|
|
|
|
|
مظلومی مربی مس شد بازهم در حالی که حمید نیک نفس مدیر لاله های نارجی دائما از حضور یک مربی بزرگ خارجی در کرمان می گفت تا او را جانشین امیر قلعه نویی کند اما بازهم نیمکت مس با یک مربی ایرانی پر شد تا همچنان پای هیچ مربی خارجی در تاریخ فوتبال کرمان به این شهر باز نشده باشد.
در حالی که گفته می شد پرویز مظلومی اصلی ترین گزینه برای نشستن برروی نیمکت استقلال می باشد اما بنا به همان دلایلی که در مطلب قبل گفته بودیم، امیر قلعه نویی به قلعه خود یعنی استقلال تهران بازگشت تا پرویز مظلومی به جای نشستن برروی نیمکت قلعه نویی در استقلال برروی دیگر نیمکت او در کرمان قرود بیاید. مظلومی در لیگ برتر امسال به همراه ابومسلم چندان بد کار نکرد و همین می تواند توجیه مناسبی برای انتخاب او برای نیمکت مس باشد. ضمن اینکه او در چند سال اخیر در تیم صبا نیز نتایج چندان بدی را کسب نکرده بود. اما حضور در کرمان برای او امتحان جدیدی است. کرمانی ها از مظلومی چهره چندان مهربانی به یاد ندارند وقتی که مربی جدید مسی ها در سال 84 ودر جریان بازی های لیگ یک به همراه نفت آبادان به کرمان آمد و زمانی که تیم او آن بازی حساس را با یک گل به تیم مس با هدایت نادر دست نشان واگذار کرد دائما علیه هواداران کرمانی حرف می زد و سرنوشت تاریکی را برای فوتبال کرمان پیش بینی می کرد. در این سرنوشت تاریک حالا پرویز مظلومی حضور دارد! قطعا چهره او نسبت به آن سال ها متفاوت شده است. کما اینکه در بازگشت مجدد او به کرمان در چند هفته قبل همراه با ابومسلم، او اینبار از شرایط فوتبال کرمان بسیار تعریف کرد و اینبار آینده روشن آن را نوید داده بود! حالا او در کرمان است و بازهم یک علامت سوال بزرگ... سرانجام حمید نیک نفس کی به آروزی دیرین خود می رسد و یک مربی بزرگ خارجی را با خود به کرمان می آورد؟! شاید در مصاحبه مفصلی که به زودی با نیک نفس خواهیم داشت جواب آن را از زبان خود او بشنویم. پرویز مظلومی هفته آینده به کرمان می آید و رسم ادب اقتضا می کند که به او خوش آمد گوییم. تا اینکه خود مظلومی تا چه اندازه طالب موفقیت در شهر کرمان باشد؟! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:26 توسط سعید قرایی |
|
|
یک تماس قلعه نویی را استقلالی کرد در حالی که تمام حواس فوتبال ایران به قهرمانی دراماتیک پرسپولیس معطوف شده بود، یکی از بزرگترین اتفاقات فوتبال باشگاهی کشور رخ داد که زیر سایه قهرمانی بزرگ پرسپولیس هرگز نتوانست واکنش های مناسب خود را داشته باشد و آن بازگشت مجدد امیر قلعه نویی به استقلال بود.
قلعه نویی قبل از آنکه با تیم فوتبال مس به شیراز برود در میان هوادارانش در کرمان که البته تعداد آن ها کمتر از هفته های قبل هم شده بود، قول صد در صدی می دهد که اگر به ازبکستان نرود فقط در کرمان مربی خواهد بود و به استقلال فکر هم نخواهد کرد. همین خیال هواداران مس را راحت می کرد که در آغاز فصل نقل و انتقالات دیگر استرس پیدا کردن مربی را نخواهند داشت. اما تیم مس هنوز در شیراز به سر می برد که بخش های مختلف خبری اعلام می کند امیر قلعه نویی رسما به استقلال بازگشته است. این خبر البته خیلی کرمانی ها را شوکه نکرد اما چهره موجهی را که قلعه نویی با نتایج بسیار خوبش در بدو ورود به مس و دو پیروزی پیاپی در هفته های آخر در کرمان به دست آورده بود، با شکستن آن قول های متعدد مجددا مخدوش کرد تا هوادارانش او را در کرمان "نارفیق" معرفی کنند. اما یکی از نزدیکان قلعه نویی که قبل تر از این هم به کرمانی ها اعلام کرده بود مربی مس در این تیم نمی ماند، نکات جالبی را از بازگشت مجدد قلعه نویی به استقلال می گوید. بعد از بازی تیم های استقلال و نفت آبادان و در حالیکه علی فتح الله زاده وضعیت خود را در یک بن بست دشوار می بیند، راهی تمرینات تیم های پایه استقلال می شود تا شاید با دیدن آن، دل خود را باز کند که یک تماس مشکوک وضعیت فتح الله زاده را کاملا دگرگون می کند. مدیر استقلالی ها بلافاصله پس از این تماس با چهره بسیار ناراحت تمرینات را ترک می کند و خیلی ها قطعی شدن مربیگری استقلال را بعد از این تماس می دانند. جالب است بدانید که بعد از شکست دور اول مذاکرات باشگاه مس با امیر قلعه نویی در تعطیلات میان فصل لیگ گذشته بازهم یک تماس مشکوک بود که امیر را راهی مس کرد! در آن زمان و در حالی که حمید نیک نفس قصه امیر قلعه نویی و باشگاه مس را به طور کلی پایان یافته می دانست تا با خیال راحت با ژوران ویرا که برای مذاکره با مسی ها راهی تهران شده بود قرارداد امضا کند. همه چیز کاملا مرتب پیش می رفت و حتی برگه قرارداد نیز تنظیم شد و ژوران ویرا نیز پای آن را امضا کرد و فقط مانده بود امضای رییس هیات مدیره کارخانه مس که ناگهان و طی یک تماس این قضیه کاملا منتفی شد تا مجددا امیر قلعه نویی راهی کرمان شود. گفته می شود که منبع هر دوی این تماس ها از یک نقطه بوده است و این چنین امیر قلعه نویی مجددا کار خود را در فوتبال ایران آغاز می کند. اما وضعیت باشگاه استقلال به شدت نگران کننده است و شاید بازگشت گروه قلعه نویی به استقلال همراه با تولد حاشیه های بسیار بزرگ در این تیم باشد. فتح الله زاده از بازگشت قلعه نویی آن هم در زمان مدیریت او به استقلال بسیار ناراحت است و به نوعی خود را در این اتفاقات شکست خورده می داند. از طرف دیگر مربی جدید آبی ها نیز می داند با وجود فتح الله زاده او نمی تواند دوره مدیریتی قریب را تجربه کند. تجمعی که چندی پیش جلوی دفتر باشگاه استقلال در اعلام اعتراض به بازگشت قلعه نویی به استقلال شده بود نیز در همین راستا قلمداد می شود. با این حساب به نظر می رسد هواداران استقلال در این فصل نیز باید باردیگر حاشیه های بسیار زیادی را در تیم خود تجربه کنند مگر آنکه در ابتدای فصل اوضاع به گونه دیگری پیش رود که در آن صورت نیز تا چند هفته تبعات آن دامن گیر هواداران استقلال خواهد بود. امیدواریم این گونه نباشد اما طرفداران تیم آبی پایتخت شاید لازم باشد باردیگر خود را برای هر اتفاقی آماده نگه دارند! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:2 توسط سعید قرایی |
|
|
پرسپولیس با فوتبال سپاهان را نبرد
می توانیم بشنیم و ساعت ها از این بگوییم که قطبی چه به موقع تیم را 4.3.3 کرد. می توانیم ساعت ها پای تخته نحوه حرکت بازیکنان پرسپولیس را رسم کنیم و هزاران احسنت به آن ها بفرستیم و یا از اینکه پرسپولیس زور حمله نداشت اخم ها در هم کنیم و هزاران ایراد فنی به تیم قطبی بگیریم. می توانیم از اینکه پرسپولیس نتوانست حتی تا دقیقه نود راه شکستن خط دفاعی سپاهان را پیدا کند و فقط با ارسال های بلند مدافعان سپاهان را هرچه بیشتر گرم می کرد، یکبار دیگر پرسپولیس را زیر شلاق انتقاد بگیریم و یا اینکه از قطبی ساعت ها تمجید کنیم و بگوییم او چه اندازه تیز هوش بود که وقتی دفاع فشرده حریف را دید به بازیکنانش دستور داد تا می توانند پشت محوطه سپاهان خطا بگیرند تا در نهایت درب خوشبختی را باز کنند.
( برای پیدا کردن دلیل قهرمانی پرسپولیس خیلی به عدالت داخل زمین نگاه نکنید)
می توانیم... اما این فوتبال 90 دقیقه ای فراتر از همه این می توانیم ها بود. دقیقا همان اندازه که برای بازی ایران و استرالیا می توانستیم از این می توانیم ها بیاوریم . حالا می توانید به این فکر کنید که چگونه یک حس آشنا برای همه سرخ دوستان در دقیقه 95 شکسته شد. حس آشنایی که سال گذشته تجربه کرده بودند. سال قبل تر از آن هم. شاید خیلی تحت تاثیر احساسات باشد اما با سبکی که بازی پیش می رفت می توانیم ثابت کنیم این حس آشنای لعنتی از طریق بازی فوتبال شکسته نشد! درست همانند بازی ایران و استرالیا که اگر عدالت داخل زمین رعایت می شد شاید ما با پذیرفتن بیش از هفت گل به جای آن روز حماسی، حقارت بار ترین روز خود را تمام می کردیم. اما شاید عدالت خارج از زمین اقتضا می کرد که چنین باشد. عدالتی که منبع آن نخواست بعد از شکستن آن همه دل در دقیقه 120 بازی با ژاپن یکبار دیگر از طریق عشق خود به حقارت برسند. قطعا این عدالت برای خود دلایل بسیار قانع کننده ای داشته بود که تلخی خود را ارزانی زرد پوشان استرالیایی کند که اگر خود کانگوروها در آن دقیق می شدند آن را پیدا می کردند.
داستان عدالت داخل زمین بازی پرسپولیس و سپاهان تا دقیقه 95 دقیقا همین داستان بود. اگر فیلم بازی را یکبار دیگر با آرامش نگاه کنیم می بینیم که پرسپولیسی ها هرچند برتری بیش از 30 درصد از حریف در بازی داشتند اما هیچگاه از آن حملاتی که بوی گل دهد خبری نبود. دفاعی که سپاهانی ها بسته بودند رسوخ ناپذیر بود تا بازهم عدالتی خارج از زمین اجرا شد. اینکه پرسپولیسی ها دقیقا به مثابه دوسال حقارت کشیدن برابر همین سپاهان به اوج آسمان برسند. یعنی پرواز در آخرین لحضه که تمام درهای خوشبختی بسته نشان می دهد. به گل پرسپولیس نگاه کنید. شوتی که هدف چهار چوب داشت روی سر باقری نشست. درست همانند همان ضربه کنار دروازه بوسنیچ که قطعا هزاران هدف داشت جز نشستن روی سر باقری. به این فکر کنیم که سپهر حیدری آیا هرگز فکر می کرد سانتر باقری روی سر او بشیند؟ ضربه او به ما جواب می دهد خیر که با عجیب ترین شکل ممکن وارد دروازه همامی شد.
بازهم معذرت می خواهم از همه آنالیزورهایی که برروی صحفه نمایشگر خود انواع تحلیل ها را از بازی و گل پرسپولیس انجام می دهند. این بازی عدالتی خارج از زمین فوتبال داشت. اتفاقی که خیلی رخ نمی دهد اما درست به موقع خودش به وقوع می پیوندد تا به عدالت خارج از زمین هم ایمان بیاوریم و گاهی به یاد بیاوریم آن هم می تواند در ثبت نتیجه تاثیر گزار باشد. و فتح فینال لیگ برتر هفتم از سوی سرخ ها دقیقا نمونه دیگری از آن بود. باور کنید این انقلاب قرمز نیست! هوای خنک بعدازظهر بهاری می طلبد برای یک شادمانی خیابانی. در کرمان جماعت پرسپولیسی خیلی بیشتر از آنی هستند که فکر می کنیم. همین بود که انتظار آن را داشتیم برخلاف قهرمانی استقلال، پس از فتح جام از سوی سرخ ها اتفاقی رخ دهد.
وقتی برنامه فوتبال برتر با آن شکل افتضاخ نمایش قهرمانی پرسپولیس را تمام کرد، خیابان ها کم کم تحرکی غریب به خود گرفت بوق ماشین ها و پرچم های قرمز توجهت را جلب می کردند. کافی بود در خیابان شفا بایستی تا اوج شادمانی را درک کنی. پیاده روهای مرکز این خیابان مملو از آدم هایی با رنگ سرخ شد. وشادمانی تنها بهانه اجتماع آن ها بود. اوضاع خیلی خوب پیش می رفت. نه از راه بندان آنچنانی خبر بود و نه از صدای مهیب ترقه. به گواه همه فیلم هایی که از چند روز دیگر در شهر دست به دست بلوتوث خواهد شد اوضاع بسیار خوب بود که ناگهان گاز اشک آور و اسپرهای فلفلی بود که جمعیت را ملتهب کرد! نیروی انتظامی که می بایست امنیت شادمانی این جماعت را فراهم کند خود باعث ناامنی خیابان ها شد! هیچ کس متوجه نشد گناه آن همه جوانی که به شکل کاملا معقول شادمانی می کردند چه بود که می بایست تاوانش را با اسپری فلفل و گاز اشک آور پس دهند! موتور نیروی انتظامی جلوی ماشینی را می گیرد و به جرم اینکه پرچم می چرخاند راننده بازداشت می شود!!! حتی پیران و سالمندان خانه های اطراف این خیابان از مامورین نیروی انتظامی شاکی می شوند که شما بیشتر آسایش را از این محیط سلب کردید! نمی دانیم کدام از خدا بی خبر به مامورین شریف نیروی انتظامی اعلام کرده بود به جای انقلاب نارنجی در شهر انقلاب قرمز آغاز شده است که یگان ویژه و پلیس ضد شورش همان رفتاری را با مردم خوشحال از قهرمانی تیم محبوبشان در پیش بگیرد که با عوامل اغتشاشات سیاسی در پیش می گیرد؟! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:32 توسط سعید قرایی |
|
|
برای یک نود دقیقه ستاره باشید
برای رسیدن به آسمان باید ستاره شد و ستاره ماند. هرچقدر که ستاره زیبایی باشی اما اگر نتوانی در آن شب صاف و زیبا که همه نگاه ها را از پایین به خود جلب کرده است ستاره بمانی و بسوزی، هیچکس تو را به خاطر نمی سپارد.بازی فینال گونه بعداز ظهر شنبه حکایت همان آسمان شب و صاف است که تمام چشم مردمک های ایرانی، که شکل توپ فوتبال را دارند به خود جلب می کند. 22 ستاره این آسمان نمی خواهند دست به خود سوزی بزنند و همین است که شما را قطعا در این روز از شدت هیجان آتش خواهد زد!
( دیدن پرسپولیس این فصل همان حس دیدن فیلم راکی را داشت!)
افشین قطبی بعد از سال های کودکی برای اولین بار در فرودگاه امام خمینی تهران پا به خاک وطن می گذارد. اولین میکروفنی که در برابر او قرار می گیرد حرف های حماسی از مربی جدید ارتش سرخ ضبط می کند. " ما قهرمان می شویم!" خیلی ها در آن روز شاه بیت حرف های مرد جنتلمن فوتبال ایران را به خاطر جو زدگی از آن استقبال رویایی گذاشتند. لیگ که شروع شد مشخص شد این جوزدگی به چه خوبی به تیم تزریق شده است و همان چهار برد ابتدای فصل نشان می داد هواداران پرسپولیس این بار واقعا می توانند به اتمام کابوس های چندین سالشان که دیگر تبدیل به خواب طبیعی شبانشان شده بود، امیدوار باشند. قطبی به قول خود وفا کرده بود. پرسپولیس بعد از چندین هزار روز به صدر جدول رسیده بود و اختلاف آنقدر زیاد شده بود که همه را به یاد آن دوران طلایی پرسپولیس در اواخر دهه 70 می انداخت که چندین هفته مانده به پایان لیگ قهرمانی خود را تثبیت کرده بود.
داستان پرسپولیس امپراطور اما با پرسپولیس سلطانی آن سال ها تفاوت داشت. زمستان امسال یکی از وحشتناک ترین سرماهای اخیر خود را برای مردم ایران زمین هدیه آورده بود. پرسپولیس یخ زد و تیزی هیچ تبری نبود که یارای شکستن این یخ را داشته باشد. آن روز که قطبی از کاشانی تقاضای کنار گذاشتن شیث و مرزبان را داشت شاید شوکی بود که گرمای حاصل از آن می توانست به آب شدن این یخ زدگی منجر شود. اما قطبی در همان ماجرا بود که یاد گرفت تعارف و تسامح جزیی از خون هموطنان او شده است. روزهای سرد و ابری با کسر بدموقع شش امتیاز سیاه ترهم شد تا بازهم همان کابوس طبیعی شب های سرخ ها فقط بغض را باشد که برای آن ها به ارمغان بیاورد. اما این بغض با تمامی نمونه های قبلی خود فرق داشت. دیگر خبری از شعارهای "حیا کن و رها کنی" که در این موقع ها تنها مرحم زخم ها، می نمود خبری نبود. مردم قطبی را هنوز دوست داشتند و این نشان می داد سختی کشیدن های اینبار واقعا متفاوت از همه حاطرات تلخ گذشته است. بعد از آنکه پرسپولیس با چهار گل در اهواز ناک اوت شد همه کار تیم قطبی را تمام شده می دانستند. درست همانند فیلم های راکی که بعد از همه مشت های چپ و راست حریف تا بن دندان مسلح خود، روی رینگ ولو شد تا همه طرفداران خود را روی صندلی های سینما ناامید کند. اما همانقدر که راکی بعد از آن همه مشت و ضربه شکست خورد، پرسپولیس هم به همان اندازه "وا" داد. هوا گرم شد و یخ پرسپولیس شکست. درست همانند آهنگ حماسی که ناگهان در فیلم راکی پخش شد و حس ایستادن را در تماشاگران ایجاد کرد. رخت یاغی های پرسپولیس بر بسته شد و تیم یکبار دیگر متحد شد. اتفاقی که می توانست خیلی زودتر از این ها رخ دهد اما سرانجام رخ داد تا تماشاگران پرسپولیس هم مزد همه آن شعارهای نداده " حیا کن و رها کن" را بگیرند.
پرسپولیس امروز در آزادی در یک قدمی جام ایستاده است. فاصله ای که هفت سال صبر کرد تا به آن برسد. صد هزار نفر دور تا دور این جام را احاطه کرده اند و فقط یک بولدوزر می خواهد تا این سد را برای ربودن جام بشکند. چیزی شبیه به سپاهان! که سال گذشته در همین ایام دقیقا همین کار را انجام داد تا فتح الفتوح کرده باشد. در آن روز پرسپولیسی ها برای ده دقیقه خودسوزی کردند تا یک عمر حسرت درخشیدن ستاره های سپاهان را بکشند. امروز پرسپولیسی ها می خواهند صدهزار ستاره باشند تا شکل جام در آسمان پرسپولیس نقش ببندد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:17 توسط سعید قرایی |
|
|
از توصیه جلال طالبی به قلعه نویی تا شرکت در بازی های چمپپونز لیگ در جوایز ایرانسل!
بازی مس و ابومسلم که تمام می شود جلال طالبی که از جایگاه vip ورزشگاه باهنر این بازی را از نزدیک می دید خود را به سرعت به قلعه نویی رساند و گفت: "آقا من واقعا متاسفم. مسلما اگر این اتفاقات در زمان من می افتاد داور الان با چشم کور از کرمان می رفت". این حرف مربی سابق مسی ها قلعه نویی را در فکر فرو می برد که طالبی از چه طریق می تواند چشم داور را کور کند که الان این امکانش در کرمان نیست. ناگهان نگاه مربی مس به سمت نیک نفس متوجه می شود که در حال سرودن یک قطعه شعر بسیار سنگین و پرگلایه علیه داور است : "صد نعره زدی بلبل...تا تیم بنده زده یک گل...داور نپذیرفتی؟!.... ای {...}" در همین لحظه ناخودآگاه ذهن قلعه نویی به یاد زمان مربیگری طالبی در کرمان با مدیر عاملی مهدوی می افتد و در ذهنش برقی می زند و می فهمد عامل کور کردن چشم داور در زمان طالبی که بوده است تا امروز پز آن را به قلعه نویی بدهد. همین باعث می شود که مربی مسی ها در کمال تعجب خبرنگاران به اتاق کنفرانس بیاید تا یک مصاحبه غیر رادیو و تلویزیونی هم داشته باشد. او مستقیم سراغ داغ دلش می رود و می گوید: "با دو تا نامه که نمی شه حق تیم رو گرفت. برید ببینید در شهرهای دیگه چه کار می کنند وقتی حقشون رو می خورن" آگاهان در همین لحضه این سخنان رو از دل قلعه نویی شنیدن که: "وقتی می گیم مدیر باید ورزشی باشه نه اینکه با شورت ورزشی عکس داشته باشه که بعضی موقعه ها لازمه مستقیم بیاد وسط زمین و آمادگی بدنی خودش رو نشون بده!" البته با توجه به روحیات تهاجمی تیم های قلعه نویی داشتن یک مدیر تهاجمی خواسته های او را تکمیل می کند. مدیری که احتمالا در ازبکستان کشف شده است که این همه دل قلعه نویی را برای رفتن به آن جا هوایی کرده است!
"آقا اصلا به شما چه مربوط است؟! پولش را داریم و می تونیم. اصلا بروید آلمان ببینید بایرن مونیخ هواپیما که "چارتر" نمی کنن هیچی، اصلا کل یوم هواپیما را می خرن تا باهاش حتی 13 بدرها برن گردش. این مسائل در هزاره ارتباطات کاملا طبیعی یه!" این همه حرف در جواب همه اخبارهای ریز و درشتی بود که نسبت به چارتر کردن هواپیمای مسی ها برای پرواز به رشت بلند شد. اصلا اگر باشگاه مس می فهمید با این کار متهم می شود به پولداری، با چارتر گاری بازیکنانش را به رشت می فرستاد تا حبیب کاشانی یادش نرود ماشاالله گفتن را بعد از خواندن این خبر چند صد بار تکرار کند! به هر حال فوتبال ما کاملا حرفه ای شده است و این دست اتفاقات در فوتبال حرفه ای امری لازم است. البته آگاهان در این زمینه خبر داده اند که مدیران باشگاه های دیگر برای اینکه برابر کارهای تمام حرفه ای باشگاه مس کم نیاورند تمامی سیم کارت های ایرانسل را خریده اند تا شاید در جشنواره شگفتی ها برای باشگاه خود هواپیما برنده شوند تا دیگر با حسرت خبرهای مربوط به اقدامات کرمانی ها را نخوانند! غافل از اینکه آن ها هواپیما برنده نشده باید از مدیران ایرانسل خواهش کنند که یک استادیوم فوتبال اختصاصی را هم در جوایز سال های بعد خود قرار دهند تا باز از باشگاه مس عقب نمانند! همه این ها سبب می شود که یک روز میشل پلاتینی به حمید نیک نفس زنگ بزند و بگوید:" مستر چون شما خیلی حرفه ای شده اید ما جای شما را در چمپوینز خالی دیدیم. از سال دیگه قدم رنجه کنید و میهمان ما باشد." همین مدیران ایرانسل را زیر فشار قرار می دهد که حضور افتخاری در بازی های لیگ قهرمانان اروپا را هم جزو جوایز جشنواره شگفتی های خود قرار دهند!
این مردم کرمان زمین عجب علاقه مندان به ورزشی بودند و کسی به آن توجه نمی کرد. در عرض کمتر از یک ماه نزدیک به یک میلیون نفر در دو پیاده روی عمومی شرکت کردند تا باورمان شود کرمان از آن ورزش شهرهای معروف دنیا است و هیچ شکی در آن نیست. مسوولین وقتی مردم را علاقه مند به این برنامه دیدند همایش خود را با 300 هزار نفر شروع کردند. و دقیقا همین تعداد به پیاده روی آمد و نفر 301 هزارم طبق معذوریت اخلاقی از شرکت خودداری کرد. ماه بعد 600 هزار نفر شد و بازهم دقیقا همین تعداد آمدند و این عدد رفت تا به 6 میلیون رسید و بازهم دقیقا همین تعداد در همایش حاضر شدند. دیگر کار به جایی رسید که از کل ایران می آمدند تا در کرمان پیاده روی کنند. و روزهای جمعه هفتاد میلیون نفر در کرمان راه می رفتند! دیگر کم کم پای مردم سایر نقاط دنیا هم به کرمان باز شده بود و آن ها هم برای پیاده روی به کرمان می آمدند! در حالی که تصور می شد با این برنامه روحیه مردم کرمان که هیچ روحیه مردم جهان به شدت شاد شود، اما ناگهان میزان افسردگی صد در صد افزایش پیدا کرد و بعد از این همایش خیلی از مردم رو به خودکشی دسته جمعه می آوردند تا آگاهان باز دست به اظهار نظر راجع به این مسئله بزنند و بگویند اگر من هم این همه راه می رفتم تا با پراید برگردم خانه اما با چند عضو سوخته از دماغ و پا گرفته تا صورت و نواحی دیگر، راهی منزل می شدم باید هم افسردگی می گرفتم. این بود که جایزه پراید حذف شد تا از این پس همایش 300 هزار نفری با 30 نفر از مسوولین که از میانه راه با پرایدهای خودشان به مقصد می رسیدند برگزار شود! یک روز عباس محمدی یک تنه سپاهان را تا فینال لیگ قهرمانان آسیا می برد. در بازی فینال 13 پنالتی حریف را مهار می کند تا تیمش قهرمان شود. او در بازی های جام باشگاه های جهان هم یک تنه تمام شوت های کاکا را مهار می کند تا بازهم تیمش قهرمان جهان شود. او به لیگ برتر ایران می آید و در برابر دویست هزار تماشاگر ورزشگاه آزادی باعث پیروزی سپاهان برابر پرسپولیس و نهایت قهرمانی این تیم می شود. عباس محمدی با همه این کارها همیشه در مرحله اول تیم ملی اسمش خط می خورد اما با هر بار خط خوردن مجددا یک افتخار دیگر خلق می کند. تا اینکه در بین یکی از بازی های سپاهان به محمدی می گویند در کرمان ورزشی نویسان تو را به عنوان بهترین بازیکن سال کرمان انتخاب کرده اند. این خبر تا ساعت ها محمدی را در بهت فرو می برد و او همان لحضه خودش را به مصدومیت می زند و دیگر به زمین برنمی گردد. دکترین تیم سپاهان هرچه او را معاینه می کنند نشانه ای بر مصدومیت او نمی یابند تا نوبت به اضهار نظر آگاهان برسد! آگاهان در همان لحضه گفتند: این عباس محمدی برای یکبار هم که شده در عمرش به حق خودش رسیده است و در یک جا به عنوان بهترین انتخاب شده است. تازه به او قول داده اند که وقتی به کرمان آمد پوستر بزرگ او را در شش گوشه شهر پخش کنند. برای همین او تصمیم گرفته است تا این جا حق خودش را نگیرد دیگر بازی نکند. محمدی به کرمان می آید و در مراسم توپ طلا حاضر می شود و درست در لحضه ای که باید نام او به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شود، آرش برهانی به سالن می آید و توپ طلا را زیر بغل می گیرد و می رود! محمدی پس از این مراسم با منچستر قرارداد امضا می کند و قهرمان اروپا می شود اما بازهم در ایران به تیم ملی دعوت نمی شود! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:33 توسط سعید قرایی |
|
|
اتوموبیل قلعه نویی بیشتر از نتایجش در دید! شخص امیر قلعه نویی هم گمان نمی کرد در بدو ورودش به کرمان شاهکاری به این بزرگی خلق کند و از مسی که با فرهاد کاظمی عیارش روز به روز پائین تر می آمد تا به جمع فانوس به دست ها برسد در هفت هفته نخست دور برگشت لیگ، حتی یک مدعی قهرمانی شود که اختلافش با صدر جدول به هفت امتیاز برسد.
در کرمان همه جا صحبت از قلعه نویی و نتایج خوبش با مس بود. در شب نظر سنجی برنامه نود برای انتخاب مردم از بین قلعه نویی و قطبی برای سرمربیگری تیم ملی، در کرمان همه به قطبی رای دادند تا قلعه نویی مربی آن ها باقی بماند. کارنامه قلعه نویی با مس آنقدر زیبا شده بود که هواداران در کرمان هرکجا نیک نفس را می دیدند از او قول حضور قلعه نویی در فصل بعد را می گرفتند. اما جواب مدیر مسی ها جالب بود. نیک نفس که هنوز نمی تواند علاقه اش را به مربی بزرگ خارجی پنهان کند، می گفت: تا آخر فصل صبر می کنیم تا بازهم به تجربه تلخ برنخوریم! مدیر مسی ها در مورد این تجربه تلخ کمتر توضیح می داد اما اگر از تجربه تلخ نیک نفس در جذب ژوران ویرا بگذریم می توانیم به تجربه تلخ قبل تر از آن یعنی تمدید قرارداد با فرهاد کاظمی برسیم. کاظمی بعد از آنکه در مس جانشین دست نشان شده بود توانست در بازی های فصل قبل نتایج بسیار خوبی با مس بگیرد و این سبب شد که زیر فشار هواداران، باشگاه مجبور شود قبل از اتمام فصل قبل قرارداد کاظمی را تمدید کند تا با توجه به اختیارات تام او در قرارداد، کاظمی تیم ناقصی را برای کرمانی ها ببندد تا خیلی زود ضعف باشگاه در بستن تیم اول فصل یقه آن ها را در طول بازی ها بگیرد. با این سابقه ذهنی نیک نفس هرگز حاضر نشد برای تمدید قرارداد با قلعه نویی به آب و آتش بزند و او امروز از این تصمیم خود راضی به نظر می رسد. قلعه نویی در بدو ورودش به کرمان متوجه شد در این شهر به واسطه نام خود محبوبیت زیادی ندارد و اگر نتواند با نتایج تیم، نظرها را به سمت خود جلب کند کارش با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد. او موفق شد در زمستان خیلی خوب از روی آتش کرمان بپرد اما با آمدن فصل بهار تیم او در رسیدن به پیروزی به بن بست رسید تا حالا قلعه نویی در کرمان آن محبوبیت چند هفته قبل را نداشته باشد. با شروع سال 87 تیم مس تنها در اولین بازی خود برابر سایپا در کرمان به پیروزی رسید و در باقی هفت بازی خود هرگز روی پیروزی را ندید تا کم کم حوصله کرمانی ها سر رود. هرچند به واسطه بقای صد در صدی تیم در لیگ برتر به واسطه نتایج ضعیف تیم های پایین جدول، هیچگاه پس از باخت های خانگی برابر صبا و نفت و یا تداوم تساوی های پر تعداد برابر ابومسلم، پگاه و پیکان هیچکس نخواهد علیه تیم شعار دهد اما بعد از هر بازی می توان به راحتی صدای اعتراض لیدرهای تیم را پای اتوبوس مسی ها نسبت به قلعه نویی شنید. تیم موفق قلعه نویی که با 3.5.2 خود در ابتدای نیم فصل دوم آن همه امتیاز کسب کرد، با نزدیک شدن به پایان لیگ همچنان امتیاز از دست می دهد و قلعه نویی هم هیچ تغییری در تیم به وجود نمی آورد تا خشم هواداران بیشتر شود. شاید بازی مس و پیکان برای هیچکس به اندازه قلعه نویی حساس نبود که دوست داشت با یک پیروزی مجددا خود را در بالاترین نقطه دل کرمانی ها کند. اما بازهم تساوی باعث شد این روزها دیگر کسی از نتایج خوب مس با قلعه نویی یاد نکند و بیشتر صحبت ها در مورد مربی مس مربوط به اتوموبیل "نیسان مورانو" قلعه نویی باشد که در کرمان فقط یک نمونه دیگر آن وجود داد! و حالا وجه تمایز قلعه نویی در کرمان همین نکته شده است! البته وقتی قلعه نویی اعلام می کند که اتوموبیل همسرش را به خاطر مسائل مالی استقلال فروخته است، خودروی گرانقیمت او بیشتر باعث دلگرمی هاداران مس می شود! قلعه نویی زمانی که تیم را از فرهاد کاظمی تحویل گرفت این تیم در رده چهاردهم جدول بود و امروز با او مس در رده سیزدهم می باشد! در کرمان این نکته همه را آزار می دهد به خصوص وقتی قلعه نویی را سوار بر اتومبیل شکیش در خیابان های شهر می بینند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:49 توسط سعید قرایی |
|
|
به خاطر فراموشی حقارت از پیرمرد ممنونم! چند وقتی بود که قصد داشتم راجع به علاقه هایم در فوتبال اروپا حرف بزنم اما هجم بالای کارها و البته تنبلی های من حسرت من رو در هر نگاه به وبلاگم و دیدن جای خالی این مطلب زیاد می کرد.
دوست داشتم در شب بازی منچستر و بارسلونا که دقیقا مصادف شده بود با بازی پرسپولیس و مس از تضاد شخصیتی شدیدی که پیدا کرده بودم بگم و اینکه چه قدر سخت است که ببینی دو فرزندت در جلوی چشمت یک دیگر را تکه و پاره کنند و تو محکوم باشی به دیدن مرگ یکی از آن ها. از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد که حقیقتا دلم بیشتر با منچستر بود چراکه دوست نداشتم حکایت آنجلوتی در میلان با ریکارد در بارسا ادامه پیدا کنه. ریکارد محکوم به حذف شدن بود چون لازم بود که فصل جدیدی برای او و بارسا شروع بشه. چهره ریکارد را از یورو 2000 دوست داشتم. وقتی قیافه معصومانه او را روی نیمکت تیم ملی هلند در میان همه آن مربیان غول می دیدم ناخودآگاه حتی حاضر بودم که ایتالیا تیم محبوب دوران کودکی ام هم شکست بخورد اما ریکارد جوان و معصوم شاد باشه. وقتی در اون بازی دراماتیک هلندی ها دو پنالتی در جریان بازی خراب کردند تا در نهایت در ضربات پنالتی مغلوب ایتالیایی ها بشن دلم بیشتر با ریکارد شد تا اینکه درست در روزهایی که به شدت بارسایی شده بودم ریکارد روی نیمکت بارسا باشه. دیدن لبخند مجدد ریکارد قند رو در دلم آب می کرد. اون هم در آن روز بهاری سال 1382 که بارسایی ها انتقام باخت ناعادلانه بازی رفت رو در نیوکمپ در بازی برگشت در سانتیاگو از رئال با نتیجه دو بر یک گرفتند. اونهم در شبی که نه برای والدس تکرار می شه و نه برای داویدز و نه برای کلایورت که در سایه درخشش رونالدنیو تازه از مصدومیت در آمده و ژاوی شب رئالی ها را سیاه کردند. همان سالی که بارسا تیم هشتم جدول در نهایت نایب قهرمان لالیگا شد.
از آن زمان من شدم سرباز بارسا. سال بعد با ریکارد بازهم خندیدیم. قهرمان لالیگا شدیم اما در چمپیونز و در همان شبی که منچستر تضعیف شده در میلان با یک گل از میلانی ها باخت تا حذف بشه، بارسای پرقدرت در استمفوردبریج 4بر3 به چلسی باخت تا یک شب تلخ برای من کامل بشه. هرچند من اون شب در راه مشهد هیچ وقت کابوس رو با چشم هایم ندیدم. سال بعد سال من بود. منچستر هنوز ضعیف بود و تیم اول من بارسا بود. با ریکارد به ستاره ها رسیدم. در اون شب که با پیراهن بارسا سه بار بوسه زدم بر اون وقتی در برنابائو سه بار دروازه والدز را باز کردیم. و در مارسی وقتی به آروزم رسیدم و یوهانسن جام رو به پویول داد تا بازهم با پیراهن بارسا دور خانه همگام با تمام ستاره های کاتالان دور افتخار بزنم. سال بعد اما دیگر سال من و بارسا نبود. منچستر کم کم دوباره سوگولی شد و هرچند بارسا در هفته آخر قهرمانی را به رئال داد تا فقط اس ام اس های اردشیر طیبی باشه تا من رو آروم کنه! اما در حس بد دادن قهرمانی به رئالی ها و در یک بعدازظهر تلخ یک اس ام اس دیگه من رو روی حیاط مصلی تهران که نمایشگاه کتاب شده بود شاده شاد کرد. "نچستر قهرمان لیگ جزیره شد!"احتمالش بود اما حذف هر دو تا تیم از لیگ قهرمانان اون سال نتونست سال رویایی قبل رو تکرار کنه.
بازهم نوبت به خوشبختی رسید. اینبار نه با ریکارد که باردیگر دود از کنده بلند شد و به جبران همه حقارت هایی که از ریکارد جوان کشیدیم فرگوسن دوست داشتنی به مدد آمد. قرار بود امسال هم تاریخی بشه. درست مثل دو سال قبل با بارسا. امروز دیگه تهران نیستم تا با اس ام اس قهرمانی منچستر شاد باشم. امروز همه چیز تعطیله! اول برد پرسپولیس رو می خوام و بعد به انتظار قهرمانی جزیره هستم! تی شرت بارسلونا رو در بغل دارم اما لباس منچستر هست که تنه منه. همون دو فرزندی که چند وقت پیش همدیگر رو تکه تکه کردند! یادمه یکبار در فیفا 04 من مربی بارسلونا بودم و در نیمه نهایی به منچستر خورده بودم. هرچند بازی اولترافورد بدون گل تموم شد اما وقتی در نیوکمپ با تک گل پیرلو! از منچستر جلو افتادم اما در دقیقه نود گری نویل گل حذف بارسا و من رو زد اصلا ناراحت نشدم!!
حالا که دیگه لبخندهای مرد دوست داشنی ام رو نمی بینم خیلی خوشحالم که این اتفاق به دست آن عشقم رخ داد.( هرچند با اغماض زیاد سعی می کنم باخت سنگین به رئال رو اصلا به یاد نیارم!) با بارسا تحقیر شدم اما فکر می کنم با منچستر به عرش برسم. بعدازظهر امروز از آن روزهایی است که چه با غمش و چه با شادی اش یک روز کاملا نوستالوژیک می شه برام...از این بابت خیلی خوشحال هستم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:47 توسط سعید قرایی |
|
|
داوران ما عاشق هستند و دیوانه! امیر قلعه نویی برای اولین بار از زمان حضورش در کرمان به صورت علنی به مدیریت باشگاه مس حمله کرد و آن ها را به عدم توانایی در گرفتن حق مردم کرمان از طریق داوری ها متهم کرد. بنا به تصاویری که از برنامه نود نیز پخش شده است تیم مس در سه هفته اخیر بیشترین مشکلات داوری را در بازی های خود داشته بود به طوری که رییس کمیته داوران فدراسیون فوتبال هم طی نامه ای از قضاوت ضعیف داور بازی تیم های مس و صبا از باشگاه مس عذر خواهی کرده بود. در بازی این هفته تیم های مس و ابومسلم نیز اشتباهات داوری به ضرر دو تیم بسیار زیاد بود و نگرفتن دو پنالتی برای مس و یک پنالتی برای ابومسلم سبب شد که حمید نیک نفس پس از حرف های قلعه نویی نسبت به داوری ها واکنش شدید تری نشان دهد.
_ قلعه نویی مدیریت شما را متهم کرد که توانایی گرفتن حق مس را از داوری ها ندارید؟ در این هفته یک پنالتی بی خود علیه استقلال گرفته شد و حق سایپایی ها هم در عدم اخراج بازیکن پرسپولیس داده نشد یعنی آن ها هم نمی توانند حقشان را بگیرند؟! مشکل یک واقعیت تلخ است و آن عدم دانش داوران ما می باشد که سال به سال داوری های ما را با مشکلات بزرگتر روبرو می کند. در این فصل با اشتباهات عجیب داوران ما مشخص شد چرا سال ها حتی در عرصه آسیا هم نتوانسته ایم در داوری موفق باشیم. متاسفانه سطح داورهای همین است و با ادامه اغماض پروری های کمیته داوران اوضاع از این هم بدتر می شود. _ شما در این زمینه با کمیته داوران صحبت کرده اید؟ ما نه فقط به طور مستقیم با این کمیته صحبت کرده ایم که از طریق کانال های دیگری مثل گنجعلی خانی در هیات مدیره فدراسیون فوتبال هم در این زمینه اقدام کرده ایم اما زمانی که آقای عنایت به ما جواب می دهد در بازی با ابومسلم داور پنالتی های ابومسلم را هم اعلام نکرد! نباید انتظار داشته باشیم که وضعیت داروی های ما برای هفته بعد تغییر زیادی داشته باشد. کمیته داوران به دلیل کمبود داوران هم نمی تواند تنبیه هات انضباطی برای داوران در نظر بگیرد. متاسفانه در ایران هیچکس هم حاضر نیست در وادی داوری پا بگذارد و این نگرانی را برای آینده بیشتر می کند. _ علت این امر در چه می دانید؟ داوران ما چه از نظر حقوق دریافتی و چه از نظر احترامی که در سطح جامعه نسبت به شغل آن ها ادا می شود به طور قطع باید عاشق و دیوانه باشند که پا به این حرفه می گذارند! شما حساب کنید در یک لحضه ده هزار نفر به شما اهانت کنند! چه واکنشی نشان می دهید؟ متاسفانه این هم یکی از مشکلات اساسی داوری ما در کشور است. _ امید دارید که در بازی های بعد وضعیت داوری ها نسبت به تیم شما تغییر کند؟ با این وضعیت اصلا...! بازهم می گویم دانش داوران و کمک داوران ما مسئله دارد و ما نمی توانیم با ساده انگاری از این قضیه عبور کنیم. شما دیدید که بازی ها کمی فشرده تر شد اکثر بازی های ما با مشکلات داوری بزرگ همراه شد. این مسئله کوچکی نیست که از کنار آن به راحتی عبور کنیم.
( چند روز تاخییر را به خاطر یک تصادف جزیی و قعطی تلیفون! بر ما ببخشید) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط سعید قرایی |
|
|
عرضه ندارند از حق مردم کرمان دفاع کنند! امیر قلعه نویی پوزخندی می زند و رو به یوسف آبادی سرپرست کرمانی مس می گوید: آنقدر به نجابت معروف شده اید که در شهر خودتان حقتان را می خورند! سرپرست مس تکانی می خورد و به این فکر می کند که از فردا در کمیته انضباطی باید جوابگوی سوالات قاضی شاه حسینی برای اهانت های هواداران مس باشد.
در بازی نفت و صبا که با شکست مس همراه بود امیر قلعه نویی علت اصلی را در قضاوت های ضعیف داوران علیه مس می دانست. بعدها برنامه نود هم با محق دانستن مس در آن بازی ها تماشاگران کرمانی را بیشتر نسبت به سوت های داوران حساس کرده بود. در بازی مس برابر ابومسلم زمانی که اعتراض های تماشاگران نسبت به عدم اعلام دو پنالتی مس با گل مرتضی ابراهیمی فروکش کرده بود، مهدی رحمتی که برروی زمین افتاده بود و از درد به خود می پیچید با بی توجهی داور مواجه شد. همان توپ به زمین مس آمد و تا دروازه بان میزبان به خودش آمد هاشمی نسب توپ را وارده دروازه کرده بود. این صحنه مجددا جو ورزشگاه را ملتهب کرد تا شعارهای شدید تماشاگران علیه داوران تا بعد از بازی ادامه پیدا کند. سوت پایان که کشیده شد انتظار می رفت قلعه نویی با توجه به اتفاقات بازی قبل تهاجمات همه جانبه ای را علیه کمیته داوران آغاز کند اما با ورود او به اتاق کنفرانس بهت سرتاپای همه را فراگرفت چراکه قلعه نویی به باشگاه و تربیت بدنی کرمان در ابتدا حمله کرد! قلعه نویی با صورت سرخ شده خود به محض قرار گرفتن پشت میز فریاد کشید هیچ کس در کرمان از حق مردم دفاع نمی کند!! چهار بازی در کرمان حقتان را خوردند و هیچ کس دم نیاورد. من برای تربیت بدنی و باشگاه متاسفم که دست روی دست گذاشته اند تا در آینده بدتر از این هم سر کرمانی ها بیاید. بهتر است بروید به شهرهای دیگر و ببینید آن ها وقتی حقشان را از دست رفته می بیینند چه کارها که نمی کنند اما در کرمان فقط به دو نامه بسنده می شود تا در نهایت آقای عنایت با یک معذرت خواهی خشک و خالی کرمانی ها را بیشتر ناراحت کند! در این بازی من به پنالتی هایی که برای ما گرفته نشد کاری ندارم. به عدم توجه داور به مصدومیت دروازه بانمان هم اشاره نمی کنم اما مطمئنم که هاشمی نسب می بایست از بازی با کارت زرد دوم اخراج شود که داور خیلی راحت از کنارش گذشت. برای یک بار هم که شده نجابت را کنار بگذارید و از فدراسیون فوتبال بپرسید چرا این گونه حق کرمانی ها پایمال می شود؟! متاسفانه 95 درصد تیترهای روزنامه های ورزشی کشور هم علیه قلعه نویی شده است و شاید همین باعث می شود همه احساس کنند که این قدرت را دارند که ما را نابود کنند!
قلعه نویی که آرام می شود در مورد عدم گلزنی مهاجمانش به خصوص اوچه که در زمان او به مس آمد کمترین توضیح را می دهد. او حتی در مورد عدم تعویض اوچه و رحمتی سعی می کند صحبت نکند و باز به حملات خود به اطراف برای پایمال شدن حق مردم کرمان! ادامه می دهد. مربی مس همچنان بر سفر 5 خرداد خود به ازبکستان تاکید دارد و می گوید اگر ازبکستان نشد به شرطی در کرمان می مانم که تمام خواسته هایم اجابت شود. البته در بیرون از اتاق چهره نیک نفس هم جالب بود که پس از شنیدن حملات قلعه نویی مبنی بر بی توجهی باشگاه بر احقاق حق مردم کرمان! لبخند معناداری زد وبا تکان دادن سر این بار بدون قلعه نویی ورزشگاه را ترک کرد! مس از شش بازی سه امتیاز گرفت. حالا مردم کرمان به حقوق جدیدی برای خود فکر می کنند! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:14 توسط سعید قرایی |
|
|
اخم ها برای قلعه نویی در هم کشیده شد! در کرمان خیلی وقت بود که دیگر هواداران مس به نتایج سایر تیم ها کاری نداشتند و با خیال راحت با نتایجی که امیر قلعه نویی با تیم آن ها می گرفت برخلاف دور رفت فقط به صعود در جدول فکر می کردند و گمان می کردند روزهای خوب آن ها دیگر تمامی ندارد.
( امیر قلعه نویی در بازی با ابومسلم به دنبال لبخند مجدد کرمانی ها می گردد)
اما این هفته مسی ها بیشتر از هر زمان دیگری نگران بودند و تا زمانی که خبر شکست نفت و راه آهن را نشنیدند نتوانستند آرامش یک هفته خود را تامیین کنند تا به یاد بیاورند با امیر قلعه نویی هم می توان نگران شد! امیر قلعه نویی سال 87 را خیلی خوب شروع کرد. او موفق شد حیثیتی ترین پیروزی سال خود را برابر تیم علی دایی در کرمان جشن بگیرد اما بعد از آن بود که روزهای سخت مربی مس هم شروع شد. هرچند که با نتایج فوق العاده هفته های قبل این روزهای سخت، زجر زیادی برای کرمانی ها به دنبال نداشت. زمانی که مس بازی خود را در شیراز به برق واگذار کرد، قابل انتظار بود که قرمزها که هنوز دوران نقاهت خود را تمام نکرده بودند این فرصت را به تیم قلعه نویی دادند تا جشن را در کرمان برپا کند اما کسب یک تساوی بدون گل دیگر بازهم نتوانست هوداران مس را آنطور که باید خوشحال کند. و در نهایت یک تساوی صفر بر صفر دیگر برابر پگاه کرمانی ها را باردیگر به انتهای جدول کاملا نزدیک کرد. آن هم در هفته هایی که تیم های فانوس به دست از هر اشتباهی نهایت استفاده را خواهند کرد. همه این ها کم کم شرایط فشار بر قلعه نویی را ایجاد کرد و حالا مربی مس کمی از آن شرایط رویایی کرمان فاصله گرفته است. کسب تنها سه امتیاز از 15 امتیاز ممکن، تنها دو گل زده در پنج بازی و منفی شدن دوباره تفاضل گل مس و نچشیدن طعم پیروزی برای 35 روز و از همه بدتر سقوط به رده سیزدهم جدول، کرمانی ها را نسبت به بازی این هفته تیم خود در کرمان و برابر ابومسلم خراسان کاملا حساس کرده است. این شرایط حساسیت کار برای قلعه نویی را نیز دو چندان می کند. در باشگاه مس هنوز میل مدیران با یک مربی بزرگ خارجی است. قلعه نویی هم که اگر از طرف استقلال پیشنهادی نبیند خیلی دوست دارد در کرمان بماند، نمی خواهد حمایت های گسترده مردمی که مدیران مس را برای بقای او در کرمان آن هم در هر شرایطی را مجاب می کند از دست دهد. قلعه نویی اگر در بازی برابر ابومسلم نیز نتواند نتیجه دلخواه هواداران مس را کسب کند و رکورد نبردن های تیم خود را بشکند باید منتظر باشد تا اعتراض های هواداران مس را فراتر از اخم های درهم کشیده ببیند. او علت نتیجه های اخیر تیم خود را در فقر فرهنگی بازیکنانش نسبت به چند برد می دانست. حالا پس از چند نبردن او کرمانی ها را در کسب پیروزی غنی می کند؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:53 توسط سعید قرایی |
|
|
از آن پرش فیروز تا این پرش افشین
خدا پرسپولیس را دوست دارد....اولین جمله افشین قطبی بعد از یک روز به قول عادل فردوسی پور رویایی. خدا افشین قطبی را هم دوست دارد... خدا ملت ایران را هم دوست دارد که هنوز نشانه هایی از آدم های بزرگ که فرهنگ ایرانی را در خود دارند حفظ کرده است. حتی اگر این نمونه سال ها در فرهنگی غیر ایرانی زندگی کرده باشد....!!
(پرش افشین قطبی بعد از گل پرسپولیس پرش از روی همه بی فرهنگی های فوتیال ایران بود)
سال ها بود که ادب را حداقل در بین بزرگان ورزش و به خصوص فوتبالمان را فراموش کرده بودیم. خدا افشین قطبی را برای ایرانیان حفظ کند که آمد و به یادمان آورد می توان حتی یک مربی فوتبال ایرانی بود و در همه حال با ادب بود. افشین قطبی باید هم بعد از گل تقدیمی دروازه بان سایپا پرش ارتفاع برود. خدا افشین قطبی را دوست دارد چراکه او به یادمان آورد با ادب هم می توان محبوب بود. لازم نیست پرش ارتفاع فیروز کریمی را بعد از گل های نفت به یاد بیاوریم که سوژه جاودانه میلاد پیامی عکاس فارس شد که آن پرش هم نمایشی از بی ادبی و بی نزاکتی خیل کثیر مردان فوتبال ایران بود که عصا بدست خود را آماده می کنند بدترین الفاظ را نثار دوربری های خود کنند.
حتی نیاز نیست به مربی تیم ملی فعلی مان نگاه کنیم که قصد می کند مقابل دوربین انتقام حماقت خود در تعویض یک بازیکن را از تک به تک بینندگان بگیرد! خدا ملت ایران را دوست داشت که افشین قطبی را به آن ها برگرداند تا شاید جو غالب حاکم بر فوتبال ما شکسته شود. حتی اگر خیلی ها منتظر باشند تا افشین قطبی را با همین ادب تکه تکه کنند...! شما هم ببخشید که اگر این مطلب کمی از قالب خود فراتر رفت...حداقل برای یکبار هم که شده بیاییم با افشین قطبی به ریش هرچه فقر فرهنگی در بین مربیان فوتبالمان هست بخندیم. پرش افشین پرش ادب فرهنگ ایرانی بود از روی تمام زشتی های فوتبال ما که البته با حضور اساتیدی چون فیروز کریمی تبدیل به یک ارزش شده است... افشین خان دست مریزاد! بعدا جدی تر در این زمینه صحبت خواهیم کرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:58 توسط سعید قرایی |
|
|
هندبال کرمان پر! فوتسال هم پرپر؟!! اگر بازیکنان تیمهای کرمانی نهایت تلاش خودشان را انجام دهند و بر تمامی رقیبان غلبه کنند، آن زمان که شاد و خندان به خانه برمیگردند متوجه میشوند یک حریف ناشناخته اما خودی چنان شکستی را به آنها وارد کرده است که باید برای همیشه در خانه بمانند!
حکایت عجیبی شده است نقل بستن در تیمهای مختلف ورزشی کرمان. درست در آن زمانکه فصل تمام میشود و تیمهای شهرهای دیگر سعی میکنند که با جبران نقاط ضعف خود برای مسابقات فصل بعد با قدرتی مضاعف پا به رقابتها بگذارند، در کرمان ناگهان این شور به پا میافتد که فلان تیم که اتفاقا فصل خوبی را هم پشت سرگذاشته است بهزودی منحل میشود. تا در نهایت با آغاز فصل اوج شادی کرمانیها به جای قویتر شدن تیمهایشان بقای تیم آنها در لیگ باشد که با هر جان کندنی بود فصل قبل در زمین مسابقه به دست آمده بود! پس از حوادث ناگوار تیم هندبال شهرداری، در روزنامههای مختلف کشوری خبر از این میرسد که تیم فوتسال صنایع زغال نیز قصد گرفتن تصمیمات بدی را برای تیمهای خود دارد. این باشگاه اواسط سال قبل به ناگاه امتیاز خود را از شرکت دولتی زغالسنگ به شرکت خصوصی صنایع زغال فروخت، تا پای این بخش به ورزش استان بیشتر باز شود. اما ظاهرا این شرکت خصوصی تنها تاب تحمل هزینه کردن در ورزش را فقط چند ماه دوام آورده است تا تیمهای صنایع زغال و در راس آنها فوتسال با چالشی جدید روبهرو شوند. در جلسهی معارفهی این شرکت بهعنوان متولی جدید تیمهای زغالسنگ نیز، صحبت از اسپانسرهای نامریی از تیمهای زغال بود که همین امر نشان میداد برنامهریزی دقیقی برای تحویل این تیمها صورت نگرفته است تا بیم خطر برای این باشگاه با سابقهی ورزشی در کرمان همچنان برود. البته از این باشگاه خبرهای دیگری به گوش میرسد. ظاهرا تکلیف آن در همین هفته به صورت قطعی مشخص خواهد شد اما تا قبل از شروع این جلسه اعلام میشود که بحث انحلال تیمهای صنایع زغال مطرح نیست و در نهایت تیمهای این باشگاه به نهادی جدید منتقل خواهند شد. اتفاقی که قرار بود برای تیمهای شهرداری نیز رخ دهد اما با عدم استقبال نهادهای دیگر استان، تیم هندبال شهرداری رسما منحل شد. اما از ظاهر قضیه چنان برمیآید که زغالسنگ کرمان مجددا علاقهمند به تیمداری شده است و شاید تیمهای صنایع زغال مجددا به خانهی سابق خود بازگردند. اتفاقات رخ داده برای تیمهای گلگهر در سال قبل، حذف ناگهانی تیم شهرداری و جدیدا مطرح شدن بحث تیمهای زغال نشان میدهد ورزش کرمان راه به بیراهه میبرد و جز شکستهای خارج از زمین که تبعاتی بسیار سنگینتر از آنچه که در زمین مسابقه میگذرد، چیزی عاید مردم استان نمیکند. البته در کرمان همه امیدوار هستند که در جلسهی مهم این هفته هیات مدیره باشگاه رای به انحلال تیمها داده نشود که در این صورت باید دوران بد ورزش کرمان را تکمیل دانست! تیم فوتسال صنایع زغال در ابتدای فصل قبل لیگ برتر که اولین دورهی خود را نیز پشت سر میگذاشت، با کارشکنیهای سید مهدی ابطحی، فصل را بسیار ضعیف آغاز کرد اما در ادامهی مسابقات با آمدن منصور حکاک، چهرهی کرمانی که این تیم را نیز به لیگ برتر رساند پوست انداخت و با نتایجی بعضا درخشان خود را در لیگ برتر حفظ کرد تا اولین فصل حضور کرمانیها در لیگ برتر به سلامت سپری شود. اینکه این سلامت تا شروع فصل بعد مسابقات پابرجا میماند یا خیر، به تصمیم مدیران باشگاه در جلسه این هفته بستگی دارد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:35 توسط سعید قرایی |
|
|
دست نشان ميان عشق و وظيفه براي كمتر مربي پيش مي آيد پس از كسب نتايج ضعيف و اخراج از آن تيم همچنان براي هوادارنش محبوب باشد. دقيقا همان اتفاق نادري كه براي نادر دست نشان در تيم مس رخ داد.
پس از ناكامي اسامي همچون بيژن ذوالفقار نسب، بهمن صالح نيا، رضا وطنخواه، محمود ياوري و... در كرمان، كار براي نادر دست نشان در كرمان بسيار سخت شده بود. با وجود سرمايه گزاري هايي كه كارخانه مس در بخش فوتبال مي كرد توقعات مردم براي صعود اين تيم به ليگ برتر بسيار زياد شده بود و همين كافي بود كه دست نشان در اولين بازي خود با مس در ليگ يك و پس از كسب تساوي خانگي برابر پگاه خوزستان از سوي تماشاگران كرماني به شدت "هو" شود. دست نشان كه قبل از آن در سه پلي آف ليگ يك شكست خورده بود از همان بازي متوجه شد كه در كرمان جاي هيچ اشتباهي ندارد. درست بعد از همان بازي بود كه تيم طلايي مس شكل گرفت. تيمي كه در خانه حتي يك مساوي هم نداد و با پيروزي در تمام بازي هاي خانگي نسل طلايي فوتبال خود را براي هوادارانش رقم زد. نسلي كه توسط نادر دست نشان متولد شده بود. و همين كافي بود كه او تبديل به چهره ماندگار براي كرماني ها شود. وقتي مس با كسب مساوي در تهران و برابر هما رسما به طلسم 80 ساله فوتبال باشگاهي كرمان خاتمه داد تا به ليگ برتر برسد محبوب تر از دست نشان در كرمان هيچ چهره اي نبود. خيلي ها لقب شهروند افتخاري را به او داده بودند و دست نشان هم با حضور هرچه بيشتر در ميان آن ها از پيتزا فروشي ها گرفته تا بازار قديم كرمان! محبوبيت خود را صد چندان مي كرد! عيار محبوبيت دست نشان بالاتر از اين هم رفت زماني كه مس در اولين بازي ليگ برتري خود در دستجردي پاس تهران را با يك گل شكست داد. وقتي تيم دست نشان به رده چهارم جدول ليگ برتر هم رسيد ديگر مي شد نشاني از او از عكس گرفته تا امضا را در هر گوشه از شهر پيدا كرد. او آنقدر محبوب شده بود كه حتي پس از كسب نتايج بسيار ضعيف در دور برگشت ليگ برتر فصل قبل در كرمان حتي يك بار هم شعار عليه او در ورزشگاه كرمان داده نشود. و حتي پس از اخراج او در اولين روز سال 1386 از كرمان بهت و ناراحتي شهر را فرا بگيرد و هنوز خيلي ها تصميم باشگاه را در اخراج او اشتباه بدانند. دست نشان وقتي در نيم فصل اول به همراه پگاه به كرمان امد متوجه شد هنوز در كرمان محبوبيت خاص خود را دارد. دست گل هايي كه او روز قبل از بازي از سوي هواداران مس كه به هتل او مي رفتند و همچنين تشويق هاي هواداران مس در روز بازي ثابت مي كرد او براي كرماني ها همچنان محبوب مانده است حتي با وجود آن نتايج نااميد كننده. اين روزها وقتي مس براي رويارويي با پگاه به گيلان مي رود همه از تقابل مس و دست نشان حرف مي زنند. هرچند كه گفته مي شود نادر براي گرفتن انتقام بي مهري باشگاه مس دست به هركاري خواهد زد. اقدامي كه او در بازي رفت از انجام آن ناكام ماند و با دو گل بازي را به تيم سابق خود واگذار كرد. نادر دست نشان در اين بازي ميان عشق و وظيفه قطعا طرف وظيفه را خواهد گرفت هرچند كه شايد عشق او هم در اين زمان گرفتن انتقام آن اخراج از مديران مس باشد نه شادي همه عاشقانش در كرمان! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:50 توسط سعید قرایی |
|
|
انگشت میرطرقی و آقای گلی برهانی پای میز کارشناسی!
رسول میرطرقی که در ظاهر شباهت بسیار عجیبی با فرانچسکو توتی دارد! در باطن هیچ تناسبی که با او ندارد بماند، توانایی های بالفعل چندیدن برابری نسبت به او دارد، چراکه توتی فقط می تواند گل بزند اما میرطرقی علاوه بر اینکه می تواند گل بزند، هرچند به دروازه خودی، می تواند چنان دفاعی از دروازه کند که دیگر چشم هیچ مهاجمی به دروازه مس باز نشود، کاری که نه از دست توتی که خیلی سعی می کند خود را شبیه میرطرقی کند، برمی آید و نه از دست هیچ بازیکن دیگری در دنیا. حکایت بازی با سپاهان می تواند بچه شمالی خط دفاع مس را تبدیل به یک الگو برای فوتبال ایران کند. مهاجمان سپاهان در آن بازی اگر اشتباهی به سمت دروازه خودشان شوت نمی کردند، در برابر دروازه خالی مس هم توپ را به سمت اوت خط طولی شلیک می کردند، رحمتی که گمان می کرد بازیکنان سپاهان از هیبت او ترسیده اند و به خود اجازه باز کردن دروازه او را نمی دهند از محمود کریمی سوال می کند که چرا گل نمی زنند؟ که اشک مهاجم سپاهان در می آید و می گوید هنوز توپی که میرطرقی، دستش درد نکنه، به سمت صورت من شوت کرد از چشم من خارج نشده است و همونجا گیر کرده و یک کم من را اذیت می کنه! میرطرقی که به صورت مخفیانه این مکالمه رو می شنید دیگر نمی تواند تحمل کند و توپ را یک تنه از خط حمله تیم خود پس می گیرد و یکی از زیباترین گل های فصل را به تیم خود می زند و در بغل کریمی قرار می گیرد تا گل را تقدیم به او کرده باشد! البته این احتمال هم می رود که میرطرقی علاقه خاصی به فیلم های "صمد آقا" داشته باشد اما او برای مقابله با حریفانش به جای انگشت از توپ استفاده می کند تا هیچکس جرات نزدیک شدن به او را نداشته باشد جز برای عرض ارادت!
یک روز آرش برهانی با شماره رادیکال 96 وارد زمین شد و هرچی شوت زد رفت تو گل، سانتر کرد مستقیم رفت تو گل، با سر زد رفت زیر طاق، اوت دستی انداخت رفت کنج دروازه، ضربه آزاد زد تور دروازه لرزید! دیگه کار به جایی رسید که ضربه های اوت کنار دروازه را هم برهانی می زد و مستقیم می رفتند داخل دروازه حریف. دیگه کاری از دست کسی بر نمی آمد و پسر کرمانی آبی ها هر کار که دوست داشت انجام داد. خلاصه آن روز برهانی هر 64 گل تیم خود را به ثمر رساند تا ضمن اینکه نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند، باعث آقای گلی خود در آن فصل هم شود. اما برهانی که هنوز دوست داشت گل بزند دید چراغ ها ناگهان خاموش شده است و یک نفر با جارو به او نزدیک می شود و به او می گوید، پدر آمرزیده نمی خواهی بروی؟ همه رفتند تو اینجا با کی صحبت می کنی؟ آرش به خودش می آید و می بیند که ای دل غافل او این همه گل را در مصاحبه با یکی از نشریات معتبر کشوری به ثمر رسانده است و گل های محیر العقول او نه برروی زمین چمن که در صحفه های سفید روزنامه به ثمر رسیده است تا او بدون هیچ رقیبی آقای گل در مصاحبه با مطبوعات کشور شده باشد! برهانی آنقدر از سبک گل های خود گفته بود که دیگر ساعت اداری تمام شده بود و همه رفته بودند، اما برهانی از این قضیه اصلا ناراحت نبود. او لبخند غرور آمیزی زد و راه خانه را در پیش گرفت. او به خود می بالید از بابت اینکه مشکلات گل زنی استقلال را حداقل به دست خود و آن هم در روزنامه ها حل کرده است! حالا اگر در زمین این مشکل حل نشد دیگر تقصیر او نیست.
( ببخشید عکس کارشناسی فوتبال پیدا نکردم!!!!!)
باور کنید این نه یک سناریوی فیلم طنز است و نه یک دوربین مخفی، این دقیقا یک بحث کارشناسی بسیار تا بسیار جدی است درست قبل از شروع یک مسابقه فوتبال رسمی! مجری برنامه در حالی که در برابر دوربین سعی می کند تمایلات رنگی خود را مخفی نگه دارد و فقط کم مانده است که از باخت استقلال گریه کند و بارها نسبت به آن با تاسف یاد می کند، که ناگهان یک نفر از بغل دوربین وارد کادر می شود، در ابتدا گمان می رود که کارگردان برای گرفتن زیر شانه های مجری و تسلی به او وارد کادر شده است اما بعدا مشخص می شود که آقای کارشناس با کمی تاخیر "یهو" وارد استودیو شده است تا مجری هم از دیدن این صحنه کپ کرده باشد. وقتی مجری به خودش می آید سوالات شروع می شود. ابتدا از او سوالی مبنی بر تقابل دو دروازه بان قدیم و جدید دو تیم یعنی رحمتی و محمدی می شود، تا مشخص شود جناب مجری بعد از دو هفته تازه از خواب بلند شده است که نمی داند کار محمدی به خاطر مصدومیت حتی به کما کشیده است!! کارشناس سوال را تحویل نمی گیرد و در باره قلعه نویی صحبت می کند و اینکه در این بازی مس باید کاملا جانب احتیاط را رعایت کند. اما سوال فنی بعدی مجری پاسخ این چنین از سوی کارشناس دارد: مس امروز باید ریسک کند و دروازه سپاهان را هدف بگیرد! احتمالا کارشناس منظورش این بوده است که بازیکنان مس در حین ریسک، احتیاط کنند، یعنی در وسط زمین بایستند تا به هر دو هدف برسند! صحبت بر سر جام جهانی 1980 که اصلا در چنین سالی جام جهانی برگزار نشد تا پله در آن گل بزند! و همچنین تعویض شدن و یا نشدن کریمی که مجری و کارشناس را تا حد کتک و کاری پیش برد از دیگر تفریحات سالم مردم در دیدن این بحث کارشناسی داغ بود! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:35 توسط سعید قرایی |
|
|
دهان پر خون مدافع مس در تمرینات! روزهای بد رسول میرطرقی، مدافع شمالی صنعت مس تقریبا در حال تکمیل شدن است! او که فصل قبل به همراه عباس محمدی بیشترین تعداد بازی را برای مسی های شهر کرمان انجام داد یکی از معدود بازیکنانی بود که فرهاد کاظمی از دادن رضایت به او خودداری کرد و او را در تیم خود حفظ کرد.
اما میرطرقی در زمان کاظمی تبدیل به یک بازیکن نیمکت نشین محض شده بود تا به خاطر این قضیه چند بار برابر مربی خود هم قرار بگیرد. خیلی ها گمان می کردند که روزهای بد میرطرقی با اخراج کاظمی از مس تمام می شود و او می تواند باردیگر به ترکیب ثابت راه پیدا کند که همین اتفاق هم رخ داد، اما بی خیری های این فصل نسبت به میرطرقی فقط توقف کوتاهی داشت تا مجددا روزهای سیاه برای بازیکن کم حرف مس شروع شود. رسول که تبدیل به یکی از نقاط قوت خط دفاع مس شده بود در بازی برابر برق شیراز یکی از ضعیف ترین بازی های خود را انجام می دهد تا قلعه نویی او را در دقیقه 28 از زمین بیرون بکشد. او مستقیم به رختکن می رود تا اتفاقات جالبی پس از آن رخ دهد. در حالیکه میرطرقی معتقد بود عمل او نه به نشانه اعتراض که به دلیل شدت مصدومیتش که او را تا حد بیهوشی نیز پیش برده است صورت داده شد، اما قلعه نویی این رفتار مدافعش را به حساب اعتراض می گذارد تا پس از بازی قصد تنبیه شدید او را داشته باشد. گفته شده است که کمربند قلعه نویی نیز در این ماجرا بی نصیب نبوده است! به هر شکل که بود میرطرقی در مصاحبه های متعدد از این رفتار خود عذر خواهی می کند و پافشاری او به مصدومیت و بیهوشی پس از آن سبب می شود که کسی پیگیر این ماجرا نشود تا او مجددا به ترکیب تیم برگردد. اما خیلی ها می دانستند که این اتفاق مدافع را از چشم مربی خواهد انداخت. بازی هفته قبل مس برابر سپاهان که با ضربه میرطرقی و آسیب به چشم کریمی همراه بود، یک گل به خودی خنده دار از او به مس کافی بود تا قلعه نویی دیگر روی این بازیکن حساب باز نکند تا پس از بازی روحیه رسول میرطرقی با افت محسوسی مجددا روبرو شود. این ماجراها ادامه داشت تا تمرین دو روز قبل از بازی برابر پرسپولیس. در این روز میرطرقی و اوچه بر سر یک توپ با یکدیگر درگیر می شوند. کار بالا می گیرد و به یقه گیری دو بازیکن می کشد. امیر قلعه نویی که این صحنه را می بیند روی نیمکت می نشیند اما یکی از مربیان مس که در انتقال اوچه به مس نقش اصلی را نیز ایفا کرده بود ناگهان وارد درگیری می شود و پس از مورد محبت قراردادن میرطرقی با الفاظ خود با ضربه دست موجب می شود او با دهانی پر خون از زمین فرار کند! درست همانند اتفاقی که در تمرینات سال قبل مس در همین ایام افتاد که فرهاد کاظمی با مشت های محکم خود و با چشمانی کبود علا عبدالزهرا بازیکن عراقی مس را از زمین فراری داد! به همین راحتی روز رسول سیاه می شود و به او اعلام می کنند که از فردا سر تمرینات نیاید تا باشگاه تکلیف او را روشن کند. علت غیبت میرطرقی حتی برروی نیمکت در بازی برابر پرسپولیس نیز به همین حادثه برمی گشت. بعید است او بتواند مجددا با چند مصاحبه دل مربی خود را به دست بیاورد و با ادامه حضور قلعه نویی در کرمان باید کار این مدافع شمالی را در این شهر تمام شده دانست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:6 توسط سعید قرایی |
|
|
امیر به پرسپولیس نباخت، پرسپولیس به مس مس: سید مهدی رحمتی، مرتضی ابراهیمی، مهدی کیانی (90- یاشا خلیلی) سکوفوفانو، جلال امیدیان، شاهین خیری، اوچه، پائولوزالدرون، فرزاد حسینخانی، مجید خدابندهلو (86ـ کمال کامیابی)، علی ممبینی ( 70- رسول نویدکیا) مربی: امیر قلعهنویی پرسپولیس: مهدی واعظی، کریم باقری، پژمان نوری، نبیالله باقری ها، بهادر عبدی، سپهر حیدری، حسین کعبی، فرزاد آشوبی، عباس آقایی (28-حسین بادامکی) محسن خلیلی (91- فراز فاطمی) علی نیکبخت (73 فرهاد خیرخواه) مربی: افشین قطبی داور: مسعود مرادی، جواد تقی پور، جواد یزدانی اخطار: باقری( پرسپولیس) زالترون، یاشا خلیلی(مس) اخراج: کعبی (پرسپولیس) دقیقه 77 پنجشنبه 5 اردبیهشت 1387، ورزشگاه باهنر کرمان،تماشاگر 21000 نفر
افشین قطبی بعد از پایان بازی هفته قبل توانست سرانجام از ته دل بخندد و با جملات حماسی منحصر به فردش از بیدار شدن مجدد شیر و تپیدن دوباره قلب آن صحبت کند. اما یک هفته زمان کافی بود تا این شیر مججدا به خواب فرو رود تا پرسپولیسی که به کرمان می آید باردیگر به اصل تیم خود در نیم فصل دوم برگردد. ترس بیش از اندازه از تیم امیر قلعه نویی و همچنان عدم هماهنگی در خط حمله سرخ ها، سبب شد این مس باشد که در ابتدا توپ و زمین را در اختیار خود قرار بگیرد. اما مسی ها نسبت به بازی های هفته قبل خود در دو ناحیه تغییر داشتند و در همان ابتدای بازی عدم هماهنگی در این دو ناحیه بدجور به چشم کرمانی ها می زد. آمدن جلال امیدیان به یک خط عقب و قرار گرفتن او در پست دفاع چپ برای پر کردن جای خالی میرطرقی، اولین تغییر محسوس مسی ها در این بازی بود که سبب شد میزبان نتواند همانند بازی های قبل این ناحیه را با نفوذها و پاس های تماشایی امیدیان نقطه قوت خود کند. جلوی امیدیان که از زمان اخراج کاظمی دیگر در خط دفاع بازی نکرده بود مهدی کیانی قرار داشت که با بازی ضعیف خود در این بازی نشان داد هرگز برای آن منطقه ساخته نشده است. حضور ممبینی در مرکز زمین به جای نویدکیا به طور فیکس آن هم پس از شش ماه دوری او از میدان به علت پارگی رباط صلیبی یکی دیگر از نکته های قابل تامل مس بود. در مقابل دفاع پرسپولیس بدون محمد نصرتی یکی از روزهای خوب و هماهنگ خود را پشت سر می گذاشت. اما عدم هماهنگی بازیکنان این تیم در خط حمله سبب شد این مسی ها باشند که حملات خطرناک بازی را آغاز کنند. در دقیقه هفت شرایط بازی می توانست کاملا تغییر کند. سانتر دیدنی امیدیان که پیش بینی هم می شد قلعه نویی برروی ارسال های او حساب ویژه ای در این بازی دارد در برابر دروازه پرسپولیس روی سر اوچه نشست که مهاجم بلند قامت مسی ها در حالی که واعظی هم تسلیم شده بود با بی دقتی توپ را به اوت زد تا خطر از بیخ گوش پرسپولیس عبور کرده باشد. گویی تمام حوادث بازی قرار بود در همین صحنه نقش ببندد که پس از آن دو تیم با لو دادن بیشتر توپ ها در میانه زمین خیلی زود خمیازه را به ورزشگاه باهنر آوردند. پرسپولیسی ها که با مصدومیت آقایی مجبور به تعویض او با بادامکی شدند همچنان سعی می کردند بازی را بیشتر در میانه زمین حفظ کنند و برنامه جدی برای رسیدن به دروازه مس نداشتند.حتی شوت محکم ممبینی در دقایق پایانی نیمه اول به سمت دروازه واعظی هم نتوانست جریان بازی را بهبود ببخشد. دو مربی هم که ظاهرا از سبک بازی رضایت داشتند هیچگاه تغییری را در تیم های خود به وجود نیاوردند تا بازی کسل کننده دو تیم بدون هیچ گلی در نیمه اول به رختکن بروند.
با شروع نیمه دوم پرسپولیسی ها تازه به یادآوردند برای رسیدن به صدر جدول بیشتر از مس نیاز به سه امتیاز این بازی دارند. حملات این تیم بیشتر شد اما همچنان فاقد برنامه لازم بود و کم بودن تعداد نفرات میهمان در زمان هجوم نیز مزید بر علت بود تا حملات پرسپولیس خیلی رحمتی را به زحمت نیاندازد. ضربه کعبی و نیکبخت و همچنین ضربه سر بادامکی این امید را در دل هواداران پرسپولیس که در کرمان تعداشان هم کم نبود ایجاد کرد که تیم آن ها نیمه متفاوتی را آغاز خواهد کرد. اما حکایت نیمه اول بعد از گذشت 15 دقیقه از شروع بازی مجددا تکرار شد. بازهم لو دادن توپ ها در میانه زمین و ترس طرفین از یکدیگر مانع بلندی برای جذاب شدن بازی بود. با اخراج حسین کعبی، قلعه نویی بهترین زمان را برای ثبت یک شکست دیگر در کارنامه پرسپولیس به دستان خود را فراهم دید تا با ورود کامیابی به جای خدابنده لو، با سه مهاجم به دروازه پرسپولیس حمله کند. اما زمان برای او بسیار اندک بود و تیر دروازه هم مانع ورود توپ زالدرون به دروازه پرسپولیس شد تا دو تیم به همان نتیجه ای برسند که از ابتدا هم احساس می شد در پایان باید منتظر همان بود. به هرشکل این تساوی نه در کار پرسپولیس برای قهرمانی می توانست تاثیر به سزایی داشته باشد و نه با شکل بازی پرسپولیس توانست مسی ها را راضی به خانه بفرستد اما همچنان باعث پابرجا ماندن رکوردهای طرفین شد. به این شکل که امیر قلعه نویی با مس هم توانست روند شکست ناپذیری خود را برابر پرسپولیس از زمانی که هدایت استقلال را برعهده گرفت، ادامه دهد و پرسپولیس هم موفق شد همچنان رکورد نباختن های خود را برابر مس در لیگ برتر پابرجا بگذارد. آن ها در چهار بازی که با مس داشته اند دو تساوی و دو پیروزی را از آن خود کردند. بعد از بازی فریادهای وحشتناک مربی مس برسر بازیکنانش یک فکر را در ذهن هواداران مس غوطه ور می کرد و آن اینکه امیر قلعه نویی باید هم از این نتیجه بسیار عصبانی باشد. او از 12 امتیاز ممکن در چهار هفته اخیر فقط صاحب دو امتیاز شده است و این برای تیمی که صدرنشین دور برگشت لیگ برتر محسوب می شد اصلا جالب نیست و رکورد این تیم را در بازی های برگشت با چالش روبرو کرده است. کرمانی ها هفته آینده برابر محبوب ترین رقیب خود قرار می گیرند. نادر دست نشان که با مس کرمان به لیگ برتر آمد و همچنان محبوبیت فوق العاده ای در کرمان دارد.
بهترین بازیکن: انتخاب بهترین بازیکن از جمع نفرات بازی پنجشنبه سخت ترین کار ممکن است. هیچ یک از بازیکنان در حدی نبودند که لقب بهترین را از آن خود کنند. فقط می توانیم از دوندگی بالای خدابنده لو در مس و باقری و نیکخت واحدی در پرسپولیس تقدیر کنیم که البته آن ها هم هیچ گاه در حد خودشان نبودند. اتفاق ویژه: رویارویی دوباره افشین قطبی و قلعه نویی می توانست ویژه ترین اتفاق این بازی باشد اما شاید همین رویارویی بود که اتفاق ویژه تری را حاصل کرد. در حالی که تصور می شد امیر قلعه نویی باید از متوقف کردن سرخ ها خوشحال باشد او به شدت از این نتیجه عصبانی بود به طوریکه حسابی از خجالت بازیکنانش در رختکن در آمد! |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:55 توسط سعید قرایی |
|
|
فرماندهان ژنرال در برابر ارتش سرخ مس در نیم فصل دوم کمترین تغییر را در تیم خود احساس کرد، چه از نظر نفرات داخل زمین و چه از نظر سیستم تیمی و حتی تاکتیک های رسیدن به گل. این بود که این بیم را به وجود می آورد که با باز شدن دست قلعه نویی شاید او با ادامه همین روند در برابر حریفانش با مشکلاتی هم روبرو شود. ( مس در این بازی روی فرماندهان سه نقطه اش حساب ویژه ای باز می کند)
در دو بازی مس برابر صبا و برق همین اتفاق افتاد و مربیان این تیم ها با از کار انداختن قلب مس اجازه ندادند که تیم امیر قلعه نویی بتواند همانند بازی های قبل به راحتی به اندوخته های خود اضافه کند. مس قلعه نویی فوتبال بسیار با حوصله ای را بازی می کند. نفرات قلعه نویی برای حمله کردن دست به آب و آتش نمی زنند و اجازه می دهند که حریف به زمین آن ها وارد شود تا با استفاده از عمق خط دفاع حریف به گل برسند. قلعه نویی به خط دفاع سه نفره خود هشدار داده است که اگر تیم آن ها در دقایقی که مس اجازه می دهد، حریف جلو بکشد، متزلزل باشند آن زمان است که مس روز سختی اما در تمرینات مس هم مشخص است که تاکید قلعه نویی برروی بازیسازی است که توسط جلال امیدیان و به خصوص رسول نویدکیا از مرکز زمین در زمان هجوم حریف باید شکل گیرد. مربی مس می داند پائولو زالدرون هرچند در زدن توپ های آخر با عدم دقت همراه است اما فرارهای دیدنی او و شکستن خط دفاع حریف از تخصص های ویژه اوست. پاس های بلند امیدیان در پشت مدافعان و عمقی نویدکیا، عمده برنامه های قلعه نویی در فاز هجومی است. به همین خاطر بود که صبا و برق با بستن عمق دفاع خود به راحتی مس را ناکام گذاشتند. کاری که سپاهان انجام نداد تا شایسته شکست برابر مس باشد اما با خوش شانسی با یک امتیاز زمین خود راترک کند.
اما با نگاهی به گل های مس مشخص می شود اصلی ترین حربه مسی ها برای رسیدن به گل استفاده از ضربات ایستگاهی است. یعنی یکی از برنامه هایی که در زمان برانکو بارها با انتقاد قلعه نویی مواجه شده بود، اما تیم جدید او نیز با استفاده از این حربه گل های زیادی را به ثمر رسانده است. هفت گل از 13 گل مس در نیم فصل دوم از روی پرتاب های اوت فرزاد حسین خانی، کرنرهای نویدکیا و ضربه آزاد امیدیان به دست آمده است که در همگی آن ها جایگیری صحیح اوچه و زالدرون که به هماهنگی بالایی در برابر دروازه حریف رسیده اند به دست آمده است. فرمانده هان اصلی قلعه نویی را در این بازی می توان رحمتی، ابراهیمی، نویدکیا، امیدیان و البته زالدرون دانست. نفراتی که مربی مس بیش از هر زمان دیگری از آن ها می خواهد که اشتباه نکنند. البته در بازی با سپاهان برگ برنده دیگری رو شد. در این بازی که با ضعف عجیب نویدکیا همراه بود، در نیمه دوم ادینهو به زمین آمد و حداقل چهار موقعیت مسلم گلزنی را با حرکات خود در میانه زمین تدارک دید. او که تایید قلعه نویی را گرفته است هیچ بعید نیست همانند بازی رفت به طور ثابت برابر پرسپولیس بازی کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:12 توسط سعید قرایی |
|
|
نام پرسپولیس برق را به چشمانم می آورد اسم پرسپولیس که می آید چشمانش برقی می زند و لبخند مرموزی روی لبش قرار می گیرد. وقتی از او درباره اولین بازی اش برابر پرسپولیس با لباس شاهین سوال می کنیم هیجان زده می شود، سرش را پایین می اندازد و ناخودآگاه به اولین بازی اش با پیراهن استقلال برابر سرخ ها در سال 69 اشاره می کند. همان بازی که آبی ها روی دو پاس گل او با ضربات سر سرخاب و مرفاوی دو گل کپی برداری شده از هم زدند تا یکی از بدترین روزهای پرسپولیس را با قلعه نویی رقم برنند.
امیر قلعه نویی می گوید: هرچند هیچ زمان به پرسپولیس گل نزدم اما همیشه یکی از بهترین بازیکن ها برابر این تیم بوده ام. کاری که او در زمان مربیگری نیز تداوم بخشید. تا این چنین نام پرسپولیس هیجان را به دل او بیاورد. قلعه نویی یکبار دیگر به پرسپولیس رسید. اما اینبار نه با استقلال که بر روی یک نیمکت مسی. او با احترام بسیار از پرسپولیس حرف می زند و آن را یکی از شایسته ترین تیم های لیگ برتر امسال می داند. او معتقد است که اگر پرسپولیس با بدشانسی دچار نمی شد اکنون اختلافش با سایر تیم ها در صدر جدول بیشتر بود. او از همه پرسپولیس از نیمکت گرفته تا مربیان و بازیکنان با تعریف و تمجید بسیار صحبت می کند اما پیروزی بازی این هفته برابر پرسپولیس را از آن تیم خودش می داند. او به بازیکنانش ایمان دارد و می گوید اگر در بازی با برق به مشکل برخوردیم به این علت بود که آن ها انگیزه کافی نداشتند. اما بازی فردا کار من را راحت می کند، چراکه نباید به بازیکنانم انگیزه را تزریق کنم. آن ها خودشان می دانند که می توانند بخش زیادی از سهم خود را از فوتبال این مملکت در این بازی بگیرند. اگر داورها در دو بازی قبل با ما مهربان تر بودند شاید این هفته بازی ما بیشتر در صدر جدول موثر می شد، با این حال ما هرکار که برای شکست پرسپولیس لازم باشد انجام می دهیم. نقطه قوت آن ها در مرکز زمین است و ما آن را از کار خواهیم انداخت. صحبت در باره افشین قطبی از زبان قلعه نویی می تواند جالب باشد. همان هایی که تا چند ماه قبل رقابت فشرده ای برای رسیدن به نیمکت تیم ملی داشتند که در نهایت هر دو در این نبرد شکست خوردند! مربی مس می گوید: سه بار قبل از این برابر افشین قطبی قرار گرفته بودم. در سئول با او مساوی کردم، در تهران بردم و در مالزی در پنالتی ها از او باختم. کاملا تیم های او را می شناسم و با تفکراتش آشنا هستم. مربی بسیار با کلاسی است که از نظر فنی در سطح مطلوبی قرار دارد. می دانم که آن ها برابر ما کاملا تهاجمی بازی خواهند کرد و این هدف مشترک ما یک بازی بسیار دیدنی را رقم خواهد زد. پرسپولیس همیشه پرسپولیس بوده است حتی اگر چند هفته خوب نتیجه نگرفته باشد. قطعا او در دل خودش در همین لحضه می گوید: قلعه نویی هم همیشه در برابر پرسپولیس قلعه نویی است. کسی که می داند چگونه دستان آن ها را بالا ببرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:42 توسط سعید قرایی |
|
|
پرسپوليس از اين دو نكته مس مي ترسد مس كرمان از آن دسته تيم هاي عجيب ليگ ايران لقب مي گيرد. از آن تيم هايي كه بزرگان را سلاخي مي كنند اما در برابر تيم هاي كوچك هميشه با مشكلات بزرگ مواجه مي شوند تا تكليف هواداران و حريفانش را هيچ گاه با خود مشخص نكند. درست نمونه كوچكي از تيم ملي فوتبال ايران كه از اين رويه سال هاست تبعيت مي كند.
قلعه نویی که تمامی بازی های حیثیتی را با مس برده است برنامه های ویژه ای برای پرسپولیس دارد مس با همين شيوه چه در اين فصل و چه در فصل قبل همواره مياني ترين تيم ليگ برتر بوده است كه پس از پيروزي هاي بزرگ برابر تيم هاي بالاي جدول تبديل به يك مدعي مي شد اما هفته بعد با نتيجه اي دور از انتظار برابر تيم هاي پايين جدول تسليم مي شد تا بازهم به پايين جدول نزديك شود. مس حتي در نيم فصل اول كه با انواع و اقسام مشكلات مواجه بود دست از عادت خود برنداشت و درست زماني كه بازي هايش را به شيرين فراز، پيكان و ملوان واگذار مي كرد، صبا و استقلال اهواز را شكست مي داد تا غول كش ليگ، مهربان ترين تيم براي ضعيف تر ها باشد. نگاه به نتيجه هاي مس ما را به اين حقيقت مي رساند كه اين تيم عجيب از هشت بازي با تيم هاي زير دست خود پنج بازي را به تيم هاي شيرين فراز، ملوان، نفت، پيكان و راه آهن واگذار كرده است اما همين تيم چنان مشكلاتي را براي تيم هاي بالانشين ايجاد كرده است كه همه آن ها دوست داشته باشند قبل از بازي با مس پايين تر از اين تيم قرار بگيرند تا لطف آن ها براي حريف دوچندان شود! پيروزي بر صبا، استقلال تهران و اهواز، پاس و محروم كردن سپاهان از چهار امتياز شاهكار مس در بازي برابر مدعيان ليگ بوده است. مسي ها حتي در نيم فصل اول و زماني كه در برابر هفتاد هزار تماشاگر آزادي و در روزهاي حماسي تيم
همه اين ها يك نشان دارد و آن اينكه نمي توان از حالا برروي شكست مس آن هم در خانه و حتي در برابر پرسپوليسي كه مي خواهد اوج خود را مجددا آغاز كند شرط بست. ترديد براي اين شرط وقتي بيشتر مي شود كه بداني در برابر سرخپوشان يك كابوس هميشگي قرار دارد. امير قلعه نويي كه يادآور بدترين دربي هاي اين چند سال اخير براي هواداران پرسپوليس است. شايد مايه اميدواري سرخ ها براي رويارويي مجدد با اين گربه سياه، بازي پرسپوليس برابر برق تهران در حذفي و استقلال اهواز در ليگ برتر دوم باشد كه امير قلعه نويي به دور از قلعه آبي ها و در كسوت مربي به پرسپوليس باخته
فرزاد حسن خاني كه در بازي قبل برابر سپاهان به تشخيص قلعه نويي در زمين حاضر نشد نسبت به اين تصميم اعتراض ندارد و مي گويد: من به نظر مربي احترام مي گذارم اما اميدوارم كه در بازي اين هفته برابر پرسپوليس حاضر باشم تا ضمن شكستن طلسم عدم بازي خود برابر سرخابي هاي پايتخت، با انگيزه زياد باعث موفقيت تيم باشم. به هر حال اين بازي از جهات مختلف براي هر بازيكني بزرگ محسوب مي شود و همه براي درخشش در برابر پرسپوليس و استقلال انگيزه زيادي دارند. بازيكن كرماني مس از اينكه در اين شهر در زمان بازي با پرسپوليس و استقلال، فقط مس تشويق مي شود با افتخار يادمي كند و مي گويد: همه در فصل قبل و بازي اين فصل برابر استقلال ديده اند كه كرماني ها چه جو وحشتناكي را عليه اين دو تيم ايجاد مي كنند و يكي از دلايل پيروزي ما برابر استقلال در كرمان همين جو تماشاگران عليه حريف بود.
من مطمئن هستم روز پنج شنبه مجددا ورزشگاه باهنر يكدست نارنجي خواهد شد تا پرسپوليس با عذاب هاي زيادي روبرو شود. تيم ما هفته قبل با بازي بسيار خوب در اصفهان و برابر سپاهان ثابت كرد اگر از موقعيت هاي گل خود به خوبي استفاده كند توانايي شكست هر حريفي را دارد. مسلما ما در بازي برابر پرسپوليس نيز تهاجمي خواهيم بود و با استفاده از فرصت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:7 توسط سعید قرایی |
|
|
قرارداد قلعه نويي را تمديد شده بدانيد در حاليكه تصور مي شد اختلافات مديريتي مجتمع كارخانجات مس در نهايت با پيروزي محمد پورمند رييس هيات مديره باشگاه صنعت مس كرمان خاتمه يابد، اما صدور ناگهاني حكم بازنشستگي او جريانات باشگاه مس را با چالش هاي جدي روبرو ساخته است.
امر قلعه نويي مربي موفق مسي ها در نيم فصل دوم كه راسا وارد اين درگيري ها شده بود و شمشير را در حمايت از پورمند از رو بسته بود و صراحتا اعلام كرده بود كه تنها در صورتي در مس باقي مي ماند كه پورمند در باشگاه باقي بماند، با اين اتفاقات، شايد تصور بر اين باشد كه هرگز پاي ميز مذاكره براي تمديد قرارداد خود با مس ننشيند. اما حميد نيك نفس مدير عامل باشگاه مس اوضاع را به گونه اي ديگر تشريح مي كند. نيك نفس كه سعي مي كند در رابطه با بازنشستگي پورمند صحبت نكند در رابطه با ادامه كار با قلعه نويي اميدواري هاي زيادي را به هواداران مس كه اكنون عاشق سينه چاك مربي مس شده اند مي دهد. _ ظاهرا روز گذشته در كميته فني باشگاه براي قلعه نويي تصميم گيري كرده ايد... بله...البته ما در اين جلسه بحث فني نداريم و بيشتر سعي مي كنيم اهداف كلي باشگاه را تبيين كنيم. مثل همين تعيين مربي فصل بعد. خوشبختانه تمامي اعضا به ادامه كار قلعه نويي راي دادند و ما مذاكرات خودمان را براي ادامه همكاري با او آغاز كرديم و حتي از او ليست بازيكنان فصل بعد را هم گرفتيم. _ اما قلعه نويي اعلام كرده بود بدون حضور آقاي پورمند در تيم نخواهد ماند؟ مهندس پورمند هنوز به طور كامل از باشگاه ما جدا نشده است و ما اميدواريم كه ايشان در پيكره باشگاه باقي بماند. با اين حال رضايت قلعه نويي براي ما شرط بوده است كه او در مذاكرات اوليه توافق ضمني خود را اعلام كرده است. او حتي ديروز به ما با قاطعيت گفت كه قرارداد من را تمديد شده بدانيد و از حالا براي فصل بعد برنامه ريزي كنيد. _ اما شما كه رسما با او تمديد نكرده ايد و ممكن است او پس از اينكه تيم شما را بست راهي باشگاه ديگر شود و مربي بعد دچار مشكل شود... اين كار به زودي انجام خواهد گرفت و من فكر نمي كنم كه مشكل خاصي بر سر تمديد قرارداد ما وجود داشته باشد. ضمن اينكه هدف ما بستن يك تيم قدرتمند است براي كسب قهرماني كه ما با حضور قلعه نويي مطمئينم اين اتفاق خواهد افتاد. و ما به او در اين قضيه اختيار تام خواهيم داد. _ سال قبل هم شما وقتي به عدم بستن يك تيم قدرتمند براي اين فصل ليگ برتر اعتراف كرديد، علت آن را در دادن اختيار تام به فرهاد كاظمي دانستيد. فكر نمي كنيد با اين روند مجددا دچار مشكل شويد؟ ما تجربيات خيلي خوبي از فصل قبل كسب كرديم. مطمئن باشيد كه ديگر اشتباهات فصل قبل را تكرار نخواهيم كرد. ضمن اينكه از لحاظ شخصيتي نيز بين دو مربي تفاوت هاي زيادي است. گمان مي كنم كه بتوانيم حاصل اعتماد به قلعه نويي را خيلي زود ببينيم. همانطور كه در اين فصل شاهد اين اتفاق بوديم. _ اما ما بازهم تاكيد مي كنيم كه قلعه نويي هنوز مربي قطعي فصل بعد مس نيست... ببينيد... در هر صورت ما براي قلعه نويي اين حق را قائل هستيم كه براي آينده خود با فراغ خاطر بيشتري برنامه ريزي كند. به هر حال مربيگري در ازبكستان و تيم پاختاكور مي تواند براي قلعه نويي جاذبه هاي بيشتري نسبت به مس كرمان داشته باشد. ما روي قلعه نويي حساب باز مي كنيم چراكه او به ما قول داده است كه اگر در ايران بماند فقط در كرمان مربيگري خواهد كرد. _ اما احتمال مربيگري او در استقلال تهران هم وجود دارد؟ به هر حال اين سليقه قلعه نويي مي باشد. او از كار كردن در كرمان راضي بوده است و ديروز هم بارديگر اين رضايت خود را اعلام كرده است. وقتي او به ما ليست جذب ده بازيكن را مي دهد به اين معني است كه او براي آينده مس برنامه ريزي كرده است نه تيم ديگر. _ احتمال تغيير چند درصدي در تيم وجود دارد؟ ما با اكثر بازيكنان قرارداد دو ساله داريم و به غير از مرتضي ابراهيمي و مهدي رحمتي ساير بازيكنان تيم فيكس اين صلمان ما بقي بازيكنان يك سال ديگر با ما قرارداد دارند و اين دست ما را براي تصميم گيري در فصل نقل و انتقالات به خوبي باز مي گذارد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:24 توسط سعید قرایی |
|
|
یک روز قلعه نویی...بنده خدا مهندس پورمند!
یک روز قلعه نویی مربی مس می شود و در عرض دو هفته شش برد لیگ برتری را همراه این تیم کسب می کند تا در کورس قهرمانی قرار بگیرد! مربی مس بعد از هر بازی در اولین پاسخی که به خبرنگاران می دهد حتی اگر سوال در رابطه با داوری بازی باشد می گوید: "بسم الله رحمان رحیم...شما می دونید من فقط شش ماه با مس قرارداد دارم و بعدش از کرمان می رم..." در آن روزها هر تیمی که نتیجه نمی گیرد از پرسپولیس و استقلال گرفته تا رئال مورسیا در اسپانیا و حتی تیم های ناشناخته قبائل مایو مایو در آفریقا بعد از هر شکست تیم خود فقط امیر قلعه نویی را دوای درد تیم خود می داند و برای استخدام او به جای تشویق تیمشان نود دقیقه نام او را فریاد می زنند. بعد از قلع قم کردن تیم های بزرگ و کوچک توسط مس قلعه نویی ناگهان تیم ژنرال به هیچ حریفی نه نمی گوید و از بزرگ و کوچک گل می خورد و می بازد تا به قول امیر قلعه نویی در یک چرخش 360 درجه ای! به قعر جدول برسد و در نهایت در هفته آخر به دسته یک سقوط کند! بعد از آن بازی امیر قلعه نویی لبخند زنان مقابل دوربین حاضر می شود و وقتی علت را از او می پرسند می گوید: دیدید به خاطر کرمانی ها طرفداران بقیه تیم ها را چگونه گول زدم! از اونجا که من خیلی دوست داشتم در کرمان فصل آینده مربی باشم این چند باخت صوری را دادیم تا دیگه تو ورزشگاه های دیگه من رو تشویق نکنن تا دل من هوایی شه و هرروز شایعه بسازن که من به تیم اون ها رفتم. حالا دیگه کل یوم در کرمان هستم و مطمئن باشید به عشق مردم کرمان و شخص مهندس پورمند که دیگه هیچ سمتی هم در باشگاه نداره در مس می مونم و این تیم رو قهرمان جام محلات می کنم!
بنده خدا این مهندس پورمند... اگر می دانست پس از آن هم خون دل خوردن در راس هیات مدیره باشگاه مس برای صعود تیم فوتبال این باشگاه به لیگ برتر و حفظ آن با چنگ و دندان در این لیگ و کلی سرمایه گذاری کردن در تیم های مختلف و نتیجه گرفتن در کوتاه مدت، قرار است در عرض سه سوت حکم بازنشستگی او را صادر کنند حتما با یک بازیکن به قیمت 5 ملیارد دلار از ایالت شاس آباد برای هر یک از تیم های مس قرارداد امضا می کرد تا در نهایت با کسر 200 امتیاز از هر یک از تیم های این باشگاه به خاطر عدم پرداخت قرارداد آن بازیکن ها، حال رییس هیات مدیره بعدی را بگیرد و تمامی تیم های مس با ادامه روند سایر تیم های ورزشی کرمانی یا منحل شوند و یا به دسته پایین سقوط کنند! آخه یکی نبود که بگوید این امیر قلعه نویی که این همه برروی این مهندس فعال سرمایه گذاری کرده بود و همانند فیلم های درام هندی ماندنش را تنها به ماندن او منوط کرده بود حالا با چه رویی به صندلی خالی او نگاه کند؟! در حالی که در کرمان هیچ کس پورمند را ندیده بود و حتی عکسی هم هیچ وقت از او منتشر نشده بود تا تشخیص قیافه او برای کرمانی ها ممکن شود، هرچهره سرشناسی که به کرمان می آمد از فرهاد کاظمی گرفته تا امیر قلعه نویی و در آینده نه چندان دور کاپلو و مورینیو، همه خود را مریدان مهندس پورمند می دانستند که اگر در کرمان هستند فقط به عشق او و کارایی او بوده است. این بود که کم کم پورمند را برای هواداران مس یک شخصیت افسانه ای کرده بود که سرانجام در یک روز مه گرفته و در حالیکه رفته بود سرالکس فرگوسن را برای مس جذب کند در میان جنگل مفقود شد و دیگر هیچکس نام او را نشنید. حالا سه، چهار هزار سالی هست که هواداران مس منتظر هستند پورمند باردیگر به تیم آن ها برگردد! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:3 توسط سعید قرایی |
|
|
یکی این تیم را بخرد! اگر بر روی یک سایت ورزشی بین المللی ناگهان خبری درج شود با این مضمون که یک تیم بسیار موفق یک باشگاه که نماد آن نیز محسوب می شود و با وجود همه کارشکنی های مدیران ارشدش همچنان خوب نتیجه می گیرد ناگهان منحل می شود فکر می کنید با چه واکنشی از طرف مخاطبان روبرو می شوید؟!
اگر هوادار دو آتیشه آن باشگاه باشید قطعا تا مرحله خودسوزی پیش خواهید رفت اما اجازه نمی دهید تیم محبوبتان را نابود کنند و اگر تنها در مقام یک خواننده باشید به تفکرات مدیران آن پوزخندی می زنید و خیلی خوشحال خواهید بود که طرفدار این باشگاه با این مدیران نبودید. اما متاسفیم که باید بگوییم این قضیه این بار دقیقا در کرمان رخ داد تا همه خوشحال باشند که در کرمان طرفدار ورزش نبودند تا این گونه بابت از دست رفتن یکی از موفق ترین تیم های ورزشی استان که حتی تبدیل به یک نماد بین المللی برای استان هشت شده بود، غصه نخورند. مدیران شهرداری کرمان می توانند در پرونده افتخار خود ثبت کنند که دیگر هیچ کس در کرمان به هوای دیدن پیروزی های پرتعداد هندبال شهرداری راهی سالن تجلی نمی شود و دیگر هیچ کس نمی تواند نام این نهاد را برای یک بار هم که شده با افتخار فریاد بزند تا هر زمان نام شهرداری کرمان به میان می آید تنها چاله های وسط خیابان های شهر برایشان تداعی شود! مدیران عزیزی که به راحتی هرچه تمامتر و بدون هیچ توجه به خواست مردم کرمان به فدراسیون هندبال فاکس می زنند که " دیگر حمایت از تیم هندبال در توان این نهاد نیست و در انتهای لیگ 85-86 تیمی با نام شهرداری دیگر وجود ندارد" هیچ فکر کرده بودند این تیم متعلق به امروز آن ها نبوده است که به همین راحتی در آن را تخته کردند؟! آن زمان که نه هنوز از لیگ برتر فوتبالی خبری بود که تمام نگاه ها را سمت خود ببرد، تیم هندبال شهرداری بود که سر ورزش دوستان کرمانی را در کشور بالا نگه می داشت تا آن ها موجودیت خود را در ورزش حرفه ای کشور در یک رشته گروهی هم که شده است حفظ کنند. اما امروز سر ورزش دوستان کرمانی پایین می رود چراکه همچنان به همت مدیران خودی و غیر خودی تیم های ورزشی ما محکوم به اضحملال هستند! معمولا رسم بر این است که باشگاه ها یک تیم پر ضرر را از گردونه تیم داری خود خارج می کنند نه موفق ترین تیم و نماد باشگاه خود را. اما در روزهایی که شهرداری همچنان در رده های بالای جدول لیگ برتر بود و مدیران این نهاد به بازیکنان این تیم وعده بازی در راه خدا را داده بودند! زمانی مصاحبه های اعتراض آمیز این بازیکنان بلند شد، منطقی ترین و راحت ترین کار برای مسوولین ظاهرا انحلال این تیم پربازده برای کرمانی ها بوده است. از همان زمان هر روز این تیم تا آستانه انحلال پیش برده می شد تا این تیم یکی از متزلزل ترین لیگ برترهای خود را تجربه کند و با این شرایط بازهم دست به یک شاهکار بزند و عنوان سومی بازی ها را آن هم تنها با یک امتیاز اختلاف با تیم دوم جدول کسب کند. اما مردم کرمان نمی دانستند که این تیم از پس یک حریف قدرتمند تر که همان مدیرانش بود هرگز برنمی آید تا در نهایت این تیم تلخ ترین شکست عمر 24 ساله خود را بپذیرد تا کلا از گردونه زندگی خارج شود! نایب قهرمان فصل قبل لیگ برتر هندبال ایران باید 15 خرداد ماه عازم مسابقات باشگاه های آسیا شود. هرچند که دیگر شهرداری هیچ مسوولیتی در ضمینه این تیم متقبل نیست تا فکر آسیا هم برای کرمانی ها سنگین باشد، اما ظاهرا خیرخواهان ورزش کرمان قصد دارند هزینه 50 میلیونی اعزام این تیم را فراهم کنند تا در نهایت این تیم وداع باشکوهی داشته باشد. تنها در یک صورت می توان امیدوار به بقای این تیم هندبال بعد از پیکارهای آسیایی که با نام منتخب کرمان به میدان می رود بود. آن هم در صورتی که یکی دیگر از نهادهای استان حاضر به خرید امتیاز این تیم باشد تا در نهایت این تیم با نامی دیگر در کرمان به فعالیت بپردازد و سهمیه دو تیم هندبال کرمان در لیگ برتر حفظ شود در غیر این صورت باید از فصل آینده فقط برروی موفقیت تیم مس زوم شود. اما اتفاق تلخ تر که احتمال رخ دادن آن نیز بسیار زیاد می باشد این است که یک کارخانه از استانی دیگر به سرعت برای خرید سهمیه این تیم هندبال اقدام کند و تمامی بازیکنان فصل قبل شهرداری را با خود به آن شهر ببرد تا آینه دقی برای کرمانی ها شود. معمولا در هیچ کجای ایران نیز همانند کرمانی ها در پس زدن تیم های موفقشان نظیر تیم های سال قبل گل گهر توانایی ندارند! از این رو باید منتظر بود و دید که شهرداری فصل قبل از فصل آینده در یزد یا اصفهان و یا حتی سیستان و بلوچستان توپ بزند. تقضای مردم کرمان از همه نهادهایی که می توانند این تیم را برای فصل بعد با نام خود در کرمان اداره کنند این است " خواهشا یکی این تیم را بخرد!" مسلما اگر برخلاف مدیران شهرداری یک تفکر حرفه ای پشت این قضیه قرار گیرد آن ها می توانند مطمئن باشند که در کنار این تیم بسیار موفق برای نهاد خود از هزاران طریق درآمد زایی کنند. به ظرط آنکه آن ها تنها از سر اجبار همانند مدیران شهرداری مجبور نباشند چند سال شاهد موفقیت تیم های خود باشند! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:1 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|