|
|
|
|
|
صداي "خش خش" توي گوشم ناله مي كرد... نه كارشناس مسائل اجتماعي هستم و نه يك ياغي. نه از بابت شخصي حرف مي زنم و نه از شخصي مي خواهم كه با من همدردي كند و يا با من هم صدا شود. فقط از بابت خودم به عنوان يك انسان حرف مي زنم كه احساس مي كند در اين شرايط بايد سرخورده باشد...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:29 توسط سعید قرایی |
|
|
بازيكناني كه دستبند سبز داشتند براي اداي توضيحات فراخوانده شدند خبرهايي كه هيچ يك از رسانه هاي ورزشي و رسمي ايران مجاز به انتشار آن نيستند حكايت از آن دارد كه بازيكنان تيم ملي فوتبال ايران كه در بازي برابر كره جنوبي از دستبند سبز استفاده كرده بودند در بازگشت به ايران اقدام به ضبط پاسپورت هاي آن ها شده است. هفت تن از بازيكنان تيم فوتبال ايران پس از اعتراض هاي مردم ايران به نتايج انتخابات رياست جمهوري كه با رنگ سبز صورت مي گرفت، در بازي با كره جنوبي اقدام به بستن دستبندهاي سبز كرده بودند و هرچند منصور پورحيدري سرپرست تيم ملي اداي نظر اين بازيكنان را دليل آن مي دانست اما مشخص بود كه اين بازيكنان به نشانه حمايت از حركت مردم ايران دست به اين اقدام زده اند. دستبندهايي كه البته در نيمه دوم به دلايل نامشخص از دست بازيكنان ايران باز شده بود. اما خبرها حكايت از آن دارد كه بازيكناني كه دست به اين اقدام زده بودند در بازگشت به ايران با مشكلاتي مواجه شده اند و پاسپورت آن ها در فرودگاه جمع آوري شده است . در بين اين بازيكنان نفراتي چون حسين كعبي، علي كريمي، مهدي مهدوي كيا، محمد نصرتي، جواد نكونام حضور داشتند كه به آن ها اعلام مي شود در ساعات مشخصي براي دريافت پاسپورت خود رجوع كنند. هرچند به كار بردن لفظ بازداشت براي اين بازيكنان هنوز تاييد نشده است اما پس از مراجعه اين بازيكنان براي دريافت پاسپروت خود با سوالاتي روبرو شده اند اما با نامشخص بودن مكان آن ها پس از اين اتفاقات هنوز اطلاع دقيقي از جلسه پرسش و پاسخ آن ها مخابره نشده است. به نظر مي رسد تصميم گيري هاي سختي در انتظار اين بازيكنان باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 14:7 توسط سعید قرایی |
|
|
چشممان به خاطر خس و خاشاك خيس است نه حذف تيم ملي! مسير سبز ما به جام جهاني خيلي وقت پيش آتش گرفت تيم ملي فوتبال ما شب پيش حذف نشد بلكه درست از همان زماني همه فهميدند كه اين تيم به جايي نمي رسد كه دستور رسيد " آقاي علي آبادي خودت فوتبال را در دست بگير و آن را درست كن...!" و فوتبال ما درست از همين روز حذف كه نه، نابود شد!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:25 توسط سعید قرایی |
|
|
ايران در زمين پيروز شد اما فيفا عربستان را به جام جهاني فرستاد! بازي ايران و كره جنوبي شروع مي شود. ايراني ها حالا ديگر كاملا درك كرده اند كه اين آخرين فرصت براي نجات آن هاست. براي همين است كه يك توصيه فضاي اردوي ايران را پر مي كند... با تمام توان بازي كنيد و حتي يك درصد هم كم فروشي نكنيد حتي اگر در گذشته تشخيص مي داديد اين گونه راه پيروزي نزديك تر است...! ايراني ها وارد زمين مي شوند. از همان تونل ورزشگاه كه بالا مي روند نوع گام هاي آن ها مشخص مي كند كه امروز متفاوت هستند. يك تيم كه نه يك ملت در زمين بازي مي كند و حماسه همبستگي ايراني سبب مي شود كه ايراني ها در اوج شگفتي 5 گل به كره جنوبي بزنند و به خاطر تساوي عربستان قانونا به جام جهاني صعود كنند. ايراني ها خود را آماده جشن و پايكوبي مي كنند و مي خواهند بازي حماسي خود را در خاطره ها حفظ كنند. ناگهان خبر مي رسد كه فيفا طي دستورالعملي جديد اعلام كرده است كه همه نتايج بايد در يكجا جمع شود وآن ها پس از بررسي دقيق تيم هاي برنده را اعلام مي كنند! فيفا در پشت درهاي بسته ظاهرا همه كاغذهايي كه نتايج بازي را در خود ثبت كرده است به آشغالي مي ريزد و با حساب و كتابي دقيق و منحصر به فرد! با تجميع نتايج اعلام مي كند كه ايران از عربستان 10 امتياز كمتر دارد و با اين حساب اين عربستان "صعودي"! است كه به جام جهاني صعود كرده است!!!!! حتي اگر در جدول و در زمين مسابقه ايران چند امتياز هم از عرب ها بيشتر كسب كرده باشد! عرب ها كه هيچ تماشاگري هم برروي سكو ندارند وسط زمين مي ريزند و اين بار براي اينكه تحقير ما را بيشتر كنند با پرچم خود ايران در برابر ما رژه مي روند! ايراني ها با هواداران ميليوني خود به اين تصميم عجيب و غير منطقي اعتراض مي كنند اما فيفا آن ها را مشتي اغتشاش گر مي داند كه درصدد زير پا گذاشتن قواعد دنياي فوتبال هستند! فيفا صعود قانوني عربستان را تبريك مي گويد و دستور مي دهد ايران به واسطه اعتراض در پايمالي حقش فعلا محروم باشد! نتيجه گيري فوتبالي: هميشه همه نتايج در زمين بازي ثبت نمي شود. نتيجه گيري غير فوتبالي: هميشه برنده ها پيروز نيستند. نتيجه گيري غير اخلاقي: حق هيچ وقت مال تو نيست حتي اگر آن را گرفته باشي. نتيجه گيري اخلاقي: در قيامت مظلوم به همان چاهي مي افتد كه ظالم افتاده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:19 توسط سعید قرایی |
|
|
پدر خوانده تيشه در دست! محمد علي آبادي كه گفته مي شود باجناق رييس جمهور ايران مي باشد پس از انتخاب محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري انتظار داست با توجه به حمايت هايش از او، وزير يكي از وزارت خانه ها شود. اما برخلاف ميل باطني به سمت رياست سازمان تربيت بدني برگزيده شد. او بي ميلي خود را براي اين پست با گفته اش مبني بر اداره سازمان ورزش تنها با 25 درصد از وقت خود نشان داده بود! 1_ حذف از جام جهاني به بدترين شكل ممكن در حالي كه در مديريت سابق ورزش كشور تيم ملي كشورمان با كمترين حاشيه ممكن به جام جهاني رفته بود، با شروع كار علي آبادي و اختلافات او با دادكان دچار چنان حواشي شد كه به تلخ ترين شكل ممكن از جام جهاني آلمان حذف شد. 2_ حمله به مديريت سابق ورزش بعد از بازي هاي دوحه علي آبادي پس از بهبود رتبه ايران در جدول مدال هاي بازي هاي آسيايي دوحه آن را تماما به خود نسبت داد و از عملكرد مديريت ورزش سابق انتقاد كرد! اين در حالي بود كه كارشناسان گفته بودند نتايج بازي هاي دوحه بازگو كننده عملكرد علي آبادي نيست. 3_ تعليق فوتبال ايران دخالت هاي مكرر علي آبادي در فدراسيون فوتبال سرانجام كار دست ورزش ايران داد و فيفا فوتبال ايران را به خاطر دخالت هاي دولت در اين رشته به خصوص پس از جام جهاني آلمان تعليق كرد. 4_ حذف استقلال از باشگاه هاي آسيا بدون برگزاري بازي اتفاق بد بعدي حذف استقلال از باشگاه هاي آسيا به دليل مديريت ضعيف اين باشگاه در عدم ارسال اسامي بود. تربيت بدني به عنوان متصدي اصلي اين تيم، نقش متهم رديف اول در اين تحقير تاريخي فوتبال ايران بازي كرد. 5_ كسر شش امتياز از پرسپوليس تيم پرسپوليس هم به خاطر ضعف مديريت خود دچار لطمه شد و با كسر شش امتياز به حكم فيفا تحقير ديگري بر ورزش ما وارد كرد. متصدي اين تيم هم تربيت بدني ايران بود! 6_ ماجراي عجيب انتخاب رييس فدراسيون فوتبال علي آبادي در حالي با تاييد رييس جمهور قصد فتح صندلي رياست فدراسيون فوتبال را داشت كه بنا به آيين نامه فيفا اين اقدام خلاف محسوب مي شد. با ممانعت از انتخاب او، علي آبادي اين انتخابات را نزديك به سه ماه به تاخير انداخت تا حوادث عجيبي در فوتبال ايران رقم بخورد. 7_ بدترين المپيك ايرانيان بازي هاي المپيك چين به خوبي عملكرد فني علي آبادي را نشان مي داد. كسب تنها دو مدال سبب شد ايران در اين بازي ها يكي از بدترين كاروان هاي تاريخ خود را داشته باشد! 8_ خرابي ورزشگاه هاي تازه افتتاح شده علي آبادي كه به عملكرد عمراني خود افتخار مي كرد مجبور شد بسياري از پروژه هايي كه افتتاح كرده بود را به سرعت تعمير كند. نظير ورزشگاه كاشان كه تنها دو ماه بعد از افتتاح و بدون هيچ استفاده اي بازسازي شد! 9_ سرشاخ شدن با برنامه نود عملكرد سازمان علي آبادي آنقدر فجيع بود كه كاملا رسانه اي شود. برنامه پربيننده نود كه بخشي از اقدامات او را افشا كرده بود مجبور شد فشار زيادي براي عدم تعطيلي خود تحمل كند. 10_ رانت خواري فرزند علي آبادي و در آخرين روزهاي كار علي آبادي مشخص شد كه فرزند او در طول اين چهار سال با استفاده از موقعيت پدر خود رانت زيادي را به جيب ريخته است. پرونده او در قوه قضائيه در جريان است.
بخشي از جملات قصار باباي ورزش ايران! 1- فکر مي کنم آخرين باري که يک تيم ايراني موفق به کسب مقام قهرماني در رقابت هاي باشگاهي آسيا شد به اوايل انقلاب برگردد يا نهايتاً دو سال بعد از انقلاب اين قهرماني به دست آمده است.
توضيح؛ پاس در سال 1370 با مربيگري فيروز کريمي قهرمان آسيا شد.
2- مي خواهيم راه جديدي را آغاز کنيم و نگاهي به اندازه بزرگي فوتبال و بزرگي 40 ميليون جوان ايراني داشته باشيم.
توضيح؛ براساس آماري که سازمان ملي جوانان پس از آمارگيري سال 1385 اعلام کرد در ايران 24 ميليون و 400 هزار جوان 15 تا 29ساله زندگي مي کنند.
3- متاسفانه در تيم ملي مي بينيم بازيکني توپ را روي سينه اش کنترل مي کند اما توپ هفت متر جلوتر پرت مي شود. در بازي ايران مقابل امارات چند بار ديدم که نامجومطلق توپ را در اختيار داشت اما از پشت اسماعيل مطر توپ را از او مي گرفت.
توضيح؛ مجيد نامجومطلق سال 1376 از تيم ملي خداحافظي کرده و در زمان خداحافظي نامجومطلق احتمالاً اسماعيل مطر نوجواني 10ساله بوده است.
4- شما برويد بازي اسپانيا و پرتغال را نگاه کنيد که چگونه بازيکن اسپانيايي که يک متر و 60 سانتي متر قد دارد موفق مي شود.
توضيح؛کوتاه قدترين بازيکن هاي اسپانيا هم ژابي هرناندز، داويد سيلوا و بويان کرکيچ يک متر و هفتاد سانتيمتر قد دارند.
5- مردمي که بازي هاي تيم ملي را مي بينند برايشان مهم نيست که با ديدن اين بازي لذت ببرند. آنها تنها براي موفقيت تيم ملي شان دعا مي کنند، حتي شايد خيلي از آنها ندانند که کدام تيم ايران است و کدام تيم عربستان.
توضيح؛ به ما حق بدهيد که با اشتباه هاي رئيس سازمان تربيت بدني اين بند آخر را هم به عنوان اشتباه او ذکر کنيم.
علي آبادي ماه قبل هم دليل تاکيد بر استفاده از نام پيروزي به جاي پرسپوليس را اين گونه عنوان کرده بود؛ «مردم ما از شعار استقلال، پيروزي، جمهوري اسلامي خاطره خوشي دارند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 13:21 توسط سعید قرایی |
|
|
ملي پوش بازنده و ورزش شرمنده از آن ما! ورزش خصوصي آرزوي كارشناسان اين رشته شده است. آرزويي كه به خاطر منافع اين بخش براي دولت و تبديل آن به حيات خلوت سياست مداران براي انجام خيلي از اقدامات، تبديل به رويا شده است. اما برروي اين حيات خلوت كم كم آفتابي طلوع كرده است كه ديگر همانند گذشته تاريكي پشت پرده آن به قدري نيست كه خيلي از اقدامات گذشته در آن انجام گيرد و همين سبب شد كه ورزش ايران در طول چهار سال گذشته تبديل به يكي از چالش برانگيز ترين دستگاه هاي دولت نهم قلمداد شود. ورزش ايران به عنوان يكي از دولتي ترين ورزش هاي دنيا كه براي اثبات خصوصي بودن خود به مجامع بين الملل از جمله اي اف سي مجبور به سند سازي شد مي تواند خيلي خوب بازگوي عملكرد دولت در اين بخش باشد. همچنین ورزش کشور ما به عنوان یکی از پرمخاطب ترین موضوعات، همواره یکی از نقطه های مورد هدف گروه ها و جناح های سیاسی مختلف کشور بوده است و شاید همین عامل باشد که پای بسیاری از مدال آوران المپیکی کشور در لیست های انتخاباتی جناح های سیاسی کشور را باز کرده باشد. نمونه تاثیر واضح انتخابات رياست جمهوري بر رشته مهمی چون فوتبال ایران، شاید بعد از انتخابات دوره ششم رياست جمهوري با انتخاب محمد خاتمي رقم خورد. درست زمانی که رییس فدراسیون فوتبال وقت ایران یعنی محسن صفایی فراهانی توانست با با يك انتخاب كارشناسي شده جاي داريوش مصطفوي را در فدراسيون فوتبال بگيرد. شاید جالب باشد بدانید پیش از حضور فراهانی در فدراسیون فوتبال، این نهاد مهم ورزش کشور به یک کیف محتوی چند مهر و کاغذ با سربرگ فدراسیون فوتبال خلاصه می شد! و همین عامل باعث می شد که فرضا لیگ فوتبال ایران در سال 75 در اواخر سال 76 به اتمام برسد و یا تیم ملی فوتبال ایران برای تمرینات خودش مجبور به کرایه زمین های گلف تهران شود! اما با حضور صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال شاید فرخنده ترین اتفاق ممکن برای فوتبال کشور رقم خورد. در همان ایام فوتبال ایران موفق شد بودجه مناسبی را از مجلس و دولت اصلاحات نصیب خود کند و با یک برنامه ریزی اصولی و بدور از هرگونه ریخت و پاش های اضافی از این بودجه نهایت استفاده را ببرد تا با تشکیل یک فدراسیون کاملا حساب شده و با برنامه، موفق شود دست آوردهای بزرگی همانند لیگ منظم حرفه ای، کمپ تیم های ملی و بازسازي تاريخي ورزشگاه آزادي و بسیاری دیگر از رویدادهای مثبت آن زمان فوتبال ايران كه همچنان اثرات آن ها به چشم مي خورد را رقم بزند. بدون شک اگر حضور افراد کاردان در دولت آن زمان و در راس آن ها محسن صفایی فراهانی حضور نداشت هرگز فوتبال ایران نمی توانست به این موفقیت ها حداقل طی زمانی کوتاه دست یابد. عکس این اتفاق دقیقا پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 در ورزش کشور رخ داد. حضور محمد علی آبادی به عنوان یک مهندس عمران از بدنه شهرداری بر ورزش کشور و تصمیم گیری های بعضا شتاب زده و بدور از منطق او بارها فوتبال و بسیاری از رشته های ورزشی کشور را در معرض نابودی قرار داد. فجایع تیم ملی در جام جهانی آلمان كه با حاشيه سازي هاي محمد علي آبادي براي حذف دادكان انجام شد و او در يك مصاحبه تاريخي پيش از جام جهاني اعلام كرد قصد زدن ريشه دادكان را دارد، سبب شد كه يكي از بهترين تيم هاي ملي ما كه به راحت ترين شكل ممكن و با كمترين حاشيه به جام جهاني صعود كرده بود با اقدامات علي آبادي آن چنان درگير حاشيه شود كه يك جام جهاني تلخ را براي ايران رقم بزند. تعليق فوتبال ايران، حذف استقلال از باشگاه های آسیا، کسر شش امتیاز از پرسپولیس، داستان های هزار و یک شب انتخابات فدراسیون فوتبال و در نهايت تشكيل فاسد ترين فوتبال ايران در طول عمر خود كه اتفاقات نادر باند بازي، دلالي و دوپينگ در آن كاملا رسانه اي شد و... همگی در زمانی رخ داد که محمد علی آبادی به عنوان متولی اصلی جلوگیری از این اتفاقات، نتوانسته بود با برنامه ريزي صحيح جلوي اين اتفاقات را بگيرد. در کنار این، نبود یک نهاد قدرتمند چه در مجلس و چه در هيات دولت که بتواند در بخش ورزش به خوبی مقصران اصلی این حوادث را شناسایی و توبیخ کند، سبب شد که حوادث تلخ ورزش كاملا دولتي ما و به خصوص در دو تيم بزرگ تربيت بدني يعني استقلال و پرسپوليس به صورت سلسله مراتب و مکرر رخ دهد. اتفاقاتی که حتی نظیر کوچک آن در دو دوره دولت سابق به چشم هم نمی خورد. مقايسه عملكرد صفايي فرهاني و محمد علي آبادي در بخش ورزش شايد بتواند الگوي كوچكي از مقايسه دو دولت آينده باشد. صفايي كه در آن برنامه نود تاريخي آشفتگي دستگاه مديريتي علي آبادي را براي انتخاب مربي تيم ملي در معرض قضاوت عموم قرار داد، به خوبي در همان شب نشان داد كه در پشت پرده ورزش كشور دقيقا چه مي گذرد. پشت پرده اي كه البته در المپيك پكن نيز خود را كاملا نشان داده بود...: آذر ماه 1385 است. محمد علي آبادي به عنوان رييس سازمان ورزش ايران با افتخار پشت ميكروفن هاي پرتعدادي كه روبرويش قرار دارد مي ايستد. او ابتدا سعي مي كند به شدت به دستگاه ورزش دولت قبل حمله كند و تمامي برنامه هاي آن ها را ناكارآمد بخواند و سپس از بيشتر شدن تعداد مدال هاي كاروان ايران در بازي هاي آسيايي دوحه با افتخار تمام ياد مي كند و ارتقاء رتبه ايران را نسبت به دوره قبل حاصل برنامه ريزي فشرده و كوتاه مدت خود و همكارانش مي داند و با قاطعيت ياد مي كند كه در دوره رياست او ايران از نظر ورزش قطعا بالاتر از كشورهاي نظير ازبكستان، تاجيكستان و... قرار خواهد گرفت. علي آبادي درحالي اين حرف ها را مي زد كه خيلي از كارشناسان ورزش كشور اعتقاد داشتند از آنجا كه اكثر ورزشكاران و مربيان و حتي بسياري از روساي فدراسيون هايي كه رشته هاي آن ها در بازي هاي آسيايي دوحه 2007 به مقام رسيده اند، فعاليت خود را قبل از آغاز دوره مديريت علي آبادي شروع كرده بودند و ثبات حاكم برآن ها بوده كه باعث شده بود رتبه ايران در اين بازي هاي آسيايي صعود داشته باشد و رييس جديد ورزش ايران نمي تواند خيلي اين افتخار را به نام خود ثبت كند و بايد صبر كرد و عملكرد او را در پايان بازي هاي المپيك چين ديد كه اوج كار او را براي ورزش كشور نشان مي دهد. اين پيش بيني زماني علمي تر شد كه علي آبادي در همان روزها با وارد كردن فشار برروي روساي بسياري از فدراسيون ها، آنها را مجاب به استعفا كرد تا روساي مورد علاقه خود را به فدراسيون ها برساند. علي آبادي مهندس عمراني كه در زمان هدايت شهرداري تهران به دست محمود احمدي نژاد از نيروهاي اصلي او قلمداد مي شد و در زمان انتخابات نيز فعاليت هاي زيادي را براي احمدي نژاد انجام داد در حالي به رياست سازمان تربيت بدني ايران گمارده شد كه تكليف بسياري از وزارت خانه ها روشن شده بود و نفرات پست هاي كليدي نيز تعيين شده بود و در اين شرايط محمد علي آبادي برخلاف ميل باطني خود براي سازمان ورزش در نظر گرفته شد. علي آبادي با نشان دادن نهايت تلاش خود براي رسيدن به پست شهرداري تهران ثابت كرده بود كه اصلا علاقه اي براي ادامه فعاليت در بخش ورزش ندارد. او در يكي از مصاحبه هاي معروفش نيز گفته بود كه مي تواند با 25 درصد از وقت خود ورزش ايران را اداره كند كه اين دليل واضحي بود از بي انگيزگي اين مهندس به بحث ورزش. اما كارهاي او در اين بخش آنقدر گره خورده بود كه ظاهرا هيچكس ديگري حاضر نباشد جاي او را در اين سمت بگيرد. پول بي نظيري كه به واسطه بالا رفتن قيمت نفت به بدنه ورزش ايران وارد شده بود سبب شد كه دست سازمان تربيت بدني براي انجام بسياري از كارها باز باشد. برگزاري بسياري از همايش ها و المپيادها كه در راس آن مسابقات ايرانيان بود بدون هيچ برنامه ريزي مشخصي فقط علي آبادي را بود كه پشت ويترين قرار مي داد. تا جايي كه جواد خياباني گزارشگر محبوب مقامات! به واسطه اين اقدامات، لقب پدر ورزش ايران را براي او برگزيد! همچنين او در دوره مديريت خود موفق شد طرح هاي عمراني ورزشي زيادي افتتاح كند اما بسياري از اين طرح ها تنها با گذشت يك ماه و بدون اينكه كوچكترين استفاده اي از آن ها شده باشد با مشكلات مهندسي وحشتناكي روبرو مي شدند كه ورزشگاه 15 هزار نفري كاشان اوج اين اتفاق بود. تصاويري كه هر دوشنبه هم از برنامه نود و در قسمت دوربين اين برنامه پخش مي شد، به خوبي نشان مي داد كه افتتاح بسياري از طرح هاي ورزشي بيشتر در جهت بالا بردن آمار ساخت و سازها در بوده است! با اين همه اقدامات دستگاه ورزش كشور به سركردگي علي آبادي بيشتر از كارهاي عمراني با كسب نتايج تيم هاي ملي ايران مشخص مي شد و بازي هاي المپيك چين مي توانست امتحان ثلث سومي براي آقاي پدر خوانده باشد!المپيك پكن نزديك بود اما آنچه كه بيشتر از اميد به كسب مدال براي ايرانيان واضح مي نمود حواشي بود كه همچنان به خاطر ضعف مديريت ورزش كشور در رشته هاي مختلف به چشم مي آمد. نحوه انتخاب ورزشكاران با بدترين شكل ممكن صورت مي گرفت و انتخاب يك ورزشكار مصدوم به جاي رقيبي كه از او در مسابقات انتخابي شكست هم خورده بود خود حديث مفصلي بود از نحوه انتخاب نفرات اعزامي به المپيك كه هيچ گاه بر اساس توانايي هاي فني انتخاب نمي شوند! در كنار روزهاي پرحاشيه ورزش قبل از آغاز بازي هاي المپيك، بدترين اتفاق ممكن رخ داد و حسين رضا زاده نيز به بهانه مصدوميت و به علت حاشيه هاي پشت پرده فراوان مجبور به كناره گيري از مسابقات المپيك شد تا اميد به كسب مدال براي ايرانيان كمرنگ و كمرنگ تر شود. هرچند كه بعدها مشخص شد مصدوميت رضازاده كاملا مصلحتي بوده است و اگر دستگاه ورزش ايران مراقبت بيشتري از اين ستاره ورزش كشور مي كرد، شايد او نه تنها براي المپيك چين آماده مي شد، حتي مي توانست براي بازي هاي المپيك لندن هم براي ايران افتخار آفريني كند. آنچه كه چشمگير بود ضعف مديريتي ورزش ايران و وجود حواشي فراوان پيرامون رشته هاي مختلف ورزشي بود كه اصلا اجازه اين را نمي داد تا تيم هاي ايراني به نحوي شايسته خود را آماده اين مسابقات بزرگ كنند. اما رييس ورزش ايران با چهره عبوس خود همچنان در برابر رسانه ها به لقب پدر ورزش خود افتخار مي كرد و در اين شرايط خود را متوقع به كسب مدال هاي زياد از سوي ورزشكاران و مديران فدراسيون ها مي دانست. او به همراه كاروان ايران به پكن مي رود تا احتمالا با افتخار آفريني يك ورزشكار ايراني، او باشد كه مدال ها را به گردن آن ها بي اندازد. المپيك باشكوه چين آغاز مي شود اما با گذشت هر روز، شكوه آن براي ايرانيان كمتر و كمتر مي شود چراكه فقط خبر باخت و حذف ورزشكاران ايراني است كه از پكن به گوش مي رسد. اتفاقي كه پس از رخ دادن حواشي تشكيل اردوهاي تيم ملي و برنامه ريزي بد براي آماده سازي آن ها توسط كارشناسان كاملا به پيش بيني شده بود. رشته هايي كه هيچ زمان در آن ها مدال نداشته ايم باز هم بدون مدال براي ما تمام مي شود تا مشخص شود حداقل برنامه هاي آقاي پدر براي پيشرفت فوق العاده ورزش ايران در زمان او با شكست مواجه شده است. نوبت به رشته هايي مي رسد كه اميد كسب مدال در آن ها، المپيك را براي ايرانيان جذاب مي كرد. اما خبرهاي بد همچنان از پكن مخابره مي شود و در حالي كه چين تايپه، بحرين، فليپين، تاجيكستان و ازبكستان و... به جدول دارندگان مدال وارد مي شوند خبرنگاران ايراني با چهره گرفته فقط خبر شكست ورزشكارانمان را مخابره مي كنند تا آهنگ هاي حماسي تلويزيون در آرشيو باقي بماند! تنها مراد محمدي و هادي ساعي هستند كه در رشته هاي پرافتخار سال هاي گذشته! آن هم برروي استعداد ذاتي ما را به دو مدال مي رسانند تا از افغانستان عقب تر نباشيم!!
مرداد ماه 1387 است. محمد علي آباي به شدت از دوربين و
ميكروفن فراري است. او در يك مراسم تنها به ذكر اين نكته بسنده مي كند: "كدام
ناكامي!!!؟؟ ما در المپيك اصلا ناكام نبوديم و شما نتيجه اين بازي ها را بايد در
بازي هاي آسيايي گوانجو چين دنبال كنيد!" اوج استيصال علي آبادي به چشم مي
آيد. هموكه مديريت قبلي ورزش ايران را بارها و بارها زير سوال برده بود. جواد
خياباني هم عصباني تر از هميشه برابر دوربين مديريت ورزش را زير سوال مي برد. او
ديگر براي ورزش به دنبال "بابا" نمي گردد و حتما در اين لحظات آخرين حرف
صفايي فراهاني در فدراسيون فوتبال را در ذهنش مرور مي كند كه گفت:" اين كودك
را نزد نامادري اش سپردم!" يزداني خرم كه روزهاي بسيار خوبي را در فدراسيون
واليبال پشت سر گذاشته بود و در يك تصميم عجيب علي آبادي به فدراسيون كشتي آمد پشت
ميكروفن مي گويد:" ما فقط در سطح آسيا مي توانيم ادعاي قهرماني داشته باشيم!
المپيك جاي مقام آوري براي ما نيست!!" تا به ما يادآوري كند كه ملت بايد به
جاي دولت شرمنده باشد كه توقع خود را تا اين حد بالا برده است و ملي پوش بازنده كاملا
حق ماست كه از آن ما باشد! احتمالا چندي ديگر يزداني خرم مي گويد كشتي ايران در
سطح مرزهاي ايران قدرتمند است و كشتي گيران ما مي توانند در المپياد ايرانيان به
مقام برسند نه در آسيا!!! علي آبادي در مصاحبه هاي خود به تعداد مدال هايي اشاره
مي كند كه در زمان او در رشته هاي رزمي به دست آمد كه مسابقات آن اكثرا خارج از
ديد فدراسيون جهاني قرار داشت و حتي كشورهاي صاحب ورزش آسيا هم برروي اين مسابقات
سرمايه گذاري نكرده بودند! جالب اينكه علي
آبادي در آخرين مصاحبه خود همچنان از المپيك پكن به عنوان يك رويا ياد مي كند و
همچنان به دستگاه هاي ورزش دولت قبل حمله مي كند! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:10 توسط سعید قرایی |
|
|
سخنرانان جشن را با ميتينگ انتخاباتي اشتباه گرفتند! باشگاه صنعت مس كرمان درصدد بود براي صعود تيم فوتبال خود به ليگ قهرمانان آسيا جشن شكيلي را در اين شهر برگزار كند.
روز دوشنبه و در سالن تجلي كرمان حضور هواداران و دكور
زيباي مراسم به انضمام اجراي مزدك ميرزايي همگي نشان از برگزاري يك مراسم جشن در
خور شان اين تيم خبر مي داد. هواداران مس با تشويق هاي خود جو جالبي را ايجاد كرده
بودند و برنامه ها نيز به خوبي پيش مي رفت تا نوبت به سخنراني مقامات سياسي استان
رسيد. برهاني نژاد مدير عامل باشگاه مس كه خيلي تلاش كرده بود اين جشن آبروي تيم
كرماني را حفظ كند نمي دانست مقامات سياسي با اشتباه گرفتن اين جلسه با ميتينگ
انتخاباتي يكي از كانديدها تمام برنامه هاي او را برهم مي زنند! غلامرضا كرمي
نماينده كرمان در مجلس و مجيد دوستعلي دبير اجرايي هيات دولت سخنراناني بودند كه
با صحبت هاي طولاني خود در حمايت از يكي از كانديدهاي رياست جمهوري در ذوق
هواداران مس زدند و باعث شدند در پايان سخنراني اين افراد سالن مملو از تماشاگر
تبديل به سالني پر از صندلي هاي خالي شود! حتي بسياري از ميهمانان و خبرنگاران نيز
جلسه را ترك كردند تا عملا جشن باشگاه نيمه كاره رها شود. بسياري از برنامه هاي
باشگاه در اين جشن اجرا نشد تا شايد اين بار در رابطه با سخنرانان اين گونه مجالس
بيشتر دقت شود! اين مراسم كه در پايان خود با حواشي سياسي زيادي هم روبرو شد با
اتفاق تلخ ديگري نيز روبرو بود و آن درگيري تعدادي از هواداران مس با يكي از
خبرنگاران نشريات محلي كرمان بود كه باعث شد جشن مس كلا حال و هواي ناراحت كننده
اي داشته باشد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:40 توسط سعید قرایی |
|
|
افشاي تاريخي دستپاچگي سازمان ورزش دولت نهم! در شب مناظره محمود احمدي نژاد با مير حسين موسوي، بردن اسامي اشخاص حقيقي و زدن اتهامات مختلف از سوي رئيس جمهور نهم ايران موجي از شگفتي را براي مخاطبان اين برنامه ايجاد كرد اما بردن يك نام باعث حساس شدن جامعه ورزش ايران نسبت به سخنان احمدي نژاد شد. محسن صفايي فراهاني رييس سابق فدراسيون فوتبال و عضو فعلي كنفدراسيون فوتبال آسيا نامي بود كه سبب شد برخي از خاطرات گذشته در ذهن علاقه مندان به ورزش ورق بخورد. عمده اين خاطرات به برنامه نود 14 بهمن دو سال قبل بر مي گشت و زماني بود كه صفايي فراهاني در روزي كه قرار بود با مقامات سازمان تربيت بدني پيرامون برگزار نشدن انتخابات مجمع عمومي فدراسيون فوتبال مناظره كند. اما مقامات سازمان ترجيح دادند در اين مناظره شركت نكنند تا دست فراهاني براي بيان تصميمات دستپاچه سازمان تربيت بدني جهت عدم برگزاري انتخابات فدراسيون فوتبال باز باشد. در آن زمان علي آبادي قصد داشت رياست فدراسيون فوتبال را هم در دست بگيرد اما اين اقدام كه از سوي اي اف سي خلاف قانون تلقي مي شد با مقاومت صفايي فراهاني كنسل شد. در آن برنامه نود تاريخي صفايي فراهاني اسنادي را ارايه كرد كه ثابت مي كرد انتخابات دور قبل با فشار سازمان تربيت بدني برگزار نشده است كه اين اقدام فوتبال ايران را در آستانه تعليق قرار داده بود. در اين زمانبود كه هاشمي و آخوندي دو تن از نيروهاي علي آبادي با فراهاني وارد مجادله شدند اما اسناد فراهاني آنقدر محكم بود كه راي به شكست آن ها در اين بحث مي داد. افشاي تصميمات نادرست اين نهاد دولتي در آن شب آن هم در رسانه ملي سبب شد كه فراهاني تبديل به يك چهره كاملا منفور براي مقامات دولتي شود و عده اي اعلام نام فراهاني از سوي احمدي نژاد را در شب مناظره حاصل اين كينه تاريخي مي دانستند. البته آن نود جنجالي آن قدر تبعات داشت كه همچنان رابطه سازمان تربيت بدني با صدا و سيما را همچنان در تيرگي فرو برده است و سازمان ورزش از هر تلاشي براي تعطيلي برنامه نود و گرفتن انتقام آن شب سخت استفاده كرد كه البته كمتر با موفقيت روبرو شد! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:24 توسط سعید قرایی |
|
|
ليگ تكميل كننده پشتك به عقب تيم ملي! چهار سال پيش و در همين روزها بود كه آخرين پيروزي حساس خود را در يك بازي ملي جشن گرفتيم. روزي كه موفق شديم بحرين را با يك گل در تهران شكست دهيم تا با اقتدار به جام جهاني آلمان صعود كنيم. از آن روز به بعد تقريبا در هيچ يك از بازي هاي حساس ملي پيروز نبوديم و نتيجه بازي با كره شمالي هم ادامه همين روند محسوب مي شد. اينكه چرا چهار سال براي يك پيروزي حساس ملي در حسرت مانده ايم خودش مي تواند طرح سوژه اي باشد براي ريشه يابي خيلي از مسائل.
بازي برابر كره شمالي از آن دست بازي هايي بود كه براي كسب
سه امتياز آن مي بايست جان دهيم اما بعد از گذشت چند دقيقه از شروع بازي ميل به
پيروزي ما خيلي زود فروكش كرد و زماني كه در نيمه دوم و بعد از مصدوميت محسن
خليلي، بدون حتي يك مهاجم تخصصي در زمين به دنبال گل مي گشتيم كاملا مشخص مي كرد
كه تيم ملي ما براي رسيدن به امتياز كامل اين بازي تا چه اندازه راغب و حريص است!
هرچند شايد تساوي در اين بازي با توجه به يك بازي كمتر ما نسبت به كره شمالي، خيلي
هم نمي توانست براي ما حكم فاجعه داشته باشد و براي ما اين اميد را باقي بگذارد كه
با توجه به شكست كره شمالي در بازي بعد و كسب چهار امتياز از بازي هاي آينده خود
بتوانيم عنوان سومي گروه را كسب كنيم تا حداقل به مرحله پلي آف صعود كند، اما با
توجه به شكست حيثيتي برابر عربستان در تهران كه به نوعي به غرور ملي ما خدشه وارد
كرد، نياز داشتيم در خاك كره شمالي اين سه امتياز را كسب كنيم تا با فوتبال ملي به
نوعي آشتي كنيم كه البته هرگز اين اتفاق رخ نداد. بي انصافي است كه بگوييم تيم ملي
ما در اين بازي براي كسب سه امتياز كامل به زمين رفت كه اگر چنين بود همانند هميشه
مهدي رحمتي باز هم بهترين بازيكن تيم ما لقب نمي گرفت. اينكه چه عاملي باعث شده
است كه تيم ملي ما در كسب پيروزي آن هم پيروزي هاي مهم تا اين حد ناتوان بماند
مجموعه مسائلي را در بر مي گيرد كه شامل صدها مورد از جمله مديريت و مربيان فوتبال
ما مي شود. اما نكته اي كه بيش از همه فوتبال ما را آزار مي دهد در نبود نسل تازه
اي از بازيكنان براي تيم ملي ماست كه يا به درستي كشف نشده اند و يا اصلا توانايي
كارهاي بزرگ را ندارند! مسلم بود كه تيم ملي ما بعد از بازي هاي جام جهاني نياز به
تغيير نسل دارد. همانطور كه بعد از جام جهاني 98 اين اتفاق رخ داد و تيم بلازويچ
نسل تازه اي از فوتبال ملي ايران لقب گرفت. اما بعد از جام جهاني 2006 آلمان،
اتفاقاتي رخ داد كه سبب شد نسل خوبي براي تيم ملي ما هيچگاه متولد نشود. شايد براي
عدم تولد اين نسل در نگاه اول كادر تيم ملي را نشانه بگيريم. وضعيت آشفته انتخاب
سرمربي تيم ملي خود ثابت مي كرد كه عدم يك مديريت صحيح بر فوتبال و ورزش كشور باعث
مي شود كه اين بخش راه خوبي را پشت سر نگذارد. در ادامه، وضعيت انتخاب كادر فني
تيم ملي بعد از آن داستان هاي هزار و يكشب بر اين مسئله صحه گذاشت. شايد اگر مربي
كارداني مثل كلمنته و يا شخص ديگري در حد او، تيم ملي ما را به دست مي گرفت، تولد
نسل جديد فوتبال ما به شكل بهتري صورت مي گرفت اما علي دايي در دومين تجربه
مربيگري خود نتوانست اين نسل را به خوبي معرفي كند. هرچند كه دايي تلاش زيادي كرد
كه تغيير نسل را در فوتبال ما ايجاد كند اما علاوه بر اينكه او قدرت ساختن
بازيكنان طراز اول را از بازيكنان نسل فعلي نداشت، ليگ ايران هم ثابت كرده بود كه
خيلي وقت است نمي تواند بازيكن طراز اولي را در خود پرورش دهد! بازيكنان حال حاضر
تيم ملي ما را اكثرا نفرات تيم هاي ليگ برتري تشكيل مي دهند. بازيكناني كه هيچ گاه
شاه مهره از آن ها كشف نشد و يا اصلا ساخته نشد. سطح كيفي بازيكنان فعلي ليگ برتر
ما چه از لحاظ فني و چه موارد ديگر آنقدر نزول دارد كه كيفيت بازي هاي ليگ برتر ما
را در پائين ترين سطح از لحاظ آماري قرار دهد. آنقدر كه در پايان هر بازي داد
كارشناسان را در بياورد. لازمه همين ليگ بي كيفيت است كه تيم هاي باشگاهي آن به
مسابقات ليگ قهرمانان آسيا بروند و در همان دورهاي اول همگي حذف شوند. و لازمه تر
اينكه از اين ليگ يك تيم ملي بي جان در بيايد كه قدرت گرفتن سه امتياز حساس براي
چهار سال را نداشته باشد. مهمترين علت مشكلات اين ليگ بي كيفيت را مي توان در
دايره بسته مربيان نشسته برروي نيمكت آن جستجو كرد. مربياني كه شناسنامه ايراني
خود را هميشه سپري بر ورود دانش و جرياني جديد در فوتبال اين كشور مي كنند. همچنين
مديراني كه در حين داشتن قدرت براي ورود مربيان كار بلد رو به مربياني نظير
وينگادا مي كنند كه سال ها در فوتبال عرب ها حل شده اند و عملا چيز تازه اي براي
ارائه به فوتبال ما ندارند. مشكل فعلي فوتبال ملي ما از باشگاه هاي ما سرچشمه مي
گيرد كه نمي تواند بازيكن بين المللي پرورش دهد و اين دليلي ندارد جز عدم آموزش
صحيح به آن ها. فوتبال باشگاهي ما نياز دارد كه از امثال دنيزلي و بلازويچ در
پيكره خود بيشتر استفاده كند تا با پرورش بازيكنان خوب، فوتبال ملي ما اين چنين در
كسب پيروزي ناتوان نماند. خوشبختانه نحوه انتخاب مربيان براي تيم ملي هم به گونه
اي است كه پروسه دور كردن فوتبال ايران را از فوتبال بين المللي روز دنيا را كاملا
تكميل مي كند! هرچند زمان قضاوت براي افشين قطبي خيلي زود است اما كسب همين تساوي
هم ثابت مي كرد قطبي هم نمي تواند با اين تيم خيلي كار خارق العاده اي كند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 2:3 توسط سعید قرایی |
|
|
تيم فوتبال شهرداري كرمان در آستانه مرگ! ظاهرا پس از انحلال تيم هندبال شهرداري كرمان، عزم اين باشگاه براي تخته كردن درب تيم فوتبال شهرداري هم جزم است و پس از پايان بازي هاي ليگ دو قرار است اين اتفاق رخ دهد. تيم فوتبال شهرداري كه به نوعي پدر تيم فوتبال مس هم محسوب مي شود! با سابقه ترين تيم كرماني بعد از انقلاب به حساب مي آيد كه هنوز خيلي از طرفداران قديمي فوتبال ايران، فوتبال كرمان را با نام شهرداري و دوران هدايتش با ناصر حجازي مي شناسند. قرار بود انحلال تيم هندبال شهرداري در راستاي حمايت از تيم فوتبال صورت بگيرد اما ورزش دوستان كرماني ديدند بعد از انحلال هندبال نه فقط از فوتبال شهرداري حمايتي نشد كه اين تيم هم احتمالا سرنوشت هندبال را در پيش مي گيرد تا گشادي كلاه رفته بر سر آن ها مشخص شود! ظاهرا نيك طبع مدير عامل فعلي باشگاه شهرداري موفقيت اين باشگاه را در حذف اضطراري تيم هاي مختلف خود ديده است. شهرداري كرمان در حالي به دليل مشكلات مالي قيد تيم هاي ورزشي خود را مي زند كه به نظر نمي رسد تا اين اندازه از لحاظ مالي در بحران باشد. بسياري از شهرداري ها در همين كشور باشگاه هاي منسجمي دارند و به خوبي از تيم هاي خود حمايت مي كنند. از بندر عباس، تبريز گرفته تا حتي گنبد و گرگان. اما ظاهرا مشكل شهرداري كرمان نه بحث مالي كه به طور كلي بي علاقه گي مديرانش به امر ورزش است. اين بحث ها در حالي مطرح مي شود كه بسياري از نمايندگان شوراي شهر كرمان در زمان انتخابات آنقدر خود را شيفته ورزش مي دانستند كه حتي از ايجاد موزه تاريخ ورزش كرمان صحبت مي كردند. اما پس از پيروزي در انتخابات مشخص شد كه مراد آن ها فرستادن تك تك تيم هاي ورزشي به موزه بوده است! به هر شكل با ادامه روندي كه در تيم فوتبال شهرداري كرمان ديده مي شود بايد خيلي زود منتظر بود تا اين تيم هم در كنار تيم هاي بسكتبال و كشتي گل گهر، فوتسال ذغال سنگ، هندبال شهرداري و خيل عظيم ديگر تيم هاي منحل شده كرماني ببينيم. واقعا حيف كه به همين راحتي شاهد مرگ با سابقه ترين تيم فوتبال شهر به دست متصديانش هستيم. آقاي شهردار مطمئن باشيد هزينه در اين بخش بي جواب تر از آسفالت انجام نشده خيابان ها و كوچه ها نيست! |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 0:16 توسط سعید قرایی |
|
|
اين مس تجزيه مي شود؟! پس از روشن شدن تكليف نيمكت تيم مس، دغدغه اين روزهاي هواداران اين تيم تركيب فصل آينده مس و بازيكناني كه از درب خروج و ورود باشگاه عبور مي كنند شده است. مس كه در فصل قبل تيم بسيار خوب و اصولي را بست به طوري كه در همه پست هاي خود حداقل دو بازيكن آماده را داشت، حاصل بستن اين تيم خوب را در پايان بازي هاي ليگ برتر به بهترين شكل ديد و با كسب جواز بازي هاي باشگاه هاي آسيا، امروز تلاش مي كند تا تيمي به مراتب قوي تر از سال قبل ببندد. هواداران مس خيلي دوست دارند كه تركيب فصل قبل اين تيم حفظ شود و بازيكنان تيم قدرتمند مس ليگ گذشته كه در كرمان به محبوبيت فوق العاده اي هم رسيده اند، اين فصل هم در كرمان توپ بزنند. اما مشكل بزرگ باشگاه براي حفظ اين بازيكنان قراردادهاي تمام شده جمع كثيري از اين نفرات است. تلاش باشگاه هم در آغاز فصل نقل و انتقالات بر حفظ نفرات مورد نياز خود از تيم ليگ گذشته خود قرار گرفته است اما به هر حال تركيب مس به احتمال زياد در اين فصل با دگرگوني هاي زيادي روبرو مي شود. مهدي رحمتي: آخرين نگاه ها به سوپر استار به احتمال زياد او به كرمان نخواهد آمد. با وجود پيشنهادهاي رنگي و پر پيمان از پرسپوليس، استقلال و سپاهان بايد منتظر بود تا آخرين نگاه ها را در كرمان به سوپر استار فصل قبل مس كنيم. گفته مي شود او از باشگاه مس براي تمديد قرارداد درخواست 600 ميليوني داشته است كه باشگاه به هيچ صورتي زير بار اين رقم نخواهد رفت. البته باشگاه از رحمتي خواسته است بعد از بازي هاي تيم ملي به تخفيف ويژه فكر كند تا مسي ها بتوانند با او تمديد قرارداد كنند. فصل قبل هم تمديد يا عدم تمديد قرارداد رحمتي يكي از مهمترين بحث هاي تيم مس بود كه در نهايت با استخاره دروازه بان مس به سود اين تيم خاتمه يافت! خدا را چه ديديد شايد بار ديگر و بعد از بازي هاي تيم ملي رحمتي مجبور به گرفتن استخاره شد و بازهم اين بار شرايطي پيش بيايد كه او با كم كردن رقم مورد درخواستش در مس بماند. اما اگر رحمتي از كرمان برود عباس محمدي قطعا جايگزين او خواهد شد و شهاب گردان هم به عنوان دروازه بان دوم به مس مي آيد. مرتضي ابراهيمي: مشكلات خانوادگي او را از كرمان دور مي كند دفاع مس كه فقط در اولين نيم فصلي كه به كرمان آمد محبوب هواداران نشد اما در يك فصل و نيم بعد آنقدر در دفاع اين تيم خوب بود كه حتي برخي خواستار دعوت او به تيم ملي شدند! ابراهيمي كه بارها اعلام كرده بود قراردادش را با مس تمديد مي كند ظاهرا دچار مشكلات خانوادگي شده است و بيماري يكي از اعضاي خانواده او سبب شده كه او نتواند در اين فصل در كرمان توپ بزند. ابراهيمي هم از آن دسته بازيكناني است كه قراردادش با مس تمام شده است اما برخلاف آن فصلي كه در استقلال بازي مي كرد و بر سر نخواستنش دعوا بود! به واسطه بازي هاي خوبي كه در دو فصل اخير براي مس انجام داده است احتمالا به يكي از تيم هاي درجه يك ايران مي رود كه البته به محل زادگاهش هم نزديك باشد. باشگاه مس براي پر كردن جاي او با بنگر و جلال حسيني مذاكره مي كند كه آن ها نيز اعلام جواب قطعي خود را بعد از انجام سه بازي مهم تيم ملي در راه جام جهاني گذاشته اند. اما چراغ سبز اوليه را به مسي ها نشان دادند. امير حسين صادقي: پرسپوليس خوش بگذرد دفاع تيم مس هنوز از خوش حسابي باشگاه مس ذوق زده شده بود و اين ذوق زدگي به حدي بود كه سبب شد صادقي كه قراردادش با مس تمام شده به دنبال تمديد قرارداد با تيم كرماني باشد. اما دفاع پر حاشيه استقلال در سال هاي قبل كه فصل كم حاشيه اي را در كرمان پشت سر گذاشت، وسوسه رويارويي با حاشيه هاي زياد دل او را قلقلك داد تا جايي كه سرانجام راهي اردوگاه سرخپوشان پايتخت شد . صادقي زماني كه در كرمان تصفيه حساب كرد به برهاني نژاد قول داده بود كه به زودي به باشگاه برمي گردد تا قراردادش را تمديد كند اما ظاهرا پس از بازگشت به تهران و نزديكي او به باشگاه پرسپوليس سبب شده است كه او تصميمش را 180 درجه تغيير دهد. صادقي از مس رفت تا محسن بنگر جاي او را احتمالا در مس بگيرد. جلال اميديان: خداحافظي با دفاع چپ كهنسال كمبود دفاع چپ در فوتبال ايران سبب مي شود كه ماندن و يا رفتن اميديان 37 ساله هم يكي از دغدغه هاي اصلي هواداران مس باشد! اميديان قرار نبود در اين فصل خيلي بازي كند و مهدي كياني به عنوان نفر اول مس در پست دفاع چپ فصل گذشته انتخاب شده بود. اما مصدوميت شديد اين بازيكن سبب شد كه اميديان با اين سن و سال باز هم يكي از بازيكنان باشد كه بيشترين دقايق را براي مس به ميدان برود. البته بالا رفتن سن در بازي اميديان كاملا به چشم مي خورد و مظلومي در فصل قبل مجبور مي شد به خاطر اين بازيكن گاهي سيستم تيم خود را هم حتي عوض كند. همانند بازي با سپاهان در كرمان و زماني كه سمت چپ مس در 15 دقيقه ابتدايي اتوبان سپاهاني ها شده بود، مسي ها مجبور شدند سيستم تيم خود را حتي به 3-5-2 تغيير دهند تا اميديان از خط دفاع جدا شود. با اين حال سانترهاي اين بازيكن اصفهاني و ضربه هاي آزاد او نقش تعيين كننده اي را در موفقيت تيم فصل قبل داشت. با اين حال به احتمال زياد با مصدوم نشدن كياني بايد منتظر بود تا اين بازيكن را در سمت چپ خط دفاع مس ببينيم. علي حمودي: با فولاد خوزستان داخلي امضا كرده است بدون شك يكي از اركان اصلي موفقيت مس در فصل پيش محسوب مي شد. حمودي از بازيكناني است كه مس با از دست دادن آن به شدت متضرر مي شود. ظاهرا اين بازيكن هم براي بازگشت به استان خود بسيار علاقه مند شده است كه بعد از اتمام قرارداد يك ساله اش خيلي زود راهي باشگاه فولاد خوزستان شد و حتي قرارداد داخلي فصل آينده خود را هم با اين تيم امضا كرده است. در حالي كه حواس طرفداران مس به تمديد قرارداد بازيكناني نظير رحمتي، آشوبي، صادقي جلب شده است، جدايي حمودي يكي از اتفاقات بد براي مس در فصل نقل و انتقالات محسوب مي شود. البته هنوز تا امضاي قرارداد رسمي حمودي با خوزستاني ها، كرماني ها اين فرصت را دارند كه اين بازيكن را در تور خود بي اندازند اما ظاهرا تلاش جدي براي اين كار صورت نگرفته است. حمودي هم به خوزستان مي رود تا يك خوزستاني ديگر كه حسين كعبي نام دارد به احتمال زياد به سمت راست خط دفاع مس بيايد. فرزاد حسين خاني: كاپيتان همچنان نماد مس مي ماند حسين خاني از آن بازيكنان كارگري محسوب مي شود كه تيم هايي از اين دست بازيكنان در آن ها توپ مي زنند، زماني نبود آن ها را حس مي كنند كه اين بازيكنان آن تيم را ترك كنند. خوشبختانه حسين خاني همچنان علاقه مند است كه حضور خود را در مس تداوم بخشد. اين بازيكن كه از سن 17 سالگي در مس توپ زده است براي هواداران مس تبديل به نماد اين تيم شده است و بي جهت نيست كه او را پويول تيم خود لقب داده اند! شماره هشت مس اين فصل هم در تيم شهر خود توپ مي زند و به عنوان كاپيتان تيم براي موفقيت مس در آسيا خط و نشان مي كشد. البته مربيان باهوش ليگ برتر به نقش حسين خاني در موفقيت فصل قبل مس پي برده بودند و پيشنهادهاي خوبي را براي او فرستاده بودند. از جمله پاس همدان و ذوب آهن و حتي استيل آذين با هدايت نادر دست نشان. اما هواداران مس مي توانند خيالشان راحت باشد كه كاپيتان وفادارشان را همچنان در مركز زمين مس مي بينند. فرزاد آشوبي: پسر آرام بازهم در نقل و انتقالات سر و صدا مي كند درست همانند فصل پيش و در همين ايام تبديل به يكي از بازيكنان پر سر و صداي بازار نقل و انتقالات شده است. در حالي كه حتي اخبار صدا و سيما رفتن او به پرسپوليس را اعلام كرده بود، مدير عامل باشگاه مس قويا اين قضيه را از زبان آشوبي تكذيب كرد! تقريبا همه تيم هايي كه او در آن ها توپ زده است جزو تيم هاي موفق ليگ محسوب شده اند. آشوبي كه سابقه دريافت توپ طلاي بهترين بازيكن جوان ليگ ايران را هم در سابقه دارد، فصل قبل هم وظيفه خود را در مس به بهترين شكل ممكن انجام داد. او زوج بسيار موفقي را با فرزاد حسين خاني در مركز زمين مس تشكيل داده بودند كه باشگاه براي تداوم موفقيت در اين فصل هم بايد براي حفظ اين زوج تلاش زيادي كند. هنوز خيلي از كارشناسان علت موفقيت دو فصل قبل پرسپوليس و علت ناكامي اين فصل آن ها را در بودن و نبودن آشوبي مي دانند. براي همين است كه هواداران اين تيم براي بازگشت اين بازيكن به باشگاه پرسپوليس مرتبا پيغام مي فرستند كه البته آشوبي هم براي بازگشت به تيم سابق خود دلش بي ميل نيست. اما نكته خوب براي باشگاه مس اينكه تا وضعيت مديريت باشگاه تهراني نا به سامان است اين فرصت را دارد كه قرارداد آشوبي را تمديد كند. اما مسئولين باشگاه مس بايد به سرعت دست به كار شوند تا با به سامان شدن اوضاع پرسپوليس اين بازيكن را از دست ندهند چراكه مديران سرخ به احتمال زياد براي جلب حمايت هواداران جذب آشوبي را در الويت قرار مي دهد. به هر صورت اگر آشوبي از مس برود به احتمال زياد الونگ الونگ به كرمان مي آيد. روح الله بيگدلي: خوشبختانه قرارداد دارد! از معدود بازيكنان تركيب ثابت فصل قبل كه براي فصل آينده هم با مس قرارداد دارد. او فصل قبل با مس قرارداد دو ساله اي را امضا كرد تا در فصل آينده هم براي مس بازي كند. هرچند بيگدلي گل هاي حساسي را در فصل قبل براي تيم كرماني به ثمر رساند، اما هنوز در كرمان آن بيگدلي استقلال اهواز رويت نشده است. با اين حال حضور بيگدلي مي تواند سمت راست خط تهاجمي مس را بيمه كند و دردسرهاي اين باشگاه براي پر كردن اين منطقه با يك بازيكن ايده آل را كم كند. اي كاش قراردادهاي بيشتري در آغاز فصل قبل به صورت دو ساله امضا مي شد تا مس با خيال راحت تري وارد فصل نقل و انتقالات شود. درست همانند دو فصل قبل كه قراردادهاي دو ساله بازيكنان مس سبب شد كه باشگاه براي جذب نفرات خوب و جديد دستش حسابي باز باشد. به هر حال مي توانيم خوشحال باشيم كه از جمع بازيكنان ثابت فصل قبل قرارداد بيگدلي دو ساله امضا شده بود تا با خيال راحت اين بازيكن را هم فصل آينده در كرمان ببينيم. مهدي رجب زاده: كسي براي ماندنش دست و پا نمي شكند بازيكني كه با آمدنش به مس يك دنيا اميد و آرزو را براي هواداران مس ايجاد كرد اما با بازي هاي نااميد كننده اي كه در آخر فصل براي مس انجام داد، اصلا در حد ستاره نبود. همين باعث شده كه كسي براي ماندن و تمديد قرارداد با او در كرمان دست و پا نشكند. حتي تسويه حساب نهايي با او هم شده است و باشگاه مس به او اعلام كرده كه در صورت رضايت براي ماندن در كرمان خبر دهد! البته از آنجايي كه رجب زاده با بازي هايي كه براي مس انجام داد ميلي را در تيم هاي ديگر براي جذب خود ايجاد نكرد شايد خيلي زود با كرماني ها تماس بگيرد. البته پست او شرايطي دارد كه احتمال جذب يك ستاره جديد براي مس و تركاندن بمب در كرمان را ايجاد مي كند. رسول نويدكيا كه با مصدوميتش به احتمال زياد نيم فصل اول ليگ فصل آينده را از دست مي دهد و براي همين باشگاه در اين پست سرمايه گذاري بيشتري خواهد كرد و اگر ديديد ايمان مبعلي براي بازي در اين منطقه به كرمان آمد خيلي تعجب نكنيد! مبعلي بدش نمي آيد در بدو بازگشتش به ايران يك فصل بي حاشيه را تجربه كند و مس كرمان اين موقعيت ويژه را در اختيارش مي گذارد. به هر حال منتظر خبرهاي جالبي در اين منطقه از زمين مس باشيد. ادينهو: به زندگي در كرمان عادت كرده است بدون شك بعد از جانواريو اين بازيكن بهترين خارجي ليگ ايران محسوب مي شد. ادينهوي برزيلي به زندگي در كرمان و رفيق خود يعني زالدرون كاملا عادت كرده است كه بلافاصله بعد از اتمام بازي هاي ليگ برتر ابتدا قرارداد خود را تمديد كرد و بعد به برزيل رفت. ادينهو كه از همان نيم فصل دوم ليگ قبل پيشنهادهاي خوبي از تيم هاي ليگ برتري در جيب داشت ظاهرا نمي تواند از زندگي در كرمان دل بكند! و اين بهترين خبر براي هواداران مس محسوب مي شود. به هر شكل حضور مجدد اين دو برزيلي مي تواند يكي از اتفاقات خوب در تيم مس باشد. البته مقامات باشگاه بايد هرچه سريعتر قرارداد داخلي او را رسمي كنند چراكه امير قلعه نويي حالا كه در سپاهان مشغول به كار شده است، كلا علاقه خاصي به اين بازيكن دارد و هيچ بعيد نيست كه با شيوه هاي خاص خودش بتواند در روز آخر مسير اين بازيكن را از كرمان به اصفهان تغيير دهد و كرماني ها را مغبون كند! با حضور ادينهو مس كرمان همچنان مي تواند خط حمله زهر داري داشته باشد. البته شايد مس مجبور شود ادينهو را در اين فصل به مناطق ديگري از زمين بفرستد و جاي او را با محمد منصوري بازيكن فصل قبل پرسپوليس پر كند. فراز فاطمي: از حالا به دنبال جانشين او هستند كادر فني مس معتقدند كه فراز فاطمي جوابگوي نياز آن ها در بازي هاي ليگ قهرمانان آسيا و برتر فصل آينده نيست و از حالا برروي جانشين او برنامه ريزي مي كنند. به هر حال جذب مهاجم از آن دسته كارهاي شيرين براي هواداران يك تيم محسوب مي شود چراكه در اين مقطع از فصل نقل و انتقالات هميشه نام هاي بزرگ زيادي آورده مي شود. علي سامره و آرش برهاني دو بازيكن كرماني در نظر گرفته شده براي بازي در اين منطقه هستند كه البته آمدن آن ها احتمالي نزديك به صفر دارد. يك بازيكن برزيلي هم مد نظر است كه بعيد به نظر مي رسد باشگاه فقط برروي جذب او سرمايه گذاري كند و بايد منتظر حضور يك مهاجم نامدار و گلزن در اين منطقه از زمين مس بود. به هر شكل به نظر مي رسد قراردادهاي يك ساله اي كه در پايان فصل قبل به اتمام رسيده اند كار سختي را براي باشگاه مس در آغاز فصل نقل و انتقالات اين فصل مس درست كرده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 0:49 توسط سعید قرایی |
|
|
تيم ملي تقريبا در همه جاي زمين ضعف داشت! باخت به چين اين فرصت را در اختيار ضد قطبي ها قرار داد تا بلافاصله بعد از تمام شدن بازي با انرژي بيشتري به كوبيدن او بپردازند! هرچند نحوه بيان اين جماعت خيلي وقت است كه از حالت نقد و انتقاد خارج شده است اما در فضايي آرام از اين شكست هم خيلي درس ها مي توان گرفت. هرچند كه ما دير زماني است كه عادت كرده ايم بعد از اين گونه باخت ها چنان خود زني به راه بي اندازيم كه به تنها چيزي كه فرصت انديشيدن به آن پيدا نشود همان درس هايي باشد كه مثلا اين باخت براي ما داشته است! فاز جديدي از خود درگيري را بلافاصله چند ساعت بعد از باخت شروع كرديم تا از درس هاي باخت غافل شويم... فعلا 4.2.3.1 را به خاك بسپاريم اما در بين درس هاي بازي با چين مشخص شد كه فعلا بايد براي اجراي 4.2.3.1 در تيم ملي فاتحه اي بفرستيم و اگر مي خواهيم براي يك بار هم كه شده بازي تيم ملي را با آرامش ببينيم دور اين سيستم را خط بكشيم. دليل آن هم خيلي ساده است چون ما مهره هاي اين سيستم را به خصوص در فاز تهاجمي نداريم. يادش به خير چهار، پنج سال پيش بود كه برانكو اين سيستم را به فوتبال ملي ما آورد. در آن زمان مهاجم نوك ما يك علي دايي آماده بود كه كاملا خصوصيات تك مهاجم اين سيستم را داشت. شما مطمئن بودي زماني كه توپ را به فاز تهاجمي انتقال مي دادي، يك دايي آماده، تاثير لازم را برروي توپ مي گذاشت تا كريمي و يا مهدوي كيا از آن در برابر دروازه حريف استفاده ببرند. جام ملت هاي چين اوج كارايي اين سيستم بود و ما با همين روش چهار سال پيش به راحت ترين شكل ممكن به جام جهاني رفتيم. اما فقط كافي است به بازي هايي كه دايي با اين سيستم تيمش را به زمين فرستاد و يا همين نيمه اول بازي با چين نگاه كنيد. يك سيستم كاملا مرده را مي بينيد. نه هاشميان توانايي انجام وظايف در نوك اين سيستم را دارد و نه بازيكنان پشت سر او. قطبي در پرسپوليس فصل قبل هم خيلي زود از 4.2.3.1 گذر كرد و با فرستادن نيكبخت و خليلي به خط حمله يك بار ثابت كرده بود فعلا مهره هاي اين سيستم در فوتبال ايران نيست. مطمئنيم نه در بازي برابر كره شمالي و نه در بازي هاي آينده اين سيستم را براي تيم ملي كشورمان نمي بينيم. كريمي يا شجاعي به جاي زندي، زندي به جاي معدنچي در طول نيمه اول كه سيستم تهاجمي ايران 3.1 بود. هر زمان كه بازي بيشتر به جلو مي رفت ناكار آمدي زندي در پشت تك مهاجم و بازي ضعيف معدنچي در سمت چپ بيشتر عذابمان مي داد. فقط هماهنگي ذهني كعبي و مهدوي كيا بود كه باعث مي شد گهگداري از اين منطقه حركتي ببينيم. در اين موقع حالات زيادي براي جا به جايي نفرات در ذهن بيننده گذر مي كند. مثلا اگر كريمي و يا شجاعي پشت سر تك مهاجم قرار مي گرفت و زندي به جاي تخصصي خود در سمت چپ زمين قرار مي گرفت شايد در نيمه اول تا اين حد ناهماهنگ و زشت نبوديم. كه البته شجاعي و كريمي را امروز در اختيار نداشتيم تا اين چينش را ارزيابي كنيم. يك دفاع چپ از آسمان براي ما برسان! سال هاست كه در اين قسمت زمين مي لنگيم و بازهم مي لنگيم... قرار بود اشجاري براي ما در اين پست يك سوپرايز ويژه باشد اما ظاهرا به او گفته بودند كه فعلا از تيم ملي خداحافظي كن! زماني كه حاج صفي را در اين قسمت زمين مي بينيد يعني عمق فاجعه براي ليگي كه در 18 تيم آن نتوانسته است يك دفاع چپ معرفي كند! جالب اينكه تمام بازيكنان اين پست تيم هاي ليگ برتر، ايراني هستند! وقتي حاج صفي دفاع چپ مي شود بايد منتظر بود تا عليرضا محمد هم در نيمه دوم به اين قسمت منتقل شود و گل بكارد! سال هاست كه تيم ملي ما از هجوم هاي سمت چپ خود به گل نمي رسد و بيشترين گل دريافتي را هم از همين منطقه دارد. براي همين است كه احساس مي كنيد تيم ملي ما لنگ مي زند. وقتي كه ما اين همه بازيكن در سمت راست داريم، از كعبي، حيدري، مهدوي كيا، كاظميان، حمودي، شيث رضايي گرفته تا حتي همين عليرضا محمد و... آن وقت مربيان ما قدرت كشف و پرورش يك دفاع چپ مطمئن كه بتواند با بازيكن رو دست خود به هماهنگي براي طرح ريزي حملات برسد نداريم. ظاهرا بايد دست بر دعا برداريم و از خدا بخواهيم كه براي اين منطقه از ما يك مائده آسماني برساند! ظاهرا كاري از دست مربيان وطني ما برنمي آيد. البته براي اين دفاع چيزي كه به جايي نرسد فرياد است! وقتي عقيلي و حسيني را در مركز خط دفاع تيم خود مي بيني يعني تداوم همان مصيبت هايي كه تيم دايي را به قعر جهنم فرستاد. دفاع هاي وسط ما همچنان دو اوج كندي باعث مي شوند رحمتي تمرين گرفتن تك به تك بكند! و از ميان قدهاي رعناي آن ها كوتاه قامت ترين مهاجمان به هوا بپرند و سر بزنند. اي كاش قطبي در اين بازي به نصرتي بازي مي داد تا ببينيم بعد از يك فصل استراحت در ليگ امارات! هنوز مي توانيم لقب دفاع وسط سرعتي را براي او به كار ببريم؟! عملكرد دو دفاع وسط ما بيشتر از همه نقاط ما را نسبت به بازي در پيونگ يانگ نگران كرد. آن ها كه به راحتي بر روي سرشان ضربه سر مي زنند و آن ها كه هميشه پشت مهاجمان حريف به سمت دروازه خودي مي دوند! يعني قطبي هم مي خواهد از همان جايي به قعر رود كه دايي رفت؟! آقاي قطبي براي اين منطقه فكري بردار! با كره شمالي با دو مهاجم بازي كنيم نيمه دوم بازي با چين تا حدودي دلمان را نسبت به بازي نيمه اول صاف تر كرد. يكي از مهمترين علت هاي اين اتفاق تغيير سيستم تيم به 4.4.2 بود. هرچند وضعيت تهاجمي تيم ما بهتر شد و برهاني و كاظميان چند موقعيت خوب را به دست آوردند كه سبب شد در چين حداقل دروازه بان حريف را به زحمت بي اندازيم! همين حداقل باعث مي شود كه به قطبي توصيه كنيم با همان دو مهاجم بازي را آغاز كند. شايد زوج برهاني و هاشميان با توجه به ضعف خليلي تا حدودي مناسب برسد. مهدوي كيا در راست و زندي در چپ و در ميان اين دو كريمي و شجاعي. شايد با اين چينش پيونگ يانگ برايمان بهشت شود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:36 توسط سعید قرایی |
|
|
پول به باشگاه مس رسيد، مدير عامل برگشت پس از اينكه عبدالرضا برهاني نژاد با مصحبه عليه مديران قبلي باشگاه مس هفته گذشته در كرمان سر و صداي زيادي كرد، شرايطي در حال رقم خوردن بود كه با استعفاي او از مديريت باشگاه مس مجددا خود را در كانون خبرها قرار دهد. قضيه از اين قرار بود كه برهني نژاد زماني كه متوجه شد براي ورود مس به بازار نقل و انتقالات از سوي مجتمع مس پولي در اختيار باشگاه قرار نمي گيرد، مقامات را تهديد به استعفا كرد. در ابتدا خيلي اين تهديد او عملي نشد اما صبح روز يكشنبه مدير عامل باشگاه مس به دفتر مدير مجتمع مي رود و استعفاي خود را روي ميز او مي گذارد! اين اتفاق كه مي توانست باشگاه مس را با چالشي جدي و سخت مواجه كند سبب شد كه مقامات مجتمع هرچه زودتر براي رفع اين مشكل اقدام كنند. آن ها اصلا دوست نداشتند در آستانه انتخابات جو ملتهب باشگاه مس بيشتر از اين ها كرمان را تحت تاثير قرار دهد. از همين رو بود كه چند ساعت بعد از استعفاي برهاني نژاد با او تماس برقرار مي شود و اعلام مي كنند كه براي دريافت فيش پول واريز شده به حساب باشگاه به مجتمع مس برود! برهاني نژاد نيز شادمان از اين اتفاق با موتور! خود را به اين مكان مي رساند تا با خيالي راحت تر مذاكرات خود را با بازيكنان مورد نظرش انجام دهد. هرچند گفته مي شود مقدار اين پول يك چهارم بودجه در نظر گرفته شده براي باشگاه مس هم نبوده است. به هر حال با فراهم شدن اين پول استعفاي برهاني نژاد هم پاره مي شود تا التهابات پيرامون اين تيم تا حدود زيادي كاسته شود. پيش از اين حتي برخي از خبرگزاري ها و روزنامه هاي ورزشي كشور، از بركناري برهاني نژاد خبرهايي را منتشر كرده بودند كه البته مشخص شد اين خبرها از منبع موثقي منتشر نشده است. با بهبود وضعيت فروش مس در بورس فلزات جهاني هواداران و مسئولين اين تيم اميدوارند كه مشكلات مالي مس نيز به حداقل برسد تا اين تيم در بازار نقل و انتقالات با مشكل مواجه نشود. حسين كعبي با مس به توافق رسيده است با جداي علي حمودي از مس پر كردن سمت راست خط دفاعي اين تيم تبديل به يكي از دغدغه هاي اصلي كادر فني مس شده است.به همين دليل اصلي ترين گزينه آن ها در حال حاضر حسين كعبي محسوب مي شود كه ظاهرا طي تماس تلفني كه از چين با مقامات باشگاه مس داشته است به توافقات خوبي هم دست پيدا كرده است و حتي بر سر مبلغ آن نيز توافقات صورت گرفته. البته هيچ بعيد نيست كه با بازگشت كعبي از كره شمالي او نظرش را در رابطه با تيم فصل آينده خود عوض كند اما در حال حاضر مقامات مس اميد زيادي براي جذب او دارند. جاي رضايي و صادقي در پرسوليس و مس عوض مي شود ظاهرا كار انتقال امير حسين صادقي به پرسپوليس را بايد تمام شده دانست و اين مدافع ديگر به مس برنمي گردد.ظاهرا مقامات مس هم درصدد هستند جاي او را با يك مدافع اسمي ديگر جذب كنند و از اين رو با رحمان رضايي مذاكرات خود را آغاز كرده اند. با انتقال صادقي به پرسپوليس به احتمال زياد رضايي از اين تيم جدا مي شود و مسي ها درصد هستند جاي تيم هاي اين دو بازيكن را عوض كنند. رضايي هم بدش نمي آيد كه با بازي در مس در سطح آسيا خودش را نشان دهد. البته توافق مالي با اين بازيكن هنوز صورت نگرفته و دو طرف مشغول چانه زني هستند. شيرزاد با مس به توافق رسيد مسي ها براي محكم كردن خط دفاع خود فعلا برنامه ريزي سفت و سختي دارند و از اين رو باب مذاكره با جلال شيرزاد دفاع سمت چپ پاس را باز كرده اند.جلال اميديان به احتمال زياد از مس جدا مي شود تا جاي اين بازيكن را به احتمال زياد جلال شيرزاد بگيرد. ظاهرا مذاكره دو طرف روند خوبي هم داشته است و شيرزاد به طور ضمني اين قول را به مسي ها داده است كه به زودي براي ثبت قرارداد به كرمان مي آيدو البته از اين دست قول ها در طول فصل نقل و انتقالات از سو بازيكنان زياد به مديران داده مي شود كه البته خيلي از آن ها عملي هم نمي شود!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:34 توسط سعید قرایی |
|
|
ملاقات سرمربي مس با مدير عامل ابومسلم با كدام هدف؟! گويا داستان پرويز مظلومي با مس حالا حالاها ادامه دارد و تا شروع بازي هاي ليگ و يا حتي بعد از آن بايد منتظر شنيدن اتفاقات جديدي در اين داستان باشيم! در حالي كه به نظر مي رسيد با بازگشت مظلومي به كرمان و همچنين كنار آمدن محمدي با باشگاه اتفاقات هفته گذشته به دست فراموشي سپرده شده است و مظلومي كارش را با آرامش در كرمان شروع مي كند، اما اتفاقاتي كه در زمان بازگشت مظلومي به كرمان رخ داد سبب شد كه او از برگشتنش به كرمان كاملا پشيمان شود و حتي اين مسئله را بر زبان هم بياورد! روزي كه مظلومي به كرمان آمد، هواداران مس براي درآوردن لج او دست به هر كاري زدند و حتي ليدر محبوب مظلومي را هم زير فشار قرار دادند تا براي آقا پرويز روشن شود كار در كرمان تا چه اندازه دشوار است. حتي ضيافت شام باشگاه هم براي آشتي ليدرها و مظلومي هم چندان دست آوردي براي باشگاه جهت آرام كردن جو نداشته است و گفته مي شود كه در اين شرايط مظلومي بازهم قصد گرفتن تصميمات جديدي دارد! در حالي كه حسين قاسمي مدير عامل مايه دار باشگاه ابومسلم براي به خدمت گرفتن استويچكف و تيگانا دست از پا دراز تر به مشهد بازگشته است، ظاهرا روز يكشنبه جلسه اي ميان او و مربي فعلي تيم مس برگزار خواهد شد! مظلومي اين ملاقات را تاييد كرده است اما صراحتا دليل آن را بررسي دريافت طلب مظلومي از بازي هاي دو فصل قبل اعلام كرده است! مظلومي كه هنوز قرارداد رسمي را با مس امضا نكرده است اين حق را خواهد داشت كه در اين جلسه علاوه بر بررسي وضعيت مالي سه سال پيش! تصميمات جديدي را هم براي آينده كاري خود بگيرد! بعد از آن اظهار نظرهاي مظلومي در كرمان خيلي از گوش ها به سمت مشهد تيز شده است تا شايد باز هم يك خبر فوق العاده عجيب در رابطه با مس و مظلومي بشنود. البته شرايط نشان مي دهد كه مظلومي براي كار در مشهد چندان بي ميل نيست. او كه قبلا به واسطه خبر قطعي حضور استيچكوف در مشهد قيد ابومسلم را زد و به كرمان آمد، مي داند كه با حضور قاسمي مسلما وضعيت مالي باشگاه مشهدي با كرمان كاملا متفاوت است و همچنين با در اختيار گرفتن ابومسلم و حتي هفتم كردن اين تيم با توجه به رتبه فصل قبل ابومسلم يك دست آورد خوب براي او ارزيابي مي شود. ضمن اينكه جو كار براي او در مشهد نسبت به كرمان كاملا متفاوت است. اما در كرمان ضمن وجود جو نامناسب براي او، مظلومي هم مطمئن است تكرار رتبه سومي و يا حتي بالاتر در اين فصل براي مس بسيار دشوار است. از اين رو او اگر با مس به رتبه چهارم هم دست پيدا كند مسلما كسي به او تبريك نمي گويد. اين ها شرايطي بود كه سبب مي شود مذاكره مظلومي با قاسمي در حدي فراتر از تسويه حساب چند سال قبل جلوه كند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:37 توسط سعید قرایی |
|
|
یکی داستان است پر اشک و خنده! یاد آهنگ فرهاد برای عصر چهارشنبه ها به خیر. عصر چهارشنبه من....عصر خوشبختی من... عصر گندیدن من....عصر جون سختی من... خیلی جالب است که در عصر خوشبختی تان بخواهید بگندید!! امشب دقیقا از همان چهارشنبه های خوشبختی من است که مطمئنم در آخر این خوشبختی خواهم گندید!! اعتراف می کنم هر زمانی که پرسپولیس و مس به مصاف هم رفته بودند از ته دلم بنا به اقتضای شرایط تیم ها در جدول آرزوی بردن یکی از آن ها را داشتم اما هرچه به ساعت 11 امشب نزدیک می شویم این اعماق دل است که بیشتر برهم می خورد! چراکه احساس پدری را دارم که بخواهد جنگ دو فرزند خودش را ببیند و در نهایت پس از سر و کله زدن های آن ها از مرگ یکیشان لذت ببرد! "شعر میون دو تا دلبر" را زیر لب پشت سر هم تکرار می کنم تا از این احساس دو گانگی لذت ببرم اما وقتی فکر می کنم در پایان همین بازی که جمعی از ستارگان محبوبم هلهله می شکند جمعی دیگر قطعا برروی زمین دراز کشیده اند و اشک می ریزند خدا رو شکر می کنم که دو چشم دارم که یکی اشک باشد و یکی خنده به جای خون! یاد کارتون فوتبالیست ها به خیر! آن زمانی که دو تیم محبوب بچه های دبستان ما یعنی میبا و امید به فینال رسیده بودند. هزار و اندی قسمت بچه ها، قسمت های فینال این بازی را نگاه می کردند تا ببینند کارگردان ژاپنی چگونه این دو تیم را که حسابی محبوب شده بودند در بازی فینال خوشبخت می کند تا کسی با غرلند از پای تلویزون بلند نشود و احتمالا شرط هایی که برسر پیراشکی برای این بازی در دبستان بسته شده بود کسی را متضرر نکند!! کارگردان ژاپنی هم با هنرمندی تمام در پایان آن قسمت های طولانی اعلام کرد که به خاطر نتیجه مساوی بازی، هر دو تیم با هم قهرمان شدند تا موجی از خنده را برای بزرگترها که دوشادوش بچه ها آن بازی را نگاه می کردند در خانه ها برپا کند! حالا که فکر می کنم می بینم عجب طرح هنرمندانه ای این کارگردان ژاپنی درانداخته بود و ای کاش کمی از از این ذوق فکری در سر میشائیل پلاتینی بود تا امشب هم همانند آن روزهای کودکی تحت این شرایط هر دو چشم خندان باشد! از کودکی این دو تیم را دوست داشتم. هنوز پیراهن بارسا سایز small که زنگ های ورزش دبستان با شماره روماریو با آن بازی می کردم در کمد لباس هایم هست. و یا پیراهن هفت مقدس بکام با سایزی بزرگتر که بعدها خیلی تلاش کردم نام رونالدو را با ماژیک جایگزین آن کنم...بماند که گندی در آن رفت که باعث شد برای همیشه جای نام آن را از دست بدهم!! یاد بازی منچستر و پورتو می افتم زمانی که در دقیقه 90 گل حذف شدن را خوردیم تا بالا و پائین پریدن های مورینیو مثل پتکی باشد که بر روحم فرود بیاید. هنوز وقتی به یادش می افتم احساس مشمئز کننده ای وجودم را می گیرد! آن زمان بود که چنان مشتی بر دیوار زدم که تمامی اهل خانه ساعت 1 بامداد به هوای زلزله به دنبال راه خروجی بودند! و یا آن شب سرد دی ماه وقتی بارسا در نیوکمپ بازی را یک بر صفر به رئال باخت، با یک پیراهن آستین کوتاه برای کم کردن درد این باخت مجبور شدم دو ساعت در خیابان های اطراف قدم بزنم تا جواب پلیسی را بدهم که به خاطر پیراهن آستین کوتاه در اون شب سرد به من مشکوک شده بود و چند بار دهنم را بو کرد اما جز بوی تخمه چیزی از اون استشمام نکرد!! پارسال هم بارسا و منچستر به هم خورده بودند اما ضعف بارسا آنقدر زیاد بود که تکلیفم را با آن بازی روشن کنم اما امشب چه....؟؟؟!!! یکی به دادم برسه واویلا!! از هر طرف هم که حساب می کنم جز وحشتم برای باخت یکی از این تیم نمی افزاید! از یک طرف به سه گانه کردن یکی از این دو تیم در این فصل فکر می کنم که ماشاالله هر دو در آستانه سه گانه کردن هستند. به نسل رویایی فکر می کنم می بینیم هیچ نسلی به زیبایی این فصل در این دو تیم حداقل در این چند سال نبوده است. به مربی ها نگاه می کنم و از یک طرف به فرگوسن حق می دهم که شاید آخرین فینال اروپایی را تجربه می کند و از طرف دیگر دلم نمی آید گیوردیولای دوست داشتنی اولین فینال رویایی اروپایی خود را از دست بدهد آن هم بعد از دوی سرعتی که در استمفوردبریج انجام داد. یادم می آید یک بار هم در بازی EA SPORT FIFA 2008 کامپیوتر، تیم من یعنی بارسا در همین مرحله به منچستر خورد اما هنوز در کامپیوترم این بازی به صورت سیو باقی مانده و من جرات انجام اون بازی را تا الان پیدا نکردم! به هر حال خودم را آماده می کنم که در شب چهارشنبه ورزشگاه المپیک رم یعنی شب خوشبختی من، شب جونسختی و البته گندیدن سختی هم داشته باشم. قطعا دلم برای امشب تنگ می شود. همانطور که دلم برای شب ورزشگاه مسکو و نیوکمپ بعد از قهرمانی منچستر و پاریس بعد از قهرمانی بارسا تنگ شده بود. در هر صورت بعد از اتفاقات امشب می توانید به من تبریک بگویید!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 13:10 توسط سعید قرایی |
|
|
زماني براي شيدايي مظلومي سه، دو، يك، اكشن... مهدي محمدي سرمربي تيم مس شد! اين خبر آغازي بود بر ساخت يك فيلم بسيار جالب و البته پيچيده ظرف هفتهی گذشته در كرمان. فيلمي كه هر چه جلوتر ميرفت سناريوي خود را بيشتر تغيير ميداد و آنقدر پايان آن عوض شد كه هنوز كسي به درستي نفهميد محتواي اين فيلم در كدام دسته قرار ميگيرد! آن را تراژيك بداند كه باعث ميشود يك عمر براي قهرمان آن حسرت بخورد و يا آن را در دستهی رمانتيك قرار دهد كه در نهايت عاشق و معشوق به يكديگر ميرسند! و يا بالاخره اكشني كه سرتاسر آن را هيجان فرا گرفته است و از لحظه بعد فيلم اصلا خبر نداريد. اما هرچه بود، سناريوي اين فيلم ساخته شده را به طور كامل در كنار يكديگر قرار ميدهيم تا اگر احتمالا از ديدن اصل فيلم، چيز زيادي دستگيرتان نشد، حداقل با خواندن فيلمنامهی آن شايد تا حدودي از سر و ته آن آگاه شويد! البته بر ما خورده نگيريد كه همانند همهی فيلمهاي سينما و تلويزيون مجبور به پرش از قسمتي به قسمت ديگر باشيم تا احيانا تمام فيلم با يك قيچي پاره نشود! به هر حال اين شما و اين فيلم شيدايي پرويز مظلومي براي بازگشت به كرمان...! چهارشنبه/ عصر/ اتاق مديرعامل مس پرويز مظلومي براي تمديد قرارداد به باشگاه مس رفته است. او شنيده است كه كرمانيها براي جانشيني او با مهدي محمدي مذاكره كردهاند اما با لبخند سردي نسبت به اين قضيه واكنش نشان ميدهد. برهانينژاد مديرعامل مس در تلاش است كه مظلومي را در كرمان نگه دارد اما خواستههاي آقا پرويز اين اجازه را به او نميدهد. مظلومي كاغذ و خودكار به دست ميگيرد و تمامي خواستههايش را مينويسد و تحت عنوان قرارداد داخلي زير آن را امضا ميكند. برهانينژاد با تعجب بند به بند آن را ميخواند. همان بندهايي كه هفتهی پيش به طور اجمالي به برخي از آنها اشاره كرديم. در راس آنها درخواست مبلغ 600 ميليوني مظلومي است. برهانينژاد يك بار ديگر از مظلومي ميخواهد آنها را كم كند اما اصرار مدير مسيها با انكار مظلومي مواجه ميشود تا برهانينژاد در نهايت آن برگه قرارداد با امضاي مظلومي را پاره كند تا همه چيز تمام شود! مظلومي با حالت قهر باشگاه را ترك ميكند و ميگويد هفتهی آينده براي تسويه حساب نهايي به كرمان ميآيد. به نظر ميرسد محمدي سرمربي شده است. پنجشنبه/ نيمههاي شب/ استديوي برنامه نود عادل فردوسيپور بعد از آنكه به خاطر نتايج خوب مس رفسنجان، با لهجهی كرماني شوخي ميكند، برهانينژاد را پشت خط برنامهی خود ميآورد تا مدير مسيها رسما از مهدي محمدي به عنوان سرمربي تيم خود نام ببرد. هرچند برخي از خبرگزاريها و سايتها اين خبر را چند ساعت پيش كار كرده بودند اما صحبت صريح برهانينژاد سبب شد كه سيل اساماسهاي تبريك به اولين سرمربي كرماني ليگ برتر سرازير شود. محمدي همان شب خود را آماده ميكند تا براي بستن يك تيم قوي آمادگي داشته باشد. در كرمان همه از اين اقدام استقبال ميكنند و حتي محمدي را با ابراهيمزادهی اصفهانيها مقايسه ميكنند و براي مربي بومي خود آرزوي موفقيت ميكنند. جمعه/ ظهر/ دفتر روزنامهی خبر ورزشي پرويز مظلومي به دفتر اين نشريهی ورزشي ميرود و در آنجا اولين واكنش رسمي خود را نسبت به جدايي از كرمان اعلام ميكند. او در اين مصاحبهی مفصل از محمدي تعريف ميكند و به او تبريك ميگويد و از اين ميگويد كه ديگر به مس فكر نميكند. او البته يك جملهی تاريخي ميگويد و اعلام ميكند كرمانيها براي بازگشت او التماس كردهاند! اما با خواهش و تمنا هم نتوانستند او را در كرمان حفظ كنند. او گفت باشگاه قصد داشته است يك مربي جديد به او تحميل كند ولي او هرگز اين مساله را قبول نميكند. مظلومي در اين مصاحبه حتي از جو كرمان هم خرده ميگيرد و تلويحا به مجيد مكيزاده مدير روابط باشگاه نيز حمله ميكند و از باندهاي مخوف 5 نفره! براي خراب كردن او صحبت ميكند. به نظر ميرسد حالا كه آقا پرويز براي هميشه از كرمان رفته است اين فرصت را دارد، به آنهايي كه در كرمان دوست ندارد حمله كند. آقا پرويز در همان روز مصاحبه ديگري ميكند و ميگويد: استقلالي بسازم كه همه كيف كنند! هرچند او منكر مذاكرات استقلال با خود شده بود اما ظاهرا رسانهها آنقدر او را به تيم قهرمان فصل قبل نزديك كرده بودند كه مظلومي خود را رسما در اين تيم ميديد. شنبه/ شب/ صفحهی ورزشي خبرگزاريها در حالي كه در كرمان مهدي محمدي برنامههاي خود را تشريح كرده است و مورد موافقت هيات مديرهي باشگاه قرار گرفته است، خبرگزاريها از انتخاب صمد مرفاوي به همراه روتهمولر براي تيم استقلال صحبت ميكنند. در اين ميان اما خبري از نام مظلومي نيست. حتي تيمهايي كه به مربي سابق مس پيشنهاد همكاري كرده بودند، رو به مربيان ديگري آوردند. استقلال اهواز و پاس همدان در شرف تمديد قرارداد با مربيان فصل قبل خود بودند و ابومسلم هم در آن زمان اعلام كرد با استيچكوف تمام كرده است. ظاهرا حكايت از اينجا رانده و از آنجا مانده براي پرويزخان تكرار شده است. ترس بدون تيم ماندن آن هم در اوج موفقيت شايد دل مظلومي را به شكل شديدي تكان داده بود كه او فكرهاي جديدي به سرش ميزند. مظلومي با باشگاه سابق خود تماس ميگيرد و به برهانينژاد ميگويد صبح شنبه براي تسويه حساب نهايي به كرمان ميآيد... يكشنبه/ صبح/ مجددا دفتر مديرعامل باشگاه مس حال و هواي اين جلسه با جلسهی قبل مظلومي و برهانينژاد كاملا متفاوت است. برهانينژاد با امور مالي باشگاه هماهنگ ميكند كه باقي ماندهی پول مظلومي را آماده كنند تا تسويه حساب نهايي انجام شود. مظلومي به اتاق مديرعامل ميرود و اين رفتن او مصادف با بهتزده شدن كامل برهانينژاد است. مظلومي روبهروي مدير مينشيند و از اين ميگويد كه حاضر است يك بار ديگر با باشگاه مذاكره كند و اين بار تمام خواستههاي كرمانيها را بپذيرد و به قول معروف تركمنچاي! را در كرمان امضا نكند و مطابق ميل باشگاه قرارداد جديد تنظيم شود! برهانينژاد كه به خاطر معرفي رسمي محمدي در معذوريت اخلاقي گرفتار شده بود به مظلومي ميگويد كه محمدي را انتخاب كردهاند و در اين شرايط و به خصوص پس از مصاحبههاي مظلومي صلاح نيست كه او به كرمان برگردد. اما مظلومي اعلام ميكند كه حاضر است در اين ميان حتي رضايت محمدي را هم براي بازگشت به تيم جلب كند و جو را يك تنه تغيير دهد! ظاهرا در اين گير و دار اتفاقاتي رخ ميدهد كه مشخص ميكند مظلومي براي كار در كرمان از عاشقي گذشته است و رو به شيدايي آورده!! گفته می شود او حتی در این روز قبل از اعلام خبر فوت آیت الله بهجت برای او اشک هم ریخته است! صحنههايي كه فقط با نمايش فيلم آن ثابت ميشود مظلومي براي بازگشت به كرمان تا چه اندازه راغب بوده است! اين اتفاقات كه به شدت برهانينژاد را شگفت زده كرده بود سبب ميشود فاز جديدي در اين فيلمنامه باز شود. در همين زمان خبر مذاكرهی دوباره با مظلومي به گوش محمدي ميرسد و او از اين اقدام همكار خود به شدت گله ميكند و ميگويد درست نبوده است زماني كه مربي يك تيم انتخاب شده بود او مجددا براي اين تيم ابراز علاقه كند. يكشنبه/ ظهر/ سطح شهر كرمان هرچند گفته ميشد كه مظلومي پس از باشگاه به ادارهی ماليات ميرود و بعد از آن براي هميشه از كرماني ميرود اما ظاهرا روز يكشنبه روز پركاري براي مظلومي بوده است. او قرار ملاقات با خيلي از شخصيتهاي استان را داشته است كه به نظر نميرسيد تنها به جلسهی خداحافظي منوط شود. در راس آنها خبر ملاقات مظلومي با حبيب دهمرده استاندار كرمان بود كه حتي يكي از مقامات استانداري كرمان هم آن را تاييد كرده بود. به هر شكل كسي نفهميد يكشنبه پركار مظلومي در كرمان چگونه سپري شد. يكشنبه/ عصر/ دوبي/ منزل مدير برنامههاي سانتيني يكشنبه داغ كرمانيها ادامه داشت... همهی اين اتفاقات در حالي رخ ميداد كه برهانينژاد مديرعامل باشگاه مس برنامهی ديگري در ذهن خود براي نيمكت تيم مس داشت. او برنامهی مذاكرات با ژاك سانتيني مربي سابق تيم ملي فرانسه را نهايي كرده بود و قرار بود در دبي و با مدير برنامههاي اين مربي سرشناس توافق نهايي صورت بگيرد. حتي بر سر مبلغ اين مربي نيز توافق حاصل شده بود و قرار بود با مبلغ يك ميليون دويست هزار يورو اين قرارداد امضا شود كه هفتصد هزار يورو آن توسط باشگاه و مابقي توسط اسپانسري كه با سانتيني به كرماني ميآمد پرداخت ميشد. برهانينژاد كه نميخواست اتفاقات عباسي مديرعامل باشگاه ابومسلم براي انتخاب تيگانا و استيچكوف براي او رخ دهد از اعلام اين خبر تا قطعيشدن آن خودداري كرد. اما ظاهرا مخالفت اردبيلي رييس هيات مديرهی مجتمع ملي مس ايران سبب شد كه اين خبر هيچگاه قطعي نشود. اردبيلي به طور كلي خيلي رضايتي به حضور نيروهاي خارجي در باشگاه مس ندارد و به همين دليل با ورود اين خارجي سرشناس به باشگاه مخالفت شديد كرد تا برهاني نژاد بي خيال تركاندن بمب خبري بزرگ خود در كرمان شود. دوشنبه/ بامداد/ باشگاه صنعت مس كرمان در حالي كه هنوز خبر مذاكرات مجدد مظلومي و مس به باور خبرگزاريها و روزنامههاي ورزشي نرسيده بود و آنها با احتياط در اين باره مطلب مينوشتند اما ظاهرا تاثير سفر يك روزه مظلومي به كرمان در همان شب خود را به بهترين شكل ممكن نشان داد. برخي از اعضاي مهم در دفتر برهانينژاد جمع شدند تا در بامداد دوشنبه با برهانينژاد براي بازگشت مظلومي چانهزني كنند. اين جلسه در حالي برگزار شد كه ساعت 8 صبح دوشنبه محمدي و برهانينژاد ميبايست در دفتر رييس هيات مديرهی مجتمع مس برنامهی نهايي خود را براي فصل بعد ارايه كنند. براي همين به نظر ميرسد اين جلسهی مهم باشگاه مس حول و حوش ساعت 1 بامداد برگزار شده باشد. در اين جلسه ظاهرا نظر برهانينژاد براي بازگشت مظلومي تا حدود زيادي عوض ميشود و او احساس ميكند برگشتن مظلومي محتمل به نظر ميرسد. پس از اين جلسه بود كه برخي اساماسها در كرمان پراكنده شد كه خبر از بازگشت مظلومي به مس ميداد. اما اتفاق نهايي صبح همين روز و در اتاق مدير مجتمع رخ ميدهد. دوشنبه/ صبح/ تهران/ اطاق مدير مجتمع مس ايران نقطه اوج اين سناريو دقيقا در همين قسمت اتفاق ميافتد... در حالي كه محمدي و برهانينژاد قصد داشتند به اتاق مدير مجتمع مس وارد شوند ناگهان خروج پرويز مظلومي از آن را ميبينند!! مظلومي با لبخند به سمت محمدي ميرود و از او ميخواهد كه فصل آينده هم در كنار او به عنوان كمك روي نيمكت مس بنشيند. محمدي كه احساس ميكند آب سردي برروي او پاشيده شده است قبل از ورود به اتاق مدير متوجه ميشود بايد قيد نيمكت مس را براي امسال هم بزند. اين سومين باري است كه محمدي در آستانهی نشستن برروي نيمكت مس از آن دور ميشود. يك بار پس از اخراج دستنشان، بار ديگر در زمان اخراج كاظمي و اين بار... محمدي سرخورده از اين اتفاقات به كرمان برميگردد...! دوشنبه/ ظهر/ كانون هواداران باشگاه مس ديگر همهی معادلات مشخص شده است. خبر بازگشت پرويز مظلومي به كرمان منتشر ميشود اما برخلاف هفته قبل ديگر كسي از اين خبر با روي خوش استقبال نميكند. اتفاقاتي كه ظرف اين هفته در كرمان گذشت هواداران مس را به شدت عصباني ميكند. آنها در ابتدا به خاطر دور خوردن مهدي محمدي و سپس نسبت به تصميمات يكي از اعضاي هيات مديرهی باشگاه در تهران حتي در برابر باشگاه تجمع ميكنند و خواهان پاسخگويي مسوولين ميشوند. گفته ميشود اين عضو هيات مديره تصميماتي را براي باشگاه ميگيرد كه به مذاق هيچكس خوش نميآيد. ايرج كهندل سرپرست مس با تجمعكنندگان صحبت ميكند و آنها را به آرامش دعوت ميكند. آرامشي كه با تمامي اتفاقات رخ داده خيلي شكننده به نظر ميرسد و باشگاه كار سختي براي تداوم آن دارد. تمام شد... فيلم سينمايي انتخاب سرمربي مس اين گونه كليد خورد و به پايان رسيد. حالا كه پردههاي سينما بسته ميشود و چراغها روشن شده است و البته شما به سمت درهاي خروجي هدايت ميشويد ميتوانيد اين فيلم را در ذهن خود حلاجي كنيد. قطعا اين فيلم از آن دسته فيلمهاي دوست داشتني ابراهيم حاتميكيا ميشود. از آن فيلمهايي كه باعث ميشود تماشاگر مسير سينما تا خانه را ترجيح دهد پياده رود و در يك سكوت عميق به فيلم خوب فكر كند. شما هم به اين فيلم خوب فكر كنيد و البته دعا كنيد قسمت دوم آن به گونهاي ساخته شود كه شما به عنوان يكي از شادترين حوادث زندگيتان از آن ياد كنيد.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:23 توسط سعید قرایی |
|
|
مظلومی در کرمان به استقبال محمدی رفت! امروز در باشگاه مس روز عجیب و غریبی بود. در حالی که پرویز مظلومی پس از تمدید رسمی قراردادش با باشگاه مس در پی آن ماجراهای عجیب و غریب، صبح امروز به کرمان بازمی گشت هیچ یک از هواداران مس به استقبال او در فرودگاه کرمان نرفتند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 14:37 توسط سعید قرایی |
|
|
چراغ سبز فصل قبلی ها برای تمدید پرویز مظلومی و اصغر صدری احتمالا دور روز دیگر به کرمان می آیند تا کار جدی خود را در تیم مس آغاز کنند. هرچند مربی مس پیش از این اعلام کرده بود که تمرینات تیمش را از روز 15 خرداد آغاز می کند اما به نظر می رسد کار جذب بازیکنان جدید تیم مس و تمدید قرارداد با بازیکنان فصل قبل این زمان را به عقب بی اندازد. در حال حاضر مشکل بزرگ تیم مس قراردا یک ساله بسیاری از بازیکنان فصل قبل این تیم است که همگی به اتمام رسیده است و باشگاه برای حفظ بازیکنان اصلی خود کار دشواری در پیش روی دارد. مهدی رحمتی، فرزاد آشوبی و امیر حسین صادقی سه بازیکنی هستند که مسی ها برای تمدید قرارداد آن ها تلاش بیشتری به خرج می دهند. صادقی که هفته گذشته تسویه حساب نهایی خود را در باشگاه انجام داده بود قول داد که هفته آینده به کرمان بیاید و با مس یک فصل دیگر تمدید کند. ظاهرا آسیایی شدن مس و خوش حسابی باشگاه در اوج بحران مالی سبب شد که صادقی ترجیح دهد یک فصل کم حاشیه دیگر را در کرمان سپری کند. رحمتی و آشوبی که در تمرینات تیم ملی هستند تصمیم نهایی خود را برای ماندن و یا رفتن از مس روز چهارشنبه اعلام می کنند. هرچند این دو به باشگاه برای تمدید چراغ سبز نشان داده اند اما به نظر می رسد احتمال ماندن آشوبی بیشتر از رحمتی باشد. آشوبی به مسئولین مس گفته بود تنها در صورتی از کرمان می رود که از پرسپولیس پیشنهاد داشته باشد که ظاهرا این پیشنهاد به او صورت نگرفته است تا آشوبی هم به این طریق یک فصل دیگر در کرمان بماند. اما رحمتی علی رغم موافقتش برای تمدید با مس به احتمال زیاد از کرمان می رود. سیل پیشنهادات رنگی در جیب او سبب می شود که در کرمان برای جایگزین او گمانه زنی شود که عباس محمدی دروازه بان کرمانی سپاهان در راس این گمانه ها هستند. همچنین شاید با رودباریان و شهاب گردان نیز در این میان تماسی برقرار شود! مس که قطعا یک یا دو جای خالی در لیست 5 نفره بازیکنان جذب شده لیگ برتری خود می گذارد، مذاکراتی را با نفراتی مثل کریمیان، منصوری، حقی ، بنگر، برهانی آغاز کرده است. البته در لیست مسی ها نام تعداد زیادی از بازیکنان مس رفسنجان هم به چشم می خورد که در راس آن ها قاسم دهنوی و نبی ساکی قرار دارند. لیست جدا شده های مس نیز بعد از بازگشت مظلومی به کرمان اعلام می شود اما به نظر می رسد جدایی هوری، امیدیان، حمودی قطعی باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 14:18 توسط سعید قرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خبر و تحلیل ورزشی
از سعید قرایی ( استفاده از مطالب وبلاگ فقط با نام وبلاگ و "منبع:بام کویر" مجاز است) |
|
RSS
|