|
|
|
|
|
در انتخابات بعدی هیات فوتبال هم هستم نصرالله گنجعلیخانی رییس هیات فوتبال کرمان. او یکی از خبر سازترین چهرههای ورزشی کرمان طی هفتههای اخیر به واسطهی انتخابات بعدی هیات فوتبال کرمان لقب گرفت.
هرچند که تا برگزاری این انتخابات نزدیک به سه ماه زمان باقی است اما بحث حضور یا عدم حضور او از بحثهای مهم محافل ورزشی استان شده است. برخی نشریات از عدم حضور قطعی او در این انتخابات خبر دادهاند و اعلام کردهاند بعد از نزدیک به 15 سال حضور او در ساختمان چسبیده به ورزشگاه سلیمیکیا گنجعلیخانی دیگر این پست را نمیخواهد و دلیل سندیت ادعای خود را قسمهایی میدانند که از زبان او بهطور غیر رسمی شنیدهاند! همین بحثها موجب نگرانی هواداران فوتبال در کرمان شده است. رییس فعلی هیات فوتبال کرمان به واسطهی اخلاق خوب و عملکرد مثبتش از محبوبیت خاصی برخوردار است به نحوی که هیچ یک از فوتبال دوستان واقعی در شهر از رفتن او استقبال نکرد. بحث انتخابات هیات فوتبال کرمان زمانی جالبتر شد که پس از اصرار برخی مبنی بر عدم رضایت گنجعلیخانی در ماندن در این پست، از کمال جوانمرد مدیر فعلی ادارهی کل تربیتبدنی بهعنوان جایگزین او یاد کردند! اتفاقی که پس از داستانهای هزار و یک شب برگزاری انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ایران با حضور محمدعلی آبادی رییس سازمان تربیتبدنی، مدلی کوچکتر از آنرا میتوانست در کرمان و در زمان برگزاری انتخابات هیات فوتبال کرمان رقم بزند. همهی این اتفاقات در حالی گمانهزنی میشود که با پیروزی نصرالله گنجعلیخانی در انتخابات فدراسیون فوتبال ایران و راه یافتن او به هیات رییسهی فدراسیون فوتبال اعتقاد همه بر این قرار گرفته است که حضور او در راس برنامهریزی فوتبال استان بیشتر از قبل میتواند به تسریع در رشد این رشتهی ورزشی در کرمان کمک کند و ترک کردن هیات فوتبال کرمان از سوی او، بعد از نزدیک به 15 سال مدیریت مطلوب در این هیات میتواند فوتبال کرمان را با خطراتی روبهرو کند. البته گنجعلیخانی در گفتوگو با بامکویر تا حدودی دوستدارانش را برای بقا در این هیات بیشتر میکند: 1. آقای گنجعلیخانی... شایعات عدم حضور شما در انتخابات بعدی هیات فوتبال کرمان به گوش شما هم رسیده است؟ بله... ظاهرا چهرهی ما برای برخی خیلی تکراری شده است که این اندازه برای رفتن من عجله دارند! من هیچ کجا بهطور رسمی در این رابطه صحبت نکردهام و نقل قولهایی که از زبان من در رابطه با حضور یا عدم حضورم در انتخابات بعدی نوشته و یا گفته میشود کذب محض است. چراکه این انتخابات در مهرماه آینده برگزار خواهد شد و برای گمانهزنی برای آن هنوز فرصت زیادی باقی است. 2. علاقهی شما برای حضور در این انتخابات به چه صورت است؟ آیا ما همچنان شما را به عنوان چهرهی اول این انتخابات خواهیم دید؟ متاسفانه طی ماههای اخیر مواردی را به چشم دیدهام که در کرمان تا امروز سابقه نداشت و همین مساله من را برای ادامهی فعالیت بیمیل کرده است. اما با وجود این اگر خواست تمامی عوامل فوتبال استان اعم از هواداران و باشگاهها این باشد که من در این پست بمانم ادای تکلیف خواهم کرد. اگر احساس کنم که همچنان در این پست وظایفی هست که باید انجام بگیرد قطعا در انتخابات شرکت خواهم کرد. 3. از صحبتهای شما اینطور استنباط میشود که یک فشار خارجی قصد دارد مانع حضور شما در این انتخابات شود...؟ قصد ندارم با صحبت در این زمینه به برخی مسایل دامن بزنم... به هر حال اوضاع چندان بیحاشیه نیست. الان بهترین راه را در صبر کردن دیدهام و در این زمینه اصلا صحبت نکردهام. شاید همین سکوت من به برخی شایعهها دامن زده باشد اما به هر حال سکوت را در این شرایط به مصلحت همه دیدهام.
4. با این وجود شما در انتخابات پیشرو هیات فوتبال شرکت خواهید کرد؟ من خودم برای حضور در این انتخابات مشکلی ندارم و بر اساس وظیفهای که احساس میکنم در آن شرکت خواهم کرد. اما بازهم میگویم باید شرایط را در زمان برگزاری آن ارزیابی کنم. اگر ببنیم حضور من باعث میشود که برخی برای سنگاندازی جلوی هیات قدرت خود را بیشتر از قبل میکنند، این پست را در اختیار آنها میگذارم که بتوانند بدون حاشیه به اهداف خود برسند! 5. از بحث هیات فوتبال بگذریم... روند بسته شدن تیم مس را چطور میبینید؟ خوشبختانه نسبت به فصل قبل در همین مقطع خیلی بهتر شده است. من فکر میکنم اگر نامهایی که مطرح میشود به مس بیایند این تیم بتواند در لیگ برتر این فصل واقعا چهرهی موفقی از خود ارایه دهد و بتواند جایگاه واقعی خود را در جدول کسب کند. امیدوارم که باشگاه به بازیکنان کرمانی هم بیشتر اعتماد کند و ما در این فصل چند جوان کرمانی را با لباس مس به فوتبال ایران معرفی کنیم. من اطمینان دارم که باشگاه مس با سرمایهگذاری برروی جوانان کرمانی ضرر نخواهد کرد. 6.گفته میشود شما به زودی کرمان را کلا ترک خواهید کرد و در تهران مشغول به کار خواهید شد؟ این بحث مطرح بود اما طی روزهای گذشته در کمیتهی امداد و فدراسیون فوتبال مدیریت جنوبشرق کشور را به من سپردند و این باعث شد که خوشبختانه در کرمان ماندگار شوم. بحث خروج من منتفی شده است و من در کنار همشهریان خود باقی میمانم. 7. از فدراسیون فوتبال چه خبر؟ تیم ملی ایران به جام جهانی میرود؟ اتفاقا در این مورد جلسهای را با حضور علیآبادی و هاشمی برگزار کردیم و همهی تمهیدات را برای صعود این تیم به جامجهانی بررسی کردیم تا در اختیارش قرار دهیم. خوشبختانه مشکل بزرگی پیش پای این تیم نیست و با پیروزی برابر سوریه به مرحله دوم رسیدیم و انشاالله همانند دورهی قبل در مرحلهی دوم نیز با مشکل بزرگی مواجه نمیشویم و میتوانیم برای دومین دوره متوالی به جامجهانی برسیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:30 توسط سعید قرایی |
|
|
از مس جدید با مظلومی رونمایی شد
عصر یک روز بسیار گرم که فقط نام بهاری به خود دارد و کاملا حس تابستان را منقل می کند. زمین چمن باشگاه شهرداری. همه چیز این جا متفاوت است.
در حالی که نصف مردم شهر در گرمای بدون برق از هر وسیله دستی برای خنک کردن خودشان کمک تلبیده اند، نصف دیگر شهر هم منتظر هستند تا ساعاتی دیگر به این بلا دچار شوند. اما عده کمی از مردم همین شهر منتظر هستند تا یک تابلوی جدید ببینند. مردمی که برروی سکوهای سیمانی ورزشگاه شهرداری برای پرده نمایی از اولین تمرین تیم مس با پرویز مظلومی به تمام اطراف خود توجه کامل را دارند. تابلویی که قرار است برروی زمین سبز چمن شهرداری با همان نام یعنی مس و این بار با سبکی متفاوت، یعنی ترسیم چهره یک قهرمان و یا حداقل بزرگ ترسیم شود. پرویز مظلومی با گرمکن تیم ملی به زمین می آید. او این لباس را احتمال زیاد به یاد خاطرات بسیار شیرینی که درست سال قبل و در همین زمان داشت بر تن کرده است. یعنی همان روزهایی که او در قامت مربی تیم ملی ب با بچه های درجه دو فوتبال ایران عراقی که یک ماه بعد قهرمان آسیا شد را، در بازی فینال غرب آسیا برد تا جام قهرمانی را به تهران بیاورد. او این لباس را بر تن کرده است تا با یاد آن جام احتمالا سال آینده و در همین ایام شاید با یک جام بسیار زیبا، اینبار به کرمان بیاید و آن وقت باشد که لباس نارنجی را از تن خود خارج نکند! حمید نیک نفس دائما لبخند می زند و با گوشی خود مصاحبه می کند. دوربین خبرنگاران جوان تنها دوربین تلویزیونی است که او را شکار می کند. آقای مدیر با افتخار به تیم خود نگاه می کند و دائما "پز" تیمش را می دهد. البته حق هم دارد. سال گذشته و در همین ایام او می بایست صرفا پاسخ انتقادها را نسبت به آن تغییرات عجیب و غریب بدهد اما امسال او می تواند با افتخار از حفظ نفرات خوب فصل قبل و البته نام های بزرگ و دهان پر کنی که تا چند هفته دیگر به کرمان می آیند صحبت کند. اوضاع برای مسی ها تا اینجای فصل نقل و انتقالات آنقدر خوب بوده است که به زعم روزنامه های ورزشی کشور مس فعلا در صدر فصل جذب بازیکن باشد! به امید اینکه این صدر نشینی تا پایان فصل بازی ها هم ادامه داشته باشد. مظلومی سوت اول را می کشد. همه به خط می شوند. چهره ها همان چهره های شناخته شده فصل قبل هستند. از همه شناخته شده تر رسول میرطرقی از این حیث که حکایت اخراج و بازگشت او چیزی شبیه به کارتون "تام و جری" شده است که اگر از یک سوراخ از کادر خارج شود از یک سوراخ دیگر مجددا به کادر وارد می شود! او همچنان مسی است تا خیالمان از بابت خط دفاع راحت باشد. خنده و شوخی مهمترین رکن تمرین اول است. درست همانند اول مهر که دانش آموزان یک کلاس شاید خاطره انگیز ترین روز مدرسه را در آن سال تجربه کنند. البته بازهم به این امید که به خاطره انگیز ترین شکل ممکن آن سال تحصیلی را به پایان ببرند. همان کاری که مسی ها با خنده های خود نشان از آن دادند که درصدد رقم زدن آن هستند. مجید مکی زاده دیگر مدیر روابط عمومی مس نیست. او در کنار مدیر جدید این بخش یعنی رضا بلند پور به زمین می آید تا هر دو نشان دهند در پست جدیدشان برای یک هدف تلاش می کنند. درست همانند رضا یوسف آبادی که می داند حاشیه های این فصل به واسطه همان صدور جواز آسیایی شدن برای سه تیم، به احتمال زیاد حاشیه های بازی های این فصل خیلی بیشتر از آنچه هستند که او قبل از این تجربه کرده بود و البته او هم آمادگی کامل این را دارد که همانند فصل قبل خیلی از این حاشیه ها را به موقع جمع کند. هرچند انتظار می رفت در این تمرین تعداد بیشتر هواداران مس برای رونمایی از مس جدید به زمین تمرین آن ها بیایند اما شاید سکوت روز اول لازم تر به نظر می رسید. تا مظلومی از نزدیک به جو فوتبال کرمان اشراف پیدا کند. حالا او می داند که او در آرامش می تواند برنامه های خود را پیاده کند. البته او در این آرامش حمایت را هم در پشت خود می بیند تا به موقع و در زمین چمن ورزشگاه باهنر و در برابر دیوارهای سرخ آن، نتیجه اش را به بهترین شکل پاسخ دهد. البته منتظر باشید با ورود رسمی ستاره های جدید مس چشم های بیشتری هم مس را به نظاره بنشیند و از چشمک زدن آن ها لذت ببرد. اردوی ترکیه احتمالا اولین سفر خارجی و مشترک مس جدید است. مس بعد از این ادو باید دیدن داشته باشد، حتی در تمریناتش. مس جدید در غیاب هوادارنش با مظلومی تمام و البته به دست پرویز مظلومی رونمایی شد. به امید زیباتر شدن لحضه به لحضه آن. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 0:8 توسط سعید قرایی |
|
|
اسطوره را، شایسته بودن است! نمی دانیم پیروزی تا چه اندازه به نام علی دایی وابسته شده است که هرگز نمی تواند فاصله گرفتن با او را تحمل کند. علی دایی یعنی پیروزی و موفقیت، آن هم درست در مواقعی که همه او را شکست خورده می خوانند. یعنی همان لحظاتی که خیلی ها می گویند اینبار دیگر کار او تمام شده است و دیگر نمی تواند برخیزد!
اما علی دایی آنقدر وابسته به موفقیت شده است که اگر کار او تمام شده باشد گویی کار موفقیت به بن بست رسیده است. انرژی خدادای دایی تمامی ندارد و خوش به حال ما که دایی از ماست تا شادی اتمام ناپذیری این انرژی برای ما هم باشد. حکایت دایی دقیقا سناریوی فیلم های دراماتیک است که قهرمان آن درست در اوج ناامیدی شروعی دوباره آغاز می کند و همیشه پایان خوبی را هم برای هوادارانش به جا می گذارد. دایی چه آن زمان که در زمین بود و با افت هرچند بلند مدت مواجه می شد درست در همان روزی که می بایست از جا برخیزد، بلند می شد. همان روزی که خوشحالی منحصر به فرد او در پریدن به سمت هوا و گره کردن مشت ها به سمت آسمان و کشیدن موی همبازی ها بازهم ثابت می کرد دایی تمام ناشدنی است و منتقدان او خیلی نمی توانند روی زمین خوردن او شرط ببندند. آن روزی که بعد از بازی با پرتغال اوج حملات به دایی صورت گرفت، دیگر در خوشبینانه ترین حالت هم نمی شد تصور کرد که دایی را بتوان همان اسطوره بی ترک دید. اما دایی فرمول اسطوره بودن را پیدا کرده بود و آن شایسته بودن برای رسیدن به این لقب بود. برای بازگشت طلایی دایی با قهرمانی سایپا در لیگ برتر، در کنار همه شایستگی های "کاپیتان" خیلی اتفاقات دیگر دخیل بود که تیتر درشت آن رفتن زودهنگام لورانت و به جا گذاشتن آن تیم منظم و هماهنگ بود و دایی چه خوب از این فرصت نهایت استفاده کرد تا ترک ها را خیلی زود از تندیس اسطوره ترمیم کند. دایی سال بعد با سایپا در لیگ خوب نتیجه نگرفت تا بازهم نگاه های معنادار به او خیره شود. بازهم فعل و انفعالی لازم بود تا دایی فرصت جدیدی برای رسیدن به آسمان بیابد. ماجراهای جالب انتخاب تیم ملی و بازی با نام های کلمنته، قطبی، قلعه نویی و... و همه اتفاقات دیگر بازهم همان فرصتی بودی که به دایی رسید و بازهم این سوال که او هنر استفاده از آن را دارد؟
بعد از بازی با امارات دایی "هو" می شود. تماشاگران همان درخواست همیشگی خود را در زمان خشمشان از دایی می کنند! اما به طور قطع ته دل آن ها هم روشن بود که این دایی شکستنی نیست. بازی با امارات، تک گل فریدون زندنی، فتح العین به دست تیم دایی... و او بازهم بازگشت. چراکه قبلا ثابت کرده بود اسطوره را شایسته بودن است! عیار دایی بالا رفت وبازی با سوریه می توانست نقطه پایانی باشد بر داستان افت عیار محبوبیت دایی و شروع داستانی جدید برای او. تیم ما با دایی به مرحله دوم مقدماتی جام جهانی رسید و حالا حالاها بازهم دایی قدیس فوتبال ما هست تا داستان بعد! فکر نمی کنید قبلا این داستان و فیلم را بارها در فوتبالمان خوانده و دیده بودید؟! نمی دانیم دایی درصدد رقم زدن داستان جدیدی برای خود هست یا خیر؟! اینکه او می خواهد برای یکبار هم که شده است بدون تحمل فشار به جایگاه خود برسد یا خیر؟! اینکه این اتفاق می افتد یا خیر در مقابل این مسئله خیلی اهمیت ندراد که ایمان بیاوریم دایی عامل جذابی است برای جذب شانس موفقیت. ما با او بالاخره موفق خواهیم شد حتی اگر در یک دوره او چنان ما را عصبانی کند که طلب مضحک رقص را از او کنیم. دایی برای ما خواهد رقصید اما رقصی که قهرمانان پس از رسیدن به موفقیت بزرگ نمایش می دهند. درست همانند رقص شادمانه دایی بعد از گل دوم ما برابر سوریه که یک ملت را به رقص درآورد. حالا ما هستیم و مرحله دوم جام جهانی... جایی که نام های کره جنوبی، ژاپن، استرالیا، عربستان، عراق و... هیجان ما را چند برابر می کنند. شاید دایی هم بداند که بازگشت در برابر این تیم ها اگر غیر ممکن نباشد حداقل به آسانی برابر سوریه و امارات نباشد. شاید مربی ما برای خود طرحی نو در این مرحله دراندازد و یک ملت امیدوارند که این چنین باشد.
(دوستان عزیز این چند روز به علت فشردگی شدید امتحانای پایان ترم نتونستم منظم آپ کنم که این اتفاق خجسته رو به شما تبریک می گم! طالب دعاهای خیر شما هستم) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:47 توسط سعید قرایی |
|
|
چند نقطه چین که خیلی ها را به دردسر می اندازد! زمانی که شما به عنوان یک بازیکن سرشناس به دفتر مدیر یک باشگاه بزرگ می روید تا برای عضویت در تیم فوتبال آن که در لیگ برتر و یا دسته یک بازی می کند قرارداد امضا کنید معمولا دو برگه قراردا پیش روی شما قرار می گیرد!
یک قرارداد رسمی که قرار است به فدراسیون فوتبال و احتمالا اداره دارایی برای تعیین مالیات قرارداد شما ارسال شود و یک برگ قرارداد داخلی که عقدی است کاملا شخصی میان بازیکن و باشگاه که از نظر فدراسیون اثبات بار حقوقی آن اگر کاملا امکان پذیر نباشد خیلی سخت و با ترفندهای حقوقی خاص قابل ارجاع به محاکم قضایی است. نکته جالب تفاوت این دو برگه قرارداد، پر کردن نقطه چین هایی است که در برابر مبلغ آن گذاشته شده است. اگر شما به طور رسمی با مبلغ 20 میلیون تومان به یک تیم فوتبال منتقل می شوید، احتمالا قرارداد داخلی شما و باشگاه با مبلغ 250 میلیون تومان پای آن امضا بخورد! اگر گمان می کنید این اتفاق که در کشورهای قانونمندی مثل فرانسه و ایتالیا می تواند به راحتی حتی حکم به سقوط یک تیم به دسته پایین تر دهد، در فوتبال ایران یک مسئله پشت پرده بسیار محرمانه است که ما از آن پرده برداری می کنیم، کاملا در اشتباه هستید! این سبک امضای قرارداد تبدیل به یک عرف در نقل و انتقال بازیکنان فوتبال کشور شده است که با شروع فصل جدید بازهم شاهد آن خواهیم بود. فدراسیون فوتبال و البته بازرسان اداره دارایی کشور نیز هیچ گاه دستوری را برای پیگری این قضیه در فوتبال کشور دریافت نمی کنند تا همچنان روند امضای قرارداد بازیکنان ما برای کاهش میزان مالیات آن به این شکل عجیب و البته غیر قانونی ادامه داشته باشد.در فصل گذشته نیز زمزمه هایی مبنی بر اختلاف عظیم مبلغ قرارداد نیکبخت با باشگاه پرسپولیس به گوش رسید که خیلی زود در نطفه خفه شد تا احتمالا از روی دادن یک حادثه عظیم در کل باشگاه های کشور جلوگیری شود. اما حمید نیک نفس به عنوان یک مدیر ورزشی متفاوت با همه همکاران خود قصد انجام کارهایی جدید در باشگاه مس کرمان دارد. او وقتی با این سوال که امضای قراردادهای شما با بازیکنانتان به شکل همان قراداد داخلی و رسمی با دو مبلغ متفاوت است روبرو می شود، کمی مکث می کند. مکث او نشان می دهد که حتما حرف های جالبی را برای گفتن خواهد داشت. مدیر باشگاه مس می گوید: در سال های قبل ما این کار را می کردیم! اما ما همان قراداد داخلی را برای اداره دارایی ارسال می کردیم تا مالیات قرارداد بازیکن به طور دقیق محاسبه شود! اما قرارداد داخلی را بنا به برخی مسائل به فدراسون فوتبال ارسال نمی کردیم و قرارداد رسمی را که برخی تفاوت ها با قرارداد داخلی داشت برای فدراسیون می فرستادیم. نیک نفس دریافت مالیات را حق طبیعی دولت می داند و می گوید: وقتی بازیکنی مبلغ هنگفت می گیرد باید مالیات آن را هم بنا به مبلغ دریافتی بپردازد. این مسئله می تواند حتی مانع به وجود آمدن بسیاری از مشکلات برای بازیکنان شود. چراکه اگر باشگاهی بخواهد منکر قرارداد داخلی خود که یک سند عادی است با بازیکنی شود و بر اساس قرارداد رسمی که یک سند رسمی برای محاکم قضایی محسوب می شود به بازیکن دستمزد دهد، این بازیکن است که در این میان مغبون می شود. از این رو اگر ما قرارداد اصلی را با مبلغ واقعی آن برای اداره دارایی و فدراسیون فوتبال ارسال کنیم، نفع بازیکن نیز بیشتر رعایت شده است که ما قصد داریم در این فصل این کار را شاید برای معدود دفعات در فوتبال کشور انجام دهیم و قبل از شروع مذاکره با بازیکنان این نکته را به او به طور صریح به آن ها می گوییم! مدیر باشگاه مس از اینکه با وجود این بند بازیکنان دلخواه آن ها از آمدن به مس اجتناب کنند، ترسی ندارد و می گوید: ما منافع فوتبال و ورزش کشور را هیچ گاه فدای منافع باشگاه نمی کنیم و شما خواهد دید که ما به صورت قانونمند بدعت جدیدی را در فوتبال کشور از حیث امضای قرارداد با بازیکنان ایجاد خواهیم کرد که البته اطمینان داریم به نفع کلیت فوتبال ایران خاتمه خواهد یافت. خرج پول در فوتبال حرفه ای دنیا یک موضوع کاملا مورد قبول است اما در فوتبال ایران که خیلی وقت است استارت خود را برای حرفه ای شدن آغاز کرده است، پول حرفه ای به صورت کاملا غیر حرفه ای و تقریبا بدون حساب خرج می شود. در زمان بستن تیم ها این موضوع خیلی واضح تر به چشم می خورد و نکته عجیب و غیر قابل باور این است، در حالی که حتی تمامی هواداران یک تیم هم می دانند فلان بازیکن با مبلغ 300 میلیون به تیم آن ها آمده است، فدراسیون فوتبال و اداره دارایی کشور که مسوول دریافت مالیات بازیکنان است، کاملا سر خود را برای این قضیه در برف می کند و هیچ گاه به طور جدی برای بررسی این موضوع برنامه جدی را طرح نمی کند. نمونه اتفاقی که قرار است در باشگاه مس رخ دهد، پنج سال پیش در باشگاه پرسپولیس و در زمان مدیریت اکبر غمخوار در این باشگاه رخ داد و مشخص شد که فرضا علی پروین که همواره عشق به مردم را دلیل اصلی کار خود در پرسپولیس مس دانست با چه مبلغ هنگفتی در این تیم مشغول به کار است. مبلغ هنگفتی که مالیات در نظر گرفته شده برای آن پس از اعلامش حتی علی پروین را تا زمان پرداخت آن ممنوع الخروج از کشور کرده بود. فکر می کنید با اعلام مبلغ واقعی دریافتی در قراردادهای بازیکنان و مربیان، چند نفر دیگر از آن ها ممنوع الخروج می شوند؟! بختیاری زاده دیروز مسی شد سهراب بختیاری زاده روز گذشته با مدیران باشگاه مس مذاکره مستقیم کرد تا فصل آینده را در کرمان توپ بزند. البته حبر رسمی از این مذاکره مخابره نشد اما گفته می شود که طرفین در این مذاکره در همه زمینه ها به توافق دست یافته اند و به احتمال زیاد با آغاز به کار ثبت قراردادها سهراب بختیاری زاده از اولین بازیکنانی خواهد بود که با مس به طور رسمی قرارداد خود را برای یک سال ثبت خواهد کرد. باشگاه مس در تعطیلات نیم فصل لیگ گذشته برای اولین بار با مدافع سابق تیم پاس همدان مذاکره کرده بود که در آن زمان بختیاری زاده به دلیل مشکلاتی که در همدان داشت نتوانست پیشنهاد کرمانی ها را قبول کند اما این پیشنهاد تا آن اندازه خوب بود که بختیاری زاده قول آمدن به مس را در فصل پیش رو لیگ برتر را به کرمانی ها بدهد. با وجود تمدید قرارداد مرتضی ابراهیمی و احتمال حضور بختیاری زاده، باشگاه مس به دنبال جدایی جلال امیدیان از مس همچنان به دنبال جذب یک مدافع چپ برای خود می باشد. به احتمال زیاد بختیاری زاده در دور جدید تمرینات مس که از امروز در کرمان آغاز خواهد شد نیز حضور خواهد یافت تا به همراه انصافی چهره جدید مس در این روز باشند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:36 توسط سعید قرایی |
|
|
شاه ماهی ها در تشت مسی در روزهایی که بسیاری از نهادهای کشور در تعطیلات تقریبا بلند مدت هفته قبل به سر می برند، باشگاه های ورزشی کشور به خصوص آن هایی که در لیگ برتر فوتبال فصل آینده صاحب تیم هستند تلاش های بسیاری را برای جذب بازیکن و بستن تیم خود می کردند تا به نوعی روزهای بسیار حساس از رقابت سخت فصل نقل و انتقالات را از دست ندهند.
هرچند تا پایان بازی فینال جام حذفی تیم ها نمی توانند با بازیکنان به صورت رسمی قرارداد امضا کنند اما بازار عقد قراردادهای داخلی داغ است و باشگاه مس کرمان نیز که با جیب پر وارد این کارزار شده است، به همراه پرویز مظلومی تلاش زیادی را برای سید شاه ماهی های این فصل در تشت مسی خود انجام می دهد. بازیکنان تیم ملی که در اردو به سر می بردند و مذاکره مستقیم با آن ها امکان نداشت به همین دلیل باشگاه مس هم که حدس می زد نمی تواند شانس زیادی برای جذب ملی پوشان داشته باشد در جذب نفراتی خوبی که در اردوی تیم ملی نیستند پیش دستی کرد و نام های بزرگ را طی روزهای تعطیل برای مذاکره به کرمان کشاند. قرارداد داخلی مجتبی انصافی که قبل از تعطیلات امضا شده بود تا دیگر همبازی او در شیرین فراز یعنی روح الله عطایی هم به کرمان بیاید و مذاکرات بسیار خوبی را با کرمانی ها داشته باشد. دیگر مهاجمی که در این فصل به احتمال زیاد به کرمان خواهد آمد روح الله بیگدلی خواهد بود که روند مذاکرات او نیز با باشگاه مس نشان از این داشت که او را فصل آینده با لباس نارنجی خواهیم دید. پس از ناکام ماندن جذب سوشا مکانی به کرمان، مذاکرات باشگاه مس به سرعت با ارشاد یوسفی دروازه بان فصل قبل شیرین فراز آغاز شد تا کرمانی ها به احتمال زیاد در جذب نفرات تیم سقوط کرده کرمانشاهی هتریک کرده باشند. سهراب بختیاری زاده دیگر نام سرشناسی بود که برای مذاکره در باشگاه مس حاضر شد. مدافع مغضوب پاس همدان به احتمال زیاد جانشین سکوفوفانایی خواهد شد که مظلومی اعتقاد چندانی به بازی او نداشته است. بدین ترتیب سه جای خالی برای جذب نفرات لیگ برتری برای مس باقی می ماند. این اتفاقات در حالی رخ می دهد که از میان بازیکنان فصل قبل مس فقط مهدی رحمتی، مرتضی ابراهیمی و جلال امیدیان قرارداد خود را تمام شده می دیدند که مرتضی ابراهیمی نیز قرارداد خود را با کرمانی ها تمدید کرد. جلال امیدیان که با پیشنهاد بسیار خوب باشگاه ذوب آهن مواجه شده است تلاش می کند که به زادگاه خود بازگردد و به همین علت نام ستار زارع و جلال اکبری در لیست مسی ها برای پر کردن جای خالی او به چشم می خورد. مهدی رحمتی نیز از اردوگاه تیم ملی پیغام داده است که 60 درصد احتمال تمدید قرارداد با باشگاه کرمانی را دارد که البته این درصد پس از درخشش فوق العاده او در بازی با امارات شاید کمتر هم شود! مجید خدابنده لو و رسول نویدکیا که پیشنهادات چشمگیری از دیگر تیم های لیگ برتری دریافت کرده بودند با "نه" بزرگ باشگاه مواجه شدند. آن ها که هنوز یک سال دیگر با مس قرارداد دارند باید فصل آینده در کرمان بازی خود را ادامه دهند. تمرینات تیم مس با بازگشایی مجدد زمین تمرین اختصاصی این باشگاه از سه شنبه آغاز خواهد شد تا تیم مس یکی از تیم هایی باشد که خیلی زود برای فصل آینده پا به توپ شود. مظلومی که در تهران به سر می برد روز دوشنبه به کرمان آمد تا رسما مس ورژن 87 کلید بخورد. ظاهرا برنامه مس برای سومین فصل حضورش در لیگ برتر خیلی جدی تر از آنچه تصور می شد در حال انجام است. اردوی تیم مس در ترکیه تیم فوتبال مس کرمان در حالی تمرینات تیم خود برای حضور موفق در لیگ برتر فصل آینده آغاز می کند که این باشگاه به شدت خواهان برگزاری یک اردوی خارج از کشور برای تیم خود می باشد. در حالیکه از کشورهایی نظیر آلمان و صربستان برای برگزاری این اردو نام برده می شد اما به نظر می رسد که همانند دو فصل گذشته این تیم بازهم اردوی پیش از فصل خود را در کشور ترکیه برگزار خواهد کرد. زمان این اردو اواسط تیر ماه درنظر گرفته شده است و بازی با چند تیم ایرانی لیگ برتر که در زمان اردوی مس در ترکیه حضور دارند در دستور کار باشگاه مس قرار گرفته است. مکان این اردو نیز یکی از کمپ های فوتبال این کشور که در 30 کیلو تری شهر آنکارا واقع شده است در نظر گرفته شده است. تیم فوتبال مس که برای حضور موفق در لیگ برتر فصل آینده تلاش زیادی می کند در نظر دارد از چند بازیکن خارجی نیز در این اردو تست بگیرد و به احتمال زیاد بازیکنان خارجی تیم کرمانی بعد از این اردو مشخص خواهند شد. تمرینات تیم مس از روز سه شنبه در زمین تمرین اختصاصی این باشگاه و با حضور پرویز مظلومی و مجید نامجو مطلق مربیان جدید این فصل مس آغاز خواهد شد. مسی ها در لیگ برتر فصل قبل عنوان دهمی را از آن خود کرده بودند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 15:40 توسط سعید قرایی |
|
|
اینبار به خاطر کرمانی ها دعوا می کنم
به امید اینکه سال بعد جلسه معارفه ای نباشد مربی پروازی نیستم مظلومی یک نکته را به خوبی می دانست. او توجیه شد که باید ذهنیت بد خود را به واسطه مصاحبه هایی که علیه تماشاگران مس در زمانی که هدایت نفت را برعهده داشت از خاطره تماشاگران کرمانی پاک کند. فرهاد کاظمی بعد از حرف هایی که علیه کرمانی ها در زمان هدایت پیکان زده بود، این کار را نکرد و فقط ابراز امیدواری کرد که جو تغییر پیدا کرده باشد که در حقیقت علیه او این جو هیچگاه تغییر نکرده بود. اما مظلومی به سرعت دست به کار شد و اعلام کرد: شما می دانید که من به واسطه محل تولدم در هر جایی که کار کنم تعصب واقعی برای موفقیت آن دارم. زمانی که مربی نفت بودم برای موفقیت آن تیم تعصب داشتم و امروز در کرمان در کنار شما هستم و برای موفقیت شما تعصب دارم. به همین خاطر اگر لازم باشد به خاطر شما دعوا می کنم! اکنون وقت فراموش کردن آن خاطرات بد است و من از همه کسانی که احساس می کنند در آن ماجرا به آن ها توهین شده است عذر خواهی می کنم. تیم بزرگ برایم ببندند، تضمین موفقیت با من از عرب ها بدتر شده ایم دل مظلومی طاقت نمی آورد که از اتفاقات باشگاه استقلال صحبت نکند. او از پیشنهاد این باشگاه به او قبل از فیروز کریمی می گوید و اینکه او به خاطر تعهد به مشهدی ها به استقلالی ها گفته است که بعد از فصل با او تماس بگیرند! مظلومی با این حرف قصد داشت دل کرمانی ها را قرص کند که اگر در کرمان موفق بود برخلاف قول و قرارهایش ناگهان سر از تیم دیگری در نخواهد آورد. مظلومی می گوید: تا زمانی که کرمانی ها مرا بیرون نکنند، اگر بزرگترین پیشنهادها را هم داشته باشم از این شهر نمی روم چراکه به مسی ها قول داده ام تیم بزرگی را به آن ها تحویل دهم و قطعا این کار را خواهم کرد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0:48 توسط سعید قرایی |
|
|
به حرمت نام بزرگ خلیج فارس این بازی را ببرید می گویند ملت ایران واقعا ملت عجیبی هستند. از سویی خود را عرب ستیز ترین ملت دنیا می دانند و از سوی دیگر اولین مهری که در پاسپورت آن ها درج می شود مهر ورودی یک کشور عربی است! حالا به امارات یا کشور دیگر بودنش کار نداریم. از سوی دیگر ریختن پول در دامن سرمایه دارهای عرب که آن را بهترین راه حفظ و البته بیشتر کردن پول ایرانی یافته ایم!
اصلا دوست نداریم به این مسائل حتی فکر کنیم که البته تناقض هایی از این دست سال ها وشاید قرن هاست که گریبان ایرانی جماعت را گرفته است. اما امروز با عرب ها کار داریم. همان هایی که وقتی با هواپیماهای لوکوس خود از فراز خلیج فارس بزرگ عبور می کنند لبخندی می زنند و گمان می کنند که ایرانی ها آنقدر بی اصالت شده اند که با پول نام این خلیج را به آن ها بفروشند. که البته تناقض های ما خیلی وقت است لبخند آن ها را به قهقه تبدیل کرده است! امروز اماراتی هایی که بدترین داستان برای آن ها می تواند شکوه تمدن 2500 ساله ایران زمین باشد، در تهران به زمین می آیند تا شاید نهاوندی دیگر را فتح کنند و بعدها بگویند فارسیان را در خلیج عرب غرق کردیم!! که حتم داریم این ملت جعل ساز تاریخ که گمانش بر ربودن شکوه یک تمدن بزرگ آن هم به برکت دلارهای شیوخ خود است، با پیروزی در این بازی بدتر از این ها را خواهد گفت. یادم می آید که قبل از بازی ایران و آمریکا تا چه اندازه رسانه های ایران در یک بسیج عمومی در تلاش بودند از این بازی سیاست زدایی کنند اما بعد از آن پیروزی بزرگ و قبل از پخش سرود " ورزشکاران...دلاواران" آهنگ " آمریکا مرگ به نیرنگ تو" پخش شد، مشخص شد سیاسیت زدایی از این بازی تا چه اندازه پوچ و البته بی معنا بوده است. چند روزی است که شیوخ عرب کتاب " خلیج العرب" چاپ می کنند و با ادعاهای جعلی رسما به جنگ فرهنگی با ایرانیان بر می خیزند و در این شرایط رویارویی دو تیم فوتبال کشور نقش مهمی در این جنگ سرد فرهنگی بازی می کند. عرب ها را می شناسیم. می دانیم که اگر امروز از تهران با دست پر ببرند تا چه اندازه آن را بوقی خواهند ساخت برای مطرح کردن جعلیات بیشتر خود. امروز یک بازی سیاسی دیگر در پیش داریم. از آن بازی های خاصی که حساسیت آن فقط به وضعیت گروهمان برای رسیدن به جام جهانی مربوط نمی شود. این یک بازی حیثیتی است. درست همانند بازی 14 خرداد برابر بحرین که تک گل نصرتی نه فقط ما را به جام جهانی رساند که نعره های چهار سال خشم فرو خوردنمان را بر سر آن جماعت عرب که با رژه پرچم دوستان دیگر خود ما را تحقیر کردند، بر سرشان خالی کرد. مسلما بازیکنانی که امروز اسم تیم ملی بر خود دارند می دانند این بازی از همان بازی هاست و شاید به خاطر همین بود که ناگهان احمدی نژاد ناگهان برای این بازی در ظاهر نه چندان حساس بر سر تمرینات تیم ملی حاضر می شود! امروز برد می خواهیم... نه فقط برای رسیدن به سه امتیاز بلکه برای خفه کردن صداهایی که مسلما گوشمان را تا حد کری در صورت یک اتفاق بد کر خواهد کرد. چشمان به ساق های شماست... ای سربازان حفظ مرزهای وطن در زمین چمن آزادی... به حرمت خلیج همیشه فارس پیروزی این بازی را برای ما هدیه بیاورید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 1:1 توسط سعید قرایی |
|
|
انگار برای موفقیت ملتشان ساخته نشده اند چند سال قبل یکی از شاهکارهای فیلم طنز سینمای ایران برروی پرده رفت که تا مدت ها سر و صدای زیادی به راه انداخت. فیلم مکث با بازی ماندگار فرهاد آئیش از آن دسته فیلم هایی شد که برای سینمای ایران کهنگی نخواهد داشت.
داستان فیلم یکی از آرزوهای ایرانیان را به تصویر کشید. گروهی قصد می کنند تمامی نخبه ها و مغزهای خارج از وطن را باردیگر به داخل مرز جذب کنند و البته این گروه تا آن اندازه جلوی پای یکدیگر سنگ می اندازند که در نهایت یا اصلا مغزی به کشور نمی آید و یا اگر در این بین اشتباها نخبه ای هم متولد شد به سرعت فرار را بر قرار ترجیح دهد! عرصه ورزش ایران بازهم مامور انجام شکستن یک بدعت بسیار دردآور شده بود و آن بازگردادن یکی از همین نخبه های خارج مانده از ایران بود. افشین قطبی با توجه به آنچه که سوابقش از او بیان می کرد از آن مغزهایی بود که می توانست با برگشتن خود حداقل در عرصه خود سرمنشا تحولات زیادی شود. او به ایران آمد تا از معدود دفعاتی باشد که با آن سر و صدای زیاد یکی از نخبه های ایرانی خارج از کشور به ایران بازگردد و قصد داشته باشد که توانمندی های خود را برای هموطنانش خرج کند. قطبی در تهران بود اما خیلی جالب بود که می دیدیم اتفاقاتی که برای او رخ می دهد اگر کاملا همان چیزی که برای فرهاد آئیش در نقش مکث رخ داد نبود، شباهت های زیادی برای او داشت! اولین کسانی که سنگ های بزرگ را پیش پای او انداختند همان هایی بودند که تا قبل از آمدنش به تهران خود را پیشقراول معرفی او به باشگاه و زمینه ساز حضورش در پرسپولیس می دانستند. وقتی کسانی که قرار بود روزی کمک دست های قطبی نام داشته باشند، متوجه شدند او تا آن حد ضعیف نیست که با بی توجهی آن ها زمین بخورد تا عرصه برای آن ها مطابق سناریوی از پیش تعیین شده باز شود، شروع به سنگ اندازی مستقیم علیه او کردند. با این حال این ملت دیر زمانی است که نشان داده است حتی اگر فریب هم بخورد، خیلی زود می تواند سره را از ناسره تشخیص دهد و حمایت همه جانبه هواداران سرخ از قطبی دقیقا در همین راستا بود. حتی اگر پرسپولیس در تهران به راه آهن ببازد و حتی اگر در اهواز سنگین ترین شکست های خود را قبول کند. قطبی به تهران آمده بود تا تمام توانایی هایش و آنچه را که در تمام این مدت در نشستن در کنار مربیان بزرگ آموخته بود به ما تحویل دهد. و وقتی او جام قهرمانی پرسپولیس را پس از شش سال آروز، با چشمانی اشک بار و با وجود همه کارشکنی های کنار دستی هایش و البته بازیکنانی که می بایست ستاره های تیم او باشند و کم شدن امتیازهایی که او نظیرش را در فوتبال جهان کمتر دیده بود بالای سر می برد، در واقع توانمندی آن هایی را نشان داد که ما مغز می خوانیمشان و سال ها در آروزی بازگشتشتان به وطن مانده ایم. امروز قطبی باردیگر از ایران می رود. درست همانند سیزده سالگی اش که از ایران رفت. آن روز کسی از رفتن قطبی، ایران زمین را متضرر نمی دانست اما امروز با رفتن او حداقل باید در یک زمینه شکست را قبول کنیم که داستان فیلم مکث واقعیت تلخی را پیش روی ما گذاشته بود و آن اینکه اصولا تا زمانی که نخبه کش های ما قدرت داشته باشند نباید انتظار داشته باشیم قطبی و امثال قطبی به راحتی توانایی های خود را برای ملت خودشان ارزانی کنند. خیلی وقت از آن مصاحبه علی دایی که فغانش از نخبه کشی های ما به آسمان رسیده بود نمی گذرد.
امروز ملت ایران و به خصوص هواداران پرسپولیس می دانند در پس همه حرف های کاشانی چه دردی برای آن ها نهفته است. وقتی که مدیر عامل سرخ ها که گفته می شود پیشنهاد اخراج قطبی را قبل از دربی برگشت در هیات مدیره داده بود، می گوید: به خاطر قطبی حتی حاضر شدیم استیلی، خوردبین، مرزبان و هر که را قطبی بگوید اخراج کنیم اما بازهم او برای کار در پرسپولیس رضایت نداشت. قطبی بعد از یک سال کار در این شرایط فهمید که اگر بخواهد در این وضعیت موفق باشد یا باید خود را شبیه همه کسانی کند که هدفشان را وسیله ای برای دست زدن به هر کاری کرده اند کند و یا اینکه "یک تنه" به پاک سازی هرآنچه که او سیاه می داند دست زند. که البته هر دو کار از دست او خارج بود و برای همین دانش قطبی را امروز مجددا برای موفقیت خودمان نمی بینیم و می توانیم همچنان از شنیدن خبرهای موفقیت او در تیم ملی کره جنوبی و یا باشگاه های آن کشور و یا همه مردمانی دیگر غیر از خودمان لذت ببریم! درست همانند وقتی که تنها از شنیدن موفقیت ایرانیان در رسیدن به فضا و یا ساخت فلان تجهیز کامپیوتری لذت می بریم. آمدن و رفتن قطبی برای ما واقعیت تلخی را آشکار کرد. امروز می توانیم استیلی را روی نیمکت پرسپولیس ببنیم و از پیروزی او برای رسیدن به آمل و آرزویش لذت ببریم. اما درد در جای دیگری نهفته است. درد در این است که این ملت هنوز می توانند سره را از ناسره تشخیص دهند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:56 توسط سعید قرایی |
|
|
آقای مدیر عامل.... بازی شروع شد
حرف های حمید نیک نفس مدیر باشگاه لاله های نارنجی کرمان آنقدر جذابیت داشت که بتوانیم چهار اپیزود از حرف های او را جدا کنیم و مفصل تر روی آن زوم شویم. هرچند که این عدد می توانست به چهل هم برسد.
آقای مدیر از جذب بازیکنان با حرارت خاصی صحبت می کند. او همچنان نسبت به اشتباهات فصل قبل کادر مدریتی باشگاه در همین مقطع می سوزد. او می داند که اگر تیم مس بنا به همان اشتباه راهی دسته پایین تر می شد، یعنی همان اتفاقی که در نیم فصل اول از یگ گردن به مس نزدیک تر شده بود، نیک نفس و بقیه برنامه ریزان تیم نمی توانستند خود را ببخشند. از همین رو آن ها در این فصل برای جبران آن شکست خیلی زود دست به کار شده اند. انتخاب سریع السیر مظلومی نیز در همین راستا بوده است که باشگاه برای جذب نفرات دلخواهش هرچه سریعتر اقدام کند. دفترچه پر از اسم نیک نفس هم از همین موضوع حکایت دارد. حالا آقای مدیر می داند که در این بازار مکاره نقل و انتقالات خبر صبح تا ظهر تومانی صد صنار تفاوت دارد. خود او هم به این مسئله آگاهی کامل دارد کهع از شیطنت بازیکنان حرف می زند. نیک نفس باید نشان دهد که او هم شیطنت های خاص این فصل را آموخته است. کسی از نیک نفس توقع بستن یک تیم کهکشانی را ندارد اما همه انتظار دارند زمانی که بازیکنان مس جشن پیراهن خود را برگزار می کنند حداقل کسی نسبت به آن تیم ناشناخته ترس نداشته باشد. بازی برای نیک نفس آغاز شده است. بازی مشکلی که اینبار شخص نیک نفس می خواهد هدایت آن را برعهده داشته باشد. از آن سو تلفن های پر از استرس اسلامیان به نیک نفس نشان می دهد هیچکس دوست ندارد بازهم اعترافات تلخ بین فصل باشد که به گوش هواداران مس برسد.
پرویز مظلومی مربی بسیار خوشبختی است که از سوی مدیری انتخاب شده و یا برایش انتخاب کرده اند، که تحت هر شرایطی و تا زمانی که پسوند مربی مس را با خود داشته باشد، حمایت کامل مدیر عامل باشگاه را پشت سرش می بیند. این بهترین فرصت برای مظلومی است که البته در این چند سال ثابت کرده است قصد دارد بزرگتر از آنی باشد که حالا هست. نیک نفس با شور و حرارت خاصی از انتخاب مربی خود صحبت می کند. البته او سال قبل و پس از انتخاب کاظمی هم این حرف ها را زده بود اما مربی آن زمان مس با رفتار عجیبش در کرمان خیلی زودتر از آنکه نیک نفس فکرش را بکند همه را از خود ناامید کرد. مظلومی این هفته به کرمان می آید تا فصل جدیدی برای تیم مس با او آغاز شود. شاید مظلومی برخلاف نام خانودگی اش این خصیصه کرمانی ها را خیلی نداشته باشد! اما او می داند همانطور که شرایط کار برای قلعه نویی در کرمان آنقدر مهیا بود مه به سرعت مجددا خود را احیا کرد، او هم اگر کمی هوشیار باشد و سعی در عدم تکرار اشتباهات کاظمی داشته باشد می تواند همانند دست نشان و قلعه نویی، کرمان را همانند خیلی دیگر از غیر کرمانی ها برای خود سکوی پرشی کند و در مقابل شادی به یاد ماندنی را برای کرمانی ها از خود به یادگار بگذارد. مظلومی این جاست تا در خاکریز اول نیک نفس برای بستن تیم قدرتمند خود دست بازتری داشته باشد و این آزمون اول پرویز مظلومی است. مظلومی این جاست تا نیک نفس مجبور نباشد هر هفته حاشیه های بزرگ تیم خود را در رسانه های کرمانی و غیر کرمانی جمع کند. نیک نفس خوشحال است که مهره خود را خیلی زود پیدا کرده است و البته بسیار امیدوار است که اینبار هم پیش از موعد ناامید نشود.
" معتبر ترین باشگاه کشور" این اوج حرف های نیک نفس در وصف باشگاهی است که او مدیریت آن را بر عهده دارد. نیک نفس همین چند ماه پیش بود که با یک هیات از باشگاه مس سفری به دور اروپا داشت. او شخصیتی نیست که حرف ها را بی حساب بزند. قطعا او زمانی که امکانات اروپایی ها را با امکانات خودشان مقایسه کرده است به این نتیجه رسیده که می تواند اعتباری کسب کند فراتر از همه باشگاه های ایرانی. ساخت چند استادیوم اختصاصی و انجام کارهایی که البته نظیر آن را در شهرهای مختلف کشور هم ندیده ایم سبب شده است ما را به تحقق این شعار نیک نفس امیدوار تر کند. او برای رسیدن به این اعتبار ثبات مدیریتی می خواهد. تا اینجا هیچ کس از اعتماد به نیک نفس پشیمان نبوده است. حتی آن روزی که تماشاگران مس به واسطه عملکرد کاظمی، قدرت تحمل خود را هم نسبت به نیک نفس از دست داده بودند، خیلی زود پشیمان شدند و همه دیدند که نیک نفس بازهم همان محبوبیت بی چون و چرای خود را بازیافت. نیک نفس شرایطی را در کرمان تجربه می کند که کمتر مدیر ورزشی در استان از آن بهره مند است و آن محبوبیت زیاد مردمی و رسانه ای و همچنین ثبات در پست خود است. همه این ها سبب می شود که او برخلاف میلش در این پست همچنان با جدیت مشغول کار باشد و این انتظار از او برود که برای رسیدن به " معتبر ترین باشگاه کشور" از طریق نماد این باشگاه یعنی تیم فوتبال مس راه میانبر را به خوبی طی کند. در کرمان هم همه می دانند با توجه به خیلی از مسائل باشگاه مس برای رسیدن به این شعار راه چندادن دوری را ندارد. برای همین همه منتظر هستند تا نیک نفس با همان آرامش ذاتی خود اعتبار باشگاه مس را فراتر از مرزهای ایران کند.
ما که دفترچه گرانقیمت مدیر مس را ندیدیم. نه اینکه فکر کنید کاغذ های این دفتر از جنس طلا ساخته شد. از بس نام های فتبالیست های بزرگ در این دفتر درج شده است که قیمت هر برگ آن شاید نزدیک به صد میلیون برسد! اما اگر این دفترچه را پیدا می کردیم قطعا این نام را می توانستیم از درون آن پیدا کنیم: آرش برهانی، داوود حقی، مجتبی شیری، روح الله بیگدلی، لئوناردو پیمنتا، شهرام گودرزی، صابر میرقربانی، محسن مسلمان، رو ح الله عطایی. این احتمال وجود دارد که عامل اصلی صعود مس به لیگ برتر نیز مجددا به این شهر بازگردد. عباس محمدی که به خاطر جر و بحث با فرهاد کاظمی مجبور شد یک فصل را دور از زادگاه بازی کند، وقتی دید رحمتی از همین مس مجددا دروازه بان یک تیم ملی شد قصد بازگشت به خانه را کرد. از سویی که مهدی رحمتی برای ماندنش در کرمان 400 میلیون تومان را درخواست کرده است. هرچند که نیک نفس گفته بود برای نگه داشتن بهترین بازیکن مس در این فصل شاید چند درصد بالاتر از سقف قرارداد رود، اما بعید است که مسی ها برای نگه داشتن رحمتی که قراردادش با کرمانی ها تمام شده است، 400 میلیون هزینه کنند آن هم در حالی که عباس محمدی با هزینه ای به مراتب کمتر از این می تواند در جایگاه سابق خود بی ایستد. آرش برهانی را هم به احتمال زیاد در کرمان خواهید دید تا شاید با آمدن احتمالی علیزاده، جمع کرمانی ها مس بیشتر از انگشتان یک دست شود. البته برهانی زمانی که با نیک نفس حرف می زد عامل گلنزنی هایش را در تهران جو مسموم استقلال می دانست و اینکه اگر به کرمان بیاید با آقای گلی مشکلات خود را جبران خواهد کرد. به هر حال باید صبر کرد و دید نیک نفس چگونه جبران فصل یارگیری نقل انتقالات سال قبل را می کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 0:31 توسط سعید قرایی |
|
|
از لوتار ماتئوس به پرویز مظلومی رسیدیم حمید نیک نفس حالا می تواند خیلی راحت پشت میزش بنشیند و از این فصل صحبت کند. فصلی که با اشتباهاتی که در سرآغاز آن و زمان یارگیری صورت گرفت می توانست به شکل کابوس باری به اتمام برسد اما به هر شکل که بود تمامی حواشی این تیم در این فصل در مقطع زمانی خوبی جمع شد تا مس با یک رده تنزل نسبت به فصل قبل بازهم در میانه جدول باشد. خیلی ها مس کرمان را یکی از آرام ترین باشگاه های ایران می دانند اما اگر نگاهمان را سمت 50 تیم این باشگاه برگردانیم می توانیم درک کنیم کار در این باشگاه بزرگ مشکلات بزرگ خودش را دارد. ضمن اینکه حضور پنج مربی در عرض دو فصل برروی نیمکت تیم فوتبال این باشگاه نشان می دهد، مسی ها برخلاف تصورات خیلی با آرامش روزها را سپری نمی کنند. نیک نفس می تواند ساعت ها از باشگاه خود صحبت کند. از برنامه های خوب آینده که همیشه گل صحبت های مدیر آرام مس بوده است. از اتفاقات تلخ گذشته که نیک نفس همیشه در حال آموختن از آن هاست و از اتفاقات حال که آقای مدیر برای دفاع از آن ها همیشه آماده است. ریز شدن در صحبت های نیک نفس می تواند خیلی از نکاتی که او دوست ندارد به صراحت آن ها را بیان کند را به راحتی یافت.در کرمان همه این را از او می خواهند که در کنار عدم بیان آن نکات، کادر مدریتی باشگاه مس که در راس آن نیک نفس قرار دارد با برنامه های خود بیشتر از اشک ها، لبخند را به آن هدیه کند. برنامه نیز بر همین اساس چیده شده است، تا چه اندازه قادر به اجرای آن باشند. این مصاحبه در حالی انجام می شد که صبح همان روز حکم سرمربیگری پرویز مظلومی صادر شد. آن هم در حالی که قرار بود باشگاه مس پرچمدار ورود مربی خارجی به کرمان باشد.
_ آقای نیک نفس... سوال بزرگ برای باشگاه مس در حال حاضر ورود پرویز مظلومی از طریق این باشگاه به کرمان است. و سوال بزرگتر این که چرا این اتفاق به این سرعت رخ داد؟ سرعت این اتفاق طبیعی بود... در آستانه فصل نقل و انتقالات هستیم و هرچند هنوز این رقابت بزرگ آغاز نشده است اما رایزنی ها برای جذب نفرات از خیلی پیش تر آغاز شده است. ما می خواهیم در این فصل به معنای واقعی کلام در لیگ مدعی باشیم به همین خاطر نیاز بود که خیلی زود تکلیف نیمکت را روشن کنیم. _ خیلی ها معتقدند که باشگاه شما به خاطر بنیه مالی خوبش اگر بخواهد خیلی راحت نفرات مورد انتظارش را جذب می کند؟ مثل همین جذب سریع سرمربی... با حرف شما موافقم...خیلی ها دوست دارند به مس بیایند اما این مسئله صرفا به مسائل مالی برنمی گردد. گواه آن هم قراردادهای بازیکنان ما در فصل قبل هست که ثابت می کند ما نسبت به خیلی از تیم های کمتر هزینه کردیم. عاملی که ما را برای انتخاب در بورس قرار می دهد مسئله خوش قولی ماست و اینکه ما همیشه به تعهدات مالی خود عمل کرده ایم. باشگاه های دیگر با بازیکنانشان قراردادهای کلان را توافق می کنند اما شما می بینید که خیلی از آن ها پول های یک فصل را در فصل بعد می دهند مثل کریم باقری! اما ما کاملا به قراردادی که با زیکن می بندیم متعهد هستیم و در این زمینه هیچ مشکلی نداشتیم.
_ یعنی پرویز مظلومی به صرف همین خوش قولی شما در مسائل مالی به سرعت پیشنهادتان را پذیرفت؟ این را باید از مظلومی سوال کنید اما ما برای انتخاب او دلایل خاص خودمان را داشتیم. ما می خواستیم مربی برتر لیگ امسال را جذب کنیم و بعد از بررسی کارنامه ها دیدیم موفق ترین مربی که قادر به جذب او هستیم همین مظلومی است. این در حالی است که بسیاری از باشگاه های دیگر و حتی تیم های عربی به دنبال او بودند.
_ این انتخاب در حالی صورت گرفت که شما خیلی قبل تر از این گفته بود که توانایی جذب یک مربی بزرگ خارجی را دارید و مشخص بود که علاقه شخص شما هم بر همین موضوع است که بازهم نتوانستید این خواسته خود را انجام دهید. ببینید... ما تعریف مشخصی از مربی بزرگ خارجی نداریم... ما هرگز قصد نداشتیم شخصی که آخر نام او ویچ دارد را به عنوان مربی خارجی به فوتبال کرمان تحمیل کنیم. شما هم مثل من می دانید که مربی بزرگ خارجی خیلی کم به آمدن به فوتبال ایران رضایت می دهد...
_ اما شما بنا به همان مسائل خوب مالی و خوش قولی هایتان شاید می توانستید به این سنت پایان دهید موافقم...می توانستیم این کار را انجام دهیم اما به شدت زمان را از دست می دادیم آن هم در شرایطی که فصل نقل و انتقالات آغاز شده بود. ما می بایست برای انجام این کار از سه ماه قبل اقدام می کردیم که البته اقداماتی هم انجام شد. ما با لوتار ماتئوس و جمال حاجی مذاکره مستقیم کردیم. لوتار ماتئوس حتی موافقت های ضمنی خودش را هم اعلام کرده بود اما در آخرین لحظاتی که توافق حاصل می شد یک پیشنهد خوب از یک کشور دیگر او را از ما گرفت. جمال حاجی نیز به همین صورت. از طرفی قلعه نویی هم با قول هایی که به ما برای فصل آینده داده بود به نوعی ما را در تردید فرو کرده بود.
_ و در این شرایط پرویز مظلومی را انتخاب کردید... ما نمی خواستیم یک اسم را به کرمان بیاوریم که در گذشته افتخار کسب کرده بود مثل فیروز کریمی. ما قصد داشتیم مربی را به کرمان بیاوریم که در حال حاضر در روزهای خوب خود به سر می برد. پرویز مظلومی مربی بود که دقیقا این فاکتور را داشت. او ابومسلم رده هفدهمی را چهارم جدول کرد و این به خوبی عملکرد او را روشن می کند.
_ شما یکبار تجربه تلخ عدم محبوبیت فرهاد کاظمی را در کرمان داشته اید که خیلی ها آن را به دلیل مصاحبه هایی می دانستند که کاظمی در زمان مربیگری پیکان علیه هواداران مس کرد و پس از آن نیز کمترین توجهات را به خواسته آن ها داشت. مظلومی هم زمانی که هدایت تیم نفت را بر عهده داشت یکبار علیه هواداران مس مصاحبه کرد قطعا خود شما که از جو کرمان با مظلومی بیشتر صحبت خواهید کرد؟ به طور حتم... البته جای بسیار خوشحالی دارد که ما بدانیم پرویز مظلومی چهره بسیار مردمی تری دارد. هرچند خود من هم صحبت های اکثر مربیانی که در آن سال ها به کرمان می آمدند و از جو بد استادیوم کرمان صحیت می کردند حمایت می کنم و حرف های آن هار قبول دارم. چراکه در آن سال ها من به عنوان یک کرمانی از وضعیت نامناسب ورزشگاه های کرمان کم خون دل نخوردم! خوشبختانه امروز جو هواداران ما تغییر پیدا کرده است و قطعا ما این مسئله را به مظلومی خواهیم گفت و او هم خودش به این موضوع آگاهی پیدا خواهد کرد تا برای حمایت بیشتر هواداران از تیم مس از نظرات آن ها بیشتر استفاده کند. همین که او اعلام می کند " وقتی به کرمان می آیم لشکر کشی نمی کنم" نشان می دهد که ما مشکلات بسیاری که با مربیان قبلی داشتیم با او نخواهیم داشت.
_ این عدم لشکر کشی آقای مظلومی دقیقا بر می گردد علیه اقدام قلعه نویی در پانزده دستیاری که با خود به کرمان آورد. شما هم اذعان می کنید که با این مسئله مشکل داشتید. چرا در آن زمان با این مسئله به شکل بهتری برخورد نکردید؟ ببینید... سبک کاری قلعه نویی این گونه است. او حتی زمانی که در تیم ملی هم بود یک نیمکت دستیار با خود داشت. ما در آن زمان هرچند مخالفت هایی با این اقدام او داشتیم اما به خاطر شرایط حساس تیم و اینکه خطر سقوط داشت سعی می کردیم کمتر مشکلاتی از این دست در تیم به وجود بیاوریم. اما شرایط ما حالا فرق می کند. ما برای اینکه بتوانیم تیم مدعی واقعی بسازیم از همین ابتدا سعی می کنیم تیم را از ابتلا به این مشکلات نجات دهیم.
_ این به نوعی منت گذاشتن سر کرمانی ها نیست؟! که چون قلعه نویی به کرمان آمده در انجام هر کاری آزاد باشد؟ هرگز... من به شما گفتم این روزها همه برای آمدن به مس اشتیاق دارند چراکه با آمدن به این تیم ارزش پیدا می کنند. درست همانند قلعه نویی که از طریق مس ارزش پیدا کرد و به استقلال بازگشت. هیچ منتی در کار نیست و مربی که برای مس انتخاب می شود باید افتخار کند که چنان جایگاهی داشته است که به مس رسیده است. ما در حال تبدیل شدن به معتبر ترین باشگاه ایران هستیم و طی برنامه چند ساله به آن می رسیم. این مسئله را حتی من مستقیم در تهران به مظلومی گفتم که باید به خاطر آمدن به مس به خود افتخار کند و این را بداند که مردم کرمان آنقدر باهوش هستند که کوچکترین هدف از اعمال او را تشخیص می دهند.
_ شما برای رسیدن به این شعار یعنی " معتبر ترین باشگاه ایران" باید در لیگ برتر فوتبال امسال نتیجه فوق العاده ای بگیرید. سال قبل قرار بود اول تا پنجم باشید اما بعدها گفتید که ابزار آن را نداشتید. برنامه این فصل چیست؟ جواب این سوال شما را بعد از اینکه تیم را بستیم می دهم و این بار سعی می کنم با توجه به ابزارمان جواب این سوال را بدهم تا رتبه را دقیق تر پیش بینی کرده باشم...
_ اما شما همین چند دقیقه پیش گفتید که خوش قولی شما باعث می شود که بسیاری از بازیکنان بخواهند به مس بیایند... این درست... اما شما می دانید که بازیکنان شیطنت های خاص خودشان را هم در فصل نقل و انتقالات دارند. سال گذشته ما به همین بلا دچار شدیم و در حالی که با بسیاری از بازیکنان در آستانه امضای قرارداد بودیم به تیم های دیگر رفتند. اما در این فصل ما با تجربه تر شده ایم و می دانیم که چگونه از حضور بازیکنان در تیم مان مطمئن باشیم. ضمن اینکه فراموش نکنید ما نمی خواهیم با پول های خود بازار لیگ برتر را خراب کنیم و از لحاظ اخلاقی روی این مسئله حساس هستیم.
_ و سرانجام همان سوال تکراری بومی گرایی. به هر حال همه دوست دارند مس از عناصر کرمانی بیشتری در تیم خود سود ببرد. به شخصه خود من هم به این مسئله علاقه دارم. اما شما می دانید این فصل از لیگ برتر واقعا ریسک است. به دو علت. یکی اینکه به جای دو تیم چهار تیم به دسته یک سقوط می کنند و دقیقا همین تعداد هم به لیگ آسیا می روند. دیگر نمی توانیم ادعا کنیم بین تیم دوم و دهم تفاوت نیست. ما باید در این فصل برنامه ریزی داشته باشیم که از این فرصت چهار تیمی نهایت استفاده را بکنیم و آسیایی شویم که این جزو اهداف قطعی ما می باشد. از آن طرف اصلا نمی توانیم خطر کنیم و جزو تیم های پایین جدول باشیم چراکه تیم های سقوط کننده دو برابر شده است.
_ یعنی مثلا اعتماد به مهدی محمدی که البته در دو بازی هم نتیجه بسیار خوب گرفته بود تا این حد خطر دارد؟ ببینید... نمی شود با رویا زندگی کرد...! باید حقیقت را قبول کنیم. من سوالی دارم، فکر می کنید رفتن کاظمی از تیم ما باعث شد که بچه های ما دگرگون شوند یا آمدن قلعه نویی...؟! پاسخ من به این سوال دلیل اول است همانطور که رفتن میثاقیان باعث شد راه آهن عوض شود نه آمدن مهابادی! در تیم ما هم دقیقا همین اتفاق افتاد اگر محمدی در آن دو بازی خوب نتیجه گرفت بیشتر به این علت بود که بچه ها از زیر فشار فرهاد کاظمی خارج شده بودند. ضمن اینکه بازیکنانی هم که قصد آمدن به یک تیم را دارند ابتدا به نیمکت تیم نگاه می کنند. در کرمان ما با نود درصد از بزرگان فوتبال استان صحبت کردیم و هیچ کدام از آن ها ریسک سرمایه گذاری برروی مربیان بومی را از ما نمی پذیرفت.
_ با این حساب ما نباید هیچ گاه منتظر نشستن یک مربی کرمانی روی نیمکت مس باشیم... منظور من اصلا این نبود... شما مطمئن باشید اگر تیم ما در این فصل با آن اقتداری که مدنظرمان هست بسته شود خیلی راحت می توانیم در سال های آینده از دانش فنی مهدی محمدی استفاده کنیم. چراکه هم تیم به آن شخصیت بزرگی دست یافته است که کار محمدی برای نشستن برروی آن ساده تر شود و هم ابزار موفقیت که همان بازیکنان هستند در دست محمدی هستند. محمدی ذخیره فوتبال ماست و شما مطمئن باشید اگر من در باشگاه مس باشم این ریسک را در سال های آینده خواهم کرد اما این فصل شرایط به گونه ای نبود که آن را انجام دهم.
_ و سرانجام بازی مدیران در فصل نقل و انتقالات... لیگ شما مدیران در واقع شروع شده است. شما فصل قبل نیز در این بازی ها بنا به اعترافی که خودتان داشتید شکست سنگینی را متحمل شدید. چه برنامه ای دارد که شکست سال قبل در جذب بازیکن را به پیروزی تبدیل کنید؟ من یکبار دیگر تاکید می کنم که ما فصل قبل به اندازه کافی در جذب نفرات ضربه خوردیم که حالا فولاد آب دیده باشیم تا دیگر به مربی اختیار تام ندهیم. من آنقدر به فوتبال اشراف دارم که می توانستیم بازیکنی مثل نوری بازیکن فعلی صبا را از هما با مبلغ 30 میلیون جذب کنیم اما نشد. در این فصل من یک برنامه ویژه ریختم و آن توجه ویژه به تمامی بازی های لیگ از ابتدا تا هفته آخر بود تا نام بازیکنان خوب را در دفترچه ای یاداشت کنم. جالب بود لیستی که من تهیه کردم با نزدیک به نام ده بازیکن شباهت نود درصدی به لیست قلعه نویی داشت و لیست مظلومی هم کاملا شبیه به لیست من است.
_ چرا این برنامه را برای فصل قبل انجام ندادید؟ به هر حال تصمیم هیات مدیره این بود که کاظمی به خاطر سوابق قبلی خود، برای جذب بازیکن اختیار تام داشته باشد. البته ما از هر فرصتی برای گوشزد اشتباهات کاظمی استفاده می کردیم اما او گوشش بدهکار نبود. اما در این فصل دیگر این اشتباه را نخواهیم کرد.
_ مسلما به مظلومی آنقدر فشار نمی آورید که تمامی بازیکنانش تحمیلی شوند؟! ( با خنده ) نه به هیچ وجه... ما با یکدیگر برای جذب نفرات تفاهم کامل خواهیم داشت.
_ سال گذشته فقط یک ستاره بزرگ به مس آمد و آن مهدی رحمتی بود که البته کارایی فوق العاده ای داشت. تا چه اندازه امسال ستاره ها را به مس می آورید؟ ما امسال حتما چند ستاره بزرگ را به مس خواهیم آورد اما بازیکنانی که واقعا ستاره باشند نه اینکه با نام بزرگ بخواهند جو تیم را برهم بریزند. سال گذشته ما خیلی از بازیکنان جویای نام را به کرمان آوردیم که دیدیم در واقع نمی توانند در بازی های سنگین لیگ، بزرگ شوند به همین خاطر با شش تن از آن ها قطعا خداحافظی می کنیم. ما اگر در این فصل جوانی هم به تیم منتقل کنیم قطعا بازیکنان 18 ساله ای مثل محسن مسلمان هستند که قبلا بزرگی خودشان را در لیگ برتر ثابت کرده اند.
_ از بحث تخصصی تیم فوتبال مس کمی دور می شویم... به شخصه در سومین سال متوالی حضورتان در راس هیات مدیره باشگاه تا چه اندازه از کار خودتان راضی هستید؟ ببنید... متاسفانه برای سنجش عملکرد باشگاه بزرگی مثل مس کرمان، همه به نماد آن یعنی تیم فوتبالش نگاه می کنند. در حالی که ما 53 رشته ورزشی را کنترل می کنیم. نزدیک به 1500 ورزشکار را زیر پوشش قرارداریم. چندین تیم لیگ برتری همانند هندبال که سوم ایران شد و تکواندو که با هادی ساعی افتخارات بزرگ کسب می کند را در اختیار داریم و... اما با این حال عملکرد ما بنا به دلایل مشخص با فوتبال ارزیابی می شود. با این شاخص هم من می توانم بگویم در همین زمینه نیز چندان ناموفق نبودیم. مثلا تیم هایی مثل شهید قندی، شیرین فراز، نفت آبادان در همان سال اول ورودشان به لیگ برتر به لیگ یک برمی گردند اما ما نتایج موجهی در لیگ برتر گرفتیم. با این حال هدف ما این نیست. ما با توجه به پتانسیل های باشگاه مس و با توجه به اسپانسر بسیار قدرتمند مجتمع مس باید فراتر از این باشیم و با مدیریت بهتر خیلی زود می توانیم به موفقیت های بزرگ برسیم.با این دیدگاه می توانم اذعان کنم موفق نبودیم. با وجود این اگر به نتایج سایر تیم هایمان در لیگ های دیگر هم نگاه کنیم در می یابیم که چندان بد عمل نکرده ایم.
_ باشگاه سایپا چندین چهره ورزشی را به هیات مدیره خود تزریق کرد. شما چه گونه هیات مدیره ای برای باشگاه مس را آرمانی تلقی می کنید؟ این کاملا طبیعی است که در تمام دنیا از ورزشکاران بزرگ خود در پست هایی نظیر عضویت در هیات مدیره استفاده می کنند. اما این اتفاق در ایران فعلا در حد یک شعار باقی می ماند. چراکه در همین فوتبال ایران که هیچ درآمدزایی برای باشگاه خود ندارد، نبود یک هیات مدیره سیاسی و اقتصادی قوی که بتواند منابع مالی را جذب کند، سبب می شود که به سرعت شاکله تیم ها از هم بپاشد. در ورزش ما که هنوز تا حرفه ای شدن کامل به خصوص از لحاض درآمدی راه زیادی دارد، بحث هیات مدیره ورزشی نمی تواند منطقی باشد. اما من به شخصه بسیار خوشحال هستم که هیات مدیره باشگاه مس همه از کسانی تشکیل شده است که خود در کارخانه مس مشغول فعالیت بوده اند و از نزدیک می دانند که پول های این باشگاه با چه زحمتی از سوی کارگران فراهم شده است.
_ شما سال گذشته و در مصاحبه با ما از دخالت های پورمند و اسلامیان در کار تیم ها به دیده یک فرصت نگاه می کردید... با توجه به تغییر هیات مدیره مجتمع مس همچنان همان عقیده را دارید؟ صد در صد... من هنوز هم می گویم اگر اسلامیان و پورمند نبودند ما هرگز امروز در لیگ برتر نبودیم و این جایگاه را هم نداشتیم. این اشخاص اگر دخالتی در کار تیم داشتند فقط از جنبه مثبت بوده است و در واقع نسبت به پولی که خرج می کردند حق بازخواست داشتند. آن ها تا آن اندازه اهداف بلند داشتند که برنامه های الگو برداری شده از باشگاه های اروپا را برای ما برنامه ریزی می کردند. من فکر می کنم جای خالی آن ها را احساس کنیم.
_ در شهر سرچشمه به دلیل ارتفاع مناسب این شهر پروژه ای بود مبنی بر ساخت دهکده المپیک که شما هم به شدت از آن حمایت می کردید. چرا در زمان مدیریت خودتان مجددا این پروژه را آغاز نمی کنید؟ برای پاسخ به این سوال من کمی به عقب برمی گردم. متاسفانه در چند سال قبل ما برنامه ریزی اصولی برای خرج کردنمان نداشتیم. به نحوی که همیشه 4تا5 میلیارد تومان از سرمایه باشگاه را به دلیل اینکه برای خرج کردن آن توانایی نداشتیم توسط مدیران قبلی به صندوق دولت برمی گشت! مشخص نبود با این بودجه برگشتی چرا ما دست به صرفه جویی های بعضا خنده داری هم می زدیم تا به جای سرمربی، کمک مربی برای تیم هایمان استخدام کنیم! یا لباس های تیم ها را بایکدیگر عوض کنیم! ما هدف را در آن زمان گم کرده بودیم. به همین دلیل بود که هیچ یک از پروژه های بلند مدت ما که می بایست تا امروز تمام شود انجام نشوند که دهکده المپیک هم جزوی از آن بود. ما امروز به همین دلیل است که حتی یک زمین تمرین هم نداریم. ما در واقع با خرج کردن این پول ها هزینه نمی کردیم که سرمایه گذاری انجام می شد برای امروز که متاسفانه با برخی تفکرات غلط این مهم انجام نشد. با مطرح شدن بحث خصوصی شدن مس، من امیدوارم مدیری به کارخانه مس بیاید که با نظر بلند خودش سرعت ساخت این پروژه ها را بیشتر از قبل کند.
_ شما مشغول ساخت چند استادیوم بزرگ در استان هستید. شاخص های شما برای گزینش شهرهایی که صاحب این استادیوم ها می شوند چه بود؟ و اینکه ما می توانیم امیدوار باشیم مثلا در منوجان هم استادیم داشته باشیم؟ منطقی است که ما برای ساخت این ورزشگاه ها اول مناطقی را مدنظر داشته باشیم که پرسنل و خانواده های کارکنان مس در آنجا حضور دارند. فرض کنیم مس رفسنجان به لیگ برتر رسیده بود... کجا می بایست میزبان بازی های باشد؟ ما باید الویت های این چنینی را برای ساخت استادیوم در نظر بگیریم. به همین خاطر و همچنین پراکندگی نیروهایمان در رفسنجان، کرمان و شهر بابک مجبور بودیم که ابتدا در این شهرها اقدام کنیم. اما ما الویت بندی کرده ایم و شما حتم بدانیم طبق آن در شهرهای دیگر هم استادیوم هایی خواهیم ساخت.
_ شما دو چهره کاملا متفاوت دارید... نیک نفس فرهنگی و نیک نفس ورزشی... آیا نیک نفس فرهنگی هیچ زمان از نیک نفس ورزشی آزرده می شود؟ بله... نیک نفس فرهنگی از نیک نفس ورزشی آزده است و همیشه او را ملامت می کند که جایگاه تو این جا نیست. اما من وقتی به یاد آن دست و پاهای سوخته در مجتمع مس می افتم احساس دین می کنم در این پست و خودم را موظف می دانم که برروی این صندلی باشم. هرچند آن روزی که من از باشگاه بروم قطعا روز جشن من خواهد بود اما نمی شود که ما همیشه راحتی خودمان را مد نظر داشته باشیم. ضمن اینکه هیچ گاه اجازه نخواهم داد مقوله فرهنگی من بر روی فعالیت ورزشی من و یا غیره تاثیری بگذارند و مانعی برای یکدیگر باشند.
_ و سرانجام چه زمانی می توانید سایر رشته هایتان را نسبت به فوتبال از مهجوریت اطلاعاتی خارج کنید؟ برنامه هایی برای این داریم و شما طی روزهای آینده آن را خواهید دید. متاسفانه در تمام دنیا فوتبال از لحاظ اطلاعاتی برتری قابل توجه نسبت به سایر رشته ها یافته است. در ایران هم همین طور است. روزنامه های ورزشی ما فقط یک صحفه به غیر فوتبال اختصاص داده اند. ضعف ما هم در این زمینه مطرح است. روابط عمومی ما قطعا نیاز به تحول دارد و باید یک نفر که تخصص روابط عمومی دارد در باشگاه ما باشد تا ضعف ما را در رابطه با اطلاع رسانی پیرامون سایر تیم ها را جبران کند. ( عکس ها: صالح رزم حسینی) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 11:28 توسط سعید قرایی |
|
|
رحمتی تمدید می کند، مکانی به مس آمد
مسی ها خیلی زود در فصل نقل و انتقالات فعالیت خود را آغاز کردند و با جذب دو بازیکن نشان دادند که در این فصل هرگز دوست ندارند خاطرات تلخ فصل قبل خود را در جذب بازیکن تکرار کنند. دروازه تیم مس برای فصل آینده با حضور مکانی و رحمتی نقطه اتکا این تیم خواهد شد
لیست پر پیمان پرویز مظلومی که به تایید نیک نفس هم رسیده بود از درون دروازه آغاز می شد. سوشا مکانی پدیده دروازه بانی فوتبال کشور اولین بازیکنی بود که مسی ها به طور مستقیم سراغ او رفتند و خیلی زود هم موفق شدند او را به کرمان بیاورند. پیش از این سید مهدی رحمتی دروازه بان این فصل مبلغ چهارصد میلیون تومان را برای تمدید قرارداد خود خواسته بود که به نوعی نشانه ای بود برای اینکه رحمتی علاقه ای برای ادامه بازی در کرمان ندارد. هرچند در همان زمان هم مدیر باشگاه گفته بود برای بهترین بازیکن فصل قبل شاید چند درصدی بالاتر از سقف قراردادها کیسه را شل کند. از آن سو عباس محمدی هم ابراز علاقه کرده بود که به کرمان بیاید و بدین ترتیب به نظر می رسید با حضور سوشا مکانی و عباس محمدی در درون دروازه مس این تیم در این پست حساس به غنای بالایی دست یابد و رحمتی نیز به پیشنهادهای جدید خود فکر کند. اما باشگاه سپاهان زودتر از کرمانی ها موفق شد نظر قطعی محمدی را جلب کند تا او یک فصل دیگر هم در اصفهان ماندگار شود. این شد که کرمانی ها را برای تمدید قرارداد با رحمتی بیشتر به تکاپو انداخت و به نظر می رسد طی روزهای گذشته توافقات خوبی هم بین دو طرف حاصل شده است تا رحمتی با کوتاه آمدن از آن پیشنهاد سنگین همچنان در کرمان بماند. با این وجود بازهم با حضور رحمتی و مکانی دروازه مس یکی از نقاط قوت این تیم خواهد شد. فصل گذشته و به دلیل ضعف دروازه بان های دوم و سوم مس رحمتی مجبور شد در تمام بازی های مس درون دروازه قرار گیرد حتی در زمان هایی که او با مصدومیت های شدید از ناحیه شانه مواجه بود. چراکه در بازی مس و پیکان که تنها بازی مس بدون رحمتی محسوب می شد، برروی اشتباهات مسلم علی رضایی دروازه بان دوم این تیم، مس بازی را در کرمان واگذار کرد. البته تا ظهر یکشنبه قرارداد مکانی در هیات فوتبال کرمان به ثبت نرسیده بود اما رضا یوسف آبادی سرپرست تیم مس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:17 توسط سعید قرایی |
|
|
ویرا طعمه ای برای شکار قلعه نویی بود!!
در باشگاه مس حالا ادعاهاي جالب و البته جديدي مطرح مي شود. آن ها كه قصد داشتند در زمينه ورود مربي بزرگ خارجي به ايران پرچمدار باشند و تحركاتي را هم براي رسيدن به اين نشان داده بودند حالا منكر همه چيز هستند و مي گويند براي استخدام مربيان ايراني حتي مربيان سرشناس خارجي مثل بوژان ويرا را طعمه قرار مي دادند!
دي ماه سال گذشته بود كه حكم اخراج فرهاد كاظمي از باشگاه مس صادر شد. مقامات بلند پايه اين باشگاه فقط يك گزينه داشتند. " مربي بزرگ خارجي" در آن زمان تعيين نام اين مربي بزرگ خارجي تبديل به بزرگترين سرگرمي كرماني ها شده بود. اولين نامي كه به طور ناخواسته از زبان مدير روابط عمومي اين باشگاه و در يك محفل غير رسمي در رفت نام رودي فولر بود! سنگ بزرگي كه مشخص بود برداشتن آن هم غير ممكن است چه رسد به زدن آن. نيك نفس اسم ها را منطقي كرد و از ماتئوس، ماچالا، بيلاچي و جمال حاجي صحبت كرد كه ناگهان امير قلعه نويي به كرمان آمد و يك بازي مس را هم از نزديك نگاه كرد. چهره ناراحت نيك نفس نشان از شكست پروژه مربي خارجي او داشت كه مذاكرات با قلعه نويي به بن بست رسيد تا مدير مسي ها اينبار با چهره اي خندان از جذب قطعي يك مربي خارجي صحبت كند. پرواز او به تهران نگاه ها را به سمت خود جلب كرد تا ناگهان بوژان ويرا مربي تيم قهرمان آسيا رودروي او بنشيند. همه قرارداد او و باشگاه مس را قطعي مي دانستند كه ناگهان برخلاف ميل نيك نفس بارديگر قلعه نويي پاي ميز مذاكرات قرار گرفت و او رسما مربي مس شد! اينكه چگونه به يكباره ورق به سود قلعه نويي برگشت خود حكايت مرموز و جالبي داشت كه كه حتي نزديك بود با استعفاي نيك نفس نيز مواجه شود. اما نكته جالب تر اظهار نظر روزهاي اخير نيك نفس براي جذب ويرا بوده است. او مي گويد: ما بين فصل تمام تمركزمان برروي قلعه نويي بود و قصد داشتيم كه او را به كرمان بياوريم چراكه حتم داشتيم تنها او مي تواند تيم ما را متحول كند.
اما زماني كه او در دور اول بر سر مسائل مالي با ما كنار نيامد پولوتيك زديم...! ما بوژان ويرا را به تهران آورديم و در حيني كه با او مذاكره مي كرديم به قلعه نويي هم پيغام داديم كه اگر بخواهد مي تواند پيشنهاد جديد ما را بپذيرد!! او هم زماني كه ديد ما با ويرا به توافقات نهايي نزديك مي شويم به سرعت تغيير رويه داد و پيشنهاد ما را پذيرفت و اينگونه ما موفق شديم قلعه نويي را به كرمان بياوريم...!!!! بنده خدا اين آقاي ويرا...! اگر مي دانست كه كرماني ها قرار است چه بلايي بر سر او بياورند شايد ترجيح مي داد زير همان خمپاره هاي عراقي تلف شود تا در اينجا بعدا كسي به ريشه نداشته او نخندند! هرچند آنجا كه او همانند جام ملت هاي آسيا چاشني شانس را هم با خود به مقدار زياد حمل مي كند، در يك رفت و برگشت نيمكت لوكا بوناچيچ را تصاحب كرد تا خيلي از سفرش به ايران براي طعمه شدن جهت شكار قلعه نويي ضرر نكرده باشد! اين حكايت جالب اگر به گوش ويرا برسد احتمالا همين امشب با دوستان عراقي اش به در خانه حميد نيك نفس خواهند رفت! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:12 توسط سعید قرایی |
|
|
بهخاطر مسایل پشت پرده و بیتوجهی مسوولین صعود نکردیم داستان تیم فوتبال گلگهر سیرجان در این فصل از لیگ دسته اول فوتبال باشگاههای کشور واقعا جالب بود. در حالیکه مس رفسنجان در آن گروه و در نیم فصل اول در صدر گروه تمام توجهات را به خود جلب کرده بود، در گروه مرگ این مسابقات گلگهر سیرجان در نیم فصل اول از یازده بازی خود فقط یازده امتیاز گرفته بود تا کاندیدا اصلی سقوط به لیگ دسته دوم باشد. اما در نیم فصل دوم ورق بهطور کامل برگشت و در حالیکه مس رفسنجان هفته به هفته از صدر گروه دور میشد، گلگهر گام به گام بالا آمد تا در یک هفته صدرنشینی را هم با پیام مشهد تجربه کند. گلگهر سیرجان حقیقتا بالاتر از انتظار بود و از اینرو حتی با توجه به عدم صعود این تیم میتوانیم این تیم فوتبال را در ابعاد خود فوقالعاده بدانیم که در اولین حضور لیگ یکی خود به شخصیت بالایی رسید تا در فصلهای بعد با ادامهی همین روند فوتبال سیرجان را در نهایت شگفتی لیگ برتری کند. البته اگر مجتمع گلگهر که با به وجود آوردن آن اتفاقات عجیب و غریب در تیمهای موفقش همانند والیبال، در فصلهای آتی اجازهی هنرنمایی بیشتر را به تیم فوتبال خود بدهد و برنامهی جدیدی را از جهت منفی برای آن در سر نداشته باشد. قاسم شهبا مربی بومی و موفق این تیم دربارهی این تیم بیشتر صحبت میکند:
1. آقای شهبا... حقیقتا در این فصل شگفتیساز بودید و فراتر از حد انتظارها با گلگهر نتیجه گرفتید زمانیکه تیم ما بسته میشد همه به ما میگفتند که هدف برای شما بقا در لیگ است و اگر بتوانیم تیم را در میانههای جدول حفظ کنیم به هدف اصلی رسیدهایم. پس از پایان نیم فصل اول که در ردهی ماقبل آخر جدول بودیم همه سقوط ما را قطعی میدانستند اما خوشبختانه در نیم فصل دوم وضعیت بهطور کلی تغییر کرد. 2. علت این تغییر وضعیت ناگهانی چه بود؟ بازی در لیگ یک شرایط خاص خودش را دارد. فشردگی امتیازات به شما این اجازه را میدهد که در چهار بازی بتوانید جبران امتیازهای از دست رفته را بکنید. در اولین بازی دور برگشت برابر داماش وقتی ما به پیروزی رسیدیم با توجه به روحیهای که از بچهها دیدم حدس زدم که روند صعودی ما آغاز شود. آن برد برای ما خیلی حیاتی بود چرا که با پیروزی بعدی نتیجههای خوب ما تا بازی برابر شهرداری بندرعباس ادامه پیدا کرد تا ما به بالای جدول برسیم. 3. انتظارش را داشتید که به این سرعت در این جای جدول قرار بگیرید؟ نه تنها من انتظار نداشتم که هیچ کس دیگر در سیرجان این انتظار را نداشت و یکی از عواملی که نتوانستیم این رتبه را حفظ کنیم همین عامل بود. چرا که در شهر هیچ نهاد و مسوولی باور نمیکرد ما به لیگ برتر برسیم به همین خاطر آن حمایتی که شایستهی لیگ برتری شدن بود از ما نشد تا ما نتوانیم شگفتی را کامل کنیم. 4. حمایت آنها از شما میبایست بیشتر در رابطه با مسایل پشت پردهی لیگ یک باشد دقیقا... همه میدانند که بازیهای لیگ یک هرچه به روزهای پایانی خود نزدیک میشود مسایل پشت پردهی آنهم به طرز وحشتناکی افزایش پیدا میکند. ما دقیقا به همین بلا دچار شدیم چرا که از بازی برابر شهرداری بندرعباس به این سو مسایل داوری دقیقا در تعیین نتیجههای ما حرف اول را میزد. در برنامهی نود هر هفته چندین پنالتی نگرفته ما نشان داده میشد و چندین پنالتی که بیخود علیه ما گرفته شد. ما فقط بنا به این مسایل بود که نتوانستیم روند خود را ادامه دهیم. 5. اما قبول دارید برای سیرجان لیگ برتری شدن هنوز زود بوده باشد؟ شاید تا قبل از بازیهای این فصل این عقیده غالب بوده باشد. اما ما خوشحالیم که با بازیهای این فصلمان ثابت کردیم سیرجانیها تواناییهای بیشتر از حد تصوری دارند. امیدوارم تلاشهای ما در این فصل نتیجهی اصلی خود را بدهد و مسوولین قبول کنند که اگر از فوتبال گلگهر حمایت بیشتری کنند خیلی زود به لیگ برتر میرسند. 6. اما بحث بر سر بودجهی باشگاه گلگهر همچنان ادامه دارد و شاید شما به سرنوشت باقی تیمهای موفق گروهی گلگهر دچار شوید؟! من هم این مسایل را شنیدهام اما طی روزهای گذشته با قطعیت به ما گفته شد که سرمایهگذاری برروی تیم فوتبال گلگهر ادامه خواهد داشت و من فکر میکنم با توجه به نتایج ما از سال آینده بودجهی بیشتری هم به فوتبال اختصاص داده شود. 7. وضعیت شما به چه صورت میشود؟ در کنار تیم خواهید بود؟ قرارداد من با باشگاه سه ساله بود و اگر مرا بخواهند خوشحال خواهم شد که از تجربیات این فصل برای سال بعد هم استفاده کنم. من اگر در تیم باشم اسکلت همین تیم این فصل را حفظ میکنم و تنها با اضافه کردن چند بازیکن با تجربه حضور قدرتمندتری در لیگ یک آینده خواهیم داشت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:30 توسط سعید قرایی |
|
|
مس به دنبال جبران شکست بازار نقل و انتقالات
حمید نیک نفس ترسیده شده است! او فصل قبل و در همین ایام یکی از بدترین روزهای خود را پشت سر می گذاشت. زمانی که هیات مدیره باشگاه در نقل و انتقالات تیم به فرهاد کاظمی، مربی آن زمان مس اختیار تام داده بود تا او با تغییر 80 درصدی تیم و جذب نفراتی که تا آن زمان خیلی ها نامشان را نشنیده بودند، ترس را به کرمان بیاورد.
(مس که تجربه تلخی از نقل و انتقالات فصل قبل دارد نمی خواهد باردیگر هوادانش ناامید شوند)
نیک نفس در آن زمان فقط اختیار داشت به کاظمی هشدار دهد! که البته سماجت او در این کار چندان کارساز نبود تا کاظمی با کنار گذاشتن نفراتی مثل میرقربانی، محمدی، عبدالزهرا، خیری و... از همان ابتدا توجه خود را به نظر هواداران و کرمانی ها نشان دهد! به هر شکل اثرات آن خانه تکانی فاجعه بار با اخراج زود هنگام کاظمی از مس خیلی زود مشخص شد تا نیک نفس از همان زمان برای فصل نقل و انتقالات فصل بعد برنامه جدیدی را پیش رو بگیرد. مدیر مسی ها از طریق برنامه های تلویزیونی مختلف از توپ طلایی گرفته تا برنامه نود هر هفته دفترچه یاداشت کوچکی را باز می کرد و نام ستاره هایی که چشم او را می گرفتند یاداشت می کرد. زمانی که نیک نفس از قلعه نویی لیست بازیکنان انتخابی اش را خواست گویا لیست قلعه نویی با لیست نیک نفس شباهت نود درصدی داشت و در آن زمان تنها نقطه تضاد این دو در یارگیری علی علیزاده بود که قلعه نویی برای جذب او به مس خیلی تلاش می کرد اما نیک نفس راضی به این انتقال نبود. اما با رفتن قلعه نویی به استقلال عملا آن لیست هم سوخت تا نوبت به لیست جدیدی برسد. در حالی که تصور می شد تا زمان آمدن یک مربی بزرگ خارجی که نیک نفس قول آن را داده است، او بتواند با خیال راحت نفرات لیست خود را جذب کند، اما حضور ناگهانی پرویز مظلومی در کرمان تمام معادلات را برهم زد و او لیست بازیکنان مورد نیاز خود را به باشگاه تقدیم کرد. گویا در جلسه پنج ساعتی که بین مظلومی و باشگاه مس در تهران برای عقد قرارداد صورت گرفته بود، نقطه تفاهم بزرگ دو طرف همان لیست جذب بازیکن بوده است که نیک نفس این بار از شباهت صد در صدی این دو لیست خبر داده بود! البته مشخص بود که پرویز مظلومی سرکشی های فرهاد کاظمی را نیز ندارد و دو طرف برای جذب بازیکن تفاهمات بیشتری خواهند داشت.
مقامات مس از جذب بازیکن اصلا خاطره خوشی ندارند. آن ها فصل قبل و تا روزهای آخر جذب بازیکنان موفق شده بودند حضور نفرات سرشناس بزرگی را در کرمان قطعی کنند اما ناگهان خبر جذب آن ها به تیم های دیگر آب سرد را روی پیکر مسوولین باشگاه می ریخت تا آن ها برای این فصل باتجربه تر عمل کنند. اسلامیان هرروز با دفتر نیک نفس تماس می گیرد و پیگیر جذب بازیکنان این تیم به خصوص سر لیست ها می شود. سه بازیکنی که باشگاه تاکید زیادی برای جذب آن ها دارد شیری و بیگدلی از استقلال اهواز هستند که هفته آینده به کرمان می آیند و آرش برهانی بازیکن کرمانی استقلال تهران است که به مسی ها قول داده است اگر به کرمان بیاید مشکلات گلزنی خود را حل خواهد کرد! باید دید مسی ها می توانند شکست خود را در بازار نقل و انتقالات فصل قبل در این فصل جبران کنند؟! به دنبال لشکر کشی نیستم! پرویز مظلومی مربی مس شد! خیلی ها وقتی صبح سه شنبه فرزند مظلومی را در کرمان دیدند فهمیدند که این خبر تا ظهر همان روز قطعی خواهد شد که همین اتفاق هم رخ داد تا پس از نادر دست نشان، فرهاد کاظمی، مهدی محمدی و امیر قلعه نویی، پنجمین مربی مس در دومین فصل حضورش در لیگ برتر هم معرفی شود.
پرویز مظلومی که در این فصل با ابومسلم نتایج بسیار خوبی گرفت و این تیم را از رده پانزدهم جدول تا رده چهارم بالا کشید، برای حضور در مس برنامه های ویژه ای دارد. او در ابتدا از شرایط خوب باشگاه کرمانی تمجید می کند و می گوید: شرایط کار در کرمان آنقدر مطلوب هست که اگر در این شهر هرکس اراده کند که با جان و دل برای آن زحمت بکشد خیلی زود به موفقیت می رسد. فوتبال کرمان می تواند در آینده خیلی نزدیک حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشد و با صحبت هایی که طی چند روز اخیر با مسوولین این باشگاه داشته ام متوجه شدم که آن ها تا چه اندازه در زمینه باشگاه داری کاربلد هستند. مظلومی که در دسته مربیان کم حاشیه فوتبال ایران قرار می گیرد، در حالیکه نیمکت استقلال را در رقابت با قلعه نویی به او واگذار کرده است، پس از عقد قرارداد با مس به نوعی کنایه ای به حضور قلعه نویی و پانزده دستیارش در کرمان می زند و می گوید: من آدمی نیستم که اگر به تیم جدیدی بروم یک لشکر آدم با خودم به آن تیم ببرم! خوشبختانه باشگاه مس یکی از کاملترین باشگاه های ایران است و نیاز نیست که با شلوغ بازی بخواهم این تیم را با چالش مواجه کنم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:57 توسط سعید قرایی |
|
|
We ARE THE CHAMPIONS MY FREAND!!
وقتی ارتش های سرخ در تمام دنیا سرود قهرمانی می خوانند، اگر قلبت سرخ باشد و خونت هنوز با رنگ قرمز حیاتت را تضمین کنند، باید هم نخوابی تا شاید یک لحضه گمان کنی این همه خوشبختی در خواب بدست آمده است. بازهم شادمانی قسمت ما شد و بازهم عروسی به کوچه سرخ دوستان آمد. در این جشن و در این موقع شب هیچ آغوش بازی ندیدم جز آغوش همه دوستانم در این وبلاگ. بعد از قهرمانی منچستر در پنالتی و در اوج شادمانی ناگهان ترس برم داشت! ترس از این موضوع که بعد از این سه جشن شیرین قهرمانی در این سال با منچستر و پرسپولیس، از بازی های فصل آینده عادت بد چشم امید داشتن به دقیقه نود بودن تا بعد از بازی آزارم دهد! خیلی وقت بود که چشم امید را از این دقیقه عزیز گرفته بودم اما وقتی عدالتی که من همچنان به خارج بودنش از زمین اعتقاد دارم در کار باشد پیرمرد 66 ساله هم می تواند جوان نوزده ساله باشد. همانطور که قطبی دوست داشتنی می توانست رکورد پرش از همه بی فرهنگی های فوتبال ما راب به ثبت برساند.... دوستان قرمز من اکنون در آسمان هستیم. آنقدر سختی کشیدیم که نخواهیم این لحظات شیرین تمام شود. خدایا...واقعا مرز شادی و غم ما تا چه اندازه نزدیک است. درست به باریکی یک تیر دروازه. با ارتش سرخ تمام شادی ها را فتح کردیم... خوش به حال من که یک سرخ پوشم! و بهترین سرخ پوش یک سرخ پوش قهرمان است! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 3:0 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|