دکتر اکرامی، حمید شیرزادگان، همایون بهزادی، پرویز دهداری، دکتر امیر مسعود برومند، امیر عراقی و عباس حجری در آن قرار داشتند. و مستقیمی چقدر احساس دلتنگی می کرد وقتی این نام ها را یکبار دیگر در ذهن خودش مرور می کرد. در کرمان فقط یک نفر بود که در چند رشته ورزشی عناوین مختلف کسب کرد. در فوتبال، در والیبال، در بسکتبال، در پینگ پنگ، در تنیس خاکی، در دوچرخه سواری. مستقیمی در همه آن ها شرکت کرده بود و در همه آن ها نیز صاحب مقام بود تا امروز ویترین افتخاراتش را برایمان به یادگار بگذارد. اما او همیشه بزرگترین افتخاراتش را وقتی می دانست که مدیر کل تربیت بدنی کرمان شده بود و ریاست تربیت بدنی آموزشگاه های کرمان و تربیت بدنی دانشگاه های این شهر را برعهده داشت. اوج افتخار او به عقیده خودش زمانی بود که می دید شاگردان و ورزشکاران زیر دست او با دست پر از مسابقات مختلف بازمی گشتند. از ورزشکاران 10 سال قبل سوال کنید، امکان ندارد که مستقیمی را نشناسند و از آن ها بپرسید بیشتر از خود آن ها در زمان کسب مدال چه کسی شادمانی می کرد.
سال 82 با او مصاحبه ای داشتم که هیچگاه چاپ نشد. از او علت افول فوتبال کرمان را پرسیدم. گفت: ریشه فوتبال ما سوخت. فوتبال کرمان وقتی فوتبال بود که ما پیراهن تیم کلنی را بر تن می کردیم و این پیراهن برای ما حکم لباس تیم ملی را داشت. ولی الان تا پول نگیرند لباس هم به تن نمی کنند. بازی های ما در زمین خاکی کجا که همیشه ما را با تن خونی از زمین خارج می کرد فوتبال امروز کجا.... او گفت: قدر پیشکسوتان را نمی دانند... زمانی می خواهند از ما استفاده کنند که ناممان در مسجد صاحب الزمان برروی یک تیکه سنگ نوشته شده باشد. این درد است. بیشتر از آنکه ما ضرر کنیم افراد مشغول به کار هستند که تجربه ما را چراغ راه خود نمی کنند. او هم به طور حتم می دانست که چراغ آن ها آنقدر نور دارد که دیده های تاریک طلب ما را می زند و به خاطر همین است که هرگز دوست نداریم حتی به آن ها نگاه کنیم تا مبادا چشممان به روی خیلی حقیقت ها روشن شود. پیرمرد دوست داشتنی ورزش کرمان چشم ما بود... حیف که چشممان را خیلی زود بستیم. وقتی به عادت معمول از او پرسیدم استاد حرف آخرت چیست؟ لبخندی زد که دل هرکسی را می لرزاند... او گفت حرف آخر را الان نمی زنند زمانی که می میرند می زنند. و او این گونه حرف آخرش را برای ما تشریح کرد. هرچند که هنوز گوش های ما راه نشنیدن را به خوبی طی می کند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:13 توسط سعید قرایی |
|
|
بازهم تقوی و بازهم جادوگری؟!
قبل از شروع بازي، حسن هوري گلر صنعت نفت يك كيسه كوچك را بين دستكشهايش پنهان كرده بود. دوروبرش را نگاه كرد و سپس پريد سمت دروازه. در حالي كه بازيكنان مشغول گرم كردن خودشان بودند و طرفداران مشغول تشويق، هوري بقچه مذكور را رو كرد وآن را دوروبر دروازه قل داد. اين حركت را اعضاي كادر فني مس كرمان ديدند. قبل از بازي يك فرد ناشناس با مربي اين تيم تماس گرفته بود و ميگفت، نفتيها يك دستگاه جادوگر اجاره كردهاند!
كسي اين قضيه را جدي نگرفت تا اينكه آن حركت از هوري مشاهده شد. نخعي يكي از اعضاي كادر فني مس كرمان ميخندد و ميگويد: «به ما گفتندكه دروازه را طلسم كردهاند، ولي باورمان نميشد.» كيسه مورد نظر در دو نيمه، بين دو دروازه چرخيد و ناگهان ناپديد شد. راوي ميگويد، يكي از توپ جمعكنها كه چشمش زياد ميجنبيد در نيمه دوم به صورت مستتر خود را به دروازه نفت رساند و بقچه مورد نظر را ربود. مربي مس ميگويد: «بعد از بازي هوري يقه تداركاتچي ما را چسبيد كه شما بقچه را كش رفتهايد.» البته هوري براي رد گمكني ابتدا گفت دستكشش را كش رفتهاند. وقتي تداركاتچي مس به او گفت، دستكش كه دستش است با خنده جواب داد:«يك جفت دستكش ديگر هم آورده بودم!» خلاصه براي آنكه ماجرا خيلي پيچيده نشود، هوري بيخيال شد و به رختكن نفت رفت. جالب اينكه كرمانيها عقيده دارند مرور اتفاقات بازي نشان ميدهد كه ديروز يك نيروي عجيب و غريب نميگذاشت توپ به درون دروازه نفت برود و تنها مرتضي ابراهيمي، مدافع مس كه با نظر قلعهنويي در نيمهدوم در خط حمله بازي كرد، به تنها سه موقعيت صددرصد گل را هدر داد! راوي ادامه ميدهد:«اگر آرش برهاني هم بود حداقل دو موقعيت را گل ميكرد!» اين موقعيتها به قدري عجيب از دست رفت كه امير قلعهنويي هم در كنفرانس مطبوعاتي بگويد:«واقعا عجيب و غريب بود...» طوسي، سرمربي نفت، زماني كه با چنين سوالي روبهرو شد آرام گفت:«من حرفي ندارم.» او در توضيح حركات ماورالطبيعه گلر تيمش هم چيزي نگفت:«برويد از خود هوري بپرسيد. من كه از اين كارها نكردم!» طوسي در حالي داشت اين حرفها را ميزد كه در همان حال بار ديگر حسن هوري مشاهده شد كه دوباره از تداركاتچي مس ميپرسيد:«داداش حالا واقعا دستكش ما را نديدي!» این را داشته باشید اگر لازم شد در این زمینه بیشتر هم خواهیم نوشت. اگر این بقچه همانند جعبه سیاه یک هواپیما باز شود قطعا حرف های جالبی را بیان خواهد کرد! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 13:16 توسط سعید قرایی |
|
|
این سیستم منسوخ؛ ملس برای فوتبال درون مرزی! وقتی در یک بحث فنی فوتبال، نام قلعه نویی به میان می آید اولین چیزی که ذهن را به خود مشغول می کند 3.5.2 است! سیستمی که سال هاست در فوتبال روز دنیا منسوخ شده است و استفاده از آن در یک تیم اروپایی برای هوادارن فوتبال دوستش قطعا بعد از خنده موجی از اعتراض ها را به دنبال خواهد داشت! اما امیر قلعه نویی با استفاده از این سیستم در فوتبال ایران، ثابت کرد که تاریخ مصرف خیلی چیزها در فوتبال ایران عمری چند برابر مصرف واقعی خود دارند. او اگر چه با این سیستم در تیم ملی بدترین بازی های فوتبال ایران را در جام ملت های آسیا مالزی نشان داد، اما با همین سیستم بود که سال ها استقلال تهران را مدعی لیگ برتر ایران نگه داشت و در نهایت لیگ حرفه ای پنجم را هم به سود تیم خود فتح کرد. زمانی که قلعه نویی به مس آمد در همان اولین تمرینی که با تیم کرمانی انجام داد، مشخص شد که سیستم قلعه نویی همچنان همان 3.5.2 منسوخ شده است و او هنوز معتقد است که با این شیوه می تواند در فوتبال ایران به موفقیت برسد. کافی بود در همان زمان تمرینات با بازیکنان مس صحبت کنی تا موج شادی آن ها را از این تغییر سیستم دریابی! آن ها خیلی خوشحال بودند که دیگر قرار نیست با سیستم پیچیده ای که فرهاد کاظمی آن ها را به زمین می فرستاد بازی کنند. در 4.2.3.1 کاظمی، مرتضی ابراهیمی، سکوفوفانا، جلال امیدیان و حمید غنی زاده در خط دفاع بازی می کردند. امیدیان در چپ و غنی زاده در راست همواره دستور داشتند که جلو بکشند و همواره هم در زمان ضد حملات حریف، قدرت بازگشت به زمین خودی را نداشتند تا با جا ماندن آن ها، سکوفوفانا مجبور شود برای دفع توپ، به کناره ها متمایل شود و در نهایت با خالی ماندن مرکز خط دفاع مس این تیم یکی از بدترین خط دفاع های لیگ برتر را در نیم فصل اول به خود اختصاص دهد. کاظمی در آن زمان ایراد گل های خورده تیم خود را متوجه دو بازیکنی که جلوی خط دفاع بازی می کردند می دانست یعنی فرزاد حسین خانی و حمید رجبی. او معتقد بود این دو هافبک دفاعی تیم او هرگز پشت مدافعان کناری را که جلو کشده بودند پوشش نمی دهند و به همین خاطر او بیشتر از مدافعانش با این دو درگیر بود. پشت زالدرون که به عنوان تک مهاجم مس بازی می کرد، علی مولایی، رسول نویدکیا و مهدی کیانی بازی می کردند و این گونه 4.2.3.1 کاظمی در هر بازی بدتر از قبل نتیجه می گرفت و پافشاری کاظمی بر استفاده از آن مس را به پایین جدول نزدیک تر می کرد. در همان زمان هم منتقدین تیم کاظمی به او می گفتند که نفرات او قابلیت اجرای آن چیزهایی که در ذهن کاظمی بود را نداشتند. مربی مس نیز که گویی همه را در کرمان دشمن خود می دانست هر هفته سیستم تیم خود را پیچیده تر می کرد تا جایی که بازیکنان تیم او حتی در پای تخته نیز متوجه نشوند مربی از آن ها چه می خواهد، چه رسد به درون زمین!
زمانی که کاظمی اخراج شد، حتی مهدی محمدی که به طور موقت جای او را برروی نیمکت مس گرفته بود، می دانست اولین کار تغییر سیستم تیم است و ساده کردن بازی بازیکنان تیمش در زمین، که با 4.4.2 کردن سیستم تیم خود توانست دو امتیاز حساس را از مقاومت سپاسی و سپاهان اصفهان بگیرد. تا اینکه قلعه نویی با 3.5.2 همیشگی خود به مس کرمان آمد. آن ها که طرفدار فوتبال مدرن بودند خیلی زود به قلعه نویی خرده گرفتند اما مربی مس با آرامش لبخند می زد و می گفت صبر کنید. وقتی تمامی آن مهره های ملال آور نیم فصل اول نظیر امیدیان، مرتضی ابراهیمی، نویدکیا و... در سیستم منسوخ شده قلعه نویی در حد ستاره بازی می کنند، به نوعی که مس را تبدیل به یکی از بهترین های دور برگشت کردند، به این نتیجه می رسیم که بازی در این سیستم برای بازیکنان ایرانی، گویی با یک سرنگ بسیار قوی به آن ها تزریق شده است و برای آن ها حکم ملس را پیدا کرده است! شاید آن روزی هم که قلعه نویی مربی تیم ملی شد و در اولین صحبت های خود از " فوتبال ایرانی" صحبت کرد، مظور او همین 3.5.2 ساده بوده است که در لیگ ایران معجزه می کند، همانند همان کاری که با مس کرد و این تیم را تبدیل به طلای دور برگشت کرد! اما او قطعا در جام ملت ها فهمید که فوتبال ایرانی فقط در مرزهای ایرانی کاربرد دارد و او هرگز با این سیستم نمی تواند فراتر از این مرزها موفقیتی کسب کند. او اگر باردیگر هدایت تیم ملی را داشته باشد به طور قطع به این نکته توجه بیشتری خواهد کرد. اما سوال مهم در این مقطع این است که چرا این سیستم منسوخ باید همچنان در فوتبال ایران یکی از راهکارهای موفقیت باشد؟ شاید مربیان ما همانند کاظمی با شلوغ کردن تخته و کشیدن خطوطی که در نهایت حکم یک تارعنکبوت را برای اسیر کردن بازیکنان خودی دارد، باعث گیج شدن فوتبالیست های ایرانی در سیستم هایی غیر از این می شوند و شاید هم واقعا بازیکنان ایرانی برای بالا بردن سطح تاکتیکی خود جدا از تکنیک غنی خود، سطح معینی دارند که هرگز از آن فراتر نمی روند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:55 توسط سعید قرایی |
|
|
این مطلب برداشته شده از وبلاگ استاد عزیز آقای مازیار ناظمی است که شما همه با ایشون آشنا هستید. به هر حال راه یافتن به وبلاگ ایشون افتخار بزرگی برای بچه های کرمان بود که جاداشت برای خود ما ثبت بشه ( اگه تونستین من رو پیدا کنید!!):
رفتم به کرمان عزیز ! در جمع بچه های با صفای ورزشی نویس این شهر بودم ....راستش کلی ذوق کردم از دیدن این همه سرمایه و جوان علاقمند ... به تکثر رسانه ها اعتقاد جدی دارم و خوشحالم که همشهریها ،دختر و پسر در رشته های مختلف ورزشی دست به قلم هستند و به رغم همه مشکلات رویدادهای ورزشی را پوشش می دهند .به عنوان مسئول امور استانهای انجمن ورزشی نویسان کشور انتخابات کمیته ورزشی نویسان را که زیر نظر خانه مطبوعات فعالیت می کند ، برگزار کردم و خوشحالم که جمع فعال و خوبی به خانواده انجمن اضافه شد .امیدوارم که بتونیم با آموزش و ارتباط موثر سطح کیفی کار را هم بالا ببریم .انشاالله |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:27 توسط سعید قرایی |
|
|
یک پرونده با چند متهم مجهول
وقتی که اولین تیم مس در لیگ برتر توسط نادر دست نشان بسته می شد، او می گفت مهاجمی را به تیم آورده است که بازی متفاوت او چشم همه شما را می گیرد. و در روزهایی که ما بابک حاتمی را به دلیل مصدومیت در اختیار نداریم او تبدیل به بهترین گلزن ما خواهد شد.
این مشخصات دست نشان برای علی مولایی بود. او به مس آمد اما با وجود مصدومیت حاتمی، صابر میرقربانی آنقدر آماده بود که خیلی زود خود را تبدیل به ستاره تیم کند تا مولایی مجبور شود پشت سر او قرار بگیرد. در آن فصل مولایی خیلی کم به بازی آمد تا اینکه زلزله کاظمی در مس شروع شد. مربی جدید مس در فصل بعد هرچه مهاجم داشت از میرقربانی گرفته تا آلوز و حاتمی از تیم کنار گذاشت و کمترین جذب نفر را نیز در خط حمله انجام داد تا ناخودآگاه مولایی به ترکیب ثابت تیم برسد. مولایی از این وضعیت خیلی خوشحال بود و بارها در تمجید از فرهاد کاظمی مصاحبه کرد و از اینکه به خاطر اعتماد به او مهاجم دیگری را جذب نکرده است کاظمی را بهترین مربی خود می دانست. بازی های انفرادی و زیبای مولایی، او را تبدیل به مهره محبوب مسی ها کرده بود و با اینکه این مهاجم در امر گلزنی خیلی موفق نبود اما آنقدر در کرمان محبوب شده بود که هواداران تیم مس پرچم بزرگ پیراهن او درست کرده بودند و در هر بازی مس با فریادهای "مولایی به به تو!" شاید او را برای انجام بازی انفرادی بیشتر تشویق می کردند. همین امر باعث شده بود که کاظمی در حرف های غیر رسمی خود اعلام کند " این بچه برای عرب ها فوتبال بازی می کند نه برای ما" در روزهای بد مس مولایی همچنان مهره ثابت مس در خط حمله بود. هرچند او به همراه کیانی و زالدرون هیچگاه نتوانستند خط حمله هماهنگی را برای مس درست کنند، اما همچنان پیراهن مولایی بود که بر بالای سر هواداران مس قرار داشت. در همان روزهایی که زمزمه های اختلاف کاظمی و مولایی به گوش می رسید، مربی مس اخراج شد تا همه چیز برای درخشش مجدد مهاجم خوزستانی مس آماده شود. شماره ده مس در حال پشت سر گذاشتن دوره مصدومیتش بود و به شدت بدنسازی می کرد تا در نیم فصل دوم بازهم توجهات را به خود جلب کند، که به گونه ای دیگر او به صدر اخبار رسید.... "علی مولایی به دلیل مصدومیت محروم شد!" این خبر زمانی که در کرمان منتشر شد بیشتر از آن که کرمانی ها را از مولایی ناراحت کند همه نگاه های خصمانه را به سوی فرهاد کاظمی برد! در آن زمان منفورترین چهره ورزشی در کرمان مربی اخراجی مس محسوب می شد. همه با توجه به دوپینگی شدن مهره های قبلی این مربی، نقش او را در مشکل مولایی زیاد می دانستند و در کرمان رسانه ها با این دستمایه دور جدیدی از حملات را علیه کاظمی شروع کردند. اما آمدن قلعه نویی به مس و در ادامه نتایج خوب این تیم و سکوت دنباله دار مولایی سبب شد خیلی زود غیبت او از یاد برود. تا اینکه سرانجام مولایی سکوت را شکست و تقریبا همان زمزمه هایی که میان هواداران مس ردوبدل می شد را این بار از طریق رسمی اعلام کرد. در کرمان رضا سلطانی مربی بدنساز مس در دوره کاظمی صاحب یک باشگاه بدنسازی است و معمولا باشگاه های بدنسازی کانون اصلی شناخت و فروش مواد نیروزاست! این بود که حتی ذهن مردم کرمان را هم متبادر او نیز می کرد که با صحبت های علی مولایی، این قضیه در بین مردم قطعیت بیشتری هم پیدا کرده است. بهترین مربی مولایی به زعم خودش، اکنون تبدیل به عامل اصلی نابودی فوتبال او شده است بازهم به زعم خودش! و این نکته نباید به راحتی فراموش شود. در اینکه مردم کرمان نمی توانند بازی مولایی را به علت دوپینگ ببینند شکی نیست و این مسئله نیز غیر قابل کتمان است که خود او مقصر اصلی این ماجراست. اما قطعا در این میان بوده اند عوامل دیگری که این ضرر را به باشگاه و مردم کرمان وارد کرده اند. نمی توان از حرف های مولایی به سادگی گذشت همانطور که افکار عمومی نیز در همان ایام به روشن شدن چهره تمامی عوامل این ماجرا خیلی علاقه داشت. در گذشته نیز ما شاهد دوپینگ بازیکنان خودمان بوده ایم اما هیچ زمان به این روشنی عوامل مجهول داخل این پرونده ها روشن نشده بود و این یک فرصت استثنایی برای فوتبال کشور است که حداقل برخی از عوامل ورود این پدیده شوم را درون خود جستجو کند. از حرف های مولایی به سادگی گذر نکنیم که در این صورت خیلی راحت فرصت مبارزه با این جریانات سیاه را در آینده از دست دادایم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:10 توسط سعید قرایی |
|
|
یک نفر دوپینگ می کند صد نفر محکوم می شوند!! مصاحبه علی مولایی با روزنامه دنیا فوتبال اتفاقات جالبی را رقم زده است. ابتدا این مصاحبه و بعد از آن واکنش های مربوط به آن را در این وبلاگ بخوانید. مصاحبه پرسرو صدای مولایی با غزاله زند به این ترتیب است: علی مولایی و افشاگری های پس از دوپینگ به من گفتند تزریق کن...این یک دستور است! - محروميتت به كجا كشيد؟ در دومين جلسهاي كه رفتم كميته انضباطي همهچيز را گفتم تا شايد محروميتم كم شود و حالا منتظر پيگيريهاي آقاي شريف و شاهحسيني هستم تا شايد اتفاق جديدي رخ بدهد
-چه اظهاراتي در كميته انضباطي داشتي ؟ در جلسه اول كه رفتم چون به يكسري چيزها پايبند هستم و نميخواستم پاي باشگاه يا مربياي كه نام من را در فوتبال مطرح كرده بودند به جريان باز شود، پس به دروغ گفتم مقصر خودم هستم و دو سال محروم شدم، چون خيليها به من گفتند از كسي نام نبر، كارت را درست ميكنيم ولي وقتي كار از كار گذشت، همه فراموش كردند كه علي مولايي كي بود و حتي يك زنگ هم به من نزدند. با وجود اينكه در حق همه مردانگي كردم و پيش خودم فكر كردم حالا كه آبروي خودم ريخته، ديگر بقيه را زير سوال نبرم ولي همهچيز داشت به ضررم تمام ميشد پس مجبور شدم راستش را به كميته انضباطي بگويم -خب چه گفتي؟ به من گفتند در 18ماه گذشته هرچي تزريق داشتي به ما بگو كه من هم گفتم، حتي اگر يك آمپول سرماخوردگي هم زدم زير نظر پزشك تيم بود كه گفتم و آنها هم جواب دادند پزشك تيم ما فيزيوتراپ است و اصلا حق تزريق نداشته -اين تزريقها با دستور چه كسي انجام ميشد هفتهاي يكبار به علاوه شب بازيها از طريق سرم، يك تقويتي به من ميزدند كه «دستوري» بود و اگر ميگفتم نميزنم، جواب ميدادند وسايلت را جمع كن و برو خانه، حتي در اين بين بحث آقاي «س» و پودرهاي مكمل را هم مطرح كردم كه فكر نميكنم ربطي به افزايش توان داشته باشــــد - چرا در جلسه اول همهچيز را به گردن گرفتي؟ وقتي به كميته انضباطي احضار شدم به من گفتند برو بگو خودت پودر خوردي ما پشتت هستيم ولي وقتي دو سال محروم شدم، فهميدم اشتباه كردهام - قبل از فصل هم چيزي مصرف ميكردي؟ چند تا آمپول در اردوي تركيه به من زدند كه حتي باعث اعتراض من هم شد اما يكي گفت آب مقطر است و يكي گفت ويتامين، مربيان هم ميگفتند بحث رواني دارد كه همان جا كمي شك كردم چون حرفها يكي نبود، در همان اردو به شش نفر زدند كه يكي از آنها من بودم و وقتي در تركيه گفتم مرا معاف كنيد، گفتند دستور سرمربي است و بايد بزني، خب من هم براي بازي كردن و براي اينكه سرمربي مشكلي با من پيدا نكند، قبول كردم كما اينكه كسي هم با من مشكل نداشت - تو با سرمربي مشكل داشتي؟ زماني كه ايشان آمد من كاري به كارش نداشتم برعكس خيليها كه مدام دوروبرش بودند. فكر ميكنم اگر اصرار آقاي نيكنفس و قرارداد يكساله نبود، اصلا براي امسال هم در ليست فروش قرار ميگرفتم! به خدا هميشه خوب بودم و بيشتر از مدافعان كناري ميدويدم ولي در پايان بازي فحش ميخوردم، البته من هيچ وقت با سرمربي مشكل نداشتم ولي او از من خوشش نميآمد و اگر هم بازي ميكردم مجبور بود چون كس ديگري را نداشت. بارها هم گفته بود كه اگر يك بازيكن نصف من داشت، قطعا نيمكتنشين ميشدم - در جلسه كميته انضباطي اين موضوع كه اگر اعتراف كني، عاملان ماجرا محروم ميشوند، مطرح شد؟ آنها گفتند يكسري چيزها ميدانيم، البته مستقيم نامي از سرمربي تيم ما نبردند ولي از بازيكنان ديگري كه زمان ايشان محروم شدند، حرف زدند. من حتي قرار بود به اردوي تيم ملي بيايم كه گفتند آزمايش دوپينگم مثبت است. در همان جلسه كميته انضباطي مسئولان اعلام كردند ميلاد ميداوودي و مهرزاد معدنچي هم صددرصد دوپينگي هستند كه البته چون خودم جواب آزمايش را به چشم نديدم به كسي تهمت نميزنم. يك ليست ديگر هم بود كه بازيكنان بزرگي در آن حضور داشتند ولي فقط من و آقاي كمايي اعلام شديم - شب بازي مس- صباباتري هم تزريق داشتي؟ مثل هميشه دكتر تيم با يك سرم آمد و كارش را كرد. روز بازي هم آزمايش دادم ولي اصلا فكر نميكردم چنين اتفاقي رخ بدهد اما بعد از اعلام شدن نتيجه، شايعات زيادي مطرح شد مثل اينكه دكتر حميداوي، پزشك فولاد كه با ما اردو داشته به من آمپول زد درحاليكه دغاغله شاهد اين حرف كذب بود تا من را مقصر جلوه بدهند! جالب اينكه عدهاي از بچههاي تيم هم رفتند و به دكتر شريف گفتند من هورمون اسب زدم درحاليكه اصلا چنين دارويي در خونم نبود. - مثل اينكه حسابي زيرآبت را زدند؟ عدهاي تا دو تا بازي آقاي محمدي سرمربي تيم بودند، فكر كردند تا ابد اينطور ميماند و براي تثبيت موقعيت خودشان زيرآب من را زدند. اعضاي كادرفني هم كه دوست داشتند سرمربي را تبرئه كنند، گفتند علي مولايي فساد اخلاقي داشته و اهميتي هم به من ندادند و اگر آقاي قلعهنويي نميآمد مس، شايد تا الان دارم ميزدند. - حالا كميته انضباطي اقدام جديدي انجام داده؟ تا الان آقاي سرمربي و پزشك تيم را به جلسه احضار كردهاند كه نرفتهاند، بدنساز گفته آمريكاست و نميتواند برود، سرمربي هم نرفته تا وقتي هم كه آنها نروند من مقصر هستم و بايد تحمل كنم. به هر حال صورت مساله اين است كه نمونه علي مولايي مثبت است و اگر در خواب هم بهش آمپول زده باشند بايد دو سال بيرون گود بماند
- يعني هيچ شانسي نداري؟ قول دادند درست كنند ولي فكر نميكنم اتفاق خاصي رخ بدهد، يكي كه آمريكاست و سرمربي سابق هم كه حاضر نيست در جلسه شركت كند تا توضيح بدهد. در مصاحبهها هم مدام ميگويد علي پسر خوبي است و تعجب كردم اين كار را كرده در حالي كه خودشان به خوبي ميدانند اين مشكل از من نبوده، البته نميتوانم بگويم ايشان مقصر هستند چون هنوز چيزي ثابت نشده - پزشك تيم چه ميگويد؟ پزشك مس چون فيزيوتراپ بوده حق تزريق كردن نداشته و خودش متهم است، البته او گفته هيچوقت داروهاي دوپينگي به من تزريق نكرده ولي به خدا خودم هم كاري نكردم. - حرف اين است كه عاملان اين ماجرا مادامالعمر محروم شوند؟ حتي اگر اين حكم را بدهند، اتفاقي نميافتد، چون او ميتواند از روي سكو به تيم كمك كند و پولش را بگيرد، به خدا من به اين مسائل فكر نميكنم و تا امروز هم سعي كردم حرمت همه را نگهدارم، ميتوانيد از آقاي شاهحسيني هم بپرسيد كه چقدر به همه وفادار بودم ولي هيچكس در حقم لطف نكرد - چرا آنقدر وفادار بودي؟ به هر حال سرمربي تيم با اينكه از من خوشش نميآمد ولي در اين مدت به من بازي داد و بايد حرمت ايشان را نگه ميداشتم ولي همه اينها عليه خودم جبههگيري كردند و گفتند اشتباه از جانب خودم بوده، در حالي كه همه شاهد هستند به اجبار سرم ميزدم، چون دستور بود. به خدا معرفت را در حق آقايان تمام كردم و حتي حاضر بودم دو سال محروميت هم بكشم تا فقط آبروي خودم برود. ولي خب آنها خوب رفتار نكردند تا همه چيز را به كميته انضباطي بگويم. همان موقع كه حكم، تازه اعلام شده بود، آقاي فردوسيپور صدبار به رحمتي زنگ زد و گفت به علي بگو بيايد مصاحبه كند ولي من دوست نداشتم به كسي توهين شود و حتي پايشان ايستادم اما همه آنها برعكس رفتار كردند. زدند زير قولشان ولي با اين حال باز هم دلم نميخواهد به كسي توهين كنم. _ آخرين اقدامي كه انجام دادند، چه بود؟ من رفتم به آقاي كفاشيان هم گفتم كه خبر نداشتم چه جوري دوپينگي شدهام كه ايشان كاملا در جريان بودند و فقط گفتند يك نامه درخواست بنويسم بعد از آن آقاي قلعهنويي تماس گرفتند و جريان را توضيح دادند و گفتند من به درد تيم ميخورم. همين مساله باعث شد رئيس فدراسيون با آقاي شريف تماس بگيرند تا پرونده به جريان بيفتد و ايشان پيگير كار من هستند تا ببينيم چه پيش ميآيد كه خودم چندان اميدوار نيستم، چون كساني كه متهم هستند، حاضر نيستند در جلسه حاضر شوند _ رفتار باشگاه در اين مدت با تو چطور بود؟ به جز آقاي نيكنفس بقيه رفتار خوبي نداشتند و انگار دزد گرفته بودند. به خدا اگر از چند تيم پيشنهاد نداشتم كسي تحويلم نميگرفت. فقط شانس آوردم آقاي قلعهنويي آمد كرمان وگرنه معلوم نبود چه آخر و عاقبتي پيشرو داشتم. _ حالا اگر قراردادت تمام شود در مس ميماني؟ پايان فصل كه قراردادم تمام شود، يك ثانيه هم اينجا نميمانم و به باشگاه ديگري ميروم. _ ميتواني جدا شوي؟ اگر در دوپينگ مقصر باشم كه مجبورم هر وقت محروميتم تمام شد، ششماه براي مس بازي كنم ولي اگر اين مساله ثابت نشود، بدون مشكل، آخرفصل به تيم ديگري ميروم البته از حق نگذرم كه تا الان پولم را دادهاند ولي پاداشها را نميدهند و به مردم ميگويند چون محروم هستم، پولم را نميدهند. كسي يادش نيست كه زماني همه اين آدمها ميگفتند من بهترين هستم. _ حالا چه كار ميكني؟ فعلا كه با مس تمرين ميكنم ولي بيشتر از نظر روحي اذيت ميشوم، چون تمرين بدون بازي فايدهاي ندارد و در منزل باشم راحتترم. _راستي قرار بود قبل از اين اتفاقات به الاهلي بروي؟ قرار بود اين اتفاق رخ بدهد و براي چهارماه 600هزار دلار دريافت كنم كه 200 هزار تايش به حساب يك شركت در امارات ريخته ميشد و 400هزارتايش براي من و مس بود ولي مديران گفتند تيم اوضاع خوبي ندارد و در خطر سقوط است و رضايتنامه ندادند كه بعد از آن ميلاد به جاي من رفت. مولایی از من خواست او را به آسمان ببرم!
و حالا واکنش دکتر مداحی در وبلاگ ما. مصاحبه علی مولایی با دنیای فوتبال و افشاگری های او، از ان دسته اتفاقاتی بود که شهر را به هم ریخت! روز گذشته در کرمان دقیقا همین اتفاق افتاده بود و در باشگاه مس همه به دنبال پیگیری حرف های او بودند که ظاهرا برای او بار حقوقی نیز به دنبال داشته است و کسانی که نام آن ها در مصاحبه علی مولایی از زبان او و در مسئله دوپینگ او مطرح شده است، به باشگاه مس پیغام فرستاده اند که به زودی در دادگستری علیه مولایی و اتهامات او شکایت خواهند کرد. یکی از کسانی که مستقیما مورد اتهام مولایی قرار گرفته است، مهدی مداحی پزشک این تیم بود. تقریبا شب قبل از تمام بازی های مس، مداحی به اردوگاه بازیکنان می رود و به آن ها سرم تزریق می کند. این اتفاقی است که مداحی حتی در حضور خبرنگاران نیز انجام داده است و آن را تکذیب نمی کند. مداحی که از حرف های مولایی به شدت جا خورده است به محضی که نام او به میان می آید همانند انبار باروت منفجر می شود!
_ آقای مداحی حرف های علی مولایی.....! بگذارید همین اول یک نکته را بیان کنم. معمولا کسانی که در حال غرق شدن هستند به همه چیز چنگ می اندازند و سعی می کنند همه را با خود غرق کنند. حرف های مولایی در اوج ناجوانمردی بیان شد...
_ چرا برای بیان نشدن این حرف ها به کمیته انضباطی نرفتید؟ برای اینکه اصلا از من دعوت نشده بود! مولایی دروغ می گوید که از من دعوت کردند و من نرفتم. همین الان هم حاظرم به کمیته انضباطی بروم و با دلیل و مدرک پزشکی حرف های او را تکذیب کنم. اصلا اگر دعوت هم نکنند خودم می روم و جواب تهمت های او را می دهم.
_ اما شما به دستور مربی با زور به او دارو تزریق کرده بودید و حتی او را تهدید کرده بودید که اگر آن ها را مصرف نکند از تیم اخراج می شود؟! این دیگر از آن حرف های خنده دار مولایی است. چرا ما باید بین آن همه بازیکن به او چیزی را به زور تزریق کنیم؟ اگر این قضیه تنها به او مربوط نمی شده است شما فکر می کنید رحمتی و ابراهیمی و میرطرقی و... حاضر می شوند دارویی را زورکی به آن ها تزریق کنند؟ اینکه کاظمی به من دارویی را داده باشد که به بازیکنان تزریق کنم هم کذب محض است. من تمامی داروها را مطابق تجربه و کلاس های ضد دوپینگی که رفته بودم و با تشخیص خودم به آن ها تزریق کردم کاظمی هیچ نقشی در این بین نداشت.
_ شما که فیزیوتراپ هستید و طبق گفته کمیته انضباطی نمی توانستید چیزی را تجویز کنید؟ این گفته احتمالا از خود مولایی است نه کمیته انضباطی. همین الان با دکتر نوروزی که فیزویوتراپ است و پزشک تیم ملی و استقلال هم بوده است تماس بگیرید و ببیند آیا او هم چیزی را تجویز می کرده است یا نه؟! ما دوره های آموزشی خاص خود را چه در دانشگاه و چه بعد از آن پشت سر گذاشته ایم. ضمن اینکه داروهایی که ما به بازیکنان تجویز می کردیم داروهای ناشناخته ای نبودند که تخصص خیلی بالا بخواهند. ما فقط ویتامین هایی که مطابق آیین نامه های انضباطی مجاز است را به بازیکنان تزریق می کردیم. این خیلی اتفاق معمولی در جهان فوتبال است که بازیکنان یکسری برنامه های ویتامینی خاص را قبل از هر بازی مصرف می کنند.
_ اما شما در ترکیه به علی مولایی دارویی را تزریق کرده بودید که برای او خیلی مجهول بوده است؟ خوشبختانه علی مولایی در حرف هایش از این حقیقت نگذشته است که ما به شش نفر دیگر هم این دارو را تزریق کرده بودیم. با این حساب آن ها نیز باید دوپینگی باشند اما نمونه آزمایش آن ها که زالدرون هم جزوی از آن ها بوده است منفی درآمد. ما فقط آن دارو را به مولایی تزریق نکرده بودیم. همان موقع هم به او گفتم که این دارویی است برای تقویت ماهیچه های او و هیچ نکته مجهولی در آن نبود. من نمونه آن را با خودم به کمیته انضباطی می برم.
_ واقعا فرهاد کاظمی به شما دارویی را برای تزریق به بازیکنان تجویز نمی کرد؟ اگر منظور شما این است که کاظمی باعث دوپینگ مولایی شده است من به شما می گویم نه. نمی دانم مولایی وقتی این حرف هارا می زد می توانست شب راحت بخوابد یا نه؟! همه بازیکنان در تمرینات شاهد بودند که کاظمی چقدر به آن ها بابت دوپینگ هشدار می داد و حتی برای آن ها پیش از فصل کلاس آموزشی ضد دویپنگ گذاشت. مربی که می خواهد بازیکنانش ناخواسته دوپینگ کنند، هیچ وقت برای آن ها کلاس مبارزه با آن را نمی گذارد!
_ با این حساب شما از دوپینگ علی مولایی کاملا بی اطلاع بودید؟ ما که پلیس نیستیم بازیکنان را 24 ساعت تحت نظر خودمان داشته باشم. مولایی شب قبل از بازی با صباباطری در هتل امیر تهران به اطاق یکی از پزشکان تیم های سابق خود رفت که با تیم خود در آن هتل اقامت داشتند. او همیشه این پزشک را برای من مثال می زد و می گفت که داروهایی به او تزریق می کرده است که او را به آسمان می برده است!! و از من می خواست که از آن ها به او تزریق کنم. اما من به او گفتم که داروی درخواستی او جزو لیست داروهای مجاز نیست! او می توانسته است هر زمان که خودش بخواهد دست به این اقدام بزند.
_ شما هم از مولایی شکایت قضایی می کنید؟ به هر حال او تهمت زده است و باید این اتهام ها را ثابت کند و اگر نتواند باید جواب آن ها را بدهد. او با آبروی خیلی ها با این مصاحبه بازی کرده است.
مدیر مسی ها مولایی را دعوا کرد! نیک نفس: مولایی دروغ می گوید
حمید نیک نفس مدیر عامل باشگاه مس نیز از حرف های مولایی بسیار عصبانی است. وقتی با او تماس می گیریم خودش می گوید الان با مولایی در حال صحبت بوده است و با او دعوایی سخت کرده است! نیک نفس که تنها کسی بود که در مصاحبه مولایی از او تمجید شد، معتقد است کار برای بخشش مولایی سخت شده است و شاید با این حساب محرومیت او چند برابر شود!
_ آقای نیک نفس...شما تنها کسی بودید که علی مولایی در کرمان از او تعریف کرد. تا چه حد حرف های او را تایید می کنید؟ حرف هایی که مولایی زده است کاملا از روی بچه گی بوده است. خود او هم خیلی زود متوجه این قضیه شد و حتی گفت مصاحبه را تکذیب می کنم! که به او گفتم کار از کار گذشته است و حالا باید منتظر اتفاقات بدی برای خود باشد.
_ چطور...؟ تا الان چند نفر از کسانی که اسمشان در مصاحبه مولایی مطرح شده است با من تماس گرفته اند که علیه مولایی شکایت قضایی خواهند کرد. من گمان می کنم مولایی با این مصاحبه فقط کار بازگشت خودش به فوتبال را سخت تر کرد. مطمئنم کمیته انضباطی هم مثل سابق با این وضعیت نمی تواند به او کمک زیادی کند.
_ به هر حال وضعیت بدی برای او پیش آمده بود و او می بایست حرف هایش را بیان کند. شکی در این نیست. اما به جای خود. مطرح کردن این مسائل در رسانه ها یعنی زدن اتهام به دیگران. مولایی زمانی می بایست این ها را مطرح کند که همان موقع ادله خود را هم مطرح کند. نه اینکه فقط در رسانه ها بقیه را با اسم متهم کند.
_ شما چرا پاداش های او را پرداخت نمی کردید؟ واقعا از مولایی انتظار نداشتم. در زمانی که او در بدترین شرایط روحی بود ما همه کار برای او کردیم. متاسفانه مولایی دروغ می گوید. او پاداش بازی هفته قبل را هم حتی دریافت کرد درصورتی که در هیچ جای دنیا به بازیکن محروم پاداش تعلق نمی گیرد.
_ شما که از نزدیک در کنار تیم بودید، ندیدید که کاظمی دستور تزریق چیزی را بدهد؟ من چنین چیزی ندیدم. گمان نمی کنم کاظمی هم آنقدر با مولایی مشکل داشته باشد که فقط به او داروی نیرو زا تزریق کند. خیلی از بازیکنان ما تست دوپینگ داده بودند با این حساب نتیجه آن ها نیز می بایست مثبت شود. بازهم می گویم مولایی بچگی کرده است.
_ بهر حال مولایی در تیم شما دوپینگ کرده بود و این نمی تواند به باشگاه شما بی ارتباط باشد. مولایی مدت زیادی با یکی از بازیکنان مشکوک ما هم اطاق بود! ما این بازیکن را سال گذشته از تیم کنار گذاشتیم چراکه مطمئن بودیم او دوپینگی بوده است. هیچ کس مولایی را مجبور به دوپینگ نکرده بود و این تنها جواب من برای این سوال است.
_ با این وضعیت تکلیف مولایی در تیم مس چه می شود؟ ما بدون مولایی هیچ کمبودی را حس نکردیم. شما دیدید که این مهاجم فقط سه گل را برای ما زده بود. ما منتظر بازگشت او بودیم اما با وضعیتی که خودش درست کرد دیگر برای بازگشت اوخیلی راغب نیستیم. ضمن اینکه جسته و گریخته به ما اعلام می شد که او در طول بازی ها در خدمت تیم نبوده است. با این حال صبر می کنیم تا ببنیم وضعیت چطور می شود تا بعد برای او تصمیم گیری کنیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:0 توسط سعید قرایی |
|
|
فوتبال ایرانی قلعه نویی یا بین المللی قطبی؟! جام جهانی با تلخ ترین شکل ممکن برای ایرانی ها تمام شده است. خیلی ها با کشاندن برانکو به گوشه رینگ و زدن ضربات پیاپی به او، کار مربیان خارجی را در ایران تمام شده می دانند. همه منتظر آن تحول اساسی در فوتبال ملی ایران هستند که ناگهان امیر قلعه نویی که استقلال را قهرمان لیگ برتر ایران کرده بود به عنوان سرمربی معرفی می شود.
اولین میکروفن در برابر دهان قلعه نویی قرار می گیرد و او می گوید: "با نمایش یک فوتبال ایرانی مجددا اقتدار را به فوتبال کشور برمیگردانیم" او از چیزی صحبت می کند که شاید خود او هم تعریف درستی از آن ندارد "فوتبال ایرانی" اما در ادامه و در درون زمین او مفهوم این اسم را برای همه تعریف می کند. قلعه نویی درست در روزهایی که سیستم 3.5.2 در فوتبال دنیا یک سیستم کاملا منسوخ شده می نماید، برروی استفاده از آن تاکید می کند و در فوتبال درون مرزی با استفاه از آن به موفقیت هم می رسد. او استقلال را سال ها با این سیستم در بالای جدول لیگ برتر ایران نگه داشت و در نهایت قهرمانی را هم با آن دشت کرد. او وقتی هدایت تیم مس را هم برعهده گرفت در همان اولین تمرینات پایبندی به اعتقادات فنی خود را به رخ کشید و همچنان همان سیستم قدیمی را برای تیم خود بر می گزید. کافی است یک مربی در سطخ اول فوتبال جهان دست به استفاده از چنین سیستمی بزند تا هنوز تیم او وارد زمین نشده با آماج انتقادات مواجه شود. اما در فوتبال ایرانی که قلعه نویی آن را تعریف کرد شرایط به طور کلی متفاوت است. او با این سیستم منسوخ، وضعیت رویایی استقلال را رقم زد و زمانی که با همین سیستم به مس می آید نشان می دهد کمیاگری را هم خیلی خوب بلد است و این تیم را در چهار بازی به هشت امتیاز می رساند تا از مس در دور برگشت یک طلا بسازد. اما جام ملت های مالزی که بازهم یک دوران بسیار تلخ را برای فوتبال ما به یادگار گذاشت به طور حتم تجربه های خوبی را برای قلعه نویی به یادگار گذاشته است. او فهمید که با فوتبال ایرانی فقط می تواند داخل مرزهای ایران نتیجه بگیرد و فراتر از آن برای گرفتن نتیجه با این سبک به شدت مشکل دارد. قلعه نویی می تواند همچنان بازی تیم خود را در جام ملت ها به خصوص برابر کره جنوبی فوق العاده بداند و همچنان به آن افتخار کند، اما او هم در خلوت خود با جریان آب حرکت خواهد کرد و به نحوه بازی تیم خود ایرادات جدی خواهد گرفت. اینکه چرا یک سیستم منسوخ باید همچنان خاکشیر تیم های فوتبال ایران در داخل خود ایران باشد و از طریق آن نتایج خوب خود را کسب کند، علت های گوناگون دارد اما این خاکشیر هیچ گاه نمی تواند در سطح بین المللی وضعیت خوبی را رقم بزند. قلعه نویی اگر سرمربی تیم ملی باشد قطعا از فوتبالی که او ایرانی می خواندش گذر خواهد کرد و باید به دنبال تعابیر جدید با تعاریف جدیدتر باشد. در مقابل قلعه نویی افشین قطبی زمانی که مربی پرسپولیس می شود دست برروی نکته جدید می گذارد "فوتبال بین المللی". قطبی برآمده از فوتبال روز دنیاست. کسی که سال ها با برترین مربیان دنیا کار کرده است و قطعا این اسم را بی جهت بیان نکرده است و تعاریف خاص خود را برای آن دارد. هرچند شانس فطبی نسبت به قلعه نویی برای نشان دادن تعاریف خود در تیم ملی بسیار کمتر است اما شاید آن چیزی که فوتبال ما به آن نیاز داشته باشد، بیشتر از آنکه در تعریف قلعه نویی با فوتبال ایرانی باشد، بتوان آن را در فوتبال بین المللی قطبی که با پرسپولیس در بسیاری از نقاط فصل نشان داد، پیدا کرد. همان فوتبالی که در زمان بلازویچ و دنیزلی هم از تیم های آن ها دیده بودیم. فوتبالی منطبق با فوتبال روز دنیا که اجرای آن برای بازیکنان فوتبال ما در بسیاری از مقاطع به خصوص بازی های بسیار حساس آنقدر سخت می شود که آن ها را کاملا ناتوان سازد! تا تیم های این مربیان همیشه در نقطه اوج خود شکست بخورند. بازی با فوتبال ایرانی مطابق ذائقه بازیکنان فوتبال ماست. همانطور زمانی که سیستم تیم مس به 3.5.2 تغییر کرد، موجی از شادمانی در تمرینات این تیم به وجود آمد و تا در ادامه خیلی از بازیکنان این تیم با این سیستم در حد فوق العاده تغییر کنند. اما تجربه ثابت کرده است در عرصه ملی نیز با این فوتبال نمی توان موفقیتی کسب کرد و اگر با همان فوتبال بین المللی و روز دنیا شکست بخوریم حداقل چند سال بعد می توانیم نتیجه آن را ببینیم. همانطور که برانکو نتیجه تیم بلاژ را در مقدماتی جام جهانی دور بعد نشان داد و همانوط که پرسپولیس نتیجه تفکرات دنیزلی را به طور قطع در آینده ای نزدیک خواهد دید. گمان می کنیم فوتبال ایرانی قلعه نویی حداقل در این زمینه مغلوب فوتبال بین المللی قطبی باشد! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:43 توسط سعید قرایی |
|
|
پنج کرمانی برای جهانی کردن هندبال ایران
تیم ملی هندبال کشورمان در حالی خود را به مرحله نیمه نهایی مسابقات جام ملتهای آسیا در اصفهان رساند که کرمانیها به واسطهی تمامی اتفاقاتی که سال گذشته بر تیم هندبال شهرداری گذشت اصلا از این رشتهی ورزشی خاطرات خوشی ندارند. اما موفقیت تیم ملی در برابر رقبای آسیایی خود و در نهایت کسب جواز صعود به جامجهانی كرواسي میتواند تا حدودی چهرهی این رشتهی ورزشی در کرمان را نزد هوادارانش بهتر کند.
تیم ملی کشورمان در این رقابتها پنج چهره خود را از تیمهای کرمانی میبیند. بر روی نیمکت این تیم محسن اخگر بهعنوان یکی از کمک مربیان کلیموف نشسته است. سرمربی موفق تیم هندبال شهرداری که به واسطهی جریانات حاشیهای، یک فصل کابوس بار را با تيم خود پشتسر میگذارد، با موفقیت تیم ملی میتواند تا حدود زیادی با این خاطرات تلخ فاصله بگیرد. اخگر با تیم خود در این فصل که در آستانهی انحلال نیز قرار دارد فارغ از همهی اتفاقات حاشیهای نتایج خوبی را کسب کرده است و کسب افتخار آنهم در کسوت مربیگری تیم ملی میتواند کارنامهی او را تکمیل کند. البته حضور اخگر در کنار تیم ملی همراه با اما و اگر های فراوانی بوده است. او به دلیل مشکلات شخصی از تمرینات تیم ملی جدا شده است و به گفتهی خود او، شاید بدشانسی او در این روزها به اوج خودش برسد و این مشکلات غیره منتظره حتی مانع حضور او برروی نیمکت تیم ملی شود. اخگر میگوید: سعی میکنم این مشکلات را برطرف کنم، اگر موفق شوم که به سرعت خود را به اصفهان میرسانم اما اگر نتوانم از پس مشکلات شخصی برآیم برای رفتن به اصفهان خجالت میکشم چراکه مازاد بر مرخصیام، از تیم ملی دور بودم و در این مواقع خودم را تنبیه میکنم و دیگر به اصفهان نمیروم. هرچند رییس فدراسیون شب قبل با من تماس گرفت و گفت در مرحله نیمه نهایی به تیم ملحق شوم اما دوست ندارم اینگونه در تیم ملی حاضر باشم. به هر شکل امیدوارم شرایط به گونهای رقم بخورد که بتوانم در کنار تیم باشم اما اگر نبودم برای تمامی بازیکنان آرزوی موفقیت میکنم و اگر کمکی نیز از دستم بر بیاید حتما انجام خواهم داد.
از تیم شهرداری سه بازیکن پیراهن تیم ملی را بر تن خواهند کرد. فرید علیمرادی، مسعود ظهرابی و حجت راه شناس.علیمرادی سالهاست مرد شمارهی یک تیم ملی ما محسوب میشود. بهترین بازیکن هندبال ایران در سال گذشته هرچند در بازیهای باشگاهی خود گاهی فرود را هم تجربه میکند اما در بازیهای ملی او همواره یکی از عوامل اصلی موفقیت ایران بوده است. پسر خوب هندبال ایران در دورهی قبل همین بازیها بهعنوان بهترین ضد حملهگیر آسیا معرفی شد و به گفتهی سرمربی تیم ملی یکی از ارکان اصلی موفقیت ایران در این بازیها نیز محسوب میشود که در سه بازی اخیر تیم ملی نیز هرگاه در دروازه بود عملکرد مثبتی داشت. مسعود ظهرابی دیگر کرمانی تیم ملی هندبال، یکی از تمام ناشدنیهای هندبال ایران است. کاپیتان تیم شهرداری که سالهاست در تیم ملی میدرخشد اگر مصدوم نبود شاید امروز از بوندس لیگاي آلمان راهی تمرینات تیم ملی میشد. به هر حال بدون شک او نیز یکی از مهرههای کلیدی کلیموف برای تیم ملی محسوب میشود و با توجه به تمرینات خوب اخگر با او در کرمان نتیجه آن را در اصفهان به بهترین شکل نشان داد و اوج بازی او در برابر کویت را همه دیدند. حجت راه شناس دیگر بازیکن شهرداری است که با تیم ملی خواهد بود. او که به تازگی به جمع کرمانیها اضافه شده است مافوق تصور بازی کرده است و به نظر میرسد این مسابقات محلی باشد که حالا حالاها از او بیشتر بشنویم. خط زن تیم شهرداری در بازی برابر کویت در لحظاتی که به زمین آمد اثر خود را خیلی زیبا نشان داد. از جمع نفرات شهرداری جای مهدی آزاد بازیکن تکنیکی این تیم در لیست تیم ملی بسیار خالی است. او که بهدلیل مصدومیت از ناحیهی کمر روزهای بدی را پشت سر میگذارد به امید صعود تیم ملی به جامجهانی میماند تا در آنجا درخشش مجدد خود را آغاز کند. از تیم مس که در ردهی چهارم لیگ برتر قرار دارد تنها یک بازیکن در لیست حضور دارد. علی ربیعی تنها نمایندهی این تیم کرمانی در جمع ملیپوشان است. حتما اسم او را در این چند روز زیاد شنیدید. او کسی بود که گل مساوی تیم ما را در 20 ثانیه مانده به پایان بازی برابر کویت به ثمر رساند تا راه صعود تیم ما به نیمه نهایی باز شود.
شب قبل برای ورزش دوستان ایرانی یک شب خاطره انگیز بود. زمانی که تیم ملی هندبال کشورمان بسان تیم ملی فوتبال در استرالیا و قطر، درست در آخرین لحضه راه صعود خود به جام جهانی را باز ببیند. امیدواریم که کویتی ها در یک بازی شرافت مندانه به ما باخته باشند! چراکه این پیروزی تا سال های سال جزوی از خاطرات ورزشی ما خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 14:9 توسط سعید قرایی |
|
|
اگر قلعه نویی برود یک هفته ای سرمربی معرفی می کنیم زمانی که فدراسیون فوتبال ایران رسما اعلام کرد برای هدایت تیم ملی دیگر به گزینه های داخلی فکر نخواهد کرد و پشت بند آن کلمنته را نیز به تهران آورد، در کرمان همه خوشحال بودند که با این اقدام تکلیف نیمکت تیم آن ها نیز روشن خواهد شد چراکه امیر قلعه نویی که در آن زمان با مس قرارداد بسته بود، بی خیال تیم ملی! تمرکزش را به کرمان و کار با این تیم معطوف می کرد.
در قرارداد قلعه نویی با باشگاه مس یک بند آن اختصاص به مسئله پیشنهاد مربیگری تیم ملی به قلعه نویی اختصاص داده شده است و در آن آمده است: درصورتی که شرایط مربیگری تیم ملی برای مربیان مس کاملا فراهم باشد آن ها می توانند بدون هیچ اعتراضی از سوی باشگاه مس، این تیم را ترک کنند و مربی تیم ملی شوند. این بند با آمدن کلمنته و عکس های خندان یادگاری او با شفق، در حال خاک خوردن بود که ناگهان با رخ دادن حوادث اخیر که در نهایت منجر به نیامدن مربی اسپانیایی شد، در کرمان نظرها را به سمت خود برد. کفاشایان رسما باردیگر اعلام کرد که قلعه نویی جزو گزینه های داخلی فدراسیون محسوب می شود. وضعیت نیز کاملا به سود امیر نسبت به چند ماه قبل دگرگون شده است.
او بعد از پیروزی بزرگ همراه با مس برابر استقلال و نظر سنجی برنامه نود، اکنون کاملا شرایط را به سود خود می بیند و اگر قرار نباشد باردیگر فرودگاه امام با یک اسم دهان پر کن خارجی شلوغ شود، می توان تصور کرد که قلعه نویی در کمال آرامش کرمان را ترک کند و لیست تیم ملی را اعلام کند. این وضعیت اما اصلا کرمانی ها را خوشحال نمی کند. بعد از اخراج فرهاد کاظمی از مس بحث انتخاب سرمربی در کرمان نمونه کوچک انتخاب مربی تیم ملی بود، زمانی که یک روز مهدی محمدی سرمربی تیم ملی شد، فردا بوژان ویرا به مس می آمد و در نهایت پس از بیلاچی و جمال حاجی، قلعه نویی مربی مس شد. این اتفاقات در تعطیلات میان فصل رخ داد اما تکرار این ماجرا در مس آن هم در کوران دور برگشت لیگ برتر قطعا تبعات سختی را برای کرمانی ها به جا خواهد گذاشت. آن هم در حالی که این تیم بهترین نتایج خود را با قلعه نویی می گیرد. همین ها بهانه ای می شود تا گوشی نیک نفس مدیر عامل باشگاه مس بیشتر از هرزمانی زنگ بخورد تا او متوجه نگرانی ها برای تیم او شود. اما مدیر مسی ها بازهم از تجربه خود صحبت می کند و می گوید: مطمئن باشید مثل دفعه قبل عجله ای در کار نخواهد بود و ما تا از چیزی مطمئن نشویم نام کسی را مطرح نخواهیم کرد. البته نیک نفس امیدوار است دود نمایش انتخاب سرمربی تیم ملی در چشم تیم او نرود! و می گوید: ما امیدواریم که تکلیف این قضیه روشن شود تا تاثیری برروی کار ما نداشته باشد. با فدراسیون تماس خواهیم گرفت و به آن ها می گوییم اگر گزینه آن ها قلعه نویی است ما را زودتر از سایرین مطلع کنند تا برای انتخاب جانشین او مشکلی نداشته باشیم.
هرچند به گوش ما نیز رسیده است که احتمال انتخاب او بیشتر از سایرین است، به همین خاطر ما خود را برای هر اتفاقی آماده می کنیم و می دانیم اگر قلعه نویی ملی پوش شود دیگر هیچ کاری برای برگرداندن او از دست ما برنمی آید. من مردم کرمان را مطمئن می کنم که ما فدراسیون فوتبال نیستم که برای انتخاب مربی، آن ها را سرکار بگذاریم بلکه در عرض یک هفته تکلیف نیمکت تیم را روشن خواهیم کرد. خوشبختانه مهدی محمدی و نخعی ثابت کرده اند که از پس هدایت تیم برخواهند آمد و ما نگرانی در این زمینه نداریم اما اینکه چه تصمیم قطعی در صورت رخ دادن این اتفاق بگیریم صبر می کنیم پس از وقوع آن و با حضور کلیه اعضای هیات مدیره. البته شما مطمئن باشید که این تصمیم در تیم ما تبعات خواهد داشت همانند مشخص کردن وضعیت نفراتی که با قلعه نویی به کرمان آمدند! اما در هرصورت من آرزو می کنم که هرچه به صلاح فوتبال کشور است رخ دهد و در این میان منافع فوتبال کرمان نیز پایمال نشود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:35 توسط سعید قرایی |
|
|
خوشبختانه مشکل از پای تخته بود
کرمانی ها هنوز در خمار طلسم شکنی 80 ساله خود برای رسیدن به سطح اول فوتبال کشور بودند که پیران طایفه در اینجا داد می زدند اگر برای اولین حضور یک تیم قوی نسازید خیلی زود باید پیراهن عزا را دوباره تن کنید، درست همانند آنچه که در یزد اتفاق افتاده بود. آن هم در حالی که فقط سه هفته به شروع لیگ برتر مانده بود و مدیریت باشگاه با استعفای اکبر ایرانمنش که چرایی آن همچنان یکی از مجهولات ورزش کرمان باقی مانده است کاملا وضعیتی مبهم داشت.
قراداد نادر دست نشان و نیمی از بازیکنان مس تمام شده بود و به قول کرمانی ها " تیم کاملا روی هوا بود!" حمید نیک نفس مدیر عامل باشگاهی شد که همیشه یک خصیصه را با نام خود حمل می کرد: بنیه خوب مالی. نیک نفس هر زمان از خاطرات خود تعریف می کند، گریزی به تشکیل اولین تیم مس در لیگ برتر می زند و اینکه تا ساعت 12 شب گاهی در باشگاه می ماندند تا در زمانی که تمامی بازیکنان خوب باشگاه هایشان را شناخته بودند، برای مس یارگیری کنند. به هر شکلی که بود مس با نفراتی مثل: ابراهیم تقی پور، آلوز، عباس محمدی، صابر میرقبانی، رسول میرطرقی و... تیم خوبی را در لیگ برتر ساخت که حتی شگفتی ساز دور رفت آن بازی ها هم شد تا به رتبه چهارم جدول برسد، هرچند درپایان با رتبه هشتمی، اهمیت تجربه را برای تمامی تیم ها ثابت کرد. در پایان آن فصل که فرهاد کاظمی مربی مس بود، نیک نفس وقتی صحبت از یارگیری می شد، آهی می کشید و می گفت: "سختی های یارگیری فصل قبل هیچ وقت از یادم نمی رود، اما حالا هم زمان کافی داریم و هم تجربه لازم برای اینکار...تیمی می سازیم که آخر فصل جزو 5 تیم بالای جدول باشد". نشانه مس همچنان همان بنیه خوب مالی بود که با تجربه و زمان هم قاطی شده بود تا در کرمان همه در خوشبینانه ترین حالت بنا به گفته مدیر باشگاه انتظار تشکیل یک تیم کهکشانی داشته باشند. اما اخبار فصل نقل و انتقالات برای مس کرمان نه فقط دل ها را برای این تیم قرص نمی کرد که با جدا شدن تمامی چهره های مطرح فصل قبل و جایگزینی آن ها با بازیکنان لیگ یکی، فقط نگرانی را برای کرمانی ها ارزانی می کرد. مدیریت باشگاه هم در آن زمان اگر منتقدین را به سیاه نمایی متهم نمی کرد! جواب می داد که دست کاظمی را برای فصل نقل و انتقالات صددرصد باز گذاشته است و به کار او اطمینان کامل دارد. مربی مس هم با خیال راحت از ستاره شدن تمامی نام های ناآشنایی که به مس می آورد صحبت می کرد. تنها نکته دلگرم کننده این بود که کاظمی واقعا بداند که چگونه از این مهره های ناآشنا بازی بگیرد و مس جدید طعم لذیذی داشته باشد. اما کابوس ها خیلی زود برای کرمانی ها آغاز شد.
تیم متزلزل مس در همان ابتدا با مصدومیت چند بازیکن خودش نظیر ممبینی و حاجیان رسما خلع صلاح شد. بدتر از آن اینکه مشخص شد همان نفراتی که کاظمی قول داده بود از آن ها ستاره بسازد، هیچکدام با سیستمی که کاظمی در زمین می چید هماهنگی نداشتند تا مس به قعر جدول نزدیک شود. وقتی حکم اخراج کاظمی صادر شد، مدیریت باشگاه شرمنده تر از همیشه در برابر مردم ظاهر شد و گفت:" ما نمی بایست اختیار تام را به دست برخی افراد! برای نقل و انتقالات بدهیم". آن ها همچنین از دور زدن باشگاه توسط نام های بزرگ نیز صحبت کردند که بعدها مشخص شد خیلی از این نام های بزرگ به خاطر اخلق تند کاظمی پای همان میز مذاکره عطای مس را به لقایش بخشیدند! از این رو حمید نیک نفس اشتباه خود را پذیرفت و باردیگر قول جبران آن را برای فصل بعد داد!! اما در کرمان نگرانی برای حال بود و اینکه نفراتی که کاظمی با خود به مس آورد، واقعا ناتوان بودند یا ناتوانی از سمت نیمکت و پای تخته و زمین تمرین بوده است؟ که در این صورت می توان هنوز به این مس تلخ امید داشت.
قلعه نویی به مس آمد و در چهار بازی توانست با همان تیم که کابوس شب های بچه های کرمان بود بتواند هشت امتیاز بگیرد تا یکی از بهترین های دور برگشت تا این هفته باشد. هنوز کسی باور نمی کند که نویدکیا، امیدیان، ابراهیمی، خدابنده لو و... که در حد ستاره ظاهر شده اند همان بازیکنان ملال آور دور رفت باشند. و این نشان داد که مشکل مس در کجا خوابیده بود که خوشبختانه قابل حل می نمود. مسی که پیش از فصل قرار بود کهکشانی باشد در بازی قبلی خود برابر استقلال اهواز در چهار پست خود مجبور به استفاده از نفرات غیر تخصصی شد! در روزی که مس چهار بازیکن اصلی خود را به دلیل محرومیت و مصدومیت در اختیار نداشت، فرزاد حسن خانی هافبک باید در قلب دفاع قرار گیرد، کیانی مهاجم باید پیستون چپ باشد و جلال امیدیانی که یک فصل تمام دفاع بوده است بال چپ بازی کند. این ها همه مصائب تلخ قلعه نویی حساب می شود که باید یک تیم به واقع بی جانشین را در اختیار داشته باشد و دستش برای تعویض در هر بازی تا دقیقه 85 بلرزد. او قطعا نسبت به تیمی که فرهاد کاظمی با اختیار تام و بودجه مناسب برای کرمانی ها بسته بود پیش خود بیشتر هم فکر خواهد کرد! با این حال در همان شرایط سخت هم بازیکنان مس نباختن را آموخته اند تا هنوز هشت باخت آن هم در 16 بازی در زمان هدایت فرهاد کاظمی همچنان جای سوال داشته باشد. مردم کرمان بعد از آنکه نیک نفس در تلویزیون می گوید از تجربه دو فصل قبل برای یارگیری فصل بعد استفاده می کنیم، لرزش را در ته دل خود احساس کردند! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 22:52 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|